اى روشنى دیده احرار کجایى؟
اى روشنى دیده احرار کجایى؟
وى ماه دل افروز شب تار کجایى؟
اى دسته گل سرسبد باغ رسالت
وى وارث پیغمبر مختار کجایى؟
جان ها ز فراق مه رویت به لب آمد
جان ها ز فراق مه رویت به لب آمد
هستیم همه طالب دیدار کجایى؟
اى منتقم خون شهیدان فضیلت
وى رهبر مردان فداکار کجایى؟
اى مظهر جانان تو بیا تا که به پایت
اى مظهر جانان تو بیا تا که به پایت
سازیم سر و جان خود ایثار کجایى؟
گلشن شود از مقدم تو ساحت گیتى
اى باغ طرب را گل بى خار کجایى؟
اى آن که بود منزل و مأواى تو چشمم
اى آن که بود منزل و مأواى تو چشمم
بازآ! که نباشد به جز از جاى تو چشمم
در راه تو، با دیده حسرت نگرانم
دارد همه دم شوق تماشاى تو چشمم





