شرائط خودکفایی
امام راحل , برای رسیدن به خودکفایی , شرایطی را برشمرده اند که اهم آنها به قرار ذیل است :
1. تبیین نظری اقتصاداسلامی .
2. حفظ اصول وارزشها.
1. تبیین نظری اقتصاداسلامی
برای رسیدن به خودکفایی , شرط اول , ترسیم تئوری نظام اقتصادی اسلام است و تنها در سایه یک فقه مدون و محکم ناظر بر زمان است که می توانیم به خودکفایی برسیم .
فقه اسلام , در بردارنده همه مسائل اخروی و دنیوی انسان بوده و هست و توانایی گشودن گره از همه مشکلات اقتصادی جامعه را دارد,اما به خاطر دور شدن فقهااز صحنه زندگی و عمل , فقه ,از متن جامعه , کنار رفت واز حل مسائل گوناگون اجتماعی ,از جمله :اقتصادی , بازمانداین سرنوشت تلخ , موجب گردید که در صده های اخیر,این اندیشه برذهنها راه یابد که اسلام برای اداره جامعه برنامه ای ندارد واین سبب گردید که جوانان , به التقاط و مکتب مادی روی آوردند.
حضرت امام , در برابراین تفکر می ایستد و می فرماید:
[تمام چیزهایی که دراداره یک کشوراحتیاج به آن هست , دراسلام هست .اسلام رااگر کسی تعهد به آن داشته باشد,امکان ندارد که ... زیربار وابستگی برود, زیربار وابستگی به کفار برود] 9 ..
حضرت امام , در راه تحقق و تبیین صحیح سیستم اقتصادی اسلام , به دو مطلب بسیار تاکید می کنند و آن را شرط اساسی طرح دوباره اسلام در صحنه اقتصادی , می شمارد:
پویایی اجتهاد.
استفاده از کارشناسان .
پویایی اجتهاد
نیازمندیهای اقتصادی و مادی انسانها, در بستر زمان , در حال تنوع و گسترش است و هر چندگاه , موضوعات جدیدی پدید می آیدازاین روی , اسلام ,اجتهاد مداوم را برای همه زمانها و جوامع گوناگون ضروری می داند.
امام امت , براین نکته تاکید کرده واز علماء و فقها و متخصصین این فن می خواهد که در مجامع قانون گذاری حضور یافته و با در نظر داشتن نقش زمان و مکان , به استنباط و تبیین احکام شریعت و مسائل اقتصادی آن بپردازند:
[به عهده علماءاسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام , طرحها و برنامه های سازنده و در برگیرنده منافع محرومین پابرهنه های راارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین رااز تنگناها و فقر معیشت , در آوردند] 10 .
و برای تبیین درست نظام مستقل اقتصادی اسلام , دخالت دادن عناصری , مانند :[مصلحت نظام] ,[ زمان و مکان] ,[ حکومت] و... را دراجتهاد واستنباط نظریات فقهی ضروری دانسته و می فرمایند:
[تذکری پدرانه به اعضاء عزیز شورای نگهبان می دهم که خودشان , قبل ازاین گیرها, مصلحت نظام را در نظر بگیرند چرا که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پرآشوب کنونی , نقش زمان و مکان دراجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست . حکومت , فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند و بااین بحثهای طلبگی مدارس که در چهارچوب تئوریهاست , نه تنها قابل حل نیست که ما را به بن بستها می کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می گردد. شما در عین این که باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد (و خدا آنروز را نیاورد) باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده , اسلام در پیچ و خم های اقتصادی نظامی ,اجتماعی و سیاسی متهم به عدم قدرت اداره جامعه نگردد] 11 .
افزون براین , مجتهدی را شایسته اظهارنظر در مسائل اقتصادی واحکام مالی اسلام معرفی می کند که بر مسائل پیچیده اقتصادی و رمز و رموز آن آشنایی داشته و آگاه به زمان خویش باشد:
[... آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرها, فرهنگ حاکم بر جهان , داشتن بصیرت و دیداقتصادی ,اطلاع از کیفیت برخورد بااقتصاد حاکم بر جهان , شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت ,استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنداز ویژگیهای یک مجتهد جامع است] 12 .
استفاده از کارشناس
امام , در تبیین خط قانون گذاری , خصوصا قوانین اقتصادی , به مسؤولان توصیه می کند که -از به کارگیری کارشناسان فن و متخصص متعهد غافل نباشند.ایشان مشورت با کارشناس را, در فهم موضوعات عرفیه , حجت شرعی می دانند:
[مجلس محترم شورای اسلامی , که در راس همه نهادهاست , در عین حالی که ازاشخاص عال , متفکر و تحصیل کرده برخورداراست . خوب است در موارد لزوم ,از دوستان متعهد و صاحب نظر خود, در کمیسیونها دعوت کنند که با برخوردها نظرها وافکار, کارها سریعتر و محکم ترانجام گیرد و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات , برای احکام ثانویه اسلام نظرخواهی شود.... واین نکته لازم است که : رداحکام ثانویه , پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس , با رداحکام اولیه فرقی ندارد چون هر دو حکم الله می باشد و نیزاحکام ثانویه , ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد... در موضوعات عرفیه , که تشخیص آن با عرف است , با مشورت کارشناسان , حجت شرعی است که مخالفت با آن , بدون حجت قوی تر, خلاف طریقه عقلاءاست] 13 .
2. حفظ اصول وارزشها
یاین پرسش , باید پاسخ گفته شود که آیااز دیدگاه حضرت امام , رسیدن به خودکفایی ارزش ذاتی دارد و می بایست آن را به هر قیمت بدست آورد؟ گرچه با قربانی کردن اهداف واصول باشد؟
آیا می توان عدالت اقتصادی واجتماعی را فدای خودکفایی مالی نمود؟ آیا می توان از تکاثر ثروت و سلطه مترفین و یا دو قطبی شدن جامعه , در راه رسیدن به این مقصود, چشم پوشید و آیا می توان در راه غنای معیشتی ,از آزادی مطلقه مالکیت و... صرف نظر نمود و یا بایداهداف انقلاب اسلامی را کنار گذاشت ؟ با نگاهی کوتاه به گفته ها و سیره حضرت امام , می بینیم که پاسخ همه سوالات منفی است و حضرت امام , در عین تکیه بر خودکفایی , هموراه بر حفظ اصول وارزشهای اسلامی وانقلابی تکیه کرده و حفظ آنها را در راس همه برنامه های خود قرار داده است .
دراینجا برخی ازاصول کلی را, که حراست و حفاظت از آنها در راه رسیدن به خودکفایی لازم است بدین شرح ذکر می کنیم :
معنویت
حفظ ارزشهای انقلاب .
عدالت اقتصادی .
دفاع از محرومان و مستضعفان .
معنویت
از مسائل اساسی در دیدگاه حضرت امام , توجه به معنویت و نقش زیربنایی آن در رابطه با همه مسائل اقتصادی و دنیوی است . در دیدگاه حضرتش , آنچه که هدف اصلی بعثت پیامبران را تشکیل می دهد, توجه دادن انسان به مساله آخرت و خدا و معنویات است و فقط در سایه آن است که انسان را به آرامش رسیده و کمال مطلوب را درمی یابد.اگراسلام , به مساله مادیات توجه فرموده ,از جهت مقدمیت وابزار بودن آن , در راه رسیدن به کمالات معنوی است . دراین راستا حضرت امام مرتب هشدار داده اند که پرداختن به مساله اقتصاد و مادیات , بدون توجه به معنویات جامعه ,انحراف بوده و ما را به همان گردابی دچای خواهد کرد که امروز غیر مسلمانان با آن دست به گریبانند و در جستجوی راه چاره برای فرار و گریز! و در نهایت , سرنوشت و بقای نهضت اسلام ,به حفظ معنویات و گسترش آن بستگی دارد.
امام , قدس سره , دراین راستا, با کسانی که به تحریف اسلام پرداخته و با تاثیراز مکاتب مادی شرق و غرب , گرفتارالتقاط گردیده و با تفسیراحکام اسلام به مادیت , در واقع , به اقتصاد, بیش ازارزش واقعی آن , بها داده و آن را زیربنا فرض کرده اند, به مبارزه برخاسته و به افشای خطر و پیامدهای این تفکر می پردازد:
[ اخیرا ما مبتلا شدیم به یک عده ای که ... تمام معنویات را به مادیات برمی گردانند. می گویند: مسلمیم لکن نه توحیدشان توحیداسلامی است و نه بعثت شان اسلامی است و نه نبوت شان نبوت اسلامی است و نه امامت شان و نه معادشان همه اش بر خلاف اسلام است ...اینها هم به اسم اسلام می خواهند به کلی اسلام را کنار بگذارند و یک چیز مادی جای او بگذارند که همه چیزش مادی باشد. به اسم ترویج اسلام مادیت می کنند. 14 ]
وامام , با طرح درست اسلام و ترسیم جایگاه معونیت و مادیت در مسائل اقتصادی اسلام به تشویق منحرفین , برای بازگشت درست به اسلام می پردازند.
ایشان سر شکست طرحهای اقتصادی دنیا و به بن بست رسیدن قدرتهای بزرگ مالی را, دورماندن آنان از معنویات معرفی کرده واحتیاج به معنویات رااز علل اساسی وجود جنبشهای مردمی در جوامع صنعتی و پیشرفته معرفی می کند.
امام جواب سئوال خبرنگار شبکه تلویزیون آلمان غربی که می پرسد: دراروپا تحرک جدید به چشم می خورد و آن یک تحرک مذهبی است ...این تحول را چگونه ارزیابی می کنید, می فرماید:
[ ان تحرک مذهبی ازاین است که : مردم ازاین پیشروی مادی سر خورده اند و دیدند که تمام این پیشرفتهایی که شداست , چیزهایی نیست که برای بشر ضرر بشر بوده تا به نفع بشر. و آن چیزی که بشر طالب است ] این است که به روحش آرامش بدهد و آن چیزی که آرامش می دهد مذهب است .
15 همین روی کرد به مذهب و معویت را به گورباچف هم توصیه می کند 16 .
حضرت امام , معنویات را رمز بقای اسلام و نهضت معرفی می کند و هشدار می دهد که در غیراین صورت , حتی در فرض استقلال , اقتصادی , راه انحطاط و شکست باز خواهد بود:
[آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند... وازاین خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند, آن روزاست که ما برای کشور, باید فاتح بخوانیم ... مادامی که این ملت ...این جوانهای ما توجه به معنویات دارند...جمهوری محفوظ است و هیچ کس نمی تواند به او تعدی کند. آن روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما, راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد, آن روزاست که ابرقدرتها می توانند در ما تاثیر کنند] 17 .
حفظ ارزشهای انقلاب
توجه به ارزشهای اسلامی وانقلابی در برنامه ریزیهای اقتصادی ,از مسائلی است کآه حضرت امام به آن اهمیت فراوان داده است و همواره بر لزوم حفظ و تدوم آونها به مسؤولان و مردم هشدار داده اند. در دیدگاه حضرتش ,ارزشهای اسلامی وانقلابی , تنها چیزهایی هستند که ملت , به خاطر دست یابی به آنهاانقلاب کرده و در راه آن تا مرز شهادت به پیش رفته اند و هیچ توسعه , پیشرفت نمی بایست ما را به عقب نشینی ازاصول اساسی باز دارد. در همه برنامه ریزیهای سیاسی واقتصادی باید عزت , شرف مومنین و ذلت منافقین و دنیاطلبان , شعار حمایت او مظلومین عالم , مبارزه با ستم , دفاع ازاسلام و در یک کلمه دیانت ما محفوظ بماند. تکیه یک جانبه بر برنامه های اقتصادی می تواند به نفی آرمانهای انقلاب , بی توجهی به اسلام و نهضت های اسلامی , رو آمدن سرمایه داران بی درد و پیامدهای تلخ ناشی از آن , بیانجامد. تنها باقی ماندن براصول اساسی است که می تواند عزت و کرامت مومنین را تضمین کرده , و ما را بر تداوم انقلاب یاور باشد, چه بسیاری از دولتهای انقلابی واسلامی که با شعار, آزادی و کرامت انسانها قیام کردند, ولی سرانجام مشکلات اقتصادی و رسیدن به رفاه بیشتر, موجب گردید که آنان از شعارهای انقلابی خود دست بردارند و برای رسیدن به زندگی بهتر و حل مسائل اقتصادی خود, هویت و شرافت اسلامی و ملی خود را در پیشگاه ثروت و رفاه قربانی کنند. بدین جهت امام امت همواره بر حفظ شعائر و آرمانهای انقلاب تکیه کرده و آن را را در راس همه امور می شمارد .
مسائل اقتصادی و مادی ,اگر لحظه ای مسوولین رااز وظیفه ای که برر عهده دارند منصرف کنند, خطری بزرگ و خیانتی سهمگین است . باید دولت جمهوری اسلامی , تمامی سعی و توان خود را دراداره هر چه بهتر مردم بنماید, ولی این بدان معنی نیست که آنها راازاهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کنند. مردم عزیز ایران , که حقاجهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند, باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسؤولان بالای کشور, به وظیفه اساسیشان , که نشراسلام در جهان است , برسند 18 .
حفظ آرمانها واصول , در راس همه فعالیتهای حضرت امام , قرار داشت . در قضیه سلمان رشدی , شاهد بودیم که :استکبار جهانی , پنداشت , با محاصره اقتصادی خواهد توانست ,امام رااز نظرش برگرداند واو را واردار به عقب نشینی کند, ولی امام , با شجاعت واستقامت , در مقابل همه توطئه هاایستاد و ثابت کرد که آرمانها وارزشهای اسلامی , بسیار والاست وایران اسلامی , به هیچ وجه از آن عدول نخواهد کرد. بدین جهت , امام , در بیانیه ای , به کسانی که ممکن است در آینده , صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی را موقتی بدانند و وسوسه های پیشرفت اقتصادی , آنان را به سوی پیوند با غرب و فراموش کردن ارزشهای اسلامی وانقلابی بکشاند, هشدار می دهد 19 . همچنین آن بزرگوار, نظیراین حساسیت و غیرت دینی را (پیش ازاین ) در رابطه با ملی گرایان و متخصصان بی تعهد داشتند 21 .
عدالت اقتصادی
واژه عدالت , که عدالت اقتصادی از بارزترین شاخه های آن است , ریشه در فطرت انسانها داشته و بشر, همواره به عنوان یک آرمان و کمال مطلوب به جستجوی آن پرداخته و در رسیدن به آن از بذل جان و مال دریغ نداشته است .اگر بگوئیم که بیشتر جنگها و منازعات برخاسته از مسائل اقتصادی , پیش از آن که ناشی از فقر و تنگدستی باشد,از بی عدالتی و تبعیض اجتماعی سرچشمه گرفته است , سخنی به گزاف نگفته ایم . بدین جهت , شعار عدالت اجتماعی واقتصادی , همواره در سرلوحه همه مکاتب و مذاهب و نهضتها قرار داشته است واز پرشورترین شعارهای انقلابها بوده است . در شریعت اسلام , عدالت ,از جایگاه ویژه ای برخورداراست . عدالت اجتماعی واقتصادی دراسلام , در جهان بینی توحیدی ,اسلام و طرز نگرش اسلام به انسان و کرامت او دارد.از میان صفات بی شمار خداوند, عدل و عدالت , جزءاصول و شعائر قرار گرفته است .این , نمایانگر عدالت خداوند در جهان هستی و لزوم و ضرورت استفاده عادلانه بشراز مواهب خدادادی می باشد.انسانها, در راه تقرب به او, می بایست , عدالت را پیشه خود سازند.
در بعد نبوت و رسالت : عدالت ,ازاهداف اصلی انبیا اعلام گردیده است . برای تحقق آن , به پیامبران رئوف خود, دستور داده است که دست به سلاح ببرند 21 .
علی[ ع] در شیوه حکومت , براجرای عدالت تاکید کرده واز آغاز حکومت خویش , واژگونی جامعه غیراسلامی و دو قطبی رااعلام می کند و در عمل نیز, با به زیر کشیدن مستکبران و زالوهای اقتصادی و غارتگران بیت المال , به نفع محرومان و مظلومان , عدالت اقتصادی واجتماعی را جلوه گر می کند.
بااشاره به اوضاع نابسامان اجتماعی واقتصادی و رشد سرمایه های بادآورده می فرماید:
الا وان بلیتکم قد عادت کهیئتها
آگاه باشید! تیره روزیها, درست همانند زمان بعث پیامبر[ص] , را دیگر, به شما روی آورده است . سوگند به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرد, به سختی مورد آزمایش قرار می گیرید و غربال می شوید و همانند محتویات دیگر, هنگام جوشش , زیر و رو خواهید شد, آنچنان که بالا, پایین و پایین , بالا قرار خواهد گرفت .
در مورد برگرداندن اموالی که به دست حکام پیشین ,از بیت المال غارت شده بود, می فرماید:
والله لو وجدته قد تزوج له النساء و ملک به الاماء, لردوته 23 .
به خدا سوگند, آنچه از عطایای عثمان اگر بیابم , به صاحبش بر می گردانم گر چه زنانی را بر آن کابین بسته و یا کنیزانی را با آن خریده باشند.
پس از پیروزی انقلاب , حضرت امام قدم به قدم , با در نظر گرفتن شرایط لازم , به شعارها واصول عدالت خواهانه انقلاب , جامعه عمل پوشاند. با مصادره اموال طاغوتیان غارتگر به نفع مستضعفان و توزیع عادلانه امکانات در بین مردم واجرای برنامه های اقتصادی عادلانه , درراستای عدالت اقتصادی حرکت کردند. حضرت امام , مکررا, براین اصل تاکید داشتند که : عدالت , زیربنای همه مصالح واصلاحات و ظلم و بی عدالتی , سرمنشا همه تباهی ها به شما می رود که در همه برنامه ریزیهای اقتصادی و تنظیم نظام اقتصادی باید رعایت گردد .
استقلال اقتصادی کشور و رفاه بدون اجرای عدالت , بی ثمر خواهد بود زیرا, جامعه به دو قطب , تقسیم خواهد شد:اقلیت ثرتمند و ممتاز و اکثریت فقیر. دراین صورت , واضح است که :اقلیت ثروتمنداست که زمام امور را در دست خواهد گرفت .
دفاع از محرومان و مستضعفان
ازامور مهمی که امام امت در سرلوحه برنامه ریزیهای اقتصادی و سیاسی کشور بدان تکیه کرده است , دفاع همه جانبه از محرومان مستضعفان جامعه اسلامی , بلکه همه محرومان , جهان می باشد.
این مساله روشن است که محرومان و مستضعفان در جوامع مختلف , کمتر مورد توجه قرار گرفته و می گیرند و عقربه اقتصادی جوامع بشری و حکومتها, همیشه , به سود حاکمان و سرمایه داران , در حرکت بوده است . مستکبرین همواره با شیوه های مختلف , و بااستفاده از زور و زر و تزویر, قدرت سیاسی جوامع را به نفع خود رقم زده اند. چه بسیاراز نهضتهایی که در جهان , با عنوان دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان قیام کردند و با دست و بازوی محرومان به پیروزی رسید. ولی به تدریج به انحراف , دچار آمده و دوباره مستکبرین ,از راهی دیگر, خود را بر مردم تحمیل کردند.
تنها حرکتهای الهی است که محروم زدایی , همیشه سرلوحه کارشان است ازاین روی بیشتر, پیروان پیامبران الهی و مصلحان از طبقه محروم و زجر کشیده است .
برنامه اساسی اسلام ,ایجاد جامعه ای آباد و سالم و بدوراز نکبت فقر و تهی دستی می باشد. پیامبران وائمه هدی(ع) عملا براین راه رفته اند. واین نمایانگر حمایت همه جانبه آنان ,از مستضعفان و محرومان جامعه می باشد. و در حکومت علی بن ابیطالب (ع) , توجه به فقر و طبقات مستضعف جامعه , در راس برنامه های حکومتی آن حضرت قرار داشت . در نامه حکومتی به مالک می نویسد:
ثم الله الله فی الطبقه السفلی من
پیروزی و تدام نهضت اسلامی ما نیز, بیش از همه گروهها, مدیون فداکاری وایثار طبقه محروم جامعه بوده و هست یعنی کسانی که در رژیم ستمشاهی به استضعاف کشانیده شده بودند و همه عرصه های پیشرفت و ترقی و رسیدن به حقوق شرعی وانسانی بر آنان بسته شده بود.این طبقه , همیشه مورد عنایت خاص حضرت امام بودند و همیشه آن بزرگوار,از حقوق این گروه دفاع کردند.
پر واضح است که حمایت و دلسوزی حضرت امام , نه برخاسته ازاضطرار و ناچاری و نه از نوع کمکهای دولتهای دیگر برای جلوگیری از خطر طغیان فقرا علیه حکومت , که نشات گرفته از دین و فطرت انسان دوستی آن عزیز بود:
[خدا می داند که من مطلعم و رنج می برم . من مطلعم ازاین دهات و شهرستانهای دورافتاده ... من مطلعم از گرسنگی مردم واز وضع نابسامان زراعت و فلاحت . خدا می داند که من گاهی به فکر می افتم که این زمستان آینده , چه خواهد شد؟ خیلی ناراحت می شوم .این بیچارها, آیا نان دارند یا ندارند؟ چه خواهد گذشت دراین زمستان سیاه , به این ملت فقیر بدبخت] 24 .
این دلسوزی برای فقرا, در طول عمر پر برکت امام , مشاهده می شود:
قبل ازانقلاب , در فریاد علیه نابسامانیها و ظلم به طبقه ضعیف به و به استضعاف کشاندن آنان , جلوه کرد و پس ازانقلاب , با برنامه های جدی درصدد رفع محرومیتها بودند و گامهای بسیار مثبتی هم دراین راه برداشتند.
اساسا, دراندیشه حضرت امام , توده مردم و طبقات زجر کشیده , جایگاه بلندی داشتند.ایشان جنگهای پیامبران , بویژه پیامبراسلام را, جنگ بین فقر و غنی , جنگ بین زورمند و ضعیف و ... می دانستند 25 .
دراندیشه امام , صاحبان اصلی انقلاب , که در تمام جبهه ها حضور فعال و ایثارگرانه دارند, محرومان و طبقات پایین جامعه اند 26 .
دراین راستا, توصیه و تاکیدایشان , همیشه ,این بود که : مسؤولان به گونه ای برنامه ریزی کنند که طبقات محروم بتوانند رشد کنند و به مراکز فرهنگی و سایر مدیریتها راه یابند. برای تحقق این امر مهم ,از علما, برنامه ریزان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی می خواهند که طرحهایی ارائه بدهند که محرومان ازاین وضع , نجات پیدا کنند.
موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي
منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت