پژوهشگر و مدرس مراکز تربیت معلم
چکیده
دینی که با برخورداری از اصول و مبانی و اهداف عالی و دفاع از کرامت انسانی داعیه ی جهانی بودن خود از طریق نشستن بر دل ها و خاضع نمودن عقل ها را دارد؛ و در پی آن است تا افقی تازه و نو را فراروی بشریت باز کند، تا همگان را به سعادت و کمال انسانی برساند؛ بدیهی است مؤلفه هایی را برای مانایی و ماندگاری آن در نظر گرفته تا آن را از گردباد حوادث و آسیب های زمانه حفظ نماید.
این مقاله نگاهی است گذرا و درآمدی بر «مولفه های مانایی دین در نهضت عاشورا»، که در سه بخش به تحلیل و تبیین این موضوع خواهد پرداخت.
فرض ما در این نوشتار بر این است که نهضت عاشورا با داشتن این سه مؤلفه که عبارتند از: جهاد، شهادت و پیام، رمز و راز جاودانگی دین را با خود به همراه دارد.
جهاد در بینش دینی، برای دفاع از کرامت انسان واجب گردیده است. از این رو، بر اصولی استوار گشته که همه ی آن اصول بر مدار حق و حقیقت و عدالت می چرخد و با این میزان ارزیابی می شود. همچنان که شهادت در اسلام، گزینش مرگ سرخ همراه با شناخت و آگاهی، و بر مبنای آزادی و اختیار در مبارزه علیه موانع تکامل و هدایت انسان هاست، که مجاهد با منطق و شعور و بیداری، آن را برمی گزیند.
ادامه مطلب

آداب عزاداری امام حسین(علیه السلام)
1- سیاهپوشی :
از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
2- تسلیت گویی :
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد.(1)
* این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.
* امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد .(2)
ادامه مطلب

قیام الهی سيدالشهدا (ع) از منظرامام راحل
*سيدالشهدا (عليه السلام) ، با چند نفر از اصحاب،چند نفر از ارحامشان،از مخدراتشان قيام كردند. چون قيام لله بود اساس سلطنت آن خبيث را به هم شكستند. در صورت،ايشان كشته شدند،لكن اساس سلطنت را شكستند،اساس سلطنتي كه مي خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتي درآورد. (1)
*سيدالشهدا (عليه السلام) مذهب را بيمه كرد. با عمل خودش اسلام را بيمه كرد. (2)
*شخصيت عظيمي كه از عصاره ي وحي الهي تغذيه و در خاندان سيد رسل،محمد مصطفي (صلي الله عليه وآله وسلم) و سيد اولياء،علي مرتضي (عليه السلام) تربيت و در دامن صديقه ي طاهره (سلام الله عليها) بزرگ شده بود،قيام كرد و با فداكاري بي نظير و نهضت الهي خود،واقعه ي بزرگي را به وجود آورد كه كاخ ستمگران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد.(3)
*سيدالشهداء كه همه ي عمرش را و همه ي زندگيش را براي رفع منكر و جلوگيري از حكومت ظلم و جلوگيري از مفاسدي كه حكومت ها در دنيا ايجاد كردند،تمام عمرش را صرف اين كرد و تمام زندگيش را صرف اين كرد كه اين حكومت،حكومت جور،بسته شود و از بين برود؛معروف در كار باشد،منكرات از بين بروند. (4)
ادامه مطلب

تآملی درعزت حسینی و عظمت عاشورا
مفهوم عزت
واژه «عزت» و صفت «عزیز» در فرهنگ اسلامی معنای خاصی دارد که با آنچه در بین مردم متداول میباشد، متفاوت است . عز در اصل به مفهوم شدت، غلبه و توانایی است و عزت رفعت و قوت را میرساند . چنان چه عزیز از صفات الهی و اسماء حسنی میباشد; یعنی خدایی که بر همه چیز غالب است (1) و قاهر و غالبی که در هیچ شرایطی مقهور و مغلوب نمیگردد . (2) انسانی که از این خصلتبرخوردار است، با مناعت طبع و عزت نفسی که دارد، تن به امور ذلتآور نمیدهد . (3)
عزت در زبان فارسی به معنای سرافرازی، بزرگواری، کرامت انسانی، ارجمندی و شرافت و ضد ذلت است . همچنین کسی که دیگری را بسیار دوست دارد، میگوید: او عزیز من است . و آنچه مورد علاقه آدمی باشد، چنین حالتی دارد . اما در فرهنگ قرآن و عترت، عزیز به کسی میگویند که در زندگی شکستناپذیر است، بر تمامی قدرتها غلبه یافته و پیروزی را به دست آورده است; عزتمندی مردم یعنی آن که در برابر هر منطقی و هر حرکتی صلابت دارند و قوی هستند .
عزت در آدمی صفتی است قریب به حالت تکبر، که اولی پسندیده و دومی مذموم است; عزت، شناخت مرتبه راستین و واقعی هرکس و قراردادن خویشتن در جایگاهی است که باید قرار گیرد، و نیز ارج نهادن به چنین منزلتی که با اهتمام و گام نهادن در طریق فضیلتبه دست آمده است . اما تکبر، نوعی جهالت نسبتبه موقعیتخویش بوده و فردی که به چنین صفتی مبتلا میگردد، خود را در مقام برتر از دیگران قرار میدهد، بدون آن که شرایط، شایستگی و توانایی آن را داشته باشد . (4)
روایت کردهاند: یکی از جاهلان، خطاب به امام حسینعلیه السلام عرض کرد: در روش تو نوعی تکبر مشاهده میکنم؟ ! آن فروغ شهادت در پاسخ فرمود: «بل فی عزة; بلکه در وجود من عزت میباشد .» آنگاه امام این آیه را تلاوت فرمود: «فلله العزة و لرسوله و للمؤمنین» ; (5) عزت مختص خداوند، رسولش و مؤمنان است . (6)
پرتوی از عزت الهی
عزت از باب استعمال در معانی، به مفهوم غلبه، صعوبت، حمیت، غیرت و نفوذ ناپذیری به کار میرود . (7) از نظر قرآن، خداوند عزیز است; زیرا ذاتی است که هیچ چیزی بر او غالب نبوده و اوست که قاهر بر تمامی امور میباشد، و هر عزیزی در برابر قدرت الهی ذلیل میباشد، چرا که تمامی موجودات هستی، محتاج فیض الهی هستند و مالک چیزی برای خود نبودهاند مگر آن که پروردگار متعال به دلیل لطف و رحمتی که نسبتبه آنان اعمال نموده، بهرهای از عزت خویش را به آن موجودات تفویض نموده است . (8)
از آیه «من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا» (9) بر میآید که عزت، نزد خداوند است و هرکس طالب آن میباشد باید از او بخواهد; زیرا عزت راستین، ذات پاک اوست و هیچ موجودی بالذات چنین ویژگی را ندارد . در قرآن 92 بار از خداوند با صفت عزیز یاد شده است و بر این اساس، او شکستناپذیر مطلق میباشد; چنانچه در این کلام الهی میخوانیم: «و له الکبریاء فی السموات و الارض و هوالعزیز الحکیم» (10) ; در آسمانها و زمین، بزرگی از آن اوست و او خدایی شکستناپذیر و حکیم است .
قرآن مجید که مبدا و منشا صفات نیک و خصال پسندیده را آفریدگار متعال میداند، در این آیه و آیات متعدد دیگری به صراحت و با تاکید، قدرت و غلبه را از آن «الله» شمرده است . در آیات پایانی سوره حشر نیز عزت و عظمت و کبریایی پروردگار، با شکوه و بلاغتی تمام وصف گردیده است . انسان براساس سرشت ملکوتی، خواهان عزت است; اما گاهی به جای عزت به چیزی دست مییابد که عزت نیستبلکه ذلت است و همچنین گاهی به گروهها و افرادی مراجعه میکند که عزتی به دست آورد، در حالی که عزتی نزد آنان وجود ندارد که به وی دهند . قرآن به روشنی این موضوع را بیان میکند: «الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین ایبتغون عندهم العزة فان العزة لله جمیعا» (11)
ادامه مطلب

تأملی برآثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (علیه السلام)
«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزههاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .
گريه ، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمهاى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبيعى به ظهور مىرسد، و گاه ممكن است انگيزهاش هيجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى كه از ديدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنين گاهى هم گريه كردن حاكى از عقايد مذهبى انسان است با اين توصيف، از آنجايى كه گريه عملى طبيعى و اى بسا غير ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گيرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگيزههاى گريه مىباشد . چنانكه گفتهاند: «تو آنى كه در بند آنى».
در اينجا براى اينكه بدانيم گريه بر سيدالشهدا (ع) چگونه گريهاى است و چه تأثيرات و بركاتى مىتواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشارهاى به انواع گريه كنيم تا بعد از آن، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد.
1- گريه طفوليت: زندگانى انسان با گريه شروع مى شود كه همان گريه، نشانه سلامت و تندرستى نوزاد است، و در واقع گريه در آن زمان ، زبان طفل است .
2- گريه شوق: مانند گريه مادرى كه از ديدن فرزند گمشده خويش پس از چندين سال سرداده مىشود . و اين گريهاى است كه از روى هيجان و احياناً جهت سرور و شادى به انسان دست مىدهد.
3- گريه عاطفى و محبت: محبت از عواطف اصيل انسانى است كه با گريه انس ديرينه دارد . مثلاً محبت حقيقى به خداوند حسن آفرين است و براى قرب به او بايد اشك محبت ريخت.
ادامه مطلب