علوم حدیث













در سالهای پایانی قرن دوم محدثان بر اساس استعداد، ذوق و سلیقه‏های شخصی به گردآوری موضوعی احادیث پرداختند. این نگارشها را «تک‏نگاری موضوعی» گویند.

     بسیاری از تک‏نگاریهای مهم در سه موضوع است: 1ـ فقه، 2ـ اخلاق و آداب، 3ـ کلام و عقاید.

     در دوران امام رضا (علیه السلام) تک‏نگاریهای فقهی به اوج خود رسید.

    بیشترین سبک‏ نگارشی اصحاب «تک‏نگاریهای فقهی» است.

    عموم فقهای اولیه و راویان بزرگ یک یا چند اثر روایی در موضوعات گوناگون فقهی تدوین کرده‏اند.

    حسین بن سعید با گردآوری سی کتاب در سی موضوع توانست جوامع‌نویسی را در سطح ابتدایی بنیان‌ گذارد.

     از مجموع کتابهای روایی حسین بن سعید تنها دو کتاب الزهد و المؤمن باقی مانده که هر دو در زمرۀ تک‏نگاریهای اخلاقی است.

   موضوع کتاب الزهد، آداب معاشرت و اخلاق اجتماعی است.

     بخشی از کتابهای کلامی شیعه به مناظراتی مربوط است که اصحاب با گروههای منحرف داشته‌اند. این کتابها معمولاً با عنوان «ردّیه» شناخته می‏شوند.

     از نگاه سنّیان تفسیر روایی مأثور عبارت است از احادیث پیامبر و سخنان صحابه و تابعین که در جهت تفسیر آیات قرآن بیان شده است.

    از نگاه شیعیان، تفسیر روایی تفسیری است که دربردارندۀ مجموعه احادیثی در تبیین و توضیح آیات قرآنی است. این گونه احادیث می‏تواند بیانگر شأن نزول، چگونگی قرائت، تأویلات و تفسیر معانی آیات باشد.

     مصحف امام علی‏ (علیه السلام): آن حضرت در این مجموعه علاوه بر آیات قرآن، تأویل، تفسیر و اسباب نزول را تبیین کرده است.

     مصحف امام علی‏ (علیه السلام) به عنوان ودیعۀ امامت در دست امامان شیعه است.

    از قرن سوم تا قرن پنجم هجری نگارش احادیث تفسیری قوّت و نظم بیشتری یافت و پنج تفسیر نوشته شد.

     مهم‌ترین تفسیرهای روایی باقی‌مانده از این دوران عبارت‌اند از: تفسیر منسوب به امام حسن عسکری‏ (علیه السلام)، تفسیر علی بن ابراهیم قمی، تفسیر فرات کوفی و تفسیر عیاشی.


نوشته شده در چهارشنبه 14 مهر 1395  ساعت 12:26 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0


دانشمندان علی بن ابی‌رافع را نخستین فردی می‌‌دانند که در دانش فقه، کتاب مستقلی تألیف کرده است.
 فقه مأثور محصولی از اجتهاد فقیه در حوزۀ بازکاوی روایات صحیح و حجیت‌دار است.
 کتابهای فروع کافی، من لا یحضره‌ الفقیه، تهذیب الاحکام، الاستبصار، المحاسن، النوادر احمد بن محمد بن عیسی، دعائم الاسلام و ... از کتابهای فقه مأثور مستند هستند.
 با ظهور فقه استدلالی (تفریعی) در اوائل قرن پنجم هجری، نگارش فقه مأثور به تدریج متوقف شد.
دعائم الاسلام معتبرترین کتاب در نزد اسماعیلیه است و آنها به مفاد این کتاب عمل نموده و فتاوای خویش را در راستای آن صادر کرده‌اند.
دعائم الاسلام از کتابهای فقه مأثور است و یک دوره فقه را به طور کامل از روایات معصومان گرد آورده است.
 جامع حدیثی در شیعه به تألیفاتی گفته می‌شود که مؤلف روایات را بر اساس نیاز زمان از کتابهای پیشینیان در عناوین متعدد گردآوری و تنظیم می‌کند.
 صفوان بن یحیی، یونس بن عبدالرحمن و حسین بن سعید از بنیان‌گذاران جوامع به شمار می‌روند.
جوامع حدیثی شیعه بالندگی و رشد خود را در قرنهای سوم تا پنجم هجری تجربه کرد؛ هرچند ریشۀ این تلاش علمی را باید در نیمۀ دوم قرن دوم جستجو کرد.
 کتابهای چهارگانۀ شیعه مهم‌ترین جوامع اولیه هستند که در طی سالهای 450 ـ 300 هجری نگارش یافته‌اند.
 از مهم‌ترین جوامع حدیثی قبل از کتب اربعه کتاب المحاسن احمد بن محمد برقی و کتاب النوادر احمد بن محمد بن عیسی اشعری است.
فراگیر بودن ابواب کافی نسبت به دیگر کتب اربعه از ویژگیهای این کتاب است. چنانچه از فروعات مسائل اعتقادی تا مسائل تاریخی و مواعظ گوناگون را در اصول و روضۀ خود گرد آورده است.
 سند روایات کافی گاهی اوقات با عبارت «عدة من أصحابنا» آغاز می‌شود. این عبارت سه، چهار یا پنج نفر از اساتید کلینی است. این افراد مشخص و معلوم هستند و موجب ارسال روایت نمی‌شوند.
 بسیاری از روایات من لا یحضره الفقیه مرسل است (2055 روایت از مجموع 5920 حدیث).
 صدوق در آغاز کتاب به خواننده این اطمینان را می‌دهد که مدارک کتاب همگی از کتابهای مرجع و اصول مشهوره و مورد اعتماد است و نام بخشی از این منابع را هم بیان می‌کند.
 شیخ طوسی، بر خلاف کلینی و صدوق، احادیث مخالف و متعارض را هم نقل می‌کند.
شیخ بخشی از احادیث را، مانند کلینی، با سند کامل آورده و بخش اندکی را، مانند صدوق، بدون سند ذکر کرده است، ولی در بخش پایانی (مشیخه) اسناد و طرق خود را به اساتید خویش بیان کرده است.
کتابهای جوامع معمولاً با باب طهارت آغاز و با باب دیات پایان می‌یابند.
عناوین کوتاه، رسا و کاربردی از مشخصه‌های بیشتر کتابهای جوامع شیعه است.


نوشته شده در چهارشنبه 14 مهر 1395  ساعت 12:22 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

به کتابی که پرسش‌های مخاطبان و پاسخهای شفاهی امامان (‏علیهم السلام) را دربرداشته باشد مسائل گفته می‏شود.

   نخستین کتاب مسائلی که در کتابهای فهرست به آن اشاره شده، کتاب المسائل نوشتۀ حارث همدانی، از یاران ویژه و نزدیک امام علی (‏علیه السلام)، است.
    موضوع بیشتر کتابهای مسائل، فقهی بوده و معمولاً سؤالاتی از فروعات فقهی است.
    کتاب مسائل علی بن جعفر از کتابهای معتبر و اصول اولیۀ شیعه است.
   بیشتر کتابهای مسائل به دوران امام رضا (علیه السلام) مربوط است.

     به نامۀ مستقلی که امام (‏علیه السلام) در پاسخ فرد یا گروهی ارسال می‏کند «رساله» گویند. معروف‏ترین رسائل ائمه (‏علیهم السلام) عبارت‌اند از: نامه‏های پیامبر خدا، نامه‏های امام علی‏ (علیه السلام)، رسالة الحقوق، رسالة أبی‌جعفر (علیه السلام) إلی سعد الاسکاف، رسالة في الغنائم و وجوب الخمس، الرسالة الأهوازیه و الرسالة الذهبیه.
    الرسالة الذهبیه اثری ارزشمند از امام رضا (علیه السلام) در موضوع احادیث پزشکی است.
     متون بیشتر رساله‏های امامان در دسترس است‏.
     بیشترین رساله‏ها از امام صادق و امام رضا (علیهما السلام) صادر شده است.
    نوادر گونه‏ای از نگارشهای حدیثی است که مؤلف در آن روایات پراکنده‏ای را که ذیل عنوان یک باب یا موضوع قرار نمی‏گیرند، جمع‏آوری کند.


نوشته شده در چهارشنبه 14 مهر 1395  ساعت 12:16 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

در درس سبک‌شناسی، سبکهای کتب حدیثی بر اساس زمان و در دو بخش شیعه و اهل سنت بررسی می‏شود.

 با پدیدار شدن نخستین نگارشهای حدیثی سبک نگارش آنها نیز شکل گرفته است.

اصل به کتابچه‏ای از روایات گویند که گردآورندۀ آن روایاتی را مستقیم یا به واسطۀ راوی از امام‏ (علیه السلام) شنیده و در آن ثبت و ضبط کرده است.

 واژگان کتاب، اصل و مُصنَّف همگی با یکدیگر مترادف بوده و نقل تفاوت بین آنها ناشی از حدس و گمانه‏زنی است.

بیشتر اصول مهم روایی به کتابهای جوامع راه یافته‌اند و بخشی از این اصول نیز در گذر تاریخ از بین رفته‌اند.

کتاب الأصول الستةعشر شانزده اصل از اصول اولیۀ شیعه را گردآورده است. صاحبان این اصول همگی افرادی راستگو و مورد اطمینان‌اند.        

مهم‌ترین ویژگی اصل‌ها این است که از هیچ نظم ویژه‏ای برخوردار نیستند و فقط به منظور ضبط کلمات معصوم (علیه السلام) تدوین شده‏اند.


نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395  ساعت 10:38 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

سبک به معنای شیوه، طرز، قاعده و اسلوب است.

شناختن قالبهای از پیش تعیین‌شدۀ مؤلفان و مصنّفین در چینش احادیث به هنگام عرضه را «سبک‌شناسی کتابهای حدیثی» گویند.

 «روشمند شدن پژوهشها» مهم‏ترین هدفی است که سبک‌شناسی دنبال می‏کند.

پیشینه و تاریخ سبک به سالهای آغازین کتابت حدیث باز می‏گردد.

 فهرست‌نویسان نخستین سبک‌شناسان به شمار می‏روند.

دانش سبک‌شناسی در همۀ رشته‏ها نوپا و نوین است و در علوم حدیث سالهای آغازین عمر خود را سپری می‏کند.

 محمد بن جعفر کتّانی نخستین کسی است که در دانش سبک‌شناسی کتابهای حدیث کتاب مستقلّی تدوین کرده است.

محیطهای علمی و زیستی و دانسته‏ها و میزان فهم و درک مؤلفان، در پیدایش یا پیروی از سبکها، بسیار مؤثر است.


نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395  ساعت 9:44 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

 بول و مدفوع انسان و حیوانات حرام‌گوشتی که خون جهنده دارند، مردار انسان (پس از سرد شدن و پیش از غسل میت)، مردار هر حیوانی که خون جهنده داشته باشد، چه حلال‌گوشت و چه حرام‌گوشت، منی انسان و حیواناتی که خون جهنده دارند، خون انسان و حیواناتی که خون جهنده دارند، مایعات مست‌کننده‌ای که ذاتاً مایع باشند، کافرِ مشرک، سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌کنند، از اصلی‌ترین نجاسات هستند که به آن‌ها «اعیان نجسه» نیز گفته می‌شود.
   

منظور از «متنجس»، هر چیزی است که ذاتاً نجس نیست، اما به دلیل ملاقات با یکی از اعیان نجسه یا ملاقات با متنجس دیگر، نجس شده است. متنجس شدن اشیا، مشروط به این است که حداقل یکی از دو چیزی که با هم ملاقات می‌کنند، آن‌قدر مرطوب باشد که رطوبت از یکی به دیگری منتقل شود. این شرایط باید به طور یقینی احراز شود.
   

پیدا کردن یقین، تنها راه اثبات نجاست اشیا نیست؛ اخبار ذو الید، اخبار عدلین، ید مسلم، سوق مسلم و ارض مسلمین، همگی از جمله اماراتی هستند که در اثبات نجاست یا پاک بودن یک شیء قابل اعتماد هستند. حجیت امارات نیز متوقف بر حصول ظن معتبر نیست و باید به اماره عمل کرد، حتی اگر موجب ظن هم نشود.
   

اگر اماره در بین نبود، نوبت به «اصل» می‌رسد. دو قاعدۀ استصحاب و اصالة الطهارة به مکلف برای تشخیص پاکی یا نجاست اشیا کمک می‌کنند.


نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395  ساعت 8:19 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

 تقلید، یکی از سه طریق رسیدن به حکم شرعی در كنار اجتهاد و احتیاط است. تقلید را، به طور کلی، می‌توان تبعیت و پیروی نمودن غیر مجتهد از نظرات مجتهد در مسائل شرعی دانست.

 

در امور بديهی و مسلم، تقليد لازم نيست.
 

 تقليد در اصول دين و در تطبيق معانی کلی بر مصادیق و افراد خارجی جايز نيست.
 

 مجتهد بودن، بلوغ، عقل، مرد بودن، حلال‌زاده بودن، شیعه بودن، عادل بودن و زنده بودن از شرایط اصلی مرجع تقليد است.

 در صورت تعدد مجتهدان جامع الشرایط، لازم است مقلد از مجتهد اعلم تقلید کند. اعلم مجتهدی است که در انجام مراحل اجتهاد و کشف حکم شرعی، یا تعیین وظیفۀ عملی مکلف، از مهارت و خبرویت بیشتری برخوردار است.


شناسایی مجتهد اعلم توسط خود مقلد، تحقیق از کسانی که می‌توانند مجتهد اعلم را شناسایی کنند و شیاع مفید علم، راه‌های شناسایی مجتهد اعلم است.
 

 در بارۀ تکلیف مکلفان در صورتی که شناسایی اعلم ممکن نباشد، دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اوّل می‌گوید در این حالت باید از کسی تقلید کرد که گمان به اعلمیت او وجود دارد و دیدگاه دوم معتقد است مقلد باید احتیاط کند.
 

 یکی از شرایط مرجع تقلید عدالت است و عادل کسی است که حالت خداترسی باطنی دارد که او را از انجام گناه کبیره و اصرار بر گناه صغیره باز می‌دارد.
 

 مقلد حق تغییر مرجع تقلید خود را ندارد مگر در صورتی که در انتخاب مرجع تقلید خود اشتباه کرده و یا با گذشت زمان، مجتهد منتخب او یکی از شرایط مرجعیت، مثلاً عدالت یا اعلمیت، را از دست داده باشد که در این دو صورت واجب است از مجتهد مزبور به مجتهد دیگری که فعلاً واجد شرایط مرجعیت است، عدول کند.
 

 تقلید ابتدایی از میت جایز نیست، اما در بارۀ امکان بقا بر تقلید از میت، نظریه‌های مختلفی ارائه شده است.
 

 «فتوا» آن است که مجتهد در فرایند اجتهاد، به نظریۀ قطعی، در بارۀ موضوع دلخواه خود می‌رسد و آن نظر را آشکارا ابراز می‌کند.
 

احتیاط مستحب آن است که همواره همراه فتوا است یعنی پیش یا پس از آن، مجتهد نظر صریح و قاطع خود را در موضوع مورد نظر ابراز کرده است.
 

 احتیاط واجب آن است که همراه فتوا نیست، و اصولاً در شرایطی مطرح می‌شود که مجتهد از بررسی ادلۀ اجتهادی، به نظریه و فتوا در آن موضوع نرسیده باشد.

 


نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395  ساعت 6:48 PM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

فقه شیعه پس از یک دورۀ رکود تقریباً صد ساله، با ظهور ابن‌ادریس حلّی و تدوین کتاب السرائر وارد دورۀ شکوفایی و بالندگی شد که این وضعیت تا اوائل قرن یازدهم ادامه داشت. از جمله فقهای مشهور این دوران می‌توان به محقق حلّی، علامه حلّی، فخر المحققین، شهید اول، شهید ثانی، محقق کرکی و ... اشاره کرد.

از اوایل قرن یازدهم هجری، نحلۀ فکری خاصی در حوزۀ فقه شیعه به نام «اخباریگری» شکل گرفت و گسترش یافت. این گروه، ظاهر قرآن را حجت نمی‌دانستند، همۀ روایات کتب اربعه را صحیح و قابل اعتماد می‌دانستند، اجتهاد را بدعت و حرام می‌شمردند و در نهایت با خارج کردن اجماع و عقل از منابع فقه، معتقد بودند که تنها منبع برای شناخت احکام، سنت است.

 در اواخر قرن دوازدهم، مبارزه با اخباریگری به رهبری آیت الله بهبهانی اوج گرفت و این تفکر از بین رفت و اجتهاد بار دیگر رونق گرفت. پس از او نیز بزرگانی همچون ملامهدی نراقی، علامه بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، شیخ انصاری و ... با تلاش و مجاهدتهای فراوان بر رونق اجتهاد و فقه شیعه افزودند.

در سالهای پایانی قرن چهاردهم فصل جدیدی در فقه امامیه گشوده شد که امام خمینی آغازگر آن بود. توجه جدی به ابعاد اجتماعی و حکومتی فقه، مهم‌ترین مشخصه آن به شمار می‌رود.


نوشته شده در یک شنبه 11 مهر 1395  ساعت 10:29 AM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

عصر تشریع، یعنی دوران پیامبری رسول خدا، به لحاظ شکل‌گیری و پایه‌گذاری علم فقه، مهم‌ترین دوران است. نزول قرآن و آشنا شدن مسلمانان با آن، آشنا کردن مسلمانان با سنّت نبوی و منبع بسیار ارزشمند «عترت» از سوی پیامبر، از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره است.

پس از رحلت پیامبر، اهل سنت با نپذیرفتن اهل بیت به عنوان مرجع دینی، به ‌یک‌ باره با فضای انسداد باب علم مواجه شدند و در دام اجتهاد به رأی افتادند، اما امامان شیعه در دوران حضور خود پس از پیامبر، به سنت بر جا مانده از آن حضرت غنا بخشیدند، اصول و قواعد اجتهاد را به شاگردان خود آموختند و در نهایت فقیهان را به عنوان مرجع علمی در عصر غیبت به مردم معرفی کردند؛ این‌گونه بود که زمینۀ اجتهاد به معنای مصطلح و تفریع احکام از ادله در این دوره فراهم شد.

 فقه شیعه پس از پایان حضور امامان، با نوعی اختلاف نظر در چگونگی وصول به حکم شرعی در میان عالمان شیعی مواجه شد. گروهی که به اهل حدیث شهرت داشتند، به وابستگی کامل فقه به حدیث معتقد بودند و در مقابل، عقل‌گرایان افراطی، در مسیر عقل‌گرایی تا آن جا پیش رفتند که متهم به عمل به قیاس شدند. اما در میان این دو جریان، مکتب معتدلی شکل گرفت که ضمن بهره‌مندی از مزایای هر دو روش، از استفادۀ افراط‌آمیز و غیر معقول از هر یک از «نقل» و «عقل»، جلوگیری کرد.

 دورۀ کمال اجتهاد در فقه شیعه مربوط به عصر شیخ طوسی است. او با کتاب مبسوط خود، فقه تفریعی را در میان شیعه قوّت بخشید. در آن دوره، اهل سنت، شیعه را به مختصر بودن فقه امامیه و بی‌دلیل و تناقض‌آمیز بودن اقوال فقهای شیعه متهم می‌کردند که شیخ به طور عملی در این کتاب، به آن‌ها پاسخ داده است.

 پس از شیخ طوسی، تا بیش از یک قرن، عظمت و سیطرۀ علمی او سبب شد که هیچ فقیهی یارای نقد آرای او را نداشته باشد. این دوران را «عصر تقلید» گویند، که با ظهور ابن ادریس و تألیف کتاب السرائر پایان یافت و بار دیگر طراوت و بالندگی به فقه شیعه بازگشت.


نوشته شده در یک شنبه 11 مهر 1395  ساعت 5:28 AM توسط سامان کولیوند |نظرات 0

 پس از جمع‌آوری احادیث، تنظیم و طبقه‌بندی موضوعی آن، ابواب فقهی شکل گرفت و همگام با رشد و بالندگی فقه، ابواب فقهی نیز تشخص و گسترش بیشتری یافت. در عمل، بیش از پنجاه موضوع کلی و مهم در فقه مطرح شده است که فقها به هر یک از آن‌ها عنوان «کتاب» داده‌اند.
   

 یکی از مهم‌ترین دسته‌بندی‌های مباحث فقهی، در کتاب شرائع الاسلام محقق حلی مطرح شده است. ایشان در این کتاب، احکام فقهی را به چهار دستۀ عبادات، عقود، ایقاعات و احکام تقسیم کرده‌اند. با گذشت زمان، مسائل جدیدی در عرصۀ رفتار فردی و تعاملات اجتماعی و بین ‌المللی پیش آمد که اگرچه فقیهان تلاش کرده‌اند احکام مربوط به آن‌ها را در ذیل یکی از ابواب مشهور فقهی قرار دهند، اما این کار، به دشواری صورت می‌گیرد و گاه برخی مسائل، جایگاه قابل قبولی نمی‌یابند. از این رو، برخی از فقها، طبقه‌بندی‌های دیگری ارائه کرده‌اند که یکی از آن‌ها، طبقه‌بندی عالمانۀ شهید سید محمد باقر صدر، در کتاب ارزشمند الفتاوی الواضحة است.


نوشته شده در شنبه 10 مهر 1395  ساعت 11:27 AM توسط سامان کولیوند |نظرات 0
طراحی شده توسط راسخون