امروزه در تمام جوامع صحبت از مصرف بيرويه انرژي و نگرانيهاي ناشي از کمبود آن مطرح است ، در کشور ما نيز با توجه به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف ، برآنيم تا اين عادت پسنديده هرچه بيشتر در جامعه و در کانون گرم خانوادهها با مساعدت و مديريت مادران ، آموزش کافي و بسترسازي مناسب نهادينه شود ؛ اين در حاليست كه مشاور استاندار و مديرکل امور بانوان استانداري خراسانشمالي در اين خصوص گفت : با توجه به اينکه بيشتر فعاليتهاي اقتصادي بانوان در بخش خانواده است ، بنابراين مادران با مديريت صحيح اين بخش نقش مهمي در اصلاح الگوي مصرف و امور اقتصادي جامعه و خانواده برعهده دارند.
اسلام قرنها قبل از اينکه دنياي غرب استقلال زنان را به رسميت بشناسد ، در اين مورد قوانين آشکار و واضحي داشته که زندگاني حضرت خديجه(س) به عنوان زني فعال در عرصه اقتصادي بهترين شاهد اين مدعاست که زنان ما ميتوانند به او اقتدا کنند.
اصلاح الگوي مصرف يک رسالت ملي است ، وقتي افراد اصلاح الگوي مصرف را در جامعه رعايت کنند فرهنگ درست مصرف کردن را ميآموزند بنابراين ميتوانند از منابع استفاده مستمر داشته باشند.
زناني که در جامعه فعال هستند بايد به مديريت زمان که يکي از مصرفهاست توجه داشته باشند ، به دليل اينکه فرصت را از دست دادن و مديريت نادرست استفاده از زمان مشکلات زيادي ايجاد ميکند.
خانواده در مصرف تابع زنان خانواده است ؛ بنابراين درک زنان از مصرف و چگونگي اصلاح الگوي مصرف ميتواند در همه خانوادهها تاثر گذار باشد.
زنان بايد در رابطه با نحوه درست مصرف کردن توجيه شوند و آموزش ببينند ؛ چرا که اين امر منجر به صرفهجويي در جامعه و خانواده ميشود.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند بازنگري است، به اين دليل که بسياري از خريدهايي که از طريق بانوان انجام ميشود ، نياز واقعي نيست ، بلکه يک عادت يا تقليد از ديگران است.
الگوي تحميلي زمان ، مکان و تبليغات فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب ميکند به اينکه به وسايل و اقلام مختلف نيازمند است ؛ درحاليکه که اين نياز، فقط يک نياز کاذب است.
الگوي غلط مصرف در زنان ، چشم وهم چشمي، نتيجه حساسيتهاي بيمورد و تربيت شده است. حساسيت زنان به جاي اينکه به امور مهم معطوف شده باشد بر مسايل برنامهريزي نشده است در واقع برخي از زنان با مصرف بي حد ميخواهند به نيازهاي خود پاسخ دهند.
هر اندازه دانش ، آگاهي ، و حساسيت زنان بيشتر شود و درک اقتصادي بيشتري در اين زمينه بيابند نسبت به طريقه مصرف حساس ميشوند.
زناني که در خارج از خانه اشتغال دارند و حقوق دريافت ميکنند در مصرف و استفاده درست از درآمد خود برنامهريزي داشته و نسبت به طريقه استفاده از آن حساس هستند .
ولي زماني که در منزل حضور بيشتري دارند و خانهدارند بيشتر انتظارات خود را به پول نسبت ميدهند و به طريقه درست مصرف کردن آن آگاهي ندارند.
آگاهي و رشد فرهنگي و اجتماعي بانوان هر چه بيشتر باشد باعث ميشود تا زنان تحت تاثير عادت و تبليغات قرار نگيرند و الگوي مصرف به اصلاح برسد.
اگر مادران در کودکي به فرزندان خود صرفهجويي را نياموزند ، الگوهاي مصرف نامناسب جايگزين الگوي مصرف مناسب در زندگي آنها ميشود.
مادران بايد به فرزندان خود بياموزند که از منابعي که در اختيار دارند به طور صحيح استفاده کنند تا در آينده دچار مشکل نشوند.
زنان و مادران با توجه به اينکه حضور پررنگ تري در خانه دارند، بيشتر ميتوانند بر مسايل صرفهجويي هر چند کوچک نظارت کنند ، براي مثال بعضي از مادران بيشتر از تعداد خانواده براي شام يا نهار غذا آماده ميکنند و بعد باقي مانده غذا را دور ميريزند در صورتي که با طبخ غذا به مقدار لازم از اسراف جلوگيري ميکنند.
زنان به علت حضور بيشتر در منزل حتي بر نحوه استفاده از نيروي برق نيز ميتوانند کنترل داشته باشند، به طوري در ساعت اوج مصرف برق از روشن کردن وسايل برقي و لامپها خودداري کنند.
اصلاح الگوي مصرف نه تنها در استفاده از نيروي برق بلکه بايد در مورد تمام نيازهاي مصرفي مانند آب ، تلفن ، گاز و حتي زمان باشد.