خداوند مشتاق كيست ؟
خداوند به يكى از صديقين وحى فرمود كه من در ميان بندگانم كسانى را دارم كه مرا دوست دارند و من هم آنها را دوست دارم . آنها مشتاق من هستند و من نيز مشتاق آنها. مرا همواره ياد مى كند، من نيز به ياد آنها هستم . در تمام كارها به من نظر دارند، من هم توجهم به آنهاست .
آن صديق گفت : معبود من ! نشانه آنها كه مورد توجه تو هستند چيست ؟
فرمود:
آنها كسانى هستند كه در انتظار غروب آفتاب هستند تا شب فرا برسد و تاريكى همه جا گسترده شود و آنها در دل شب با من به راز و نياز بايستند. صورتهاشان را از روى خضوع روى خاك بگذارند و به مناجات بپردازند. در دل شب به خاطر نعمتهايى كه به آنها داده ام مرا خالصانه سپاس مى گويند. تا سحر با ضجه و استغاثه در قيام و ركوع و سجودند. به خاطر عشقى كه به من دارند، خودشان را در رنج و سختى مى اندازند. اولين چيزى كه به آنها مى دهم اين است كه از نور خود به دلهاشان مى تابانم تا به واسطه آن نسبت به من معرفت يابند.
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نيايش امام محمد باقر (ع)
امام صادق عليه السلام در مورد عبادت پدرش امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
هميشه بستر پدرم را پهن مى كردم و انتظار مى كشيدم تا بيايد.
يك شب آمدن پدرم به بستر به تاخير افتاد. به دنبال ايشان به مسجد رفتم . هيچكس در مسجد نبود. پدرم را ديدم در گوشه اى از مسجد به سجده رفته و با حالت گريه و انابه استغاثه مى كند. گوش دادم و شنيدم كه مى گويد:
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
زنگى براى نماز به صدا در مى آيد
پدرم ، شهيد مطهرى ، هميشه مقيد به نماز شب بود. شبى كه پدرم به شهادت رسيد، وقتى به خانه برگشتم ، ساعت نزديك 2 نيمه شب بود كه صداى زنگ ساعتش به صدا در آمد. همه از خواب برخاستيم . انتظار داشتيم باز صداى ناله هاى محزون پدر را بشنويم ، ولى خبرى نشد. بلند شديم و با ياد او ايستاديم به نماز، با چشمهايى گريان و قلبى پر از درد.
ساعت پدرم هنوز شبها زنگش به صدا در مى آيد، بى حضور پدر، اما با ياد پدر.
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
برخيز براى نماز شب !
مرحوم قاضى طباطبايى مى گويد:
شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء به علامه نورى گفت : برخى شبها خواب بر من غلبه مى كند و نمى توانم بيدار شوم و نماز شب بخوانم . علامه نورى با عتاب به او گفت : چرا بيدار نمى شوى ، چرا؟ حتما برخيز، برخيز!
سالها از اين قضيه گذشت و شيخ نورى وفات يافت . پس از ساله ، روزى با شيخ محمد حسين نشسته بوديم و خاطرات گذشته را باز گو مى كرديم ، شيخ محمد حسين گفت از آن گفتگو با علامه نورى به بعد، هر شب پيش از سحر صداى علامه در گوشم مى پيچد كه برخيز شيخ ، برخيز شيخ ، برخيز و من را براى نماز شب بيدار مى كند.
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
عامل عابد
شب باران تندى مى باريد. وقت نماز مغرب و عشاء بود. رفتيم داخل چادر براى خواندن نماز. بين دو نماز يكى از بچه ها گفت كه نمازهاى مستحبى و نوافل را در حين راه رفتن هم مى شود خواند، هنگام نگهبانى ، وقت رزم شبانه و...
البته بچه هاى جبهه بيشترشان اهل تهجد و نماز شب بودند و اين از چهره شان ، از اخلاصشان در كار، از برخورد و رفتارشان هم مشخص بود.
دو شب قبل كه نگهبان بودم . يكى از بچه ها را در تاريكى شب ديدم كه نرم نرمك و آهسته از سنگر زد بيرون و وضو گرفت و باز آرام و بى صدا به سنگر برگشت . مى دانستم كه براى نماز شب بلند شده است . از بيرون سنگر نجوا و زمزمه عاشقانه اش را مى شنيدم . آرام نشستم كنار سنگر، هم براى نگهبانى ، هم به اميد ثواب از زمزمه هاى آن عابد عاشق .
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
