شرايط متولي از نظر فقهاي اسلامي
فقها براي توليت وقف، شروطي را
ذکر کردهاند، که در برخي متفقند و پيرامون بعضي ديگر اختلاف وجود دارد. که به برحي
از شرطها اشاره ميشود
:
عقل
همه فقيهان به اتفاق در اينکه عقل را شرط صحت توليت
دانستهاند و اگر متولي پس از احراز سمت توليت، ديوانه شود،به نحو جنون مطبق، عزل
او واجب است، و قاضي بايد به
جاي او، ناظري بر وقف تعيين کند
.
«
فقهاي حنفيه،
جنون مطبق را حداقل به مدت يکسال ميدانند، و کمتر از آن، مطبق تلقي نميشود. ولي
ساير فقها عقيده دارند که جنون فراگير (مطبق) آن است که حاقل به مدت يکماه استمرار
يابد.(116
)
بلوغ
فرد هنگامي ميتواند کلامش نافذ و نظرش محقق باشد که رشد
يافته باشد. بنابراين همانطور که صغيرنميتواند متصرف در اموال خود شود، به طريق
اولي نميتواند دراموال غير هم تصرف کند. فقها در اصل اين مطلب اتفاق نظر دارند،
اما راجع به جواز اسناد توليت به صغير بحث کردهاند
.
«
توجه به نصوص وارده، در
کتب شافعيه و حنابله، و مالکيه، روشن ميکند که مباني فقه آنان اسناد توليت به صغير
را، مميز باشد يا غير مميز، از طرف واقف مباح ميشمارد، ولي صغير نميتواند شخصا
امور وقف را انجام دهد، چون، صغير فاقد الاهليه است. ولي صغير تا بلوغ او، وظايف
توليت را به عهده ميگيرد. (البحر الرائق ج 5، ص 244 و کشاف القناع، ج 2، ص 458 و
شرايع الاسلام 7 ج 1، ص 264 و الخرشي، ج 7، ص 84 و شرح غيه المنتهي، ج 4، ص 326 و
328). (117)
ولي مباني فقهي جعفريه اجازه نميدهد که صغير به تنهايي به عنوان
متولي موقوفه تعيين شود، و بايد فرد بالغي سرپرستي کند و بالغ به تنهايي وظايف
توليت را انجام دهد، و بعد از بلوغ صغير، دو نفرشان همکاري کنند
.
حنفيه اسناد
توليت وقف به صغير را علي الاصول باطل ميدانند، و استحسانا آن را مجاز ميشمرند
.
زيرا تنفيذ شرط واقف، تا آنجا که ممکن ميشود، لازم ميگردد در صورتي که ضرري متوجه
وقف و يا موقوف عليه نباشد. در اين صورت قاضي بايد براي موقوفه ناظري تعيين کند تا
وقتي که صغير، کبير شود و رشد وي ظاهر گردد و بتواند وقف را عهدهدار
شود.»(118
)






