به گزارش «نمکنیوز»، نشریه مرحوم کیومرث صابری گنجینه ارزشمندی از کاریکاتور وزرای دولتهای قبل است. البته در این میان سهم وزرای دوره دولت موسوم به «سازندگی»، خیلی بیشتر و کفه ترازوی انتقاداتشان سنگینتر است.
در این بین مرور تعداد اندکی از کاریکاتورهای گلآقا میتواند جالب باشد
توضیح خیلی ضروری
باور بفرمایید نمکنیوز قصد تخریب هیچ کاندیدایی را ندارد! لطفاً موضوع را از این جهت نگاه کنید که جناب ولایتی چقدر جنبه دارند که اجازه داده بودند اینجوری کاریکاتورشان کشیده شود، همین الان گفتیم که برایمان حرف در نیاورند بعضیها و شبیه مطلب دلیلی برای رد صلاحیت هاشمی، با کامنتهای حاوی کلمات خفن، “چیز”بارانمان نکنند!!!

***

ادامه مطلب
وبلاگ "خورشید عالمتاب" نوشت:
همانطور که در قسمت قبل گفتم. توانایی اجرا و انجام امورات کشوری که در قانون اساسی در حدود اختیارات رئیس جمهوری بدان اشاره شده است ملاک مهمی برای بنده است. بعد از این من به کسی رای می دهم که یک انسان مذهبی و دینی باشد و به اسلام و شرعی که در مذهب جعفری آمده است پایبند و مقید باشد.
همانطور که شنیده ایم "الناس علی دین ملوکهم" یعنی مردم بر دین پادشاهان یا همان مدیران خود هستند. اگر یک رئیس جمهور در قید و بند شرع نباشد نخواهد توانست بر اساس دستورات اسلام جامعه اسلامی ایران را مدیریت کند. اینگونه می شود که جامعه به سمت بی دینی و زوال هویتی پیش می رود. حجاب های حیا دریده می شود و فساد سرتاسر جامعه را دربر می گیرد. جامعه فاسد بستر مناسبی برای ترقی و رشد انسان ها ندارد. در این باره تاریخ ایران درس های عبرت آموز فراوانی را در خود ثبت کرده است. ان زمانی که پادشاهان ایران دچار هوای نفس و شهوترانی شده اند از امورات مملکتی غافل شده اند و این خود سرآغاز افول قدرت بلامنازع ایران شده است. لکن در حال حاضر اگر هرکدام از نامزدهای ریاست جمهوری به دین اسلام مقید نباشد در فیلتر تایید صلاحیت ها گیر می کند. اما این دلیل نمی شود تا ما بهترین را انتخاب نکنیم.
درست است که همه از کف شرایط تایید صلاحیت برخوردارند. لکن من به کسی رای می دهم که از نظر تقید دینی از همه بهتر باشد. حال بیایید فکر کنیم آیا مشایی مقیدتر است یا قالیباف؟ شاید بین قالیباف و محسن رضایی یا حداد عادل و متکی به سختی بشود فهمید که کدام یک مقیدتر است. اما ملاک تقید فقط یکی از ملاک های انتخاب است.
به نظر میرسد برخی از کاندیدها بیشتر شعار دین می دهند اما در عمل هیچ گونه تمسکی به دین ندارند. از جمله اینکه برخی کاندیدها در روابط بین الملل و دیپلماتیک با دشمنان اسلام دستورات قرآن و راهنمایی های ائمه اطهار را ندیده می گیرند و اصلا بدان ها توجه نمی کنند. به طور مثال خاتمی (اصلاحات) با دشمنان ایران با بهانه روابط دیپلماتیک سیاسی ارتباطات دوستانه برقرار می کرد و از اعتبار و آبروی ایران در این راستا هزینه می کرد تا جایی که ایران به خاطر این نوع دیپلماسی از حقوق مسلم خود (غنی سازی اورانیوم در راستای اهداف علمی) محروم شد. این جدای این است که خاتمی در کشورهای بیگانه به بهانه تبعیت از قانون انها با زن ها و دخترهای جوان دست می داد و انها را لمس می کرد. این همان کاری است که شرع اسلام آن را نهی کرده و حرام دانسته است. این درحالی است که خانمی یک روحانی بود.
پانوشت: مطالب مرتبط
1. من یک رئیس جمهور مدیر می خواهم.
ادامه مطلب
به گزارش «نمکنیوز»، نشریه مرحوم کیومرث صابری گنجینه ارزشمندی از کاریکاتور وزرای دولتهای قبل است. البته در این میان سهم وزرای دوره دولت موسوم به «سازندگی»، خیلی بیشتر و کفه ترازوی انتقاداتشان سنگینتر است.
در این بین مرور تعداد اندکی از کاریکاتورهای گلآقا میتواند جالب باشد
توضیح خیلی ضروری
باور بفرمایید نمکنیوز قصد تخریب هیچ کاندیدایی را ندارد! لطفاً موضوع را از این جهت نگاه کنید که جناب ولایتی چقدر جنبه دارند که اجازه داده بودند اینجوری کاریکاتورشان کشیده شود، همین الان گفتیم که برایمان حرف در نیاورند بعضیها و شبیه مطلب دلیلی برای رد صلاحیت هاشمی، با کامنتهای حاوی کلمات خفن، “چیز”بارانمان نکنند!!!
***

نمک نیوز
ادامه مطلب
جهان نیوز - دکتر احسان خاندوزی:
اگر شجرهی جهاد با طرحی خردمندانه و روحیهای دلیرانه آبیاری شود، میوهی آن خلق یك حماسه است؛ چه ظاهرش پیروزی باشد چون بدر و چه در ظاهر شكست باشد چون كربلا. عرصهی چنین جهادی به جنگ نظامی نیز محدود نیست. میتوان از یك قرارداد استعماری نیز، حماسهای همچون تحریم تنباكو را آفرید كه نمونهای از جهادی خردمندانه در اقتصاد بود و تا سالها خاطر دشمنان را پریشان ساخت. هرچند امروز هدف جهاد ما بسی فراتر رفته است و دیگر در كاهش وابستگی به محصولات خارجی و قالب سلبی خلاصه نمیشود، تمایزی كه میتواند جهاد اقتصادی امروز ملت ایران را به یك تجربهی تاریخی نو و یك سرمشق تبدیل كند، وجه سازنده و ایجابی آن است؛ یعنی در اینكه نشان دهیم میتوان با حصر اقتصادی نیز (نه تنها برپا ایستاد بلكه) به پیشرفت و عدالت نزدیك شد.
بر این اساس حماسهی اقتصادی تأكیدی است برای به بار نشستن جهاد اقتصادی. مدیریت حماسهی جدید اقتصادی بسیار پیچیدهتر از نمونههای بسیطی چون تحریم تنباكو است. زیرا امروز جهاد باید در عملكرد «سیستم» تجلی یابد. این جهاد حداقل باید با دو ركن تكمیل گردد: ركن برنامه و ركن اخلاق؛ برنامهی خردمندانه برای جهاد و روحیه و اخلاق متناسب با جهاد اقتصادی. هر یك از این دو ركن بدون دیگری ناقص است و اهالی نبرد غیر از امكانات جهاد نیازمند روحیهی مؤمنانه و غیورانه و امید هستند.
اینگونه است كه قرآن مجید تردید و بیم اقتصادی را از دل اهل ایمان میزداید و نوید میدهد كه «وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ»؛ اگر از فشار اقتصادی ناشی از منع ورود مشركان بیمناك هستید در آینده خداوند شما را از فضل خویش بینیاز خواهد كرد. (بخشی از آیهی ۲۸ سورهی توبه)
ادامه مطلب

وبلاگ"فرقان"نوشت:
حجت الاسلام علی بهجت: شورای نگهبان باید تنها صلاحیت کسانی را که کاندیداتوری آنان به صلاح دین و دنیای مردم می باشد را تائید کنند و در این راه از عصبانیت و ناراحت شدن افراد و جریانات خوف و باکی نداشته باشند.
حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت فرزند و یادگار مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت امروز صبح و در آخرین ساعات انتظار اعلام کاندیدای تائید صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان، ضمن دعوت همگان بویژه کاندیدای ریاست جمهوری به قانونمداری و رعایت موازین شرعی گفت: کسی که تایئد صلاحیت می کند باید اهل عمل به دستورات دینی باشد و زمانی که می خواهد تائید صلاحیت ها را بررسی کند، تنها باید خداوند متعال و مصالح دینی و دنیوی مردم را در نظر بگیرد و به هیچ وجه حب و بغض ها را در کارخود دخیل نکند.
فرزند مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت در ادامه افزود: شورای نگهبان باید تنها صلاحیت کسانی را که کاندیداتوری آنان به صلاح دین و دنیای مردم می باشد را تائید کنند و در این راه از عصبانیت و ناراحت شدن افراد و جریانات خوف و باکی نداشته باشند.
ادامه مطلب
وبلاگ "جنگ نرم" نوشت:
(بسم الله الرحمن الرحیم)
معجم البلدان حموى مى گويد : اين شهر ، به سبب قرقيسيا بن طهمورت ملك به اين نام ناميده شد . حمزه اصفهانى مى گويد : قرقيسيا معرّب كركيسيا است كه برگرفته از « كركيس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گويند و در شعر ، بسيارى اوقات بصورت مقصور مى آيد . ( آخرش حذف مى شود ) .
![]()
جنگ قرقيسيا
برخى روايات در مورد نبردى بزرگ در آن سامان سخن گفته كه بعضى وقت آن را معين كرده و بين بنى عباس و بنى اميه دانسته اند . بعضى روايات هم آن را به سفيانى ربط داده اند كه در زمان امام مهدى(عليه السلام) خواهد بود اما برخى ديگر ، سبب درگيرى را گنجى مى دانند كه در مسير فرات پيدا مى شود و بين سفيانى و اتراك اختلاف پيش مى آيد .
از جمله روايات ، كافى از امام باقر(عليه السلام) آورده است كه به ميسّر فرمود : فاصله شما و قرقيسيا چقدر است ؟ عرض كردم : نزديك است ، كنار ساحل فرات ، فرمود : اتفاقى در آنجا خواهد افتاد كه از روزى كه خدا آسمان ها و زمين را آفريده و تا زمانى كه آسمان ها و زمين وجود خواهند داشت ، مانند آن وجود نداشته و نخواهد داشت . (ميدان جنگ) سفره پرندگان خواهد بود و درندگان زمين و پرندگان آسمان ، از آن سفره سير خواهند شد . افراد قبيله « قيس » در آن نبرد كشته مى شود و خونخواه و طرفدارى نخواهند داشت .
صاحب كافى مى گويد : عده اى اين روايت را آورده اند و اضافه كرده اند : منادى ندا مى دهد : بياييد و گوشت ستمگران را بخوريد !
و همچنین در جای دیگر از حذيفه بن منصور از امام صادق(عليه السلام) : خدا مائده (در روايتى « مأدبه» ) و سفره اى در قرقيسيا دارد كه فردى از آسمان از اين رخداد مطلع مى شود و مى گويد : اى پرندگان آسمان و درندگان زمين ! بياييد از گوشت بدن ستمگران سير شويد !
و همچنین از عبد الله بن ابى يعفور آمده است كه ابو جعفر(عليه السلام) به من فرمود : فرزندان عباس و مروان در قرقيسيا نبردى خواهند داشت كه در آن نبرد زورمندان به بلوغ نرسيده، پير مى شوند . خداوند پيروزى را نصيب شان نخواهد كرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمين وحى مى شود كه از گوشت ستمكاران سير شويد . آن گاه سفيانى خروج مى كند .
از جمله رواياتى كه در مورد خروج سفيانى و ظهور امام مهدى وارد شده ، حديثى است كه مفيد در اختصاص آورده است : جابر جعفى مى گويد كه ابوجعفر(عليه السلام) به من فرمود : اى جابر ! سرِ جايت بمان و تكان نخور (=كارى نكن )تا نشانه هايى را كه برايت مى گويم ، ببينى و آنها را دريابى : نشانه اول ، اختلاف فرزندان فلانى (بنى عباس بر سر مُلك) است كه گمان نمى كنم آن را ببينى ، ولى پس از من اينها را نقل كن . نشانه ديگر صدايى است كه از آسمان شنيده مى شود ، همچنين صدايى كه از جانب دمشق به شما مى رسد و نويد فتح مى دهد . قريه اى از شام به نام « جابيه » فرو مى رود و قسمت راست مسجد دمشق فرو مى ريزد و گروهى از تركستان خروج مى كنند ، و پس از آن اوضاع مردم آشفته خواهد شد . برادران ترك در جزيره پياده مى شوند و جمعى از روم خروج كرده و در « رمله » فرود مى آيند .
اى جابر ! در آن سال در هر نقطه اى از مغرب زمين ، كشمكش زيادى روى مى دهد . نخستين سرزمين عرب كه خراب مى شود ، شام است . در شام سه پرچم مختلف با هم جنگ خواهند داشت : پرچم اول اصهب ( سرخ و سفيد ) پرچم دوم ابقع (سياه و سفيد) و پرچم سوم سفيانى است . سفيانى با پرچم ابقع برخورد مى كند و با هم مى جنگند و او و تمام همراهانش را به قتل مى رساند . بعد پرچم اصهب را تار و مار مى كند . آن گاه هدفى جز رفتن به عراق ندارد . سپس لشكر او به قرقيسيا مى رسد و جنگى در آنجا جنگ درمى گيرد كه صد هزار نفر از ستمگران كشته مى شود .
پس از آن سفيانى هفتاد هزار لشكر به كوفه مى فرستد ، آنها مردم كوفه را يا مى كشند، يا دار مى زنند ، و يا به اسيرى مى گيرند . در اين بين چند لشكر از خراسان با سرعت برق، منازل ميان راه را طى مى كنند . چند نفر از ياران قائم در ميان آنها هستند . سپس مردى از موالى اهل كوفه قيام مى كند ، ولى سرلشكر سفيانى او را بين حيره و كوفه به قتل مى رساند .
آن گاه سفيانى لشكرى به مدينه مى فرستد . مهدى از مدينه به مكه مى رود . چون خبر رفتن مهدى از مدينه به سرلشكر سفيانى مى رسد، لشكرى را به دنبال او مى فرستد، ولى وى را نمى يابند . مهدى مانند موسى بن عمران ، با ترس و لرز وارد مكه مى شود . سرلشكر سفيانى در بيابان « بيدا » فرود مى آيد . در آن جا گوينده اى از آسمان صدا مى زند : اى بيدا ! اين قوم را نابود گردان ، و با اين صدا زمين آنها را در كام خود فرو مى برد . تنها سه نفر از آنها باقى مى ماند كه خدا صورت هاى آنها را به عقب برمى گرداند . آن سه نفر از قبيله كلب اند . اين آيه درباره اينها آمده است :
« اى كسانى كه كتاب آسمانى به شما داده شد ! ايمان بياوريد به آنچه نازل كرديم ، كه آنچه را نزد خود داريد ، تصديق مى كند ، پيش از آن كه بعضى از صورت ها را تغيير دهيم ، و آن را به پشت برگردانيم » ( نساء/50 )
در آن روز قائم در مكه است . او در آن جا به بيت الحرام ( خانه خدا ) تكيه مى دهد ، در حالى كه به آن پناه بُرده است . مى گويد : اى مردم ! ما از خدا و هر كسى كه دعوت ما را بپذيرد ، يارى مى طلبيم . من از خانواده محمد ، پيغمبرتان هستم . ما از هر كس به خدا و محمد نزديك تريم . . .
ابن حماد گفته « ارطاة » را نقل كرده كه معركه قرقيسيا را به سفيانى ربط داده و طرفين را ترك و روم قرار داده و مى گويد : وقتى ترك ها و روميان گرد بيايند و قريه اى در دمشق فرو رود و ديوار سمت غرب مسجد دمشق فرو ريزد ، در شام سه پرچم برافراشته مى شود : ابقع ، اصهب و سفيانى . در دمشق مردى و همراهانش محاصره شده و كشته مى شوند و دو نفر از آل ابو سفيان خروج مى كنند كه پيروزى با دومى است . وقتى پيروان « ابقع » از مصر حركت كنند ، سفيانى با سپاهش بر ضد آنها شورش مى كند ، و آنقدر از تركان و روميان در قرقيسيا مى كشد كه درندگان زمين از گوشت شان سير مى شوند .
اما اين روايت ، فقط سخنى بُريده است . همچنين چند روايت وجود دارد كه احاديث را مربوط به گنجى مى داند كه در آن اختلاف دارند . روشن ترين روايت ، روايتى است كه از ابن حماد از پيامبر آورده شده است : « كوهى از طلا و نقره در مسير فرات نمايان مى شود كه از هر نُه نفر كه براى دستيابى بر آن بجنگند ، هفت نفر كشته مى شوند . اگر شاهد چنين وضعى بوديد ، نزديك آن نشويد . . . فتنه چهارم هجده سال است ، سپس رخدادهايى نمودار مى شود كه خود را نشان مى دهد و فرات كوهى از طلا را نمايان مى كند . امت بر آن هجوم آورده ، از هر نُه نفر ، هفت تن كشته مى شود .
همچنین در جایی دیگر از على(عليه السلام) : سفيانى در شام ظهور مى كند ، آن گاه نبردى ميان آنها در قرقيسيا رخ مى دهد ]و آن قدر كشته مى دهد[ كه پرندگان آسمان و درندگان زمين از لاشه هايشان سير مى شوند . سپس در پشت سرشان جنگى رخ مى دهد و گروهى مى آيند تا وارد خراسان شوند . لشكر سفيانى در پى اهالى خراسان مى آيند ، چنانكه شيعه آل محمد را در كوفه مى كشند ، آن گاه اهل خراسان در پى مهدى بيرون مى روند .
مقصود از فتنه چهارم در اين حديث معلوم نيست ، چرا كه تعداد فتنه ها در روايات ناهمگون است . با اينكه تشخيص آخرين فتنه متصل به ظهور مهدى(عليه السلام) آسان است اما اكثر نصوص مربوط به اين معركه ، مُرسَل و گفته اشخاص بوده و جزء احاديث نبوى نيست اما اگر درست باشد ، احتمال دارد كه گنج مذكور ، منبع نفت يا معدن طلا و نقره باشد كه محل درگيرى سه دولت مى شود اما بيشتر احاديث مى گويد طرف مقابل سفيانى در اين معركه ، ترك ها هستند و چون درگيرى به خاطر ثروتى است كه در مرزهاى سوريه و تركيه وجود دارد ، بنابراين ممكن است منظور از ترك ها ، اهالى فعلى تركيه باشند .
برخى روايات مى گويد پيش از خروج سفيانى ، عده اى در جزيره اى كه جزيره ربيعه يا ديار بكر ، نزديك قرقيسياست ، فرود مى آيند . شايد مقصود روس ها يا ديگران باشند كه امت ترك ناميده مى شوند .
بر اساس روايات ، مهدى(عليه السلام) نخستين پرچم خود را براى جنگ با تركان برمى افرازد . مقصود از جزيره در اينجا منطقه اى نزديك موصل است كه آن نيز ديار ربيعه ناميده مى شود ، اما « رمله » كه نيروهاى روم در آنجا فرود مى آيند ، شايد « رمله » فلسطين يا مصر باشد ، والله العالم !
با تشکر از سایت جنبش سایبری 313 و وبلاگ جنگ نرم
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.







