
منبع: راسخون
در طول تاریخ بشریت رخدادهای محدودی به چشم میخورد که گستره و شمولیت آن جهانی میشود. برخی از وقایع علاوه بر آنکه ماندگار میشوند، تاثیرات شگرفی بر افکار، باورها ورفتارهای بشریت میگذارند. در سال 61 هجری ماندگارترین حادثه عالم بشریت به وقوع پیوست. مردی از سلاله خاندان الهی، پا به میدان کارزار گذاشت و قیامی خونین رقم زد. قیامی که تا به امروز بیمانند است. این قیام در شرایطی رخ داد که ناسپاسیها و بدعهدیها، روی زمانه را سیاه کرده بود. در آن دوران چیزی به نام معرفت و بصیرت وجود نداشت و آمال دنیایی آنقدر رخنه در معیشت کرده بود که چشمها گویی از فرط تملق و دنیاپرستی نابینا شده بودند و کشتی نجات به تنهایی سفر کمال الهی را آغاز کرده بود. در مسیر این سیر الهی، اندک اندک پارسایان و زاهدان رخ نمایی کردند و به جایی رسید که اختر آسمان ولایت با 72 گوهر، رنگین و درخشان شد. اما براستی پیام این قیام چه بود و به چه خاطر سالک مسلک حق این هزارتوی مشقت را برگزید ؟
در پاسخ بدین سوال باید گفت در میدان نبرد دو گروه در برابر هم صف آرایی کرده بودند: گروه نخست، امویان و به بیان دیگر ناحقان بودند که برای حفظ میراث حکومت از هیچ اقدامی فروگذار ننمودند و کار را به جایی کشاندند که دردانه عالم خلقت را به شهادت رساندند. مشخصه بارز این گروه بدعت و نیرنگ و دروغ و تجمل پرستی بود. این گروه خود را پیرو حکومتی می دانستند که بطلان آن بر هیچ کس پوشیده نبود. اما در مقابل گروه دیگری قرار داشتند که پاکی و شجاعت و صلابت در ایمان و عمل مهمترین توشه میدان آنها بود. آنها به پشتوانه حقیقت آشکار عالم خلقت، برترین راه سعادت را بر برگزیدند و مسیر نیل به کمال الهی را کوتاه و کوتاه تر نمودند.
اما در راس این گروه ها فرماندهانی قرار داشتند که گویی از اصل و نسل راه آنها با یکدیگر تفاوت داشت. یزیدابن معاویه، فرمانده سپاه امویان و علمدار کفر و نفاق و جهل و زر و زور از یکسو و حسین ابن علی (ع) پرچمدار ایمان و صداقت و نورانیت و حقانیت از سوی دیگر قرار داشتند. یزید میخارهای بود که بدکارگی آن به گوش هر انسان حقیقت پرستی رسیده بود اما در مقابل امام حسین (ع) عابدی بود که کمتر پارسایی از اشتیاق تقرب الهی او بی خبر بود.
با اینکه در میدان نبرد، سپاه امویان چند صد برابر سپاه حسینیان بودند، اما در دل، چنان ترس و واهمه ای بر آن چیره گشته بود که گویی هیچگاه به نقشه شوم خود نخواهند رسید. اما سرانجام پس از رشادتهای بیشمار سپاه آسمانی امام حسین (ع) حادثه عاشورا به وقوع پیوست و ننگ این رخداد تا ابد بر پیشانی کوردلان و منحرفان اموی نقش بست.
در یک برآیند کلی اگر بخواهیم شاخصهای رسالت نهضت عاشورایی را بیان کنیم، نخست میتوان گفت پیروی از دین راستین اسلام، اولین هدف بزرگ این قیام بود. در آن دوران اسلام، آنقدر درگیر حواشی و انحرافها شده بود که انگار دین و طریقت جدیدی در آن سامان بدعت گذاشته شده بود. پس نخستین رسالتی که امام حسین (ع) بر خود واجب دید حفظ دین از اعوجاجها و انحراف بود.
در عصر کنونی نیز بدعت هایی در دین مبین اسلام وارد شده است که گویی ادامه دهنده مسیر منحرفان صدر اسلام است. امام خمینی (ره) در وصف اسلام آمریکایی که مشخصه بارز آن تفکر وهابیت است این چنین بیان می دارند: « مگر مسلمانان نميبينند که امروز مراکز وهابيت در جهان به کانونهاي فتنه و جاسوسي تبديل شدند که از يک طرف اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاّهاي کثيف درباري، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزههاي علمي و دانشگاهي، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنهها و در يک کلمه، اسلام آمريکايي را ترويج ميکنند و از طرف ديگر سر بر آستان سرور خويش، آمريکاي جهانخوار ميگذارند. » ( صحیفه امام، ج21، ص81 )
امر به معروف و نهی از منکر را می توان دومین رسالت قیام خونین عاشورادانست. از آنجا که حکومت علویان اصلیترین راه تثبیت قدرت را در اشاعه پلیدی و زشتیها میدانستند، لذا بایستی حرکتی نیروند در برابر این اقدامات منحرف قد علم میکرد ؛ این گونه بود که قیام عاشورا این وظیفه مهم و پایدار را برعهده گرفت.
پیامبر اکرم (ص) در باب اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند: « هرگاه امّت من از انجام امر به معروف و نهى از منكر سرپيچى كنند و آن را به يكديگر واگذار نمايند، گويا با خـداوند اعـلان جنگ داده اند.» (اصول کافی ج 5، ص 59، ح 13 )
سومین رسالت نهضت عاشورایی به نقل از فرمایشات امام حسین (ع) اصلاح امت پیامبر اعظم بود. امتی که بارها و بارها در طول تاریخ از خود لغزش نشان داد و اگر وجود راستین امامت نبود، شاید آنها خود مبدل به پایگاه ضد اسلام و ضد دین می شدند. خداوند متعال در سوره توبه آیه 12 می فرمایند : «با پیشوایان کفر، پیکار کنید؛ چرا که آنها پایبندی به پیمان ندارند».
بر اساس تعالیم آسمانی، آرمان والای انبیای الهی، برقراری جامعه ای سالم و عاری از مفاسد اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و در تعبیر قرآن، «حیات طیّبه» یا «زندگی پاک» است. امام حسین (ع) با بینش الهی و ژرف انگارانه خود نه تنها در جهت اصلاح امت عصر زمان خود قدم برداشت، بلکه با قیام عاشورا، این مهم را برای نسل های آینده نیز به ارمغان آورد.
دستاورد دیگر نهضت عاشورایی حق خواهی و سازش ناپذیری در برابر کفر و ظلم و نفاق می باشد. امام حسین (ع) فرمودند: « مرگ با عزت، زندگی جاوید است و زندگی با ذلّت و همراه با ظالمین چیزی جز مرگ نیست». (لهوف، ص ۱۳۸ ؛ مثیر الاحزان، ص ۴۴)
در دوران امام حسین (ع) مردم علاوه بر آنکه حق را نمیدانستند، حق را نمیخواستند و در نگاهشان حق دیگر عظمتی نداشت. امام حسین (ع) با خلق حماسه عاشورا این پیام را با خود به ارمغان آورد که مرگ در جستجوی حق وحقیقت بهتر از زندگی با انگاره ذلت و خفت است.
به بیان دیگر امام (ع) حیات ماندگار بشریت را توأمان با عزت می دانستند و اینگونه بود که این کلام نورانی را عرضه داشتند: « من از مرگ باکی ندارم؛ مرگ، راحتترین راه برای رسیدن به عزت است. مرگ در راه عزّت، زندگی جاودانه است و زندگی ذلتبار، مرگ بیحیات؛ مرا از مرگ میترسانی؟ چه گمان باطلی! همتم بالاتر از این است که از ترس مرگ، ظلم را تحمل کنم. جز این که مرا بکشید! مرحبا بر مرگ در راه خدا. ولی شما با کشتنم نمیتوانید شکوه و عزت و شرف مرا از بین ببرید، چه هراسی از مرگ »( توفيق أبوعلم در كتاب «أهل البيت» ص 448، مطبعه سعادت مصر، بنا بر نقل «ملحقات إحقاق الحقّ» ج 11، ص 601)
در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت، راز ماندگاری قیام عاشورا، عجین شدن حقایق با سرشت بشریت است. چرا که انسان همواره به دنبال یافتن حقیقت و واقعیت بوده و از آنجا که قیام خونین امام حسین (ع) سرشار از خیر و مصلحت جمعی و بشری بود، لذا این قیام تا ابد در تاریخ بشریت ماندگار شد. در عصر حاضر امام زمان (ع) با پرچمداری از راه و سیره امام حسین (ع) عدالت و حقیقت را جوهره اصلی جامعه بشریت دانسته و پس از ظهور اقدام به بسط و گسترش این مقوله خواهد نمود و بر تک تک شیعیان حقیقی آن امام واجب است از هر طریق ممکن بتوانند راه را بر اشاعه هر چه بیشتر عدالت و حقیقت هموار نموده و زمینه های ظهور صاحب عصر را مهیا نمایند.
ادامه مطلب

1- امامت امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) عرضه میدارد:«و صل علی الحسین بن علی امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (1)؛
«و بر حسین بن علی، امام مؤمنان، و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».
در این فقرات نیز سه عنوان برای امام حسین (علیه السلام) ذکر شده است؛
1- امام مؤمنان، 2- وارث علم انبیاء مرسل، 3- حجت پروردگار عالمیان
2- اخلاص در ولایت امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علیک، سلام... المخلصِ فی ولایتک» (2)؛
«سلام بر تو، سلام... کسی که در ولایت و دوستی تو خالص است».
امام حسین (علیه السلام) از جمله دوازده امامی است که از جانب خداوند متعال به امامت رسیده و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به امامت و وصایت او تصریح نموده است، و لذا بر عموم مسلمین خصوصاً دوستانش ولایت دارد، و بر ماست که بر ولایت او اخلاص داشته باشیم تا از برکات آن بهرهمند شویم؛ زیرا پذیرش ولایت آن بزرگوار در حقیقت به نفع خودمان میباشد.
3- امام حسین (علیه السلام)؛ مرجع دینی مردم
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«اشهد انّک... کنت... معدن الاحکام» (3)؛
«گواهی میدهم که تو... معدن حکمها بودی».
امام حسین (علیه السلام) کسی بود که از سرچشمهی علم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شهر علم او یعنی حضرت علی (علیه السلام) سیراب شده و در دامان آنان پرورش یافته بود و لذا مرجع دینی مردم به حساب میآمد. و نیز میراث علمی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که نزد پدرش حضرت علی (علیه السلام) بود و از او به برادرش امام حسن (علیه السلام) منتقل شد، بعد از شهادت او به امام حسین (علیه السلام) منتقل گشت.
4- حرمت امام حسین (علیه السلام) نزد خداوند متعال
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد امام حسین (علیه السلام) میفرمود:«السلام علیک، سلام العارف بحرمتک» (4)؛
«سلام بر تو، سلام آگاه به حرمت و احترامت».
امام حسین (علیه السلام) هم امام است و هم معصوم و هم دارای فضایل و مناقب بیشمار، از آن جمله رسیدن به مقام شهدا و شهید شهیدان، لذا بدین جهت دارای حرمت و احترام ویژه و خاصی نزد خداوند متعال است، و بر ماست که به حرمت او معرفت پیدا کرده و آن را پاس بداریم.
5- امامان از ذریهی امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:«السلام علی مَن الائمة من ذریته» (5)؛
«سلام بر کسی که امامان از فرزندان اوست».
مطابق روایتی که آمده از خصلتها و خصوصیات امام حسین (علیه السلام) که عوض شهادتش خداوند متعال به او عنایت کرده این که امامت از ذریهی امام حسن (علیه السلام) به ذریهی امام حسین (علیه السلام) منتقل شد و این کرامتی بس بزرگ است که منشأ آن شهادت و فداکاری آن حضرت بوده است.
6- امام حسین (علیه السلام) از اصحاب کساء
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:«السلام علی خامس اصحاب الکساء» (6)؛
«سلام بر پنجمین فرد از آل عبا».
آیهی «تطهیر» که دلالت بر طهارت و عصمت از گناه و سهو و اشتباه و نسیان دارد بر پنج تن آل عبا نازل شد که یکی از آنها حضرت امام حسین (علیه السلام) بوده است.
خداوند متعال میفرماید:
(إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً) (7)؛
«خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
7- امام حسین (علیه السلام)، سید شهدا
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که دربارهی امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علی شهید الشهداء» (8)؛
«سلام بر سید شهداء».
در طول تاریخ بشریت خیلیها در راه حق و حقیقت و پیاده شدن احکام الهی و مبارزهی با مستکبران به شهادت رسیده و جان خود را فدا کردند ولی کاری که امام حسین (علیه السلام) انجام داد هرگز قابل مقایسهی با دیگران نیست، و لذا هیچ روزی به مانند روز عاشورا نبوده و نخواهد بود، و بدین جهت است که او را سید و سرور شهیدان و شهید شهدا لقب دادهاند.
8- امام حسین (علیه السلام)، فریاد برآورندهی به حق و بیّنه
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«... و صدعت بالحق و البیّنة» (9)؛
«... و به حق و بیّنه فریاد برآوردی».
گاهی باطل چنان در جامعه گسترش مییابد که برای امر به معروف و نهی از منکر باید فریاد برآورد و با بیّنه و برهان مردم را به سوی حق دعوت نمود، همانگونه که امام حسین (علیه السلام) چنین نمود.
9- قیام امام حسین (علیه السلام) با اهل بیت و یاران، در راه حق
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«... فسرتَ فی اولادک و اهالیک و شیعتک و موالیک» (10)؛
«... و با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستانت به راه افتادی».
گاهی مصالح اقتضا میکند که انسان با اهل بیت و اولاد و شیعیان و موالی خود قیامی را شروع کند و آنان نیز در نهی از منکر و امر به معروفش شریک باشند و حتی خون آنها هم با خون خودشان در راه اهداف بلند اسلام مخلوط شود، همانگونه که امام حسین (علیه السلام) در قیام خود در صحرای کربلا چنین نمود.
10- تقرب به سوی خدا با محبت امام حسین (علیه السلام) و برائت از دشمنان او
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علیک، سلام... المتقربِ الی الله بمحبتک، البریء من اعدائک» (11)؛
«سلام بر تو، سلام کسی که... خواهان نزدیکی به خدا با محبت تو، و بیزار از دشمنانت میباشد».
تقرب به سوی خدا با محبت و دشمنی است، محبت به اولیای الهی از آن جمله امام حسین (علیه السلام) و بغض و دشمنی نسبت به دشمنان اولیای الهی از آن جمله قاتلان امام حسین (علیه السلام)، و دین هم جز حبّ و بغض حقیقی و به مورد نیست، و این حبّ و بغض است که انسان را پیرو محبوب حقیقی و مخالف افراد پست میکند.
11- شفا در تربت امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:«السلام علی من جُعِلَ الشفاء فی تربته» (12)؛
«سلام بر کسی که خداوند شفا را در تربت او قرار داد».
در روایات آمده که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) سه امتیاز به او داد که به دیگران نداده است؛ یکی آنکه شفا را در تربتش قرار داده، و لذا هرگاه مریضی از آن به اندازهی یک نخود به نیّت شفا بخورد به اذن خداوند متعال اگر صلاح باشد شفا پیدا میکند.
12- اجابت دعا زیر گنبد امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:«السلام علی من الاجابة تحت قبّته» (13)؛
«سلام بر کسی که اجابت دعا در زیر گنبد اوست».
در روایت آمده که خداوند متعال عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) به او سه خصلت داده است؛ یکی از آنها اجابت دعا زیر قبّهی ایشان است، اگر مصلحت باشد. و ممکن است که معنای حدیث این باشد که هر دعایی هر جای عالم میشود و صلاح است که به اجابت برسد زیر قبهی امام حسین (علیه السلام) به هدف اجابت نایل میگردد.
13- برپایی عزا در سوگ امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«و اختلفت جنود الملائکة المقربین، تُعَزِّی اباک امیرالمؤمنین و اقیمتْ لک المآتم فی اعلی علّیین» (14)؛
«فرشتگان مقرب برای سوگواری و تسلیت گفتن به پدرت امیرمؤمنان نزد او میرفتند و در اعلی علّیین برایت مجلس عزا و ماتم برپا شد».
از آداب دعا، تعزیت گفتن به صاحبان آن و برپایی مراسم عزاداری است، همان کاری که بین مردم مرسوم بوده و حتی صحابه آن را در سوگ امواتشان انجام میدادند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به آن تشویق کرده است. کاری که ملائکهی آسمان در اعلی علّیین برای امام حسین (علیه السلام) انجام دادند.
14- شکسته شدن دل در مصیبت امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که دربارهی امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علیک... سلام من قلبه بمصابک مقروح» (15)؛
«سلام بر تو... سلام کسی که قلبش در مصیبت تو مجروح است».
کاری که امام حسین (علیه السلام) کرد و جانفشانی که او با اهل بیتش در راه خدا و دینش نمود، دل هر انسانی را جریحهدار میکند گرچه مسلمان هم نباشد. و لذا مشاهده میکنیم که بسیاری از افراد غیر مسلمان هستند که وقتی واقعه و حوادث کربلا را میشنوند متأثر شده و دلشان شکسته و قلبشان جریحهدار میگردد.
15- گریه در ذکر امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که دربارهی امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علیک... سلام من... دَمْعُهُ عند ذکرک مسفوح» (16)؛
«سلام بر تو... سلام کسی که... اشکهایش هنگام ذکر [مصیبت تو] ریزان است».
گریه ناشی از سوز دل و شکستن و جریحهدار شدن آن است. گریه در سوگ اولیا و جانفشانی آنها نه تنها تأثیر منفی روانی نداشته و حالت افسردگی ایجاد نمیکند بلکه میتواند حالت معنوی عجیبی در روح و روان انسان داشته باشد، و قلب زنگار دیدهی انسان گناهکار را شستشو دهد.
16- همهی عالم گریان در سوگ امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که دربارهی مصیبت امام حسین (علیه السلام) میفرماید:«بکت السماء و سکّانها و الجنان و خزّانها و الهِضاب و اقطارها، و البحار و حیتانها، و الجنان و وِلدانها و البیت و المقام، و المشعر الحرام، و الحلّ و الحرام» (17)؛
«آسمان و ساکنانش، و بهشت و خزینه دارانش، و کوههای گسترده بر روی زمین و کرانههایش، و دریاها و ماهیانش، و جنّیان و فرزندانشان، و خانهی خدا و مقام ابراهیم، و مشعر الحرام، و حلّ و احرام، بر او گریستند».
کاری که امام حسین (علیه السلام) انجام داد دوست و دشمن را به گریه درآورده و به تحسین واداشت و نه تنها موجودات ذی شعور بلکه تمام موجودات عالم و ذرات آن بر آن حضرت گریه کردند.
17- سینه زنی در سوگ امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:«و لطمت علیک الحور العین» (18)؛
«و به خاطر تو حور العین بر سینه زد».
یکی از انواع عزاداریها و سوگواری در مصیبت امام حسین (علیه السلام) سینه زنی یا صورت زنی است، کاری که حتی ملائکه در سوگ امام حسین (علیه السلام) انجام دادند.
18- زنا زاده بودن قاتلان امام حسین (علیه السلام)
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) فرمود:«السلام علی قتیل الادعیاء» (19)؛
«سلام بر کشته شده به دست زنازادگان».
یکی از عوامل شقاوت انسانها و عاقبت به شرّی زنازادگی و زناکاری است، و لذا هنگامی که به تاریخ زندگی سرکردگان لشکر عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد رجوع میکنیم پی میبریم که بسیاری از آنها این کار بودهاند.
پینوشتها:
1. جمال الاسبوع، ص 301.
2. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
3 . بحارالانوار، ج 101، ص 328.
4. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
5. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
6. همان.
7. احزاب، آیه 33.
8. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
9. مزارکبیر، ص 165.
10. مزارکبیر، ص 165.
11. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
12. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
13. همان.
14. مزارکبیر، ص 165.
15. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
16. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
17. مزارکبیر، ص 165.
18. مزارکبیر، ص 165.
19. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دینشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول
ادامه مطلب
به بهانه ري
سرنوشت آن ها که جنايت هاي کربلا را رقم زدند
به خيال خوش حکومت در ري، شمشير به دست شده بود و سپاه به راه انداخته بود تا حسين بن علي عليه السلام را بکشد. چقدر دو دلي کشيده بود.
چقدر ميان رفتن و نرفتن، ترديد مثل خوره به جانش افتاده بود. چقدر خار و ذليل شده بود مقابل چشمان حسين. چقدر وعده حکومت ري، عقل و هوشش را برده بود که وعده هاي ديگر را رد کرد. حتي وعده هايي را که خود حسين به او داده بود تا او را از اين مهلکه نجات دهد. حسين عليه السلام تمام سعي اش اين بود که از اين جنگ نابرابر، که بدون شک محقق مي شد، رستگاراني را از آتش برهاند. اما عمر سعد رستگار نبود. او به هيچ صراطي مستقيم نمي شد. «ري» نامي بود که دل و دين عمر سعد را ربوده بود. ري، در آن زمان مرکز عراقِ عجم بود. يکي عراق عرب داشتيم و يکي عراق عجم. مرکز عراق عرب، کوفه بود و مرکز عراق عجم، ري.
عصر عاشورا که تمام شد. غبار جنگ و نزاع که فرو نشست، تازه ذلت و بدبختي عمر سعد، آغاز شد.
ابن زياد زير قولش زده و وعده حکومت ري را فراموش کرده بود. وقتي جر و بحث ميان ابن زياد و عمر سعد بالا گرفت و عمر ديد که حرفش به هيچ کجا نمي رسد، از دارالاماره بيرون زد و با خودش گفت: کدام مسافر، بدبخت تر از من، با دست هاي خالي؟ کدام مسافر، بدبخت تر از من که هم دنيا را از دست داده و هم آخرت را؟
ادامه مطلب
آيا كربلا برتر از كعبه است؟
توضيح سؤال: از ديدگاه شيعيان، كربلا برترين مكان در روى زمين و برتر از بيت الله الحرام است و عناوينى همچون: «أفضل بقاع الأرض» «أرض الله المختارة» «حرم الله ورسوله» «قبلة الإسلام» «في تربتها شفاء» و... به وفور در روايات شيعيان يافت مىشود و ثابت مىكند كه از ديدگاه شيعه، كربلا ارزش بيشترى نسبت به كعبه دارد و كعبه براى آنها اهميت و ارزش چندانى ندارد، زيارت كربلا به مراتب ثواب بيشترى نسبت به زيارت خانه خدا دارد. حتى در اين باره اشعارى نيز سرودهاند كه همين معنا را مىرساند؟ ومن حديث كربلاء والكعبة لكربلاء بانَ عُلُوُّ الرُّتّبَه در جاى ديگر آمده: هي الطفوفُ فَطُفْ سبعًا بمغناها فما لمكةَ معنًى مثل معناها أرضٌ ولكنها السبعُ الشدادُ لها دانتْ وطأطأَ أعلاها لأَدْناها خوشحال خواهيم شد كه پاسخ اين مطالب را به صورت واضح و روشن برايم ارسال كنيد. خلاصه شبهه: از مجموع گفتار فوق سه شبهه اساسى استخراج مىشود: شبهه اول: چرا شيعيان به كعبه اهميت نمىدهند؟ شبهه دوم: چرا شيعيان به كربلا «قبلةالاسلام» مىگويند؟ شبهه سوم: چرا از ديدگاه شيعيان كربلا برتر از كعبه است؟ ما تلاش مىكنيم كه در اين مقاله به اين سه شبهه به صورت مختصر پاسخ دهيم. شبهه اول: عدم اهميت كعبه از ديدگاه شيعه يكى از شبهاتى را كه در گفتار سؤال كننده مطرح شده اين است كه از ديدگاه شيعه، خانه خداوند اهميت چندانى ندارد؛ بلكه كربلا ارزش بيشترى دارد و زيارت آن نيز ثواب افزونتر نسبت به خانه خداست؛ در حالى از ديدگاه پيروان اهل بيت عليهم السلام، كعبه اهميت فراوانى دارد و براى زيارت آن اهميت بسيارى قائل هستند. پاسخ؛ كعبه در نظر شيعيان اهميت ويژه دارد بىترديد مكان هاى كعبه و كربلا، در ميان مذاهب اسلامى داراى حرمت و مقدس است. شيعيان با پيروى از امامان معصوم براى كعبه جايگاه خاص و حرمت ويژه را قائل هستند. براى اثبات اين موضوع، مواردى را كه نشانه اهميت كعبه از ديدگاه شيعيان است؛ ذكر مىكنيم: نشانه هاي اهميت كعبه از نظر شيعه الف: قبله در بسياري از امور، مورد توجه است: براى اثبات اهميت كعبه از نظر شيعيان كافى است فتاواى فقهاء را در باب نماز واجب و مستحب و مراسم احتضار، نماز و تدفين ميت، و ذبح حيوانات مرور كنيم كه در تمامى اين موارد و موارد ديگر توجه به سوى قبله را كه همان كعبه است شرط صحت و قبولى اعمال و يا مستحب مىدانند. در اين مورد نظر عدهاى از فقهاء را متذكر مىشويم:
ادامه مطلب
ويژگيهاى اخلاقى دو جبهه حق و باطل در واقعه كربلا
الف. ويژگىهاى حقپويان
1. غيرت و حماسه
2. ژرفانديشى
3. عرفان
4. پرستش و نيايش
5. جانبازى بر سر پيمان
ب. ويژگىهاى ياوهجويان
1. پستى و زبونى
2. چندچهرگى
3. حرامخوارى
4. فساد و فحشا
5. بىحرمتى به مقدسات
6. پرخاشگرى
7. بحران هويت
ويژگيهاى اخلاقى دو جبهه حق و باطل در كربلا
داستان كربلا نمايشگاهى است كه از يك سو بيانگر عظمت، شجاعت وحقخواهى و حقپرستى و تمام فضائل و مكارم انسانى است كه در سرورشهيدان و ياران فداكار وى تبلور يافته و در سختترين شرايط از آنروىگردانى نشده است و از سوى ديگر مبين دنائت، سنگدلى و خونخوارىامويان و سپاهيان يزيد كه حاكى از آلودگىهاى روحى و اخلاقى آنان و نشاندهنده عاقبت باطلگرايى و بى ايمانى است.
در اين مقاله از ميان فضائل بىشمار، غيرت و حماسه، ژرف انديشى، عرفان،پرستش و نيايش و جانبازى در حقپويان از يك سو، و پستى و زبونى، چندچهرهگى، حرامخوارى، فساد و فحشاء، بى حرمتى به مقدسات، پرخاشگرى وبحران هويت از جمله رذائل جبهه باطل شمرده شده است كه در صحنهعاشورا به ظهور رسيدهاند.
تهذيب و تزكيه اخلاقى انسانها از رذايل و آراستن ايشان بهفضايل اخلاقى از اصول شرايع آسمانى و اهداف غايى انبياى الهىعليهم السلام به شمار مىرود و قرآن مجيد نيز در چندين مورد ازچنين رسالتى براى پيامبر اسلام(ص) ياد مىكند؛ از جمله مىفرمايد:
هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى اْلاُمّيينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبينٍ؛[1]
او كسى است كه در ميان جمعيت درسنخوانده، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را برآنان مىخواند و آنان را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مىآموزد هر چند پيش ازآن در گمراهى آشكارى بودند.
ادامه مطلب