جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

بزرگان هم کار می­کردند!

 

پیامبر اکرم (ص) نه تنها با راهنمایی­ها و زمینه­سازی­های خود، موجب هدایت افراد به سوی میدان­های کاری می شد، بلکه خود نیز عملاً وارد صحنه شده، هم دوش با دیگران کار می­کرد.

هنگامی که مسجد قبا و مسجدالنبی ساخته می­شد، ایشان هم دوش دیگر مسلمانان کار می­کرد. آن حضرت سنگ های کوچک و بزرگ را برمی­داشت و آنها را به محل ساختن مسجد می­برد. گاهی هم که مردی از اصحاب نزدش می­آمد و التماس می­کرد که یا رسول الله! پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جای شما کار کنم، حضرت می­فرمودند: «نه، تو هم سنگ دیگری بردار».[21]

این عمرو می­گوید:

روزی امام صادق(ع) را در یکی از باغ­ها ملاقات کردم. آن حضرت لباس مخصوص کار پوشیده بود و بیل به دست گرفته، در باغ خویش مشغول کشاورزی بود. چنان فعالیت می­کرد که عرق از پیشانی مبارکش می­ریخت. گفتم: فدایت شوم! بیل را بدهید تا من کار کنم. فرمود: «دوست دارم آدمی برای کسب روزی حلال در برابر آفتاب آزرده شود».[22]

کار، قبیح نیست!

روزی رسول خدا (ص) با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. یاران پیامبر گفتند: اگر این جوان نیرومند، نیرو و انرژی خود را در راه خدا مصرف می­کرد، چقدر شایسته ستایش بود. حضرت فرمود:

این سخن را مگویید. اگر این جوان برای تأمین معاش می­کوشد و انگیزه او بی­نیازی از دیگران است، در راه خدا قدم برداشته. اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار می­کند. اگر هم مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدسی دارد.[23]

بوسه بر دست کارگر

هنگامی که پیامبر خدا (ص) از جنگ تبوک برمی­گشت، سعد انصاری، یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. وقتی رسول خدا (ص) با او دست داد، لمس دست­های زبر و خشن مرد انصاری، حضرت را تحت تأثیر قرار داد و برای همین از او پرسید: چرا دستان تو این طور کوفته و خشن شده، آیا ناراحتی خاصی به تو رسیده؟ عرضه داشت: یا رسول الله! خشونت و زبری دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آنها زحمت می­کشم و مخارج خود و خانواده­ام را تأمین می­کنم. در این هنگام، پیامبر اکرم (ص) دست او را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد».[24]


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:12 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

روایات:کار از منظر دین

 

به کوشش: منصوره نرگسی

· برای آدمی جز حاصل کوشش او پاداشی نیست. (نجم: 39)

پیامبر اعظم(ص):

· به دست آوردن مال حلال برای تأمین زندگی و گذران معاش، بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.[1]

· خداوند بنده مؤمن پیشه ور را دوست دارد.[2]

· هر کس کاری می کند، باید آن را خوب انجام دهد.[3]

· خدا دوست دارد وقتی کسی کار می کند، آن را نیکو و کامل انجام دهد.[4]

· حق فرزند بر پدرش این است که برای او اسم خوب انتخاب کند، خوب تربیتش نماید و در کار شایسته ای مستقرش سازد.[5]

· کسی که از دست رنج مشروع خود زندگی کند، در قیامت با پیامبران محشور می­شود و پاداش می­گیرد.[6]

· اجر کسی که برای زندگی خود و خانواده اش زحمت می کشد، مانند اجر سرباز مجاهد است.[7]

امام علی (ع):

· اگر تن دادن به شغل، مایه زحمت و رنج است، بیکاری نیز سبب نادرستی و فساد خواهد بود.[8]

امام باقر (ع):

· عبادت، هفتاد جزء است و از همه بهتر، کسب روزی حلال است.[9]

امام صادق(ع):

· پیامبر اعظم(ص) دوبار فرمود: لعن خداوند بر کسی باد که بار زندگی خویش را بر دوش دیگران افکنده است.[10]

· گنج های الهی در زمین نهفته است و هیچ کاری نزد خداوند، محبوب تر از زراعت و کشاورزی نیست. تمام پیامبران خدا کشاورز بودند، جز ادریس که کارش دوزندگی بود.[11]

امام کاظم (ع):

· کسی که از پی روزی حلال برود تا خود و خانواده اش خود را بی­نیاز سازد، اجر او در پیشگاه الهی، مانند اجر سربازی است که در راه خدا جهاد می کند.[12]

امام حسن عسکری(ع):

· گرچه خداوند در نظام حکیمانه آفرینش، روزی مردم را تضمین کرده است، ولی مبادا اندیشه ضمانت خداوند روزی دهنده، مغرورتان سازد و شما را از انجام فریضه کار و کوشش بازدارد.[13]

ابن عباس:

· رسول اکرم (ص) مردی را دید که نیرو و توانایی اش مایه تعجبش شد. پس پرسید: آیا کار می کند؟ گفتند نه، بیکار است. فرمود: از چشم من افتاد؛ یعنی جوان بیکار در نظر پیامبر، ارزش ندارد.[14]

پژوهش :کار و تلاش

عطیه کاملی

کار در قرآن

اسلام، مردم را برای برطرف کردن نیازهای زندگی، به کار و کوشش امر کرده، از بیکاری، تنبلی و سربار دیگران شدن به شدت منع نموده است.

قرآن کریم می­فرماید:

به تحقیق شما را در زمین مسلط کردیم و برای شما در آن وسایل و مایه­های زندگی قرار دادیم (تا شما به کوشش خود از زمین و آنچه در آن است، استفاده برید و شکرگزارید، ولی) شما اندک شکر می­کنید.[15]

پس چون نماز به پایان رسید، در زمین پراکنده شوید و از فضل و احسان خدا یاری جویید.[16]

و (خداوند) از رحمت خود، برای شما شب و روز را قرار داد تا در شب بیارامید و (در روز) از فضل او بجویید؛ شاید شکرگزار باشید.[17]

کار در حدیث

· پیامبر اعظم(ص) افراد تنبل و بیکار را که تن به کار نمی­دهند و می­خواهند از دست رنج دیگران استفاده کنند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، می­فرماید: «از رحمت خدا دور است کسی که با زندگی خود را به گردن دیگری بیندازد. ملعون است، ملعون، کسی که اعضای خانواده­اش را در اثر ندادن نفقه تباه کند».[18]

· امام باقر(ع) یارانش را به کار و کسب تشویق می­کرد، از شغل آنها می­پرسید و اگر بیکار بودند، سفارش می­کرد به کاری مشغول شوند و می­فرمود: «من کسی را که کار و کاسبی را رها کرده و به پشت بخوابد و بگوید: خدایا! روزی ام ده، دشمن دارم».

ایشان به یکی از یارانش که بیکار بود، فرمود: «مغازه­ای بگیر و جلویش را جاروب کن و آب بپاش و بساطی در آن بگستر. چون چنین کنی، وظیفه­ات را انجام داده­ای».

آن گرامی تنها سفارش به کار نمی­کرد، بلکه خود نیز به باغ و مزرعه خویش می­رفت و حتی در هوای گرم تابستان، عرق­ریزان کار می­کرد.[19]

· امام صادق (ع) فرموده­اند: «کسی که برای تأمین معاش خانواده­اش تلاش می­کند، همانند مجاهد در راه خداست».[20]


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:10 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

توکل بر خدا یعنی تکیه کردن و اعتماد بر دانش، قدرت و حکمت بی پایانی که جز خیر و صلاح بندگانش چیز دیگری را اراده نمی کند. و این اعتماد بر خدا هیچ منافاتی با کار و کوشش ندارد، چرا که همان خدایی که در قرآن کریم می فرماید: «بر خدا توکل کنید.» (نساء: 81) همان پروردگار در جای دیگر در همان کتاب می فرماید: «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.» (نجم: 39) با توکل بر خدا به دنبال تلاش و کوشش رفتن، به کار آدمی، سمت و سو و صبغه معنوی می بخشد، و ناامیدی را به هنگام روبه رو شدن با موانع از میان می برد. اگر توکل با کار و کوشش گرد آید، هم آخرت انسان شکوفا می شود و هم دنیای او. توکل واقعی، .... محرک کار و تلاش انسان، و زمینه ساز کارهای نو و دستاوردهای تازه می باشد.

 

ابن جوزی در کتاب «تلبیس ابلیس» در این باره می نویسد:

«اگر آنان که به بهانه توکل، کار و کوشش را رها کردند، می دانستند توکل چیست، میان توکل و اسباب، تضادی نمی دیدند. هر کس در کسب، طعنه زند در سنت طعنه زده است و هر کس بر توکل، طعنه راند بر ایمان طعنه رانده است. همان که امر بر توکل کرده، امر به احتیاط و مسلح شدن هم فرموده است: «خُذُواْ حِذْرَکُمْ؛ اساعه خود را برگیرید.» (نساء: 71) و جای دیگر فرمود: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو بسیج کنید.» (انفال: 60) خود پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم یک وقت دو زره با هم پوشیده بود، و یک بار بیمار شد با دو طبیب مشورت کرد، و هنگام مهاجرت به مدینه، از دست مشرکان، در غار پنهان شد، و برای کشیک شب می پرسید: «چه کس از من نگهبانی می کند؟» و در روایت جابر فرمود: «شب ها در خانه هایتان را ببندید».

در روایت است که مردی نزد پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم آمد و شترش را بر در مسجد رها کرد، حضرت پرسید: شتر را چه کردی؟ گفت: با توکل بر خدا رهایش نمودم، [خدا نگهبان اوست] حضرت فرمود: با توکل زانوی اشتر ببند.

بعضی پنداشته اند توکل یعنی به عواقب نیندیشیدن و احتیاط نورزیدن، حال آنکه این، ناتوانی و کوتاهی است و سزاوار هرگونه توبیخ و سرزنش. خداوند امر به توکل کرده اما بعد از به جای آوردن نهایت کوشش در هر کار، چنانکه در قرآن هم خطاب به پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم می فرماید: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ؛ و در کار [ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.» (آل عمران: 159) آیا مشاوره که خدا به آن امر فرموده، جز استفاده از فکر و نظر دیگران برای احتراظ از خطر و برای نگه داشت خویش از دشمن است؟

توکل آن است که آنچه در قدرت داری انجام دهی آن گاه منتظر کمک خدا شوی، که تعطیل نعمت الهی یعنی قوایی که در آدم به ودیعت نهاده شده و جایز نیست. توکل کننده باید اعضای بدهش در حرکت برای کسب باشد و دلش ساکن؛ کار را به حق تفویض کند؛ و از آنجا که برای هر کاری اسبابی نهاده مثلاً غذا خوردن را سبب سیری قرار داده، اگر سبب را خوار داریم گویی عطای او را خوار داشته ایم. مثل کسی که با سرچشمه آب به اندازه یک بیل زدن فاصله دارد که آب روان شود، بیل از دست بنهد و به نماز استقا بایستد؛ این عقلاً و شرعاً درست نیست.

عیسی علیه السلام بالای کوه نماز می خواند ابلیس آمد و گفت: مگر تو بر آن نیستی که همه چیز به قضا و قدر است؟ عیسی علیه السلام گفت: آری؛ شیطان گفت: خود را از این کوه پایین بینداز و از خدا بخواه که قدر را برگرداند، عیسی علیه السلام گفت: ای ملعون! بر خداست که بندگان را بیازماید، بندگان را نرسد که خدای را بیازماید. هر کس بپندارد که با کار و کوشش، از توکل خارج می شود، پیامبران را غیر متوکل می انگارد، مگر نه آدم کشاورز بود و نوح و ذکریا نجار بودند و ادریس خیاط بود و ابراهیم و لوط کشت کار بودند و صالح، تاجر بود و سلیمان زنبیل می بافت و داوود زره می ساخت و موسی و شعیب و محمد (علیهم السلا) چوپان بودند.

از ابراهیم ادهم نقل است که گفت: هر که به ترک کسب و کار گوید و در مسجد بنشیند، گدا است، آن هم گدای سمج.»

ملا مهدی نراقی نیز در این زمینه می نویسد:

«کسی که گمان کند معنای توکل ترک کار و کسب و کنار گذاشتن تدبیر عقلی و فکری است، حقیقت را نشناخت و از آن دور افتاد، و این عمل او در شریعت مقدس حرمت دارد. امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند به بندگانش چنین واجب نموده که مطالب و مقصد خود را به سبب اسبابی که برای آنها مهیا نموده، طلب کنند».

و آمده است که:

موسی علیه السلام بیمار شد. پس بنی اسرائیل به نزدش آمده و بیماری اش را شناخته و گفتند: اگر به این دارو مداوا کنی خوب می شوی. موسی گفت: مداوا نمی کنم تا خداوند بدون دارو عافیتم ببخشد. پس بیماری اش طولانی شد و خداوند وحی فرستاد: به عزت و جلالم سوگند، عافیتت نمی دهم، تا به دارویی که آنها برایت گفته اند درمان کنی.

و حکایت شده است که: زاهدی از زهاد، شهر را ترک کرد و در قله یک کوه اقامت گزید و گفت: از کسی چیزی نخواهم خواست، تا پروردگارم روزی ام را برساند. پس یک هفته نشست و نزدیک بود که بمیرد. پس گفت: ای پروردگار من! اگر می خواهی زنده باشم، روزی مرا که به من قسمت نموده ای، برایم برسان، و اگر نمی رسانی، قبض روحم کن! خداوند متعال برایش وحی کرد:

باید داخل شهر شوی و رزق و روزی را از دست بندگانم بجویی. آیا می خواهی با زهدورزی ات در دنیا حکمت مرا از میان ببری؛ آیا نمی دانی که اینکه بنده ام را به دست بندگانم رزق و روزی برسانم، برای من دوست داشتنی تر است، از اینکه به دست قدرتم به او روزی رسانم».

گفت آری گر توکل رهبر است

این سبب هم سنت پیغمبر است

گفت پیغمبر به آواز بلند

با توکل زانوی اُشتر بیند

رمز الکاسب حبیب الله شنو

از توکل در سبب کاهل مشو

(مولوی)

تفرعن و اجازه اظهار نظر به دیگران ندادن

دعوی مکن که برترم از دیگران به علم

چون کبر کردی از همه دونان فروتری

(سعدی)

«بدن که علم، خوف می آورد و خاموشی و خود را ناچیز دیدن، همچنانکه بر پیشینیان، خوف غالب بود».

تفرعن و تنها خود را دیدن، از عواملی اصلی رکود و ایستایی است. آنکه تنها خود را عالم و دانشمندتر از دیگران می پندارد، نه توجهی به دیگران دارد و نه از دست آوردهای علمی آنان بهره می جوید. در نتیجه هرگز بر دانش او فزوده نخواهد شد و به علوم تازه دست نخواهد یافت. در واقع به دلیل بازدارنده بودن خودخواهی و تفرعن است که اولیای الهی و بزرگان پیروانشان را از آنان برحذر داشتند. در حدیثی از رسول خد صل الله علیه و آله و سلم می خوانیم: «مَن قالَ اَنَا عالِمٌ فهُوَ جاهل؛ هر که بگوید: من دانشمندم، پس او نادان است».

جناب مولانا در این باره می گوید:

زان یکی بازی چنان مغرور شد

کز تکبّر ز اوستادان دور شد

سامری وار آن هنر در خود چو دید

او ز موسی از تکبّر سر کشید

او ز موسی آن هنر آموخته

وز معلم چشم را بردوخته

لاجرم موسی دگر بازی نمود

تا که آن بازی و جانش را ربود

همچنین ملا محمد نراقی در این زمینه می نویسد:

«اگر کسی نسبت به رأی، عقل و علم خویشتن دچار خودبینی و عجب و تفرعن گردد، از سؤال کردن، استفاده های علمی و مشورت خواستن محروم می ماند. نتیجه این می شود که استبداد نظر پیدا می کند، و از پرسیدن از شخصی که عالم تر از اوست سرپیچی می کند. ای بسا که به رأی ناصواب و خطایی که پیدا نموده، اصرار و ابرام هم بورزد، از این روی به نظر دیگران اعتنا نکند، پند کسی را پذیرا نشود، وعظ هیچ واعظی را نپذیرد، و بلکه دیگران را به تمام معنا کوچک و خوار و نادان بشمرد. اگر وی خود را متهم کرده و به رأی خود اتکاء نمی کرد و آن را صائب و واثق نمی دانست، از عالمان کمک می گرفت، و از دارندگان بصیرت، بهره می جست».


موضوع : جايگاه كاروتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:08 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

اسلام برای اینکه روابط اقتصادی نیز همانند روابط اجتماعی با صداقت و راستی و از روی عدالت و رضایت انجام پذیرد و مصالح فردی و اجتماعی تأمین گردد و نیز از هر گونه هرج و مرج و اختلاف و درگیری جلوگیری شود و مردم در تمام عرصه های زندگی از جمله معاملات با خیال راحت و خوشی و خرّمی و آرامش زندگی کنند، در زمینه تجارت و معاملات نیز احکام و قوانینی مقرر داشته است تا با اجرای آنها بتوانند زندگی سالم و خداپسندانه ای داشته باشند.

 

کسب و کار و معاملات و سایر مشاغل از نظر اسلام همانند اعمال دیگر پنج قسم دارد:

1. واجب: همانند کار و کسب و معامله ای که برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده انسان و حفظ آبرو باشد.

2. مستحب: همانند اشتغالاتی که برای جامعه و خانواده مفید و سودمند باشد.

3. مکروه: همانند اشتغال به کفن فروشی و امثال آن به عنوان یک شغل و تجارت در آن کالا.

4. مباح: مانند معاملاتی که نه موجب زیان افراد و جامعه است و نه مورد نیاز آنان.

5. حرام: مانند معاملاتی که مربوط به مواد مخدر و اجناس مضرّ و غیر پاکیزه همانند هروئین و مشروبات الکلی و اموال مسروقه انجام می گیرد.

عموم حرفه ها و اشتغال های تولیدی و توزیعی و خدماتی مثل کار بنگاه داری و آژانس و امثال آن در صورتی که با شرایط صحیح و طبق دستور شرع انجام گیرد، علاوه بر تأمین زندگی خود و خانواده و حفظ آبروی شخص و خانواده یک نوع خدمت به خلق است که آن هم گاهی واجب و گاهی مستحب است و ثواب زیادی به همراه خواهد داشت و عبادت حساب می شود. این کارها در واقع یکی از مصادیق و نمونه های کارگشایی برای مردم و خوشحال کردن و زدودن غم و اندوه از همنوعان است که در روایات، به آن تشویق و ترغیب و آثار زیادی برای آن بیان شده است.

فردی که ساعت ها در محل کسب و کار، بنگاه یا آژانس می نشیند و منتظر می ماند تا فردی که به خانه یا ماشین نیاز دارد، نیاز او را برطرف و مشکل او را حل کند، در واقع در حال عبادت و بندگی است و کار او در نزد خدا و مردم ارزش دارد.

اینک روایاتی را در این زمینه مرور می کنیم:

مشکل گشایی

1. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«والله لقضاء حاجة المؤمن خیر من صیام شهر و اعتکافه؛ به خدا قسم، برآوردن حاجت مردم از روزه و اعتکاف یک ماه بهتر است».

2. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«قضاء حاجة المؤمن أفضل من طواف و طواف و طواف و...؛ حتی عَدّ عشراً؛ برآوردن نیاز مؤمن از طواف و طواف و طواف و ... بهتر است و آن حضرت تا ده بار طواف را شمرد؛ یعنی حتی از ده بار طواف هم بهتر است».

3. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«إنّ الله فی عون المؤمن مادام المؤمن فی عون أخیه المؤمن؛ تا زمانی که مؤمن در یاری برادر مؤمن خود باشد، خدا هم در کمک و یاری او خواهد بود».

4. از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد: محبوب ترین مردم پیش خدا چه کسی است؟ پیامبر فرمود:

«کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم ارائه دهد».

بنابراین در معاملات باید به فکر رساندن سود بیشتر به دیگران بود، نه اینکه انسان فقط به فکر سود خود باشد.

5. امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمود:

خداوند متعال فرموده است: «مردم خانواده من هستند، پس محبوب ترین آنان پیش من کسانی اند که با مردم مهربان تر باشند و در تأمین نیاز های آنان کوشاتر باشند».

6. و نیز فرمود:

«وقتی برادر مسلمانی پیش انسان بیاید و نیاز خود را مطرح کند، اگر به کمک و یاری او برخیزد، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».

خوشحال کردن دیگران

7. رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«من سرّ مؤمناً فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله؛ کسی که مؤمنی را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند، خدا را خوشحال کرده است.

8. و در حدیث دیگری فرمود:

«محبوب ترین اعمال در پیشگاه الهی سه چیز است: ایجاد خوشحالی در دل مؤمن، رفع گرسنگی، زدودن غم و اندوه از چهره او».

چه زدودن غمی بالاتر از اینکه انسان، مشکل شخصی را که به مسکن یا وسیله نقلیه ای نیاز دارد و گرفتار تنگناهای زندگی است، حل و او را خوشحال کند و غم و اندوهش را برطرف سازد و آسایش او را تأمین کند.

حرکت برای خدمت

9. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«مشی المسلم فی حاجة المسلم خیر من سبعین طوافاً بالبیت الحرام؛ حرکت مسلمان در مسیر برآوردن حاجت مسلمان دیگر از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است».

10. و در حدیث دیگر فرمود:

«به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان نیاورده کسی که وقتی برادر مؤمنش نیازش را پیش او مطرح می کند، با خوشرویی برخورد نکند. پس در صورتی که قدرت دارد، نیاز او را برطرف کند و اگر خودش نتوانست با کمک دیگری اقدام می کند تا آن را برطرف نماید. اگر مؤمنی چنین عملی نکند، ولایتی بین ما اهل بیت و او نخواهد بود».

11. امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«کسی که در مسیر برطرف کردن نیاز برادر مسلمانش حرکت کند و کوشش نماید تا آن را به اتمام برساند، خداوند قدم های او را در روزی که قدم ها می لرزد ثابت و استوار خواهد کرد».

12. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«من عرقت جبهته فی حاجة أخیه فی الله عزّوجل لم یعذّبه بعد ذلک؛ کسی که پیشانی اش در مسیر برآوردن نیاز برادر دینی خود عرق کند، خداوند او را بعد از آن عذاب نخواهد کرد».

هدف صحیح در کارها

یکی از مهم ترین ارکان هر کار، هدف آن است؛ هر کاری با شناخت هدف شروع شود سریع تر و بهتر به نتیجه می رسد. پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«یا ایها النّاس إنّما الأعمال بالنیات؛ ارزش و اهمیت کارها به نیت و هدف بستگی دارد».

از نظر اسلام تمام کارهای انسان می تواند با داشتن هدف صحیح عبادت به حساب اید، تا هم مورد توجه پروردگار قرار گیرد و هم انسان با انجام دادن آنها به هدف نهایی خود نزدیک تر گردد.

اگر انسان در همین کارهای تجاری و مبادلات هم توجه به هدف و شرائط آن داشته باشد، می تواند همه آنها را به عنوان اطاعت الهی انجام دهد و خود را به هدف برساند.

تا در طلب گوهر کانی، کانی

ور در پی عمر جاودانی، جانی

من فاش کنم حقیقت مطلب را

هر چیز که در جستن آنی، آنی

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«طلب الحلال فریضة علی کل مسلم و مسلمة؛ در پی مال حلال بودن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم و واجب است».

امام باقر(علیه السلام) در حدیثی از پیامبر عظیم الشأن9 نقل کرده که فرمود:

«العبادة سبعون جزءاً أفضلها طلب الحلال؛ عبادت هفتاد قسمت است و برترین آن پی روزی حلال رفتن است».

و از امام هفتم(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

«من طلب هذا الرزق من حلّه لیعود به علی نفسه و عیاله کان کالمجاهد فی سبیل الله؛ کسی که در جستجوی رزق و روزی از راه حلال آن باشد تا خود و خانواده خود را اداره کند، همانند کسی است که در راه خدا جهاد کند».

از این احادیث می توان این نتیجه را گرفت که انسان مسلمان می تواند به تمام کارهای خود را رنگ خدایی بزند و همیشه و در همه حال در حال عبادت و بندگی باشد و این در صورتی است که دنیا را وسیله قرار دهد و به عنوان وسیله به آن نگاه کند تا به وسیله آن به هدف اصلی خود که همان بندگی خداست، برسد و بنده کامل خدا و انسان واقعی شود. در قرآن هم هدف از خلقت چنین بیان شده است: «من جن و انس را آفریدم تا بندگی کنند»؛ یعنی همیشه در حال بندگی باشند و این کار، همیشگی است و در همه حال و همه جا می توان در حال بندگی خدا بود.

انسان اگر در اندیشه بندگی خدا باشد و هدف اصلی او انسان کامل و بنده واقعی شدن باشد، می تواند تمام کارهای خود را برای خدا و در راه رسیدن به بندگی قرار دهد؛ حتی خوردن و خوابیدن، لباس پوشیدن، راه رفتن، کار کردن، تجارت کردن، ازدواج کردن، کمک کردن به دیگران و ... . اگر همه اینها را انسان برای خدا انجام دهد و برای این باشد که وظایف فردی و اجتماعی و سیاسی خود را انجام دهد و زندگی سالم و خداپسندانه ای داشته باشد، همه این امور عبادت به حساب می اید. به عبارت دیگر، خوردن و خوابیدن و ... را با این هدف انجام می دهد که وظایف خود را در مقابل خدا و خلق انجام دهد و اگر کار با این هدف انجام گیرد، طبیعی است همیشه خدا را در نظر می گیرد و هیچ کاری را که رضای خدا در آن نیست، انجام نمی دهد. از این روست که وقتی دیدگاه اسلام را در رابطه با دنیا مطالعه می کنیم، می بینیم این دید را به انسان القا می کند که دنیا وسیله است و سفارش می کند که از دنیا به عنوان وسیله استفاده کنید.

امیر مومنان(علیه السلام) می فرماید:

«شما را از دنیا برحذر می دارم؛ زیرا دنیا منزل کوچ کردن است، نه جای اقامت».

یعنی هدف جای دیگری است و اینجا محل عبور و توشه برداشتن است؛ همان طور که طبق نقلی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«الدنیا مزرعة الآخرة»یعنی دنیا محل کشت و زرع برای آخرت است و هدف اصلی آخرت است که باید برای آنجا کار و تلاش کرد و کِشت.

امیرمؤمنان در نهج البلاغه به صورت هشدار می فرماید:

«یا ایها الناس، انّما الدنیا دار مجاز، و الاخرة دار قرار، فخذوا من ممرّکم لمقرّکم؛ ای مردم! دنیا سرای گذر است و آخرت خانه قرار و همیشگی. پس، از گذرگاه خویش برای قرارگاه که هدف اصلی است، توشه تهیه کنید.

بنابراین انسان مسلمان و مؤمن باید زیرک و هشیار باشد؛ همان طور که در روایت هم آمده است که مؤمن زیرک است. او باید از این دنیا و از این وسیله بیشترین بهره برداری را بکند و خود را برای زندگی جاودانه آماده سازد، و زیور و زینت و ظاهر دنیا او را از هدف اصلی بازندارد و او را کر و لال نکند تا از هدف اصلی و حیات جاودانه غافل بماند.

امیر مومنان(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید:

«من أبصر بها بصّرته، و من أبصر الیها اعمته؛ کسی که به عنوان وسیله به دنیا بنگرد خدا به او بصیرت می دهد و آن کس که به عنوان هدف به آن بیندیشد، کورش می کند».

دنیا همانند عینک است. اگر از آن به عنوان وسیله دید نگاه کنی و به عنوان عینک از آن استفاده کنی، دنیا و حقایق آن را برای تو نشان می دهد و روشن می کند؛ امّا اگر عینک را به دست خود بگیری و به خودش نگاه کنی و هدف، نگاه کردن به حقیقت و جنس خود عینک باشد فقط عینک را می بینی و نگاه به عینک به عنوان عینک و جنس آن، تو را از دنیا و آنچه از پشت آن می شود دید، غافل می کند.

بنابراین انسان مسلمان از دنیا هم همانند عینک باید به عنوان وسیله و نردبان ترقی و کارخانه انسان سازی استفاده کند و از آن برای ارتقای معنوی خود و رسیدن به مقام انسانیت و قرب الهی بهره برد و خود را به دنیا نفروشد؛ چون به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم):

«فان الدُّنیا خُلقت لکم و انتم خُلقتم للاخرة؛

دنیا برای شما آفریده شده است (نه شما برای دنیا) و شما برای حیات جاودانه و آخرت آفریده شده اید».

پس هدف از آفرینش دنیا شما هستید؛ خدا دنیا را آفریده تا شما از آن، حیات جاودانه بسازید و هدف شما بالاتر از دنیاست.

با این دید، انسان مسلمان در هر پست و مقام و هر شغلی باشد، می تواند در تمام کارها خدا را طرف حساب خود قرار دهد و همه چیز را به حساب خدا بگذارد.

بنابراین در همه شغل ها از جمله تجارت و معاملات، انسان مسلمان می تواند شغل خود و فعالیت های خود را که در واقع یک نوع کارگشایی است، به عنوان بهترین عبادت به حساب آورد و علاوه بر پاداش دنیوی، از ثواب های اخروی و الهی برخوردار گردد. البته روشن است انسان در صورتی می تواند به این کار رنگ خدایی بخشد و آن را به حساب خدا بگذارد که در همه حال، شرایط و آداب آن و دستورهایی را که خدا در مورد هر کاری مشخص کرده است، مراعات کند و از حدود و ثغور آن تجاوز نکند.

پی نوشت ها

. بحارالانوار، ج74، ص285، ح6.

. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح22.

. بحارالانوار، ج74، ص312، ح69.

. همان، ج74، ص287، ح14.

. فروغ حدیث، ص187، ح2.

. همان، ص193، ح20.

. بحارالانوار، ج75، ص176، ذیل ح12.

. مستدرک الوسائل، ج2، ص407.

. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب 752، ح19.

. میزان الحکمه، ج13، ص6570، ح20961.

. جامع الاخبار، ص398، ح1079.

. وسائل الشیعة، ج12، ص11، ح6.

. همان، ح4.

. قرآن می فرماید: و ما خلقت الجن و الانس ألا لیعبدون.

. نهج البلاغه، خطبه113.

. عوالی اللئالی، ج1، ص267، ح6.

. نهج البلاغه، خطبه203.

. همان، خطبه82؛ میزان الحکمة، ج2، ص899، ح5796.

. میزان الحکمه، ج2، ص891، ح5753.


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:04 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/