گستره مباني وقف در قرآن کريم - 17

  • ساعت ارسال پست : 5:27 PM ،


جمع بندي و نتيجه گيري
 

1-با ارزيابي از حجم آياتي که در اين مقاله بررسي شد، به خوبي آشکار شد که چگونه قرآن کريم ظرفيت استنباط براي تشويق به اين عمل خيرخواهانه و کشف مباني احکام آن را دارد و مهم ترين واژه هاي کليدي وقف در قرآن کريم، همان واژه هايي هستند که در شناخت اين ارزش اجتماعي و جهت گيري و نظامند کردن آن نقش مؤثري دارندو با تکيه برآنها مي توان کاربردهاي معنايي و هدايتي و تربيتي و برنامه ريزي آن را تعيين کردو اين فرهنگ را درجامعه گسترش داد.

2- يکي از آموزهاي قرآني در باره وقف، تعيينِ سازوکار هاي نگهداريِ وقف و حفظ و حراست و پايداري آن است، که با احترام به شرايط و اصول وقف حاصل مي گردد.

3- عشق به خدا با حب به ذات و نام داشتن و احترام به انگيزه هاي متنوع واقفان منافاتي ندارد. بايد انگيزه هاي واقفان را محترم شمرد هرچند که در اين وقف ها اولويت خدمات مستقيم به جامعه لحاظ نشده باشد.

4- امنيت رواني و قرار نگرفتن در موضع بي مبالاتي از جهتي براي نگهداري وقف مهم است، ولي مهم تر آسيب نديدن فرهنگ گسترش وقف است. اگر دولت ها و متوليان وقف اهتمامي براي نگهداري و لحاظ نکردن اين خصوصيات نداشته باشند، يا رفتار آنها در موضع اتهام باشد، بگونه اي که در افکار عمومي تلقي شود که به وقف بهاي لازم را نمي دهند، برنامه ريزي ها براي گسترش وقف بي فايده و گرايش به اين سنت حسنه کاهش پيدا مي کند.

5- وقف به اولاد و خانواده امري معقول و اگر در راستاي حمايت و آينده نگري و پيش بيني از ضايع شدن حق باشد، نه تنها جايز بلکه ضروري است.

6- در فقه اسلامي وقف، اگر چه وقف به عام و خاص تقسيم شده است. و وقف خاص هم باز به وقف برشخص و اشخاص مانند اولاد واقف، و يا طبقه خاص مانند دانشمندان و طلاب و دانشجويان تقسيم شده است. اما هر وقفي که نفع آن عمومي و ناظر به نفع شخصي نباشد از ارزش بيشتري برخوردار است.

7- اگر مسئولان و متوليان وقف در چگونگي مصرف وقف عدالت جويانه و همسان و يکسان عمل نکنند، و شائبه رانت و امتياز دهي و امتياز گيري در مصرف و يا گروه گرايي و سوء استفاده در آن باشد، باز در ايجاد انگيزه به وقف، تأثير گذار و در عدم اقبال به وقف رشد منفي خواهد داشت.

8- ايمان و شايستگي و امانت داري و توانايي و آگاهي از نيازها در مديريت وقف اهميت بسيار دارد. البته سر پرستي وقف در مرحله اول به واقف است و پس از او به فردي است که واقف تعيين مي کند و دولتها نبايد تاجايي که ممکن است در وقف دخالت کنند. اما بايد کساني به مديريت اوقاف انتخاب شوند که اين شايستگي و امانت داري و توانايي را درجاهاي ديگر به اثبات رسانده باشند.
 

نويسنده:سيد محمد علي ايازي
 
 
پایان

_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 16

    • ساعت ارسال پست : 5:25 PM ،


    نگهداري وقف
     

    يکي از آموزهاي قرآني در باره وقف، تعيين ساز و کار نگهداري وقف است. تعليم عمومي قرآن آن است که نبايد وقف را جابجا کرد، فروخت و يا تغيير در کاربري داد، مگر ضرورتي جدي اقتضا کند. هر که مي داند چيزي وقف شده است، زيرا اين تصرف باطل و اکل مال به باطل است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ (نساء/29). همچنين تصرف کننده بايد بداند که حق دگرگوني و تصرف بيرون از وقف را ندارد: فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَي الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (بقره/181). پس هرکس آن وصيت و وقف را بعد از شنيدنش تغيير دهد، گناهش تنها برگردن کساني است که آن را تغيير مي دهند.
    اما نکته مهم در اين باره، امنيت و احترام به وقف و شرايط و خصوصياتي است، که واقف در وصيت خود تعيين کرده و در افکار عمومي مطرح شده است. زيرا يکي از مصاديق وظيفه آحاد مسلمين، امر به معروف و نهي از منکر است. اگر مسلماني مي بيند که اموال وقف دست چپاول به آن رسيده و يا کساني از روي ناداني به حيف و ميل آن روي آورده اند، بايد اعتراض خود را به انواع گوناگون به ديگران برساند و صيانت وقف شامل آيات امر به معروف ونهي از منکر مي شود و يکي از مصاديق آشکار اين فريضه دفاع از وقف و نيت واقفان درمقام حق نظارت عمومي مي شود. وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آل عمران/104).

    ولي مهم تر آسيب نديدن فرهنگ گسترش وقف است. اگر دولت ها و متوليان وقف اهتمامي براي نگهداري و تحفظ برشرايط و خصوصياتِ نظر واقف نداشته باشند، يا رفتار آنها در موضع اتهام باشد، بگونه اي که در افکار عمومي تلقي شود که به وقف بهاي لازم را نمي دهند، يا تصرفاتي مي کنند که اگر واقف زنده بود خود اجازه نمي داد، گرايش به وقف کاهش پيدا مي کند، انگيزه ها فروکش مي کندو افراد ثروتمند مي گويند، پس به چه اميدي وقف کنيم؟ حتي اگر چگونگي مصرف وقف عدالت جويانه و همسان و يکسان نباشد، و شائبه رانت و امتياز دهي و امتياز گيري در مصرف و يا گروه گرايي و سوء استفاده در آن باشد، باز در امنيت گرايش به وقف تأثير گذار و در عدم اقبال به وقف رشد منفي خواهد داشت.
    به هر حال تحفظ بر وقف در گسترش وقف اهميت دارد. از سوي ديگر، اين امنيت رواني از جهتي براي نگهداري وقف مهم است که در مرحله اول وظيفه جامعه است که بايد از آن صيانت کند، و در مرحله دوم براي متوليان و مسئولين اوقاف اهميت دارد.
     
    مديريت وقف
     

    اداره وقف در ماندگاري و توسعه وقف اهميت بسياري دارد. شکي نيست که شايستگي و امانت داري و توانايي و آگاهي از نيازها و کيفيت وقف در امور ياد شده از مديريت بر وقف است. سر پرستي وقف در مرحله اول به واقف است و پس از او به فردي است که واقف تعيين مي کند و دولتها نبايد تاجايي که ممکن است در وقف دخالت کنند. با اين همه قرآن رهنمود هاي کلي داده است که شامل مديريت وقف هم مي شود. اين رهنمودها به موضوعاتي چون رشد و عقلانيت و ايمان و علم و امانت داري و قدرت و توانايي اشاره مي شودکه به آن اشاره مي گردد.
    1- مدير وقف لازم است آشنا به امورات وقف باشد: خداوند مي گويد اموال و از آن جمله مديريت وقف راکه وسيله قوام زندگي شما است، به کساني ندهيد که سفيه و نادان در کار هستند و نمي دانند که چگونه بايد اداره و صرف کنند: وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِياماً. (نساء/5).

    2-مدير وقف بايد حفيظ و عليم باشد: قالَ اجْعَلْنِي عَلي‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيم. (يوسف/55). وقتي يوسف به اين دليل درخواست مديريت بيت المال و خزانه داري را مي کنند که او آگاه است، چگونه بايد برنامه ريزي و مصرف کند، در وقف از اين پيام استفاده مي شود که مدير وقف، بايد نگهدارنده اموال و آگاه و عالم باشد.
    3-همچنين توانايي و رشادت در مديريت اهميت دارد. قرآن در داستان دختران شعيب اين گونه توصيف مي کند که موسي به اين دليل براي اجاره و اداره اموال شعيب صلاحيت دارد که قوي و امانت دار است: قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ. (قصص/25). يکي از آن دو دختر گفت: اي پدر او را استخدام کن، چرا که بهترين کسي است که استخدام مي کني: هم نيرومندو در خور اعتماد است.

    4-کافران و منکران نمي توانند اداره اوقاف مسلمانان را برعهده بگيرند، چون: لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَي اللَّهِ الْمَصِيرُ (آل عمران/28)؛ چنانکه در جايي ديگر حاکميت و استيلاي کافران و از آن جمله اوقاف مربوط به مسلمانان را نمي توانند به عهده بگيرند: وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً. (نساء/141). هرگز خداوند راهي براي کافران در احاطه بر مسلمانان قرار نداده است.
    5-شرط ديگر مدير وقف که از قرآن استفاده مي شود، عدم فسق بلکه عدالت است. مدير نالايق و بي مبالات در اموال وقف صلاحيت اداره را ندارد، چون ابراهيم پيامبر در دعاي خود مي گويد: به عهد من ستمکاران نمي رسند هرچند از فرزندان من باشند: وَ إِذِ ابْتَلي‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. (بقره/124)
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 15

    • ساعت ارسال پست : 5:24 PM ،


    ارزش گذاري در مصرف وقف
     

    در فقه اسلامي وقف، اگر چه وقف به عام و خاص تقسيم شده است. و وقف خاص هم باز به وقف برشخص و اشخاص مانند اولاد واقف، و يا طبقه خاص مانند دانشمندان و طلاب و دانشجويان تقسيم شده است. اما هر وقفي که نفع آن عمومي و ناظر به اولويت هاي جامعه باشد، ارزش گذاري شده است اما در مصرف وقفي که خود افراد زيادي را پوشش مي دهد اما مصاديق گوناگوني دارد آيا براساس عدالت به همه افراد داد، يا پاي ارزش به ميان مي آيد و هر که نياز و از اولويت بيشتري برخوردار است، ترجيح دارد. چون وقف عام هم گاه به صورت محدود مانند بيماران و يا در ماندگان جاده اي خاص (زيارتي، علمي) و يا همه بيماران وقف مي شود. در صورتي که از قسم نخست باشد، گاه بگونه اي است که بايد در ميان انواع بيماري ها، بيماري را انتخاب کرد که درمان آن دشواري بيشتري دارد، يا به لحاظ روحي و رواني نياز به حمايت بيشتري طلب مي کند، يا انگيزه براي معالجه آن کمتر است. در حالي که آيات ناظربه وقف عام مي تواند تحت مصداق سبيل الله و صدقه و حسنه و ديگر مفاهيمي باشد که در شبکه معنايي وقف در آغاز اشاره شد، اما اين واقفان و متوليان هستند که در ميان ده ها مصرف شامل وقف، در مرحله اي تاريخي به آنهايي تکيه کنند که در آن مقطع تاريخي اولويت بيشتري دارد و آن را انتخاب کنند که چنين ضرورتي اقتضا مي کند.
     
    گستره وقف
     

    پيش از اين در باره انگيزه واقفان سخن گفتيم و گفتيم نبايد اين انگيزه را محدود کرد و حتي مانعي ندارد که واقف به دلايلي چون ايجاد همدلي و اتحاد، يا تبعيض مثبت، وقف خود را شمول دهدتا جايي که شامل غير مسلمانان شود، زيرا در اين باره از قرآن در حق اهل ذمه و يا غير مسلماناني که نمي جنگند، رسيده است که نه تنها به آنان بايد با عدالت رفتار کرد، بلکه به احسان و نيکي بايد رفتار کرد. لا يَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوکُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِيارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (ممتحنه/8) خدا شما را از کساني که که در کار دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نکرده اند، باز نمي دارد که با آنان نيکي کنيد و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست مي دارد.

    از اين رو، از سويي اولويت ها و ارزشگذاري هاي مصرفي بايد در وقف لحاظ گردد. و از سويي دايره وقف تنها در ميان موافقان نيست، و در باره کافران و اهل ذمه گاه چنين اولويتي صدق مي کندو نه تنها در آيات قرآن براي وقف و صدقه و کمک به غير مسلمانان محدوديتي نيامده است، بلکه تصريح شده که اگر وقفي براي غير مسلمانان توصيه شده، حق تغيير و تصرف در غير وصيت و وقف نداريم. در روايتي از امام صادق رسيده است: «سئل الصادق عليه السلام عن رجل اوصي بماله في سبيل الله فقال: اِعطه اِلي مَن اَوصي له به و اِن کانَ يهودياً او نصرانياً، فاِنّ الله يقول: فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَي الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (بقره/181). و در جواهر آمده است که صفيه همسر پيامبر (ص) براي برادر خودش که يهودي بود، مالي را وقف کرد و پيامبر هم آن را تأييد کرد.

    بنابراين با نگاهي به حجم انبوه آيات در تشويق به انفاق و صدقه و احسان و باقيات صالح، اين نتيجه به دست مي آيد که آنچه در قرآن ترويج مي شود، در اصل کمک به ديگران و پر کردن خلأ ها و حل مشکلات جامعه و ارزشگذاري به آنها است، از هر گروه و طبقه و قشر و دسته مذهبي باشد. چنانکه در سيره اهل بيت (ع) رسيده که به مخالفان خود کمک مي کرده اند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 14

    • ساعت ارسال پست : 5:23 PM ،


    احترام به انگيزه واقفان
     

    اصل و مبناي مهم وقف در فرهنگ قرآني، مانند هر عمل شايستي، اخلاص و قصد قربت است. در اين راستا قرآن بارها مسئله تصحيح نيت و انگيزه ماندگار وقف را مطرح کرده است. از نظر قرآن بايد قصد عمل در وقف مانند هر انفاقي رضايت الهي باشد. هرگونه تأثيرگذاري برنيت وقف، آثار خود را برنوع و چگونگي بهره گيري از آن خواهد گذاشت. به همين دليل مسئله اخلاص در عمل و قصد قربت در کارهاي اجتماعي بويژه خدمت به ديگران اهميت به سزايي دارد، تا صدقه ريايي و با منت و اذيت و آزار نباشد.

    البته آنچه در اين جا محل توجه است، تفکيک ميان نيت و انگيزه است که مي توان جدايي انداخت. عشق به خدا، با حُب به ذات و نام داشتن و احترام به انگيزه هاي واقفان منافاتي ندارد. آياتي مانند: وَ آتَي الْمالَ عَلي‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ (بقره/177)، وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً. (کهف/46)، همگي ناظر به چگونگي قصد و جهت عمل براي محبوب با قيد: الباقيات الصالحات است. اما انگيزه هاي فردي، مانند انگيزه احترام و جلب محبت و تشويق، چيزي نيست که بتوان آن را ناديده گرفت و تأثير آن را در گسترش وقف فراموش کرد. وقتي خداوند خود در جهت ايجاد شوق انگيزه درست مي کند و پاداش هاي بهشت و آسايش و چند برابر شدن نعمت ها و پاداش ها (بقره/245) و (مائده/12) و (حديد/11) را تعيين مي کند، طبيعي است که بايد براي توسعه وقف از اين انگيزه ها استقبال کرد و مطرح کردن و گذاشتن نام بر سر اماکن و موقوفات را که کمتر از انگيزهاي حور العين و بهشت براي عده اي نيست، نبايد مانع دانست و آن را تحقير کرد و از اين نکات ظريف در جهت توجه مردم به وقف غفلت کرد تا هم تشويقي براي واقف و هم ديگران و نسل هاي آينده بويژه خاندان واقف باشد.
    وجهه و احترام به واقفان، نوعي سلوک و رفتار براي گسترش انگيزه است. مردم در سراسر زندگي خود طالب زندگي با احترام و تشويق و جوياي موقعيت اجتماعي هستند و از اشاعه عمل و نشان دادن کار خوب آنان خوشحال و تشويق مي شوند و آنها به عمل ديگري در سنخ وقف روي مي آورند. و از اين راه مي توان در جهت ارضاي اين انگيزه و گسترش وقف کوشيد.

    واقعاً چه اشکالي دارد که ما واقفي را تصور کنيم که با عمل خود درعين اينکه وجهه و احترام اجتماعي جستجو مي کند، به سعادت اخروي نيز مي انديشد. وقف کردن براي واقف به قصد تقرب به خدا و خدمت به هم نوعان باشد و نردبان کسب وجهه و احترام اجتماعي و اين دو باهم متعارض نيست. به همين دليل خداوند به شکل کلي مي فرمايد: وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ. (بقره/273). هرچه از مال و خير انفاق مي کنيد، خداوند به آن آگاه است که چه قصدي داريد. انفاق در آشکار و پنهاني، سر وعلن که هردوي آنان بها داده شده است. (فاطر/29)، يا تعبير (سراءو ضراء)در قرآن کريم آمده است: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ (آل عمران/134) اين تعبير ها و تأکيد ها براي اين است که گاهي ترويج خير باعث توسعه نيکي در جامعه و اقبال به آن مي شود. مهم اين است که در وقف خود به اين دستور الهي عمل کنند: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذيً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/264). در آن صورت هم پاداش دارند و نبايد خوف و نگراني داشته باشند. آگاهي از نيت و قصد دروني ممکن نيست، اما اذيت و آزار ومنت نکردن آشکار مي شود و همين هم براي ارزشگذاري کافي است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)