« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























«ناپايدارى دنيا» 1 و «اجتناب‏ناپذيرى سختى‏ها» 2 از واقعيّت‏هاى دنيايى هستند كه ما در آن زندگى مى‏كنيم ؛ اما انسان ، دنيا را مكان لذّت‏طلبى و كامجويى مى‏خواهد و اين‏جاست كه بار ديگر ، ناهماهنگى ميان واقعيّت دنيا و خواسته انسان پديد مى‏آيد. آيا تاكنون به اين نكته فكر كرده‏ايد كه اين ناهماهنگى چه تأثيرى بر زندگى ما خواهد داشت؟ لذّت‏خواهى از دنياى ناپايدار و سختى‏گريزى ، موجب اضطراب ، اندوه و حسرت مى‏گردد . اضطراب يعنى «نگرانى فردا» ، اندوه يعنى «غم امروز» و حسرت يعنى «افسوس ديروز» . اگر انسان ، لذّت‏طلب شود ، نسبت به آينده ، نگران است و نسبت به مصيبت وارد شده ، غمگين مى‏گردد و نسبت به ديروز خود در آه و افسوس خواهد شد . پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمى‏فرمايد:

أنا زَعيمٌ بِثَلاثٍ لِمَن أكَبَّ عَلَى الدُّنيا ؛ فَقرٍ لا غَناءَ لَهُ ، وبِشُغُلٍ لا فَراغَ لَهُ ، وبِهَمٍّ وحُزنٍ لاَ انقِطاعَ لَهُ . 3 من سه چيز را براى كسى كه دلبسته دنياست تضمين مى‏كنم : فقرى كه بى‏نيازى ندارد ، و گرفتارى‏اى كه آسودگى ندارد و حزن و اندوهى كه پايان ندارد .

امام على عليه‏السلام نيز درباره عواقب دنيادوستى مى‏فرمايد:

مَنِ استَشعَرَ الشَّغَفَ بِها مَلَأَت ضَميرَهُ أشجانا لَهُنَّ رَقصٌ عَلى سُوَيداءِ قَلبِهِ : هَمٌّ

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 12:00 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



براي آن كه بتوان با صرفه جويي زندگي كرد، روش‏هاي متعددي وجود دارد كه با رعايت آنها حتي مي‌توان پس انداز كرد. اگرچه تبعيت از روش‏هاي مورد نظر به ظاهر كاري شبيه به ذره ذره پول خرج كردن است، امارعايت آنها موجب مي‏شود ساليانه مبلغ قابل توجهي را پس انداز كنيد.
البته در اين مسير همواره روش‏ها و راهكارهاي متعددي وجود دارد كه عده‏اي مي‏توانند و عده‏اي نمي‏توانند آنها را به كار بگيرند.
در ذيل به شش مورد از متداول ترين موارد صرفه جويي اشاره مي‏كنيم:
1- پوشاك: در تهيه پوشاك سعي كنيد متناسب با فصل از رنگ‏هاي ساده و مدل‏هاي يقه گرد، يقه هفت و يقه اسكي استفاده كنيد كه با داشتن تعداد معدودي از آنها بتوانيد همخواني لازم را براي لباس و پوشاك تمام فصول ايجاد كنيد. در صورت امكان، لباس‏هاي بلا استفاده دوستان يا خانوده خود را بپذيريد و استفاده كنيد. تا جاي ممكن از خريد پوشاك و لباس‏هايي كه به ندرت مورد استفاده قرار مي‏گيرند، خودداري كنيد.
2- غذا: خوراك ساده‏اي را به عنوان غذا انتخاب كنيد. سعي كنيد متناسب با هر فصل، غذاي تازه مصرف كرده و تا جاي ممكن از مصرف غذاهاي فرآوري شده خودداري كنيد، زيرا مواد غذايي تازه ارزان‏تر و سالم‏تر هستند. در صورت امكان سعي كنيد بخشي از مواد غذايي مورد نياز (مانند ماست، پنير يا نان) را خودتان درست كنيد.

3- باغچه كاري: در صورت امكان از حداقل فضاي موجود استفاده كنيد و به كشت ميوه، سبزيجات يا گياهاني بپردازيد كه در سبد مصرف شما سهم چشمگيري دارند. بديهي است اگر محل سكونت شما از باغچه نسبتا بزرگتري برخوردار باشد، با پرورش گياهان و درختان علاوه بر رفع بخشي از نياز خود مي‏توانيد در تعديل درجه حرارت محيط منزل خود در تابستان و زمستان نيز موثر باشيد.
4- شراكت: سعي كنيد همسايه يا دوست خوبي باشيد. اين مسأله به خصوص در شرايط سخت اهميت زيادي دارد و امكان برقراري ارتباط با اطرافيان را بيشتر مي‏كند. اگر فكر مي‏كنيد چيزي در اختيار داريد كه مورد نياز دوست يا همسايه شما است يا آنها چيزي دارند كه به درد شما مي‏خورد، از مشاركت با هم دريغ نورزيد.
5- كار و تلاش: اگر وقت آزاد داريد، سعي كنيد شغل نيمه وقت ديگري پيدا كنيد يا چند ساعتي را طي هفته به تعليم و يادگيري فنون و مهارت‏هايي اختصاص دهيد كه در زندگي شما موثر است.
6- خريد: تا جاي ممكن خريدهاي معمولي خود را از فروشگاه‏هاي مقرون به صرفه انجام دهيد و سعي كنيد سري به حراجي‏ها، سمساري‏ها و فروشگاه‏هاي مشابه بزنيد. هنگام خريد به دوام جنس و كالاي مورد نظر فكر كنيد و اجناس مرغوب و با كيفيت بخريد. در صورت امكان به جاي تعويض اجناس خود، آنها را تعمير كنيد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 10:03 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



انسان‌ها براي زيستن نيازمند به مصرف‌اند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهره‌گيري از مواهب بيكران و نعمت‌هاي بي‌شمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند.

در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بوده‌اند، سعي كرده‌اند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهره‌برداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند. بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بوده‌اند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نياز‌هاي خويش از طريق صنعت و‌ فناوري به كار بسته‌اند و سعي كرده‌اند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگ‌هاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمت‌هاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند.
از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايه‌دار (برخوردار از مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروت‌هاي ملي و خدادادي خويش، به مصرف‌گرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفته‌اند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي مي‌توان مشاهده كرد. نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است.

براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70‌‌كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي سال‌هاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225‌‌ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300‌ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122‌ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري از انرژي هستيم. در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي‌رسد.

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود!

از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه‌ 4000‌‌ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. دكتر داوودي، معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها 5‌‌برابر سرانه مصرف جهان است.

مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سال‌هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.

اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.

تحقيقات كارشناسان نشان مي‌دهد ايراني‌ها 30‌درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي‌كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخش‌هاي مختلف با ديگر كشورها، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه‌ها است و جالب‌تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي‌كنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است. براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزه‌هاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟

بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشور‌هاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگ‌ترين وارد كننده گندم تبديل مي‌شود. بنا بر گزارش معاون امور گمركي گمرك ايران،در سال 1387 ارزش كل واردات كشور حدود 5/51ميليارد دلار بوده، در حالي كه كل صادرات ايران در اين سال 21ميليارد دلار ارزش داشته است (واردات نزديك به 5/2برابرصادرات بوده است).

هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شوداز سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينه‌هاي يارانه‌اي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90‌هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد مي‌كند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص مي‌دهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصله‌هاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد مي‌كند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح فردي، سازماني و ملّي از هزينه‌هاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد. به اين منظور، در راستاي مديريت صحيح مدبّرانه مصرف در هر يك از سطوح فوق، راهكارهايي ارائه مي‌شود:

الف) سطح فردي:

- تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن

- آشنايي با روش‌هاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .)

- پرهيز از تجمل گرايي و رفاه‌زدگي.

- پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .)

- آشنايي با توصيه‌ها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف.

- آشنايي با آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي.

- تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسه‌هاي نفساني و هوس‌پروري (بويژه در تجمل‌گرايي.)

- خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل.

- درك اين حقيقت كه مصرف بي‌رويه و نابجاي ثروت‌هاي خدادادي، باعث تباهي نعمت‌هاي الهي و خيانت به آيندگان است.

ب ) سطح ملّي:

- جلو‌گيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايه‌هاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيره‌‌‌سازي مناسب آنها.

- ساماندهي توزيع يارانه‌ها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد.

- فرهنگ‌سازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانه‌ها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلم‌ها و سريال‌ها.

- وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بي‌رويه.

- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي.

- تسريع در پروژه‌هاي زيربنايي كه مي‌توانند به ذخيره‌سازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راه‌اندازي پالايشگاه‌ها و مجتمع‌هاي پتروشيمي، شبكه‌هاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي و....

- توليد و توزيع كالاهايي كه مي‌توانند در مصرف جامعه صرفه‌جويي ايجادكنند مثل لامپ‌هاي كم‌مصرف.

- اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمان‌ها در مصرف انرژي كمك مي‌كند.

- نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روش‌هاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب.

-‌ استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگي‌هاي محيطي.

- اعمال ممنوعيت‌هاي قانوني و بودجه‌اي براي سفرهاي غيرضروري و همايش‌ها و اجلاس‌هاي ناكارآمد دستگاه‌هاي دولتي.

- نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .)

- دقت در خاموشي چراغ‌هاي معابر عمومي، بزرگراه‌ها و خيابا‌ن‌ها پس از روشنايي هوا و چراغاني‌هاي پيوسته كوچه‌ها و محلّه‌ها در جشن‌ها و مناسبت‌ها.

اميرهوشنگ آذردشتي
كارشناس ارشد مديريت
جام جم
 

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



خبرگزاري فارس: پايگاه اينتترنتي كانترپانچ با بررسي جنايات اخير خانوادگي بين شهروندان آمريكايي كه پس از بحران اقتصادي رخ داده اند، ريشه اين مشكلات را فرهنگ مصرفي و جستجوي جنون آميز زندگي رويايي به سبك ايده آل آمريكايي دانسته و راه حل هاي اقتصادي براي برون رفت از اين وضعيت را ناكافي شمرده است.

به گزارش فارس، فيرمين دبراباندر، استاد فلسفه در موسسه كالج هنر مريلند، در مقاله اي كه پايگاه اينترنتي كانترپانچ آن را منتشر ساخته است، با اشاره به اين كه در هفته جاري، مريلند عنوان پايتخت آدم كشي- خودكشي آمريكا را به خود اختصاص داده، از اين كه هر دو جنايت اخير به خاطر مشكلات اقتصادي در دوران ركود فعلي، رخ داده اند، ابراز نگراني كرده است. در شهر فردريك كانتي، هفته گذشته، كريستوفر وود خود، همسر و سه فرزندش را به خاطر بدهي 45 هزار دلاريش كه مربوط به كارت اعتباري و وام رهن مسكن بود، به قتل رساند. كمي بعد از اين اتفاق، در توسان مريلند، ويليام پرنت ابتدا همسر و دو دختر خود را خفه كرد و سپس به يك مغازه رفت و پس از خريد يك چاقو، خود را نيز به قتل رساند. تحقيقات اوليه حاكي از آن است كه وي در سرمايه گذاري هاي انجام داده به جاي موكلانش، ميليون ها دلار زيان ديده بود.
نويسنده سپس ضمن بيان اين نكته كه اين مردها افرادي عادي و حتي شهروندان و پدران خوبي نيز بوده اند، اولين سوالي كه بعد از شنيدن جزئيات اين جنايات به ذهن خطور مي كند را اين مي داند: چرا خانواده ها نيز وارد اين جنايات مي شوند؟ خودكشي يك مسئله است ولي چرا بايد تمام اعضاي خانواده نيز به همراه پدر، كشته شوند؟ چه چيزي باعث مي شود تا آنها به چنين ديوانگي و جنايات هولناكي دست بزنند؟ چگونه ممكن است شما خود، فرزندان كوچك و همسرتان را تنها براي بدهي بكشيد؟ به نظر من هر چقدر هم كه بدهي زياد باشد، اين كار غير قابل باور است. اين مردها كور بوده اند، اما چرا؟ آنها نمي توانستند زندگي خود و خانواده شان را در شرايط ورشكستگي و فقر تصور كنند. من فكر مي كنم، شرم نيز آنها را از درون كشته است. شايد آنها روي نگاه كردن به چشمان كودكان، والدين، همسايه ها و حتي خودشان را نداشته اند.
وي در ادامه از احتمال وجود يك مشكل رواني ناشي از طمع سخن مي گويد و مي نويسد: زماني يكي از همكاران من مي گفت، وقتي در مورد حقوق هاي بالاي مديران اجرايي فكر مي كند، متوجه حرص و طمعي در آنها مي شود كه يك نوع از بيماري هاي رواني است. چه چيز ديگري مي توان در مورد مديران بي شرمي گفت كه هر روز براي درآوردن پول بيشتر كه شايد حتي نتوانند آن را در زندگي خود خرج كنند، مردم را فريب مي دهند؟ من آن روز به اين حرف همكارم خنديدم. همكار من يك سوسياليست با سابقه است كه براي نظرات خاصش معروف است. البته در اين جنايات ما شاهد اين بيماري در حالت هولناك و ناگهاني آن هستيم.
اين استاد فلسفه آمريكايي، ريشه اين بيماري را در سبك زندگي آمريكايي و آرزوهايي مي داند كه مردم آمريكا درصدد تحقق آنند. به عقيده دبراباندر، قربانيان اين فجايع، نتوانسته بودند به استانداردهاي موفقيت تعريف شده در جامعه آمريكا دست يابند و اصطلاحاً بر روي خانه خود براي رسيدن به اين استانداردها شرط بندي كرده بودند.
به نظر مي رسد اين آقايان، وود و پرنت، در بحران و حباب اقتصادي جديد به وجود آمده گير افتاده بودند: وود بر روي يك خانه در فلوريدا معامله اي قمار گونه كرده بود، كه هيچ پولي در ميان نبود؛ پرنت نيز با استفاده از رشد بازار مسكن و ملك اقدام به دريافت وام هاي كوتاه مدت براي ساخت و ساز كرده بود و به اين ترتيب سود سرمايه گذارانش را نيز پرداخت مي نمود. به طور خلاصه بايد گفت، به نظر مي رسد اين مردها از حرص و طعمي كه به جان اقتصاد ما افتاده و آن را از پاي در آورده، صدمه ديده اند. آنها قربانيان (من از نسبت دادن اين كلمه به آنها نفرت دارم اما هيچ كلمه مناسب ديگري وجود ندارد) آشفتگي مالي ما بودند كه به شدت با سفته بازي و ريسك هاي بالايي همراه بود و تنها هدفشان نيز ثروتمند شدن بود.
اما چه اتفاقي براي اين راحتي محض و هدف ارزشمند در زندگي افتاد؟ اهدافي چون ايمني، امنيت و رضايتمندي؟ نه، آن اهداف ديگر براي ما به اندازه كافي خوب نيستند؛ ما در خيال خود به ثروت ميلياردي لري اليسون مي انديشيم و از جورج سوروس براي انجام ريسك هاي بزرگ الهام مي گيريم. اين ريسك پذيري در واقع ديوانگي است. جنوني كه به خاطر نيازها و اهداف نابخردانه اي ايجاد مي شود.
نويسنده بر همين اساس، اصلاح فرهنگ آمريكا علاوه بر اصلاح قوانين اقتصادي را براي رفع ريشه اي اين مشكلات ضروري مي داند. او مي نويسد: دولت اوباما حق دارد كه بر روي مقررات جديد در آينده بر روي سيستم هاي بانكي و سرمايه گذاري ما تاكيد كند، مقرراتي كه ممكن است با كاهش ريسك هاي بيش از اندازه، مشكلات و بحران هاي اقتصادي آينده را پايين آورند. اما چيز ديگري كه هر روز بيشتر نمود پيدا كرده و نياز به بازسازي دارد، چيزي فراتر از كارهاي سياسي صرف است و آن روياي آمريكايي مي باشد. روياي آمريكايي؛ واقعا، تنها يك تصور احمقانه است و هنوز اين رويا آمريكايي ها را براي دهه ها تشويق مي كند كه به بهره وري اقتصادي بپردازند، بهره وري خاصي كه به سختي مي توان مشابه آن را در سراسر دنيا يافت.
آمريكايي ها ساعت هاي متوالي كار مي كنند و مسافت هاي زيادي را مي پيمايند، اما دقيقا براي چه؟ براي خانه اي بزرگتر با يك گاراژ وسيعتر و تعداد زيادي اتومبيل. ما بايد در هر اتاق يك تلويزيون صفحه تخت داشته باشيم، حتي بنا بر گزارش هفته اخير نيويورك تايمز در دستشويي نيز يك تلويزيون مي گذاريم. آمريكايي ها به طور متوسط هر 7 سال يكبار خانه خود را تغيير مي دهند. چرا ما نمي توانيم يكجا بمانيم؟ چه چيزي موجب اين بي قراري مي شود؟ به نظر من، دليلش همين رويا است. ما نمي توانيم هيچ وقت به اندازه كافي از همه چيز داشته باشيم. دونالد ترامپ، حالا يك ستاره تلويزيوني است كه هر شب برنامه او به ما يادآوري مي كند كه داستان زندگي اين فرد، جاه طلبي هاي گستاخانه اش، امپراطوري املاكش و پنتهاوس هاي بزرگش، همان روش آمريكايي در زندگي است.
خانواده پرنت در گاردن سيتي، يك محله خوب و دوست داشتني در لانگ آيلند زندگي مي كردند. چه چيزي باعث شد كه آقاي پرنت چيزي بيش از يك حقوق ثابت و راحتش بخواهد؟ به نوعي او در چشمانش ستاره ها را مي ديد - شايد نشانه هاي اشرافيگري و ثروت كه از هر گوشه و كنار منهتن به چشمان او مي خورد - و همين امر وي را به سرمايه گذاري در زمينه هاي سودمند تشويق نمود.
نويسنده در اين جا نظام بانكي و سيستم سرمايه داري آمريكا را نيز متهم دانسته و مي نويسد: دوستان در منهتن كه گزارش هاي رو به رشد بازار را در آن زمان مشاهده كرده بودند، ديگر حقوق هاي 6 رقمي خود را كافي نمي دانستند و البته خودشان نيز به اندازه كافي خوب نبودند. در كوتاه مدت، درآمدهاي فوق العاده قابل انتظار بود - مدلي كه توسط مديران موسسات سرمايه گذاري ارائه مي شد و بر اساس آن در دوره هاي كوتاه مدت سودهاي غير قابل باوري به دست مي آمد. نيويورك هيچ گاه ثروتي به اندازه ثروت موسسات سرمايه گذاري به خود نديده بود. به سرعت نيز ثروت هاي اين گونه موسسات به نوعي نرم و هنجار تبديل شد. به چه روش ديگري مي توان پافشاري هاي سخت و بي شرمانه بانكداران تحت حمايت دولت و دلالان را براي كسب سود بيشتر، توضيح داد؟ نام بازي درآمد گزاف است و چگونه به آن رسيدن چيزي است كه كمتر و كمتر اهميت دارد.
حالا يكي از دوستان منهتني من از شهر فرار كرده است و يك شغل بدون درآمد براي خود در حومه مريلند دست و پا كرده است. او اين عمل را به نوعي فرار از جنون و ديوانگي شهري توصيف مي كند كه مردم در آن با انتظارات و خواسته هاي بيشمار قفل شده اند. اين تب، در سال هاي اخير به نوعي تمام مردم آمريكا را در بر گرفته است. قماربازان كوچك در فلوريدا به سراغ خانه دوم نيز رفتند، به عنوان مثال همانند آقاي وود. همه ما در يك جنون وسيع تر احاطه شده ايم كه حالا به صورت جنايات و بحران و آشفتگي اقتصادي نمايان شده است.
دبراباندر با تاكيد مجدد بر آن كه "ما علاوه بر اصلاحات اقتصادي، به يك انقلاب و تغيير فرهنگي هم نيازمنديم و آمريكايي ها به اهداف حرفه اي تر، نيازهاي مالي جديد كه بر مبناي آرزوهاي واقعي تر بنا شده باشند و ريسك و استرس پايين تري داشته باشند، نياز دارند "، رساندن ساعت كار روزانه به 12 ساعت، پرداخت همزمان اقساط چند وام رهن مسكن و رشد بيش از اندازه بدهي هاي كارت اعتباري را باعث تبديل شدن آمريكايي ها به يك ماموت بزرگ مصرف كننده مي داند كه هنوز هنوز ارضا نشده ايم و هميشه زياده خواه بوده است.
مقاله انتقادي پايگاه اينترنتي كانترپانچ در پايان روش زندگي مصرفي را فاقد لذت بخشي خوانده و در پايان اين گونه نتيجه مي گيرد كه: حالا حباب اين نوع زندگي تركيده است و خانواده هاي ناقص -همچون وود و پرنت- از زير آن به پايين سقوط مي كنند. راه بهتري هم بايد باشد؛ ما به استانداردهاي جديدي براي شادي نيازمنديم. 



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:54 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




نخستین و مهم‌ترین اقدام ضروری در اهتمام به اصلاح الگوی مصرف، تلاش برای تبدیل این مشترک لفظی به یک مشترک مفهومی و ارائه یک تبیین درست از موضوع است.

در فاصله یک ماه که از اعلام سال 1388 به عنوان سال "اصلاح الگوی مصرف" می‌گذرد، تبیین‌های متفاوتی از سوی اندیشمندان، مدیران و کارشناسان ارائه شده است که از فرو کاستن موضوع به رفتارهای مصرفی افراد تا ارجاع آن به سطح رفتارهای دولت و یا نهادهای حاکمیتی در نوسان بوده است.

 

به نظر می‌رسد اولین و مهم‌ترین اقدام ضروری در اهتمام به اصلاح الگوی مصرف، تلاش برای تبدیل این مشترک لفظی به یک مشترک مفهومی و ارائه یک تبیین درست از موضوع است. در پرتو یک درک جامع و مشترک امکان تأثیرگذاری بیشتر بر پدیده میسر خواهد شد.

 

به راستی مشکل مصرف در جامعه ما چیست؟ اصولاً چه چیزی را مصرف می‌کنیم؟ گستره، کمیت و کیفیت مصرف شدنی‌ها چیست؟ آیا هم آنچه مصرف می‌کنیم، ارزش یکسانی دارند؟ آیا مشکلات ما در الگوی مصرف ناشی از مصرف کردن است یا در مواردی می‌تواند ناشی از مصرف نکردن هم باشد؟ آیا همه آنچه مصرف کردنی است و بالقوه در حوزه مصرف ما قرار دارند، در حوزه توجه و ادراک ما قرار گرفته‌اند؟

 

جوامع گوناگون موتور محرک اقتصاد خود را بر مبنای کدام منبع استوار کرده‌اند و با صرف چه منابعی، دستیابی به اهدافشان را پی ‌می‌گیرند؟

 

ما بر چه منابعی متکی هستیم و بیشتر بر بکارگیری و مصرف کدام یک از منابع تمرکز کرده‌ایم؟ از سوی دیگر مصرف‌کنندگان چه کسانی هستند؟ آیا می‌توان نهادهای حاکمیتی، بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دستگاه‌های اجرایی فرد و خانواده را گستره مصرف‌کنندگان منابع جامعه دانست؟

 

آیا سطح دسترسی به منابع مصرفی در لایه‌های فوق یکسان است؟ رفتارهای مصرفی کدام سطح از جامعه بیشتر نیازمند بازنگری و اصلاح است؟ آیا مساله اصلی مصرف در سطح فرد و خانواده ایجاد شده است یا متوجه سطوح بنگاهی، سازمانی، بخشی، دولت و نهادهای حاکمیتی است؟

 

الگوهای رایج مصرف در کشور کدامند و ریشه‌های این الگوها در چیست؟ الگوی درست و نادرست مصرف چیست؟ کدام الگو و چرا مناسب‌تر است و کدام الگو و چرا پذیرفتنی نیست؟ خصوصیات یک الگوی درست چیست؟

 

الگوهای نادرست چگونه شکل گرفته و پرورش یافته‌اند؟ و چگونه می‌توان الگوهای درست را جایگزین آنها کرد؟

 

شکل‌گیری الگوهای نادرست را به چه دلایلی می‌توان ارجاع داد؟ آیا کاستی در دانش و آگاهی مصرف‌کنندگان منشأ پیدایش مشکل است یا کاستی در نظامات و قواعد حاکم بر جامعه منجر به بروز چنین رویه‌ای شده است؟

 

آیا می‌توان این کاستی را به فقدان مهارت‌های مصرف‌کنندگان یا ضعف انگیزشی آنان ارجاع داد؟ یا مشکل در عرصه‌ها و زمینه‌هایی است که مستعد شکل‌گیری یک الگو و انهدام یک الگوی دیگری است؟

 

همه این موارد و سؤالات بسیار دیگری هست که بایستی اندیشمندان، مدیران و کارشناسان به ارائه تبیین خود از آن اهتمام نمایند و در اثر تعامل فکری صاحبنظران، نوعی برداشت مشترک و وفاق جمعی پیرامون موضوع و ابعاد، عناصر، اجزا و ریشه‌های آن ایجاد گردد. برخوردهای جزئی و پراکنده و بدون ارائه یک تبیین کلی، جامع و ریشه‌ای از موضوع، جامعه را به سمت رفتارهایی سوق می‌دهد که تضمین‌کننده توفیقات پایدار نمی‌شود.

 

رویه رایج برخوردهای شعاری با مفاهیم و اهتمام شکلی به آن و تهی کردن محتوای آن، متأسفانه این موضوع اساسی و کلیدی جامعه را تهدید می‌کند و ولع نهادها و دستگاه‌ها برای ارائه طرحی سریع به منظور اصلاح الگوی مصرف که این روزها فضای رسانه‌ای کشور را پر کرده است، این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که فردی با تبر کند در حال قطع یک درخت خشک بود و فردی که از کنار او می‌گذشت، گفت کمی درنگ کن و تبرت را تیزکن و سپس به قطع درخت بپرداز و او در جواب گفت که فرصت زیادی ندارم و به نظر می‌رسد که باید بر این نکته تصریح کرد که آن قدر وقت نداریم که عجله کنیم؛ باید تبر خود را تیز کرده و سپس درخت خشک را قطع کنیم.

 

تا دستیابی به یک فهم جامع، روشن و مشترک از موضوع بایستی درنگ کرد و تأکید این نکته از سوی مقام معظم رهبری که اصلاح الگوی مصرف شاید به زمانی بیش از 10 سال نیاز داشته باشد، می‌تواند اشاره‌ای به لزوم ساماندهی اندیشه‌ای عمیق درباره اصلاح الگوی مصرف در جامعه و سطح نهاد‌های مسئول باشد که همگان بدان مسئولیت داریم. 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



شايد همين نكته كافي باشد كه بر اساس تازه ترين تحقيقات به‌عمل آمده در اين زمينه، استفاده از شيوه‌هاي نوين مصرف انرژي نظير شيشه‌هاي دوجداره، درزگيري شكاف چارچوب درها و پنجره‌ها و عايق بندي سيستم‌هاي لوله كشي و گرمايش و سرمايش مي‌توان تا 30 درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد و اگر اين رقم را در صدها هزار منزل مسكوني ضرب كنيم، اهميت آن بيشتر نماي يك «بايد غيرقابل اجتناب» پيدا خواهد كرد.

به باور بسياري از كارشناسان و متخصصان امور فني سازه‌سازي، استفاده از شيوه‌هاي بهتر و مؤثرتر مصرف چه در منازل مسكوني و چه در ادارات عمدتا در قالب مصرف بهينه انرژي خلاصه مي‌شود و نمود پيدا مي‌كند.

در حال حاضر يكي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي ساخت بناهاي استاندارد در زمينه مصرف بهينه انرژي استفاده از پنجره‌هاي دوجداره است. گرچه استفاده از اين نوع پنجره‌ها در مقايسه با پنجره‌هاي معمولي كمي پرهزينه‌تر است؛ اما اگر صرفه‌جويي درازمدت ناشي از پرداخت هزينه كمتر حامل‌هاي انرژي را در همان ابتدا محاسبه كنيم، استفاده نكردن از آنها اقدامي اشتباه و حتي خنده‌دار جلوه خواهد كرد.

بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده است كه تبادل گرمايي و سرمايي در سازه‌هايي كه با استفاده از اين نوع پنجره‌ها ساخته شده‌اند، بسيار كمتر است. تا آنجا كه در دوره‌هاي سرد سال نياز كمتري به استفاده از سيستم‌هاي گرمايشي احساس مي‌شود.

يكي ديگر از مزاياي استفاده از پنجره‌هاي دو جداره، كاهش راه يافتن آلودگي صوتي كوچه و خيابان به محيط ساكت منازل و ادارات است كه اين خود نتيجه‌اي جز آسايش بيشتر و انجام كارها با تمركز بهتر و استرس كمتر ندارد.

يكي ديگر از راهكارهاي مؤثر در زمينه كاهش مصرف انرژي بخصوص در منازل مسكوني، استفاده از نسل جديد عايق‌هاي پوششي براي پشت بام‌هاست كه در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي جالب توجهي در زمينه دانش ساخت آنها صورت گرفته است.

به عقيده كارشناسان استفاده از نوعي از اين پوشش‌ها كه لايه رويي آنها قابليت انعكاس نور خورشيد را دارد، مي‌تواند يكي از راهكارهاي مؤثر در مصرف بهينه انرژي به خصوص در فصول گرم سال شود.

اين نوع پوشش‌ها به دليل ساختار خاص و مواد مخصوصي كه در بافت سازنده آنها به كار گرفته شده است، در فصول سرد سال مانع از تبادل گرمايي با محيط مي‌شود واز اين رو در مصرف سوخت و توليد حرارت صرفه‌جويي قابل توجهي صورت مي‌گيرد.

از آن گذشته نه تنها استفاده از اين پوشش‌ها بسيار راحت و سريع است، بلكه ضريب نفوذ آب باران نيز در آنها تقريبا به صفر رسيده است كه اين نكته نيز در افزايش طول عمر مفيد ساختمان‌ها بسيار مهم است.

در عين حال، بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده‌اند كه در فصول گرم سال كه تابش مستقيم نور خورشيد به ميزان قابل توجهي افزايش مي‌يابد، مانع از گرم شدن بي دليل ساختمان مي‌شوند و در نتيجه سيستم‌هاي سرمايشي منازل از جمله كولرها فعاليت كمتري خواهند داشت.

فعاليت كمتر سيستم‌هاي سنتي و رايجي نظير كولرهاي آبي معادل مصرف كمتر آب و الكتريسيته است و اين يعني اصلاح الگوي مصرف.

تجربه و بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده اند كه استفاده از شومينه به عنوان منبع توليد حرارت در منازل با صرف انرژي قابل توجهي همراه است.

در حقيقت مشكلي كه درخصوص شومينه وجود دارد، نبود سيستم به جريان انداختن گرماي توليد شده در محيط و همچنين خارج شدن حجم قابل توجهي از گرماي توليدي به همراه گازهاي ناشي از سوخت و سوز از مجراي دودكش آن است. اين هم اكنون عمدتا از شومينه به عنوان يكي از عناصر تزئيني و دكوري منازل ياد مي‌شود تا بخشي از سيستم حرارتي منازل.

روي آوردن به چنين راهكارهايي در مرحله نخست با صرف هزينه بيشتري همراه است؛ اما همان‌طور كه گفته شد در طولاني مدت بازگشت سرمايه قابل توجهي دارد. اما در كنار اين نكات، راهكارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نه تنها از بعد صرف هزينه هيچ تفاوتي نمي‌كنند بلكه در پايين آمدن هزينه‌هاي مربوط به حامل‌هاي انرژي تأثير غيرقابل انكاري دارند.

يكي از اين راهكارها، استفاده از پرده‌هاي ضخيم در زمستان‌ها به منظور ايجاد لايه‌هاي بيشتر عايق در كنار ديوارها و پنجره‌هاست تا به اين ترتيب تبادل گرمايي منازل با محيط باز و سرد خارج به حداقل برسد.

به نظر مي‌رسد استفاده از مجموعه‌اي از اين راهكارها به عنوان گامي مهم و اساسي در كاهش مصرف انرژي در منازل و ادارات سرآغاز خوبي براي دستيابي به اهداف نهفته در راهبرد اصلاح الگوي مصرف در جامعه باشد. البته دستيابي به چنين اهدافي چندان هم سخت به نظر نمي‌رسد.

يكي از مهم‌ترين راهبردهايي كه بايد در زندگي روزمره مورد توجه قرار گيرد، تعمير و نگهداري علمي و اصولي از وسايل و سيستم‌هاي مختلفي است كه در منازل به كار گرفته مي‌شوند.

به عنوان مثال، وسايلي همچون يخچال و فريز از جمله مصرف‌كنندگان اصلي انرژي در منازل به حساب مي‌آيند كه با كمي دقت و توجه ضمن آن‌كه مي‌توان سرانه مصرف انرژي آنها را پايين آورد ، مي‌توان طول عمر مفيد بيشتري نيز به آنها بخشيد.

همواره توجه داشته باشيد كه فنرهاي پشت يخچال در صورت تميز ماندن امكان بهتري براي جريان آزادانه هوا ايجاد مي‌كنند و اين يعني افزايش ضريب بازدهي يخچال و در نتيجه افزايش طول عمر مفيد آن.

 ماشين لباسشويي نيز از جمله اين وسايل است كه با كمي دقت و توجه به اصول اوليه علمي مي‌توان صرفه‌ جويي قابل توجهي در مصرف انرژي در اين دستگاه داشت. هيچ‌گاه ماشين لباسشويي را بيشتر از حجم متناسب مملو از لباس‌هاي چرك نكنيد، چون احتمالا لباس‌ها به خوبي شسته نمي‌شود و در نتيجه با شستشوي مجدد شما هم در هدر رفتن انرژي سهيم خواهيد بود.

از آن گذشته، تجربه ثابت كرده است با قرار دادن چند تكه پارچه حوله‌اي يا حتي همان حوله دست و صورت در ميان لباس‌ها در زماني كه مرحله خشك كردن آغاز مي‌شود، آب اضافي لباس‌ها به راحتي گرفته مي‌شود.

تمامي اين راهكارهاي ساده از اصول اوليه علمي نشأت گرفته‌اند و از اين رو مي‌توان گفت توجه به همين اصول پيش‌پا افتاده نقش قابل توجهي در كاهش هزينه‌هاي زندگي خواهد داشت.

در حقيقت زماني كه نگاهي توام با مباني بنيادين و ساده علمي در قبال چگونه زندگي كردن داشته باشيم بي‌شك، اصلاح الگوي مصرف به صورت خودكار در زندگي نمود پيدا خواهد كرد و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي را شاهد خواهيد بود.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در سه شنبه 11 اسفند 1388  ساعت 9:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



الگوی مصرفی یا ترکیب سبد کالاهای مصرفی جامعه ما تحت تاثیر عوامل مختلفی هستند که از جمله می‌توان به بحث نفوذ فرهنگ مصرفی بیگانه در فرهنگ مصرفی ایرانیان اشاره کرد.

"عبد‌المجید شیخی" استاد اقتصاد دانشگاه در گفت‌و‌گو با شبکه ایران، درباره اصلاح الگوی مصرف در کشور گفت: فرهنگ مصرفی ما ذاتا تحت تاثیر آموزه‌های اسلامی است که توجه به این آموزه‌ها کمک بزرگی به اصلاح الگوی مصرف خانوار‌های ایرانی خواهد بود. اما اکنون پیروی از الگوی مصرفی غربی بجای الگوی اسلامی، مصرف را در کشور افزایش داده است.

شیخی، با تاکید بر اینکه باید الگوی مصرفی متناسب با جامعه و مردم ایران تهیه شود، افزود: در هیچ یک از فعالیت‌های اقتصادی نمی‌توان از الگوی دیگر کشورها استفاده کرد زیرا اقتضائات و شرایط ملت‌ها و کشورها با هم متفاوت است.

این استاد دانشگاه با اشاره به موضوع تغییرکردن "مُد" یادآور شد: مُد عوض کردن پدیده‌ای ضد ارزشی است که اگر خود ما طراح و نوآور باشیم و در زمینه مصرف کالاها بتوانیم نمونه‌های جدید، مدل‌های جدید و الگوهای جدید داشته باشیم، رسیدن به اهداف مصرفی‌ متناسب با فرهنگ کشور امکان‌پذیر است.

وی، عدم‌بهره‌وری را از جمله عوارض تغییر زود به زود کالا بیان و خاطرنشان کرد: این نوع مصرف کردن چیزی جز تاثیرات سوء تغییر الگوی فرهنگی نیست و این تغییر الگو، جنبه‌ای از تزریق الگوی غربی است. در واقع بیانگر تزریق فرهنگ بیگانه در فرهنگ بومی ما است.

شیخی، تزریق الگو به جوامع مصرفی، معرفی کالاهای جدید به شکل مسلسل‌وار یا راه انداختن شبیخون فرهنگی مصرفی را از دیگر عوامل نفوذ فرهنگ مصرفی بیگانه در کشور خواند.

وی در ادامه به فرهنگ‌سازی پایدار برای اصلاح الگوی مصرف در کشور اشاره کرد و گفت: در سطح "مصرف کالا" باید  فرهنگ‌سازی نحوه مصرف بهینه بویژه آب، برق و گاز را آموزش از طریق مدارس، رسانه‌ها وتولیدکنندگان شروع کرد.

 این کارشناس اقتصادی، فرهنگ‌سازی را نیازمند عزم ملی جدی دانست که با مشارکت تمام مردم مسئولان و رسانه‌ها، به عنوان ابزار این فرهنگ‌سازی، امکان‌پذیر است.

وی همچنین با اشاره به راهکارهای اجرایی اصلاح الگوی مصرف، گفت: به طور نمونه برای کاهش مصرف آب برای خانوارهای پر مصرف جریمه و برای کم مصرف‌ها جایزه  تعیین کنیم که جایزه آن می‌تواند از همان جریمه تهیه شود.

شیخی، تعیین مالیات مضاعف بر کالاهای مصرفی غیرضروری، و دادن یارانه مضاعف از محل همین مالیات‌ها به کالاهای اساسی را راهکار دیگری برای مقابله با افزایش مصرف‌گرایی در کشور دانست و  تاکید کرد که هدفمند کردن یارانه‌ها می‌تواند الگوی مصرف تا حد بسیار زیادی اصلاح ‌کند.
در واقع تلاش برای پایین نگه‌داشتن قیمت‌ها توسط دولت سبب شده تا در چنین شرایطی میزان مصرف کالا در کشور افزایش یابد و مردم عملا به زیاد مصرف کردن عادت کنند که این امر با هدفمند کردن یارانه‌ها می‌تواند مرتفع شود زیرا بیشترین حجم یارانه به اقشار ثروتمند جامعه تعلق می‌گیرید.

وی تصریح کرد:‌ پرداخت مستقیم یارانه‌های دولتی به افرادی که شامل حال آنها می‌شود، تاثیر زیادی در اصلاح الگوی مصرف دارد. چرا که این کار به منزله دعوت از تمام خانوارها برای مشارکت در طرح اصلاح الگوی مصرف است.

شیخی افزود: دادن یارانه مستقیم در واقع دخالت دولت را در مدیریت مصرف کالاها در خانواده افزایش می‌دهد در حالی که معتقدیم دولت باید کوچک شود تا هزینه‌ها پایین آید. در واقع دادن یارانه مستقیم هزینه‌ توزیع یارانه را نیز بر دولت افزایش می‌دهد.

این استاد دانشگاه در عین حال تاکید کرد که ، هرچند برنامه‌ها و مطالب زیادی درباره اصلاح الگوی مصرف مطرح می‌شود اما نکته اصلی آن است که باید مدیریت تولید و مدیریت مصرف کشور اصلاح شود تا بتوان دراین زمینه شاهد رویکرد مثبتی باشیم.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ك خانواده متوسط شهري در يك سال معادل 5/15 بشكه نفت خام انرژي مصرف مي‌كند و در همين مدت باعث توليد و پراكنش 67/4 تن گازهاي گلخانه‌اي مي‌شود. با مصرف هوشمندانه انرژي همان خانواده قادر خواهند بود مصرف انرژي خود را حدود يك سوم آن هم از راه‌هاي ساده‌اي نظير استفاده از وسايل برقي خانگي كم‌مصرف و يا ساير شيوه‌هاي علمي صرفه جويي كاهش دهند.
همه مي‌توانند در اين صرفه جويي سهيم باشند. حتي يك صرفه جويي كوچك در محل سكونت مي‌تواند اثرات وسيعي در حفظ محيط زيست داشته باشد.
بر اساس استانداردهاي سازمان بهينه سازي مصرف سوخت در مورد ساختمان‌هاي بزرگ و عمدتاً ادارات سهم انرژي مصرفي به شرح زير تعيين شده است.
درصد تقريبي روشنايي انواع لامپ‌هاي رشته‌اي، فلورسنت، نئون = 40 درصد
وسايل گرمايشي و سرمايشي شوفاژ، تهويه مرکزي، چيلر، بخاري برقي، کولر آبي و کولرگازي = 45 درصد
مصارف ثابت و ساير مصارف انواع لامپ‌هاي دائم روشن يخچال، آسانسور و بالابر = 15 درصد
رعايت موارد زير مصرف برق اداره‌ها و ساختمان‌هاي بزرگ را به حداقل ممکن کاهش خواهد داد:
• لامپ‌هاي معمولي را با لامپ‌هاي کم مصرف و فلورسنت تعويض کنند، روشنايي راهروها و محل عبور و مرور اتاق ملاقات را به حد ممکن که مي‌تواند 25درصد اتاق مطالعه و کار اداري باشد کاهش دهند.
• ميزها در جاي مناسب طوري قرار داده شوند که در روز از حداکثر نور طبيعي استفاده شود و نور مصنوعي تنها در نقاطي که امکان استفاده از نور طبيعي وجود ندارد به کار برده شود.
• با توجه به فصل، شرايط محل و ساختمان ترموستات وسايل سرمايشي و گرمايشي در حد نياز طبيعي، ثابت و غيرقابل تغيير شوند.
• درجه حرارت آب گرم مورد استفاده در ساختمان در حد نياز کاهش يابد.
• برج خنک‌کننده و... به موقع به طور مرتب تعمير و تميز شود.
• برنامه‌اي تنظيم شود که تاسيسات گرمايشي و سرمايشي مرکزي در ساعات اوليه بامداد روشن و حداقل دو ساعت قبل از خروج کارکنان و تعطيل اداره خاموش شود.
• پنجره‌ها دو جداره شوند.
• آسانسورها چنان تنظيم شوند که در طبقات اول و دوم توقف نداشته باشد و در بقيه طبقات نيز يک در ميان متوقف شوند.
• به منظور بهبود ضريب قدرت وسايل موتوري از تجهيزات مناسب چون خازن استفاده شود.
• شبکه‌هاي برقي داخلي ساختمان‌ها به منظور تجهيز به سيستمهاي فرمان خودکار تحت بررسي قرار گيرد.
منبع:روزنامه اطلاعات  
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



هزينه‌هاي واقعي اعتياد ما به خريد و مصرف

رشد لجام گسيخته مصرف‌گرايي و دلبستگي ما به داشتن خانه‌ها و خودروهاي تجملاتي لوکس که آثار زيان‌بار جسمي و روحي و زيست‌محيطي و فرهنگي و اجتماعي آن تقريباً براي همه ما روشن گرديده است، دو راه‌حل در برابر ماقرار مي‌دهد: کاهش مصرف و يا اعتماد به وقوع معجزه‌اي تکنولوژيکي براي بهبود اين شرايط. البته در سايه سلطه نظام‌هاي مادي‌گرايانه در قريب به اتفاق مناطق دنيا و رشد بي‌عدالتي و عدم اطمينان، گويي همه در انتظار وقوع معجزه‌اي تکنولوژيک نشسته‌اند. در برابر اعتياد فاجعه‌آميز همه ما به خريد و مصرف بيشتر و با وجود رشد تمايلات خوب و در عين حال کم‌نتيجه مصرف‌کنندگان، آيا زمان آن فرا نرسيده که همچون سال‌هاي جنگ جهاني دوم به سوي يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه و توأم با ارزش‌هاي انساني حرکت کنيم؟ هرچند از هم اينک مي‌توان پيش‌بيني نمود که هيچ يک از رهبران و احزاب سياسي ما حاضر نمي‌شوند که مردم را به چنين سياست‌هايي تشويق کنند.
يک جزوه قديمي در آشپزخانه منزل ما وجود دارد که آثار لکه‌هاي قهوه و يادداشت‌هاي بي‌مصرف زيادي روي آن وجود دارد. اما من تصميم ندارم آن را دور بياندازم. ايده‌اي خوب که ممکن است همچنان هم تداوم بيابد.
چرا؟ براساس همه پژوهش‌هاي صورت گرفته، افراد زيادي نظير من وجود دارند. افرادي که تمايلات و نگرش‌هاي خوبي دارند و عميقاً در مورد گرم شدن تدريجي آب و هوا نگرانند، اما همچنان در تبديل اين نظرات به رفتارهاي روزمره زندگي خود ناتوانند. براي اين وضعيت مي‌توان دلايلي نظير انبوه شدن اطلاعات دريافتي، کمبود زمان و ترديد در انتخاب گزينه‌هايي مناسب را برشمرد. به علاوه، بسياري بر اين عقيده‌اند که همه تلاش‌هاي ما در آن سوي معادله، به دليل اقدامات غيرمسئولانه‌اي نظير ساخت دو نيروگاه برق در هفته از سوي چيني‌ها، عملاً با موفقيت چنداني همراه نخواهد بود.
آيا دست زدن به اقداماتي نظير کاهش مصرف گوشت به نصف مقدار کنوني، چشم‌پوشي از رفتن به سفرهاي تفريحي و حمام آفتاب با هواپيما، تلاش براي بازيافت بيشتر زباله‌ها، و پياده‌روي تا مدرسه، کافي خواهند بود؟ مسلماً نه، چرا که اين اقدامات، تنها به خراشيدن يک سطح محکم شباهت دارد. اگر جهان توسعه يافته به کاهش 80 درصدي حجم انتشار کربن که مورد درخواست سازمان ملل متحد از اين دولت‌ها در کنفرانس بالي (اندونزي) بوده، تن دهد، بي‌ترديد فرزندان ما زندگي متفاوتي را به نسبت آنچه که هم اينک ما انتظار فرا رسيدن آن را داريم، تجربه خواهند کرد.
در سال 2006 ميلادي، هر انگليسي به طور متوسط 6/9 تن دي‌اکسيد کربن(CO2) توليد نموده که اين رقم بايد در سال 2050 ميلادي به 3 تن کاهش يابد و البته ترديدي وجود ندارد که در مورد لزوم اين کار در ميان متخصصان محيط زيست و اقتصاددانان، اجماعي همه‌جانبه وجود دارد. البته در کنار مسئوليت دولت‌ها، شهروندان ما هم بايد علاوه بر کاهش مصرف، به گونه‌اي متفاوت مصرف نمايند. به بيان ديگر، آيا پايداري حيات ما در اين کره خاکي، به يک اصلاح همه‌جانبه و تشکيل زندگي متفاوتي نياز دارد و يا با تداوم وضع موجود و دلبستگي به داشتن خانه‌هايي راحت، خودروهايي شيک و تعطيلاتي مفرح بدون توجه به آثار زيست‌محيطي آن هم مي‌توان به اين آرمان دست يافت؟
سياست‌هاي زيست‌محيطي دولت ما عمدتاً با محوريت روش دوم سازمان دهي و اجرا مي‌گردد. مشکل اينجاست که هيچ دليلي وجود ندارد که نشان دهد، در سايه اتکا به روش‌هاي کنوني موسوم به معجزه تکنولوژيکي، مي‌توان به کاهش موردنظر در سطح انتشار گاز کربن دست يافت. در گذشته، افزايش کارايي مصرف انرژي عمدتاً به مواردي اين چنين محدود بوده است: «اگر يخچال فريزر من از کارايي انرژي مناسبي برخوردار است و بهايي ارزان‌تر هم دارد، شايد من براي تابستان گرم بعدي هم يک دستگاه تهويه مطبوع با همين مارک خريداري کنم.»
البته نوآوري‌هاي تکنولوژيکي يک بخش مهم از راه‌حل‌هاي فراروي ما خواهد بود، اما اين روش‌ها به تنهايي کافي نيستند؛ چرا که بر اين اساس، يک ايمان منطقي و عقلايي از سوي دولتمردان ما نسبت به موفقيت اين دستکاري‌ها و نوآوري‌ها وجود دارد.
متأسفانه گزينه کاهش مصرف، چيزي است که هيچ سياستمداري به آن توجه ندارد. در يکي از جلسات برپا شده با اين موضوع، مسئولان خزانه‌داري ما اين رويکردها را ارتجاعي و کاري همانند زندگي در غارها عنوان نمودند. هم اينک نيز ما صاحب يک سيستم سياسي هستيم که بر مبناي رشد اقتصادي بنيان‌گذاري شده و براي سنجش آن از نرخ توليد ناخالص داخلي (GDP) استفاده مي‌شود. البته افزايش اين عدد هم منوط به افزايش بيشتر و بيشتر مخارج مصرف‌کنندگان است. رشد اقتصادي براي کاستن از سطح بدهي‌هاي ملي و ايجاد يک دولت رفاه نيز منافعي فراوان دارد. اگر مردم از خريدهاي خود دست بکشند، احتمالاً اقتصاد ما فرو خواهد پاشيد و جاي تعجبي هم ندارد که يکي از وظايف رهبران سياسي ما پس از هر حمله تروريستي، اطمينان بخشي به مردم (در مورد وجود امنيت) و تشويق آنان به تداوم خريدهايشان است. (کاري که جورج بوش و آن ليوينگستون پس از حملات 11 سپتامبر و بمب‌گذاري‌هاي لندن انجام دادند.) تبليغات و بازاريابي به عنوان دو بخش غول‌پيکر اقتصاد، به صورتي کامل و همه‌جانبه، بر اين اساس پايه‌گذاري شده‌اند که ما به خريدهاي مصرفي خود ادامه دهيم و فرزندان ما نيز اين راه را ادامه دهند.
ما در قلب اين مدل اقتصادي، شاهد وجود يک ديوانگي و به دنبال آن هزينه‌هاي فاجعه‌آميز زيست‌محيطي هستيم. روان شناس سرشناس آمريکايي تيم کاسر به صورتي عالي، از يک نمودار براي نشان دادن اين شرايط بهره مي‌برد. در اين شکل، يک خط نشانگر درآمد شخصي افراد بوده که در 40 سال اخير سر به آسمان ساييده است. خط ديگري هم نشانگر افرادي مي‌باشد که اعلام داشته‌اند، احساس خوشحالي و رضايت بسيار زيادي دارند. البته شيب اين خط در اين دوره، تغييري نداشته است. بدين ترتيب، شکاف موجود ميان اين دو خط در طول اين دوره، رو به فزوني نهاده است. پس اين همه مصرف براي شادماني ما کافي نيست.
اما نمودار، تأثيراتي اميدوارکننده و در عين حال نگران‌کننده دارد. از جنبه اميدوارکننده، اين نمودار نشان مي‌دهد که يک نظام اقتصادي بنا نهاده شده بر مبناي مصرف اندک، فاجعه نخواهد بود. در مقابل هم، نکته نگران‌کننده اين است که ما با وجود اينکه مي‌دانيم، خريد و مصرف بيشتر ما را شادمان‌تر و رضايتمندتر نمي‌کند، همچنان به اين کار ادامه مي‌دهيم. وي معتقد است که مصرف‌گرايي بدون حد و مرز ما، پاسخي غيراداري به فقدان امنيت و همچنين يک نوع ناسازگاري رفتاري مي‌باشد. در چند دهه گذشته، منابع ناامني دوچندان شده‌اند. در کنار دستکاري‌هاي زياد اذهان ما توسط تبليغات، ما شاهد شکل‌گيري منابع جديدي از ناامني و اقتصادهاي بازاري بسيار رقابتي بوده‌ايم که دامنه گسترده‌اي را از مفاهيمي نظير هويت (من که هستم و به کجا تعلق دارم؟) تا نيازهاي بنيادين (چه کسي در سنين پيري به مراقبت از من مي‌پردازد؟) در برمي‌گيرد. اين رابطه موجود ميان مادي گرايي و ناامني به ما کمک مي‌کند که توضيح دهيم، چرا کشورهايي کاملاً متفاوت نظير ايالات متحده و چين، عميقاً رفتاري مادي‌گرايانه داشته و با ناامني‌هايي فزاينده هم روبه‌رو هستند.
بي‌ترديد درخشش و تلألؤ دل فريب روزافزون اين سيستم اقتصادي بنيان نهاده شده بر مبناي ناعدالتي، بر اين اساس است که ساز و کار دروني تقويت و استحکام‌بخشي در آن تعبيه گرديده است. چرا که هر چه شما بيشتر احساس ناامني نماييد، بيشتر مادي گرا مي‌گرديد و البته با افزايش سطح مادي گرايي، شما احساس ناامني و عدم اطمينان افزون‌تري خواهيد نمود. همان‌طور که آقاي کاسر نشان مي‌دهد، ارزش‌هاي مادي گرايانه (که در ميان نوجوانان سراسر دنيا و با هر ديدگاه سياسي و اقتصادي در حال افزايش است) شما را عصبي‌تر و همچنين حساس‌تر نسبت به افسردگي نموده و در عين حال از تمايل شما به همکاري و همراهي با ديگران مي‌کاهد. مطالعات علمي مختلف انجام شده حاکي از آن است که مردم، منابع و سرچشمه‌هاي واقعي تقويت جايگاه ارزش‌هاي انساني را مي‌شناسند (ويژگي‌هايي نظير روابط اجتماعي خوب، خودباوري و احساسات اجتماعي‌گرايانه) اما آنان در سايه سنگين همبستگي خوفناک و رعب‌انگيز منافع اقتصادي و سياسي، روز به روز از اين ارزش‌هاي واقعي دور مي‌گردند و تنها به افزايش ساعت‌هاي کاري خود و پرداخت پول بيشتر و بيشتر فکر مي‌کنند.
به هرحال، تغيير اين نگرش کاري دشوار خواهد بود و حرکت به سوي يک اقتصاد کم‌مصرف نياز به مديريت و راهبري دقيق و همه‌جانبه‌اي دارد؛ اما بزرگ‌ترين تناقض موجود اين است که تغيير رفتارهاي مصرف‌گرايانه کنوني باعث ايجاد بازخوردهايي مخرب در فرد مي‌شود (همان چيزي که کاسر از آن به عنوان ناسازگاري رواني و احساسي دوگانگي ياد مي‌کند). مصرف کمتر و بهينه مي‌تواند جامعه را به سوي ثبات اقتصادي و افزايش ناامني سوق دهد، هرچند تغيير آب و هواي کره زمين هم افراد را ناامن‌تر خواهد نمود. البته پاسخ ما هم در برابر اين وضعيت، مي‌تواند دامن زدن به جريان کنوني مصرف‌گرايي انبوه و بي‌حد و مرز باشد. يعني «بخور، بنوش و خوش باش. عمر ما کوتاه است.» و يا اينکه با حداکثر قدرت ممکن در برابر تأثيرات ناشي از تغيير آب و هواي کره زمين، موضع‌گيري ‌نماييم.
ما با يک گزينه ديگر هم روبه‌رو هستيم که مي‌تواند راهبردي همه‌جانبه تلقي گردد: يک سيستم اقتصادي کم‌مصرف و بهينه که ارزش‌ها و خواسته‌هاي واقعي زندگي‌ انساني را تأمين کند. اکثر ما حتي به صورتي اندک دريافته‌ايم که تغييرات گسترده در شيوه زندگي کنوني ما ضروري است، اما ما در انتظار شخصي ديگر هستيم که اين کار را آغاز نمايد. همان‌طور که گزارش سال گذشته «کميسيون توسعه پايدار» دولت ما هم با اين عنوان هشداردهنده شروع شده بود: «من مي‌خواهم، اگر شما بخواهي.»
به صورتي اميدبخش، ما مي‌دانيم که اين کار قابل انجام است، همان‌طور که والدين و پدربزرگ‌هاي ما در سال‌هاي جنگ جهاني دوم اين کار را مديريت و اجرا نمودند. اين رويکرد سودمند که از سوي آندره سيمز در کتاب «بدهي اکولوژيکي» معرفي گرديده، نشان دهنده نقش مهم دولت در اين حيطه است. البته در اوايل دهه چهل ميلادي هم کاهش شديد به وجود آمده در مصرف خانوار، نه براساس اتکا بر تمايلات خوب که به دليل تبليغات جهت‌دار و عظيم دولت انگلستان و همچنين تلفيق يک سيستم عقلايي و ماليات‌هاي اخذ شده از کالاهاي لوکس به وجود آمد. مي‌توان از اين راهکارها در قرن بيست يکم نيز بهره برد، هرچند قريب به اتفاق احزاب و رهبران سياسي ما به شدت از توصيه به چنين سياست‌هايي پرهيز مي‌کنند.
منبع:http://www.bashgah.net
 
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:38 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





.:ترسيم نقشه راه اصلاح الگوي مصرف/ بررسي نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف
رئيس مرکز مطالعات زنان و خانواده دانشگاه امام حسين (ع) از برگزاري همايش "نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف" در هفته اول اسفند ماه خبر داد و گفت: از يافته هاي علمي اين همابش در ترسيم نقشه راه اصلاح الگوي مصرف استفاده خواهد شد.
مهرشاد شباني در گفتگو با خبرنگار مهر، خانواده را محلي براي تربيت و آموزش و همچنين انتقال ارزش ها و نهادينه کردن هنجارها دانست و افزود: خانوده در بحث اصلاح الگوي مصرف هم تاثيرگذار است و هم تاثيرپذير از اين رو خانواده مي تواند در رفع ناهنجاريها در جامعه نقش مهمي را ايفا کند.
وي با اشاره به نامگذاري سال جاري به نام "سال اصلاح الگوي مصرف" افزود: اجرايي کردن اين امر نياز به نگاه مديريتي کلان، اقتصادي، جامعه شناسي، روان شناسي و فرهنگي دارد تا بتوان اصلاح الگوي مصرف را در کشور نهادينه شود.
شباني با تاکيد بر اينکه نهادينه کردن اصلاح الگوي مصرف به عزم ملي نياز دارد، اظهار داشت: تغيير الگوي مصرف و ايجاد اعتدال نياز به دو رويکرد ساختاري و کارکردي دارد. در رويکرد ساختاري قوانين و مسايل کلان مربوط به حوزه هايي چون توليد، توزيع و استانداردسازي مي شود که در حيطه وظايف نهادهاي حکومتي و دولتي است. در رويکرد کارکردي خانواده وقتي مي تواند تاثيرگذار باشد که فرهنگ درست مصرف کردن نهادينه شده باشد تا بتواند در زمينه درست مصرف کردن، هنجارسازي کند.
وي با اشاره به اقدامات انجام شده در اين زمينه خاطرنشان کرد: در اين زمينه نهادهاي مختلف در راستاي ماموريتها و کارکرهايي که دارند اقدام به فرهنگ سازي در حوزه هاي مربوط کردند که در اين راستا فرهنگ سازي در زمينه نحوه استفاده از انرژي اقداماتي در رسانه ها شده است. ولي در کنار نهادهاي تخصصي نياز به نهادهاي فرهنگي نيز هست تا در جهت شاخص سازي فرهنگي تلاش شود.
دبير همايش با اشاره به برنامه هايي در زمينه فرهنگ سازي اعتدال مصرف در کشور خاطرنشان کرد: از آنجايي که اکنون کار تحقيقاتي منسجم و ويژه اي بر روي خانواده نشده است، اقدام به برگزاري همايش" نقش خانواده در الگوي مصرف" از سوي دانشگاه امام حسين و با همکاري مراکزي چون دانشگاههاي الزهرا، تربيت مدرس، تربيت معلم، کميسيون شوراي عالي انقلاب فرهنگي، پژوهشکده وزارت اقتصاد و وزارت دفاع کرديم تا نظرات محققان و پژوهشگران در اين حوزه را جمع آوري کنيم.
شباني بررسي و ارزيابي وضعيت موجود، کاستي ها و نقطه قوتها را از مهمترين اهداف اين همايش ذکر کرد و يادآور شد: در طي اين همايش قرار است با حضور کارشناسان و پژوهشگران، بررسي علمي بر روي اين مسئله انجام مي شود تا با نهايي کردن اين نظرات علمي، نقشه راه را براي اصلاح الگوي مصرف ترسيم کنيم.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع)، زمان برگزاري اين همايش را هفته اول اسفند ماه ذکر کرد و ادامه داد: تاکنون حدود 40 مقاله در ابعاد مديريتي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، تربيتي و آموزشي اصلاح الگوي مصرف مقاله ارسال شده است و قرار است يافته هاي اين مقالات علاوه بر اينکه در قالب کتاب در اختيار عموم قرار خواهد گرفت در ترسيم نقشه راه کاربردي شود.
http://www.newsiran.com


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



هیئت وزیران نحوه اعمال جریمه مصارف مازاد بر الگوی مصوب در بخش خانگی را تعیین کرد که بر اساس آن، در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از یک برابر الگو تا 25/1برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 2/0 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 5/0 خواهد بود. در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 25/1 برابر الگو تا 5/1برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 4/0 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 8/0 خواهد بود. در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 5/1 برابر الگو تا 2برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 6/0 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 1 خواهد بود.
همچنین اگر میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 2 برابر الگو تا 5/2برابر آن باشد، در مناطق گرم ضریب جریمه 1 و در مناطق غیرگرم ضریب جریمه 5/1 بر آن اعمال خواهد شد. در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 5/2 برابر الگو تا 3برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 5/1 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 2 خواهد بود. مصرف بیش از 3 برابر الگوی مصرف نیز در مناطق گرم با ضریب جریمه 2 و در مناطق غیرگرم با ضریب جریمه 5/2 مواجه خواهد شد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:36 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



وزیر بازرگانی گفت: اصلاح الگوی مصرف مسئله ای نیست که در سطح خانواده ها و یا شاخص های کلان اقتصادی مورد بحث قرار گیرد بلکه این مسئله باید به دغدغه ای ملی و همگانی تبدیل شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از باشگاه خبرنگاران ، مسعود میرکاظمی با بیان این مطلب افزود: سیاست های اصلاح الگوی مصرف در ابعاد مختلف ملی و بنگاهی برای استفاده بهینه از منابع کشور باید تدوین شود.
وی با اشاره به اینکه تدوین طرح هدفمند کردن یارانه ها به منظور اصلاح الگوهای مصرف ملی است تصریح کرد: هدفمند کردن یارانه ها مقدمه ورود به تغییرات اساسی در ابعاد مختلف خرد و کلان اقتصادی است.
وزیر بازرگانی به کاربردن سیاستهای اصلاحی قیمتی و غیرنفتی در سال اصلاح الگوی مصرف را ضروری دانست و افزود: اصلاح نکردن قیمت ها سبب بی اهمیت جلوه دادن منابع اصلی کشور و در نتیجه اسراف انها می شود.
میرکاظمی با اشاره به اینکه برای جلوگیری از اسراف در تولیدات باید تکنولوژی روز را به خدمت گرفت، گفت: فناوری برخی از تولیدات کشور بسیار قدیمی و فرسوده است.
وی توزیع کالاهای اساسی در کشور را بیش از نیاز مصرف کنندگان دانست و خاطرنشان کرد: برای اصلاح الگوی مصرف کالاهای اساسی در کشور باید در عرضه این اقلام بازنگری صحیحی صورت گیرد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



میزان ضایعات در کارخانه‌های فولاد کشور نیز توضیح داد: در یکی از شرکتهای گروه ملی فولاد میزان ضایعات تعیین شده توسط شرکت طراح کارخانه 6/5 درصد بود در حالیکه با تغییرات ایجاد شده توسط متخصصان شرکت، این رقم به کمتر از چهار درصد رسیده است.
 در ادامه با بیان اینکه برخی کارخانه‌های فولاد مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه از تجربه بیشتری در زمینه تولید به روش کوره‌های مدرن قوس الکتریکی برخوردارند خاطر نشان کرد: نمی‌توان گفت تولید به روش قوس الکتریکی بهتر از تولید به روش کوره بلند است یا برعکس، زیرا در هر کدام از این تکنولوژیها برخی اقلام مصرفی بیشتر از روش دیگری است.
 مصرف انرژی الکتریکی در روش کوره بلند کمتر از روش قوس الکتریکی است و در مقابل تولید به روش کوره بلند نیازمند زغال سنگ و کک است که هر کشور با توجه به ذخایر معدنی‌اش می‌تواند از این روش استفاده کند.
به گفته وی در کشور چین بدلیل برخورداری از ذخایر زغال سنگ و کک حدود 60 تا 70 درصد تولید فولاد به روش کوره بلند انجام می‌شود


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

  معاون غذا و داروی وزارت بهداشت‌ چندی پیش در یک کنفرانس علمی گفت:  ۶۵  درصد بار بیماری‌ها در کشور به علت رعایت نکردن الگوی صحیح تجویز و مصرف غیر منطقی داروست.‌طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، کشور ما به لحاظ مصرف دارو، در میان  ۲۰  کشور نخست دنیا است و در آسیا بعد از چین مقام دوم را دارد.رعایت نکردن ضوابط علمی، تحویل داروی بدون نسخه از سوی برخی داروخانه‌ها و بالا بودن قلم‌های دارویی در نسخه‌های تجویزی از سوی پزشکان از مهم‌ترین دلایل مصرف بی‌رویه دارو و نشان‌دهنده غیرمنطقی بودن فرآیند تجویز دارو در کشور است.بر اساس تحقیقات انجام شده، مردم  ۱۰  تا  ۱۵  درصد مجموع داروهای کشور را به صورت خودسرانه و بدون مشورت با پزشک مصرف می‌کنند.در کنار آنتی‌بیوتیک، مصرف سایر داروها به‌ویژه مسکن‌ها و داروهای تزریق را باید اضافه کرد. مصرف سرانه داروهای تزریقی کشور در سال چهار برابر میانگین جهانی است.



 گفته می‌شود که هر ایرانی سالانه  ۳۳۹  عدد دارو مصرف می‌کند که حدود دو تا چهار برابر استاندارد جهانی است. بعضی‌ها البته معتقدند این آمار دقیق نیست و ما در این زمینه هم در دنیا رتبه اول راکسب کرده‌ایم. آمار رسمی وزارت بهداشت می‌گوید در  ۸  سال گذشته، متوسط تعداد داروهای تجویز شده در هر نسخه، بیش از چهار قلم بوده است که در حال حاضر متوسط کشوری آن به  ۳ / ۶  قلم رسیده است.
 این در حالی است که میانگین جهانی در این زمینه کمتر از دو قلم در هر نسخه است.فاصله دارو با سم فقط یک قدم است و مصرف بی رویه آن می تواند حتی مرگ مصرف کننده را به دنبال داشته باشد و این امر در حال حاضر مورد بی توجهی اغلب مردم قرار گرفته است. گرچه دارو رکن اصلی درمان در دنیا است و  ۷۵  درصد درمان ها از طریق آن صورت می گیرد اما مردم باید آگاه باشند که مصرف بی رویه آن می تواند خطر جدی برای سلامت آنان باشد و عوارض آن در برخی مواقع غیر قابل جبران است. مصرف بی رویه دارو در حالی در کشور به شدت افزایش یافته که سالیانه دولت میلیاردها تومان بابت آن هزینه می کند و این در حالی است که درصد بالایی از این داروها بدون دلیل پزشکی مصرف می شود و هیچ سودی برای فرد ندارد. افزایش مصرف دارو در کشور نشات گرفته از عدم اطلاع مردم از اثرات نامطلوب مصرف بی رویه دارو است. اغلب مردم از عوارض مصرف بی رویه دارو بی اطلاع هستند و توجهی به هشدارها و خطرات غیر قابل جبران مصرف بی رویه دارو ندارند.گفتنی است چنین اشتباهی فقط به کشورما اختصاص ندارد. برخی منابع خبری به نقل از پزشکان اداره دارو و غذای آمریکا اعلام کردند که محققان این اداره درخواست کردند از فروش بدون نسخه داروهای سرماخوردگی و سرفه برای کودکان جلوگیری شود. به گزارش خبرگزاری رویترز از نیویورک ، پزشکان می گویند مصرف بی رویه این داروها برای کودکان و نوجوانان عوارض جانبی به همراه دارد. پزشکان می گویند این داروها به خصوص برای کودکان چهار تا شش ساله خطرناک است.
 افزایش بی رویه مصرف دارو بدون نسخه پزشک از سوی بسیاری از افراد در حالی رخ می دهد که به گفته پژوهشگران تحقیقات نشان می دهد مصرف زیاد و خودسرانه دارو احتمال بروز خودکشی را افزایش می دهد. 
 این در حالی است که تاکنون تصور می شد تنها مصرف خودسرانه داروهای اعصاب موجب بروز برخی رفتارها در افراد می شود اما تحقیقات اخیر نشان داده مصرف انواع داروها می تواند عوارضی مانند بروز رفتارهای ناهنجار و خودکشی را به دنبال داشته باشد. 
 چنانچه هر گونه دارویی به مقدار زیاد و بدون تجویز پزشک مصرف شود می تواند منجر به تغییر رفتار و بروز رفتارهای ناهنجار در افراد شود. 
 به گفته محققان در این میان می توان به داروهایی نظیر داروهای آسم، صرع، داروهای ترک سیگار و حتی برخی داروهای کم ضرر دیگر اشاره کرد.البته کمپانی های دارویی معتقدند که این موارد عمومیت ندارد، اماباتوجهبهاینکه برخی بیماران با مصرف این گونه داروها دست به اقدامات غیر طبیعی و حتی خودکشی زده اند بهتر است قبل از مصرف هر گونه دارویی با پزشک متخصص مشورت شود.
 این پژوهشگران معتقدند که بهتر است افراد سعی نکنند که به هر طریقی و بدون تجویز پزشک داروها را تهیه و مصرف کنند زیرا برخی از داروها تنها به دلیل بی ضرر بودنشان نیست که در داروخانه ها توزیع می شود و نیاز به نسخه کتبی ندارند.
 افزایش مصرف دارو و مصرف داروی بدون تجویز پزشک، تاثیر چشمگیری در سلامت و کیفیت زندگی مردم دارد که هم اکنون بهترین رویکرد موجود می‌تواند منطقی شدن قیمت داروها باشد. پیروی نکردن از پروتکل‌های درمانی صحیح و افزونی مصرف دارو بدون نظر پزشک، معضلی برای سلامت زندگی مردم و اقتصاد جامعه دارویی بوده، ضمن اینکه نحوه تاثیر کاهش سود دهی داروخانه‌ها و کاهش سیستم انگیزش داروساز و داروخانه دار در رشد بی رویه مصرف دارو تاثیر مستقیم دارد.
 اگر چه پیشرفت علم داروپزشکی و صنعت داروسازی و ارائه داروهای متنوع در سالهای اخیر انقلابی در دانش پزشکی و امر درمان بیماران بوجود آورده است اما متاسفانه همزمان با این تکامل پدیده دیگری نیز در همه کشورها، بخصوص کشورهای جهان سوم بوجود آمده و رشد کرده است و آن روی آوردن بیش از حد مردم به داروها و مصرف غیرعملی و غیرپزشکی از داروهاست. دارو یکی از کالاهای استراتژیک است و کالاهای استراتژیک معمولا با تغذیه، دفاع و سلامتی کل جامعه سر و کار دارند و نیازهای اساسی جامعه را در بر می گیرند.
 اصولا داروها را می توان به سه گروه داروهای اساسی، داروهای کمکی، داروهای غیرضروری تقسیم نمود. داروهای اساسی آن دسته مواد دارویی هستند که بدون وجود آنها و حتی با کمبود آنها سلامت جسمی و روانی جامعه در معرض خطرجدی قرار گیرد از جمله این داروها می توان به داروهای ضددیابت، داروهای قلبی عروقی، دیورتیکها، آنتی بیوتیکها و ... اشاره کرد .
 داروهای کمکی در درمان بیماریها اساسی نیستند لیکن بدون وجود آنها پزشک با مشکلات شدید درمان بیماران مواجه می شود و بیمار رنج خواهد برد مانند مسکن ها که در بسیاری موارد نقش آنها تا حد داروهای اساسی مهم است داروهای غیرضروری داروهایی هستند که یا موارد استعمال تائید شده ندارند و یا با دوزهایی که تجویز میشوند تاثیر دارویی ندارند .می بایست در همه حوزه هایی که امکان سوء مصرف، مصرف غیرمنطقی، مصرف نابجا و بی رویه دارو وجود دارد اصلاحاتی صورت گیرد. 
 میانگین مصرف آنتی بیوتیک در کشور در مقایسه با میانگین آن در کشورهای اروپایی بیش از حد نیاز است. در بسیاری موارد ضرورتی به تجویز و مصرف آنتی بیوتیک وجود ندارد و بیمار می تواند با استراحت و دیگر مراقبت های دارویی بهبود یابد. مصرف بی رویه آنتی بیوتیک ها، مقاومت میکروبی را افزایش می دهد.در زمان حاضر مقاومت های میکروبی بسیار بالاست و بسیاری از عفونت های بیمارستانی به میکروب ها مقاوم هستند.استفاده از دارو باید آخرین مرحله درمان بیماری باشد اما متاسفانه برخی پزشکی از همان ابتدا به تجویز دارو می اندیشند.
 هم اکنون در گروه دارویی ها، آنتی بیوتیک ها بیشترین مقدار ریالی داروها را دارد و حدود  ۱۳  درصد کل بازار دارویی را داروهایی آنتی بیوتیک تشکیل می دهد. مصرف آنتی بیوتیک کشور در سال به حدود سه هزار میلیارد ریال می رسد که رقم بالایی است و باید با اتخاذ سیاست های مناسب این میزان مصرف کاهش یابد.همچنین مصرف داروهای اعصاب و روان از نظر عددی بیشترین گروه دارویی را به خود اختصاص داده است و این موضوع از جمله مباحث کشورهای مطرح در کشورهای توسعه یافته نیز است.مسکن‌هابیشترین داروهایی هستند که مردم به صورت خودسرانه مصرف می‌کنند. علاوه بر مسکن‌ها، قطره‌های چشمی و آنتی‌بیوتیک‌ها نیز بیشترین میزان مصرف خودسرانه را دارند. البته آنتی‌بیوتیک‌ها به علت نوع تاثیر دارویی، بدترین داروهایی هستند که به این شیوه مصرف می‌‌شوند، چراکه در صورت عدم نیاز بدن این دارو مانند سم عمل می‌کند و میکروب‌های بدن را نسبت به داروها مقاوم می‌کند و در صورت ایجاد عفونت در بدن دیگر آنتی‌بیوتیک در درمان بیماری موثر نخواهد بود.این در حالی است که بسیاری از مردم آنتی‌بیوتیک‌ها را بدون تجویز پزشک مصرف می‌کنند و این مساله باعث شده که آنتی‌بیوتیک‌ها از پرمصرف‌ترین اقلام دارویی در کشور باشند.افزایش مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها در کشور اتفاق تازه‌ای نیست و هر سال وزارت بهداشت از آمار بالای مصرف این دارو خبر می‌دهد.بر اساس آمار نامه دارویی سال  ۱۳۸۶  کل فروش دارویی کشور حدود یک‌هزار و  ۹۰۰  میلیارد تومان بوده که  ۳۰۰  میلیارد تومان آن مربوط به داروهای آنتی‌بیوتیک است.رسول دیناروند، معاون غذا و داروی وزارت بهداشت و درمان کشور با ارائه این آمار، اعلام کرد که بر اساس این آمار مصرف داروهای آنتی‌بیوتیک و گروه‌های درمانی این داروها جزو بالاترین رده دارویی از نظر میزان مصرف بوده‌اند.براساس این آمار، در دسترس بودن و فروش بدون نسخه بیشتر آنتی‌بیوتیک‌ها موجب شده که مردم بدون درنظر گرفتن عوارض، برای درمان حتی سرماخوردگی به این گروه درمانی روی ‌آورند، این درحالی است که در کشورهای غربی آنتی‌بیوتیک به ‌ندرت تجویز می‌شود و فروش این گروه داروها تنها با نسخه پزشک مجاز است.ازسوی دیگر قیمت برخی داروهای آنتی‌بیوتیک‌ با بودجه قشر متوسط و کم‌درآمد جامعه هم‌خوانی ندارد، به‌طوری که قیمت  ۱۶  عدد کپسول آنتی‌بیوتیک مانند کوآموکسی سیلین، برای یک دوره درمان عفونت‌ بیماری‌های فصلی مانند سرماخوردگی همراه با گلودرد، چهار هزار تومان فروخته می‌شود.در حال حاضر فرآیند نرخ‌گذاری داروها برمبنای تبصره سه ماده  ۲۰  قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی است که براساس قانون مربوطه سال  ۱۳۳۴  به تصویب رسیده است.براساس این قانون تشکیلاتی شامل معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، مدیرعامل شرکت سهامی دارویی کشور، یک داروساز به دعوت وزارت بهداشت، مدیرکل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر وزارت بهداشت و نماینده وزارت بازرگانی، به امر قیمت‌گذاری داروها اقدام می‌کنند.‌
 ● حرف آخر
 همیشه به وجود آمدن هزاران مرگ و میر و بیماری‌های مختلف و خطاهای پزشکی انجام گرفته و عوارض شدید بیماری‌ها به صورت آماری اعلام می‌شود. بسیاری زمان‌ها دید آماری داشتن به مسائل پزشکی، اهمیت مسائل به وجود آمده را مخفی می‌کند و به نوعی از بین می‌برد، این در حالی است که بااطمینان می‌توان گفت یک سر تمام این مسائل به تجویز غیر منطقی داروها بر می‌شود. 
 اهمیت این موضوع را نمی‌توان با اعلام عدد و رقم و سنجش آمارها سنجید بلکه باید با نگاهی دقیق‌تر و ریز شدن به بیماری‌های به وجود آمده حتی به صورت انفرادی به جایگاه این موضوع پی برد. به طور مثال با دیدن کودکه هشت ساله‌ای که به علت تزریق داروی ضد انگل یا مرد جوانی که به خاطر کنترل نکردن پرفشارخونی جز بیماران دیالیزی قرارگرفته یا اینکه خانم میانسالی که با مصرف نکردن به موقع انسولین، دیالیزی شده باعث شد که اهمیت ایجاد سریع تجویز و مصرف منطقی دارو برای جامعه پزشکی دو چندان شود. زمانی که با تک تک بیماران برخورد کنیم، سنگینی مسئله احساس می‌شود. وقتی دوز مصرف آنتی بیوتیک در کشور را  ۳  برابر کشورهای اروپایی اعلام می‌کنیم شاید طرح آن حساسیت زیادی ایجاد نکند اما زمانی که تزریق آنتی بیوتیک تیر آخر کنترل عفونت‌های بیمارستان تشخیص داده شود که بدن در برابر آن مقام شده و اثربخشی لازم را ندارد.‌

 

 

مریم حسین آبادی

روزنامه رسالت



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:21 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




در مقابل، هرگونه رفتار ميانه روي و مقتصدانه مورد تشويق قرارگرفته و با سخنان زيبا ستوده شده است. (مائده آيه 66 و لقمان آيه 32 و فاطر آيه 32) 
از جمله واژگاني كه اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. (شرح نهج البلاغه - محمدجواد مغنيه -ج 4-ص 237) 
اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه - سخنان قصار) 
در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67 سوره فرقان اشاره كرد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در دوشنبه 10 اسفند 1388  ساعت 7:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :16
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET