اى که باشد ز شرف عرش الهى، حرَمت
اى که باشد ز شرف عرش الهى، حرَمت
قاف تا قاف جهان، سایه نشین علَمت
ریزه خوارند همه خلق ز خوان کرمَت
اى شه کشور جان! جان به لب آمد ز غمت
چه شود بر سر ما رنجه نمایى قدمت؟
چه شود بر سر ما رنجه نمایى قدمت؟
اى سلاطین جهان پیش تو کمتر ز خَدم
بر درت از پى خدمت همه قد کرده علَم
چه سلیمان وچه دارا و چه کاووس و چه جم
هست در سایه لطف تو عرب تا به عجم
هست در سایه لطف تو عرب تا به عجم
آفتاب عرَبت خوانم و ماه عجمت
یوسف از نور تو شد صاحب رخسار صَبیح
بود موسى ز تو، سرگرم مناجات فصیح
تا به کى در عقب ابر، نهان باشد مهر؟
تا به کى در عقب ابر، نهان باشد مهر؟
تا که روشن کنى آفاق، گشا پرده ز چهر
عالمى ریزه خورِ خوانِ عطاى تو ز مهر
سفره جود تو گسترده شب و روز، سپهر





