بعد از پيروزي نيز به درس خود ادامه داد و هميشه حضوري پر تحرك و سرشار از اميد در مسجد و جلسات داشت و از افراد دائمي و فعال جلسه به حساب مي آمد.
در تابستانهاي گرم همواره با چند تن از دوستان خود به كوره هاي آجر پزي ميرفت و در زير آفتاب سوزان عرق ميريخت و كار مي كرد و در اين حين نيز به خودسازي و تهذيب نفس مشغول بود و در مدرسه و محله به ديگر سازي و تبليغ اسلام نيز مشغول بوده و ديگران را به سوي مكتب قرآن جذب مي كرد.
با شروع تجاوز رژيم بعث به كشور اسلاميمان، تكليف خويش را شناخت و در بسيج ثبت نام كرده و به پاسداري از دستاوردهاي انقلاب مشغول شد.
هنوز چند روز از حمله بعث عراق نگذشته بود كه تعدادي از اقوام آنها از جمله پدر بزرگ و دائي ايشان بر اثر اصابت موشك به منزل آنها به شهادت رسيدند و اين خود در روحية مهدي تاثير زيادي گذاشته و او را در عزم خويش محكمتر نمود.
چه شبها كه به بيداري مي گذراند تا از دين خود دفاع كند و چه روزهايي به تلاش و فعاليت سپري مي كرد تا مشكلات مردم مظلوم دزفول را حل كند.
جنگ جوهر ايمان او را آشكار كرد و در عمليات بيت المقدس بود كه ايثار خود را به نمايش گذاشت و همراه با عاشقان سيد الشهدا(ع) شاهد فتح خونين شهر مظلوم بود.
بعد از آن در عملياتهاي رمضان، محرم، والفجر مقدماتي، والفجر يك و خيبر شركت كرد.
در عمليات بدر از پيشتازان بود و بي باكانه به صف دشمن زد و در آنجا بود كه براي چندمين بار مجروح شد و تا چند قدمي شهادت پيش رفت.
در فتح بزرگ فاو و در عمليات والفجر هشت پس از شناسائي و جمع آوري اطلاعات دشمن همراه با برادران فداكار واحد اطلاعات عمليات لشكر 7 وليعصر(عج) به سنگرهاي پوشالي دشمن هجوم بردند و آنها را مانند تارهاي عنكبوت در هم شكستند و فاو را به تصرف درآوردند و در ادامه عمليات در مراحل پدافندي آن و پاتك هاي دشمن بعثي مقاومت عجيبي از خود نشان داد.
پس از مدتي به شهر بازگشت و چند روزي مشغول تحصيل شد اما با اينكه هنوز خستگي پيكار پيكار فاو از پيكرش بيرون نرفته بود كه به منطقه عملياتي كربلاي چهار اعزام شد و به شناسايي دشمن و تجهيزات خصم مشغول شد تا اينكه عمليات فرا رسيد و شادان و خندان از اينكه هنوز خستگي پيكار فاو از پيكرش بيرون نرفته بود كه به منطقه عملياتي كربلاي چهار اعزام شد و به شناسائي دشمن و تجهيزات خصم مشغول شد تا اينكه عمليات فرا رسيد و شادان و خندان از اينكه اين بار نيز پيش دلاوران سپاه محمد(ص) است دل طوفاني خود را به دريا زد و همچون صاعقه به سر بعثيان تجاوز پيشه فرود آمد.
پس از آن همه شجاعت، فداكاري و رشادتها آنگاه كه شاهد مظلوميت كربلائيان شهيد بود سر به زير و خجالت زده مي گفت:
خدايا مگر اينان چه كرده اند؟ اينان به چه جرمي اينچنين پرپر مي شوند خدايا به امر تو راضي هستيم اما به حق اين خونهاي پاك به فريادمان برس.
خصوصيات اخلاقي شهيد:
شهيد مهدي حمبلي زاده از كساني بود كه براي خود خصوصيات اخلاقي داشت. اخلاص در اعمالش و روشنائي قلب او در ظاهر و رفتاري بسيار مشاهده مي شد. كارهاي نيك خود را پنهان انجام مي داد و بوسيله دعا و خودسازي نمونة بلندپروازي روح بود.
علاقه خاصي به دعا خواني و مناجات داشت در نيمه هاي شب در زمستان سرد جبهه بر مي داشت و به عبادت معبود مي پرداخت و تنها با قلب پر صفا و شكسته به دعاي كميل مي رفت. به قرآن شوق بسياري داشت و زياد وقت خود را صرف تلاوت قرآن و كتابهاي مذهبي و اسلامي ميكرد.
علاقه خاصي به ماه مبارك رمضان و ليالي قدر داشت، امام را رهروي جانباز و انقلاب را پاسداري فداكار اسلام را پيروي مخلص و جبهة جنگ را رزمنده اي دلاور بود. شهيد حمبلي زاده از سوز دل چندين شعر نيز سروده بود كه از نظر ادبي نيز در حد بيان بود و گاهي دست به قلم مي برد و مقالاتي مي نوشت كه نمونه اي از آن در همين صفات آمده است.
او وقتي عمليات كربلاي 5 شروع شد در فاو بود كه يك روز قبل از شهادت به منطقه عملياتي كربلاي 5 آمد غروب بود كه به نزديك خط رسيد. مهدي را آن شب هاله اي نور در بر گرفته بود. و او همچنان مي درخشيد اذان صبح بود او با چند تن از برادران براي توجيه شدن روي منطقه به خط رفتند و در حالي كه تازه از لبة خاكريز پائين آمده بود صداي صوت خمپاره اي فضا را شكافت و او را به خون نشاند، وقتي كه برادران بالاي سرش رفتند انگار سالهاست كه خفته بود و تركش به چشم چپش نشسته بود و بر بدنش نيز چند تركش ديگر اصابت كرده بود.
آري، مهدي صالح به دنيا آمد، صالح زندگي كرد و صالح و خونين به لقاء خدايي رسيد.
نوشته اي كوتاه از برادر شهيد مهدي حمبلي زاده
به پا خيزيد اي رهروان سعادت به پا خيزيد اي دلاور مردان تكاور به پا خيزيد و سلاح برگيريد چشم در چشم دشمن بدوزيد و پيش رويد، نبض تاريخ در قلبهاي مشتاق شما مي تپد و جهان نظاره گر شما است. بي هراس گام برداريد، خدا پشتيبان شماست برويد و دروازه هاي فتح پيروزي را بروي ستمديدگان بگشائيد، برويد و آرمان شيداي رفته را تحقق بخشيد، برويد و اين كلام مولاي متقيان علي(ع) را در نظر داشته باشيد كه مي فرمايد: اين شما هستيد كه بايد محيط استقلال و ناموس كشور را به حصار سرهاي نترس و بيباك خود حفظ كنيد، برويد خدا يار و ياورتان باد.

