جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

شمیم شفابخش بهار

 

چشم در چشم لحظه ها، در سکوت معطر زمان، شمیم شفابخش بهار را با زمزم دعا هم آواز می شویم:

ای دگرگون کننده دل ها و بینش ها

ای تدبیر کننده روزها و شب ها

ای گرداننده سال ها و سرگذشت ها

بگردان حال ما را به نیکوترین حال

خاطره معطر خاک

بهار آمده است با قامتی خجسته و سبزینه پوش. یادآور بلندای قیامت، و هر غنچه و گلی که قد می کشد، پیراهنی از معاد بر تن دارد. بهار آمده است با آیینه ای در دست از حکمت و معرفت و شکفتن، سرشار از آوازِ چلچله های بیداری، شوقمند و بی قرار؛ چونان پرنده ای که از قفس رها می شود. بهار آمده است؛ این راز برجسته طبیعت، این تحول و تغییر، این خاطره معطّر خاک، این غلغله گل و چهچهه بلبل و رقص سنبل. بهار آمده است؛ عطر کمال طبیعت، سرّ عیان شده عظمتِ خلقت، نشانه نور، اشاره سرور، رمز شگفتی و شادی، فصل زیبای بیداری. سلام بر بهار، سلام بر ماه گل نشان، سلام بر نجوای رازناک طبیعت. سلام فراوان بر بهاران و هر چه بهاری است. سلام بر سبزه نای دوستی و سلام بر همه دوستان!

تبریک

رستاخیز سحرآمیز سبز بهار، نشان رویش زندگی است در رگ های جهان مادی، و سرخی شفق، نماد جاری خون ثارالله است در درازنای تاریخ انسانیت. تقارن غمناکی اربعین حسینی با نوروز باستانی، جلوه دیگری است از بزرگواری روح بلند ایرانی در پاسداشت هم زمان از سنت های ناب اسلامی و آیین های نیکوی ملی، و پیوندی است از شادابی زمین با سوز زمان. در این هم زمانی حزن و نشاط، از آفرینشگر زیبایی ها می خواهیم که روح های تشنه ما را با مهر حسینی در آمیزد و بر زندگی ما رنگ خدایی بپاشد.

سالی سراسر سلامت، دل هایی سرشار معرفت، لب هایی لبریز از ذکر و حیاتی مملو از مهر محمد صلی الله علیه و آله و دودمان پاک او را بر شما آرزو می کنیم.

خنده گل، گریه من

امسال بنفشه را سیه پوش کنیم گل خنده عیش را فراموش کنیم

چهل روز است عاشورای حسینی را پشت سر گذاشته ایم؛ اگر چه هنوز نگاهی ملتهب و چشمانی اشک بار در رثای خون خدا داریم. اینک با فرا رسیدن نوروز 85 با اندوهی مقدس به استقبال بهار می رویم. امسال هفت سین ما حال و هوای اربعین حسینی دارد و سفره دل ما سوگنامه ای است در شهادتِ سالار شهیدان، سید جوانان بهشت، سفیر هدایت، سفینه نجات، سرود خوانِ عرصه حماسه و عشق، سروِ در خون نشسته باغ امامت، سراج هدایت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام ، و زمزمه ای است با قافله سالار عشق که حسین جان!

بی خود از خود شدم آن قدر که در فصل بهار گل اگر خنده کند، گریه به حال تو کنم

بعثت سبز

بهار، تعجب سبزی است / در چشم های خاک / روبه روی این شگفتْ / درنگ کن / و درختانْ / تجسم استفهامی سبز / که سال را / چگونه سَرآوردی؟ / و در زمین / برای شگفتن حتی یک گل / هیچ فکر کرده ای؟

بهار می پرسد: / باغ را با کدام چشم تماشا کردی؟/ و آب را چگونه تلاوت کردی؟/ بهار / از حیطه تماشای صِرفْ بیرون است/ بهار، فلسفه ساده ای است / برای آنکه بدانیم / زمین عرصه کوچ است / و غفلت آه غفلت/ چه دریغ مطوّلی دارد / بودن ضرورتی است / چنان که زمستان / و مرگ ضروری تر / آن سان که بهار / بهار آمده است / چه گلی بر سر خویش زدی؟/ ای سرگردان! / اگر به مرگ اعتماد کنی / معاد جاذبه ای است / که تو را بر می انگیزاند / سبزتر از هزار بهار

زنده یاد سلمان هراتی

در جست وجوی بهار معنا

بهار، موسم شکفتن شکوفه هاست. هنگامه رستاخیز رنگ ریز طبیعت، وقت دمیدن عطر بیداری بر جسم خواب آلود خاک، و زمان زایش بی امان زمین. چه زیباست در شگرفی این همه رنگ و شکوه این همه عظمت، همراه با نوشدن تن پوش ها، سرزدن ریشه ها و سبز شدن بیشه ها، بهارمعنا را در سرزمین وجودمان جست و جو کنیم و در ساحل پارسایی تن به طراوت پروردگار بسپاریم، چرا که:

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود
زیباست روی کامل سبزت کلاه نو زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود
ما را غم کهن به میِ کهنه بشکنید بر حال ما چه سود اگر شیشه نو شود

زنده یاد منوچهر آتشی

تقویم ها گفتند

نای کهنگی برگ های باطل شده تقویم به سرعت کوتاهی عمرها و با غصه غفلت آدم ها جای خودش را به بوی نوی روز شمار امسال سپرد و تاریخ آخرین آغاز مسافرت زمین در سیصد و شصت و پنجمین روز پایان یافت. تقویم ها یک دور کامل، خاطره روح انگیز بهار، حرارت حیات بخش تابستان، پاییز زرد برگ ریز و سوز بانوی سپید پوش را مرور کردند.

زمین در سیر زمان و به تدبیر گرداننده جهان، هر سال تن به رستاخیزی سبز می دهد. این ما هستیم که گاه سال ها در سایه بی خیالی زیر غبار غفلت به وادی نسیان دل می سپاریم. شایسته است در فصل شیداواری طبیعت، گذر روزگار را به بطالت نگذرانیم و نباشیم از آنان که با افسوس سُرودند:

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم

محفلی برای تفکر

نوروز، قصه آمدن یک سال نو و غصه رفتن یک سال کهنه را خبر می دهد؛ سالی با همه خوبی ها و بدی ها و تلخی ها و شیرینی هایی که می آید و می گذرد. آدمی در گذر این رخدادها تجربه های گوناگونی را پشت سر می نهد؛ گاه پله های اوج را می پیماید و گاه در گرداب گرفتاری می افتد. این اتفاق ها هیچ گاه و برای هیچ کس ثابت و پایدار نیست، پس نمی تواند ملاک قضاوت یا افسوس و سرخوشی عمیق ما باشد. این را تجربه تاریخ می گوید. تنها سرمایه ای که پیوسته و در هر حال امکان فزونی پیش رو دارد، عنصر اندیشه است. در این راه، هر نوروز فرصتی است برای تعالی و هر بهار محفلی برای تفکر؛ برای آنکه در مجال پیش رو، از تجربه های خاکستر شده و خاکستر تجربه ها بهره بگیریم و از پرتو انوار انسان ساز اهل بیت، چراغی فراروی اندیشه مان روشن کنیم.

تقویم نو

تمام دیشب را به حرف هایت فکر کردم. راست می گویی. امروز عمر تقویم کوچک جیبی ام تمام می شود و دیگر کسی سراغی از او نمی گیرد. تمام دیشب تقویمم ار ورق می زدم و دنبال خودم می گشتم؛ دنبال روزی که یک سرو گردن از روزهای دیگر بالاتر باشد. دنبال روزی که من توی آن کاری کرده باشم. 365 روز، 365 روزی که هر ساعتش، هر لحظه اش می شد کاری کرد، کاری که.... ورق های تقویم من اما، خالی و بی حوصله اند. هیچ جای آن هیچ خبری از من نیست. من هیچ روزی را امضا نکرده ام، هیچ روزی به یاد من نمی افتد. امروز تقویم دیگرم تازه متولد می شود، مثل خود من.

پیدایی نوروز

آثار بهروزی بود آیین «نوروز» عجم این روز فیروزی بود از دوره جمشید جم

شکیب اصفهانی

عید نوروز از باستانی ترین اعیاد ملی ایرانیان شمرده می شود. نوروز کلمه ای است مرکب و به معنای «روز نو» که اصطلاحا به نخستین روز از نخستین ماه شمسی، یعنی زمانی که آفتاب به نقطه اول برج حَمل می رسد، اطلاق می گردد. این روز برابر با 21 مارس میلادی و آغاز فصل بهار است. اصل پهلوی این واژه «نوک روچ» یا «نوگ روز» بوده است.

درباره تاریخ نوروز گفته می شود وقتی «جم» پادشاه ایرانی به آذربایجان رسید، بر تخت مرصّعی رو به خاور نشست و تاج مرصعی بر سر گذاشت که در پرتو طلوع آفتاب درخششی خیره کننده یافت. مردم، این روز را «روز نو» نامیدند و از آن جهت که به زبان پهلوی به شعاع «شید» می گویند، نام «جم» به «جمشید» مبدل گردید. فردوسی در این باره می سراید:

به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را «روز نو»خواندند

دلایل شرافت نوروز

نوروز اگر چه در فرهنگ باستانی ایرانیان ریشه داشت، در رویارویی با فرهنگ خردورز اسلام، رنگ ستایش و مُهر تأیید گرفت. برخی از دلایل ارجمندی و احترام نوروز عبارت است از:

1. وارد شدن روایات بسیار در بزرگداشت نوروز؛

2. مستحب شمردن غسل و روزه و نمازی خاص به عنوان اعمال ویژه نوروز؛

3. سیره عملی رفتار عالمان بزرگ در تعطیلی نوروز و نشستن در منازل و دیدار با مردم و تبریک و تهنیت گفتن به آنان؛

4. وارد شدن دعاهای ویژه نوروز در کتاب های دعا و تشویق مؤمنان به خواندن آنها؛

5. آثار و برکات همراه نوروز همچون نظافت و غبار زدایی، دیدار بستگان و دوستان و...؛

6. ارائه ندادن دلایل محکم و مستند از سوی مخالفان نوروز.

هم زمانی غدیر با نوروز

از دلایل ارجمندی نوروز و از نکته های شگفت تاریخ غدیر آن است که روز هجدهم ذیحجه سال دهم هجرت ـ که روز گماشتن امیرمؤمنان علی علیه السلام به امامت بود ـ با نوروز (روز نخست فروردین) یکی گشت و عید باستانی عَجَم، با عید غدیر پیوند یافت. این سخن از امام صادق علیه السلام رسیده است که: «بی شک، نوروز، همان روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای امیر مؤمنان علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت، آن گاه مسلمانان، به ولایت او اعتراف کردند». گفتنی است پژوهش های دانشمندان، در شناخت هم زمانی رخدادهای شمسی با رویدادهای قمری، این سخن را تأیید می کند. بدین روی، اهتمام عظیم ایرانیان به نوروز، می تواند یک انگیزه بزرگ مذهبی نیز داشته باشد.

راز این همه پیرایه

رخداد هجدهمین روز ذیحجه سالِ دهم هجرت یعنی عید غدیر، با عید باستانی نوروز هم زمان شد. این تقارن فرخنده، در شعر بسیاری از شاعران شیدای اهل بیت که بر این اتفاق مبارک واقف بودند، نمودی زیبا یافت. از آن جمله مرحوم اسدالله انصاری متخلص به امینی از شاعران قرن سیزده هجری در قصیده ای سروده است:

باز گیتی از شکوه و فرّ فروردین جوان شد با نوروز آمد و عالم بهشت جاودان شد
پیر گردد در خزان و تازه گردد در بهاران کس ندیده غیر گیتی گاه پیر و گه جوان شد
هیچ دانی این همه پیرایه در نوروز چیست وین همه خوبی که بینی از چه رو این سان عیان شد
هست از یُمن وجود شاه مردان شیر یزدان ز آنکه نوروز و غدیر آن روز با هم توأمان شد
رمزِ «الرحمن علیَ العرشِ استوی» شد آشکارا چون یدالله روی دست احمد مرسل عیان شد

هفت سین قرآنی

امیرمؤمنان علی علیه السلام در روایتی، از هفت آیه قرآن نام برده اند که با کلمه سین شروع می شود. این هفت سین قرآنی عبارت اند از: 1. یس: 58: از سوی پروردگار [به آنان [سلام گفته می شود؛ 2. صافات: 79: سلام بر نوح در میان جهانیان؛ 3. صافات: 108: سلام بر ابراهیم [خلیل]؛ 4. صافات: 119: سلام بر موسی و هارون 5. صافات: 129: سلام بر پیروان الیاس؛ 6. زمر: 73: سلام بر شما خوش آمدید در [بهشت] در آیید [او [جاودانه [بمانید]؛ 7. قدر: 6: [آن شب] تا دم صبح، صلح و سلام است.

نوشتن این آیات با زعفران و گلاب و نوشیدن آن در هنگام تحویل سال سفارش شده است.

روزه نوروز

روزه گرفتن نوروز، یکی از مستحبات این روز است. در این باره چند روایت آمده است؛ از جمله روایت مشهورِ «مُعَلّی بن خُنیس» از امام صادق علیه السلام که فرمود: «هنگامی که نوروز رسید، غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی ها خود را خوش بو کن و در این روز روزه بگیر».

غسل نوروز

فرهنگ زندگی ساز اسلام، آیین آراستگی و پاکیزگی است و شاید از این روست که بسیاری از اعمال عبادتی این دین الهی، با شست و شو، طهارت و پاکیزگی همراه است. «غسل» نیز افزون بر اینکه نمادی از تطهیر درون و صفای روح شناخته می شود، درسی از نظافت و آراستگی ظاهری آدمی است. در روز عید نوروز، یکی از اعمال مستحبی که بدان سفارش شده، غسل است و حتی در کتاب شریف وسائل الشیعه بابی را با عنوان «استحباب غسل روز نوروز» گشوده اند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «در روز عید نوروز غسل بنما و بهترین و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش».

آراستن

از دیرباز، عیدها و جشن ها با نظافت، غبار زدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است. این آراستن و پیراستن، از سنت های شایسته ای است که در عید نوروز مورد اهتمام ایرانیان است. خانه روبی، غبار زدایی و تزیین خانه ها، افزون بر پاسداشتِ رسمی ملی، سنتی الهی و نیز جلوه ای از شعایر دینی است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده اند: «خداوند پاک و پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد» و در سخنی دیگر از آن حضرت است که: «هرگونه که می توانید پاکیزه باشید؛ چرا که خداوند اسلام را بر نظافت و پاکیزگی بنا کرده و هرگز به بهشت نمی رود مگر کسی که تمیز باشد».

عیدی دادن

یکی از آداب دیرین اعیاد، به ویژه عیدهای مذهبی و باستانی، هدیه دادن است؛ آنچه ما آن را در تداول عمومی «عیدی» نام می نهیم. این رسم نیکو، خاطره عید را به ویژه در ذهن کودکان و نونهالان شیرین می سازد و لبخند و سرور را بر لب ها و دل ها می نشاند. سنت نیکوی عیدی دادن نوروز، از مصادیق روشن احسان به خردسالان و از اسباب جلب محبت آنان است. امام رضا علیه السلام در حدیثی می فرمایند: «با فرزندانتان خوش رفتاری و به آنان احسان کنید؛ چرا که ایشان گمان می کنند شما روزی آنها را می دهید».

دلجویی و نشاط بخشی

نوروز، روز نگاه های مهرآمیز، لبخندهای دل انگیز و روز زدودن غم ها و کینه هاست. آیین انسان ساز اسلام نیز، فرهنگ همدلی، همسویی و فریاد رسی است. در اسلام بر خوشرویی، خوش رفتاری و مهرورزی تأکید بسیار شده است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «در چهره مؤمن، خوشرویی و شادی نمایان، و غم و غصه در دلش پنهان است». رسول گرامی اسلام نیز فرموده اند: «خوشرویی، کینه را از میان می برد».

پیوند با بستگان و خویشان

از پندهای درخشان و احکام افتخارآمیز اسلام، دستور به استحکام پیوند با بستگان و خویشان است. اسلام، نه تنها بر استحکام بنیان خانواده و آفت زدایی از آن تأکید کرده، بلکه فراتر از آن، پیوند با خویشان و بستگان، رسیدگی و دلجویی، و نیز به ارتباط و خبرگیری از آنان سفارش کرده است. این آداب و این شیوه های پاسداری از عواطف و پیوندهای خویشاوندی، در آیین اسلام، «صله رحم» خوانده می شود. ایرانیان در موسم نوروز طبق رسمی دیرپا این سنت اسلامی را به نیکویی پاس می دارند. در روایات اسلامی بر صله رحم و آثار بسیار آن تأکید فراوان شده است؛ از آن جمله سخن حضرت علی علیه السلام است که فرمود: «صله رحم کنید هر چند با یک سلام باشد». امام صادق علیه السلام نیز در این خصوص می فرماید: «پیوند خویشاوندی و حُسن خلق عمر را زیاد و طولانی می کند».

اسرار جست و جو کن

بهار و تابستان و پاییز و زمستان، فصل های طبیعت جهان هستند؛ چهار قطعه از زمان که با تدبیری پنهان و تغییر و تحولی همیشگی، شریان حیات را به قلب زمین می بخشند. زندگی ما نیز همچون طبیعت، فصل هایی دارد و دگرگونی هایی؛ خردسالی، نوجوانی، جوانی، میان سالی و پیری. سرمای اندوهی که به سبزی شادی بدل می شود، برف سپیدی که بر سیاهی سر می نشیند و خلاصه، هر تغییر را می توان این گونه تعبیر کرد.

نوروز که به هستی نوید نو شدن می دهد، درسی است برای انسان تا از گردونه این همه دگرگونی ها و از حیات دوباره زمین، مجالی برای مرور دوباره بر احوال خویش بیابد و درگذر تحویل سال، در پی تحویل حال خویش باشد.

پیش از من و تو روزی این خاک قصه ها داشت اکنون بیا و خاک این قصه در سبو کن
این است قصه پیر، تغییر پشت تغییر مثل نسیم شبگیر، اسرار جست و جو کن

غلام حسین عمرانی

بی رخ تو عید مباد

موعود من، ای آخرین پیغام سبز، ای صادق ترین صبح! گیاهان باغ، سبزینگی خود را مدیون طراوت تو هستند. مرغان آسمان، پرواز را از نگاه تو آموخته اند. ای پاک تر از نسیم! با تو گل ها می خندند، بی تو هر گلی زخمی است. با تو، باران، پیامبر طراوت و زندگی و بی تو تنها هق هق آسمان است. جنگل از بوی تو سبز است و رود با سرود تو جاری. ای آخرین معجزه آسمان! نقاش صبا، چمن ها آراست. بس بانگ مرغ و بوی گل برخاست، اما هنوز نوبت انتظار است و قیامت غیبت. کدامین روز، عید ظهور توست و کدامین بهار با حضور تو سبز است؟

مه من، عید شد مبارک باد عیدی عاشقان چه خواهی داد؟
عیدی و عید ما مه رخ توست عید ما بی رخ تو عید مباد

رنج بهار

نوروز آمده است با جوشش چشمه و طراوت دشت، با باغ و بلبل و گل، با رود و سرود و سرور، با لبخندی مهرآسا بر گوشه لبان زندگی، در پهنای بی بخل زمین، در جاری جالیزارها؛ اما هزار سپاس و هزاران افسوس که قیامت نوروز بی قامت یار منتظر بی بهار است و بهار، بی جلوه و جمال. شادی بهار را با اندوه غیبت یار در می آمیزیم و می سراییم:

بهار آمد، بهار من نیامد گل آمد گُلعذار من نیامد
برآوردند سر از شاخ، گل ها گلی بر شاخسار من نیامد
چراغ لاله روشن شد به صحرا چراغ شام تار من نیامد
جهان در انتظار آمد به پایان به پایان انتظار من نیامد

مشفق کاشانی

کاشکی همیشه بهار باشیم

چند روزی میشه گندم هایی رو که برا سفره هفت سین خیس کردم، جوانه زده. حالا که خوب به اونا نگاه می کنم، می گم خدا کاش می شد جونِ منم مث این گندوما جوانه می زد. کاش می تونستم منم سبز بشم و با صفا. کاش یه باغبونی منم مثِ درخت مو و اقاقیا هرس می کرد و همه شاخه های زشت و صفات بدمو دور می ریخت.

دوس داشتم روحمو مث گلدونای شمعدونی، آب می زدند و پای حوض آبی با ماهی های قرمز می ذاشتند. دوس داشتم جای شمع توی سفره هفت سین رو به روی آیینه بشینم و برای روزای دور از خودم و خُدام اشک بریزم و از خجالت آب بشم. کاشکی مثل سیب سرخ توی سفره هفت سین پاک بودم و می تونستم کنار آب و آیینه و قرآن بشینم. کاش یکی پیدا می شد و گرد و غبار روحم جارو می زد و جونم جلا می داد. کاش... کاشکی همیشه بهار باشیم.

خوشا طلیعه نوروز

خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست نظر کنید که هنگام آشتی با اوست
خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست
حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی به هوش باش که خود نام آشتی با اوست
شکوفه بر سر پیمان خویش می مانَد و جشن ساده ایام آشتی با اوست
به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد شراب وصل که انجام آشتی با اوست
میان عهد تو و من اگر خلاف افتد خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست

غلام حسین عمرانی


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 1:22 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

 

صدایی ‌آمد: «کیستی و از کجایی و چه می‌خواهی و نامت چیست و برای چه آمده‌ای و چه همراه داری؟»

و صدایی پاسخ ‌‌داد: «من پیروزم و نامم خجسته است و از پیش خدا می‌آیم و خواهان نیک‌بختی هستم و با تندرستی و گوارایی وارد شده‌ام و سال نو به همراه آورده‌ام.»
و صبح‌گاه نوروز این‌گونه آغاز شد.

بید کهن به رقص در‌آمد که: غم مدار
تا من به‌یاد دارم، نوروز دل‌فروز
نوروز جاودانی
نوروز مردمی
در وقت خود شکفته و پیروز می‌رسد!

هر چه عقب می‌روم باز هم نوروز هست. تاریخ این سرزمین را برمی‌گردم به آغاز.

این‌جا تخت‌جمشید است، کاخ آپادانا در صبح‌گاه نوروز و این‌جا مجلس سلام نوروزی است.بر پلکان شرقی کاخ آپادانا نقشی است از نمایندگان ایالت‌ها و اقوام ایران، نمایندگان ملت‌های زیر فرمان امپراتوری ایران، سفیران و مهمانان که صف کشیده‌اند تا  هدایای خود را تقدیم کنند و نو شدن سال را جشن بگیرند.

و تخت‌جمشید پایتختی است که درآن، آیین‌های مهمی مثل نوروز برگزار می‌شد.

و افسانه‌ها می‌گویند که در ایران همواره گرما و روشنی و نور بر سردی و تاریکی پیروز بوده است.

در همان پلکان شرقی کاخ آپادانا، کنار صف نمایندگان ملل، شیری گریبان گاوی را می‌درد. شیر گرما و تابستان است و گاو سرما و زمستان، و غلبه شیر بر گاو به معنی پیروزی خورشید، فرارسیدن نوروز و پایان زمستان است.

نوروز چیست؟ نخستین روز است از فروردین‌ماه و زین‌جهت روز نو نام کردند، زیراک پیشانی سال نو است... و اول روزی است از زمانه، و بدو فلک آغازین گشتن.

این را ابوریحان بیرونی می‌گوید.

با پیام دلکش
«نوروزتان پیروز باد»!
با سرود تازة
«هر روزتان نوروز باد»!
شهر سرشار است از لبخند ما
از گل،‌ از امید
تا جهان باقی‌است این آیین جهان‌‌افروز باد!

قدیمی‌ها می‌گویند زمین روی یک شاخ گاو است و این گاو روی گرده یک ماهی است و ماهی در دریا و دریا در جایی در دست حضرت علی ع است. در زمان تحویل سال این گاو برای رفع خستگی زمین را از روی یک شاخ به روی شاخ دیگر می‌اندازد. هنگام انتقال زمین از شاخی به شاخ دیگر تخم‌مرغ روی آینه و نارنج درکاسه آب می‌چرخند و ماهی در تنگ بی‌حرکت می‌ماند. و برای همین است که سر سفره هفت‌سین آنها را می‌گذاریم.

آن‌قدر همه‌چیز قدیمی است که پر از انگار و شاید می‌شود.می‌گویند بر خوان نوروزی هفت خوراکی می‌چیدند.

می‌گویند هفت‌سین از هفت سینی آمده و در گذشته هفت دانه را در هفت سینی سبز می‌کردند.

می‌گویند روزگاری در بعضی جاهای ایران هفت میم یا هفت چین یا هفت شین می‌چیدند.
می‌گویند... و در همه‌ قول‌ها هفت وجود دارد.

و این هفت‌سین عزیز ما...

بر سفره نوروزی‌ ما سبزه است و سیب و سرکه و سماق و سیر و سنجد و سمنو به نشانه رویش و زایش و سلامتی و سرسبزی.

و قرآن و سنبل و سکه و سپند(اسفند) و آینه‌ و شمع و شیرینی و تخم‌مرغ رنگی و ماهی قرمز.

و در شهرهایمان هر یک به رسمی پایبندیم. شیر یا ماست یا نان یا پنیر یا سبزی یا برنج یا...
و می‌نشینیم دور هم پای این سفره به انتظار لحظه یا مقلب‌القلوب...

پی نوشت:

1 و 2 - قسمت هایی از شعرهای فریدون مشیری

منابع مورد استفاده:

«نوروز، جشن نوزایی آفرینش»، نوشته علی بلوکباشی، «جشن‌های ایرانیان»، نوشته عسکر بهرامی و «تخت جمشید»، نوشته علی سلطان‌زاده، هر سه کتاب از مجموعه
«از ایران چه می‌دانم؟»، ناشر: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

 

موضوع : نوروز

منبع : سايت همشهري آنلاين




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 11:41 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 1

نوروز پیش از آن که جشن آدمیان باشد، حیات دوباره آسمان و زمین است . از سویی، عشق به شکفتن و رویش است که در دل آدمی موج می زند و از سویی، چرخش ایام در میان آدمیان (1) باید به یادشان آورد که عمر همچو باد می گذرد . بهار به بهار! باید از هم اینک به فکر خزان عمر و زمستان سرد مرگ باشیم . نوروز به ویژه، در این عصر تکنولوژی و سرسام سوخت های فسیلی و تمدن مصنوعی آهنی و سیمانی، این مساله پراهمیت را نیز به آدمیان یادآوری می کند که زمین، آسمان و طبیعت یکی از منابع بی پایان درک روح هستی و توحید است .

دنیای ما دنیای تغییر و تحول است . همه چیز و همه کس در حال تحول و دگرگونی است، اما گاهی رو به سقوط و ویل و گاهی رو به رشد و تعالی و معراج .

نوروز در عین حال یک هشدار به زندگان نیز هست . بهار که زندگی را به تن مرده و خواب آلوده طبیعت باز می آورد، در عین حال، یادآور مرگ و قیامت نیز هست . نوروز، یا روز نو، رستاخیز دوباره آدمی است و به همان اندازه که در احساس و زندگی ما طنین حیات و رویش دارد، نوای مرگ نیز هست . این نوا، نه نوایی غمگنانه، که برای مؤمنان سرود آزادی و شمیم گل است . چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الموت ریحانة المؤمن » (2) ، و نیز آن که: «افضل الزهد فی الدنیا ذکر الموت، و افضل العبادة ذکر الموت، و افضل التفکر ذکر الموت، فمن اثقله ذکر الموت وجد قبره روضة من ریاض الجنة » (3) ; بهترین پارسایی در دنیا یاد مرگ است، بهترین عبادت یاد مرگ است و بهترین اندیشیدن در مورد مرگ است . پس کسی که یاد مرگ پربارش گرداند، (پس از مرگ) قبرش را باغی از باغ های بهشت می یابد .

برای همین است که در همان «آغاز» - که گویی نخستین روز آفرینش است - او را می خوانیم و از او تحویل به احسن الحال را می خواهیم . نوروز حیات مجدد آدمی و فرصتی دیگر برای شروع! تولدی دیگر! تا خورشید وجودمان از نو سر زند، شکوفه احساسمان در نسیم صبح صادق زمین به گل بنشیند و بشارت حیاتی دیگر و تولدی دیگر و بهتر از پیش را بدهد . چنانچه حج و عرفات و مبعث و غدیر تولدی دیگرند . نوروز تجربه معاد است و تکرار آن، تداوم تکرار این یادآوری که ما نیازمند تولدهای مکرر و برانگیخته شدن های دائم ایم .

هر سال با رسیدن بهار، نوروز دوباره به میان ما ایرانیان باز می گردد و به همراه خود نشاط و نوشدگی را به ارمغان می آورد . برای ما ایرانیان عید نوروز اکنون از همان لحظات آغازینش با مذهب در آمیخته است و با دعای تحویل سال پا به خانه های پاکیزه و تزیین شده ما می گذارد و حال و هوای خانه ها و شهر و روستا و روابط اجتماعی ما را تغییر می دهد .

می گویند: پاییز هم نوای روح عارفان است و احساس های بلند با پاییز و غروب آشناترند . اما همین احساس ها پس از سردی و مردگی زمستان، دوباره در بهار می شکفد . راستی چرا هر گاه روحمان سرشار از حزن است، پاییز را غمگنانه و عمیق احساس می کنیم که گویا آخرالزمان و پایان دنیاست و غریبانگی عارفان در دنیا را تجربه می کنیم . بهار و عید، سبزی و خرمی معنی متفاوت و عمیق تری، فراتر از شادی های سطحی و کودکانه برای ما دارد . در واقع به میزانی که پاییز را عارفانه تر حس می کنیم، بهار را عاشقانه تر ادراک می کنیم . مثل این که رنج سردی و مرگ و خواب زمستان را طراوت بهار و زندگی دوباره و نوروز حیات جبران می کند . چقدر روح های افسرده نیازمند نوروز و بهار و تحویل حال به احسن الحالند .

در نیم نگاهی به تاریخ می توان دید که ایرانیان اعیاد چندی داشته اند، مانند: مهرگان (از شانزدهم تا بیست و یکم مهر ماه، به مدت پنج روز که جشن برداشت محصول بوده است)، تیرگان (جشن تابستانی آب پاشی)، سده (شب دهم بهمن ماه با روشن کردن آتش برای شکستن سرما) و در نهایت نوروز .

از این جشن ها، این فقط نوروز است که نه تنها توانسته است همچون گذشته زنده و برقرار بماند، بلکه تبدیل به مناسبتی دینی نیز بشود . اما چرا؟ با آن که مناسبت های دیگر نیز به اندازه نوروز و گاهی بیش از آن اهمیت داشته است .

این رویداد در آن واحد، ریشه در هر دو سوی این پیوند مبارک داشته است; یعنی هم در مضمون و شکل آموزه های دینی، به ویژه در مورد طبیعت و هم در خصلت ویژه ایرانیان .

هنگامی که به تلقی دین از طبیعت مانند: آب، درختان، زمین و احیای آن، آسمان، ستارگان، خورشید، ماه، روز و شب، صبحگاه، نخل، انجیر، زیتون، کوه سینا، زنبور عسل، عنکبوت، گاو، شتر، مورچه و بسیاری دیگر می نگریم; توجه ویژه دین را به طبیعت می توانیم دریابیم . چه بسیارند از این موجودات که خداوند به آنها قسم خورده است . آن چه در تعالیم دینی مشهور است، آن است که این تعالیم بر آشتی با طبیعت و نگاهداشت حرمت آن متکی اند . به شکلی که در دستورات دینی، کاشت درخت و نگاهداری آن بسیار سفارش شده است و شکستن شاخه های آن به شکستن بال فرشتگان تعبیر شده است .

در عین حال، متون و منابع دینی اسلامی، سرشار از چند لایگی و عمق است که گاهی از آن به ذوبطون بودن تعبیر می شود . این منابع دارای مفاهیم عمیق به طور طبیعی در دسترس همگان بوده است، اما در میان اقوامی که دعوت به اسلام شدند، ایرانیان بیش از اقوام دیگر اشارات لطیف و نغز ادبیات عارفانه دینی را از طبیعت و آیات آفاقی و انفسی آن، درک و حس کردند و به آن گراییدند . این ایرانیان بودند که نگرش ها و اشارات زیبای دینی را در مورد طبیعت به خوبی دریافتند و در بسط آن کوشیدند و آنها را در فضای فرهنگی زندگی خویش با نثر و نظم و ادبیات شفاهی درآمیختند و خالق آثار بزرگ و به یاد ماندنی در این عرصه ها شدند .

نوروز در چشم انداز آموزه های دینی

اصلی ترین روایتی که برای نوروز مجموعه ای از مناسبت ها را برمی شمرد، روایت معلی بن خنیس از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است . او می گوید: «روز نوروز به محضر امام (علیه السلام) وارد شدم . امام از من پرسید: آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم: فدایتان شوم . این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند . امام صادق (علیه السلام) فرمود: قسم به خانه عتیقی که در مکه قرار دارد، این بزرگداشت، ریشه در زمان های دور دارد که برای تو شرح می دهم تا بدانی . عرض کردم: آقای من! اگر این را از شما فرا گیرم، برای من خوشتر است از این که مردگان خانواده ام زنده شوند و دشمنانم هلاک گردند . آن گاه امام (علیه السلام) فرمود: «ای معلی! روز نوروز روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایش ایمان بیاورند و این روز اولین روزی است که در آن خورشید دمید و بادهای بارور کننده بر درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد و این روز، روزی است که کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی نشست . این روز، روزی است که در آن خداوند آن هزار نفری را که از بیم مرگ از سرزمینشان بیرون رفته بودند، زنده کرد . پس به ایشان فرمود: بمیرید . و آن گاه حیاتشان بخشید . این روز، روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است که پیامبر اکرم علی (علیه السلام) را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم (علیه السلام) بت های عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند . در این روز، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام) را به وادی جن فرستاد تا از آنان برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت بگیرد . این روز، روزی است که برای بار دوم برای علی (علیه السلام) بیعت گرفته شد . در این روز، علی (علیه السلام) بر اهل نهروان پیروز شد و ذوالثدیه را کشت . نوروز روزی است که قائم ما و صاحبان امر ظهور می کنند و در این روز، قائم ما بر دجال چیره می شود و او را در کنار کوفه به دار می زند . هیچ نوروزی نمی رسد، مگر این که ما در آن منتظر فرج هستیم; زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست که عجم آن را حفظ نمود و شما اعراب ضایعش کردید .» (4)

این روایت یا برخی از فرازهای آن، به مناسبت های مختلف در ابواب مختلف منابع روایی آمده است . راوی این حدیث، یعنی معلی بن خنیس، راوی بیش از هشتاد روایت دیگر نیز هست که در زمان امام صادق (علیه السلام) به دستور ماموران حکومتی کشته می شود . از میان عالمان علم رجال، مرحوم نجاشی و مرحوم ابن غضائری او را تضعیف نموده اند، اما مرحوم شیخ طوسی او را از راویان ممدوح می داند . در نهایت صاحب «معجم رجال الحدیث » محققانه و پس از نقل دو دسته روایات مدح و ذم او، ایشان را مردی جلیل القدر و از شیعیان خالص امام صادق (علیه السلام) می داند . روایت های مدح او که شامل روایات صحیح هم می باشد، بسیار فراوان است و در کلام امام (علیه السلام) تصریح شده است که او اهل بهشت است . از این رو، معلی بن خنیس، مردی راستگو و موثق محسوب می گردد; چرا که در غیر این صورت، چگونه ممکن بود مورد عنایت امام (علیه السلام) بوده و مستحق بهشت باشد . نظر شیخ طوسی نیز مؤید این بیان است . به هر حال، این راوی، بر شیوه و راه امام صادق (علیه السلام) درگذشته است . پس با توجه به این تحقیق، تضعیف های مطرح شده منتفی خواهد بود . (5)

در این باب، روایت دیگری از امام کاظم (علیه السلام) وارد شده است که مخالف حدیث فوق است . راوی می گوید: «منصور (عباسی) برای تهنیت روز عید نوروز، خدمت امام (علیه السلام) رسید . امام (علیه السلام) فرمود: «انی قد فتشت الاخبار عن جدی رسول الله (صلی الله علیه و آله)، فلم اجد لهذا العید خبرا، و انه سنة الفرس و محاها الاسلام، و معاذالله ان نحیی ما محاها الاسلام . . .» (6) ; من اخبار جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بررسی کردم، اما هیچ نشانی از این عید در آن نیافتم . این عید سنت ایرانیان است و اسلام آن را از بین برد، و ما از این که آن چه را که اسلام از بین برده است، احیا کنیم، به خدا پناه می بریم . آن گاه منصور گفت: ما برای سیاست سپاه چنین می کنیم .(. . . چرا که بسیاری از سربازان سپاه عباسی از ایرانیان بودند).

مرحوم مجلسی در ذیل این روایت می گوید: «این خبر مخالف خبر معلی است و بر عدم اعتبار شرعی نوروز دلالت می کند . اما اخبار معلی از نظر سند و هم شهرت، بین اصحاب قوی تر است . شاید بتوان روایت اخیر را بر تقیه حمل نمود; چرا که خبر معلی حاوی مطالبی است که مورد تقیه بوده است (مانند بیعت امام علی (علیه السلام))، به همین دلیل اظهار تبرک برای نوروز در چنین شرایطی پنهان شده است .» (7)

در حدیثی دیگر می خوانیم: «واتی علی (علیه السلام) بهدیة النیروز . فقال (علیه السلام): ما هذا؟ فقالوا: یا امیرالمؤمین! الیوم النیروز . فقال (علیه السلام): اصنعوا لنا کل یوم نیروزا» (8) ; برای علی (علیه السلام) هدیه نوروزی آوردند . امام فرمود: این چیست؟ گفتند: ای امیر مؤمنان! امروز نوروز است . امام فرمود: پس هر روز ما را نوروز کنید . و بدین گونه امام (علیه السلام) سنت هدیه دادن را تشویق نمودند . و یا در جایی دیگر: «روی انه (علیه السلام) قال: نوروزنا کل یوم » (9) ; هر روز ما نوروز است . و باز امام علی (علیه السلام) فرمود: «فنوروزا ان قدرتم کل یوم » (10) ; اگر می توانید هر روز را نوروز کنید .

در این روز، بر آداب مذهبی و معنوی ای همچون غسل و نماز و روزه تاکید شده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما» (11) ; چون روز نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه ترین لباست را بپوش و خود را به خوشبوترین عطرهایت معطر کن و در این روز، روزه دار باش .

فقهای شیعه، مبتنی بر روایاتی که برخی از آنها ذکر شد، نوروز را روزی جلیل القدر دانسته اند و غسل و نماز برخی دیگر از اعمال را برای آن مستحب دانسته اند . از آن جمله اند: یحیی بن سعید حلی (قده) در «الجامع للشرایع » (12) ، علامه حلی (قده) در «منتهی المطلب » (13) ، ابن فهد حلی (قده) در «مهذب البارع » (14) ، شیخ بهایی (قده) در «جامع عباسی » (15) ، و فاضل اصفهانی (قده) در «کشف اللثام » (16) .

اما اهل سنت، نوروز را تقریبا بالاتفاق از اعیاد کفار می دانند; چنان چه عظیم آبادی در «عون المعبود» (17) بر آن تصریح دارد . ابن ابی شیبه در «مصنف » (18) ، روزه آن را به دلیل تشبه به مجوس مکروه می داند و متقی هندی در «کنز العمال » ، در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل می کند: «نیروزنا کل یوم بالماء» (19) و نیز از ابن عمر نقل می کند که هر که به آداب نوروز عمل کند، از عجم محسوب می گردد . (20) محمد طاهر بن هندی فتنی در «تذکرة الموضوعات » ، روایات امر به روزه نوروز را جعلی دانسته و المناری در «فیض القدیر شرح جامع الصغیر» (21) ، صراحتا تعظیم نوروز را تعظیم روز کفر و غیر مجاز می داند . و جلال الدین سیوطی نیز در «الدر المنثور» (22) ، اعتکاف در مساجد را در این روز، اعتکاف بر کفر تلقی می کند .

اما نوروز را باید فارغ از برخی بی اخلاقی ها شناخت و از او که یادآور توحید است، به بهانه سودجویی برخی احساس های سطحی و نازل قهر نکرد و در آیینه آن خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و وصایت و عشق و آسمان و پرواز و فلاح را دید . تلقی عارفانه از نوروز، تلقی ای عمیقا دینی است که به نظر می رسد ائمه هدی (علیهم السلام) با برخورد ویژه ای که با آن داشته اند می خواسته اند ما را به سوی آن توجه دهند . روزه، غسل، صله رحم، لباس های تمیز، نمازهای خاص، عطر، پیوند با غدیر، شکستن بت های جاهلی و شکست جهل و خرافه و یادآوری انتظار فرج، مجموعه ای بی بدیل از بازسازی عارفانه سنتی قومی - و شاید دینی پیامبران گذشته - و تبدیل آن به سنتی دینی، طبیعت دوستانه و انسان دوستانه است . چنین رویدادی عینا در بسیاری از احکام امضایی اسلام همچون حج، بسیاری از احکام حقوقی و نماز و روزه تکرار شده است .

از این رو نه تنها باید نوروز را پاسداشت که باید بر آنچه فرایاد ما می آورد تاکید روزافزون نمود .

پی نوشتها:

1) تلک الایام نداولها بین الناس .(. . آل عمران/140).

2) بحارالانوار، ج 82، ص 168 .

3) همان، ج 6، ص 137 .

4) همان، ج 56، ص 92 .

5) برای تفصیل این بحث ر . ک به سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم الرجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، طبع جدید، ج 19، ص 269- 258 .

6) مناقب، ج 4، ص 319 .

7) بحارالانوار، ج 56، ص 101 و 100 .

8) وسائل الشیعه، ج 12، ص 288، ح 14 .

9) همان، ح 15 .

10) مستدرک الوسائل، ص 205، ح 8 .

11) بحارالانوار، ج 56، ص 101 .

12) یحیی بن سعیدحلی، الجامع للشرایع، چاپ مؤسسه سید الشهدا (علیه السلام)، قم، 1407، ص 33 .

13) علامه حلی، منتهی المطلب، مجمع البحوث الاسلامی، ج 2، مشهد، 1413 .

14) ابن فهدحلی، مهذب البارع، ج 1، جامعه مدرسین، قم، 1407 .

15) شیخ بهایی، جامع عباسی، مؤسسه انتشارات فراهانی، ص 11 .

16) فاضل اصفهانی، کشف اللثام، ج 1، کتابخانه آیت الله نجفی (ره)، قم، 1405، ص 11 .

17) محمد شمس الحق عظیم آبادی، عون المعبود، ج 3، ص 342 .

18) ابن ابی شیبه کوفی، مصنف، ج 2، ص 511 .

19) متقی هندی، کنزالعمال، مؤسسه الرساله بیروت، ج 14، ص 189- 179، خ 38299 .

20) همان، ج 15، ص 408، خ 41598 .

21) محمدعبدالرؤوف المناوی، فیض القدیر، شرح جامع الصغیر، ج 4، چ اول، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1415، ص 669 .

22) جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج 1، دار المعرفه، 1365، ص 202 .


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:41 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

در ایران باستان تا پیدایش و ظهور دین مقدس اسلام، عقاید ملی و مذهبی همواره دستخوش تغییر و تحول بوده است، به طوری که آیین های نخستین و عقاید ابتدایی که از یکتا پرستی دور بودند با ادیان اولیه این مرز و بوم چون زرتشت در آمیخت، سپس فکر توحید در مفهوم اهورامزدا جلوه کرد بعد از آن، اهریمن مقام مهمی یافت و باعث شد در آیین زرتشت دوگانه پرستی اساس دین شود، در حاشیه دین یاد شده مذاهب و ادیان دیگر ایرانی نضج گرفتند که مهمترین آنها مهر پرستی و آیین های مانی و مزدک میباشد. طبیعی است که پا به پای دگرگونیهای مذهبی، اسطوره های ملی نیز توسعه و تحول یافتند و در گذر زمان جلوه ها و رنگهای مختلفی به خود گرفتند.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آمیز آن با سایر ادیان و آیین ها از جمله اعتقادات مذهبی و ملی ایرانیان موجب شدکه مراسم و آداب مربوطه، به یک باره از جامعه اسلامی ایران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدریجی ایرانیان از وسعت آنها کاسته شد و اندک اندک همراه اعتقادات دینی اسلام، اسطوره ها و داستان های عربی نیز در میان توده مردم نفوذ کرد. طی گذشت ایام، زمانی که برخی از سنت ها و آداب در تضاد آشکار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار می گرفت ایرانیان می کوشیدند سنت کهن ملی را در قالب شخصیت های اسلامی باز یابند و به عبارت روشن تر سنت های ملی ایرانی را با سنت های اسلامی در آمیختند. در نتیجه از میان انبوه جشن های ایرانی قبل از اسلام آنچه میان ایرانیان مسلمان باقی ماند منحصر به عید نوروز، جشن سده و جشن های کوچکتری مانند جشن گل سرخ که در اصفهان مرسوم بوده است. از میان جشن های یاد شده بزرگترین اعیاد ملی ایرانیان جشن نوروز است.

نوروز تنها جشنی است که از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهی افسانه و آیین تا به امروز ادامه یافته است. عظمت نوروز را از نقش های تخت جمشید گرفته تا آثار ادبی و هنری گوناگون عربی و فارسی در همه جا می توان یافت. یکی از کهنترین و بزرگترین منابعی که به جشن و افسانه ها و آیین های مربوطه پرداخته است، کتاب «آثار الباقیه» اثر ابوریحان بیرونی (متوفی 440 هجری قمری) است. او می نویسد:

«سال نزد فارسیان چهار فصل بود ... بر حسب این فصول عیدهایی داشتند که به اهمال در کبیسه روز این عید ها جا به جا میشد. از جمله این اعیاد یکی روز اول فروردین ماه یعنی نوروز بود. که روز بس بزرگ است که به علت زنده شدن طبیعت گویند آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنین به نظر می رسد که پنج روز نخستین سال « نوروز عامه» یعنی جشن همگانی بود. حال آنکه روز ششم که «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» یعنی جشن پادشاهان و بزرگان بوده است»

عید در قرآن

واژه «عید» در قرآن کریم تنها یک بار در آیه 114، سوره مائده آمده است؛ (عیسی ابن مریم گفت) بارالها! بر ما از آسمان مائده ای فرو فرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد، که تو بهترین روزی دهندگانی.

عیسی بن مریم این دعا را آن هنگام که حورایون به او گفته بودند که: «ای عیسی ابن مریم، آیا خدای تو می تواند برای ما از آسمان مائده فرستد؟» عیسی در پاسخ آنان می گوید: «اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید! و هرگز شک در قدرت خدا و یا شک در اجابت دعای پیغمبر خدا نکنید.» حواریون گفتند «(ما شک نکرده ایم لیکن) می خواهیم که از آن مائده آسمانی تناول کنیم تا دل های ما مطمئن شود (و بر یقین ما بیفزاید) و تا به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن گواه باشیم.»

عید خود مصدری است مانند عود به معنای بازگشتن و به همین مناسبت، سالگردها و یادبودها را «عید» گویند. البته، این نامگذاری به یادبودهای خوش وتوام با شادمانی اختصاص دارد.

عید روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای اضحی(قربان) و فطر «عید» نامیده می شوند. که در عید اضحی قربانی، و در عید فطر زکات فطره مطرح است. نیز می توان گفت، عید آن روزی است که در آن نماز ویژه ای برگزار کنند، یا روزی است که مجمعی در آن فراهم آید، و یا آنکه عید روزی است که خلق از ماتم به شادمانی (عود) کنند، یا روزی است که زندانیان را از زندان رها کنند، و یا کودکان را از مکتب بیرون فرستند، یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد، یا آن که (عید) روز شریف و ارجمندی می تواند باشد.

از قرآن کریم (سوره مائده) استفاده می شود که حضرت عیسی و مسیح روز نزول مائده را که سالروز وقوع یک معجزه الهی در تاریخ است برای همه انسان ها (عید) قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر برکت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تکرار گردد.

از آنجا که «مائده» به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، می توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته است که به خاطر آن عنوان «مائده» را به خود گرفته است.

راغب اصفهانی می گوید: مائده طبق و خوانی است که در آن طعام باشد که هم به آن طبق و هم به طعام مائده گفته می شود.

بنابراین، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یک برکت آسمانی در پوشش طبق یا طبق هایی از طعام و خوردنی که می تواند تکرار و بازگشت آن روز نیز همان برکات را به همراه داشته باشد و از این جهت، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذکر و یاد او در دل ها و زبان ها باشد.

نوروز از دیدگاه امام صادق (ع)

علامه مجلسی در کتاب «زاد العماد» از قول معلی ابن حنیس نقل کرده که امام صادق (ع) در فضیلت نوروز به حق خانه کعبه سوگند یاد کرده و عید نوروز را تفسیر و اهمیت آن را چنین بیان داشته اند:

در عید نوروز حق تعالی در روز الست از ارواح بندگان پیمان گرفته است که او را به یگانگی بپرستند و برای او شریکی قرار ندهند. این روز اولین روز طلوع آفتاب، اولین روز وزیدن بادها و رویش گیاهان میباشد.

آداب اسلامی نوروز

مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی آنکه اشاره ای به فضیلت این روز کرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس از نوروز را این گونه تجلیل کرده است: «نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی(ع) نازل شد، روزی است که رسول اکرم(ص) علی(ع) را بر دوش کشید تا بت های قریش را از بالای کعبه می کند، روزی است که نبی(ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی(ع) از مردم بیعت گرفت(غدیر خم) روزی است که قائم آل محمد ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر(عج) بر دجال پیروز خواهد شد.»

و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق(ع) در مفاتیح الجنان:

فرمود: چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوی های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان.

همان طور که مشاهده می شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی های خوش و روزه داشتن آغاز می شود، ضمن آن که نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

نماز عید نوروز

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره های قدر، کافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.

از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات الهی همراه بوده است. تأکید بر قرائت سوره های کافرون، توحید، معوذتین نیز می تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدی ها داشته باشد.

دعای عید نوروز

دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اکرم(ص) و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد.

در این دعا آمده است: (هذا الذی فضله و کرمته و شرفته و عظمت خطره) این فراز با اندکی جابجایی در کلمات در دعای مخصوص ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است.

فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز: ( اللهم ... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونک علیه حتی لا اتکلف ما لا احتاج الیه یا ذالجلال و الاکرام) از آن جهت که در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنان که در گزارش آیین های ایرانی خواهد آمد عید نوروز همان روزی است که حضرت سلیمان(ع) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا کرده است.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:34 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/