با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به روشنی قابل اثبات است بهطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزی نگذشت كه در اندك زمانی نه تنها موضوع امامت و دستاوردهای غدير خم به باد فراموشی سپرده شد، بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان اولين قربانی معصوم راه امامت به شهادت رسيد.
حتی موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلمهای رفته به امام علی و امام حسن (ع) در دهه ششم هجری انحطاط در جامعه كار را به جايی رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.
تأمل در اين مصيبتها به روشنی اثبات میكند كه حتی نزديكترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از اجرای قوانين الهی يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند، چراكه در گام نخست برخی از اساسیترين احكام الهی را ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت از مهمترين آنهاست.
با اين نگاه وقتی به تاريخ نظر كنيم در میيابيم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد، بلكه با عميقتر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنيای اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در نهايت تقدير الهی را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشری در اعمال و رفتار خود برای نيل به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالی نباشد.
حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا كردن حكومت عدل الهی مبتنی بر آموزههای وحيانی میشوند بايد ساير حكومتها را در دو قالب ديگر دستهبندی كنيم.
دسته اول حكومتهايی هستند كه خود را اسلامی میخوانند و بر پايه دريافتهای خود از دين اسلام به وضع قوانين پرداخته و باری به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمانان حكم میرانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان ديده است.
دسته دوم نيز حكومتهايی هستند كه الگوی حكومتی خود را شيوه حكمرانی پيامبر و سيره نبوی و منابع منتسب به ائمه معرفی كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت رو به تعالی جامعه را جامعه مهدی موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمينهساز ظهور معرفی میكنند و كليه امور را در بينابين جامعه نبوی و جامعه آرمانی مهدوی مديريت میكنند و سعی دارند نيمنگاهی هم به پيرامون خود داشته و پيشرفتهای ساير ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.
به اذعان علمای معاصر، انقلاب اسلامی ايران جزء دسته دوم از اين تقسيمبندی است، چراكه بنيانگذار آن حتی بسيار پيشتر از پيروزی انقلاب در اعلاميههای بيشمار و سخنرانیهای گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامی را اتصال به حكومت عدلگستر مهدوی اعلام و ترسيم كرده است.
و پس از پيروزی انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پای فشرده و طراحی قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين تدبير در قالب جمهوری اسلامی خواستار شده است كه اين امر در سه دهه گذشته نيز در راستای اين برنامه راهبردی ادامه پيدا كرده است.
اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه میرسيم كه به موازات فراموشی و غفلت از بسياری از اصول و احكام اسلامی در سدههای گذشته موضوع مهم چگونگی مصرف نعمات خدادادی نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الهی نيز در اين زمينه كمرنگ شدهاند.
حال اگر بخواهيم در جامعه كنونی يكی از اين احكام فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتی به اندازه تاريخ وقوعش را نيازمنديم، چراكه بايد يك فرهنگ عوض شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقای يك فرهنگ صد البته كار يكسال و دوسال نيست.
رهبر انقلاب اسلامی ايران با درك اين واقعيت كه هم اينك موضوع مصرف نعمات خداوندی در مرحلهای از خروج از الگوهای اسلامی و احياناً بحران مصرف روبروست، سالجاری را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف ناميدند تا در اين سال به اين موضوع نگاه جدیتری انداخته شود.
با تدبر در نوع تقسيمبندیای كه از نظر گذشت بايد به ناچار در حكومت مدعی به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعريفی از مصرف و استخراج مجدد الگوهای آن از منابع اسلام باشيم.
در اين راستا منابع اسلامی شامل قرآن كريم، سيره نبوی و علوی و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصلهايی برای استخراج الگوهای مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.
البته اين نبايد بدان معنی باشد كه به صورت سطحی نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگی به دين مترقی اسلام ضربه زده شود، بلكه بايد با انطباق احكام نبوی و فرامين ائمه و نيز رجوع به مفاهيم و راهكارهای متعالی قرآن كريم شيوههای صحيح و نوين برای جامعه استخراج كنيم و در عين حال نيز افق نگاهمان به نقطه تعالی و پيشرفته بشر كه جامعه آرمانی مهدويست نيز باشد و تمامی برنامههايمان در توازن با اين افق استخراج و طرحريزی شوند كه در اين صورت توفيق حقيقی را به همراه خواهد داشت.
در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامی مرتبط با الگوی صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج شده میپردازيم.
قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تأملی به موضوع اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 میفرمايد: یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿
۳۱
﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد.
و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 میفرمايد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿
۲۶
﴾ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِينِ وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿
۲۷
﴾ چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.
در حقيقت امام حسن عسگری نيز بر همين اساس در نامهای به يكی از شيعيان او را به توانگری بشارت داده و توصيه كردهاند: بر تو با به ميانه روی و اعتدال و بر حذر باش از اسراف، زيرا اين عمل از كارهای شيطان است.
همچنين روزی پيامبر اكرم (ص) از محلی میگذشت، ناگاه حضرت يكی از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو گرفتن است، ولی برای اين فريضه اسلامی آب زيادی را مصرف میكرد، پس حضرت به وی فرمود: ای سعد چرا اسراف میكنی؟
سعد گفت: يا رسولالله در آب وضو نيز اسراف است؟
و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاری هم استفاده كنی!
همچنين امام نخست شيعيان در حديثی میفرمايند: هركه ثروتی دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بی مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار او را بين مردم كوتهبين بلند آوازه میكند، اما در نزد خداوند بی مقدار است.
رسول اكرم نيز در حديثی ديگر میفرمايند: نشانه مصرف چهار چيز است: به كارهای باطل مینازد، آنچه را فراخور حالش نيست میخورد، در كارهای خير بی رغبت است و هركس را به او سودی نرساند قبول ندارد.