در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

تکرار فعل
...براي هرچهباشد و هر که باشد. (فصل يازدهم) / و تعيين واعظ ماه مبارک رمضان موقوفه به ميلامام جماعت است، مشروط بر آنکه بايد واعظي را اختيار نمايد که معروف‏ترين واعظينباشد و راستگو و متدين و طرف قبول عامه باشد و خوش‏بين باشدو متهم نباشد. (فصلهيجدهم) / بايد آن معلم ظاهرالصلاح و متدين و متقي و پرهيزکار باشد، و به يک درجهصاحب خط باشد. (فصل نوزدهم) / وليکن هرگاه به واسطه‏ي کثرت نمازگزاران صفوف جماعتبرود در صحن و بام و در هر کجاي مدرسه - که بخواهند نمازگزارند - خاصه در ماه مبارکرمضان، که در تمام حجرات و مدرس هم جايز است نمازگزارند. (فصل دويم)؛
تکرارحرف
الف.حرف «از»: از معبر از ابتداي دالان بزرگ تا به صحن سراي خدايي و از دوراه‏پله‏ي بالاخانه‏ها و بام واقعه‏ي زير طاق بزرگ واقع در دالان بزرگ سراي خدايي واز دکه‏ي زير طاق بزرگ که جاي دالان‏دار است، از هر يک دو دانگ و يک ربع سهم از چهلو شش سهم از يک دانگ. (فصل پنجم) / و هرگاه از مدت زيارت اماکن و از مدت معين حجبگذرد... (فصل هفدهم).
ب.حرف «بر»:... بر طلبه‏ي علوم دينيه و بر اطفال فقرا وايتام. (مقدمه)؛
ج.حرف «ياء»: هيچ کس را در سهم ديگري در هيچ حال و زماني حقي وبهره و نصيبي نيست. (فصل ششم) /... ديگر هيچ کس را حقي و سهمي و بهره‏اي نمي‏باشد. (فصل بيست و چهارم)؛
د.حرف «نزد»: کتاب‏دار کتبي را که در مدرسه نزد طلاب يا نزدهر کس هست جمع کرده در کتاب‏خانه نگاه دارد. (فصل شانزدهم)؛
تکرار جمله و اجزايآن
...و ديگر عندالله و عندالرسول حرام است بر ايشان زيست در مدرسه و مسجدمحموديه؛ و حرام است بر ايشان از منافع املاک موقوفه اگرچه حبه و ديناري باشد؛ وحرام است بر ايشان دخالت در اموراتي که دخالت به عمل مسجد و مدرسه‏ي محموديه دارد. (فصل ششم) / سهم و حق قاري که در شب‏هاي جمعه و ليالي متبرکه در اطاق مدرس يا درمسجد تلاوت قرآن مي‏کند و در شهر رمضان قرائت قرآن مي‏کند. يک سهم و نصف يک سهماست. (فصل ششم)
تکرار پيشوند «بي»
...اطفال ايتام بي‏باعث و بي‏باني. (فصلنوزدهم)؛
تکرار حاصل مصدر
صورت اشيا و اسبابي که براي روضه‏خواني دهه‏يعاشورا و روضه‏خواني دهه‏ي آخر صفر و روضه‏خواني رجب و شعبان و رمضان و تهيه‏ي روزغدير وقف شده[است](فصل يازدهم).
حذف‏
خصوصيت ديگر نثر اين اثر حذف انواعکلمات به قرينه است که در ابعاد گوناگون بدين شرح قابل بررسي است:
حذف رابطه وفعل
زيرا که بي‏شک آدمي از اين ديار مستعار و دو روزه عمري که در گذر است وناپايدار، به اندک مدتي مانند برق و باد روي به وادي عدم خواهد نهاد. (مقدمه)[بهجاي: ناپايدار است]/ دو دست حياط که يکي اندروني و ديگري بيروني و محل سکناي خودواقف است. (فصل پنجم)[به جاي:يکي اندروني است و ديگري بيروني است]/ از يک بابحجره‏اي که واقعه‏ي در سمت‏
جنوبي صحن سراي خدايي است و وصل به راه بام و راهبالاخانه‏هاي دالان کوچک. (فصل پنجم)[به جاي: کوچک است]/ زير موقوفه حق محصلين علوماست، نه طعمه‏ي هر جهول ظلوم. (فصل پانزدهم)[به جاي: ظلوم است]/... ولو خرد باشد يابزرگ. (فصل بيست و سيم)[به جاي: بزرگ باشد]. يکي از وظيفه خواران که مدرس باشد ياامام مسجد يا مؤذن و غيره... (فصل ششم)[به جاي: يا امام مسجد باشد...]/... يا طبابتيا روضه‏خواني يا وکالت مي‏کنند. (فصل دوازدهم)[به جاي: يا طبابت مي‏کنند...]/ هرگاه چيزي مفقود يا معيوب يا اسقاط شده باشد.. (فصل بيست و پنجم)[به جاي: مفقودشده باشد...]/ بايد... در صحن مدرسه نيز در تمام شب‏هاي ماه رمضان چهار چراغ دالانو جلوخان و بالوعه روشن نمايند و شش عدد چراغ گل دسته تا قريب سحر. (فصل بيست ودويم)[به جاي: چراغ گل دسته روشن نمايند]/ کتاب‏دار بايد زاهد و متقي و سليم‏النفسو عالم و خبير و بصير در کار کتب علميه و فقهيه باشد. (فصل شانزدهم)[به جاي: زاهدباشد...]/ در ساعتي سعيدترين ساعات و زماني شريف‏ترين ازمنه‏ي با برکات که سعادتکامل حاصل و نحوست زايل و شوايب فتن مرتفع واسباب رفاهيت مجتمع بود... (مقدمه)[بهجاي: حاصل بود...]/ و هرگاه از مدت زيارت اماکن و از مدت معين حج بگذرد... (فصلهفدهم)[به جاي: اماکن بگذرد].
حذف اسم
...من جمله، روضه‏ي ليله‏ي نيمه‏ي شهررجب و ليله‏ي نيمه‏ي شهر شعبان... (مقدمه)[به جاي: روضه‏ي ليله‏ي نيمه شهر شعبان]/ معلم‏خانه‏اي براي اطفال فقرا و ايتام تأسيس فرمود. (مقدمه) [به جاي: و اطفالايتام]/.. و ديگر مصارف بريه از روضه‏ي نيمه‏ي شهر رجب و نيمه شهر شعبان و يک شب ازليالي متبرکه شهر رمضان... (فصل پنجم) به جاي: روضه نيمه‏ي شهر شعبان... / و مدتتوقف هر طلبه در حجرات مدرسه‏ي محموديه، دوازده سال است و علاوه از اين حق زيست دراين مدرسه ندارد. (فصل چهاردهم)[به جاي: علاوه از اين، طلبه...]/ و بر عهده‏يکتاب‏دار است که نگذارد کتب موقوفه را، خواه از اهل مدرسه و خواه از خارج، احديبي‏اذن متولي و ناظر و اطلاع مدرس و چند نفر از ثقات طلبه بيرون ببرد. (فصلشانزدهم)[به جاي: خارج مدرسه]/ و تعيين واعظ ماه مبارک رمضان موقوفه به ميل امامجماعت است، مشروط بر آنکه بايد واعظي را اختيار نمايد که معروف‏ترين واعظين باشد. (فصل هيجدهم)[به جاي: بايد امام جماعت ]؛



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:33 PM نظرات 0 | لینک مطلب

جمله‏هاي نعتي
جلت عظمته، دام اقباله العالي، عليه‏السلام، طاب ثراه، صلي الله عليه و آله و سلم، عليه
آلاف التحية والثناء، معزي اليه، ادام الله ظلهم العالي، عزو علا؛
جملات و عبارات عربي
جملات عربي که گاهي مختصر است و گاه مطول، به صورت مستقل يا مکمل عبارات فارسي متن به کار رفته است مانند :
الحمدلله الواقف علي ضماير العباد الموفق للخيرات الجاريات ليومالمعاد المفيض للبرکات التامات الباقيات الي يوم الميعاد؛ والصلاة والسلام علي خيرخلقه محمد و آله شفعاء الخلق يوم يناد المناد (مقدمه) / و صلوات بلا انتها و تحياتلاتعد و لا تحصي نثار مرقد اقدس و روضه‏ي مقدس بسط نور شهود... محمد مصطفي عليه منالصلوات ازکاها و من التحيات انماها مادام البحر محيطا والارض بسيطا. (مقدمه) /... وقف مؤبد و حبس مخلد نمود قربة الي الله و طلبا لمرضاته يک باب مسجد مبارک ومدرسه‏ي ميمونه‏ي مسماة بمحموديه و معلم‏خانه‏ي اطفال فقرا و ايتام را... (مقدمه) / ان شاء الله. (فصل دوازدهم) / مهما امکن. (فصل شانزدهم) / مادام الحياة. (فصل بيستو هشتم) / اولا متولي را مي‏بايد مناف املاک را صرف در آبادي آن کند، ولو به سنواتعديده، حتي يکمل البناء و يتم العمارة. (فصل بيست و چهارم) / و همچنين در شروطاتمخصوص ديگر در حق امام جماعت و مدرس و غير ذلک من الشروط الاخر که عدم آنها صلاحباشد يا اصلح، متولي مأذون است. (فصل بيست و پنجم) / و صيغه‏ي وقف بالعربية والفارسية جامعة لجميع الشرايط والارکان به نحو خلود و دوام جاري و واقع گرديد. (فصلبيست و هشتم)؛
کلمات تنوين‏دار
مستمرا، تخمينا، منفردا، مشروحا، مفصلا،معجلا، غاصبا، اقلا، تبرعا، ابدا، توضيحا، مقررا، اشتباها؛
استعمال لغاتعربي
احصا، تحفه، مدرس، تعليم، استعداد، تحصيل، تمهيد، مرقد، اقدس، بسط، اعجاز،شهود، حکمت، حضرت، خليفه، وجود، ذوالجلال، هيکل، مظهر، کرامت، غفلت، موجد، مورث،امتياز، مفهوم، تشريف، سفينه، شراع، جود، مشرع، شريعت، منبع، حقيقت، غره،مقدم،اطهر، خبير، بصير، مضمون، خلعت، حيات، فسق، فجور، مستعار، مؤبد، مخلد فوز،محمدت، مغفرت، فيض، کافل، مستطاب، مفاد، اختتام، سبحان، نحوست، توسيع، تسهيم،تفويض، مشاق، مکبر، مؤذن، مسطور، کم و کيف، موقوف، اطعام، حصه، منسهم، متعه، عاق،مشتغل، حزب، وظيفه، منوط، مناجات، احيا، فهيم، ازاله، جهول، ظلوم، تقريب، تفتيش،تعظيم، تفخيم، اقتفا، امتثال، انعقاد، اعانت، مجلس، مشوق، حراست، نهج، مباحثه، جهر،تحکم، فريضه، مأذون، توليت، خلود، ميمنت، مأثور، تفريغ، فخامت؛
افعال مرکب ازکلمات عربي و مصادر فارسي
عاجز آمدن، قرار دادن، خلق فرمودن، مزين گردانيدن،احداث نمودن، تأسيس فرمودن، مفروش کردن، مجتمع بودن، متوجه داشتن، مذکور گرديدن، بهعمل آمدن، وقف نمودن، بيتوته کردن، توسط نمودن، مضايقه کردن، مناجات کردن، اخراجکردن، موقوف شدن، قرائت کردن، عايد گرديدن، باقي ماندن، موضوع نمودن، منظور داشتن،تکبير گفتن، محافظت نمودن، وکالت کردن، مقرر شدن، سکني دادن، مراجعت کردن، معطلگذاردن، خرج کردن، ضبط شدن، تخلف نمودن، تشکيل دادن، تفريط شدن، معين شدن، جمعکردن، متهم بودن، انتخاب نمودن، عطا کردن، تسهيم نمودن، منقسم گشتن، مطالبه نمودن،اصلاح نمودن، تفصيل دادن، شرح دادن، تعلق يافتن؛
استعمال مصادر مرکب از کلماتعربي با پسوند «يت»
شرعيت، مسجديت، صلاحيت، قابليت، انسانيت، مرغوبيت، اکبريت،وقفيت؛
ديگر کلمات مرکب عربي - فارسي
حق‏شناسي، پست‏فطرت، وظيفه‏خوار،هواپرستي، مريض‏خانه، معلم‏خانه، تعليم‏خانه، روضه‏خواني، مفسده‏جويي، لغوگويي،تکبيرگويي، کتاب‏خانه، کتاب‏دار، کتاب‏داري، کتابچه، رضامندي، صواب‏ديد، صلاح‏ديد،وقف‏نامه، قسط بندي، قدردان، محکم کاري.
تکرار کلمات و جملات‏
يکي از خصايصنثر اين وقف‏نامه، تکرار کلمات در عبارات و عدم حذف آنها به قرينه است. ما اينتکرارها را با توجه به نوع کلمات مکرر به اين شرح دسته‏بندي کرده‏ايم:
تکراراسم
...و همچنين جاي تجير مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست مي‏شود انشاء الله، و جاي چراغ و فانوس‏هاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزهاست. (فصل سيم) /... من جمله، روضه‏ي ليله‏ي نيمه‏ي
شهر رجب و ليله‏ي نيمه‏ي شهر شعبان و... (مقدمه) / و دالاني که... درب آب‏انبار و راه شير آب‏انبار در آن است. (فصل سيم) /... و بعددر غره‏ي شهر شوال غره‏ي شهر صفر به طلاب بدهد. (فصل شانزدهم) / مدرسي را که متوليو ناظر تعيين مي‏نمايد، بايد... همه روزه... دو درس و سه درس بدهد. (فصل هفدهم) / وشرط است که شخص مدرس... ياد خيري از واقف و والدين واقف و ذوي‏الحقوق او بکند. (فصلهفدهم) /... و هر قدر با زهد و تقوي باشند و هر قدر طرف قبولي عامه را داشته باشند،امامت جماعت مسجد محموديه را حق ندارند. (فصل هيجدهم) / و مقرر است که هميشگي عددتا به سي و شش نفر رسد از اطفال فقرا و اطفال ايتام بي‏باعث و بي‏باني. (فصلنوزدهم) / و سهامي را که براي نيمه‏ي شهر رجب و نيمه‏ي شهر شعبان و... معينگرديده... (فصل بيست و سيم) / هرگاه از اشياي متعلق به مسجد و مدرسه و از اسباب وظروف مسينه‏ي طلاب و ظروف مسينه‏ي روضه‏خواني و اسباب عاشورا و اسباب و اثاث روضه‏يشهر صفر و کتب و زيلو و قاليچه و غيره و غيره چيزي معيوب و مفقود شده باشد، اصلاحيا تحصيل آن را متولي بنمايد. (فصل بيست و پنجم)؛



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:32 PM نظرات 0 | لینک مطلب

روش جمع بستن کلمات‏
جمع کلمات فارسي و عربي به گونه‏هاي مختلف، در اين متن چشم‏گير و قابل ملاحظه است که به نمونه‏هايي از هر کدام اشاره مي‏شود :
1.جمع‏هايمکسر:
مساکن، جاهر، زواهر، علوم، حقايق، اشيا، ابواب، قواعد، فوايد، مراتب،نفايس، فنون، اوصيا، اصفيا، اولاد، شموع، قوا، مدارک، نتايج، اصوات، وظايف، تجار،امنا، دراويش، عجزه، عميان، مدارس، اهالي، اصناف، تکاليف، اوراق، خدام، مدارج،مصايب، متاعب، حوادث، نوايب، آثار، فقرا، ايتام، مساجد، اسباب، جلايل، اعمال،شمايل، اطهار، انبيا، اطفال، ازمنه، شوايب، فتن، شعاير، شرايع، توابع، لواحق، حدود،مجالس، طلبه، اجلا، علما، اعلام، فصول، شرايط، دکاکين، قنوات، مصارف، سهام، اشعار،امثال، احوال، رؤسا، اوصاف، ايام، اعيان، همم، حوايج، طلاب، ارحام، کتب، خطوط،اساتيد، تواريخ، حکما، شعرا، ظروف، مرافق، صفوف، اوقات، اطعمه، املاک، منافع،ليالي، عطايا، ادعيه، اقربا، اشخاص، اوقاف؛
2.جمع با «ات»:
مقامات، تحيات،تسليمات، زاکيات، حيوانات، ترقيات، درجات، خيرات، مبرات، مأکولات، ملبوسات،توفيقات، جاريات، طاعات، عبادات، برکات، محلات، حجرات، ساعات، متعلقات، رقبات،مستغلات، آلات، مضافات، محذورات، قطعات، سادات، تعميرات، تقلبات، تصرفات، سعادات،ثقات، خدمات، شعبات، سنوات، اتفاقات، حضرات، ترتيبات، مسطورات؛
3.جمع با «ين»:
متعلمين، واصلين، عارفين
محصلين، طالبين، مهندسين، واعظين، مصلين،مدعوين، مأمومين، مجانين، ساکنين؛
4.جمع بستن کلمات عربي با «ان»: واقفان،ساکنان، جاهلان، غافلان، معماران؛
5.جمع بستن کلمات عربي با «ها»: خاطرها،طرح‏ها، قرآن‏ها، کتاب‏ها، اعمي‏ها، متولي‏ها؛
6.جمع بستن کلمات جمع عربي با «ات»: لوازمات، امورات، شروطات، مصارفات، مخارجات؛
7.جمع بستن کلمات جمع عربي با «ان» و «ها»: اولادان، خدام‏ها؛
8.جمع بستن کلمات مرکب عربي - فارسي با «ان» و «ها»: وظيفه‏خواران، پست‏فطرتان، عروسي‏خانه‏ها، مريض‏خانه‏ها.
9.جمع بستن کلماتفارسي با «ان»: راهنمايان، پيشوايان، خردمندان، مردمان، همگنان، پيغمبران،نمازگزاران، ديگران، آقايان؛
10.جمع بستن کلمات فارسي با «ها»: راه‏ها، پل‏ها،زبان‏ها، زيلوها، قاليچه‏ها، خانه‏ها، يخچاوان‏ها، ايوان‏ها، دالان‏ها، خنچه‏ها،چيزها، دهليزها، بام‏ها، شب‏ها، چراغ‏ها، کارها، مهماني‏خانه‏ها.
11.جمع بستنکلمات مختوم به هاي غيرملفوظ با «ان»: فرزانگان، از پاي افتادگان،خليفگان.
استعمال کلمه‏ي تثنيه‏ي عربي‏
کلمات مثناي عربي ندرتا در پاره‏اي ازعبارات اين اثر ديده مي‏شود که گاهي کلمه‏ي «دو» پيش از آنها به کار رفته استمانند: از هر يک از دو دکه‏ي جنبين درب دالان بزرگ سراي خدايي که در سمت شمال راستهبازار واقع است... (فصل پنجم)؛ از هر يک از دو باب دکان‏هايي که جنبين دکه‏هايمزبوره‏ي درب دالان کوچک سراي خدايي است... (فصل پنجم)؛ سيد اسدالله و آقا سيد جوادولدان واقف... (فصل بيست و هشتم).
مطابقه‏ي صفت و موصوف‏
غالبا صفت و موصوفدر عبارات عربي ز جهت افراد و جمع يا تذکير و تأنيث با هم مطابقت دارند مانند: حکومت کامله، نفس ناطقه، قدرت شامله، سعادت دنيويه، نعمت اخرويه، نقطه‏ي منوره،رحمت ربوبيه، مدرسه‏ي ميمونه، مدرسه‏ي مبارکه، همت عليا، عزيمت عظمي، سلسله‏يجليله، مسجد مبارک، مکان شريف، توفيق رباني، تأييد سبحاني، سعي کامل، اهتمام بليغ،سهم مزبور، فوايد جليله، مراتب جميله، قواي عاليه، مدارک ساميه، نتايج عظيمه، حدوداربعه، علوم دينيه، فصول مسطوره، مصارف معينه، ليالي متبرکه، کتب علميه، زوايايمزبوره، اعمال لغويه، اوصاف مذکوره، همم عاليه، حوايج لازمه، املاک موقوفه، ترقياتکامله، درجات عاليه، خيرات اجاريه، مقامات عاليه، مستغلات مشروحه، تعميرات لازمه،ترتيبات مذکوره، سنوات عديده، تسليمات زاکيات، خيرات جاريات، جواهر زواهر، طلابساکنين.
البته گاهي نيز کلمات عربي به شيوه‏ي زبان فارسي، يعني عدم انطباق صفت وموصوف در متن وقف‏نامه به کار رفته است مانند: روضه‏ي مقدس، همت عالي، سعادت کامل،علوم رباني، امورات جزئي، شروطات مخصوص، سعادات اخروي، اولاد اطهر.
لغات وترکيبات و عبارات عربي‏
کاربرد کلمات و جملات و نعت‏هاي عربي از جمله خصايصآشکار و چشم‏گير اين اثر است. البته گاهي بخشي از عبارت را جمله‏اي عربي تشکيلمي‏دهد و نيز بعضا واژه‏هايي تنوين‏دار در اين متن ديده مي‏شود که اين موارد در اينباره قابل توجه است:
ترکيبات عربي
صراط المستقيم، قرةالعين، دارخلافه، ربالعالمين، رفيع البنيان، خاتم النبيين، مال‏الاجاره، بعبارة اخري، بالفعل، اطعامالمساکين، عين‏الحياة، حق‏التوليه، حق‏النظاره، حق‏المباشر، حق‏التدريس، فوق‏العاه،محتاج اليه، من غير حق، عندالله، عندالرسول، بلاامساک، خيرالبشر، کلام‏الله، سليمالنفس، ذوي‏الحقوق، ظاهر الصلاح، مغشوش الحال، موقوف عليهم، بنفسه، قليل البضاعه،حتي‏المقدور، نفس‏الامر، بلامالک، في‏الجمله، حسب‏الشرط، في صحة سکونه، مرجعالانام، ابوالارامل والايتام، حجةالاسلام، بالمشاورة والمشارکة، الي آخر، حسبالمقرر، بالمناصفه، هکذا.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:30 PM نظرات 0 | لینک مطلب

فصول و شعب وقف‏ نامه‏
اين وقف‏نامه مشتمل بر يک مقدمه و بيست و هشت فصل است که فصل ششم خود بيست و سه شعبه دارد. مقدمه با حمد الهي ونعت رسول اکرم (ص) وائمه‏ي اطهار آغاز شده وسپس از مباحثي بدين شرح سخن به ميان
آمده است: «فضيلت انسان و ترغيب او به تأسيس آثار خيريه»؛ «همت و توفيق واقف و بنيان‏گذار مسجد و مدرسه‏ي محموديه»؛ «مکان و کيفيت ساخت مسجد و مدرسه‏ي محموديه و معلم خانه‏ي اطفال» و «موقوفات مسجد و مدرسه‏ي محموديه و وجوه مصارف آنها ».
خصايص رسم‏الخطي‏
در رسم‏الخط اينوقف‏نامه گاهي نشانه‏هايي از شيوه‏ي کتابت قديم به چشم مي‏خورد؛ چنان که في‏المثلکاتب در سراسر متن «گ» را به صورت «ک» و کلمات «حيات» و «صلاة» را به شکل «حيوة» و «صلوة» تحرير کرده است. در برخي موارد رسم‏الخط واژه‏ها به دو گونه ضبط شده است،مانند: هيأت و هيئت، ششماه و شش ماه، از اين و ازين، در اين و درين، شمايل و شمائل،شعائر و شعاير، جهت و جهة و جز آن‏ها که به منظور هماهنگي، و شيوه‏ي متداول کنونيانتخاب شد.
همچنين کلمات مختم به هاي غير ملفوظ، هنگام الحاق به «ي» نکره بهصورت «ه» نگارش يافته است. الحاق «به» حرف اضافه به اسما، و الحاق حرف تأکيد يازينت به افعال، و اتصال حرف ربط «که» و فعل ربطي «است» به اسم ماقبل آنها از ديگراختصاصات رسم‏الخط اين وقف‏نامه است. کلمات مختوم به «اء» غالبا با علامت مد و حرف «آ» در بسياري از واژگان بدون مد آورده شده است.
روش مختار ما در کتابت واستنساخ کلمات و حروف ياد شده، حتي‏الامکان رعايت قواعد رسم‏الخط رايج امروزين استتا قرائت متن براي خوانندگان به سهولت انجام پذيرد. در تصحيح متن وقف‏نامه‏ي حاضر،بدون توسل به هرگونه حدس و گمان يا ذوق و سليقه در حفظ امانت کوشيده‏ايم و در نهايتسعي و دقت به ضبط متن پرداخته‏ايم. منتها در پاره‏اي موارد، به منظور رفع نقايصجزئي دستوري، الزاما کلمه‏اي به متن افزوده شده که ميان دو قلاب[]قرار گرفتهاست.
شيوه‏ي نثر وقف ‏نامه‏
قبل از آنکه از موضوعات مهم و متعدد درباره‏يشيوه‏ي نگارش اين اثر سخن به ميان آيد و مطالب دستوري و زبان‏شناسي با ذکر مثالمورد امعان نظر قرار گيرد، ياد کرد کلياتي در اين باب لازم به نظرمي‏رسد.
1.مقدمه‏ي وقف‏نامه با نثري متين و غالبا موزون و مسجع تحرير شده است،مانند:
پس لازم است کسي را که دست قدرت ايزد به قامت وجودش خلعت حيات انسانيتپوشانيد و فرقش را به تاج کرامت (و لقد کرمنا) مزين گردانيد، مانند حيوانات حاصلزندگاني خود را خوردن و خفتن نداند و روزگار خويش را به تن‏آسايي و غفلت و کاهلي وکسالت نگذراند....
2.استشهاد به آيات شريفه‏ي قرآني و استناد به احاديث وروايات؛
3.جز در چند مورد معدود، در اين متن از شعر فارسي اثري نمي‏توانديد.
4.کلمات، ترکيبات، نعت‏ها و عبارات عربي در متن، فراوان به کار رفتهاست.
5.کاربرد مترادفات، تتابع اضافات، تکرار الفاظ از ديگر ويژگي‏هاي اينوقف‏نامه است.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:28 PM نظرات 0 | لینک مطلب

نويسنده:عليرضا ميرزا محمد

مقدمه
وقف‏نامه‏ي مسجد و مدرسه‏ي محموديه از معدود وقف‏نامه‏هاي جامع و مانعي است که در عهد سلطنت مظفرالدين شاه قاجار با خط نستعليق به سلک کتابت درآمده و در نهايت دقت و رزانت تدوين يافته است. اين وقف‏نامه در 1324 هق، همراه با کتاب جواهرالاخلاق، نوشته‏ي واقف، به قطع رحلي و درصد نسخه چاپ سنگي شده است. محل کنوني مسجد و مدرسه‏ي محموديه که اين وقف‏نامه مختص بدان است، در خيابان چراغ برق بين چهارراه سرچشمه و سه‏راه امين حضور واقع است که به گذر ميرزا محمود وزير نيز شهرت دارد .
بنابر وقف‏نامه، اين مسجد و مدرسه از نظر موقعيت جغرافيايي «در راسته‏يخيابان دولتي، قرب گذر سرچشمه، محله‏ي عودلاجان من محلات دارالخلافه‏ي طهران که درآن مجراي آب روان قنات مرحوم خلدمکان حاج علي‏رضا، طاب ثراه، مي‏باشد» قرار دارد ومحدود بدين حدود است: حد شرقي به خانه‏ي والده‏ي حاجي محمد خان، معروف به باجياصفهاني. حد غربي به خانه‏ي علي نقي خان. حد شمالي به خيابان دولتي که عبور ترامواهمي‏شود. حد
جنوبي به خانه‏ها.
از نام و نسب مؤلف وقف‏نامه ذکري نرفته است. اما واقف موقوفات مزبور، آقا سيد محمود طهراني معروف به جواهري است که از ادبا وفضلاي سده‏ي سيزدهم هجري قمري بوده است؛ چنان که شيخ آقا بزرگ طهراني پس از ياد کردکتاب جواهر الاخلاق وي، او را چنين معرفي کرده است:
و هو الباني والواقف للمدرسةالمحمودية و ما يتعلق بهامن الموقوفات الواقعة في طهران في محلة سرچشمه (1)در اهميتمدرسه‏ي محمديه همين بس که بزرگاني چون شيخ عبدالنبي نوري از فقيهان برجسته وسرشناس تهران در اين مدرسه به تدريس اشتغال داشت، و در همين مدرسه بود که فقيهبزرگوار، آيت‏الله مرعشي در 1342 ه ق پس از بازگشت از نجف و سکونت در تهران بهجلسات درس فقه و اصول شيخ مي‏شتافت و بهره مي‏گرفت (2)
ميرزا کوچک خان هم پيش ازآنکه زعامت انقلابيون جنگل را بر عهده گيرد، در اين مدرسه که گويا به کلبه‏ي علومقديم شهرت داشت، کسب دانش مي‏کرد. (3)اين وقف‏نامه از جهاتي حايز اهميت است که بهطور اجمال اين موارد را دربر مي‏گيرد:
الف.ترغيب و تأکيد بر کارهاي نيک و احداثمراکز تعليم و تربيت و ايجاد آثار و ابنيه‏ي عام‏المنفعه به عنوان باقيات و ذخيره‏يروز رستخيز و معاد؛
ب.روش صحيح بهره‏برداري از موقوفات و مصرف مناسب و بجاي آنهابراساس ضابطه‏اي استوار، آن‏سان که امکان بروز هرگونه خلاف و سوءاستفاده ازدست‏اندرکاران سلب شود و تصور خطا و خيانت در اداره‏ي امور نرود.
ج.کيفيت سکونتطلاب علوم ديني در مدارس علميه و شيوه‏ي تدريس و تحصيل و معيشت، به انضمام برنامه‏يتحصيلي خاص و انواع کتب مورد استفاده در اين گونه مدارس که مشتمل است بر: قرآنکريم، کتب ادعيه، تفاسير مختلف، صرف و نحو عربي، فرهنگ‏هاي لغت عربي و فارسي،کتاب‏هاي حديث و اخلاق، فقه و اصول، رجال و تاريخ، و متون نظم و نثرفارسي؛
د.تبيين تکاليف متصديان و کارکنان شامل کتاب‏دار، مدرس، امام جماعت،معلم، مشاق، قاري، مؤذن، خادم، متولي، ناظر و نيز حوزه‏ي فعاليت و ميزان حقوق هر يکاز آنان؛
ه.دستورالعمل برگزاري روضه‏خواني در ماه‏هاي رجب و شعبان و رمضان،عزاداري در ايام ماه‏هاي محرم و صفر، مصارف روز عيد غدير، اطعام فقرا و مساکين ونيز موارد مشابه ديگر؛
و.شناخت محدوده‏ي تهران در عهد قاجاريه و آشنايي با محلاتو مناطق آن، که گذرها، بازارها، مساجد، قنوات، کاروان‏سراها، خيابان‏ها، و ديگراماکن را دربر مي‏گيرد (رک: فصل پنجم وقف‏نامه).
ز.اطلاع يافتن از وسايل و اشياو تعبيراتي که در آن روزگار معمول بوده و امروزه نام يا کاربرد برخي از آنها تقريبامنسوخ شده است و اسامي برخي از آنها را مي‏توان تنها از زبان سال‏خوردگان اصيلتهراني شنيد. اين واژگان غالبا مختص به اسباب و لوازمي است که معمولا در منازل ومساجد مورد استفاده قرار مي‏گرفته و بعضا به اماکن و ابنيه و اشياي يگر تعلق داشتهو از ديدگاه مردم‏شناسي درخور توجه و مطالعه است (رک: فصل هشتم يا يازدهموقف‏نامه).
ح.آگاه شدن از برنامه‏ريزي فرهنگي و شيوه‏ي اجرا و نظارت تا حصولنتيجه؛ بر اين اساس، محصلان علوم ملزم بوده‏اند که در کسب دانش نهايت جديت را روادارند و به موازات پيشرفت علمي به تهذيب نفس بپردازند تا در علم و عمل مقامي شايستهيابند. در اين راستا، تدوين مقررات مربوط به استفاه‏ي طلاب از حجره‏هاي مدرسه ونحوه‏ي پيشرفت تحصيلي و تشويق محصلان برجسته قابل ملاحظه است. تعيين ضوابط خاص برايکتاب‏داران و روش معمول کتاب‏داري و امانت گرفتن کتاب در آن زمان، از جمله مسائلفرهنگي چشم‏گير در اين وقف‏نامه است. ارتباط استاد و شاگرد از نظر رفتاري و نيز دقتدر نگهداري از اموال و چگونگي استعمال ظروف و اسباب و وسايل موقوفه از اهميتي بسزابرخوردار است. عنايت به آموزش و پرورش و تأکيد بر رعايت اصول اخلاقي در تمام مباحثوقف‏نامه از دانش و بينش کافي واقف و تعهد الهي وي در احياي ارزش‏هاي فرهنگي اسلامحکايت دارد که با مطالعه‏ي آن مي‏توان بدين امر وقوف يافت.در مجموع مي‏توان گفتکه اين وقف‏نامه، نظام‏نامه‏ي جامعي است که فرهنگ تعليم و تربيت اسلامي را درحوزه‏هاي علميه به شيوه‏ي سنتي تبيين مي‏کند و چه بسا اين وجه، گذشته از سنت
در حوزه‏هاي علميه به شيوه‏ي سنتي تبيين مي‏کند و چه بسا اين وجه، گذشته از سنت وقف و ارزش‏هاي مترتب بر آن، از مميزات برجسته‏ي چنين وقف‏نامه‏اي به شمار آيد .


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:17 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:15 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ]  [ 7 ]  [ 8 ]  [ 9 ]  [ 10 ]  [ > ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET