گستره مباني وقف در قرآن کريم - 9

  • ساعت ارسال پست : 5:17 PM ،


تشويق از راه نشان دادن معيار انساني و شخصيت
 

از نظر قرآن معيار انساني، ايمان و عمل صالح است. يکي از اين اعمال صالح، نيکوکاري است که پس از عقيده درست، مطرح شده است. به عبارت ديگر بهره گيري درست از اموال در جهت صرف آن براي خويشاوندان و يتيمان و در ماندگان و گدايان و در راه آزادگردن بندگان معيار انسانيت و ايمان است که مي تواند در شکل وقف هم باشد و با اين معيار باشد که مي فرمايد: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْ‏خِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَي الْمالَ عَلي‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبي‏ وَ الْيَتامي‏ وَ الْمَساکِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره/177). نيکوکاري آن نيست که روي خود را به سوي مشرق و يا مغرب بگردانيد، بلکه نيکي آن است... که مال خويش را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و در ماندگان و گدايان و در راه آزادگردن بندگان بدهد. حتي ممکن است اين تصور ايجاد شود که به آنان در اثر انفاق و وقف زيان برسد، مي فرمايد: وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْ‏خِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ کانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً (نساء/39). و اگر به خدا و روز باز پسين ايمان مي آورند، و از آنچه خدا به آنان روزي داده، انفاق مي کردند، چه زياني بر ايشان داشت؟ و خدا به کار ايشان دانا است.
 
تشويق از راه پيشگيري
 

يکي از راه هاي تشويق در قرآن کريم، مانع شدن براي خلجان هاي نفساني و هواهاي شيطاني و به تعبيري مبارزه سلبي است. گاهي در درون انسان بخل و ضنتي يافت مي شود که مانع از کارهاي خير مي شود، در حالي که مؤمنان چنين هستند که نه تنها احساس بخل و حسد نمي کنند، بلکه در اثر ايمان به خدا ديگران را برخود مقدم مي دارند: وَ يُؤْثِرُونَ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (حشر/9). و هر چند در خودشان نيازي مبرم باشد، آنها را برخود مقدم مي دارند. و هرکس از خست نفس خود مصون ماند، ايشانند که رستگارانند.

البته آياتي که در جهت تشويق مستقيم و غير مستقيم به انفاق و وقف مي شود، فراوان است و تنها به نمونه اي از اين آيات که هر مسلماني که با قرآن مأنوس است و تحت تأثير قرآن قرار مي گيرد، به آن وادار مي شود، از جهتي جامعه و نيازهاي آن را مي بيند، و از جهتي اين آموزه ها را که مي بينيد به وقف روي مي آورد.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 8

    • ساعت ارسال پست : 5:16 PM ،


    چگونگي تشويق ها
     

    گفتيم کلمه وقف در قرآن نيامده و موضوع آن به طور خاص مطرح نشده، اما به صورت کلي، هم مشروعيت آن پذيرفته شده، و هم به صورت کلي به انجام خيرات و نيکي ها، هديه اموال براي مستمندان، درماندگان، تشويق شده و هم مباني و اصولي در جهت نگهداري و خيانت نکردن در اموال وقفي بيان شده است. اين تشويق ها در قالب موضوعات گوناگون رهنمود داده شده است.
     
    تشويق به وقف
     

    گفتيم نقش آموزهاي ديني در رويکرد به اخلاق و عمل اهميت بسياري دارد. مال دوستي در نهاد انسان است. وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ (العاديات/8). در صورتي که دربرابر اين غريزه مي تواند اعتقاد به حيات جاويدان و پاداش عمل صالح جايگزين شود. تبلور اين اعتقاد درحس نوع دوستي، احترام و جلب محبت ديگران، برجاي گذاشتن نام نيک و پوشش دادن به چيزي که فرد دوست دارد که هميشه بماند، در آموزه هاي قرآن تشويق شده که اين تشويق ها به تعبير هاي مختلف آمده است. مانند اينکه از بهترين اموال خود انفاق کنيد، يا آنچه از زمين بيرون مي آوريد براي ديگران سهمي در نظر بگيريد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ. (بقره/267). صدقه جاريه در زندگي انسان مانند دانه اي است که هفت خوشه بروياند که در هر خوشه صد دانه باشدکه همواره در حال افزايش است و اگر خدا بخواهد چند برابر مي کند: مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ. (بقره/261). و آنچه نمي دهيد، مانند آتشي است که مي سوزد و خاکستر مي شود.

    وقف کردن مثل آن باغي است که بر فراز پشته اي قرار دارد که اگر رگباري بر آن برسد، دوچندان محصول برآورد و اگر رگباري هم بر آن نرسد، باران ريزي براي آن بس است: وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. (بقره/266).
    در جايي ديگر هشدار مي دهد که اين اموال را براي چه مي خواهيد نگه داريد، انفاق کنيد که روزي فرا مي رسد که در آن نه دادو ستدي است و نه دوستي و نه کسي که از شما شفاعت کند: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ (بقره/254). و بدانيد که آنچه براي خود نگه مي داريد تمام شدني است و آنچه براي ديگران وقف مي کنيد باقي خواهد ماند: ما عِنْدَکُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ (نحل/96). زيرا از آنچه انسان دوست دارد و براي خود مي خواهد، بايد وقف کند: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّي تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ. (آل عمران/92). هرگز به نيکوکاري نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد، انفاق کنيد؛ و از آنچه انفاق مي کنيد، قطعاً خدا بدان دانا است.

    پس در آموزهاي قرآني بهترين کار آن است که انسان پيش از مرگ به صورت مستمر براي خويش انجام دهد: وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. (مزمل/20). و هر کارخوبي براي خويش از پيش فرستيد آن را نزد خدا بهتر و با پاداشي بيشتر باز خواهيد يافت.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 7

    • ساعت ارسال پست : 5:06 PM ،


    الباقيات الصالحات
     

    اين واژه دو بار در قرآن بکار رفته است، يکي در سوره کهف و ديگري در سوره مريم، دو سوره اي که پشت سرهم در مصحف آمده و هر دو بارٍ اين کلمه ناظر به کارهاي خير اجتماعي و ماندگار و در تشويق به کارهاي نيک و در برابر زندگي زودگذر و مادي براي پس از مرگ توصيف شده است. به عنوان نمونه آمده است: الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً. (کهف/46). نيکي هاي ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگار بهتر و از نظر آرزوها بهتر است. در فقه اسلامي يکي از اوصاف وقف به عنوان باقيات صالح و صدقه جاريه آمده و در روايات رسيده از اهل بيت هم به همين عنوان صدقه اي که براي فقراي مسلمين از اهل صدقه توصيف شده است. و از امام صادق (ع) با توجه به خلود خواهي انسان روايتي نقل شده است: ليس يَتبَعُ الرجل بَعدَ مَوتِهِ مِنَ الَاجر اِلّا ثَلاثَ خصال: صَدقةٌ مَبتولةٌ لاتُورَث، او سُنةٌ هُديً يُعملُ بها مُوته، او وَلدٍ صالح يَدعُو له. پاداشي پس از مرگ، انسان را دنبال نمي کند، جز اينکه سه ويژگي داشته باشد، صدقه اي وقف کند، يا سنت نيکويي در جامعه ايجاد کندکه پس از مرگ او رايج شود، يا فرزند صالحي که او را دعا کند.

    بنابراين، از مهم ترين واژه هاي کليدي وقف در قرآن کريم، همان واژه هايي هستند که در تشويق به پرداخت مال و ثروت و بي اعتباري دنيا و ترجيح امر آخرت آمده که در شناخت اين ارزش اجتماعي و جهت گيري و نظامندکردن آن نقش مؤثري دارند و با تکيه برآنها مي توان کاربردهاي معنايي و هدايتي و تربيتي و برنامه ريزي آن را تعيين کرد و اين فرهنگ را درجامعه گسترش داد، يا از آن اصول و قواعدي در باره وقف استخراج کرد. در واقع بدون توجه به اين مجموعه از آيات، نمي توان نظام و جهت گيري وقف را در قرآن تعريف کردو گستردگي آموزهايي که قرآن در حوزه معنايي و فرهنگ سازي وقف، بيان کرده به دست آورد، از اين رو، براي فهم ديني وقف، بايد اين کليد واژه ها را در يک نظام مرتبط معنايي لحاظ کرد، نه اينکه آنها را جدا از يکديگر تصور نمود.
     
    مباني قرآني وقف
     

    در بحث مباني وقف در قرآن کريم، ما با دو دسته از آيات برخورد مي کنيم. دسته اي از آيات، ناظر به جهان بيني انسان مؤمن و مبين مباني عام رويکرد است، يا تشويق و يا تحذير در پي آمد ترک وقف مي باشد، مانند اين دسته از آيات که حيات جاويدان عالم ديگري است و هرچه انسان از لذت ها و کامروايي هاي ابدي و دائمي و بدون کمبود مي خواهد، بايد در عالمي ديگر جستجو کند و بداند که تمام کامروايي ها در اين دنيا سر انجامي دارد و در پي آن جهاني ديگر آغاز مي شود و اين حيات پس از مرگ است که جاويدان است. ماننداين آيه شريفه: وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقي‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ. (قصص/60). دنيا چيزي جز لهو و بازي نيست: وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ کانُوا يَعْلَمُون (عنکبوت/64). دنيا نبايد شما را بازي دهد و از ياد خدا غافل سازد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (منافقون/9) «اي مومنان ،اموال و فرزندان ، شما را از ياد خدا غافل نکند. هر کس چنين کند زيانکار است.» يا در جايي که انسان نه درست از اين جهان بهره ببرد و نه عملي و کاري که براي آن سرا داشته باشد: خَسِرَ الدُّنْيا وَ الآْ‏خِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ. (حج/11).

    دراين بخش از آيات ، جهت دنيا و علاقه افراطي به اموال و فرزندان و دنيا دوستي(به عنوان دو سنبل عمده داراييهاي دنيوي) نفي گرديده است. يا چيزهايي که مانع به وقف مي شود و از آفاني ياد شده است که مي توان بدان در تربيت قرآني اشاره کرد، مانند: اسراف و تبذير، اتراف و...، که اين زياده روي (اسراف) و بيهوده خرجي (تبذير) و عيش و نوش و خوشگذراني (اتراف) ناپسند بوده، نه تنها داشتن مال و مصرفهاي عادلانه است، چنانکه در قرآن مي خوانيم: «... اِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ المُسْرِفِينَ» (انعام/141) و «اِنَّ المُبَذِرِيْنَ کَانُوا اِخْوَانَ الشَّيَاطِينَ.». (اسراء/27). يا مطالبي در جهت گرايش به وقف فراهم مي سازد، مانند اعتقاد به عالم آخرت. چنين مباني در رشد و گسترش وقف تأثير به سزايي دارد.

    و دسته ديگر، که مبين مباني ويژه و به طور مشخص دستور العمل هاي خاص در حوزه وقف صادر مي کند و نظام و جهت گيري اين ارزش و خواسته انساني را تقويت و نهادينه مي کند. البته آنچه در اين مقاله پيگيري مي شود، بيشتر همين دسته از آيات است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • گستره مباني وقف در قرآن کريم - 6

    • ساعت ارسال پست : 5:05 PM ،


    صدقه
     

    کلمه صدقه به معناي اعطاي مال، در قرآن پنج بار بکار رفته که در اين شبکه معنايي نيز منطبق بر وقف و ناظر به دستورات اخلاقي در سطح و شيوه پرداخت مال است، مثلاً فرموده که اين پرداخت نبايد همراه با منت و اذيت و براي تظاهر و ريا باشد: لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذي‏ کَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْ‏خِرِ (بقره/164).حتي مي فرمايد که سخن خوب بهتر از صدقه اي است که به دنبالش اذيت و آزار باشد: قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذيً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (بقره/263). در جهان بيني قرآن، يکي از راه هاي تزکيه و پاک کردن دل و تزکيه نفس دادن، صدقه و جداکردن بخشي از اموال معرفي شده است: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّيهِمْ بِها (توبه/103). در روايات رسيده هم موضوع انقطاع عمل انسان پس از مرگ آمده و از آن: «صدقةٌ اجراها لله في حياته فهي تَجرِي له بَعد وفاته»، تعبير شده است. از اين رو، فقها و محدثان به پيروي از روايات اهل بيت، کتاب وقف را کتاب الوقوف و الصدقات گرفته و با اين عنوان مطالبي در اهميت وقف و شرايط و آداب آن سخن گفته اند.
     
    ايثار
     

    ايثار و از خود گذشتگي، يکي ديگر از کلمات کليدي براي وقف مي تواند باشد. اين صفت اخلاقي که قرآن آن را ترويج و از آن به عنوان يکي از نمونه هاي عالي انساني، ياد مي کند، جايي است که شخص در زندگي شخصي قناعت و از ولخرجي و حتي رفاه زياد پرهيز مي کند و اموالي را مي اندوزد، اما آنها را وقف مي کند.: وَ يُؤْثِرُونَ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (حشر/9). و هر چند در خودشان نيازي مبرم باشد، آنها را برخود مقدم مي دارند. و هرکس از خست نفس خود مصون ماند، ايشانند که رستگارانند. در الگوي قرآني به درجه اي بالاتر از آن، يعني صورتي که نان خود را در حالت گرسنگي و شدت احتياج به ديگران مي دهد، آمده است: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَي حُبِّهِ مِسْکِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا.إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا.إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا.فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا.». (انسان/8- 11) وطعام را در عين دوست داشتنش، به مسکين و يتيم و اسير انفاق مي کنند و مي گويند: ما شما را فقط براي خشنودي خدا اطعام مي کنيم و انتظار هيچ پاداش و سپاسي را از شما نداريم. ما از پروردگارمان در روزي که روز عبوس و بسيار هولناکي است مي ترسيم. پس خدا نگه دار آنان از آسيب و گزند آن روز است و شادابي و شادماني به آنان عطا مي کند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: یک شنبه 30 خرداد 1389 
  • نظرات (0)