
سلام دوستان و همراهان عزیز امروز می خواهم درباره غلام امام حسین (ع) که در روز عاشورا به شهادت رسید، برایتان بنویسم.
دوستان ،باید کاری کنیم که همیشه غلامی امام زمان را در خود احساس کنیم.این احساس فوق العاده است.من همیشه به خاطر وجود این احساس در خودم روضه غلام سیاه امام حسین را دوست می دارم.این شخص اول غلام ابوذر بوده است،بعدا غلام امام حسن و امام حسین شد. در کتب های مختلفی نقل شده که، موقعی که در روز عاشورا جنگ شروع شد، خدمت آن حضرت رفت.مقابل امام حسین ایستاد و اذن جهاد خواست.حضرت سید الشهدا به او فرمود:ای غلام،من تو را در راه خدا ازاد کردم.تو اجازه داری بروی.تو با ما بودی تا به یک جایی برسی،اکنون خود را گرفتار نکن،تو آزادی،برو.ان غلام خود را روی پا های مبارک ابی عبدالله انداخت و ان را می بوسید و می گفت:من موقعی که شما وضعتان خوب بود با شما بودم،حال که به سختی رسیده اید و اب را بر شما بستند،شما را تنها بگذارم؟.چه قدر با وفا است؟ میگوید: می دانم بوی من بد است و سیاه پوست هستم و حسب من شریف نیست و رنگم سیاه است،اما می خواهم در خدمت شما باشم و کشته شوم تا در بهشت بر من بدمی و بوی من خوش بشود و حسب من شرافت پیدا کند و رنگم سفید شود.نه به خدا از شما جدا نمی شوم، تا اینکه خون سیاه من با خون شما اولاد پیامبر مخلوط شود و جز شهدا شوم.وقتی اینگونه صحبت کرد،ان حضرت به او اجازه جنگ دادند. او در مقابل دشمن امد و گفت:من سیاه پوست هستم.من بد بویم.چگونه شما فاجران جنگ مرا می بینید؟ من می خواهم از فرزندان پیامبر دفاع کنم. سپس جنگید تا ان که کشته شد.نقل است که یکی از جنازه هایی که حضرت با عبدالله بالای سر ان رفتند،بدن همین غلام سیاه بود.وقتی بر بالین جنازه اش امدند،فرمودند:خدایا روی او را زیبا کن و رنگ او را سفید گردان و او را با نیکان از خاندان محمد محشور کن و نیز نقل شده که ، وقتی مهلکه تمام شد، یک عده ای رفتند او را دفن کنند، دیدند رنگش عوض شده است،خوش بو شده است.دعای اما م حسین در مورد او پذیرفته شده است. یا صحاب الزمان،ما هم غلام سیاه شماییم،در ایام عزاداری،به عشق عزاداری برای جد غریبتان حضرت سید الشهدا، در مجالس ان حضرت شرکت می کنیم،شما را صاحب عزا می دانیم. ایا می شود که ما هم طوری باشیم که در موقع مردنمان،شما در بالای جنازه ما، برای ما دعا کنی؟ان شاء الله.
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه.
نویسنده(پست تالیفی):محمد اناری.


