آخرين نماز شهيدى عاشق

 پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى دعوت مردم به اسلام افراد يا گروه هايى را به سوى قبايل مختلف در شبه جزيره عربستان اعزام مى كرد تا آنها را به توحيد و يكتاپرستى و پرهيز از شرك فراخوانند.
 
برخى قبايل مانند عضل و قارة كه با ظهور اسلام ، منافعشان را در خطر مى ديدند، با مسلمانان از در نفاق و دورويى در آمدند و از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نمايندگانى را براى ارشاد و تبليغ قبايل خود درخواست كردند.
 
پيامبر صلى الله عليه و آله هم گروهى را به سرپرستى مرند به سوى آنها اعزام كرد. آنها در منطقه اى به نام رجيع در خارج مدينه با توطئه و نقشه قبل نمايندگان پيامبر صلى الله عليه و آله را محاصره كردند كه در اثر درگيرى تعدادى از مسلمانان به شهادت رسيدند و دو نفر نيز به نامهاى زيد و خبيب به اسارت منافقين در آمدند.
 
منافقين براى خوش خدمتى ، اين دو مسلمان را به كفار قريش تحويل دادند. كفار هم زيد را در دم شهيد كردند و تصميم گرفتند خبيب را در تنعيم به دار بياويزند.
 

ادامه مطلب


یک شنبه 28 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

نمازگزار مورد احترام است

 

 شخص موثق و امينى نقل مى كند كه پسر عمويى دارم كه كارش تجارت است . از ايران به كشورهاى اروپايى و از آنجا به ايران كالاهاى مختلف صادر و وارد مى كند.
 
در يكى از سفرهايش به ايران ، در فرودگاه متوجه مى شود كه اگر نمازش را نخواند و سوار هواپيما شود، نمازش قضا خواهد شد. هواپيما در حال مسافرگيرى براى پرواز بوده كه سريع وضو مى گيرد و به نماز مى ايستد.
 
مسافرين هواپيما تكميل مى شوند، ولى خدمه پرواز متوجه مى شوند كه يك نفر از مسافرين نيامده . او را مى بينند كه او كنارى مشغول نماز است . نماز ظهر را كه تمام مى كند با اعتراض مسوولين هواپيما برود مى شود. مى گويند اگر سوار نشوى هواپيما پرواز مى كند.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

لذت عبادت در جوانى

 

 قبل از كسالت حضرت امام ره شبها يكى از بچه هاى پاسدار پشت در اتاقشان مى خوابيد. روزى از او پرسيدم : شما كه مدتى است شبها مراقب امام بوده ايد، هيچ خاطره اى از ايشان نداريد؟ گفت : چرا، دارم .
 
امام ره معمولا دو ساعت مانده به اذان صبح بيدار مى شدند. يك شب متوجه شدم دارند با صداى بلند گريه مى كنند. متاثر شدم و شروع كردم به گريه كردن . مدتى بعد امام ره براى گرفتن وضو از اتاق بيرون آمدند.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

جشن به خاطر نماز

 

 مردم گروه گروه به طرف منزل سيد بن طاووس مى رفتند، كوچه شلوغ بود. شاگردان سيد نمى دانستند كه جشن به چه مناسبتى برگزار مى شود. هر كدام در ذهن خود گمانى مى زد، اما از آن مطمئن نبود. يكى مى گفت لابد عيد است و ما نمى دانيم . آن ديگرى مناسبتى ديگر حدس مى زد. اما همگى سيد را خوب مى شناختند و مى دانستند حتما آن جشن مناسبتى دارد.
 
منزل سيد پر بود از جمعيت . ذكر صلوات و قرائت شعر در مدح ائمه فضاى خانه را پر كرده بود و در اين ميان تنها سيد بود كه مى دانست آن جشن براى چيست .
 
سكوت سيد طاقت شاگردان را طاق كرده بود. سرانجام يكى از آنها پرسيد: اگر مناسبت جشن را بدانيم ، بيشتر خوشحال خواهيم شد.
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)

شكوه نماز در غربت غرب

 

 حجت الاسلام روحانى از قول فردى نقل مى كند كه در زمان رژيم شاه قرار بود يك گروه از مهندسين كشاورزى به يكى از كشورهاى اروپايى براى كسب تجارب كشاورزى بروند. يك استاد دانشگاه را سرپرست گروه مى كنند. هواپيما در شهرى براى سوختگيرى فرود مى آيد. مسافرين هواپيما از مليتها و مذاهب مختلف بودند؛ مسيحى ، كليمى و مسلمان .
 
هوا در حال تاريك شدن بود كه استاد دانشگاه مى رود وضو بگيرد. بعد، از داخل ساكش يك قبله نما در مى آورد، قبله را پيدا مى كند و مى ايستد به نماز. گروهى كه آن استاد سرپرستش بود، مى افتند به التماس كه مهندس ! تو را خدا در اينجا دست از اين كارها بردار. اينجا همه تيپ آدم هست .
 

ادامه مطلب


سه شنبه 23 دی 1393  | றojdeh
نظرات(0)