online stats ژرفای مصرف

سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 12:22 PM
 

قدمت داستان اسراف و تضییع به قدمت تاریخ بشریت است، داستانی قدیمی که در عین حال جاری و به روز است. در تمام ادیان الهی به آن اشاراتی شده و از جمله در کلام ا... مجید آمده است: " کلوا و اشربوا و لاتسرفوا ".

ولی از آنجا که بنی آدم نیازمند تذکر دائمی است، رهبران وارسته هر از چند گاهی ناچار به گوشزد و ذکر مجدد آن هستند. از آن جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات سال جدید خواستار برنامه ریزی و حرکت جدی در جهت اصلاح الگوی مصرف شدند .

جالب است بدانید اصلاح الگوی مصرف در سطح بین المللی حرکت جدیدی است، به نحوی که نظریه پردازان بزرگ ترین اقتصاد دنیا یعنی آمریکا، دم از اصلاح الگوی زندگی آمریکایی که برپایه مصرف هر چه بیشتر استوار است، می زنند. تشویق به مصرف بیشتر جزو اصول پذیرفته شده اقتصاد آمریکا و اصولاً کشورهای صنعتی ( به جز ژاپن که دارای پشتوانه فرهنگی شرقی است) است.‌ اما کار به جایی رسیده که این کشورها هم اکنون چاره ای جز بازنگری در این اصل کلیدی نظام سرمایه داری نمی بینند .

مقوله بهبود و توسعه روش ها، شیوه ها و الگو های تخصیص منابع،‌ میدان جدید کارزاری خواهد بود که،‌ هر ملتی که در آن کارآمدتر عمل نماید، آینده ای روشن تر خواهد داشت.‌ در غیر این صورت آینده ای ناخوشایند به همراه فقر و وابستگی نتیجه انتخاب راه اسراف کاران و ضایع کنندگان منابع خواهد بود .

رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی به این نکته اشاره می فرمایند که سالیانی از شروع برنامه ریزی در جهت بهینه سازی مصرف گذشته است. ولی بلاشک این اقدام ها کافی نبوده که ایشان ناگزیر از تذکر مجدد شده و خواستار حرکتی جدی هستند.‌ برای بیان مناسب تر،‌ لازم است گذری سریع بر تاریخچه اقدامات انجام شده داشته باشیم .

در اوایل دهه هفتاد و در پی فراغت از جنگ تحمیلی که بسیاری از منابع کشور را معطوف به خود کرده بود، هسته های اولیه چاره اندیشی در مورد روش های بهینة مصرف انرژی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت شکل گرفت تا حرکت های منفرد و جداگانة مدیران، متخصصان و مبتکران بخش های دولتی و خصوصی اقتصاد کشور را ساماندهی و یکسو کند .

ما حصل این تلاش ها تاسیس دوایر، ادارات و سازمان هایی در بخش انرژی از جمله سازمان انرژی های نو و سازمان بهره وری انرژی در وزارت نیرو و شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در وزارت نفت بود. هر کدام از این ادارات تحقیقاتی را به کمک دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و نیز مشاورین خصوصی به انجام رسانیده و طرح هایی را نیز به اجرا گزاردند، استانداردها و آئین نامه هایی را پیشنهاد داده و حتی با کمک دستگاه قانونگذاری مواردی از آنها نیز به صورت قانون تصویب و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد. آئین نامه های اجرایی توسط دولت تصویب و بودجه های کلان از بودجة‌ عمومی دولت و یا بودجه داخلی دستگاه هایی مانند شرکت ملی نفت جهت اجرای این طرح ها، تخصیص یافت. حداقل در بخش انرژی کشور ده ها پروژه به صورت طرح پایلوت یا طرح اصلی اجرا شده است. برای جلوگیری از اطالة کلام توجه خواننده محترم را به پایگاه های اطلاع رسانی سازمان های نامبرده معطوف می دارم. اما به عنوان مثال به آخرین رویداد که اجرای تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 بود اشاره می کنم. دولت برای اجرای تبصره 13 قانون بودجه ستاد مشخصی را معرفی کرد که شامل حمایت از طرح هایی برای توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و تبدیل مصرف بنزین به گاز طبیعی از طریق گازسوز کردن خودروها و جایگزینی خودروهای فرسوده کشور بود. هدف نگارنده از تقریر این مقاله تکرار مکررات و ارائه آماری که این روزها دائماً می بینیم و می شنویم نیست، بلکه ارائه طریقی برگرفته از تجارب گذشته در کلیدی ترین بخش های کشور یعنی انرژی است. البته روشن است که بخش های صنعت،‌ تجارت، کشاورزی،‌ ساختمان و حتی بخش های ظاهراً غیر اقتصادی مانند آموزش، فرهنگ، نظامی و امنیتی با تعریفی که از اصلاح " الگوی مصرف" داده خواهد شد نقش مهمی خواهند داشت، و لیکن عینی ترین و ملموس ترین مثال ها در بخش انرژی است، لذا توجه خواننده را به این بخش جلب می کنم .

مقوله " مصرف" یک طرف سکه ای است که طرف دیگر آن " منبع" است. در فن مدیریت منابع را به چهار دستة تقسیم می کنند :

1- منابع اجتماعی

2- منابع انسانی

3- منابع زیر بنائی

4- منابع طبیعی

با مصرف هر کدام از این منابع یا ترکیبی از آنها، می توان ثروت و رفاه ایجاد کرد. مثلاً با استفاده از نیروی انسانی ماهر (منابع انسانی) و تبدیل سنگ آهن ( منابع طبیعی) به شمش آهن و حمل آن از طریق خطوط راه آهن و بنادر (منابع زیربنائی) می توان شمش آهن را صادر و از ثروت حاصل از صادرات، مایحتاج عمومی را تأمین و ایجاد شغل و بهداشت عمومی نمود .

یا مثلاً یک کارگردان هنری (منابع انسانی)،‌ با استفادة ‌از برنامة‌ تلویزیونی ( منابع زیربنایی) و فرهنگ عمومی ناشی از تربیت خانوادگی ایرانی ( منبع اجتماعی) که اسراف را عملی ناپسند می داند،از اسراف نان جلوگیری و دور ریز آن را به حداقل می رساند .

با ارائه دو مثال فوق، سئوال اینجاست که آیا ما از تمام منابع خود به درستی استفاده می کنیم؟ آیا اصلاح الگوی مصرف به مثلاً صرفه جویی در آب شرب لوله کشی منازل محدود می شود؟  آیا منابع طبیعی تنها منابعی هستند که مصرف آن باید دارای الگوی صحیح باشد؟

جالب است بدانید در کشورهای اقتصادی پیشرفته ترتیب منابع بر اساس میزان اهمیت آن تنظیم شده است. به عبارتی مهمترین منبع، منابع اجتماعی از قبیل باورها، اخلاقیات و تدّین و به طور کلی فرهنگ است، سپس منابع انسانی که همان وقت و امور مربوط به نیروی انسانی است و پس از آن منابع زیر بنایی شامل خطوط راه آهن، کانال های اطلاع رسانی، زیر ساخت های آموزشی و از این قبیل و نهایتاً منابع طبیعی مثل چاه نفت یا معدن سنگ آهن و یا طلا قرار دارد .

تقریبا70 درصد ثروت کشورهای پیشرفته از منابع غیر طبیعی و فقط 30 درصد از منابع طبیعی است. این نسبت در کشورهای در حال توسعه برعکس است. این که گرایش کشورهای پیشرفته اقتصادی به رعایت این اولویت باعث پیشرفت آنها شده یا پیشرفتگی صنعتی و اقتصادی آنها چنین اولویتی را ایجاد کرده است اهمیت ندارد، آنچه مهم است هم بستگی این نحوه اولویت بندی با پیشرفت و توسعه یافتگی است و این نکته ای است که باید به آن توجه کنیم .

امااکنون اجازه دهید به رسالتی که صنعت نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد کشور و جبهه اول اصلاح الگوی مصرف می تواند داشته باشد، بپردازیم. از آنجاکه صنعت نفت به تنهایی دارای هر 4 منبع فوق است، وقت آن رسیده که با درایت مدیران ارشد و کارشناسان مجرب پنانسیل و امکانات هر چهار منبع شناسایی و وضع فعلی مصارف آنها مورد ارزیابی قرار گرفته و به موازات شناسایی وضعیت حال، الگوی صحیح تخصیص و مصرف منابع ترسیم و با یک برنامه زمانبندی قابل قبول اجرا گردیده و در تمام مراحل اجرا مورد بازبینی، ارزیابی و اصلاح قرار گیرد .

اکنون که در پایان دوره کاری دولت نهم و روی کار آمدن دولت جدید در آینده نه چندان دور به سر می بریم، فرصت مغتنمی است که با ارائه برنامه برای اصلاح الگوی مصرف منابع اجتماعی، انسانی، زیربنائی و طبیعی در وزارت نفت و چهار شرکت اصلی و ده ها شرکت فرعی، از بزرگ ترین مجموعه اقتصادی نمونه ای بیافرینیم که سرمشق دیگر بخش های کشور باشد .

به عنوان مثال مجموعه نفت دارای عزت و همیت خودباوری و اعتماد به سازندگان و مهندسین داخلی است. پیامد برخوردهای تحقیر آمیز دوران ستم شاهی و خودباختگی آن رژیم در مقابل صنعت غرب و خودباوری صنعتی ناشی از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، سرمایه ای در اجتماع صنعتی ما ایجاد کرده است که با تمسک به آن باید به راحتی در تمام بازارهای نفتی منطقه و بازارهای اصلی جهانی حضور فعال داشته باشیم .

 

یا به عنوان مثالی دیگر، نگارنده که در سطوح و بخش های مختلف صنعت نفت خدمت کرده است، بارها شاهد عدم بهره برداری صحیح از نیروی انسانی و یا بی توجهی به نیازهای این نیروها بوده است. جالب است بدانید در یک پروژة‌ تحقیقی در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در سال 1381، نتیجه تحقیقات نشان داد که 80 درصد گلوگاه ها و موانع پیشرفت در اصلاح الگوی مصرف در مقوله نیروی انسانی و آن هم در درون سازمان است. حتماً خواننده محترم چه در صنعت نفت و چه در خارج از آن شاهد به کارگیری ناصحیح و یا نا بجای نیروها در سازمان ها بوده است که داوری آن را به خودشان واگذار می کنم. اگر نیروی انسانی کارآزموده، در جای صحیح قرار نگرفته باشد از کجا انتظار تصمیم گیری صحیح در خصوص تولید نفت از مخازن مشترک، یا مدیریت خطوط انتقال یا کشتیرانی و ده ها مقوله دیگر خواهیم داشت. مقوله منبع انسانی فقط به اینجا ختم نمی شود. شبکه نیروی انسانی که در شرکت های پیمانکار یا مهندسین مشاور و یا خدماتی وجود دارد، به مراتب عظیم تر از مستخدمین رسمی یا قراردادی نفت است. آیا با این بال های پرواز به درستی رفتار می کنیم؟ آیا صلاحیت آنها را ارزیابی و مورد ارتقاء قرار می دهیم؟

به عنوان مثالی دیگر از منابع زیر بنائی، مجموعه نفت با دارا بودن گسترده ترین شبکه های فناوری اطلاعات و یا مجموعه های با ارزش مهندسی و فنی آیا بصورت بهینه از آنها استفاده می کند؟ ‌آیا در تهیه یک سند فنی یا ارزیابی از یک تامین کننده دوباره کاری و چندباره کاری صورت نمی گیرد؟

سرانجام این که به نظر اینجانب نازل‌ترین مرحله، مثالی از مصرف بی‌رویه منابع طبیعی مانند سوخت و برق یا کاغذ در مجموعه نفت است. مثلا انتظار می رود که تمام ساختمان های نفت حتی در دورترین واحدها دارای بالاترین استانداردهای مصرف بوده و سرمشقی برای دیگر دستگاهها و مردم باشند .

اما آنچه به صورت اشاره و مختصر در فوق مطرح شد صرفا برای ایجاد جرقه‌ای و انشاءا… انگیزه‌ای در ذهن خوانندگان محترم و بالاخص همکاران صنایع نفت از دوایر دولتی تا شرکت های خصوصی است تا هر کدام در مسیری که پیش رو دارند و مسئولیتی که پذیرفته اند راه چاره ای ارائه کنند. اما پیشنهاد مشخصی که می‌توان برای وزارت نفت ارائه داد تا انشاءا… ضمن شروع اصلاح، نمونه و سرمشقی برای کل کشور باشد، عبارت است از :

- تفویض ماموریت به یک ستاد از افراد ذیصلاحیت برای اصلاح الگوی مصرف در مجموعه صنعت نفت (شامل وزارتخانه، شرکت های اصلی و فرعی، پیمانکاران و شرکتهای خصوصی )

- تعیین چهار محور اصلی منابع اجتماعی، انسانی، زیربنایی و طبیعی برای شناسایی با جزئیات کامل در تمام مجموعه صنعت نفت

- شناسایی وضع موجود با تمام درستی‌ها و کاستی ها در حول چهار محور فوق

- تبیین الگوی صحیح مصرف چهار منبع فوق

- برنامه‌ریزی دقیق برای سیر از وضع حال به وضع الگوی مصرف مطلوب

- نظارت و ارزیابی اجرای برنامه و اصلاح آن در صورت نیاز، تا رسیدن به هدف

از آنجاکه به نظر می رسد اصلاح امور تا رسیدن به تعالی امری طولانی مدت است، انتظار تحول در کوتاه مدت، کوته نظری است ولی سمت و سوی حرکت نمایانگر آینده آن است .

 


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 12:19 PM
 

با تشكيل ستاد اصلاح الگوي مصرف برق در شركت توانير و تمامي شركتهاي تابعه، موضوع بهينه‌سازي مصرف انرژي الكتريكي وارد مراحل جديدتر و تازه‌تري مي‌شود .

مديرعامل شركت توانير با اشاره بر پيگيري اوامر مقام معظم رهبري درمورد تشكيل اين ستادها در تمامي شركتهاي صنعت برق بر ضرورت اجراي هرچه سريع‌‌‌تر طرحها و برنامه‌هاي مشخص در زمينه بهينه‌سازي مصرف انرژي تاكيد كرد .

دربررسي‌هاي اجمالي‌كارشناسان اين مساله روشن مي‌شود كه همواره شكل‌گيري و تحول الگوي مصرف انرژي در كشور ما در هماهنگي با الگوي مصرف عمومي قرار داشته است .

به عبارت ديگر الگوي مصرف عمومي در كشور ما با توجه به شرايط اقتصادي از الگوي مناسبي بهره نبرده است. مصرف و اسراف بيش از حد در تمامي زمينه‌ها از جمله انرژي الكتريكي، سبب صدمات و خسارات زيادي بر اقتصاد كشور شده و نارسائيهاي زيادي را به بار مي‌آورد .

در حال حاضر افزايش تعداد مشتركان، رشد بيش از حد مصرف انرژي الكتريكي و عدم تعادل لازم بين توليد و مصرف، دشواريهاي زيادي را در عرصه صنعت برق به بار آورده است به طوري كه نياز به سرمايه‌گذاريهاي سنگين براي ساخت و توسعه نيروگاهها، خطوط انتقال نيرو و گسترش شبكه توزيع به وجود آمده است .

با تكيه بر اين موارد است كه اصلاح الگوي مصرف برق دقيقاً در ارتباط با موضوع مديريت  مصرف انرژي  الكتريكي است كه جاي خود را در سياست‌گذاريهاي كلان  اقتصادي كشور باز كرده است. در تعريفي كه براي مديريت مصرف ذكر شده: معناي مديريت مصرف برنامه‌ريزي اجرا و نظارت بر بخشي از فعاليتهاي مرتبط با برق است كه در مصرف انرژي الكتريكي اثر مي‌گذارد و باعث به وجود آمدن تغييرات مطلوب در شكل بار، الگوي زماني و ميزان مصرف انرژي مي‌شود .

با اين تعريف، كارشناسان معتقدند كه يكي از راهكارهاي مهم ستادهاي اصلاح الگوي مصرف در شركتهاي مختلف صنعت برق، اعمال‌ سياستهاي ‌فني- تخصصي‌ لازم در مديريت‌بار و ضرورت جاانداختن‌استفاده بهتر و بهينه از برق- به ويژه در بخش صنعت- است .

ستادهاي الگوي مصرف برق همچنين مي‌توانند، صرفه‌جويي‌هاي راهبردي را تدوين كرده و به عنوان طرحهاي مشخص به كل جامعه و مشتركان ارائه كنند .

در حال حاضر با تكيه بر اين مساله كه سال 88 ، سال اصلاح الگوي مصرف عنوان شده، اين مساله به عنوان يكي از راهبردهاي مهم در سياست‌گذاري كلان كشور مطرح است و با توجه به اين مساله ستادهاي اصلاح الگوي مصرف برق در شركتهاي مختلف مي‌توانند با تكيه بر اين سياست‌گذاري‌هاي كلان به شكل مؤثرتري در زمينه مصرف انرژي الكتريكي حركت كنند .

هم‌اكنون آنچه كه در پيش روي ستادهاي الگوي مصرف برق قرار دارد تدوين و اجراي طرحها و برنامه‌هايي است كه از ميزان مصرف در فصول مختلف به ويژه در ماههاي پيك بار تابستان بدون كاهش كيفيت بكاهد .

در اين ارتباط، مديريت و كاهش مصرف حدود 2 هزار مگاوات انرژي الكتريكي برعهده شركتهاي توزيع گذاشته شده كه بي‌شك ستادهاي الگوي مصرف الكتريكي در اين زمينه نقش مهمي را برعهده دارند .

كاهش‌مصرف‌انرژي‌الكتريكي و اصلاح الگوي آن‌فوايدونتايج بسيار مفيدي را دربر دارد، از جمله‌اين‌مواردتخصيص‌بهينه‌منابع‌براي‌سرمايه‌گذاري در صنعت برق و آزادكردن اين سرمايه‌ها به منظور بهبود كيفي امكانات موجود و افزايش استانداردهاي خدمات‌رساني به مشتركان است .

كاهش آلودگي محيط زيست از طريق كاهش بسيار زياد توليد انرژي الكتريكي كه از طريق سوخت فسيلي به دست مي‌آيد و حفظ و  نگهداري منابع زيرزميني انرژي در زمينه تبديل آنها به كالا از ديگر فوايدي است كه اصلاح الگوي مصرف برق د رجامعه به بار مي‌آورد .

حفظ منابع زيرزميني انرژي در حقيقت بيانگر آن است كه به مصالح و منافع نسل‌هاي آينده توجه زيادي صورت گرفته است .

از سوي ديگر اصلاح الگوي مصرف انرژي الكتريكي زمينه‌اي را فراهم مي‌كند كه به اشاعه فرهنگ بهره‌وري كمك شاياني صورت بگيرد، علاوه بر آن اين كار منجر به ايجاد سياستهاي مناسب توليدي در صنايع مي‌شود .

در جمعبندي مواردي كه به آن اشاره شد مي‌توان گفت كه ستادهاي الگوي مصرف برق با اعمال مديريت مصرف برق مي‌توانند مجموعه‌اي از فعاليتهاي بهم پيوسته بين صنعت برق و مشتركان را به منظور تعديل بار مصرفي مشتركان ايجاد كنند كه هدف از آن، افزايش كارايي با كاهش و اصلاح الگوي مصرف بدون تغيير در سطح رفاه با توليدات جامعه خواهد بود كه اين امر مي‌تواند انگيزه‌هاي مالي را هم براي عرضه‌كننده و هم مصرف‌كننده برق به وجود بيآورد .


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 12:17 PM
 

صرفه جویى

صرفه جویى در مصرف و اسراف نکردن، بهترین راه برای سپاس از خالق یکتاست. اسراف، عملی غیر اخلاقی و مورد نکوهش آیین‌های الهی است. اما برخى، بی‌مبالات و بی‌پروا، الگوی صحیح مصرف را رعایت نکرده و به اسراف و اسراف‌کاری می‌پردازند. این افراد نه تنها در برابر آیندگان مسئول هستند، بلکه در روز قیامت نیز در پیشگاه خداوند گنه‌کار محسوب می‌شوند و در ردیف شیاطین قرار می‌گیرند. قرآن در نکوهش اسراف کاران می‌فرماید: اسراف کاران، برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.([1]) همچنین می‌فرماید: خداوند اسراف کاران را دوست نمی­دارد.([2]) همچنان که در آیه‌ای دیگر، جایگاه اسراف کاران را دوزخ معرفی می‌کند. ([3]) برنامه‌ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت‌های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می‌شود.
محمدبن حمزه سرورى، از یاران امام حسن عسکری7، می‌گوید: نامه‌ای به محضر امام حسن عسکری7 نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی حاصل نماید. حضرت در جواب چنین فرمودند: پسر عمویت یحیی‌بن­حمزه از دنیا رفت و مبلغ صدهزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم‌ها بر تو وارد می‌شودبه ارث به تو می‌رسد، پس خدا را سپاسگزاری کن و بر تو باد به میانه‌روی و از اسراف بپرهیز که از رفتارهای شیطانی است.
پس از چند روزى، پیکی از شهر حرّان آمد و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه‌ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسر عمویم یحیی‌بن­حمزه دقیقاً همان روزی فوت کرده است که امام(ع) آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی‌ام، طبق دستور امام(ع) زندگی خود را براساس میانه‌روی تنظیم کرده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی‌ام سامان یافت، در حالی که درگذشته فردی اسراف‌کار بودم.([4])
 
 

پی­نوشت:

[1]. الإسراء17 : 27.
[2]. الأعراف7 : 31.
[3]. غافر40 : 43.
[4]. کشف الغمه، ج 2، ص 424.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 12:15 PM
 
همزمان با آغاز سال جدید، رهبر معظم انقلاب آیت اللّه العظمى خامنه اى سال 88 را سال اصلاح الگوى مصرف اعلام فرمودند که این ابتکار ضرورى در ساختار اقتصاد کشور نقش تعیین کننده دارد. همانگونه که در تنظیم معیشت توده مردم از تأثیر انکارناپذیرى برخوردار است. در همین حال طرح هدفمند کردن یارانه ها در لایحه بودجه 88 از سوى دولت تقدیم مجلس شوراى اسلامى گردید که هر چند بنا به مصلحت اندیشى و ملاحظات نمایندگان در بودجه سال 88 ادغام نگردید ولى همچنان در دستور کمیسیون ویژه و رایزنى نمایندگان و کارشناسان قرار دارد که انتظار است در برنامه پنجم توسعه لحاظ شود و ایده هدفمند کردن یارانه ها که سالها مورد توجه دولتها و مجالس پیشین بوده و شجاعت اقدام آن را نداشتند در این دولت و مجلس بزودى عملیاتى شود.
 
همانگونه که سهمیه بندى بنزین که بخشى از اصلاح الگوى مصرف است در همین دولت و مجلس به اجرا درآمد که در صورت ادامه آن مى تواند از هدر رفتن این سرمایه ملى جلوگیرى کند.
از آنرو که این مسئله علاوه بر مدیریت اقتصادى کشور که با حمایت عدالت اجتماعى سرو کار دارد، در شرع مقدّس و تعالیم دینى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، نخست به توصیه هاى دینى در این مسئله و منع از اسراف و تبذیر نگاهى بیفکنیم و آنگاه مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوى مصرف را با توجه به واقعیت هاى اجتماعى مورد بحث قرار دهیم.
در منابع دینى ما، قرآن و حدیث و سیره مبارکه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام به شیوه بهره ورى از نعمت ها و تضییع نکردن آنها بصورت گسترده تأکید و توصیه شده است که توجه به بخشى از آن در این مجال ضرورى است. از جمله قرآن کریم به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و از آن نهى کرده و آنرا عمل شیطانى نامیده است. همانگونه که استفاده از خوراک پاک را توصیه نموده، از تعدى و تجاوز نهى فرموده است: به عنوان نمونه: «کلوا من طیّبات مارزقناکم ولاتطغوا فیه فیحلّ علیکم غضبى؛از غذاهاى پاک که به شما روزى داده ایم بخورید و از حدّ آن فراتر نروید که مستوجب غضب خداوند گردید.»(سوره طه، آیه 81).
و در آیه دیگر به خوردن و آشامیدن که نیاز طبیعى انسان است فرمان داده از اسرافکارى نهى فرموده است: «یا بنى آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین؛اى فرزندان آدم براى هر مسجد (و محل عبادت) که وارد مى شوید از زیور خود برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.»(سوره اعراف، آیه 31). و در ادامه همین آیه کریمه به ردّ و انکار منطق و عمل کسانى که از نعمت هاى خداوندى استفاده نمى کنند و با شیوه ریاضت گرایى خود آن را تحریم مى نمایند پرداخته و مى فرماید: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق، قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا، خالصة یوم القیامة...؛ بگو چه کسى زیورهایى که خداوند براى بندگان خود آفریده و غذاهاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند (هر چند دیگران نیز از آن استفاده مى کنند) ولى در آخرت ویژه مؤمنان است.»
(سوره اعراف، آیه 31)
در قرآن کریم آیات دیگرى هست، با این محتوا و مضمون که خداوند نعمت هاى روى زمین را براى بندگان خود پدید آورده که از آن بهره گیرند. هرچند گروه هایى راه افراط و تفریط پیموده اند. گروهى به اسراف و پرخورى روآورده و به تضییع این نعمت ها پرداخته و گروهى دیگر به پندار غلط خود آن را تحریم کرده و به ریاضتهاى نامعقول یا نامشروع رو آورده اند همانند متصوفه که نمونه عملکرد افراطى آنها در تاریخ این فرقه ضبط شده است و حتى با ائمه اطهار بر سر این مسائل به جدال و مناظره مى نشسته اند.
بارى سخن از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر و امساک و تقتیر یعنى خروج از حد اعتدال و تفصیل آن موضوع اصلى این مقال نیست. هدف اصلى بحث صرفه جویى در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر و هدر دادن نعمت هاى خدا است. همان چیزى که در آیات آن را ملاحظه کردیم. به موجب این آیات که با روایات اهلبیت نیز تفسیر و تأیید مى شود دقت در مصرف و کنترل لازم در چگونگى آن به عنوان یک اصل مطرح گردیده است اکنون به پاره اى از روایات این باب نیز بنگریم:
در کافى و تفسیر عیاشى آمده است که امام صادق(ع) خطاب به مردى فرمود: «اتق اللّه و لاتسرف ولاتقتروکن بین ذلک قواما.انّ التبذیر من الاسراف قال اللّه تعالى و لا تبذّر تبذیراً؛ از خدا بترس و اسراف نکن و در خرج کردن بخل نورز بلکه میان این دو راه استوار و اعتدال را برگزین، چه تبذیر از اسراف کارى است.خداى متعال مى فرماید: تبذیر و ولخرجى نکن.» (تفسیر صافى، ذیل آیه شریفه)
در روایت دیگر است که پیامبر اکرم(ص) یکى از یاران به نام سعد را دیدند که وضو مى گرفت. به او فرمود: این اسراف کارى است اى سعد! سعد گفت: مگر در وضو گرفتن هم اسراف وجود دارد؟ فرمود: بلى حتى اگر در کنار نهر جارى باشى. و زیاده مصرف کنى، این اسرافکارى است.(همان مدرک)
و نیز از امام صادق(ع) معنى آیه: «ولاتبذر تبذیراً» را پرسیدند، حضرت فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة اللّه فهو مبذر و من انفق فى سبیل اللّه فهو مقتصد؛ کسى که چیزى را در غیر طاعت خداوند خرج کند تبذیر کرده و کسى که در راه خدا خرج کند راه اعتدال پیموده است.» (همان)
و نیز از آن حضرت پرسیدند: آیا در راه حلال نیز تبذیر وجود دارد؟ فرمود: آرى. و نیز در روایت آمده که امام صادق(ع) خرما طلب کرد. یکى از حاضران خورد و هسته خرما را به دور افکند. امام فرمود: «این کار را نکن که این کار از مصادیق تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»(همان)
 

پیام روایات در الگوى مصرف

از این روایات نکات جالب توجهى بدست مى آید: اسراف کردن در آب حتى براى وضو گرفتن پسندیده نیست. حتى اگر در کنار نهرى باشد. یعنى مسئله کم بود آب نیست، بلکه رعایت الگوى مصرف حتى با فراوانى آب مدّ نظر قرار دارد. مسئله این است که یک مسلمان باید بداند و عادت کند آب را هدر ندهد حتى اگر آب فراوان باشد. بدیهى است که مصرف کردن آب در شرائطى که کمبود آب باشد و تضییع و هدر دادن آن موجب محرومیت دیگران باشد ناپسندتر و گاه حرام است زیرا مسلمان باید به گونه اى عمل کند که از مواهب طبیعت همه بندگان بهره گیرند نه با مصرف گرائى دیگران را محروم کند.
مورد دیگر روایات، دور افکندن هسته خرما است در حالى که هسته خرما مى تواند بذر یک درخت باشد و گاه خوراک براى گرسنگان. در چنین حالتى دور افکندن هسته خرما نوعى فساد است و خداوند فساد را دوست ندارد در اینجا نیز هسته خرما مثال است و هر مورد دیگرى از مواد غذائى یا کشاورزى را شامل مى شود.
همچنین روایات نوع خرج کردن مال را بیان کرده که نباید در راه معصیت و گناه باشد که یکى از مصادیق اسراف و تبذیر و عمل
شیطانى است. در حالیکه مصرف مال در راه خیر و خدمت رسانى از مصادیق اعتدال و اقتصاد به شمار مى آید. بنابراین یک مسلمان مى بایست مصارف مالى خود را به دقت بنگرد و مال را در مسیر صحیح خرج کند.
 
 
مشکل اصلى کمبود نیست بلکه بى عدالتى و بد مصرف کردن است
با توجه به موارد یاد شده که بخش کوچکى از تعالیم اسلامى در باب صرفه جویى و مصرف صحیح و تقدیر معیشت و هزینه مال و استفاده از مواهب الهى است به ما مى آموزد که در کلیه موارد زندگى از آب و نان گرفته تا سوخت و برق و گاز و غیره الگوى مصرف را اصلاح کنیم. نکته مهم در این است که در جهانى که آدمیان زندگى مى کنند آفریدگار جهان و انسان، بالفعل و بالقوه همه امکانات را قرار داده و اگر از این امکانات و استعدادها به درستى استفاده شود در هیچ نقطه اى از کره خاک محروم و گرسنه اى وجود نخواهد داشت.
فقر و تبعیض از آنجا پدید مى آید که نعمت هاى روى زمین و ذخائر درون زمین از یک سو غیر عادلانه توزیع مى شود و از سوى دیگر بى مورد هدر مى رود که این دو در بحث عدالت اجتماعى مى بایست مورد توجه قرار گیرد.
در اینجا بى تناسب نیست به بخشى از موارد اسراف و تبذیر در کشورمان بنگریم تا عامل نابسامانى هاى اقتصادى در بخش تولید و مصرف بازشناخته شود و آنگاه ضرورت جدى گرفتن اصلاح الگوى مصرف و هدفمند کردن یارانه ها بهتر ملموس خواهد شد و اینکه مى بایست براى عدالت اجتماعى به یک تحوّل جدى و گسترده رو آوریم و اقتصاد خود را بازسازى کنیم که مشکل اصلى ما کمبود نیست بلکه بد مصرف کردن و سامانه درست نداشتن است. کشور ایران که در یکى از مناطق زرخیز جهان و در شرائط جغرافیایى حساس و آب و هواى معتدل قرار دارد، به ضمیمه استعدادهاى برتر انسانى مى تواند الگوئى شایسته براى دیگر مردم جهان باشد به شرط آنکه اصول عدالت و تولید و مصرف در مدیریت کشور مورد توجه قرار گیرد و اجرایى شود.
 

مدیریت آب و نان

یکى از مسائل ما کمبود آب است که گاه با خشکسالى نیز همراه شده و تبعات نامطلوبى ببار مى آورد ولى هرگاه مسئله آب را به درستى مدیریت کنیم خواهیم توانست در رفع این مشکل پیروز آییم. منابع آبى در سراسر کشور اسلامى ما وجود دارد که اگر با سیاستهاى علمى و عملى مدیریت شود و با ایجاد سد و آبخیزدارى این آبها مهار و هدایت گردد دیگر کمبود آب رنج دهنده نخواهد بود. در مسئله کشاورزى روش هاى سنتى پاسخگو نیست و مى بایست از روش هاى مدرن بارانى و قطره اى بهره گرفت آنگاه خواهیم دید بهره ورى از آب به ده برابر وضع موجود ارتقا خواهد یافت. سرمایه گذارى در این پروژه از اهم وظائف جهاد کشاورزى و مدیریت آب است. اصلاح الگوى مصرف آب یک بخش آن به مدیران آب و کشاورزى و صنعت مربوط مى شود و بخش دیگر آن به صرفه جوئى که وظیفه آحاد مردم است که این عطیه بزرگ الهى و مایه حیات را هدر ندهند. این در حالى است که مى بینیم مردم ما در مصرف آب خصوصاً در آب تصفیه شده مخصوص شرب توجه به این صرفه جویى ندارند و آب آشامیدنى را که با هزینه هاى سنگین فراهم شده در مواردى چون شستشوى ماشین و حیات و مغازه و ساخت و ساز و غیره هدر مى دهند در حالیکه شهرداریها مى بایست جواز ساختمان را مشروط به فراهم کردن تانکر آب ساختمانى کنند و اجازه ندهند آب شرب در کار بنایى و ساختمان سازى صرف شود. موارد از این قبیل فراوان است .
به مردم باید آموخت که شیر آب را در مصارف زندگى چون آبدارخانه و آشپزخانه و حتى غسل و وضو و لباسشوئى آنگونه رها نسازند که آب بدون مصرف صحیح به فاضلاب سرازیر شود در حالیکه صدها روستا در مناطق کشور هستند که آب آشامیدنى آنها با تانکر حمل مى شود و از کمبود آب رنج مى برند. در مسئله آب سخن فراوان است که در اینجا به پاره اى موارد اشاره شد.
مسئله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتى به قیمت کیلویى 75 ریال به نانوایى داده مى شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم براى دولت پنج هزار ریال تمام مى شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده مى شود و این همان یارانه اى است که سالانه براى ایرانیان پرداخته مى شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکى نیست که براى یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ مى شود. این در حالى است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته مى شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمى است که متأسفانه همه سال اتفاق مى افتد در حالى که در حال حاضر به دلیل خشکسالى ما از خارج گندم وارد مى کنیم و بهاى کلان آن را و یارانه اش را مى پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانى و غله در این میدان است.
که از یکسو به پخت نان بستگى دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیرى شود. به نانوایى ها آرد داده مى شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشى از آرد دولتى را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوى و قاطع و جدى لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوى دیگر، مصارف خانگى است که متأسفانه الگوى درستى ندارد. در بیشتر خانه ها نیمى از نان خریدارى شده هدر مى رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه اى است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمى از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده مى شود. وقتى نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعى است که براى این مشکل باید چاره اندیشى کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از
نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازى و آگاهى دادن به مردم نقش اساسى دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.
 
 

روایات و مصرف نان

روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندى است که در صدر مقال به پاره اى از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزى آن حضرت از کوچه اى عبور مى کردند. قطعه نانى بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهدارى کند. ساعتى گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمى خوردى آن را با آب شستشو مى کردم و مى خوردم.
این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه مى گذرد آنگاه ببینید جزاى این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابى لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائى متأسفانه در زندگى روزمرّه ما عادى شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکارى را در خانه ها، رستوران ها، تالارهاى مجالس عقد و عروسى و عزا و حتى افطارى ها و مجالس دینى مى بینیم که غذاها در بشقاب ها مى ماند و در کیسه هاى زباله ریخته مى شود در حالیکه گرسنگانى هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه اى از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمى توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزى و دامدارى و گرانى ارزاق عمومى است که ملاحظه مى کنیم...
موارد دیگرى از لجام گسیختگى مصرف در سایر امور زندگى و مایحتاج عمومى وجود دارد از قبیل برق، گاز، بنزین، تلفن و لباس و خرج و برج ها و همایش ها و سفرهاى خارجى و غیره که پرداختن به آنها و ارائه آمار اسرافکارى و مصرف بى رویه در آنها را به مقال دیگرى موکوم مى کنیم که اصلاح الگوى مصرف را فورى و ضرورى مى سازد و رهبرى مآل اندیش نظام را بر آن داشته که مسؤولین امر را توجه دهند، این مسؤولیت سخت متوجه دستگاه هاى دولتى است و سپس عموم مردم و هم فرهنگ سازى مى خواهد و هم برنامه ریزى و کنترل و نظارت که امید است از شعار و لفّاظى فراتر رفته و به مرحله عمل درآید. آنگاه خواهیم دید چه تحوّلى در کشور پدید خواهد آمد تحوّلى که مى تواند براى دیگر کشورها الگو و سرمشق باشد. و اعتقاد ما بر این است که این کار شدنى است و عزم جدى و پشتکار لازم را مى طلبد که خوشبختانه همه دستگاه ها فرمان رهبرى نظام را دریافت کرده و در ساز و کار برنامه ریزى هستند و براى همه آنها و عموم مردم مان آرزوى موفقیت در همه عرصه ها را داریم «این بحث با توجه به لایحه دولت و هدفمند کردن یارانه ها و تصمیمات مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.»
 
 
موسیقى (یا موسیقیا) واژه اى یونانى است که در اصطلاح و فرهنگ لغت معادل مفهوم غن دانسته شده است و در چند معنا به کار مى رود:
1 موسیقى طبیعى، اصوات و نغمه هاى موزون و متناسب که از طبیعت برخى اشیاء و یا از حنجره پرندگان شنیده مى شود، مانند صداى دلنواز ریزش آبشارها، آواى روح پرور بلبل، قمرى و عندلیب، ترانه دلرباى کبک و هزار دستان، نواى نغز پرندگان دیگر، نغمه مسرّت بخش جویبارها، صداى فرح بخش شاخه هاى درختان به هنگام وزش باد، این اصوات و آهنگ ها نه تنها مصون از صدمه و آسیب و زیان است بلکه نیروى فکر و تعقّل را زیاد مى کند و خستگى هاى دماغى را نیست و نابود مى سازند و انسان را خوشحال و با نشاط و سرحال مى نمایند.
2 موسیقى غیر طبیعى که دو مصداق دارد، یکى آواز خوشى که از حنجره آدمى بیرون مى آید، دیگرى صدایى که از نواختن آلات موسیقى تولید مى شود.
 
موسیقى مصنوعى: آهنگ هاى مصنوعى است که دست بشر آن را به وجود مى آورد و به وسیله وسائلى از قبیل ویولن، ترومپت، گیتار، تار، سنتور و غیره ایجاد مى شود، اصواتى که توسط این آلات به وجود مى آیند گاهى انسان را راهى وادى حزن و اندوه مى کند، و زمانى بحدّ افراط غریق نشاط مى سازد.(1)
ولى این دو واژه در حوزه مفاهیم دینى با یکدیگر تفاوت دارند، غن از دیدگاه فقه عبارت است از: آوازى که از حنجره آدمى بیرون مى آید و در گلو چرخانده (چهچهه) و در شنونده سرور و وجد ایجاد مى کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است. اما موسیقى به صوت و آهنگى گفته مى شود که از آلات موسیقى پدید آید، بنابراین بین موسیقى اصطلاحى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است: موسیقى اصطلاحى عام و گسترده است و شامل موسیقى فقهى نیز مى گردد، ولى موسیقى فقهى خاص است و به بخشى از موسیقى اصطلاحى اختصاص مى یابد.(2)
این سخن در غنا نیز صادق است و نسبت یاد شده در آن جارى است.(3)
قابل ذکر است واژه موسیقى (یا موسیقیا) در متون دینى به چشم نمى خورد ولى به جاى آن واژه هاى غنا، لهو،ملاهى و مصادیق آلات موسیقى، مانند: دف، مزمار(نى و فلوت) مغرف (تار) عود، طبل، تنبور و مانند آن به کار رفته است.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.