وقتی قضاوت های ارزشی نقاب علم به چهره می زنند
نويسنده:
علي سعادت پناه
مفهوم کارآیی در ذهن اقتصاددانان، همان طور که در مطلب پیشین هم بحث کردم، کاملا متفاوت از معنای آن در میان نااقتصاددانان است. بیشتر افراد به این واژه در چارچوب تولید کالاها و خدمات فکر می کنند: کارآتر به معنای تولید ارزشمند حاصل از یک مقدار مشخص از منابع واقعی یا استفاده از منابع کمتر برای تولید مقدار مشخصی از محصول است. در علم اقتصاد، کارآیی همچنین برای ارزیابی توزیع های بدیل یک مجموعه از کالاها و خدمات موجود میان اعضای جامعه مورد استفاده قرار می گیرد. در این چارچوب، من میان تغییرات ناشی از سیاست های عمومی پیشنهادی (تخصیص مجدد رفاه اقتصادی) که منجر به بهتر شدن وضعیت گروهی از افراد می شود بدون اینکه وضعیت کسی بدتر شود و آن سیاست هایی که منجر به بهتر شدن وضعیت گروهی از افراد و در عین حال بدتر شدن وضعیت دیگران می شود، تمایز قائل می شوم. نخستین نوع سیاست های فوق بی هیچ ابهامی می تواند سیاست های بالابرنده رفاه اجتماعی لقب بگیرد؛ اما در خصوص دسته دوم سیاست ها نمی توان ادعای خاصی مطرح کرد که البته این قبیل سیاست ها ویژگی واقعی بیشتر سیاست های عمومی هستند.

نويسنده:
علي سعادت پناه ۱) عدم درک درست از اصلاح الگوی مصرف : یکی از مشکلات و موانع پیش روی اصلاح الگوی مصرف عدم درک مفهومی از آن است .بر اساس بررسیها و برداشت های اینجانب، برداشتهای یکسانی از مفهوم اصلاح الگوی مصرف وجود ندارد و در برخی از مواقع به جای اصلاح الگوی مصرف ،اصلاح مصرف را که تغییر شکلی و دستوری مصرف است، مد نظر مردم و مسئولین می باشد. درحالی که مفهوم اصلاح الگوی مصرف، اصلاح روشها ،فرهنگ و باروهای مصرف کنندگان است .بنابراین باید توجه داشت که منظور از اصلاح الگوی مصرف ،ریاضت و مصرف نکردن نیست بلکه شیوه و نحوه مصرف کردن است. اولین مانع و تهدید پیش روی طرح اصلاح الگوی مصرف برداشتهای نادرست و متفاوت می باشد ، برای رفع این مانع باید مفهوم اصلاح الگوی مصرف بصورت شفاف و روشن تشریح شود تا برداشت مشترک و یکسانی از این مفهوم در ذهن آحاد جامعه ایجاد گردد . اگر بیانات رهبر معظم انقلاب را نیز که این الگو را تبیین فرمودند بررسی کنیم ،منظور و هدف ایشان تغییر مصرف یا کم مصرف کردن نیست بلکه اصلاح الگوی مصرف است . در بیانات ایشان به کرات جملات زیر را تکرار می شوند:
نويسنده:
علي سعادت پناه ▪ مدیریت ▪ خرید انرژی ▪ گرمایش و سرمایش ▪ روشنایی ▪ تجهیزات الکتریکی اداری ۱) بخش مدیریتی: کلید اصلی بهینه سازی مصرف مدیریت است . استفاده از تکنولوژی بالا و سرمایه گذاری بدون مدیریت ، به هدر دادن منابع سازمان است و برخی از راهکارهای مدیریتی بدون هزینه میتواند انجام شود . که در ذیل به نمونه هائی از آنها اشاره میگردد: ۱-۱) داشتن استراتژی در سازمان برای بهینه سازی مصرف انرژی هر سازمانی باید با داشتن یک استراتژی مشخص ، اهداف و برنامه های خود را برای کنترل و رسیدن به یک مدیریت مصرف ایده آل بصورت مدون و دقیق طرح ریزی نماید. این استراتژی باید برای تک تک اعضا سازمان کاملا شفاف و روشن باشد.
نويسنده:
علي سعادت پناه طرح نکاتی جدید و در عین حال موشکافانه در مورد طرح هدفمندی، مهم ترین ویژگی مصاحبه اختصاصی دکتر صالحی اصفهانی با دنیای اقتصاد محسوب می شود؛ نکاتی که برخی در دفاع از کلیت طرح هدفمندی و برخی در انتقاد از جزئیات اجرایی این طرح بیان شده اند، اما وجه مشترک اکثر آنها اشاره به زوایایی از طرح هدفمندی ا ست که دست کم تا به امروز کمتر مورد توجه قرار گرفته اند؛ از طرح مساله امکان بالقوه کمک طرح هدفمندی به کاهش رکود اقتصادی گرفته تا طرح مساله خطرناک بودن پرداخت همه یارانه نقدی به سرپرست خانوار و از تاکید بر لزوم تفکیک برنامه افزایش قیمت انرژی مصرفی برای خانوارها و بنگاه ها گرفته تا تاکید بر نقش اطلاع رسانی شفاف در کاهش اعتراضات شهروندان. دغدغه مندی و پیگیری دکتر صالحی در مورد مسائل اقتصادی مختلف ایران، برای نگارنده به هیچ عنوان مایه تعجب نبود، چرا که دکتر صالحی اصفهانی با وجود سال ها اقامت در خارج از کشور، همواره با دغدغه مندی تمام به پیگیری دقیق شرایط اقتصادی ایران پرداخته و مقالات متعددی را در این زمینه تالیف نموده است. اوج این دغدغه مندی با مراجعه به وبلاگ تخصصی ایشان در زمینه بررسی مسائل اقتصادی ایران (با عنوان Tyranny of numbers) قابل مشاهده است؛ وبلاگی که به طور خاص به ارائه تحلیل هایی پیرامون مسائل مربوط به فقر، اشتغال و آموزش در ایران می پردازد.
نويسنده:
علي سعادت پناه
مقدمه
واقعیت این است كه مسألهی
اسراف و هدر دادن منابع در اقتصاد ایران، دارای ابعادی فراتر از ابعاد فرهنگی است.
این مسأله برای ایجاد تعادل میان درآمد و هزینه بسیار مهم و اساسی است و در حوزهی
اقتصاد خانواده نیز میتواند تأثیرگذار و سرنوشتساز باشد. ذكر این نكته ضروری است
كه اگر مصرف بیرویه و بیجا امری غیرعقلایی است، عدممصرف و یا كممصرف كردن در
عین نیاز هم صحیح به نظر نمیرسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحیح مطرح میگردد،
كممصرف كردن نیست، بلكه مراد از اصلاح الگوی مصرف و به تبع آن صرفهجویی، بهرهمندی
مناسب از نعمات خداوندی و استفادهی حداكثری از تمامی قابلیتهای هر چیزی است.
همان امری كه در اقتصاد از آن بهعنوان بهرهوری یاد میشود. عدهای صرفهجویی را
كممصرف كردن معنا كردهاند ولی به نظر میرسد این معنا نمیتواند اقتصادی باشد،
زیرا هدف از تولید یك شیء اقتصادی، مصرف آن است. بنابراین شخص لازم است تا در حد
برآورده كردن كامل نیاز خود، چیزی را مصرف نماید و كممصرف كردن نمیتواند نیاز وی
را برآورده سازد.
از سوی دیگر باید بدین
نكته اذعان نمود كه اصلاح الگوی مصرف نیازی به برنامههای ضربتی ندارد، بلكه برنامههای
تدریجی در بستری عقلانی راهحلی مناسب و قابل قبول است؛ امری كه تحقق آن مستلزم
كوشش همگانی است.
موانع و تهدیدات اصلاح الگوی مصرف
برنامه های بهبود و اصلاح به راحتی قابلیت اجرایی نداشته و همواره با موانع و تهدیداتی روبرو هستند. طرح اصلاح الگوی مصرف نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. این طرح ارزشمند نیز ممکن است در حین اجرا دچار انحرافاتی گردد . در زیر به برخی از خطراتی که طرح اصلاح الگوی مصرف را تهدید می کنند ، اشاره می شود:
نکاتی کوچک در خصوص بهینه سازی مصرف برق و انرژی
در ادارات و ساختمان های عمومی علاوه بر موارد مشترک از قبیل روشنایی - گرمایش و سرمایش و تهویه مطبوع، وسایل و تجهیزات اداری مانند دستگاه های کپی – کامپیوتر ، نمابر - گرم کن – چاپگر – پمپ و غیره مورد استفاده قرار میگیرد و با توجه به قیمت گران و ارزش بالای انرژی ، کنترل مصرف این تجهیزات موثر خواهد بود . در این مقاله سعی شده به کنترل مصرف انرژی در بخشهای ذیل پرداخته شود:
دغدغه های اقتصاددان
همت مضاعف براي رفع تقصیر فرهنگی در اصلاح الگوی مصرف

