بوردو (1984) نگره ی تمایز را فرمول بندی كرد. وی می گوید همان طور كه گروه های اجتماعی از حیث میزان سرمایه ی اقتصادی تحت كنترل خود تفاوت دارند، از حیث میزان سرمایه ی فرهنگی نیز متفاوت اند. سرمایه ی فرهنگی وجهی است كه بر مبنای سلیقه مبادله می شود و درواقع، دانش پیرامون هنر و فرهنگ متعالی، فرهیختگی، دانسته های فراوان، درك به طوركلی و سخن عالمانه گفتن را دربرمی گیرد. نخبگان جامعه می توانند این سرمایه را برای انجام دو كار مورد استفاده قرار دهند: نخست، مرزی نامرئی میان خود و طبقات پایین تر ایجاد كنند و دوم، تمایزهای طبقاتی را به صورت میان نسلی تداوم دهند.
آن ها نخست می توانند این كار را با شناسایی دیگر اعضای طبقات فرادست و از طریق سلیقه شان انجام دهند. دوم، به دلیل قرار داشتن در موضع قدرت می توانند دست به این كار بزنند و نهادهای دیگری مثلاً نظام های مدرسه ای مورد علاقه خود را بسازند. شاید افرادی با پیشینه ی فقر از طریق تحصیلات پیشرفت كنند و این تردید پدید آید كه جامعه بدون تبعیض و آزاد است، امّا اوضاع به نفع فرزندانی با سطوح بالاتر سرمایه ی فرهنگی است؛ یعنی فرزندان كسانی كه قبلاً جایگاه های برتر را در جامعه اشغال می كنند. (رك: دی ماجیو، 1982، پ؛ بوردو و پَسرِتن، 1977)
بوردو نشان می دهد كه میان سلیقه های مردم تفاوت هایی بر اساس طبقه ی اجتماعی شان وجود دارد. مثلاً وقتی می پرسیم مردم كدام یك از سه قطعه ی موسیقی را ترجیح می دهند، پاسخ دهندگان طبقه ی مرفه كلاویه ی خوش آهنگ باخ، طبقه ی متوسط راپسودی در بلو اثر گِرشوین و طبقه ی كارگر دانوب آبی ساخته ی اشتراوس را ترجیح می دهند. از این گذشته، پاسخ دهندگان برای نظرسنجی در مورد اشیائی كه سوژه های مناسبی برای عكس های زیبا هستند، اشیاء مختلفی را (بر مبنای فهرستی كه بوردو تهیه كرده ) برمی گزینند. پاسخ دهندگان طبقه ی كارگر موضوع های معمولی همچون «منظره ی غروب» را انتخاب می كنند، در حالی كه پاسخ دهندگان طبقه ی فرادست از احساسات گرایی موضوع های قراردادی می پرهیزند و اُبژه های چالش برانگیزتری مثلاً «كلم» یا «تصادف اتومبیل» را برمی گزینند یا اظهار می كنند كه هر اُبژه ای می تواند تبدیل به عكس زیبا شود. بوردو نشان داد كه به طوركلی دانش مردم در مورد هنر نیز مرتبط با سلیقه و طبقه ی اجتماعی است. هر چه طبقه ی اجتماعی پاسخ دهنده برتر باشد، احتمالش بیش تر است كه وی دوازده آهنگ ساز موسیقی كلاسیك یا بیش تر را بشناسد و اظهار كند كه «نقاشی انتزاعی به اندازه ی مكاتب كلاسیك برایم جالب است». طبقات مختلف اجتماعی به شیوه های بسیار متفاوتی درباره ی هنر سخن گفته اند:
محروم ترین طبقه ی اجتماعی از نظر فرهنگی در مواجهه با عكس دست های یك پیرزن كم وبیش احساسات عادی یا اخلاقی خود را بیان كردند، امّا هرگز داوری زیبایی شناختی خاصی (جز نمونه ای با نظر منفی ) ارائه ندادند: «اوه، دست هاش بدجوری از ریخت افتاده !... چه روش خنده داریه برای عكس گرفتن. لابد این پیرزن سخت كار می كنه، انگار آرترز (ورم مفاصل ) داره... من واقعاً از دیدن دست های این پیرزن متأسف می شم. انگار همه جاشون قلنبه شده» (كارگر یدی، پاریس ). در میان طبقه ی مرفه، تمجید از فضایل اخلاقی بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت («دست های فرسوده از كار شاق»)؛ گاهی با احساسات عامیانه همراه شد («پیرزن بیچاره ! لابد دست هاش خیلی آزارش می ده. این عكس واقعاً احساس درد رو منتقل می كنه»)؛ و گاهی توجه نسبت به كیفیت زیبایی شناختی مطرح می شود... «این من را یاد تابلویی می اندازه كه در نمایشگاه نقاشی های اسپانیایی دیدم؛ راهبی با دست هایی كه مقابل خودش قلاب كرده بود و انگشتان از شكل افتاده» (تكنسین، پاریس ).... در سطوح بالاتر سلسله مراتب اجتماعی، اظهارنظرها به نحو فزاینده ای انتزاعی شد. دست ها، كارگری و سالخوردگی در حكم تمثیل ها یا نمادهایی كاركرد یافت كه زمینه ای برای تأملات كلی درباره ی مسائل عمومی فراهم آورد... ارجاعات زیبایی شناختی به نقاشی، مجسمه سازی و ادبیات بیش تر، متنوع تر و ظریف تر می شود و به بی طرفی یا فاصله ای می كشد كه گفتمان بورژوایی نسبت به دنیای اجتماعی می طلبد و اعمال می كند. «به گمانم این عكس خیلی زیباست. نماد كار شاق و پرزحمته... من رو به یاد پیرزن مستخدم فلوبر می اندازه... ژست این زن بسیار متواضعانه ست... وحشتناك اینه كه كار و فقر تا این حد باعث تغییر شكل می شه» (مهندس، پاریس ). (صص 45ـ44)
بوردو سرمایه ی فرهنگی را با مفهوم ملكه ی ذهن 9 مرتبط می سازد كه شكلی درون فردی از موقعیت طبقاتی و موقعیت سازی هایی است كه دربر می گیرد (ص 101). به عبارت دیگر، همان روش تفكر آدم ها است. او می گوید وقتی كودكان اجتماعی می شوند، روش های مشخصی از تفكر، دیدگاه جهانی یا ملكه ی ذهن را بر اساس جایگاه طبقاتی خود توسعه می دهند. آنان به این حالت جنبه ی درونی می دهند، در نتیجه شیوه ای از تفكر را در سراسر زندگی شان دنبال می كنند كه صرف نظر از فرجام آن، به اصالت اجتماعی شان پشت پا می زند.

كتاب: هنر و مرزهای اجتماعی
نام نويسنده: ویكتوریا د. الكساندر
نام مترجم: علی عامری مهابادی







لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 5:55 AM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET