جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

ان شاء الله این عید سعید و این سال نو بر همه مسلمین و ملت شریف ایران برخواهران، برادران مبارک و مسعود باشد ...

تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت ها در دست خدای تبارک و تعالی و ید قدرت اوست.

اوست که تدبیر می کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول می کند وبصیرت ها را روشن می کند، و اوست که حالات انسان را متحول می کند و ما آن را در ملت عزیز خودمان در زن و مرد، در کوچک و بزرگ یافتیم. این تقلیب قلوب که قلب ها رااز آمال دنیوی و از چیزهایی که در طبیعت است بریده بشود و به حق تعالی پیوسته بشود و بصیرت ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسیله بصیرت بفهمند، درملت ما بحمدالله تا حدود چشمگیری حاصل شده است و من امیدوارم که در این سال جدید به اعلا مرتبت خودش برسد.»

عیدهای اسلامی

در قرآن کریم می خوانیم:

...اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و اخرنا و ایه منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین خداوندا!، مائده ای از آسمان بر ما نازل فرما تابرای اولین و آخرین ما عید، و نشانه ای از جانب تو باشد و به ما روزی عنایت کن که تو بهترین روزی دهنده هستی.» عید از ماده «عود» به معنی بازگشت گرفته شده و به گفته راغب اصفهانی به معنی بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهای سرور و شادی نیز گفته می شود.

در اسلام روزهایی، به نام عید اسلامی اعلام گردیده است که مهمترین آنها عبارتنداز:

اول شوال; عید فطر دهم ذیحجه; عید قربان هیجدهم ذیحجه; عید غدیر جمعه; عیدمحمد(ص) چرا که در هر یک به گونه ای بازگشت انسان به فطرت توحیدی اش مطرح است.

بنابراین: «عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است، نه شربت و شیرینی و غذاهای متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است، نه به سیاحت و تفرج بی محتوی پرداختن، که این عید ولگردان است، نه بی بندو باری و هرزگی و عیاشی کردن، که این عید بوالهوسان است، نه قاه قاه خندیدین و همدیگر را به مسخره گرفتن و به بازی روز گذراندن، که این عید غافلان است، نه تاب خوردن و سبزه رویاندن و سفره هفت سین چیدن و رنج پختن «سمنو» کشیدن، که این عید خرافه پرستان است.

هیچ کدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست، که عید اسلامی موفقیت درراه انجام وظیفه است. و تطهیر نفس و تصفیه جان و تمرین صبر و استقامت، چون عیدفطر پس از ماه مبارک رمضان.

و عید، گذشتن از امتیازات است. و رسیدن به هم آهنگی و شرکت در وحدت بزرگ اسلامی، شکستن غرور و خودخواهی و ترک نازپروریها، سایه نشینی ها، مشتاقانه ندای حق را لبیک گفتن ... و سرانجام خود را بازیافتن و به خدا رسیدن. چون عیدالضحی پس از دوران سازنده حج.

عید، چون قطره ای به دریای جمع پیوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته ها رابهم بستن و صف صف بهم پیوستن، پیوند خود را با خدا استوار کردن و دین خود را هرهفته تحکیم بخشیدن، همچون عید جمعه که عید محمد(ص) است ».

برترین عید، روزی است که خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد و ارکان دین را محکم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پیوست، و رهبر آینده مسلمانان را معرفی کرد، و فرزند کعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هیجدهم ذیحجه عیدغدیر خم.

آن گونه که در روایات آمده است و بعضی از علمای بزرگوار فرمودند، و در گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله به روشنی مشخص گردیده، آن روز، عید غدیر خم با اول فروردین سال دهم هجری شمسی مطابق بوده است و عید نوروز نیز به برکت ولایت رنگ الهی به خود گرفت و در بین شیعیان و ایرانیان شهرت و دوام یافت.

بهار طبیعت

بی تردید، عید نوروز، عید طبیعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال طبیعت و لطافت هوا و تعدیل شب و روز و رهایی از قساوت زمستان و سردی و سیاهی شبهای دیرپا می باشد.

عیدی همراه با سرود پرندگان و تکبیر جنگل و تسبیح باد و ریزش ابر و فریاد رعدو رویش صحراست.

اگر ما خرافات و نقاط منفی و تاریک را از چهره این عید بزداییم و بگذاریم همرنگ طبیعت با صفا، باشد و بر جهان مثبت و خداپسندانه اش بیفزاییم، در دید مکتب نیز عیدی عزیز و ارجمند خواهد بود.»

چنانچه در حدیث آمده: هر چیزی بهاری داردو بهار قرآن ماه مبارک رمضان است. از این رو امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «قرآن را بیاموزید که بهار دلهاست.» یعنی جان و روان انسان با تعالیم عالی الهی،شکوفا می شود.

آری عید واقعی انسان که برترین مخلوق الهی، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت به خویشتن خویش و توجه به مبدا هستی، و تعلیم کتاب سعادتش و در نهایت خود رابازیافتن و به خدا رسیدن است.

و این عید اختیاری است، و انسان می تواند از هر روز برای خودش عیدی بسازد.

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید:

«کل یوم لا یعصی الله فهو یوم عید» (هر روزی که خداوند نافرمانی نشود آن روز، عید است). البته آنگونه که قرآن می فرماید: از بهار طبیعت و حیات دوباره یافتن گل ها و گیاهان، سبزه ها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حیوانات طراوت یافتن باغ ها و چمن زارها، باید درس رستاخیز و بازگشت به سوی خدا را آموخت:

خداوند متعال می فرماید: «زمین را جامد و افسرده و بی روح و بی جنبش می بینی،اما همین که آب باران بر آن نازل کنیم، به جنبش و حرکت درمی آید و فزونی می گیرد،و انواع گیاههای سرورافزا می رویاند، این از آن جهت است که خدا حق مطلق است ونظام زنده کردن مرده ها در قبضه قدرت اوست. و اوست که بر هر چیزی تواناست.»

نوروز در گذر تاریخ

نخستین روز از نخستین ماه سال شمسی را نوروز می گویند وایرانیان در این روز بزرگترین جشن ملی خود را برگزار می کنند. آریاییان در اعصارباستانی دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر یک از این دو فصل جشنی برپا می داشتندکه هر دو آغاز سال نو به شمار می رفت; اولی را نوروز و دومی را مهرگان می نامیدند.

هر چند در دربار نخستین خلفای اسلامی به نوروز اعتنایی نمی شد، ولی خلفای بعدی اموی دوباره نوروز را گرامی داشتند و برای افزودن درآمد خود، هدایای نوروز راباب کردند. و با ظهور «ابومسلم خراسانی » و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذبرمکیان و دیگر وزرای ایرانی و تشکیل سلسله های طاهریان و صفاریان، جشن های ایران بار دیگر رونق یافت.

با آنکه بسیاری از سنت های ایرانیان بعد از ظهور اسلام در ایران از بین رفت وسنت های اسلامی جای آنها را گرفت، اما عید نوروز کم و بیش در میان آنها باقی ماند.

شاید مصادف شدن روز غدیر خم در سال دهم هجری با عید نوروز در آن بی تاثیرنباشد.

علی کاظمی در مقدمه ترجمه کتاب سید عبدالرضا حسینی شهرستانی به نام «نوروزدر اسلام » نگاشته است: «با توجه به روایاتی که در باره نوروز رسیده است، معلوم می شود، نوروز پیش از اسلام روزی مورد توجه پیامبران و رهبران الهی بوده است و ازابتدا شادی و سروری که در این روز می شده است به خاطر امور معنوی و حوادث مذهبی که در این روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولی همان گونه که در اثر مرور زمان بسیاری از واقعیت ها وارونه شده و بسیاری از حقایق تحریف گردیده، نوروز هم به صورت یک روز ملی و باستانی درآمده، شادی و سرور آن نیز به حساب امور مادی گذاشته شده است .. .» نوروز از جمله دستاویزهایی بوده است که سلاطین از آن بهره برداری کرده اند.

جمشید پادشاه بزرگ ایران باستان به همین منظور و به خاطر استفاده از همین فرصت، تاجگذاری خود را در روز نوروز انجام می دهد، و حتما تبلیغاتی هم به راه می انداختند که امروز، روز پیمان خلافت الهی است و مردم را دعوت می کردند که بیایند و با آوردن هدایای نوروزی با نماینده خدا بیعت کنند و تاجگذاری او راتبریک بگویند. با این مقدمه، پاسخ این سؤال; که چرا اعراب نوروز را ضایع ساختند؟

نیز روشن می شود:

در روایت معلی بن حنیس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همین حقیقت است. «...

این روز از روزهای ماست و از روزهای شیعیان ما به شمار می رود، که ایرانیان آن را حفظ کرده، و شما عرب ها آن را ضایع ساخته اید.

اعراب به پیروی از دستگاه خلافت بنی امیه و بنی عباس چون نوروز را روز ولایت وخلافت الهی می شناختند، سخت کوشیدند که این روز را مخفی کرده، ضایع سازند. و لذابرای لکه دار کردن نوروز، این روز را از بازمانده های مجوس معرفی کرده اند. تاجایی که می بینیم حضرت امام موسی بن جعفر(ع) نیز در مقام تقیه به منصور دوانقی می فرماید: «از رسم های فرس است و اسلام آن را از بین برده است ...» بعضی افراداین روایت را دلیل بر عدم مشروعیت نوروز گرفته اند; اما با توجه به روایات معارض، حمل بر تقیه شده است، و بهترین دلیل بر عظمت نوروز است و می رساند که خلفا تا چه اندازه برای از بین بردن نوروز می کوشیده اند و پس از یک دوره تبلیغات خلفا که نوروز کاملا مسخ و در افکار عمومی مسلمین از سنت های مجوس معرفی شده،اینک منصور دوانقی حضرت موسی بن حعفر(ع) را در این روز وادار به جلوس می کند تااز طرفی (مانند مامون) برای خود موفقیت کسب کند و از طرفی حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد ... به هر حال شکی نیست در اینکه از نظر اهل بیت(ع)نوروز از روزهای مهم مذهبی معرفی شده و تجلیل آن البته با آداب و رسومی که درروایات بیان شده است، بسیار پسندیده می باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شکر نعمت ولایت بجا آوردن، تجدید بیعت با رهبران الهی و به زیارت مؤمنین و علمای ربانی رفتن.

اینها خلاصه اعمالی است که مسلمان ها در نوروز، به عنوان روز ولایت و روز پیروزی حق و عدالت انجام می دهد.

نوروز در روایات

بخشی از مضامین روایات در مباحث گذشته، بیان گردید، در این فرصت متن بعضی را مورد توجه قرار می دهیم.

1 آداب نوروز

«روی المعلی بن خنیس عن مولانا الصادق(ع) فی یوم النیروز: واذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون صائماذلک الیوم ...

معلی بن خنیس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز می گوید: هنگام نوروز غسل کن، پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش به خوشبوترین چیزها خود را خوشبو نما و در آن روز، روزه باش.

در دنباله روایت، دستور چهار رکعت نماز و سجده شکر و دعای مخصوص در این روزذکر شده است.» این حدیث مورد استناد بسیاری از فقها برای استحباب غسل و روزه ونماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسایل این روایت را دو سه مورد نقل کرده است. صاحب جواهرالکلام، همین روایت را از مصباح و مختص آن نقل کرده و مستنداستحباب این اعمال در روز نوروز دانسته است. و مرحوم علامه مجلسی در زادالمعادمی فرماید:

به اسانید معتبره از معلی بن خنیس که از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (این روایت) منقول است.

2 روز پیمان با خدا

علامه مجلسی می گوید: در بعضی از کتب معتبره دیدم که:

معلی بن خنیس می گوید: روز عیدی خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسید: این روز رامی شناسی؟ گفتم: روزی است که عجم آن را بزرگ می شمرند و در آن به یکدیگر هدیه می دهند. حضرت فرمود:

قسم به بیت عتیق که در مکه است، این نیست مگر به جهت موضوعی قدیمی که برای توتفسیر می کنم ... نوروز، روزی است که خداوند از بندگان پیمان گرفت و آن اولین روزی است که خورشید کرد. و بادها وزیدن گرفت، کشتی نوح(ع) بر کوه «جودی » قرارگرفت و خداوند کسانی را که از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پیامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با علی(ع) به عنوان امارت مؤمنین بیعت کنند ...

و هیچ روزی نوروز نیست مگر اینکه در آن روز انتظار فرج داریم، زیرا نوروز ازروزهای ما و روزهای شیعیان ماست، عجم آن را حفظ کرد و شما آن را تضییع نمودید ...»

احمد بن فهد در کتاب مهذب البارع نظیر این روایت را آورده است.

3 روز ولایت

«معلی بن خنیس عن الصادق(ع): ان یوم النیروز هو الیوم الذی اخذفیه النبی(ص) لامیرالمؤمنین(ع) العهد بغدیر خم فاقروا له بالولایه فطوبی لمن ثبت علیها و الویل لمن نکثها ...

نوروز روزی است که پیامبر(ص) از مردم برای امیرمومنان(ع) پیمان ولایت گرفت ومردم آن را پذیرفتند، خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت بماند، وای بر کسی که آن عهد را بشکند ...»

4 برآورده شدن نیاز

مفضل بن عمر می گوید: امام صادق(ع)در ضمن خبری طولانی فرمود: خداوند به حزقیل وحی فرمود یا حزقیل، این روز شریف وبا ارزش بزرگی است نزد من، و قسم خورده ام که کسی در این روز، نیازی از من طلب نکند، مگر آنکه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

5 هر روز نوروز

«و اتی علی(ع) بهدیه النیروز فقال علیه السلام: ما هذا؟

قالوا: یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز، فقال علیه السلام، اصنعوا لنا کل یوم نیروزا.

برای علی(ع) هدیه نوروزی آوردند، حضرت پرسید: این چیست؟ گفتند: ای امیرمومنان امروز نوروز است، فرمود: هر روز را برای ما نوروز بسازید.»

6 هدیه نوروزی

ابراهیم کرخی می گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم، در باره مرد ثروتمندی که روزمهرگان یا نوروز، مردم به او هدیه می دهند ولی او در عوض احسانی نمی کند. امام علیهم السلام فرمود: آیا آنها اهل نماز هستند؟

گفتم: آری.

فرمود: هدیه آنها را باید بپذیرد و او نیز در مقابل برای آنها هدیه ای بفرستد...


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:32 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

یا مقلّبَ القلوبِ و الابْصارِ

یا مدبّر اللیلِ و النهارِ

یا محوّل الحوْلِ وَ اْلاَحْوال

حَوِّلْ حالَنا إلی اَحْسَنِ الْحال

نوروز بزرگترین و قدیمی ترین جشن ملی ایرانیان است. البته پس از ورود اسلام به ایران، دو عید بزرگ «قربان» (اصنمی) که به مناسبت مراسم حج سالیانه در دهمین روز دوازدهمین ماه سال قمری (ذی الحجّه) برگزار می شود و عید روزه گشایی (فطر) که به مناسبت پایان روزه واجب یک ماهه اسلامی در اولین روز از نهمین ماه قمری (شوّال) انجام می یابد در میان ایرانیان مسلمان ارج و احترام و شرافت ویژه ای داشته اند.

گذشته از اعیاد قربان و فطر، دو عید دیگر بیشتر مورد توجه و اشتیاق مردم قرار داشته و با تشریفات ویژه ای اجراء می شده است. یکی عید بعثت (برانگیخته شدن پیامبر خدا(ص) به رسالت) که در بیست و هفتم ماه رجب گرفته می شد و دیگری عید اعلام جانشینی داماد و پسرعم رسول خدا(ص) علی بن ابی طالب(ع) در محلی به نام غدیر خم که به همین نام (عید غدیر خم) خوانده می شود. چهار عیدی که برشمرده شد بالطبع پس از اسلام و در بین مسلمین گرفته می شده و در ایران نیز اهل اسلام و تشییّع بدان توجه داشته اند.

واژه «عید»

عید به جشن سالانه ای گفته می شود که هر سال با بازگشت خود، سرور و نشاط را به قوم، نژاد یا ملتی باز می گرداند.

اما غیر از این، عید معنای برتری می تواند داشته باشد و آن بازگشت انسان به ریشه آسمانی خویش و رجعت روحی و معنوی به مبدأی است که او را آفریده و از او پیمان گرفته است شأن بندگی و اطاعت را رعایت کند. آداب مذهبی و معنوی همانند غسل و نماز و روزه مستحبی نوروز به همین مطلب توجه می دهد که عید را فرصتی برای غفلت از خدا و غرق شدن در بازیهای دنیا نپنداریم.

جشن حقیقی انسان زمانی است که او بتواند شیطان را از حریم روح خویش براند و با این کار بازگشتی درونی (انابه) به سوی خدای خویش بنماید. از این رو است که علی(ع) فرمود:

«کل یوم لا یعصی اللّه فیه فهو عید»(1)

هر روزی که در آن معصیت خدا، روی ندهد [برای انسان] عید است.

جایگاه نوروز

چنان که می دانیم عید نوروز یک عید ملی، کهن و عام ایرانی است. این عید که همزمان با نخستین روز نخستین ماه سال شمسی است، طولانی ترین و پرمعنی ترین تشریفات را در بر دارد و در میان همه ایرانیان از هر نژاد و زبان و دینی که باشند جایگاه واحد و مشابهی دارد. و ایرانیان برای آن احترام و ارجی مشترک و تقریبا یکسان قائلند.

نوروز، روز اول فروردین است که رسیدن آفتاب به برج «حمل» است و ابتدای بهار است و این به گفته رشیدی، در فرهنگ لغات، نوروز کوچک و نوروز عامه است. او ششم فروردین ماه را نوروز بزرگ و نوروز خاصه خوانده است.

این امر شاید متأثر از اعتقادات اسلامی باشد چنان که در قرآن آمده است، خداوند جهان را در شش روز آفرید. «و هو الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام» (هود 7)

و گویند آن شش روز به روزهای آن جهان بود که هر روزی به مقیاس روزهای این جهان هزار سال است.(2)

برای پی بردن به جایگاه نوروز بهتر است بین این عید و اعیاد دیگر ایرانی مقایسه ای کنیم.

غیر از نوروز جشنهای دیگری از ایران باستان تا بعدهای دور جریان داشته که در بین ایرانیان ارجی همطراز با نوروز داشته است.

از جمله جشن پاییزی مهرگان که بعد از نوروز، مهمترین جشن ایران باستان بوده و از روز شانزدهم تا بیست و یکم مهرماه به مدت پنج روز، طی مراسم خاصی برگزار می شده است.

جشن مهرگان نزد جنوبی ها از نوروز مهمتر برگزار می شد. عده ای معتقد بودند که سال از فصل سرد آغاز می شد. و حتی در دوره هخامنشی مهرماه، آغاز سال بوده است. اهمیت مهرگان که بنا بر این روایت در اول سال هم بوده، بیشتر به دلیل تعلق آن به فرشته بزرگ مهر و نیز به این دلیل بوده است که هنگام برداشت محصول برپا می شده است. این جشن تا مدتها پس از اسلام هم از بین نرفت و از مسمط منوچهری به مطلع:

شاد باشید که جشن مهرگان آمد

بانگ و آوای درای کاروان آمد(3)

برمی آید که در عهد مسعود غزنوی (جلوس سال 421ه··· ) جشن مزبور معمول بوده و طی مراسمی برپا داشته می شده است.

علاوه بر مهرگان، جشن تابستانی «تیرگان» که به آبانگان و آبریزان و تیرگان فرس و نیز جشن آب پاشی معروف است، تداول داشته که در سیزدهم تیرماه و به مناسبت ستایش دو ایزد عمده آب «تیر» و «ناهید» برپا می شده است. یکی از وجوه تسمیه و امتیاز این روز را تیر انداختن آرش برای تعیین مرز ایران و توران دانسته اند که مردم به افتخار این پیروزی هر سال جشن می گرفتند. در این جشن به اصل ستایش و بزرگداشت عنصر آب و ایزدان آن توجه می شده است.(4)

جشن دیگری که در بین ایرانیان باستان معمول بود عید سده است. جشن سده جشنی بود که در شب دهم بهمن ماه با برافروختن آتش طی مراسم به خصوصی انجام می گرفت. به عقیده ایرانیان باستان در این روز اهریمن بدکنش سرما را به شدت خود می رساند تا به آفریدگان اورمزد گزند برساند و نیروی اورمزدی در این روز آتش را برای مقابله با سرما می آفریند.

ابوریحان بیرونی نوشته است: در این روز، جهنم از زمستان به دنیا بیرون می آید. از این رو آتش می افروزند تا شر آن برطرف گردد.

روشن است که جشن سده ریشه در عقاید زرتشت و زرتشتیان دارد، اگر چه مورد توجه عموم پادشاهان پس از اسلام در ایران بوده است.

سده جشن ملوک نامدار است

ز افریدون و از جم یادگار است(5)

از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه

سده فرخ روز دهم بهمن ماه(6)

باری این چند جشن که نام برده شد جشنهای ملی ایرانیان است. این جشنها در دوران پس از ورود اسلام به ایران نه تنها عمومیت و آوازه نوروز را نیافتند، که رفته رفته کم رنگ تر شده و تدریجا برخی از آداب آنها در نوروز حل شد و خود عملاً منحل شدند.

تنها و تنها نوروز، توانست به عنوان یک عید مطلق در بین ایرانیان جایگاه گذشته خود را حفظ کند و بلکه به سبب همزمانی با مناسبتهای مذهبی مسلمانان، نوعی تقدس و تبرک نیز بیابد.

«اسلام که همه رنگهای قومیت را زدود و سنتها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت، انتخاب علی[ع] به خلافت و نیز انتخاب علی[ع] به وصایت در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی[ع [و حکومت علی[ع] داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود روح مذهب نیز گرفت، سنت ملی و نژادی با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت و مقدس شد و در دوران صفویه «رسما» یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش. آن چنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را روز عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز.»(7)

در باره روز انتخاب علی(ع) به وصایت، نوشته اند: «روز غدیر خم سال دهم هجری که حضرت محمد(ص) حضرت علی(ع) را به جانشینی خود به مسلمانان معرفی کرد مطابق بود با 29 حوت و روز چهارم از خمسه مسترقه و بنابراین اولین روز امامت آن حضرت برابر می افتد با روز اول فروردین.»(8)

نوروز در روایات

معلّی بن خنیس روایت می کند: روز نوروز به محضر امام صادق(ع) وارد شدم. امام از من پرسید: آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم: فدایتان شوم این، روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. امام صادق(ع) فرمود: قسم به خانه عتیقی که در مکه قرار دارد این بزرگداشت، علتی و سببی در زمانهای دور دارد که برای تو شرح می دهم تا بدانی. عرض کردم: سرورم! اگر این موضوع را از شما فرا گیرم برای من خوشتر است از اینکه مردگان خانواده ام زنده شوند و دشمنانم هلاک شوند. آنگاه فرمود: ای معلّی، روز نوروز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجتهایش ایمان بیاورند و این روز اولین روزی است که در آن خورشید دمید و بادهای بارورکننده بر درختان وزید و گلها و شکوفه های

زمین آفریده شد. این روز روزی است که کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی نشست ... . این روز روزی است که جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و نیز روزی است که پیامبر اکرم علی(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم(ع) بتهای عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند. در این روز پیامبر(ص) علی(ع) را به وادی جن فرستاد تا از آنان برای پیامبر(ص) بیعت بگیرد. این روز روزی است که برای بار دوم برای علی(ع) بیعت گرفته شد. در این روز علی(ع) بر اهل نهروان پیروز شد و مرد صاحب پستان (ذوالثدیة) را کشت. نوروز روزی است که قائم ما و صاحبان امر ظهور می کنند و در این روز بر دجال چیره می شود و او را در کنار کوفه به دار می زند. هیچ نوروزی نمی رسد مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است که عجم آن را حفظ نمود و شما اعراب ضایعش کردید. امام(ع) در ادامه فرمود: پیامبری از خداوند پرسید چگونه مردگان را زنده می کند؟ خداوند به او وحی کرد که بر گورهایشان در روز نوروز که اولین روز سال پارسیان است، آب بپاشد. آن مردگان که سی هزار نفر بودند، زنده شدند و به زندگی ادامه دادند. از این رو آب پاشی در این روز، سنت است ...(9)

در روایتی دیگر که باز معلی بن خنیس از امام صادق(ع) نقل می کند علاوه بر موارد یاد شده بالا آمده است: «و هو الیوم الذی کسر ابراهیم علیه السلام اصنام قومه» در این روز (نوروز) ابراهیم(ع) بتهای قوم خود را شکست.(10)

امام صادق(ع) فرمود: برای علی(ع) هدیه نوروزی آوردند. امام فرمود: این چیست؟ گفتند: یا امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. امام فرمود: پس هر روز ما را نوروز کنید!(11)

نوروز، با بهار

ای غزال دشتهای شور و شعر!

ای عروس فصلهای سال

ای بهار!

می رسد، به احترام تو درختها قیام می کنند

بوته های منتظر به تو سلام می کنند

می نشینی و زمان درنگ می کند

پلک می زنی و چشم خاک باز می شود

خنده می کنی زمین پر از نیاز می شود

راه می روی نسیم می وزد میان شاخه ها

دست می کشی به روی شاخه های سبز و باصفا

عشوه می کنی و شور و شعر زاده می شود

عشق در نگاه روشن حیات، ساده می شود ...

آه چیستی مگر

که باد و خاک و آب را پرنده می کنی؟!

ای بهار!

ای شکوه سبزه زار(12)

نوروز دیباچه کتاب سبز بهار است و بهار مجال گرم شکوفایی طبیعت و تنفس سبز زمین و جوش سر برآوردن برگهای نورسته بر اندام گیاه و درخت.

نوروز سرفصل کتاب سبز آفرینش است که هر سال با تجدید مطلع خود شور حیات را در گوش جان هستی با ترنمی دلنشین می نوازد.

نوروز آغاز است، آغاز بهار و آغاز حیات، آغازی که درختان با زبانی سبز و به بانگی بلند اعلام می کنند.

نوروز برهان رستاخیز است. طبیعت، حیات خود را وامدار بهار است که در طول بهار به بلوغ و رشد می رسد و در تابستان به ثمر می رسد و به بار می نشیند و با آغاز پاییز پا به سن کهولت می گذارد و در زمستان می میرد، گویی هیچ گاه سبز و سرزنده نبوده است، اما به گواهی نوروز چنین نیست. دوباره صور اسرافیلی نوروز در نای طبیعت دمیده می شود و درختان و گیاهان دوباره، طعم زندگی را می چشند که:

این بهار نو ز بعد برگ ریز

هست برهان بر وجود رستخیز

نوروز، عید طبیعت است و عید انسانها و

مجالی است برای بازگشت و رجعت به اصل شکفتن و سبز برخاستن.

نوروز فرصت آشتی انسانها است با طبیعت پس از چشیدن سوز زمهریر.

در نوروز، آفتاب، ملایمت و مهربانی اش را بر سر طبیعت می پاشد و دریغ نمی ورزد.

نوروز نماد وحدت و یگانگی ملتی بزرگ در بستر تاریخ سرافرازی او است. نوروز، روزی است که ما در آن، زبان بر همدلی می گشاییم.

نوروز فرصت زدودن کینه ها از سینه ها است. نوروز آبشار مهر است که در جان ما سرازیر می شود.

نوروز در ذهن زمین و زمان تداعی پاکیزگی و طهارت است.

«نوروز تقاضای سبز شدن است

یا مقلب القلوب»(13)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1218، حکمت 420.

2ـ ابوعلی محمد بن محمد بن بلعمی، تاریخ بلعمی، به تصحیح محمدتقی بهار و به کوشش محمد پروین گنابادی، چاپ 2، تهران، زوار 1353، ج 1، ص 29.

3ـ دیوان منوچهری دامغانی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، زوار، 1347، ص 197.

4ـ محمدجعفر یاحقی، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران، سروش، ص 152.

5ـ دیوان عنصری، به اهتمام دکتر یحیی قریب، تهران، 1323، ص 14.

6ـ دیوان فرخی سیستانی، به اهتمام محمد دبیرسیاقی، تهران 1335، ص 354.

7ـ علی شریعتی، هبوط در کویر، تهران، پژمان 1367، ص 505 ـ 504.

8ـ مجله هنر و مردم، از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر، سال دوازدهم، شماره صد و سی و هشتم. مقاله: مقدمه ای بر شناخت نوروز، مرتضی هنری، ص 61 به نقل از مجله کاوه، سال اول شماره 5 و 6، ص 3.

9ـ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 56، ص 93ـ92.

10ـ همان، ص 120.

11ـ ابی جعفر صدوق محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی، من لایحضره الفقیه، به تحقیق و تعلیق سیدحسن موسوی فرسان، تهران، دارالکتب اسلامیه، ج 3، ص 191.

12ـ از شاعر معاصر تقی متقی.

13ـ شاعر فقیه معاصر، سلمان هراتی.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:28 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

فرهنگ و اندیشه / نگاه

مفهوم عید بار مکتبی عمیقی دارد و در چارچوب بینش توحیدی و عمل مبتنی بر اعتقاد و ایمان مذهبی قابل تفسیر است.

عید در لغت به معنای عود و بازگشت و در فرهنگ اسلامی به معنای بازگشت به معبود است که این دو از مفاهیم خاص بینش توحیدی هستند. به بیان دیگر هر گاه انسان به سوی خالق خود باز گردد و از گناه باز ایستد یعنی به فرمان الهی گردن نهد و از وعید خدا رها شود و به پاداش الهی دست یابد عید اوست.

واژه عید در قرآن

واژه عید در قرآن فقط یک بار آمده است.

«الّلهم اَنْزِلْ علینا مائدة مِنَ السماءِ تکونُ لنا عیدا لاوّلنا و آخِرِنا و آیةً منک؛

خدایا! نازل کن برای ما مائده ای از آسمان که برای اولین و آخرین از ما عید باشد و نشانه ای از تو.»

در تفسیر این آیه آمده است: عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است. به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی برطرف می شود و بازگشت به پیروزی ها و راحتی های نخستین می کنند، عید گفته می شود. در اعیاد اسلامی به مناسبت اینکه در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان باز می گردد و آلودگی ها که بر خلاف فطرت است از میان می رود «عید» گفته شده است و از آنجا که روز نزول مائده، روز بازگشت به پیروزی و پاکی و ایمان به خدا بوده است؛ حضرت مسیح(ع) آن را «عید» نامیده است.

نوروز طبیعت

انسان از نخستین سال های زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغییر آن آسان تر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که در تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال نزد ایرانیان از زمانی نسبتا کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم گردیده است و همان طور که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین یعنی نخستین روز از نخستین ماه شمسی، زمانی که آفتاب به نقطه اول برج حمل می رسد، اطلاق می گردد. این روز برابر با 21 مارس میلادی و آغاز فصل بهار است. وقتی که آفتاب در نصف النهار در نقطه اعتدال ربیعی و طالع سرطان قرار می گیرد. نوروز کلمه ای است مرکب و به معنای روز نو، در همه تقاویم، در همه دوره ها و در میان همه فرهنگ ها، با اسامی گوناگون مطرح بوده و هست. اصل پهلوی این کلمه «نوک روچ» یا «نوگ روز» بوده است. گردش زمین به دور خورشید و پدید آمدن روز و شب و فصول سال و نیز حرکت ماه بر گِرد زمین، بشر را به محاسبه وا داشته و به طور طبیعی تقویم را پدید آورده است. آغاز هر سال، شروع جدیدی است که خود به نوعی انسان را با احساسی تازه و تولدی نو به حرکت در می آورد. این آغاز همراه با شادی و سرور بوده و در هر فرهنگی آئین های ویژه ای برای نشان دادن خوشحالی و شادی تعبیه شده است.

نوروز جشنی است برخاسته از فلات ایران و به هیچ قوم و مذهب معینی بستگی ندارد. نوروز با آریایی ها وارد ایران نشده است، بلکه آریایی ها آن را از مردم فلات ایران گرفته اند. بنابراین نوروز یک جشن سرزمینی است، نه جشنی متعلق به قوم یا مذهبی معین. برخی گمان می کنند که نوروز یک جشن زردشتی است، در حالی که اصلاً چنین نیست.

زردشتیان نیز همانند بقیه مذاهب نوروز را به عنوان یک جشن ملی پذیرفته اند. از همین رو است که هر قوم و مذهبی که به سرزمین ایران گام نهاده، نوروز را محترم شمرده و بر آن مُهر تأیید زده است. لیکن تأیید اسلام از نوروز به عنوان مذهبی که نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران را دچار تحولات عمیق و گسترده کرده است، بی شک از اهمیت بیشتری برخوردار است. نوروز جشنی فرهنگی است و با زندگی مردم پیوند دارد. چیزی در آن وجود ندارد که اقوام و مذاهب مختلف با آن مخالفت کنند. بدین جهت نوروز با پیدایی اسلام ـ به ویژه در مذهب شیعه ـ مُهر تأیید خورد. ارتباطی که نوروز با مذهب

شیعه دارد، خیلی بیشتر از ارتباطی است که با مذهب زرتشت دارد. ایرانیان روز اول فروردین را نوروز می نامند. در زمان های قدیم نوروز در اول بهار نبود و گاه به بهار و گاه به تابستان و ... می افتاد. در سال 471ق به فرمان سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی حکیم عمر خیام و چند منجّم دیگر تقویم جلالی را تنظیم کردند و نوروز را در اول بهار یا نخستین روز برج حمل قرار دادند.

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند. در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند یادآور می شود که: آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت اگر چه پیش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

عید نوروز از باستانی ترین اعیاد ملی ایرانیان شمرده می شود. در باره تاریخ نوروز گفته می شود وقتی جم پادشاه ایرانی به آذربایجان رسید بر تخت مرصعی رو به خاور نشست و تاج مرصعی بر سر گذاشت که در پرتو طلوع آفتاب درخششی خیره کننده یافت. مردم این روز را روز نو نامیدند و از آن جهت که به زبان پهلوی به شعاع شید می گویند نام جم به جمشید مبدل گردید. فردوسی در این باره می سراید:

به جمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

دلایل شرافت نوروز

قدیم ترین یادی که از نوروز در دوران اسلام شده، خبری است که به موجب آن در زمان خلافت عمر بن خطاب، هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده بود، از شیرینی و دیگر اقلام خوان نوروزی، خوانچه ای جهت امام علی بن ابی طالب(ع) فرستاد. حضرت از آورندگان پرسید علت فرستادن این خوانچه کدام است، گفتند موجب فرا رسیدن عید نوروز می باشد. حضرت به مزاح فرمودند: «کل یوم نیروزنا» یعنی هر روز را برایمان نوروز سازید. علت مهم دیگری که جهت گسترش نوروز و درآمدن این عید در حیطه شعایر اسلامی یاد می شود، تقارن نوروز است با جانشینی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) توسط پیغامبر اسلام محمد بن عبداللّه (ص).

روز جانشینی علی بن ابی طالب(ع) در عید غدیر خم، در سال دهم هجری برابر با بیست و نهم حوت (اسفند) است. همچنین گفته شده در چنین روزی علی بن ابی طالب(ع) عاقبت بعد از بیست و پنج سال کناره گیری اجباری به خلافت رسید.

نوروز اگر چه در فرهنگ باستانی ایرانیان ریشه داشت در رویارویی با فرهنگ خردورز اسلام رنگ ستایش و مُهر تأیید گرفت. برخی از دلایل ارجمندی و احترام نوروز عبارت است از:

1. وارد شدن روایات متعدد در بزرگداشت نوروز.

نوروز جشنی است برخاسته از فلات ایران و به هیچ قوم و مذهب معینی بستگی ندارد. برخی گمان می کنند که نوروز یک جشن زردشتی است، در حالی که اصلاً چنین نیست.

زردشتیان نیز همانند بقیه مذاهب نوروز را به عنوان یک جشن ملی پذیرفته اند.

2. مستحب شمردن غسل و روزه و نمازی خاص به عنوان اعمال ویژه نوروز.

3. سیره عملی رفتار عالمان بزرگ در تعطیلی نوروز و نشستن در منازل و دیدار با مردم و تبریک و تهنیت گفتن به آنان.

4. وارد شدن پاره ای دعاهای ویژه نوروز در کتاب های دعا و تشویق مؤمنان به خواندن آنها.

5. آثار و برکات همراه نوروز همچون نظافت و غبارزدایی دیدار بستگان و دوستان و ... .

نوروز در حدیث

امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید: «کل یوم لا یعصی اللّه فیه فهو عید؛

هر روز که در آن نافرمانی خدا نشود آن روز عید است.»

جشن حقیقی انسان زمانی است که بتواند شیطان را از حریم روح خویش براند و با این کار بازگشتی درونی (انابه) به خدای خویش داشته باشد. زندگی اجتماعی و سیاسی اقتضا می کند که در طول سال روزهایی برای تجمع و انجام مراسم عمومی تعیین شود. تاریخ جوامع گوناگون نیز گواه این گفتار است. مردم حجاز پیش از ظهور اسلام به دلیل نداشتن اجتماعی متشکل و نیز به سبب سلطه مستقیم یا غیر مستقیم سیاسی و نظامی ایران در جزیرة العرب خواه ناخواه زیر تأثیر فرهنگ ملی ایران بودند. از این رو عید نوروز و جشن مهرگان را می شناختند و چه بسا مراسمی نیز برگزار می کردند.

علامه مجلسی در بحارالانوار، بخش «السماء و العالم» از امام صادق(ع) حدیثی را بدین مضمون نقل می کند:

ارتباطی که نوروز با مذهب شیعه دارد، خیلی بیشتر از ارتباطی است که با مذهب زرتشت دارد.

«در آغاز فروردین، آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ای است برای طلب حاجت ها و برآورده شدن آرزوها و دیدار پادشاهان و کسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی می یابند و نوزادان به آسانی زاده می شوند و روزی ها فراوان می گردد.»

مجلسی همچنین حدیث دیگری را در باره نوروز نقل می کند که منتسب به امام کاظم(ع) است و آن اینکه «این روز بسیار کهن است. در نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش کنند و برای او شریک قائل نشوند و به آئین فرستادگان شان در آیند و دستورشان را بپذیرند و آن را اجرا نمایند و آن نخستین روزی است که آفتاب بدمید و بادهای بار دهنده بوزید و گل های روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است که ابراهیم بت ها را شکست و هم پیامبر(ص) علی(ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از خانه کعبه بینداخت.»

معلی بن خنیس روایت می کند که روز نوروزی به محضر امام صادق(ع) رسیدم. امام از من پرسیدند: آیا می دانی امروز چه روزی است؟ گفتم فدایتان شوم روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند.

امام صادق(ع) فرمود: سوگند به خانه عتیقی که در مکه قرار دارد این بزرگداشت علتی در زمان های دور دارد که برای تو شرح می دهم تا بدانی. عرض کردم: سرورم! اگر این موضوع را از شما فرا گیرم برایم خوش تر است از اینکه مردگان خانواده ام زنده شوند و دشمنانم هلاک شوند. فرمود:

ای معلی! روز نوروز روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران، امامان و حجت هایش ایمان بیاورند. این روز اولین روزی است که در آن خورشید دمید و بادهای بارورکننده بر درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد. نوروز روزی است که کشتی نوح پس از توفان بر کوه جودی نشست ... . این روز روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد. نوروز روزی است که پیامبر اکرم(ص) علی(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم(ع) بت های عرب را در هم بکوبد و به زیر افکند. این روز روزی است که برای بار دوم برای علی(ع) بیعت گرفته شد و در این روز علی(ع) بر اهل نهروان پیروز شد. نوروز روزی است که قائم ما و صاحب امر ظهور می کند و در این روز بر دجال چیره می شود و او را در کنار کوفه دار می زند. هیچ نوروزی نمی رسد مگر اینکه ما منتظر فرج هستیم.

امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که نوروز شد غسل کن و تمیزترین لباس های خود را بپوش و خود را با بهترین عطرها معطر ساز و چه خوب است که در این روز روزه دار باشی.

همزمانی غدیر با نوروز

از دلایل ارجمندی نوروز و از نکته های شگفت تاریخ غدیر آن است که روز هجدهم ذی حجه سال دهم هجرت ـ که روز گماشتن امیر مؤمنان علی(ع) به امامت بود ـ با نوروز (روز نخست فروردین) یکی گشت و عید باستانی عجم با عید غدیر پیوند یافت. این سخن از امام صادق(ع) رسیده است که: بی شک نوروز همان روزی است که پیامبر اکرم(ص) برای امیر مؤمنان(ع) در غدیر خم پیمان گرفت. آنگاه مسلمانان به ولایت او اعتراف کردند. گفتنی است پژوهش های دانشمندان در شناخت همزمانی رخدادهای شمسی با رویدادهای قمری این سخن را تأیید می کند. بدین روی اهتمام عظیم ایرانیان به نوروز می تواند یک انگیزه بزرگ مذهبی نیز داشته باشد.

روز جانشینی

علی بن ابی طالب(ع)

در عید غدیر خم،

در سال دهم هجری

برابر با بیست و نهم

حوت (اسفند) است.

هفت سین قرآنی

امیر مؤمنان علی(ع) در روایتی از هفت آیه قرآن نام برده اند که با کلمه سین شروع می شود. این هفت سین قرآنی عبارتند از 1. یس: 58 از سوی پروردگار (به آنان) سلام گفته می شود. 2. صافات: 79: سلام بر نوح در میان جهانیان. 3. صافات: 108: سلام بر ابراهیم (خلیل). 4. صافات: 119: سلام بر موسی و هارون. 5. صافات: 129: سلام بر پیروان الیاس. 6. زمر: 73: سلام بر شما خوش آمدید در (بهشت) در آیید (او) جاودانه (بمانید). 7. قدر: 6: (آن شب) تا دم صبح صلح و سلام است. نوشتن این آیات با زعفران و گلاب و نوشیدن آن در هنگام تحویل سال سفارش شده است.

دعای تحویل سال

تحول مهم ترین کانون فرهنگ نوروزی از دیدگاه اسلام است. پندآموزی از دگرگون شدن طبیعت نقش مهمی در تحول روحی انسان ها دارد و انسان را متوجه منشأ تحول قدرت حقیقی می کند. بهار از نشانه های

خداوندی برای هدایت و تربیت انسان هاست. بهار جوشش خونی دوباره در شریان خواب زده طبیعت و یادآور دگرگونی روح آدمی است و انسان که هر لحظه در غفلت خسران به سر می برد نیازمند این درس طبیعت است.

از این رو در روایت های پیشوایان معصوم(ع) به نجوای با خدا در ساعت های آغازین سال برای درخواست تحول اخلاقی توجه شده است.

برای روز اول سال، دعا و درخواست خیر و برکت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضای تعالی و رشد فضایل انسانی از جمله آداب این روز مقرر گردیده است. نقل شده علامه مجلسی(ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنة جدیدة و انتَ مَلِکٌ قدیمٌ اسئلک خیرَها و خیرَ ما فیها و اعوذ بکَ من شرّها و شرّ ما فیها و استلفیک مؤونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام؛

بارالها! این سال جدید است و تو خدایی ازلی و قدیم هستی. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش می آید، از تو خواستارم و

جشن حقیقی انسان

زمانی است که بتواند

شیطان را از حریم روح خویش براند و با این کار بازگشتی درونی به خدای خویش داشته باشد.

از شر این سال و شر آنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه می برم ...»

محدث قمی رضوان اللّه علیه برای هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخی بزرگان نقل کرده است:

«یا محول الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال».

آداب پسندیده ایام نوروز

از دیرباز نوروز ایرانیان به آداب و عادت های پسندیده ای آراسته بوده است که معمولاً در باورهای دینی مردمان این مرز و بوم ریشه دارد و از سوی معصومان بدان ها سفارش است.

پاکیزگی و آراستگی

خانه تکانی نوروزی یکی از ویژگی ها و عادت های پسندیده است که به نشانه استقبال از نوروز است. از این رو وقتی نوروز از راه می رسد همراه با دگرگونی و شادی طبیعت خانه های ایرانی لبریز از سرور می شود. پس باید با خانه های پاکیزه از نوروز استقبال کرد. چون چهره های غبارآلود به یکباره جای خود را به طراوت می دهند. این آداب نوروزی از سنت هایی است که در اسلام هم به آن تأکید شده است. چنان که رسول خدا(ص) پاکیزگی را نشانه ایمان می داند و می فرماید: «النظافة من الایمان؛ پاکیزگی از ایمان است.» یا در این فراز که آلودگی را دشمن می داند: خداوند کثافت و ژولیدگی را دشمن دارد.

هم چنین دستورهای فراوانی در باره پاک سازی محل زندگی و پاکیزگی فردی وجود دارد. رسول خدا می فرماید: مقابل خانه های خویش را پاکیزه سازید و مانند یهودیان نباشید.

یا می فرماید: شستن ظرف ها و پاکیزکی حیاط مایه غناست.

امام هادی(ع) در باره پاکیزگی محل زندگی و آراستگی ظاهری فردی از قول امام صادق(ع) چنین نقل می کند: خداوند زیبایی و آراستگی را دوست می دارد و دشمن تنگ دستی و تظاهر به فقر است زیرا خداوند وقتی نعمتی بر بنده ای ارزانی می فرماید دوست می دارد که اثر آن نعمت را بر وی ببیند.

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد

شادی و سرور

استفاده از امور شادی آفرین در زمان مناسب و با رعایت حدود لازم برای تجدید نشاط و نیرو و کاستن از یک نواختگی زندگی، از اصول اساسی بهداشت تن و روان است. برای شادمان بودن باید از ابزار مشروع استفاده کرد چون ابزار نامشروع را نمی توان وسیله ای فرح بخش و شادی آفرین دانست. امام علی(ع) فرموده است: در لذتی که موجب پشیمانی شود و شهوتی که درد و اندوه را در پی داشته باشد خیری نیست.

آنچه انسان های با کرامت را در شادمانی و سرور از فرومایگان جدا می سازد. همان تفاوت دیدگاه در خواسته های درونی آنهاست. در برخی روایات شادی مؤمن از شادی کافر جدا شده است. مثلاً شادی مؤمن در یاد خدا و فرمان برداری از پروردگار است و اندوهش در گناهانی است که از او سر می زند. در حالی

امام صادق(ع):

خداوند زیبایی و آراستگی را دوست می دارد و دشمن تنگ دستی و تظاهر به فقر است زیرا خداوند وقتی نعمتی بر بنده ای ارزانی می فرماید دوست می دارد که اثر آن نعمت را بر وی ببیند.

که سرور و نشاط کافر در لذت بردن از امور مادی و غوطه ور شدن در لهو و لعب و شهوت دانسته شده است.

استاد شهید مطهری می گوید: انسان فطرتا جویای سعادت است و از تصور وصول به سعادت، غرق در مسرت و شادمانی می گردد و به عکس از خوف آینده ای شوم و مقرون به محرومیت، لرزه به اندامش می افتد و دچار اضطراب می گردد. در اینجا ایمان مذهبی، به انسان نسبت به جهان، اعتقاد و اطمینان می بخشد و به این ترتیب، دلهره و نگرانی را از او دور می کند و به او آرامش می دهد.

در شادی ها خدا را فراموش نکنیم و بدانیم همه نعمت ها از اوست. بکوشیم دیگران را در شادی هایمان سهیم کنیم. به شادی های زودگذر دل نبندیم. لذت و خوشی همیشه در انجام دادن نیست، گاهی نیز در پرهیز کردن است.

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عید نوروز یکی دیگر از دستورهای اسلامی مطلوب و مستحب در این روز است. امام صادق(ع)با عبارت «تکون ذلک الیوم صائما» آن را بیان داشته است. سیدمحمد کاظم یزدی در عروة الوثقی و بسیاری از فقهایی که بر آن کتاب حاشیه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبی نوروز را مورد سفارش و تأیید قرار داده اند.

هدیه عید

هدیه دادن از عادات پسندیده و امتیازهای ویژه ای است که نوروز ایرانیان را رنگی دیگر بخشیده است و کانون های دوستانه را رونقی تازه می دهد. به ویژه زمانی که سبب زدودن کینه ها و تیرگی ها می شود و مهری دوباره در قلب ها برویاند یا به تن بیمار رنجور شادی بخشد.

یکی از خدمتکاران امام صادق(ع) روایت می کند: یکی از خادمان حضرت مریض شده بود و ما جمعی از خادمان به عیادت او می رفتیم. به امام جعفر صادق(ع) برخورد کردیم. حضرت پرسید: کجا می روید؟ گفتیم: عیادت فلانی فرمود: آیا سیب یا گلابی یا مقداری عطر یا عود (به رسم هدیه) به همراه دارید؟ گفتیم: نه. فرمود: مگر نمی دانید آنچه برای مریض برده می شود او را شاد می کند. امام صادق(ع) در جای دیگر سفارش می کند: به یکدیگر هدیه دهید تا محبتان در قلب هم جای گیرد. چرا که هدیه کدورت ها و کینه ها را می زداید.

ارزش اخروی و معنوی هدیه تا آنجاست که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: ثواب مردی که به بازار می رود تا برای خانواده اش هدیه ای فراهم کند و به آنان بدهد هم چون ثواب کسی است که به نیازمندی صدقه می دهد و نیکوست که تقسیم هدیه از دختران آغاز شود.

زیارت اهل قبور و شهدا

رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهای سال نو و نیز برگزاری مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدا از دیگر آداب دینی نوروز است.

تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزاری مراسم تحویل سال نو در آن مکان ها نیز از جمله آداب نوروز می باشد.

سیر وسفر

گشت و گذار در طبیعت و سفر به مناطق خوش آب و هوا و دیدار دوستان و خویشان، از ره آوردهای بهاری نوروزی است که دل ها را آرامش و الفتی دوباره می بخشد و با ایجاد تنوع، زندگی روزانه را که گاه بر اثر تکرار روزها و یکنواختی ایام، دچار سکون شده است، سرشار از سرور و شادی می کند.

امام صادق(ع) می فرماید: از سیر و سفر غفلت نورزید، زیرا انسان مانند آب است. آب تا آنگاه که در حرکت است پاک و زلال می نماید، ولی اگر از پویندگی باز ایستد دگرگون و تیره می شود.

توجه به محرومان

در فرهنگ دینی اسلامی، توجه به دیگران و کمک به رفع مشکلات هم نوع و روحیه سخاوت همواره مورد توجه بوده است. در ایام نوروز، گرایش چشم گیری نسبت به تهیه پوشاک و مواد مورد نیاز در خانواده ها دیده می شود و معمولاً در شب عید، خریدهای ضروری و غیرضروری اوج می گیرد. در این میان، قشر مهمی از جامعه در فقر و تهیدستی به سر می برند و از خرید ضروری ترین نیازهای خود ناتوانند. دوستی با محرومان در سخنان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) نه تنها به عنوان وظیفه ای انسانی و دینی توصیه گردیده، که آثار آن بر خودسازی انسان مورد توجه فراوان قرار گرفته است.

رسول گرامی(ص) فرموده است: نیازمندان را دوست بدارید، با آنان هم نشین شوید و به یاری شان بشتابید.

خرافات و مفاسد

البته در حواشی این عید باستانی خرافاتی وجود دارد که باید زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سوری و آتش افروزی، ترقه بازی، شب نشینی ها و تشکیل

در حواشی این عید باستانی خرافاتی وجود دارد که باید زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سوری و آتش افروزی، ترقه بازی، شب نشینی ها و تشکیل جلسات آلوده ای که پاره ای افراد به بهانه شب های عید در عیش و نوش و بی خبری به سر می برند.

جلسات آلوده ای که پاره ای افراد به بهانه شب های عید در عیش و نوش و بی خبری به سر می برند. جلساتی که آغشته به زمینه های گناه است مانند اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرایط مبتذل، پخش موسیقی های مبتذل، مسابقه خودنمایی و تفاخر در لباس و زینت، ریخت و پاش و اسراف کاری و بسیاری از ضد ارزش هایی که در این ایام مطرح می شود.

اسلام با اعتقاد به نحسی روز سیزده نوروز مخالف است وگرنه، رفتن به دل طبیعت، جلابخش روح است و جان را مصفا می کند. مقام معظم رهبری در کلامی ارزشمند، با اشاره به این مسئله می فرماید: ما ایرانی ها نوروز را دوست می داریم و آن را جشن می گیریم، اما جشن ما، یک جشن سالم است ... البته بعضی از مراسم هست که قابل اصلاح نیست. مثلاً اسلام در باره مراسم خرافی از روی آتش پریدن، حرفی ندارد و آن را تأیید نمی کند، اما هیچ اشکالی نمی بیند مردم در مناسبتی از مناسبت های عید، به فضای باز بروند، با سبزه و طبیعت و صحرا دیداری تازه کنند ... و لذت صحیح و سالم ببرند، اینها مانعی ندارد.

عید در رفتار و گفتار امام خمینی(ره)

آنچه که در همه اعیاد انسان ملاحظه می کند، همه اش مسئله ذکر و دعاست.

نماز است و روزه ... در این عید که عید ملی است و اسلامی نیست، لکن اسلام هم مخالفتی با آن ندارد ... عید واقعی آن است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد و درون خود را اصلاح کند.

آقای رحیمیان در کتاب سایه آفتاب می نویسد: در عید نوروز به خدمت امام خمینی(ره) رسیدیم. حضرت امام با نشاط تر از روزهای گذشته و متبسم و با قبای نو وارد شدند و به افراد حاضر چند بار «مبارک باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سکه های یک ریالی را گرفتند و در کف دست قرار دادند. افراد حاضر نیز بعد از دست بوسی هر کدام چند عدد برداشتند. مشابه این برنامه در نوروز سال های دیگر نیز تکرار می شد.

ولی در این باب می بایست از افراط و تفریط و اجحاف و تکلف خودداری شود و شرایط اقتصادی افراد و جامعه اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد.

سخنان مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال 1369 شمسی فرمودند:

«تحول سال جدید شمسی که مصادف با نوعی تحول در عالم طبیعت می باشد، فرصتی است برای اینکه انسان به تحول درونی و به اصلاح امور روحی، معنوی و مادی خود بپردازد، ایجاد تحول کار خداست ... اما ما موظفیم که برای این تحول در درون خود، در زندگی خود و در جهان اقدام کرده و همت و تلاش به عمل آوریم.»

منابع: ــــــــــــــــــــــــــ

1ـ قرآن مجید.

2ـ گروهی از نویسندگان، زمزمه تحول، مرکز پژوهش های صدا و سیما، چ اول، 1384.

3ـ محمدباقر آیت میردامادی، نوروز چه روزی است، ناشر میرداماد، قم، چ سوم، 1376.

4ـ ماهنامه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، گلبرک، ش 73، 1385.

5ـ رضا شعبانی، آداب و رسوم نوروز، ناشر هدی، تهران، چ اول، 1379.

6ـ اینترنت.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:26 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

نوروز؛ یعنی هر روز نو و تأثیرگذار

مقام معظم رهبری، در تعبیری زیبا، نوروز را چنین معنا کرده اند: «نوروز؛ یعنی روزی که شما با عمل خودتان، با حادثه ای که اتفاق می افتد، آن را نو می کنید. روز بیست و دوم بهمن که ملت ایران، حادثه عظیمی را به کمک خدا تحقق بخشید، روز نویی، نوروز است. آن روزی که امام امت، قاطعانه به دهان مستکبر قلدر گردن کلفت دنیا؛ یعنی امریکا مشت کوبید، آن روز، روز نو و راه نویی بود. حادثه نویی بود که اتفاق می افتاد و افتاد. ما باید نوروز را نوروز کنیم. نوروز بر حسب طبیعت، نوروز است، جنبه انسانی قضیه هم به دست ماست که آن را نوروز کنیم.»

کارنامه

سالی دیگر هم به پایان رسید، با همه تلخی ها و شیرینی هایش، با همه فرازها و نشیب هایش، رنج ها و شادی هایش، ترس ها و امیدهایش. سال گذشته، برای عده ای سال رشد و پیشرفت و تکامل بود و برای عده ای دیگر، سال عقب گرد، یا در جا زدن و رکود بود. کسانی آبرو یافتند و کسانی آبرو باختند. کسانی عزیز شدند، و دیگرانی خوار و حقیر گشتند. ما در کجای زمان ایستاده ایم؟ پیش رو و زیر پایمان، پشت سر و اطرافمان و در افق های دور دست ونزدیک چیست و چه می گذرد؟

بیایید و برگردیم و نگاهی به خویشتن کنیم، به کارها و رفتارمان، به اخلاق و عملکردمان، به آموخته ها و اندوخته هایمان، به حرف ها و نیت هایمان، به هدف ها و آرزوهایمان، به دوستی ها و دشمنی هایمان، به دیده ها و گفته ها و شنیده هایمان، بیاییم در آغاز سال نو، کارنامه مان را باری دیگر مرور کنیم.

هنگام محاسبه

«طی شدن عمر، سب افزوده شدن سن و سال ما نمی گردد، بلکه عمر ما کاهش می یابد و هر روز، قدمی به «خط پایان» نزدیک می شویم و هر لحظه یک گام به انتهای فرصت دنیایی پیش می گذاریم. وقتی یک کشاورز، در فصل برداشت، محصول خود را حساب می کند، من چرا برداشت خود را در مزرعه زندگی حساب نکنم؟ مگر نه این که دنیا مزرعه است و من، دهقان بذر وجودی خویشم؟ پس باید ببینم چه کاشته ام و چه درو می کنم؟

وقتی یک تاجر و کاسب و حتی دست فروش ساده، برای خود حساب سال و دفتر کل و جزء

دارد و سود و زیان و دخل و خرج خویش را می سنجد، چرا من در بازار دنیا، که کالای عمر و متاع فرصت را می دهم، به دستاورد خود نیندیشم و سود و زیان خود را محاسبه نکنم؟»

خبر آمدن گل

گل جامه دران بار دگر سر به در آورد وز حال رفیقان گذشته خبر آورد
رخساره سروی و خط سبز نگاری است هر لاله و سنبل که سر از خاک برآورد
ساقی قدح با ده گلرنگ به چرخ آر چون گل خبر از نغمه مرغ سحر آورد
هر گوهر اشکی که دلم داشت نهانی چشمم چو تو را دید روان در نظر آورد
از عمر، خیالی به جز این بهره ندارد کاندر قدم یار گرامی به سر آورد

خیالی بخارایی

اشاره

مدت ها بود که ضرورت پرداختن به مباحث و معارف قرآنی را در مجله احساس می کردیم، اگرچه به دلیل هایی موفق به انجام آن نگردیده بودیم. سپاس خداوند را که از هم اکنون به بعد، در بخش مقالات ثابت، مقاله ای با عنوان آشنایی با قرآن تقدیم می گردد. در این بخش، خواهیم کوشید که پس از آشنایی با قرآن، از نگاه قرآن و معصومان علیه السلام و اندیش مندان مسلمان و غیر مسلمان، به تدریج مباحثی را درباره برخی موضوعات قرآنی ارائه دهیم.

آنان تحت نظارت آن حضرت، آیات قرآن را به همان ترتیب که نازل می شد، می نوشتند. در حدود سال بیست و هشت هجری، در عصر خلافت عثمان، این معجزه جاودان الهی، مدوّن شد که با سوره فاتحه آغاز می گردد و با سوره ناس به پایان می رسد و صد و چهارده سوره را در بر می گیرد.


موضوع : نوروز

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 29 اسفند 1390  ] [ 2:25 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/