جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

نوروز، نشان ملیّت و پذیرفته شده مذهب

 

عید نوروز، عیدی ملّی و باستانی است که هم زمان با نخستین روز از اوّلین ماه شمسی برگزار می شود. این روز، ریشه در آیین ها و سنت های کهن ایرانیان دارد و از قدیمی ترین دوران تاریخی این مرز و بوم، تا کنون پاینده و پایدار مانده است. بی شک، در میان همه عیدها و آیین های قومی و مذهبی، نمی توان رویدادی را به مانند نوروز، جست وجو کرد که هم پذیرفته شده مذهب باشد و هم نشان ملیّت. از این روست که این عید در میان ایرانیان که آموزه های دینی را باور دارند و به سنت های ملّی وفادار بوده اند، ارزشی ماندگار یافته است.

روز بزرگ امید

آغاز سال، همیشه با امیدها و آرزوهای فراوان همراه بوده و لحظه وا نهادن غم ها و رنج هاست؛ بنابراین، شروع سال نو و آمدن بهار و تحولی که در طبیعت ایجاد می شود، انسان را به آینده ای دگرگون، دل بسته می سازد که سرشار از امید به زندگی است و از این روست که آن را نوروز، روز نیک بختی و روز بزرگ امید نامیده اند.

نوروز جشنی دیرینه

بی تردید، سنت های ملی و آداب و رسوم قومی، ریشه در باورها و اعتقادهای مردم دارند و طبعا نیاکان ما، نوروز را به همین دلیل، در هاله ای از تقدس، فال نیک، فرخندگی و نیک روزی قرار داده اند، و برای توجیه تقدس و خجستگی آن، داستان ها و افسانه ها ساخته اند. از مجموع این داستان ها می توان به دیرینگی نوروز، اهمیت و خجستگی آن پی برد و نقش آن را در تعمیم عدالت، مهربانی، دستگیری از ناتوانان و رفع دشمنی ها و زشتی ها باز شناخت.

پیدایی نوروز

در بیشتر نوشته ها درباره جشن نوروز، پیدایی این عید را به «جمشید» پادشاه هخامنشیان نسبت داده اند؛ بدین صورت که «جم» پادشاه آن زمان، پس از در نوردیدن سرزمین های بسیار، وقتی که به آذربایجان رسید، دستور داد تخت جواهر نشانی را بر مکان بلندی به سمت مشرق بگذارند و خود نیز تاج جواهر نشانی را بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. همین که پرتو خورشید بر تاج افتاد، شعاعی در نهایت روشنایی به وجود آمد، مردم شاد شده و گفتند: امروز، روز «نو» است و به این دلیل که به زبان پهلوی، شعاع نور را «شید» می گفتند، از آن روز این کلمه را بر نام جم افزودند و او را «جمشید» نامیدند و جشن بزرگی برپا کردند.

ماندگاری و استمرار نوروز

همواره در طول تاریخ، مردمان به جشن نوروز توجه می کرده اند. حوادث روزگار، اگرچه گهگاه آن را از شور و گرمی می انداخته، اما هرگز به فراموشی سپردن آن نینجامیده است. در میان جشن های ملی ایران: نوروز، مهرگان و سَده از دیگر جشن ها پر رونق تر بوده است ؛ اما به تدریج، مهرگان و سده، در میان ایرانیان رونق خود را از دست داد. این جشن ها در دوران پس از اسلام، نه تنها عمومیت و آوازه نوروز را نیافت، بلکه رفته رفته کم رنگ تر شد و تدریجا برخی از آداب آن ها در نوروز حل شد و خود نیز عملاً منحل شده اند. تنها نوروز توانست، هم چنان عید بزرگ ایرانیان به جا بماند و حتی به دلیل بعضی از رسوم متناسب با آداب اسلامی، نوعی تقدس و اهمیت نیز بیابد.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:14 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

رستاخیز طبیعت

 

به شیدایی بهار است، اگر نگاه شوخ گل و ناله بلبل به هم پیوند می خورد؛ از نسیم بهار است، اگر گل ها زیباییِ عریان خویش را به دیده تماشاگران هدیه می کنند؛ حاصل مستی بهار است، اگر چکاوک با موسیقی رود، سرود سبز زیستن می سراید.

چه زیباست در این رستاخیز طبیعت، نقش بندهای قشنگ نقاش آفرینش را با تأملی ژرف بنگریم و در زایش بی امان زمین و دگرگونی مقتدرانه زمان، دگرگونی درونی خویش را از خالق نوروز آرزو کنیم.

پلی به فردا

بهار، قطع نامه ای است که علیه سردی و خشونت، انجماد و خواب، سکون و سکوت و رخوت و یخ زدگی صادر می شود. پلک بسته سبزه ها باز می شود. خاک خمیازه می کشد و گل به تبسم و خنده می ایستد. بهار که می آید صولت زمستان می شکند و ناز و تنعم خزان پیش پای باد فرو می ریزد. آب ها در سفر طولانی خویش، شکفتن را در گوش درختان زمزمه می کنند. در قیامت شگفت خاک، رازهای پنهان زمین آشکار می شود و گل ها و شکوفه های لرزان به پای می ایستند تا من و تو، پلی به فردای ناگزیر ببندیم تا غبار برانگیخته دیروز و امروز، فردا را از ما نگیرد.

فرصت ها را غنیمت شماریم

اینک 365 روز، فرصت شکوه مند را پشت سر نهاده ایم، و روزهایی که هرکدام می توانند یک قرن شکفتن و بالیدن همراه داشته باشند، پیش روی ماست. چه کسی می گوید همه روزها و لحظه ها برابرند؟ گاه یک لحظه ما، ارج و عظمت یک قرن را می یابد و گاه یک قرن زیستن، به یک لحظه نمی ارزد. مگر نیستند آنان که شبی را آن سان می گذرانند که از هزار ماه برتر و والاتر است. اینک سالی نو، با روزهایی سبز، با لحظه هایی که می توانند پیک بهارانی بزرگ، فرداهایی شورانگیز و آینده هایی آینه رنگ باشند، پیش روی ماست. پس فرصت ها را غنیمت شماریم.

طرح دوستی با خود و خدا

همواره گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست. اگر اوّلین روز سال، با خودمان آشتی کنیم و با خدا طرح دوستی استوارتر بریزیم و با دیگران نیکوتر شویم، سال نیکویی را آغاز کرده ایم، و اگر جز این چهار فصل، زندگی را زمستانی و خزان زده پسندیده ایم، بیاییم بهار را در خویش جشن بگیریم و آن گاه لبخند بزنیم که ستاره لبخند بر آسمان چهره دیگران بدرخشد.

تقاضای سبز شدن

نوروز، حکایت نو شدن و نوخاستن است، حکایت بهار، حکایتِ سر زدن حیات پس از مرگ زمستانی و حکایتِ سبز سرسبز شدن و سبز ماندن؛ نوروز، سرفصل کتاب سبز آفرینش است که در هر سال با تجدید مطلع خود، شور حیات را در گوش جان هستی با ترنمی دل نشین می نوازد؛ نوروز آغاز است، آغاز بهار و آغاز حیات. آغازی که درختان با زبانی سبز و بانگی بلند آن را اعلام می کنند؛ نوروز، برهان رستاخیز است و مجالی برای بازگشت و رجعت به اصل شکفتن و سبز برخاستن؛ نوروز، تقاضای سبز شدن است که: «یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.»

آبشار مهر

نوروز، فرصت آشتی انسان هاست با طبیعت، پس از چشیدن سوز زمستان؛ روزی است که ما در آن زبان به هم دلی می گشاییم؛ فرصت زُدودن کینه ها از سینه هاست؛ زمان تابش آفتاب مهربانی بر سرزمین قلب های مردمان است؛ هنگام تداعی پاکی و طهارت در ذهن زمین و زمان است؛ و آبشار مهری است که باید در جانمان سرازیر شود و در دستمال جاری.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:08 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

نوروز قرن هاست بر همة جشن های جهان فخر می فروشد، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر آغاز. جشن های دیگر، اغلب انسان ها را از کارگاها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ ها و کشتزارها، در میان اطاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند؛ اما برخلاف آن جشن های ملی، نوروز همه را به دشت و صحرا، استشمام بوی عطر گل ها، مشاهده درخشش آفتاب، شنیدن نغمه های دل انگیز بلبلان و گنجشک ها، خروش پر شتاب رودخانه ها و نغمه دل انگیز لرزش طبیعت و دریاها دعوت می کند.

 

خاستگاه نوروز

بیشتر حکایات اسطوره ای ـ افسانه ای ایران، دورة پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و جمشید و چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیانگذار نوروز و آئین نوروزی به شمار آورده اند. دوران جمشید، دورانی طلایی به شمار آمده است؛ در آن دوران خوردنی ها کاهش نمی یافت، چهارپایان و مردمان نمی مردند، گیاهان نمی خشکیدند، سرما و گرما و پیری و رشک وجود نداشت. جمشید بر هفت کشور زمین فرمان می راند و نیک بختی، شهرت، گله و رمه، خشنودی و حرمت را از دیوان گرفته بود؛ پس آنگاه که دروغ گفت، فرّه به صورت مرغی از پیش او بیرون رفت.[1] جمشید شخصیتی این جهانی و محبوب ترین چهره در دوران کهن ایرانی بوده است. او همه آفریده های مادی را از آن خود می شمرد و مدعی بود که آب و گیاه و خورشید و ماه را آفریده است. پیوند نوروز با جمشید از سویی به کهن سال بودن نوروز و از سوی دیگر به محبوب بودن چهره جمشید و خاطره خوشی که از او در ذهن مردم بازمانده، اشاره دارد.[2] فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می کند که وقتی جمشید از کارهای کشوری بیاسود، بر تخت کیانی نشست و همه بزرگان لشگری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند و بر او گوهر پاشیدند؛ جمشید آن روز را که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت.

نامگذاری نوروز

در علت نامگذاری نوروز با توجه به ترکیب کلمه نوروز که از دو کلمه نو و روز تشکیل شده است، تقریباً اختلاف نظری وجود ندارد؛ اما اگر اختلافی هست، در شخصیتی است که این روز را نام نهاد. مسلم این است که نوروز آغاز تحولی مثبت در جامعه آن روز بوده است یا خصم نابود شده یا عدالت گسترش یافته است. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار از قول ابوریحان بیرونی می نویسد: بعضی از حشویه گفته اند که وقتی سلیمان بن داوود انگشتر خود را گم کرده بود، ملک و پادشاهی از او رخت بربست؛ اما بعد از چهل روز آن انگشتر را یافت و بعد از آن شوکتش به او بازگشت و پادشاهان نزد او آمدند و پرندگان به فرمان او درآمدند و فارسیان گفتند: نوروز آمد؛ یعنی روز جدید آمد و به این خاطر نوروز نام گرفت که سلیمان به باد فرمان داد و پرستوها را به حضور پذیرفت.[3] اما علامه مجلسی خود می نویسد: جمشید بر سراسر جهان تسلط یافت و سرزمین ایران را آباد کرد و اسباب کارها و امور در نوروز برای او تکمیل و موزون شد، از این رو این روز آغاز سال عجم گردید. [4]

درباره پیدایش و وجه تسمیه نوروز، افسانه های بسیار نقل شده است. یکی از آن ها که در وجه تسمیه نوروز جلب توجه می کند، این است که بعضی گفته اند که جمشید که او اول جم نام داشت و عرب ها او را منوشلح می گویند، سیر عالم می کرد. چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی را بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده و بر آن تخت بنشست؛ همین که آفتاب طلوع کرد و پرتواش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد. مردمان از آن شادمان شدند و گفتند این روز نو است.[5] همچنین در این مورد در نوروزنامه اشاره ای چنین شده است: ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمان ها و زمین بدو پرورش داد و جهانیان چشم بر وی دارند که نوریست از نورهای ایزد تعالی و اندر وی با جلال و تعظیم نگرند که در آفرینش وی را ایزد تعالی عنایت بیش از دیگران بوده است؛ چون ایزد تبارک بدان هنگام فرمان فرستاد که ثبات بر کرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد. آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را.[6]

نوروز در میان زرتشتیان

عید نوروز و جایگاه آن در نزد ایرانیان، دیرین و کهن است. برجسته ترین انگیزه راستین این جشن بر آن پایه استوار است که آغاز سال می باشد و آغاز بهار. سال در نزد ایرانیان به دو بخش تقسیم می شده، تابستان و زمستان. تابستان هفت ماه از آغاز بهار و فروردین ماه بوده تا پایان مهرماه و زمستان بزرگ که از یکم دی ماه تا پایان اسفندماه و پنجه بزرگ یا روزهای کبیسه در شمار بوده است. ایرانیان شمالی که کیش و آیین زرتشتی نیز داشته اند، آغاز سال را با فرا رسیدن بهار و قرار گرفتن برج حمل در آفتاب آغاز کرده و آن را جشن می گرفته اند؛ اما ایرانیان جنوبی آغاز سال را با آغاز فصل سرد و زمستان پنج ماهه برگزار کرده و جشن مهرگان را بسیار گرامی می داشتند. واژه سال در فرس باستان، جدا شده از واژه (سَرِدَ) به معنای سرد است، از این رو سال را با فصل سرد آغاز می کردند؛ چنانکه بعدها در گویش های جنوبی ایران نیز نوروز به (نو سرد) و (نَوسَرد) نامبردار شد. ساسانیان از ایرانیان جنوبی هستند، اما چون از آئین و کیش زرتشت پیروی می کردند، نوروز را به جای مهرگان، آغاز سال قرار دادند و مهرگان را نیز با همان فر و شکوه و آیین و بزرگداشت دیرین برقرار و نگاه داشتند؛ از همین روست که نوروز و مهرگان در پیش آن ها گونه ای پاکی و ارجمندی داشت و آیین و آداب یکسانی روا می داشتند و با نگرش به روایتی که از سلمان فارسی آورده اند، این پاکی و گردش دوگانه دیده می شود.[7] او می گوید: ما در روزگار زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و برتری این دو بر روزهای دیگر مانند برتری یاقوت و زبرجد است به گوهرهای دیگر.[8]

آغاز هر ماه و سال نزد آنان پاک بوده است و آیین های دینی انجام می داده اند. پاکی آغاز ماه بدان انگیزه بود که روز نخست هر ماه به نام خداوند هرمزد نام داشت و در این روز نمازهای ویژه خوانده می شد و به ویژه چون آغاز ماه و سال با هم برخورد می کرد، این به فال نیک و جشن و شادی همراه بود. البته در اوستا، کتاب دینی زرتشتیان، به نوروز و آئین های نوروزی اشاره ای نشده است، اما از تداول جشن های ششگانه گاهنبار[9] ایران باستان نام برده شده است.

عطر نوروز اسلامی

اسلام که همة رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت. سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشقی نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود، پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه رسماً یک شعار شیعی گردید؛ مملو از خلوص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آن چنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. [10]

اسلام در برخورد با نوروز شیوه پذیرش سنت موجود و هدایت آن به سوی مطلوب را انتخاب کرد. زمانی که اسلام پا به عرصه وجود گذاشت، آداب و رسوم و باورهایی در شبه جزیره عربستان و دیگر نقاط جهان وجود داشت که شریعت اسلام در برخورد با آن سنت ها سه شیوه را اتخاذ کرد: یا آن ها را کاملاً تأیید نمود و بدون هیچ گونه تغییری پذیرفت و انجام آن را به پیروان خود توصیه کرد، مانند حرمت ماه های حرام و یا آن ها را کاملاً طرد و رد نمود، مانند سنت پسر خواندگی که اسلام آن را رد کرد و یا مواردی را مشروط به شرایطی پذیرفت، همچون نوروز که سنت دیرینه پارسیان است. در تأیید نوروز روایات فراوانی وارد شده است که نوروز به امامان: عرضه شد، آن بزرگواران آن را تأیید نموده و حتی سفارشات و توصیه هایی را در گرامی داشت نوروز بیان کردند؛ اما نوع سفارشات و دستورات، همگی دلالت بر جهت دهی این سنت ملی ایرانیان بوده است.[11]

نوروز این سنت دیرینه اختصاص به پارسیان داشت. هنگامی که اسلام ظهور کرد، این سنت توسط برخی به اطلاع امامان معصوم: رسید و عده ای، آن را مستقیماً به امامان عرضه کردند تا نظر آن بزرگواران را درباره این سنت بدانند. امام باقر(ع) فرمود: برای علی(ع) هدیه نوروز، آوردند، آن حضرت فرمود: این چیست؟ گفتند: ای امیر مؤمنان امروز نوروز است. آن حضرت فرمود: هر روز ما را نوروزمان سازید. و نیز مجوسیان چند ظرف نقره که در آن شکر ریخته بودند در نوروز به آن حضرت هدیه کردند، آن حضرت هدیه آن ها را پذیرفت و شکرها را بین یاران خود تقسیم کرد و آن ظروف را به عنوان جزیه قبول کرد.[12]

اسلام و رخدادهای نوروز

آنچه از برخی روایات اسلامی بر می آید، این است که بعضی اتفاقات مهم در روز نوروز رخ داده است که نشان از اهمیت این روز دارد.

نوروز روزیست که خداوند متعال از بندگان خود پیمان گرفت. معلی بن خنیس می نویسد، روز نوروز بر جعفربن محمدصادق(ع) وارد شدم. آن حضرت فرمود: آیا این روز را می شناسی؟ گفتم: فدایت شوم، این روزیست که عجم ها آن را گرامی داشته و به یکدیگر هدیه می دهند. پس امام صادق(ع) فرمودند: قسم به بیت عتیق که در مکه است، این چیزی نیست مگر آنکه به قدیم الایام مربوط است. برایت پرده برداری می کنم تا آن را بفهمی. گفتم: ای سرور من دانستن این از طرف شما برای من دوست داشتنی تر است، از این که مردگانم زنده شوند و دشمنانم بمیرند. پس فرمود: ای معلی مسلماً روز نوروز، رویست که خداوند در آن از بندگان پیمان ها گرفت که او را بپرستند و چیزی را شریک او ندانند و به رسولان و حجت های خداوند و ائمه معصومین: ایمان بیاورند.[13]

اخذ پیمان از بندگان قبل از خلقت مادی آن ها در آیات و روایات مسلم است. در ادبیات فارسی از آن روز به روز الست تعبیر می کنند و در کتب اسلامی آن را به عالم زر می شناسند. وجه تسمیه روز الست یا عالم زر آیات 172 و 173 سوره اعراف می باشد.

اتفاقاتی که زمینه پاگذاشتن انسان در زمین را فراهم می کند و به نوبه خود هر کدام نقش به سزایی در زندگی انسان ها دارد، طلوع خورشید و آن اول روزیست که خورشید در آن طلوع کرد، و هو یوم طلعت فیه الشمس. آغاز وزش باد وهبت به الریاح و به وسیله نوروز بادها وزیدن گرفت. آفرینش سبزه، و خلقت فیه زهره الارض و در آن روز سبزه زمین آفریده شد. خلقت آدم نیز مقارن با نوروز می باشد. اولین روز از ماه فروردین خداوند متعال آدم را در آن روز آفرید و امام صادق(ع) نیز در حدیثی خلقت انسان را مقارن با اول فروردین دانسته است. [14]

فرو نشستن کشتی نوح(ع) در نوروز اتفاق افتاده است. طوفان نوح و ماجرای عجیب هلاکت امت او و پسرش بسیار مشهور است. کشتی نوح بعد از مدت ها که به روی آب بود، با فرمان الهی با فرو رفتن آب زمین بر کوه جودی آرام گرفت. گفته اند این کوه در دیار بکر موصل که تورات به آن کوه آرارات نام داده، می باشد. [15]

شکسته شدن بت ها توسط حضرت ابراهیم(ع) نیز واقعه ای دیگر است که در نوروز اتفاق افتاده است. ابراهیم(ع) زمانی این کار را انجام داد که مردم از شهر خارج شده و حتی به او پیشنهاد داده بودند که تو هم با ما بیرون شهر بیا، اما ابراهیم بیماری خود را اظهار کرد و حماسه بت شکنی خود را در تاریخ جاودانه ساخت. آنچه در این داستان جاودانه می باشد، این است که ظاهراً مردم برای انجام مراسم عید از شهر خارج شده بودند و بت شکنی ابراهیم(ع) بنا به تصریح روایتی در نوروز بوده است: و هو الیوم الذی کسر فیه ابراهیم(ع) اصنام قومه. پس می توان گفت: که با ضمیمه شدن حدیث به آیات سوره صافات[16] مراسم نوروز در میان قوم ابراهیم(ع) نیز رواج داشته است و مردم به خاطر آن از شهر خارج شده اند.[17]

بت شکنی حضرت علی(ع) هم در نوروز رخ داده است؛ همان روزی که رسول خدا(ص) امیرمؤمنان را بر دوش گذاشت و او بت های قریش را از بالای بیت الله الحرام به پایین انداخت و شکست. بت شکنی علی(ع) بعد از فتح مکه اتفاق افتاد. فتح مکه از فرازهای مهم تاریخ اسلام است؛ به طوری که بعد از آن مسلمانان عزت و شکوه واقعی خود را یافته و در سال بعد قبایل اطراف با آن ها بیعت کرده و یکی بعد از دیگری مسلمان شدند. بت شکنی علی(ع) بعد از مبارزه 21 ساله پیامبر(ص) بسیار جالب توجه است. [18]

بیعت مسلمانان با علی(ع) در غدیر خم نیز از اتفاقات روز نوروز است؛ و هوالیوم الذی امر النبی(ص) اصحابه ان یبایعوا علیاً بأمرة المؤمنین؛[19] روزی که نبی اکرم(ص) به اصحاب خود دستور داد تا با علی در مورد حکومت یا امارت بیعت کنند. بیان رسول خدا(ص) در آن روز مبنی بر وصایت و ولایت حضرت علی(ع) به قدری اهمیت داشت که آیه تبلیغ نازل شد: ) یا أیّهَا الرّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إِنّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ(؛[20] ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان و اگر نرسانی تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده ای و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت که خدا گروه کافران را به هیچ راه موفقیت راهنمایی نخواهد کرد.

برخی روایات ظهور قائم آل محمد(ص) را نیز که نوروز دانسته اند؛ و هو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاة الامر ... و آن روزیست که در آن قائم آل محمد(ص) والیان امر ظاهر می شوند. ظهور حجت از آرزوهای دیرینه ائمه هدی:، شیعیان و همه مستضعفان عالم محسوب می شود؛ زیرا با آمدن امام مهدی آرزوهای انبیا و امامان: تحقق می یابد. تطبیق روز ظهور آن حضرت با نوروز نشانه خوبی بر فضیلت یافتن آن روز است. از امام صادق(ع) منقول است که خطاب به معلّی فرمودند: بدان هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم؛ زیرا آن روز از روزهای ما و از روزهای شیعیان ماست، آن روز را عجم حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما عرب ها آن را ضایع کردید. [21]

آداب نوروز در اسلام

امام جعفر صادق(ع) به معلی فرمودند: روز نوروز را روزه بدار و غسل کن و چهار رکعت نماز به جا آور و در همین خبر است که فرمودند: این روزی است که خدای تعالی شما را آفرید، پس سزاوار است که به عبادت در این روز مشغول باشید. إذا کان یوم النیروز فاغتسل؛ وقتی نوروز شد غسل کن. طبق این حدیث غسل کردن از آداب نوروز محسوب می شود.[22] آب ریختن در نوروز جزء آداب نوروز ثبت شده که از قدیم الایام مرسوم بوده است. دهخدا می نویسد: در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب می پاشیدند و این رسم در قرن های نخستین اسلامی نیز رایج بوده است. دیگر اینکه هدیه دادن در نوروز از قدیم الایام مرسوم بوده و در اسلام این رسم با همان کیفیت تأیید و رسم هدیه دادن به طور کلی مورد پذیرش واقع شده است. دید و بازدید نوروزی هم یکی از آداب نوروز بر شمرده شده و با توجه به آن، اسلام این رسم پسندیده در نوروز را تأیید کرده است، تهادوا و تواصلوا فی الله؛ به خاطر خدا به یکدیگر هدیه داده و صله رحم کنید.[23] هر چند این سنت ها در ایام دیگر سال واجب است و معنای آن این است که در همه احوال صله رحم واجب بوده، اما در نوروز این وجوب تأکید بیشتری داشته و یا اگر چه از حد وجوب پایین تر بیایم، مورد قبول واقع است. پوشیدن لباس تمیز و معطر نیز در نوروز سفارش شده است. همچنانکه در حدیثی آمده است، وقتی نوروز شد غسل کن و بهترین و پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش و با بهترین عطرها خود را معطر کن.[24]

روزه گرفتن در نوروز سنت دیگری می باشد که در احادیث به آن اشاره شده است؛ زیرا در آن روز و هر روز مقدس روزه گرفتن خوب بوده، مگر در عید رسمی مسلمانان (قربان و فطر) که روزه گرفتن در آن حرام است، اما در اعیاد دیگر مانند بعثت و غدیر استحباب روزه گرفتن مؤکد است. خواندن نماز عید سفارش شده، در حالی که معمولاً هم در گذشته و هم در حال گروهی از مردم با ورود به نوروز به قدری از معنویات غافل می شوند که گویا خبر دیگری نیست. [25]

پی نوشت:

[1]. تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص 148.

[2]. اسماعیل پور، ابوالقاسم، از اسطوره تا تاریخ، ص 359 و 360.

[3]. بحارالانوار، ج 56، ص 139.

[4]. همان، ص 141.

[5]. خلف تبریزی، برهان قاطع، ج 4، ص 2192 ـ 2187.

[6]. نوروزنامه خیام، ص 4 و 5 .

[7]. رضایی، عبدالعظیم، تاریخ نوروز، ص 139 و 140.

[8]. بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه، ص 291.

[9]. واژه گاهنبار، کوتاه شدة گاهان بار است؛ یعنی گاه ها و زمان های به ثمر رسیدن و بار آمدن. این جشن به پیشة اصلی ایرانیان یعنی کشاورزی و دامداری ارتباط دارد. این جشن ها در شش هنگام یا شش چهره و در هر چهره به مدت پنج روز در سال برگزار می شده است.

[10]. شریعتی، علی، هبوط در کویر، ص 505 ـ 501 .

[11]. حسن آبادی، ابوالفضل، چشم انداز نوروز از نظر اسلام و تاریخ، ص 105.

[12]. وسایل الشیعه، ج 12، ص 214.

[13]. بحارالانوار، ج 56، ص 91 و 92.

[14]. همان، ص 105 ـ 92.

[15]. طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 10، ص 259 و بحارالانوار، ج 56، ص 93.

[16]. صافات ﴿37﴾ : 83 ـ 99.

[17]. بحارالانوار، ج 12، ص 32.

[18]. وسایل الشیعه، ج 8، ص 173 و 174 و حسن آبادی، همان، ص 78.

[19]. بحارالانوار، ج 56، ص 120.

[20]. مائده (5) : 67.

[21]. رسالة نوروزیه، آیت الله سید عزیزالله، امامت کاشانی.

[22]. محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج 7، ص 132.

[23]. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 205.

[24]. وسایل الشیعه، ج 5 ، ص 288.

[25]. حسن آبادی، همان، ص 92 و 93.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:05 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

در عهد ساسانیان، نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در کار بوده است و می‌توان گفت که در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تکلفات به جا نمی‌آوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات کافی در دست است.

گزارش ایران ویج ، از جمله کارهایی که در ایام نوروز در عهد ساسانیان انجام می‌گرفت این بود که در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه می‌دیدند و به عزل و نصب حکام می‌پرداختند. 

 

در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز دست کم شش روز طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

 

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل‌های گوناگون سال جاری بوده است.

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت .

آیین ساسانیان در عید نوروز

آیین ساسانیان در این ایام چنین بود که پادشاه به روزنوروز بار عام را شروع می کرد و حق های حشم و لشکر را می گزارد و حاجت آن را روا می کرد و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو می نمود، به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی که سردار نظامی او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را می بخشیدند و به کسانی که در جنگ پیروز می شدند جایزه می دادند و حتی به کشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت می دادند.

ساسانیان نوروز را«نوک روژ» می گفتند: «به موجب روایت دینکرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالک خویش را قرین شادی و خرمی می کرد و در این عید کسانی که کارمی کردند، دست از کار کشیده و به استراحت و شادمانی می پرداختند.»

در این روز مالیاتهای وصول شده را به حضور شاه عرضه میداشتند و شاه به عزل و نصب حکام میپرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت. و در این شش روز سلاطین ساسانی بار میدادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم میپذیرفتند و به حضار عیدی میدادند.

روز ششم را سلاطین برای خود و محرومان درگاه جشن میگرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه نوع مراسم متداول ملی اجرا میشد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به کنار نهرها و قناتها رفته شست و شو میکردند و به یکدیگر آب میپاشیدند و شیرینی تعارف میکردند. صبح پیش از آن که کلامی ادا کنند شکر میخورند یا سه مرتبه عسل میلیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشیها و بدبختیها روغن به تن میمالیدند و خود را با سه قطعه موم دود میدادند. در این روز سکه نو میزدند و آتشکدهها را پاک و طاهر میکردند.

ازرسوم دیگر این زمان چنان چه که گفته شد ریختن آب بوده است به یکدیگر درصبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی به صورت گلاب پاشیدن باقی ماند.

از رسوم عمومی نوروز در آن عهد یکی برافروختن آتش بود در شب نوروز و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین النهرین رواج داشت و شاید آتشی که در عصر حاضر در شبهای چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) میافروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد.

اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است که به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته اند که جهت افروختن آتش در این شب تصفیه جو و از میان بردن عفونات مولد؛ از فساد هواست. اولین کسی که این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابکان باشد.

باشکوه ترین و زیباترین آیین این زمان که هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزد عامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، کاشتن سبزی است.


موضوع : نوروز

منبع : ايران ويج




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 12:11 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/