الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی-بخش نخست

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | شنبه 15 اسفند 1388  ساعت 3:31 PM |  

 

چكيده

در اين مقاله اثبات مي‌شود كه در جامعه اسلامي؛ يعني جامعه‌اي كه اكثر افراد آن به مباني بينشي و ارزشي اسلام اعتقاد دارند و حقوق و اخلاق اسلامي در آن پياده شده است، الگوي مصرف جامعه به‌گونه‌اي است كه وجوه قابل سرمايه‌گذاری افزايش يافته و سرماية لازم جهت تحقق رشد و توسعه فراهم می‌آيد. بر اين اساس بهترين راهبرد رشد و توسعه آن است كه در جهت تحقق جامعه اسلامي و نهادينه‌كردن فرهنگ مصرف و تخصيص درآمد اسلامي سياست‌گذاري کنيم.

برای اثبات اين مطلب، پس از تعریف جامعه اسلامی، ابتدا روش استخراج الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی و سپس مبانی خرد الگوی مصرف کلان در این جامعه تبیین گشته و براساس آن الگوی مصرف کلان استخراج و در پایان نیز نتایج تثبیت این الگو در جامعه بررسی گشته است.

واژگان کلیدی: الگوی مصرف، مصرف کلان، تخصیص درآمد.

 

مقدمه

الگوی مصرف کلان در اقتصاد، اهمیّت ویژه‌ای دارد. هم از این‌رو که مخارج مصرفي در درآمد ملّي دارای سهم بزرگي است و هم از این جهت که آن بخش از درآمد ملّی که مصرف نمی‌شود، سرانجام پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خواهد شد؛ در نتیجه، مطالعه الگوی مصرف کلان به‌صورت غیرمستقیم، مطالعه سرمایه‌گذاری کلّ و رشد اقتصادی نیز هست.

هدف این مقاله تبیین الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی و اثبات این مطلب است که اگر الگوی مصرف جامعه را به سوی الگوی مطلوب اسلامی هدایت کنیم، وجوه قابل سرمایه‌گذاری افزایش یافته، سرمایه لازم جهت تحقق رشد و توسعه فراهم می‌آید؛ در نتیجه، تثبيت الگوي مصرف اسلامي در جامعه، براي كشورهاي در حال توسعه كه به كمبود سرمايه دچارند، یگانه راه گریز از فقر است. بدین منظور پس از تعریف جامعه اسلامی، ابتدا روش استخراج الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی را بیان؛ سپس مبانی خرد الگوی مصرف کلان را در این جامعه تبیین، و براساس آن الگوی مصرف کلان را استخراج می‌کنیم. در پایان نیز نتایج تثبیت این الگو در جامعه را بررسی خواهیم کرد.

تعریف جامعه اسلامی

 جامعه اسلامی جامعه‌ای است که غالب افراد آن به مباني بينشي و ارزشي اسلام اعتقاد دارند؛ حقوق اسلامي (احکام الزامی که دارای ضمانت اجرای دولتی است) در آن اجرا مي‌شود؛ غالب افراد از جهت رفتاري، عُقلايي عمل مي‌كنند. رفتار عُقلايي، رفتاري سازگار در جهت هدف است و براي مسلمان كه هدفش دستيابي به حداكثر سرجمع لذت‌هاي دنيايي و آخرتي (سعادت دنيا و آخرت) است، رفتار سازگار، رفتاري است كه مطابق دستورهاي شريعت باشد. بر این اساس، افزون بر حقوق اسلامی، آن دسته از احکامی که تحت عنوان اخلاق اسلامی دسته‌بندی می‌شوند (احکام الزامی که دارای ضمانت اجرای دولتی نیستند و احکام غیر الزامی) به‌وسیله اکثر افراد در این جامعه رعایت می‌شود.

روش استخراج و اثبات الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی

در اقتصاد کلان متعارف همه نظريه‌هاي اساسي درباره تابع مصرف کلان، از يك فرض درباره رفتار مصرفي فرد استنتاج شده است؛ براي نمونه، كينز با اين فرض روان‌شناسي آغاز مي‌كند كه «اشخاص وقتي درآمدشان زياد مي‌شود، به‌طور متوسط مصرف خود را افزايش مي‌دهند؛ ولي نه به قدر ازدياد درآمدشان...» (تفضلی، 1376: ص 85).

نتيجه اين فرض آن است كه همواره ميل نهايي به مصرف (MPC) كوچك‌تر از ميل متوسط به مصرف (APC) است.

نظريه‌هايي كه پس از كينز براي توجيه نتايج مطالعات تجربي كوزنتس ارائه شد نيز همگي با يك فرض يا چند فرض درباره رفتار مصرفي فرد آغاز مي‌شود. نظريه‌پرداز‌اني همچون آندو ـ موديگلياني، فريدمن و دوزنبري، براي توجيه نتايج مطالعات تجربي كوزنتس نظريه‌هايي ارائه كردند که بر فرض يا فرض‌هايي درباره رفتار مصرف‌‌كننده مبتني بود. به‌طور خلاصه در اقتصاد کلان متعارف برای ساختن الگوی مصرف کلان مراحل ذیل پیموده می‌شود:

1. گزينش فرض يا فرض‌هايي درباره رفتار مصرف‌كننده؛

2. استنتاج منطقي از فروض پيشين؛

3. تعمیم نتایج خُرد و دستیابی به نتایج کلان درباره مصرف؛

4. تبدیل نتایج کلان به معادله‌های قابل آزمون به روش‌های اقتصاد سنجی؛

5. آزمون نتایج با استفاده از داده‌های آماری.

در مورد اين‌كه فرض‌ها چگونه بايد گزينش شوند و آيا لازم است با واقعيت خارجي تطابق داشته باشند و همچنين در مورد چگونگي استنتاج‌های کلان از نتایج خُرد و آزمون نتايج و اين‌كه نظريه چه وقت ردّ مي‌شود، اختلاف‌هاي بسياري بين روش‌شناسان اقتصادی وجود دارد که مجال بحث از آن‌ها نیست.

 هدف ما در این بخش آن است که روش استخراج الگوی مصرف کلان در جامعه اسلامی و روش اثبات یا ردّ الگوی مزبور و فرق آن با روش علم اقتصاد کلان متعارف در ساخت و اثبات الگوی مصرف کلان در جامعه عینی را بیان کنیم. به‌صورت خلاصه سه فرق اساسی بین روش ما با روش اقتصاد کلان متعارف وجود دارد:

 در این روش، فروض مدل از آموزه‌های اسلامی که از آیات و روایات استنباط شده است، اتخاذ می‌شود؛ زیرا هدف ‌ما تحليل رفتار مصرفي جامعة اسلامي مفروض است؛ يعني جامعه‌اي كه فرض می‌شود اکثر افراد آن براساس آموزه‌هاي اسلامي تربيت يافته‌اند و به انجام واجبات و مستحبات مالي و ترك محرمات و مكروهات مالي‌ مقيدند.

 نتایج خرد به همان صورتی که هستند، به سطح کلان تعمیم داده نمی‌شوند؛ بلکه برای تعمیم نتایج خُرد و دستیابی به نتایج کلان از استدلال عقلی استفاده خواهیم کرد. بدین ترتیب ممکن است نتایج خُرد با کمی تعدیل و تغییر به سطح کلان تعمیم یابد.

 چون این الگو به منظور تحلیل رفتار مصرفی جامعه اسلامی مفروض ساخته می‌شود، نه تحلیل رفتار مصرفی جامعه عینی، منطقی نیست برای اثبات یا ردّ آن به روش‌های اقتصادسنجی و داده‌های تجربی جامعه عینی متوسل شویم؛ بلکه برای اثبات یا ردّ چنین الگویی باید مراحل چهارگانه ذیل را مورد بازبینی و مداقّه قرار دهیم:

أ. استنباط آموزه‌های اسلامی مرتبط، از آیات و روایات، به روش اجتهادی مرسوم؛

ب. أخذ فروض از آموزه‌های اسلامی؛

ج. استنتاج منطقی از فروض به روش قیاس؛

د. تعمیم نتایج از سطح خرد به سطح کلان.

اگر نتوان در این مراحل خدشه کرد، نتیجه به‌دست آمده درست است. در غیر این‌صورت باید در نتایج تجدیدنظر شود.

شایان ذکر است این الگو را می‌توان در جوامعی که تا حدودی شبیه جامعه اسلامی مفروض هستند، آزمون تجربی کرد؛ در این‌صورت اگر جواب آزمون مثبت باشد، نتیجه می‌گیریم که الگوی مصرف جامعه موجود شبیه الگوی مصرف جامعه اسلامی مفروض است و اگر جواب آزمون منفی باشد، دو احتمال وجود دارد: ممکن است در یکی از چهار مرحله استنباط الگو اشتباه کرده باشیم و ممکن است الگوی مصرف جامعه موجود با جامعه اسلامی مطلوب فاصله داشته باشد؛ بنابراین، اگر جواب آزمون تجربی منفی باشد، ابتدا باید احتمال اوّل را بررسی و مراحل چهارگانه پیشین را بازبینی کرد. اگر این مراحل درست انجام شده باشد و الگوی مصرف کلان در جامعه مطلوب اسلامی صحیح باشد. احتمال دوم متعین می‌شود و می‌توان نتیجه گرفت که الگوی مصرف در جامعه موجود با جامعه مطلوب اسلامی فاصله دارد. پس از این نتیجه‌گیری باید به مطالعه تفاوت‌های جامعه موجود با جامعه مطلوب اسلامی پرداخت و پس از آشکار شدن تفاوت‌ها در جهت حرکت به سوی جامعه مطلوب سیاستگذاری و برنامه‌ریزی کرد.

 

 

(0) نظرات

 

هنر مصرف صحيح كليد توسعه پايدار-بخش پاياني

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 3:32 AM |  

 

جمع بندي

واقعيت اين است كه هنر مصرف صحيح مقوله‌اي بسيار وسيع و گسترده است كه در حوزه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و همچنين در ابعاد مختلف زندگي مردم و بخش‌هاي اقتصادي و مديريتي عملياتي مي‌شود.

از اين رو بايد توجه داشت كه طيف وسيع و دامنه‌ي گسترده موضوع نبايست سبب شود تا با پيچيده كردن موضوع و گم شدن در مسيرهاي انحرافي، زمينه‌هاي اجراي آن از همان ابتدا از بين برود.

از سوي ديگر نيز بايد توجه كرد كه  موضوع هنر مصرف صحيح آنقدر محدود و كوچك نگردد تا جايي كه  آن‌را به حوزه‌هاي كوچك و جزيي تقليل داده و از ارزش و اهميت مسئله كاسته شود.

در هر صورت  لازمه اجراي اين سياست راهبردي، در گام اول شناخت موضوع و پي بردن به اهميت و جايگاه مصرف در توسعه اقتصادي و رفاه عمومي است. هنر مصرف صحيح به معناي مصرف‌نكردن نيست بلكه بهينه‌شدن مصرف با لحاظ مجموع شرايط و توانمندي‌هاي اقتصادي كشور است .

از منظر ادبيات اقتصادي، مصرف بالا و در عين حال اقتصادي و درست لازمه توسعه و رشد اقتصادي است. بدون مصرف، بخش‌هاي توليد و عرضه كالا و خدمات موضوعيت و حيات ندارد و با ضعف توليد بيكاري و فقر دامنگير كشور مي‌شود. بنابراين در كنار تشويق توليد بايد بازاريابي و زمينه‌هاي مصرف كالاهاي توليد شده را نيز تشويق كرد.

البته بايد توجه كرد كه توليد نيز بايد اقتصادي و منطقي باشد. توليد منطقي و اقتصادي، بازار مصرف خود را نيز پيدا مي‌كند. بنابراين الزام اول، درك اين واقعيت است كه هنر مصرف صحيح در خلأ و بدون توجه به توليد و عرضه صورت نمي‌گيرد؛ چه‌بسا در برخي بخش‌ها با هدف كمك به اقتصاد ملي بايد مصرف بيشتر را تشويق كرد .

اما بايد به اين واقعيت مهم نيز اعتراف كرد كه هزينه‌اي كه اقتصاد ملي بابت مصرف برخي كالاها و خدمات مي‌پردازد، بسيار زياد، غيرمتعارف و ناعادلانه است؛ هزينه‌اي كه نهايتا پرداخت‌كننده آن مردم هستند. در واقع ثروت كشور آگاهانه و ناآگاهانه به‌دليل ضعف مديريت مصرف به سرعت در حال از بين‌رفتن است؛

ثروتي كه بايد به سرمايه‌ پايدار كشور تبديل شود و با مديريت آن ارزش افزوده بالا براي نسل‌هاي كنوني و آينده كشور ايجاد كند. مصرف بهينه اين كالاها و خدمات از سوي مردم، هم به اقتصاد ملي در حال توسعه كمك مي‌كند و هم بسترساز رفاه عمومي از طريق ايجاد سازوكارهاي پايدار اقتصادي است .

بنابراين، هنر مصرف صحيح بايد از حوزه‌ها و بخش‌هايي آغاز شود كه داراي دو ويژگي مهم است: اول، مشمول يارانه كلان دولتي است و دوم مشمول قيمت‌گذاري دولتي است. در واقع، با هدفمند كردن يارانه‌ها و حذف قيمت‌گذاري دولتي، اقدام اساسي و اوليه براي بهينه‌سازي مصرف برداشته مي‌شود .

اين مهم با توجه به نهادينه شدن الگوها و رفتارهاي نادرست در اقتصاد ملي بسيار سخت، پرهزينه و زمان‌بر است .

در واقع اجراي اين سياست بايد در 2سطح مديريت كلان با بهره‌گيري از تمامي ابزارها و امكانات موجود به‌ويژه ساختارهاي قانوني موجود نظير سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و طرح هدفمند كردن يارانه‌ها با هدف تحول ساختار اقتصادي و همچنين سطح عمومي از طريق فرهنگ‌سازي و آموزش شيوه‌هاي مديريت اقتصاد خانواده مورد توجه قرار گيرد

واكنش و برخورد بخشي، سليقه‌اي و غيركارشناسي با مقوله هنر مصرف صحيح اين نگراني را افزايش داده كه اين مقوله از هدف و نيت واقعي خود منحرف شده و بيش از آنكه سرآغاز تحول بزرگ اقتصادي و فرهنگي در كشور شود، صرفا هزينه‌هاي كشور را بدون دربرداشتن نتايج واقعي افزايش دهد

البته افراط و تفريط همواره از آفت‌هاي اقتصاد ايران قلمداد مي‌شود. تسري اين مسئله به مقوله هنر مصرف صحيح نيز اين نگراني را دامن زده است كه عملا اين سياست راهبردي از به سرنوشت ديگر سياست‌هاي راهبردي كلان و توسعه‌اي كشور دچار گردد .

 

 

(0) نظرات

 

هنر مصرف صحيح كليد توسعه پايدار-بخش پنجم

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 3:31 AM |  

 

راه حلهاي اجرايي

از آنجا كه حركت‌هاي ساختاری جزو حركت‌هاي بلند مدت محسوب مي‌شوند رسيدن به يك هدف كلان نياز به هماهنگي سياست هاي چند ساله دارد لذا به اصلاح فرهنگ مصرف نيز باید به عنوان يك طرح ملي و دراز مدت نگاه كرد.

با این وجود به برخی راهكارهاي اجرايي هنر مصرف صحيح مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1.         اصلاح مكانيزم قيمت،

2.         فرهنگ سازي و اطلاع‌رساني صحيح،

3.         هدفمند كردن يارانه‌‌ها،

4.         ايجاد انضباط در بازارهاي پولي و سرمايه گذاري،

5.         ايجاد موازنه درآمدي

6.          افزايش بهره وري

7.         كاهش نرخ تورم

* اصلاح مكانيزم قيمت

مهمترين عاملي كه در هر اقتصادي نقش تعيين كننده براي توليد و مصرف آن دارد، مكانيزم قيمت است، در ايران با توجه به دولتي بودن اقتصاد از اين مكانيزم در عمل استفاده نمي شود.

در ديگر كشورها براي حمايت از افراد آسيب پذير در روند افزايش قيمت‌ها، به تقويت تامين اجتماعي در آنها پرداخته تا حدي كه بعضا به افرادي كه از توان تامين هزينه هاي آب و برق خود برخوردار نيستند كمك نقدي مي شود.

در واقع اصلاح نسبي قيمتها (آزادسازي قيمتها) يكي از عوامل مؤثر براي صرفه جويي است و اين در حالي است كه در ايران عكس اين اتفاق صورت گرفته و با ارزان كردن برخي كالا ها موجبات استفاده بيشتر و بي رويه آنها فراهم شده است.

* فرهنگ سازي و اطلاع رساني صحيح

اصلاح الگوی مصرف به ویژه در خانواده ها نیازمند زمانی طولانی است، چرا که این زمینه نیازمند فرهنگسازی و اطلاع رساني در همه ابعاد است، گرچه فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف یک شبه و با برنامه ریزی کوتاه مدت جواب نمی‌دهد و باید در این زمینه اهداف بلند مدت مدنظر کارشناسان و مسئولان قرار گیرد

بايد از همه ابزارهاي تبليغي و رسانه‌اي بهره گرفت تا عموم مردم را به خصوص از پايين ترين سطوح آموزشي در كشور متوجه اين امر ساخت.

دعوت مردم با بهره گيري از الگوي صحيح مصرف بايد توام با پاك كردن اين ذهنيت باشد كه الگوي مصرف برابر با صرفه جويي صرف نيست.

اين الگو بايد با كاهش ميزان مصرف، استفاده بهينه از منابع را نيز در پي داشته باشد.

اگر مردم هم آنقدر كه به پول ارزش مي دهند به آب و برق بها مي دادند و آنها را مانند از دست دادن پول تصور مي كردند،‌ به طور قطع الگوي مصرف تغيير مي يافت.

لذا بهترين ابزار براي اصلاح اين الگو آگاه‌سازي مردم و نيز فرهنگ سازي از طريق رسانه ها به خصوص صدا و سيما است.

 

* هدفمند كردن يارانه ها

تصور اينكه مردم كشور ما بزرگترين مصرف كننده نان در جهان هستند يا اينكه مصرف گاز ايران به اندازه كل مصرف اتحاديه اروپاست، بر این نکته تأکید می‌کند كه يكي از عوامل اسراف و روش نادرست مصرف وضع يارانه بر روي برخي كالاهاي استراتژيك يا حامل هاي انرژي است كه با اجراي صحيح طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها مي توان گام موثري در مسير بلند رسيدن به فرهنگ صحيح مصرف برداشت.

تلاش براي پايين نگه داشتن قيمتها توسط دولت سبب شده تا در چنين شرايطي ميزان مصرف كالا در كشور افزايش يابد و مردم عملا به زياد مصرف كردن عادت نمايند كه اين امر با هدفمند كردن يارانه ها مي تواند مرتفع شود چرا كه بيشترين حجم يارانه به اقشار ثروتمند جامعه تعلق مي گيرد.

در اين ميان كسي كه بايد مابه التفاوت قيمت فعلي و واقعي را در سير مصرف زياد مردم بپردازند دولت و تامين آن از محل بودجه است.

 

* ايجاد الگوي توليد، سرمايه گذاري و پس انداز

ايجاد انضباط در بازارهاي پول و سرمايه گذاري، الگوي مصرف را در اين راستا بهينه مي كند با توجه به افزايش قيمت نفت، هم به لحاظ ريالي و هم دلاري، تقاضاي موثر در جامعه وجود دارد، از سويي با وجود محدوديت در ظرفيتهاي توليد تعادل مورد انتظار بهم خورده و لذا در چنين شرايطي بهره گيري از استراتژي مشاركت مي تواند موثر باشد.

براي دستيابي به يك الگوي مصرف مناسب در وهله اول بايد بتوان الگوي توليد، سرمايه گذاري و پس انداز مناسب ايجاد كرد .

ايجاد توازن بين مصرف فعلي و آتي از ديگر الزامات در اين مسير است تا شكافهاي پديد آمده در الگوي مصرف رفع شده و از اسراف و تبذير و بي‌عدالتي جلوگيري شود.

 

* ايجاد موازنه درآمدي

از جمله عوامل ديگر موثر در تعيين الگوي مصرف هر كشور، سطح درآمد مردم آن است.

خانوارهاي پردرآمد عمدتا گرايش به پس انداز و سرمايه گذاري داشته و كمتر مصرف مي‌نمايند ولي در كشورهاي با درآمد پايين (مبتني بر معيارهاي جهاني)، مصرف در اين‌گونه كشورها بيشتر و سرمايه گذاري و پس‌انداز در آنها كمتر مي شود.

 

* كاهش نرخ تورم

نرخ تورم در ايران به نسبت ساير كشورهاي جهان بالا است كه اين مساله سبب مي شود تا مردم به سمت خريد برخي كالاها كه در قبال تورم حالت پوشش دهنده دارند (مانند طلا، دلار و ...) ترغيب شوند كه اين مساله در خصوص درآمدهاي بالاتر به سمت خريد زمين و مسكن ارزان گرايش مي‌يابد. لذا کاهش نرخ تورم می‌تواند به عنوان یکی از عوامل اصلاح الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد.

در چنين شرايطي با توجه به بالا بودن نرخ تورم، امكان رونق امور دلالي و واسطه گري فراهم شده كه بدون هرگونه تلاشي افراد از سود ناشي از مابه التفاوت قيمت خريد و فروش بهره مي برند. لذا کاهش نرخ تورم می‌تواند به عنوان یکی از عوامل اصلاح الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد.

 

* افزايش بهره وري

افزايش بهره‌وري نيروي كار و سرمايه و نيز برقراري ارتباطي منطقي بين تكنولوژي و نيروي كار مي‌تواند از اتلاف منابع عمومي و دولتي جلوگيري كند كه اين مهم ميسر نمي شود مگر با اجراي سياستهاي هماهنگ و همكاري دو جانبه بين مردم و دولت.

 

 

 

(1) نظرات

 

هنر مصرف صحيح كليد توسعه پايدار-بخش چهارم

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 3:30 AM |  

 

الزامات اصلاح الگوی مصرف

دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی نیازمند الزامات صحیح استفاده بهینه از منابع طبیعی و افزایش رشد و توسه پایدار نیز در گرو شناسایی و گزینش بهترین فرصت‌ها و امکانات به منظور تجهیز منابع مالی جامعه است. از سوي دیگر اصلاح در ابعاد مختلف به ویژه بعد اقتصادی به معنای بهتر شدن، حرکت کردن، شناسایی آسیب‌ها و رفع چالش‌ها در مسیر تکامل است.

جلوگيري از هدر دادن سرمایه ملی، برای بهبود و توسعه، مي‌طلبد تا از رهگذر اصلاح و بهبود امور و نقد و انتقادپذیری شرايط خود به منظور ارائه راهکارهای عملی تلاش نمود تا از شرايط اقتصادي حاكم بر جهان عبور و به شرايط تثبيت شاخص هاي اقتصادي و رشد و توسعه پایدار دست پيدا كرد.

از این رو، با عنایت به نامگذاری امسال تحت عنوان اصلاح الگوی مصرف توجه به موارد ذیل به منظور اصلاح الگوی مصرف قابل تامل است:

1.         تدوین برنامه‌علمی مدون، با استفاده از کارشناسان اقتصادی و صاحب‌نظران دانشگاهی و تدوین استراتژی هدفمند براي دستيابي به وضعیت مطلوب.

2.         بهره گيري از مدیریت مرحله‌اي در كنار مدیریت ساختار محور

3.         پرهيز از فضای سیاسی و دوری از هرگونه هیجان و التهاب کاذب در اجرا

4.         جایگزين نمودن فرهنگ علمی، عملي و خودباوری به جاي فرهنگ نقلی و شعارزدگي

5.         بهینه نمودن مصرف انرژی و پرهیز از هدر دادن منافع ملی با آموزش‌های لازم به آحاد جامعه

6.          تدوین برنامه تربیتی و آموزشی دقیق

7.         تعامل معقول با جهان خارج و بهره‌مندی از تجربیات کشورهای جنوب شرق آسیا نظیر، کره، مالزی و تا حدودی چین كه نمونه‌های مناسبی در اصلاح الگوي مصرف‌اند.

8.         نهادینه نمودن استراتژی الگوی مصرف بهینه در بين نخبگان

9.         رجوع به روش و منش فرهنگ اسلامی و ایرانی به منظور ایجاد وفاق ملی در میان نخبگان سیاسی

10.     ايجاد اصلاحات واقعی اقتصادی و اجتماعی براي تداوم رشد و توسعه بر اساس سند چشم‌انداز بیست ساله کشور

 

 

(0) نظرات

 

هنر مصرف صحيح كليد توسعه پايدار-بخش سوم

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 3:28 AM |  

 

ضرورتهاي  اصلاح الگوي مصرف

شرايط کنوني اقتصاد ايران باعث شده است تا مقوله مصرف و اصلاح روندهاي مصرف‌گرا به عنوان دغدغه اصلي کشور در مسیر رشد و توسعه محسوب گردد لذا ضروري است تا با وضعيت سنجي شرايط اقتصادي كشور،  اشكالات اقتصادي كشور مورد بررسي و راه كارهاي عبور از اين مشكلات مورد بازبيني قرار گيرد.

اشكالاتي كه برخي از آنان طي ساليان متمادي تداوم داشته تا جايي كه جزيي از هويت نظام اقتصادي ما را تشكيل داده و برخي نيز به دليل كم توجهي و عدم بررسي و حل اشكال از كانال و موضع صحيح خود تشديد شده و دل‌مشغولي‌هاي جدي‌تري را ايجاد كرده است.

لذا توجه به برخي اشكالات ساختاري نظام اقتصادي مي‌تواند ما را در شناخت الزامات و ارايه راه‌كارهاي مناسب هنر مصرف صحيح كمك نمايد كه به برخي از اين اشكالات اشاره مي شود:

  1. بزرگ‌بودن دولت.
  2. اقتصاد يارانه‌اي
  3. تورم ساختاري
  4. نرخ ارز و عدم توجه به تورم داخلي و تورم خارجي.
  5. فقدان نظام تامين اجتماعي مطلوب
  6. اختلال نظام قيمت‌ها
  7. منفعل بودن بخش خصوصي
  8. وابستگي اقتصاد به نفت
  9. ضعف رقابت‌پذيري در بازارهاي جهاني
  10. وجود انحصار در برخي بنگاه هاي اقتصادي
  11. فرهنگ مصرف گرایی

 

 

(0) نظرات