كلیشه های عامه پسند نشان می دهد كه طبقات مختلف اجتماعی انواع متفاوتی از هنر را مصرف می كنند. فرهیختگان به تماشای هنرهای تجسمی در موزه ها می روند و موسیقی كلاسیك سمفونیك گوش می دهند. آدم های كم فرهنگ تلویزیون تماشا می كنند و از رادیو به موسیقی عامه پسند گوش می دهند. در این بین، چنان كه لاینزِ (1954) می گوید: طبقه ای با سواد متوسط وجود دارد. مطابق آن چه در واژه نامه ی من American Heritage آمده، بافرهنگ «كسی است كه آموخته ها یا فرهنگ فراوانی دارد یا متأثر از این موارد است»، در حالی كه بی فرهنگ «فردی است كه سلیقه هایش شكل نگرفته است». مسلماً هیچ كس نمی خواهد تظاهر كند كه سلیقه اش شكل نگرفته است ! صرفاً افرادی كه سطح بالایی از دانش را دارند، می توانند هنرهای متعالی را درك كنند و این افراد در میان طبقات بالاتر اجتماع دیده می شوند. این اظهارنظر مرتبط با ریشه ی اصطلاح بافرهنگ است. (لواین، 2ـ121:1988).
ریشه های اصطلاحاتی كه سلیقه ها را تشریح می كنند، به اندازه ی كافی گویا است. توصیف بافرهنگ / بی فرهنگ براساس ایده ی قرن نوزدهمی جمجمه شناسی قرار دارد كه این نگره را اشاعه داده كه ظرفیت های ذهنی افراد با شكل جمجمه هایشان مشخص می شود. با فرهنگ ها پیشانی بلندی دارند (مثل ویلیام شكسپیر) و این موضوع نشان داده كه قشر مخ آن ها به خوبی تكامل یافته است. به عبارت دیگر، آنان باهوش اند. به همین ترتیب، بی فرهنگ ها پیشانی تخت یا پس رفته ای دارند (مانند میمون ها) و ابله اند. در این تفكر كه طبقات برتر باهوش تر از طبقات فرودست اند، نوعی داروین گرایی اجتماعی به چشم می خورد كه البته امروزه بی اعتبار شده است ولی این طرح طبقه بندی همچنان برجای مانده است. در همین راستا، اصطلاح «هنرستیز» به فردی اشاره دارد كه نسبت به فرهنگ و هنر با دشمنی یا بی تفاوتی روبه رو می شود و هیچ دركی از آن ها ندارد». هنرستیزها دشمنان قوم باستانی بنی اسرائیل بودند و این نشان می دهد كه تفاوت ما با آن ها در سلیقه است (رك: تصویر).
در جامعه ی معاصر، كلیشه های مصرف هنر دقیق تر از الگوهای واقعی شان ترسیم شده اند (دی ماجیو، a 1987). 8 با وجود این، مطالعات تجربی همواره پیوندهایی میان طبقه ی اجتماعی و الگوهای مصرف هنر یافته اند (مثلاً دی ماجیو و اوسیم، 1978). چنان كه دی ماجیو و آسترُوِر (755:1990) می نویسند، جامعه شناسان برای توضیح این یافته «نگره ی مشاركت فرهنگی را ارائه داده اند كه سلیقه و مصرف هنری را وسیله ای برای تثبیت عضویت اجتماعی و ایجاد و حفظ شبكه های اجتماعی می داند كه دسترسی به كالاهای مادی و نمادین را میسر می سازد» (دی ماجیو، 1987؛ همچنین رك: بوردو، 1984؛ كالینز، 1979؛ داگلاس و آیشِروود، 1979).

نويسنده: ویكتوریا د. الكساندر
مترجم: علی عامری مهابادی







لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 5:55 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET