لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنَا بِ البَيٍّنَاتِ وَ أَنزَلنَا مَعَهُمُ الكِتَابَ وَ المِيزَ انَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِ القِسطِ.41 به راستي ما پيامبران خود را با ادلة آشكار روانه كرديم و با آن ها كتاب و ميزان فرود آورديم تا مردم به عدالت برخيزند.
از نظر حكيمان مسلمان، بقاي نوع بشر در گرو برقراري عدالت اجتماعي، و تحقق عدالت، به قانون مدني لازم الاجرا منوط است و تحقق چنين قانوني، جز به وسيلة انساني فوق جامعه بشري كه مصداق منحصر به فرد آن پيامبران هستند، حاصل نمي شود. بزرگان فلسفة اسلامي چون فارابي،42 ابن سينا،43 سهروردي،44 ملاصدرا،45 علامه طباطبايي،46 و شهيد مطهري بر اين استدلال پاي مي فشرند. گرچه شيوة استدلال و چگونگي استنتاج هر يك متفاوت است، روح حاكم بر استدلال ها يكي است. در اين قسمت، بيان استاد مطهري را با مقداري تلخيص و تغيير نقل مي كنيم.
بشر موجودي است كه زندگي اش بايد اجتماعي باشد؛ يعني بدون اين كه با يك ديگر زندگي كنند و با يك ديگر ارتباط و زندگي تعاوني داشته باشند، امكان پذير نيست و برخلاف ديگر حيوانات اجتماعي چون زنبور عسل و موريانه كه به حكم غريزه و اجبار زندگي شان اجتماعي است، انسان به حكم غريزه اجبار ندارد. انسان به حكم اين كه موجودي مختار، عاقل و آزاد آفريده شده است، خودش بايد بينديشد و براي خود انتخاب كند و به صورت غريزي در بشر نيست، و انسان، به موجب همين كه مختار و آزاد آفريده شده است، امكان سرپيچي از وظيفه برايش هست و از طرف ديگر به حكم اين كه غريزة حيات دارد و مي خواهد زندگي كند، نفع جو آفريده شده، دنبال منفعت خودش هست و به همين جهت است كه هر انساني، در هر موضوعي ابتدا دنبال هدف و مصلحت خويش است و نه مصلحت اجتماع. به عبارت درست تر، انسان مصلحت اجتماع را نه خوب تشخيص مي دهد، و نه به فرض تشخيص دادن، رعايت مي كند؛ برخلاف ديگر حيوانات اجتماعي كه به حكم غريزه، هم مصلحت اجتماعشان را خوب تشخيص مي دهند و به حكم غريزه دنبال اجراي آن هستند. بشر در هر دو ناحيه نياز دارد. از يك سو به رهبري نياز دارد كه او را به مصالح اجتماعي اش هدايت كند و از سوي ديگر نيازمند قوه و قدرتي است كه حاكم بر وجودش بوده، او را به دنبال مصالح اجتماعي بفرستد و پيامبران، براي اين دو كار آمده اند؛ هم بشر را به مصالح اجتماعي رهنمون مي شوند و هم او را موظف مي كنند؛ يعني قدرتي به نام ايمان بر وجودش مسلط مي سازند كه به حكم اين قدرت، آن مصالح اجتماعي را اجرا مي كند.47 به بيان ديگر، براي طر احي نظام هاي اجتماعي عادلانه و در خور شأن انسان طر اح آن نظام ها و ترسيم كننده مسير زندگي بايد واجد شرايط سه گانة ذيل باشد.
الف. انسان را با تمام ابعاد وجودي (روحي و جسمي، فردي و اجتماعي، دنيايي و آخرتي) شناخته، بر نيازهاي او در مسير تكامل آگاه باشد.
ب. كلية اصول و قوانيني را كه نيازهاي واقعي بشر را به بهترين وجه و از نزديك ترين راه تأمين و نهادهاي انساني را در وي شكوفا مي سازد، بشناسد.
ج. در تبيين اهداف و ترسيم راه ها و تدوين برنامه ها و تنظيم قوانين، از هواها و هوس ها و ترس ها وارسته بوده، فقط به مصالح انسان بينديشد، و حقيقت اين است كه دانش بشري در طول تاريخ، حتي اكنون كه در اوج شكوفايي به سرمي برد، از شناخت انسان و مناسبات اجتماعي او ناتوان است؛ به طوري كه آلكسيس كارل در كتاب معروف خود، انسان، موجود ناشناخته مي گويد:
حقيقت اين كه انسان، مجموعه اي پيچيده، مبهم و غيرقابل تفكيك است كه نمي توان آن را به آساني شناخت و هنوز روش هايي كه بتواند او را در اجزا و در مجموعه و در عين حال در روابطش با محيط خارج بشناسد، در دست نيست.... هنوز نكات پرارزش و مهمي در تاريكي است و كالبدشناسي، شيمي، فيزيولوژي، روان شناسي، علم تربيت، تاريخ، جامعه شناسي، اقتصاد و رشته هاي ديگر نمي توانند به كنه وجود آدمي برسند؛ بنابراين، انساني كه متخصصان هر رشته از اين علوم مي شناسند نيز واقعي نيست؛ بلكه شبحي ساخته و پرداخته تكنيك هاي همان علم است.48
به فرض، اگر روزي فرا رسد كه دست تواناي علم، تمام رازهاي وجود انسان را بگشايد و اين معماي دشوار را حل، و افزون بر اين، آن چه را كه اين موجود پيچيده در سير تكاملي خود بدان نيازمند است، درك كند، باز هم انديشه و علم بشري نمي تواند به تنهايي رسالت تكامل انسان را به عهده گيرد؛ زيرا اين انسان ها هستند كه برنامه و نظام هاي اجتماعي انسان را تدوين مي كنند و انسان به طور طبيعي، تحت تأثير تمايلات و سودجويي هاي شخصي، گروهي، ملي و طبقاتي خود قرار دارد.

منتسكيو، حقوق دان فرانسوي در اين زمينه مي نويسد:

هر قانون گذاري، در تأسيس قانون، نظر خود را دخالت مي دهد؛ به اين علت كه داراي عواطف و افكار مخصوصي است؛49
نتيجه اين كه دانش بشري، اگرچه در مسائل علوم تجربي و ساختن تمدن ماد ي بسيار موفق بوده؛ اما در شناخت انسان و ساختن تمدن انساني و طر احي نظام هاي اجتماعي در خور شأن انسان، پيشرفت چنداني نداشته است؛ پس براي حل اين مشكل بايد سراغ منبع ديگري غير از دانش بشري بود.

ژان ژاك روسو در تبيين ويژگي هاي آن منبع سخن زيبايي دارد:

براي كشف بهترين قوانين كه براي ملت ها مفيد باشد، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسان را ببيند؛ ولي خود، هيچ حس نكند. با طبيعت رابطه اي نداشته باشد؛ ولي كاملاً آن را بشناسد. سعادت او مربوط به ما نباشد؛ ولي حاضر باشد به سعادت ما كمك كند...50
و بايد خاضعانه اعتراف كنيم كه عقل كل واجد تمام اين شرايط، كسي جز آفريدگار جهان نيست؛ زيرا او انسان را آفريده؛ پس بهتر از هر كس ديگر، آفريده خود را مي شناسد:
وَلَقَد خَلَقنَا الا نسَانَ وَنَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِهِ نَفسُهُ،51

و اوست كه به تمام اصول تكامل انسان آگاه است:

اًِنَّ اَ بِكُلٍّ شَيءٍ عَلِيمٌ،52
و فقط او است كه هيچ گونه ترس، هوا و هوس در موردش معنا ندارد؛ چرا كه بي نياز مطلق است:
اًِن تَكفُرُوا أَنتُم وَمَن فِي الا رضِ جَمِيعاً فَاًِنَّ اَ لَغَنِيُّ حَمِيدٌ؛53
بنابراين، يگانه منبعي كه مي تواند براي انسان برنامه تكامل و براي جامعة انساني نظام هاي عادلانة اجتماعي تدوين كند و اصول و پايه هاي آن ها را آموزش دهد، خداوند است.
اين بخش از نوشتار را با كلام زيبايي از فيلسوف بزرگ شرق ابوعلي سينا به پايان مي رسانم. او در برهان لزوم بعثت انبيا مي گويد:
انسان داراي زندگي اجتماعي است و از وضع قوانيني كه بتواند زندگي اجتماعي، بلكه فردي اش را بر اساس عدالت سامان دهد و او را به سعادت شايستة خود برساند، ناتوان است؛ پس بر خداوند لازم است كه به مقتضاي حكمتش انسان را در اين زمينه هدايت كند.54

پى ‏نوشتها :

. 1 حديد (57): 25.
. 2 ابونصر فارابي: سياست مدينه، سيدجعفر سجادي، انجمن فلسفه ايران، تهران، 1358، ص 163 به بعد.
. 3 ابن سينا: الشفأ الالهيات، ص 441 به بعد.
. 4 شهاب الدين سهروردي: التلويحات، مجموعة مصنفات شيخ اشراق، ج 1، ص 95.
. 5 ملاصدرا: الشواهدالربوبيه، مركز نشر دانشگاهي، تهران، 1360، ص 395 به بعد.
. 6 محمدحسين طباطبايي: الميزان في تفسيرالقرآن، مؤ سسه اعلمي، ج 2، ص 114.
. 7 مرتضي مطهري: مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج 4، ص 349 - 351.
. 8 محمد محمدي ري شهري: فلسفه وحي و نبوت، ص 38.
. 9 همان، ص 43.
.10 همان، ص 46.
.11 ق (50): 16.
.12 عنكبوت (29): 62.
.13 ابراهيم (14): 8.
.14 ابن سينا: الشفأ الهيات، انتشارات بيدار، ص 557.

نويسنده: سيد عباس موسويان
منبع: كتابدين و اقتصاد







لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 5:55 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET