آقای خاص(درباره «ابراهیم حاتمی کیا»شاخص ترین کارگردان سینمای دفاع مقدس)
نويسنده:
علي سعادت پناه
ضیغمی سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۲؛ سوت پایان بازی منچستر و پورتو در اولدترافورد به صدا در می آید و مردی شبیه به ستاره های هالیوود در قامت کسی که یونایتد بزرگ را با تیمی در حد پورتو حذف کرده است کنار زمین چمن می دود و شادی می کند. از آن شب تا هشتمین شب اردیبهشت ۱۳۸۹ مسیری ۷ ساله طی شده و این بار مرد هالیوودی سوپربارسای گواردیولا را حذف کرده است و دارد یقه اش را از دستان خشمگین ویکتور والدس کاتالونی بیرون می کشد تا انگشت اشاره اش را به سوی بالا بگیرد. بدون شک او یکی از بهترین مربیان تاریخ است و نمی توان افتخارهای «آقای خاص» را نادیده گرفت. طرفدار هر تیمی باشید و هر عقیده ای که داشته باشید، به طور قطع نمی توانید رکورد ۱۵۲ بازی شکست ناپذیر خانگی اش، از فوریه سال ۲۰۰۲ را نادیده بگیرید و مورینیو را به این دلیل تحسین نکنید! با وجود این که مورینیو خود لقب «آقای خاص» را انتخاب کرد و به رسانه ها داد ولی همه بر این باور هستند که عنوان انتخاب شده بهترین توصیف برای این مربی پرتغالی است.
نويسنده:
علي سعادت پناه حدود شش سال است که جشنواره تئاتر دفاع مقدس تعطیل شده است. این برای مسئولین تئاتر راحت ترین انتخاب بود؛ حذف صورت مسئله بدون توجه به اینکه آیا بهترین راه حل بود یا نه؟! به راستی چرا عطای جشنواره تئاتر دفاع مقدس به لقای آن بخشیده شده؟ پاسخ این سؤال بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد. بخش اول این پاسخ برمی گردد به کمرنگ شدن ارزش های دفاع مقدس درمحتوای تئاتر. به طوری که سال به سال که جلو می رفتیم و جشنواره به جشنواره که این شجره طیبه باید قد می کشید، برعکس شاهد هیچ گونه افزایش کیفیت و افزوده شدن برعطرارزش های متساعد از آن نبودیم. حتی گاهی اوقات نمایش هایی ضد این ارزش ها به نمایش درمی آمد که بهت وحیرت رزمندگان دوران دفاع مقدس و زخم خوردگان و همرزمان شهیدان را به همراه داشت. پس اولین بخش که اتفاقا مهمترین بخش نیز هست بی اعتنایی به تاریخ واقعی دفاع مقدس و تحریف آن است. بخش دوم پاسخ ما به نبودن منابع تاریخی و خاطرات انبوه و به یادماندنی از رزمندگان در دسترس اهالی تئاتر برمی گردد که این کمبود منابع به گونه ای بوده که هنرمندان دور و نزدیک به این حماسه را به اسطوره سازی و قصه پردازی تخیلی وادار می کرده و این میان حقیقت دفاع مقدس البته کمرنگ وکمرنگ تر شده است.
نويسنده:
علي سعادت پناه در این پیام عنوان شده است: درگذشت الخاص هنرمند پیشکسوت هنرهای تجسمی را که سابقه طولانی در امر آموزش و گسترش هنرهای تجسمی داشته است و شاگردان زیادی را در این حوزه تربیت نموده به جامعه هنرهای تجسمی، استادان، هنرمندان و علاقه مندان خصوصاً شاگردان ایشان تسلیت می گوییم. هانیبال الخاص متولد ۱۳۰۹ یکی از تأثیرگذارترین چهره های هنر معاصر ایران با ۶۰ سال سابقه نقاشی و ۳۵ سال سابقه تدریس است. وی در سال ۳۸-۱۳۳۶ از انستیتوی هنر شیکاگو فارغ التحصیل شد و پس از بازگشت به ایران آثارش را به نمایش گذاشت. وی در هنرستان هنرهای زیبای تهران و سپس در دانشکده هنرهای زیبای تهران به تدریس مشغول بود و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است.
منبع : خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com)
نويسنده:
علي سعادت پناه
اگر كشوري كه سينمايش
توانسته باشد مرزهاي داخلي را در نورديده و جوايز فراواني كسب كرده باشد، آيا
واقعا به اين نياز دارد كه مقوله اي به نام سينماي ملي را در دستور كار خود قرار
دهد؟ سينماي ايران از اواسط دهه شصت شمسي توانست به جشنواره ها و (تاحدودي) به
بازارهاي بين المللي راه پيدا كند و نام سينماي ايران را در اذهان سينما دوستان و
منتقدان سينمايي جهان برجسته نمايد. بنابر اين شايد ارائه همين تصوير از سينماي
ايران كفايت مي كند و ديگر نيازي به سينماي ملي نداشته باشيم. آيا چنين است؟
نويسنده:
علي سعادت پناه
نشان دادن واقعیات
زندگی اجتماعی در سینما جزو کارهایی است که هم عیار یک فیلم
ساز را معلوم می
سازد و هم به ثبت دوران
های تاریخی کمک
می
کند. به
عنوان مثال، تصویر
ایتالیای پس از فاشیسم را از روی فیلم
های کارگردان
های نئورئالیست
ایتالیایی بهتر می
توان رصد کرد تا از روی منابع مستند تصویری یا
مکتوب. در ایران هم اگرچه به
دلیل تغییرات سریع سیاسی و اجتماعی در دهه
های گذشته، اصولا طبقات اجتماعی منظم و کلاسیکی شکل
نگرفته
اند تا بتوان در موردشان فیلم ساخت، اما با
ورود به
دوران تثبیت اجتماعی در پانزده سال اخیر، سینما
هم به
حضور فعال
تری در ورود به
حیطه
های مردم
نگارانه دست یافته
است. اگر «آژانس شیشه
ای» تصویری هرچند اغراق
آمیز از جامعه
رفاهزده پس از جنگ را به نمایش می
گذارد که قهرمانش نومیدانه تلاش می
کند تا رفیقش را از دست کسانی که فراموشش کرده
اند نجات دهد، «شوکران» را هم داریم که سرگشتگی مرد
طبقه متوسط ایرانی را در گذار از سنت به مدرنیته (بابت به
کارگیری احتمالا
هزارباره این اصطلاح حالا دیگر نخ
نما شده از خواننده عذرخواهی می
کنم)، به عریان
ترین شکل ممکن
به نمایش درمی
آورد. قهرمان «شوکران» زنی است که اتفاقا با
تکیه بر شعار
های مدرن فمینیستی از خانه و خانواده سنتی گذر
کرده تا به آزادی برسد. اما آن
چه در انتها نصیبش می
شود، همان چیزی
است که در دهه 70 و سال
های ابتدایی دهه 80 نصیب زنانی از طبقه و
خاستگاه او شد: تنهایی و رهاگشتگی در چنگال جامعه
ای که تکلیفش با
خودش معلوم نیست و چون در چنین وضعیتی نوع ضعیف
تر بیشتر آسیب می
بیند، زن
ها به چنین سرنوشتی دچار می
شوند.
نگاهی به مظلومیت و گمنامی حماسه سازان دفاع مقدس در تئاتر هیچ جوابی نخواهیم داشت!

پیام تسلیت موزه هنرهای معاصر به مناسبت درگذشت الخاص

سينماي ملي؛ فرهنگ بومي
فیلم مردم نگار؛ تصویر مردم در سینما

