مصرف به معناي استفاده از آن چه در اختيار انسان است، بوده و مصرف بي رويه را ميتوان استفاده نا به جا و نامناسب تعريف كرد. تعبير مصرف بي رويه در برابر تعبير مصرف بهينه است . معيار مناسب و بهينه بودن مصرف را مي توان بر اساس اصول مصرفي اسلام و شرايط زماني و مكاني تبيين نمود. گفتني است، الگوي مصرف در كشورهايمختلف بسته به فرهنگها و سنتهاي مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوي مصرف در جامعه ما از ديرباز مترادف با اصول مصرفي اسلامي چون قناعت، خودداري از اسراف بوده است. بدون ترديد اصلاح الگوي مصرف در كشور ما به معناي ترويج و جامعه پذيري الگوي مصرف ايراني-اسلامي است.
از سوي ديگر، كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوي مصرف در كشور است. خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي، نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد. اگر امروز بازارهاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست. پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهايبزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملا مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد داد كه با فرهنگ صرفه جويي و قناعت ميتوان بر تمام مشكلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سياستهاي غلط اقتصادي و فرهنگي سالهاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم؛ و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفتهاي كشورهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت. در واقع بايد اذعان كنيم ما پس از جنگ به دليل سياستهاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم. اما امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشور و يك صدايي دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها؛ بار ديگر اين فرصت احيا شده است كه، فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز به ضرس قاطع بايد تاكيد كرد راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است.
در حقيقت مصرف بي رويه خود مانع بزرگي در برابر رسيدن به اهداف چشم انداز جمهوري اسلامي است. دست يابي به پيشرفت، صرفا با ساخت صنايع بيشتر و امكانات، امكان پذير نيست . در حال حاضر وضع به گونه اي است كه، گويا قرار است ايران با رسيدن به درجات بالاي پيشرفت، به درجه اول مصرف گرايي نيز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگي نيز، نياز به توسعه آموزه هاي فرهنگ اسلامي در ميان نيروي انساني پيشرفت ساز است. در حقيقت بايست آموزه ها و اصول مصرفي اسلام را بازخواني كرده، بار ديگر مردم را بدان توجه داد. از اين رو به بررسي اصول مصرفي از ديدگاه اسلامي ميپردازيم.