online stats ژرفای مصرف

جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 4:08 PM
 
«اسراف»، کلمه ای که بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از کنارش رد شده ایم.راستی شما چقدر به این موضوع فکر کرده اید ؟ آیا اگر کسی به شما عنوان «اسرافکار»را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عکس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این که هر یک از ما به نحوی مرتکب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است که بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینکه متوجه آن باشیم.
غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات که به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید.بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف کنند، جایی برای کمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با کمی دقت در این مورد،متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را که مصرف می کنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشکلی را در زندگی ایجاد نمی کند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنکه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.
اسراف کردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و زیاده روی موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول کرده و از یاد خدا غافل می‌نماید.بنابر این برای اینکه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه که داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافکارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده،و راهی این مسیر نماید.خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافکاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مکن که زیاده روی کنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش کفر ورزید». اولین نکته ای که از این آیه می‌توان برداشت نمود این است که خداوند متعال امر به انفاق کردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد که از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینکه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین کرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نکته دوم آن که از اسراف کاران به عنوان «برادران شیطان »یاد کرده است.یعنی افرادی که زیاده روی می کنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌کند) پس کسی که اسراف می‌کند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریک می شود، شاید تصور شود که این آیه اشاره به این موضوع می‌کند که وقتی برای دیگران خرج می‌کنی، اسراف نکن و انسان هر چه برای خود خرج کند، اشکالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم که اسراف به هر شکل و در مورد هر کس انجام گیرد مذموم و ناپسند است. آنجا که خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید، زیرا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد که اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.
اسراف کاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلکه از این مرحله فراتر رفته و به شکل نفسانی و درونی بروز می‌کند.آنجا که انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود که به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است.او آنقدر خود را بزرگ می‌دید که تصور می‌کرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت کنند و چون چنین ادعایی نمود،عمل او عملی اسرافکارانه شد به گونه ای که خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیکه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف کاران بود».
و کلام آخر در مورد اسراف ، آن است که خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است.یعنی اسراف کار،عاقبتی جز جهنم ندارد.اول جهنمی که در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست کرده است و دیگری جهنمی که بواسطه اطاعت نکردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی کوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است،مبدل می‌کند.پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف کاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بکاهیم.
1.آیا به چیزی که داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌کنیم ؟
2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی کنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟
3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟
4.کدام یک از اعمال ما اسرافکارانه بوده و برای جلوگیری از تکرار آن چه کرده ایم؟


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:38 PM
 

اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن!از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روزنیازت از پیش بفرست(و برای قیامت ذخیره کن).

آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو دهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی؟!و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کنددر صورتیکه در زندگی پر نعمت و ناز قرار داری؟و مستمندان و بیوه زنان را ازآن منع میکنی؟

بدان انسان بآنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود،و به آنچه قبلا برای خود نزد خدا ذخیره کرده وارد می گردد.و السلام

توضیحها

[1]«بلاذری »در کتاب »انساب الاشراف »ص 169 چاپ اعلمی آن رانقل کرده است.

نویسنده «مصادر نهج البلاغه »اضافه می کند که:امام علیه السلام «سعد»غلام خود را بسوی «زیاد»فرستاد تا او را وادار کند که بیت المال «بصره »را بکوفه نزد امام(ع)بفرستد،ولی در اثر منازعه و اختلافی که بین سعد و زیادبود این مذاکره بجائی نرسید و«سعد»بعد از مراجعت، از زیاد نزد علی(ع)شکایت کرد امام نامه ای بزیاد نوشت که «سید رضی »جملاتی از آن را اقتباس کرده و در اینجا آورده است.

(مصادر جلد3 صفحه 244) ابن ابی الحدید،می نویسد:خدا روی زیاد را زشت گرداند، اوپاداشها و احسانهای امام را خوب تلافی کرد چه اعمال قبیحی که نسبت بمحبان و پیروان آن امام(ع)و الاتبار مرتکب نگردید!و اسراف در بدگوئی امام(ع)و نکوهش از رفتار و کردار او را از حد گذرانید او بقدری در این راه مبالغه ورزیدکه معاویه آن دشمن سرسخت هم،بکمتر از آن راضی و خشنود می شد و او این کارها را تنها برای رضایت «معاویه »انجام نمی داد بلکه از روی باطن زشت خود که سر چشمه این زشتیها و نامردیها بود منشا می گرفت،زیرا از کوزه همان برون تراود که در او است،فرزندش هم دنبال اعمال پدر را گرفت و جنایت رابمنتها درجه رسانید.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:37 PM

رکن اصلی اقتصاد را تولید، توزیع و مصرف تشکیل می‎دهد. اما در واقع، تولید و توزیع، تمهیدات لازم برای تأمین مصرف می‎باشند. لذا، غایت نهایی تلاشهای اقتصادی افراد، مصرف به‎شمار می‎رود. هر شخصی که بتواند درآمدی در جامعه کسب کند یا سرمایه‎ای بیندوزد، بدین هدف می‎باشد که سطح مصرف کنونی یا آیندة خود یا دیگران را افرایش دهد.
 
آنچه مربوط به مباحث اقتصادی مصرف می‎شود، تجزیه و تحلیل رفتارهای مصرفی افراد جامعه است. در این راستا، بررسی نیازمندیهای افراد، در نظر گرفتن قواعد حاکم بر انتخاب و ارجحیت در مصرف، اهمیت فراوان دارد. در این قسمت برای تبیین موضوع از دیدگاه مکتب اسلام و  حضرت علی(ع) ، ابتدا طرق کلی هدایت و کنترل مصرف را ارزیابی می‎کنیم. به طور کلی، هدایت و کنترل مصرف، از راههای زیر انجام می‎گیرد:
 
1.  از طریق به وجود آوردن انگیزه‎های مثبت، که شخص را به سوی مصارف مخصوص هدایت می‎کند.
 
2. از طریق ایجاد انگیزه‎های منفی، که در واقع عامل باز‎دارندة انسان از برخی مصارف است.
 
3.  از طریق دستورها و توصیه‎های بهداشتی، که بر الگوی مصرف افراد تأثیر مستقیم دارد.
 
4.  به وسیلة محدودیتها و ممنوعیت قانونی برای بعضی از موارد مصرف.
 
5.  از طریق ایجاد محدودیت در درآمد افراد.
 
نظام اقتصادی مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع) علاوه بر آنکه بر اهرمهای پنجگانة هدایت و کنترل مصرف. صحه می‎گذارد، خود نظام ارزشی خاصی دارد که حاکم بر این‎گونه کنترلها و هدایتهاست و اساساً با نظامهای حاکم بر دیگر مکاتب تفاوت ماهوی دارد.
 
افراد برای مصرف کالاها، انگیزه‎هایی دارند. برخی از این انگیزه‎ها، در اثر نیازهای معقول و واقعی به وجود می‎آید، که تأیید و تشویق‎شدة نظام اقتصادی اسلام است. برخی از مصارف نیز نامعقول می‎باشد، که در نظام اقتصادی اسلام  از آن  نهی شده است.
 
هدف نظام اقتصادی اسلام آن است که انسان را به گونه‎ای تربیت نماید، که همة حرکات و فعالیتهایش در جهت جلب رضایت خداوند و قر‎ب‎الهی باشد.
 
در صورتی که انگیزة فرد از مصرف انگیزه‎های منفی باشد، اسلام آن را نهی و نکوهش می‎کند. از امیرمؤمنان(ع) در تفسیر آیة: «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافساداً»[1] (آن خانة آخرت را برای کسانی قرار می‎دهیم، که ارادة برتری و فساد در زمین نمی‎کنند). نقل شده است، که فرمودند: «ان الرجل لیعجبه أن یکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها»[2] (همانا فردی را این موضوع به خرسندی [و شگفتی] وا می‎دارد، که بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد. پس، داخل عنوان آیه می‎شود.)
 
همچنین، در نامة امیرمؤمنان(ع) به حارث همدانی، آمده است:
 
«?و لیر علیک أثر ما انعم الله به علیک»[3] (و باید اثر آنچه خداوند بدان بر تو نعمت داده است بر روی تو دیده شود.)
 
 در واقع، نظام اقتصادی اسلام برآشکار کردن نعمت و نشان دادن الطاف الهی به افراد، تأکید کرده است.
 
در نظام اقتصای مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع)، به مصرف به‎گونه‎ای توجه شده است، که نه رکود به وجود می‎آید و نه تورمی به همراه خواهد داشت؛ چون در صورت فراوانی کالاها و امکان رشد سریعتر تولید، با توجه به تشویق اسلام به مصرف و متروک نگذاردن آنها، وفور کالاها و خدمات موجب پایین آمدن بیش از حد قیمتها نخواهد شد. به علاوه در چنین حالتی، تقاضا برای کالاها و خدمات ارائه شده وجود دارد و زمینه‎ برای سرمایه‎گذاری بیشتر و گسترش تولید مهیا می‎باشد؛ بویژه اگر به‎دقت به نظام مالیاتی اسلام، وجود انفاقها و وظایف اقتصادی دولت اسلامی و به‎طور کلی نحوة توزیع ثروت در اسلام نظر افکنیم، این مسئله واضحتر می‎شود. در واقع، دو عامل وضعیت مطلوب اقتصادی را از رکود حفظ کرده است؛ یکی عامل معنوی که همان وجود انگیزه برای مصرف می‎باشد، و دیگری عامل مادی که قدرت خرید برای امکان مصرف است.
 



[1] . قصص، 83

[2] . تفسیر نورالثقلین، ج4، ص144، حدیث 124

[3] . نهج‎البلاغه، نامه


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:34 PM
 
«مصرف گرایی به صورت اسراف یکی از بیماری های خطرناک هر ملتی است، ما یک خرده به این مصرف گرایی افراطی دچار هستیم... وظیفه ی مسؤولین و دست اندر کاران ... است که به این مسأله باید با اهمیت نگاه کنند»؛ «مصرف گرایی و مسابقه ی تجمل پرستی و مسابقه ی پول درآوردن و تلاش برای پول کردن ... ، یک طبقه ی جدیدی درست کرده. نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق آن است...، اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه ی اشرافی گرى، برای تجمل پرستى؛ این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور که قبلاً هم گفته ام: اسراف و مصرف گرایی افراطی».
این ها جملاتی بود که مجدداً همچون شقشقه ای پر خروش بر زبان رهبر معظم انقلاب اسلامیدر سفر شیراز ایشان فراز آمد و فرو نشست و چون نه برای برخی آب استخر پر می کرد و نه برای بعضی دیگر نان ریاست می پخت به فراموشی سپرده شد!
رفاه زدگی و اسراف و مصرف و سابقه ی پول و گردآوری درهم و دینار و برده و شتر و باغ و ییلاق را خبر داریم که چگونه همچون برگ برنده ای در دست معاویه می لغزید و پای مردان مرد را می لغزانید. عده ای از یاران ساده لوح امیرالمؤمنین(ع) که گمان می کردند با شرکت دادن آن حضرت در این مسابقه ی پرجاذبه می توانند برخی دلدادگان زر و سیم را از لغزیدن باز دارند، نزد آن حضرت آمده و اصرار نمودند تا او نیز رعایت موقعیت افراد! را نموده، پیشگامان در اسلام و انقلاب و مبارزان و مجاهدان صدر اسلام و بدر و احزاب و اشراف و شخصیت های سابقه دار را پاس داشته و به بهانه های گوناگون بر مستمری و جوایز آنان بیفزاید، اما نمی دانستند که با این پیشنهاد چه آشوبی در دل تندیس عدالت می افکنند. علی(ع) با شنیدن سخن آنان برآشفت و فرمود: «أتأمرونّی أن أطلُبَ النَّصَر بِالجَورِ فیمَن وُلّیتُ علیه» آیا از علی می خواهید تا برای پیروزی و موفقیتش در سیاست به زیر دستانش ستم روا دارد؟! از بیت المال مردم حق السکوت بدهد؟ «وَاللهِ لا أطورُ به ما سَمَرَ سَمیرٌ، وَما أمَّ نجم فی السّماء نجماً؛ به خدا سوگند تا شب و روز در گردشند و ستاره ای در پی ستاره ی دیگر روان است پیرامون چنین شیوه ای نمی چرخم؛ لَو کان المالُ لی لَسَوَّیتُ بَینَهم، فَکَیفَ وَ إنَّما المالُ مالُ اللهِ؛ اگر مال، از آن من بود به مردم برابر هم می دادم چه رسد به این که مال، مال خداست».
آن گاه امیرالمؤمنین(ع) در رد نظر برخی از عقلای قوم! که در مسیر پیشبرد اهداف خود هر منکری را توجیه عقلایی نموده و هر حرامی را با ذبح شرعی مشروع، و بلکه واجب جلوه می دهند، فرمود: «ألاَ و إِنّ إعطاء المالِ فی غَیرِ حَقِّه تَبذیرٌ و إسرَافٌ؛ مصرف نابه جای مال، افراط در مصرف و اسراف است. برخی اسراف را تنها در مصرف بی رویه خوراکی ها و دارو و وسایل آرایشی و لباس و انرژی و ... می شمرند و حقّا که ما در این میدان از تمامی جهان گوی سبقت را ربوده ایم و در حیف و میل نعمت های الهی از خدانشناس ها نیز بی محاباتریم، ولی مگر مردم این روحیه را از شکم ما درآورده اند؟ به راستی کدامین برنامه رسانه ی ملی در ترویج قناعت گامی عملی برداشته و خود پیش قدم شده است؟ مگر مردم از حقوق های چند میلیونی برخی افراد و حق التدریس های بهت آور برخی دیگر و جوایز بی محابای اهدایی به بازیگران فوتبال و سالن های ورزشی آن چنانی و فرهنگ سراهای آن چنانی تر، جوایز تودیع مدیران، ساختمان ها و دکورهای عجیب و غریب برخی ادارات، سواری های ردیف شده ی بعض دیگر، هزینه های میلیاردی برخی همایش ها و ... را نمی بینند؟! البته در مقابل این ها هنوز در بعضی روستاها و بخش ها و بلکه محلات جنوب شهر مدارس مخروبه، کتابخانه های بی کتاب و صندلى، مساجد خشت و گلی و یا محقر و کج و معوج و کثیف و آلوده و بدون یک بلندگو و نیز روستاها و بخش های بدون بهداری و پزشک و معلّمان دوچرخه ای و موتورگازی و بالاخره جمعیت میلیونی زیر خط فقر و ... را نیز می بینند.
«وَ هُویَرفَعُ صَاحِبِه فِی الدَّنیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ، وَ یُکرِمُهُ فِی النّاسِ و یُهینُهُ عِندَالله؛ این گونه توزیع ناعادلانه اسم و رسم و نام و نشان دنیایی می سازد، عناوین و القاب یدکی ردیف می کند، از افراد بی چهره، چهره های خیره کننده می پردازد، با دیدن سیما و شنیدن صدایش آب دهان ها سرازیر می شود و یا لیت یا لیت ها ورد زبان می شود، اما این همه در دنیاست و در چشم مردم ظاهربین و فردای تاریخ و روز قیامت باید پاسخ گوی فرهنگ خطرناک اشرافی گری و تجمل پرستی و مسابقه برای پول و پول و پول باشد که در جامعه اسلامی رواج داده است. و البته در آن روز همین مگسان دور شیرینی نیز از اطراف او پراکنده می شوند؛ «وَلَم یَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وَلاَ عِندَ غَیرِ أهلِهِ إلاّ حَرَمَهُ اللهُ شُکرَهُم وَکَانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم. فَإنْ زَلَّت بِهِ النَّعلُ یَوماً فَاحتَاجَ إلی مَعُونَتِهِم فَشَرُّ خلیلٍ [خدینٍ] و ألأمُ خَدینٍ؛ آنان که به امید رأی بیشتر حقوق برخی قشرها را افزایش دادند، نخست از پشتیبانی همان ها محروم شدند و به چشم دیدند که به دیگران پیوستند و یقیناً اگر روزی پای برخی بلغزد و نیازمند یاری همان کسانی باشد که سرمایه عمومی را به ناحق در جیب آنان سرازیر کرده است، همانا بدترین دوست و خسیس ترین رفیق او خواهند بود. در این زمینه باز هم از نهج البلاغه درس خواهیم گرفت».


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.