ابزار هدایت به بالای صفحه

غدیرنامه مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ - هر که من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
غدیرنامه
جـمله اى كه در حديث غدير مورد استشهاد قرار گرفته و در حقيقت پيام اصلى واقعه غدير در آن نـهـفـتـه اسـت ايـن اسـت كه حضرت فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه كسانى كه به اين حديث استدلال كرده اندمولى را اولى معنا كرده اند اولى ، يعنى كسى كه به تصرف سزاوارتر است به عبارت سـاده تـر يعنى كسى كه لايق سرپرستى ، رهبرى و اختياردارى است بدين ترتيب معناى حديث اين است : ((هركس من رهبر وسرپرست اويم ، على (ع ) هم رهبر و سرپرست اوست بنابراين تنها كسانى به رهبرى و سرپرستى پيامبراكرم (ص ) پايبند و ملتزمند كه رهبرى و سرپرستى على (ع ) را بپذيرند.
ايـنـك بـايـد دانـسـت كـه آيـا در لغت عرب ، مولى به اين معنا به كار رفته است ؟ يا نه ؟ 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 8:33 PM | نظرات (0)
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: امام از بین ما تنها و فقط معصوم است و مسأله عصمت در ظاهرِ خلقت افراد آشکار نیست که بتوانند آن را بشناسند و به خاطر همین است که امام باید از سوی خدا صریحا انتخاب شده باشد. به حضرت عرض شد: ای فرزند رسول خدا! معنای معصوم چیست؟ معصوم یعنی کسی که (به طور کامل) چنگ زده باشد به ریسمان خدا  و ریسمان خدا همان قرآن است و این دو تا روز قیامت هرگز از هم جدا نمی شوند. و امام به سوی قرآن هدایت می کند و قرآن به امام هدایت می کند و از این رو در فرمایش خداوند عزوجل می بینیم که فرمود: «به راستی که این قرآن به سوی محکم ترین راه هدایت می کند.» 
 
 
نکات:
۱. کسی که به قرآن چنگ زده باشد و هیچ وقت از آن جدا نباشد، معصوم هم خواهد بود. 
۲. این  روایت ملازمت و پیوستگی امام (علیه السلام) و قرآن کریم را بیان می کند و بیان دیگری است برای حدیث معروف «ثقلین»؛ قرآن به سوی امام، ما را رهنمون می کند و امام (علیه السلام) به سوی قرآن. و در قرآن کریم البته أهل بیت (علیهم السلام) به عنوان ریسمان معرفی شده اند، آنجا که فرمود: «و حبل من الناس» که روایت مربوطه به زودی خواهد آمد.  
۳. نکته ی قابل توجه اینکه تعریفی که برای عصمت حضرت (علیه السلام) ارائه دادند منافاتی با تعریف معروف که «گناهی مرتکب نمی شود و ...» ندارد و هفته ی آینده به این مساله با توضیحات بیشتر خواهیم پرداخت.
 
منبع:
۱. معانی الأخبار، النص، ص: ۱۳۲
۲.  الإسراء: ۹ در روایتی دیگر هم به صراحت بیان شده است که منظور از «للتی هی أقوم» إمام (علیه السلام) می باشد.




نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 8:00 PM | نظرات (0)
«مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَ انْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَ لا تَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَ الله لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَ لَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.مَعاشِرَالنّاسِ! إِنَّ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَ الْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ.
أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُکّامُهُ فی أَرْضِهِ. 
أَلا وَ قَدْ أَدَّیْتُ. أَلا وَ قَدْ بَلَّغْتُ، أَلا وَ قَدْ أَسْمَعْتُ، أَلا وَ قَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلا إِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لا تَحِلُّ إِمْرَهُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.»
 
ترجمه:
 
«هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند. هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان بری کسی جز او روا نباشد.»
 
منبع سایت غدیرستان




نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 6:04 PM | نظرات (0)
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: از سلمان فارسى (رضى اللَّه عنه) با سند صحیح این چنین روایت شده است: وارد شدم به خدمت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)، و چون متوجه به سوى من شد فرمود: اى سلمان! خداوند متعال رسول و پیغمبرى را نفرستاده است مگر آنکه براى او دوازده نقیب (شاهد و کسی که محیط و متفوق و عارف بر دیگران باشد) بوده است.
گفتم: یا رسول اللَّه! این موضوع را از پیروان دو کتاب (تورات و انجیل) شنیده و دانسته‏ام.
فرمود: اى سلمان! آیا نقباء دوازده‏گانه مرا که خداوند متعال آنان را براى مقام امامت و وصایت انتخاب فرموده است مى‏شناسى؟
گفتم: خداوند متعال و رسول او داناتر است.
فرمود: پروردگار جهان مرا از نور خالص و صاف خود آفریده، و سپس مرا براى اطاعت و بندگى خود خواند و من اجابت کردم. و از نور من على بن ابى طالب (علیه السلام) را آفریده، و او را به مقام اطاعت و پیروى خود دعوت فرمود و او قبول کرد. و از نور من و على دخترم فاطمه (علیها السلام) را آفریده و او را نیز به اطاعت او امر خود خواند و او پذیرفت. و از نور من و على بن ابى طالب (علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) دخترم فرزندانم حسن و حسین (علیهما السلام) را آفریده، و آنها نیز دعوت پروردگار متعال را اجابت نمودند. و از این نظر ما را با پنج اسم از اسماء خود نامید.
 
(مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى، متن، ص: ۲۹۶)




نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 4:03 PM | نظرات (0)
شيعه‌ در التزام‌ و پيروي‌ از مكتب‌ اهل‌بيت‌(ع‌) از استدلال‌ به‌ كتاب‌، سنت‌ و عقل‌ بهرة‌ وافري‌ جسته‌ است‌ و از جمله‌ آياتي‌ كه‌ شيعه‌ بر امامت‌ بلافصل‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) به‌ آن‌ استدلال‌ و ادعاي‌ اجماع‌ كرده‌، آية‌ زير است‌:
 
إنّما وليّكم‌ الله و رسوله‌ والذين‌ آمنوا الذين‌ يقيمون‌ الصلوة‌ و يؤتون‌ الزكوة‌ و هم‌ راكعون‌. 1
جز اين‌ نيست‌ كه‌ وليّ شما خداست‌ و رسول‌ او و مؤمناني‌ كه‌ نماز به‌پا مي‌دارند و همچنان‌ كه‌ در ركوعند انفاق‌ مي‌كنند.
 
گذشته‌ از اجماع‌ شيعه‌ بر نزول‌ اين‌ آيه‌ دربارة‌ امام‌ علي‌(ع‌)، ادعاي‌ اجماع‌ امت‌ اسلامي‌ نيز بر اين‌ مسئله‌ شده‌، كه‌ در جاي‌ خود آمده‌ است‌.
استدلال‌ شيعه‌ به‌ اين‌ آيه‌ بر مقدماتي‌ استوار است‌. يكي‌ از آن‌ مقدمات‌ كه‌ نقشي‌ اساسي‌ در استفادة‌ خلافت‌ بلافصل‌ حضرت‌ امير(ع‌) از اين‌ آيه‌ دارد نزول‌ اين‌ آيه‌ دربارة‌ آن‌ حضرت‌ است‌. ولي‌ مخالفان‌ مكتب‌ اهل‌بيت‌(ع‌) كه‌ از دلالت‌ قوي‌ اين‌ آيه‌ بر حقانيت‌ اين‌ مكتب‌ به‌ هراس‌ افتاده‌اند براي‌ تضعيف‌ استدلال‌ شيعه‌ شبهاتي‌ را متوجه‌ اين‌ استدلال‌ كرده‌اند؛ از جمله‌ اينكه‌ اگر اين‌ آيه‌ دربارة‌ حضرت‌ علي‌(ع‌) نازل‌ شده‌ بود و مقصود امامت‌ آن‌ حضرت‌ بود، بر ايشان‌ واجب‌ بود كه‌ اين‌ مسئله‌ را آشكارا اعلام‌ و در منازعات‌ سياسي‌ به‌ آن‌ احتجاج‌ كند كه‌ در اين‌ مقاله‌ در صدد بررسي‌ اين‌ مسئله‌ از منابع‌ فريقين‌ مي‌باشيم‌.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 2:18 PM | نظرات (0)
آیا می دانید دشمن نیز اعتراف به برتری أمیر المومنین علی (علیه السلام) کرده است؟
 
خلف بن خلیفه بیان کرد: از ابا هارون عبدى شنیدم که گفت؛ با عبد اللَّه بن عمر نشسته بودم، نافع بن ارزق به جمع ما پیوست. او با بى‏ حیایى و گستاخى گفت: به خدا سوگند! من دشمن على (علیه السّلام) هستم و کینه او را در دل دارم.
ابن عمر گفت: اى نافع! خداوند دشمن تو باشد. «تُبغِضُ رَجُلًا سَابِقَهٌ مِنْ سَوابِقِه خیرٌ مِن الدّنیا وَ مَا فِیهَا».
با مردى دشمنى مى کنى که یک سابقه از سوابق درخشان او از دنیا و ما فیها بالاتر و برتر است!
 
 
منبع: شواهد التنزیل- ترجمه روحانى، ص: ۱۴
 




نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 12:05 PM | نظرات (0)
آخرين ساعات حضور پيامبر صلي الله عليه و آله در مكّه است و به زودي كاروان حجّاج به قصد بازگشت به ديار خويش، حركت خواهد كرد.
امروز نيز افتخاري ديگر براي شاه جوان مردان به همراه دارد. آري، امروز است كه جبریيل بر پيامبر خدا نازل مي‌گردد و از جانب پروردگار، مدال و عنوان زيباي “اميرالمومنين” را اختصاصا براي ابوالحسن عليّ‌بن ابي‌طالب عليه السلام به همراه مي‌آورد. پيامبر خدا نيز دستور مي‌دهند تا يكايك يارانشان صاحب ذوالفقار را ملاقات كنند و ايشان را با عنوان امير اهل ايمان بخوانند و چنين سلام نمايند:
 
«السّلامُ عَلَيكَ يا أميرَالمُؤمِنين»1


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392  ساعت 10:21 AM | نظرات (0)
ابو خالد کابلى می گوید: از امام محمد باقر (علیه السلام) از قول خداى عزّوجلّ: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» ۱ سوال کردم. یعنى: «پس به خدا و فرستاده او (که محمد است) و آن نور و روشنى که فرو فرستادیم ایمان آورید و بگروید».
حضرت در جواب فرمود: اى ابو خالد! به خدا سوگند که منظور، نور امامان از فرزندان حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) تا روز قیامت است. و به خدا سوگند، که ایشان همان نور خدایند که فرو فرستاده است. و به خدا سوگند، که ایشان نور خدا در آسمان‏ها و زمین هستند. اى ابو خالد! به خدا سوگند، هر آینه نور امام در دل‏هاى مؤمنان روشن‏تر است از آفتاب روشنى‏ بخشِ درخشان در روز. و به خدا سوگند، که ایشان دل‏هاى مؤمنان را روشن مى‏سازند. و خداى عزّوجلّ نور ایشان را مى ‏پوشد از هر که مى‏خواهد، پس دل‏هاى ایشان تاریک مى‏شود.
اى ابو خالد! به خدا سوگند که هیچ بنده‏اى ما را دوست ندارد و با ما موالات نورزد، مگر اینکه خدا دل او را از عقاید فاسد پاک و پاکیزه گرداند؛ و خدا دل بنده را پاک نمى‏گرداند تا در همه حال و در همه چیز تسلیم و منقاد ما باشد و با ما در مقام آشتى باشد. پس چون با ما در مقام آشتى باشد و در مقام جنگ و نزاع نباشد، خدا او را از حساب سخت سالم بدارد و ایمن گرداند او را در روز قیامت از فزع اکبر (ترس بزرگ ‏تر) در امان خویش قرار می دهد. ۲
 
نکته ی روایت:
توجه داشته باشیم که امام باقر (علیه السلام) در فرمایش خود شش مرتبه به خدای عزوجل قسم می خورند و این تاکید بر مسأله را می رساند؛ إن شاء الله ما هم از کسانی باشیم که نور امام زمان (علیه السلام) را در قلب خود به روشنی ببینیم و از خدا بخواهیم تا نورش را در قلب ما تابنده تر بنماید.
 
منابع:
۱.تغابن، ۸
۲. تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافى) با کمی ویرایش، ج‏۱، ص: ۶۱۵




نوشته شده در تاريخ جمعه 26 مهر 1392  ساعت 11:40 PM | نظرات (0)
«مَعاشِرَ النّاسِ! بی - وَالله - بَشَّرَ الْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلینَ، وَ أَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ و الْحُجَّهُ عَلی جَمیعِ الَمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَ الْأَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذلِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولی وَ مَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَ مَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّهِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَ الشَاکُّ فینا فِی النّارِ.
مَعاشِرَ النّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَهِ مَنّاً مِنْهُ عَلَیّ وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَیّ وَ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَ دَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ. مَعاشِرَالنّاسِ! فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَ بَقِی الْخَلْقُ.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَ لَمْ یُوافِقْهُ.
أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذلِکَ وَ یَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا الله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
مَعاشِرَ النَّاسِ! إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله).»
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 26 مهر 1392  ساعت 9:28 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :7   1   2   3   4   5   6   7