نماز، روزى را زياد مى كند
يكى از كسبه بازار مشهد نقل مى كرد:
ما دو نفر بوديم كه وضع مالى مان خيلى بود، يك روز تصميم گرفتيم براى مشكل خود برويم خدمت شيخ حسنعلى اصفهانى . رفتيم منزل ايشان . عده زيادى در انتظار نوبت بودند. ما هم منتظر مانديم تا نوبتمان برسد. اما ناگهان شيخ از ميان جمعيت ، ما را پيش خود خواند.
به من گفت : تو بايد كارى را انجام دهى كه آن را ترك كرده اى . بعد به دوستم گفت : تو هم كارى را كه انجام مى دهى ، ترك كن . برويد و به وظايف خود عمل كنيد تا وضع شما بهتر شود!
ادامه مطلب
سه شنبه 23 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز با توجه در كنار ديوار چين
همراه زن و بچه براى كارى به چين رفته بودم . يك روز براى ديدن ديوار چين رفتيم . توريستهاى زيادى از كشورها و مليتهاى گوناگون در كنار ديوار چين بودند. همچنانكه گرم ديدن ديوار و عظمت آن بوديم ، متوجه شدم كه وقت نماز ظهر و عصر شده است . وضو گرفتم و يك دستمال كوچك به عنوان سجاده پهن كردم . با قبله نما، قبله را پيدا كردم . قبل از شروع نماز چند نفرى توجه شان به من جلب شده بود و با كنجكاوى نگاهم مى كردند.
نماز اول را كه خواندم ، تعداد زيادى اطرافم جمع شده بودند و تماشا مى كردند. خيره بودند و با تعجب نگاه مى كردند.
نماز عصر را هم خواندم ، تعداد زيادى اطرافم جمع شده بودند و تماشا مى كردند. خيره بودند و با تعجب نگاه مى كردند.
ادامه مطلب
سه شنبه 23 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
بناى زندگى بر نماز و اطاعت خدا
از شخصى پرسيدند زندگى خود را بر چه اصول و پايه هايى قرار داده اى ؟ در جواب گفت : بر روى چهار اصل .
اول اينكه دانستم روزى مرا به غير از من ، به كسى نمى دهند.
دوم اينكه يقين دارم نماز و روزه مرا غير از خودم كسى بجا نمى آورد.
سوم به يقين دانستم كه مرگ من ناگهانى و بدون اطلاع من فرا خواهد رسيد.
چهارم اينكه فهميدم خداوند در همه حال ناظر اعمال و زندگى من است .
با اعتقاد بر اين اصول ، مشغول عبادت و اطاعت خداوند هستم و هرگز سر از بندگى و طاعت حضرت حق بى نمى تابم .
ادامه مطلب
شنبه 20 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز رهايى بخش
بازرگان مسلمانى بود كه هميشه و همه حال فكر و ذكرش خدا بود. عشق و علاقه او به نماز و دعا در سفر و در حضر زبانزد بود. به عبادت عشق مى ورزيد و به هيچ قيمت حاضر نبود از ياد خدا غافل شود.
روزى از شام به مدينه مى رفت كه در راه دزدى به او رسيد و شمشير كشيد تا او را بكشد و اموالش را ببرد. بازرگان به دزد گفت :
اى مرد! اگر پول و ثروت مى خواهى ، به تو بدهم . ولى مرا نكش .
دزد كه در غفلت و گناه غرق بود با سخت دلى گفت : هم مال تو را مى برم ، هم خودت را مى كشم .
بازرگان كه جان خود را در خطر ديد از دزد خواست كه به او مهلت دهد تا دو ركعت نماز بخواند. دزد مهلت داد.
بازرگان وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند. بعد از نماز چنان دست به دعا برداشت و انابه كرد كه دزد را تحت تاثير قرار داد. دزد ناگهان از غفلت چندين ساله بيدار شد و از كشتن و غارت بازرگان منصرف شد.
ادامه مطلب
جمعه 19 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز خوان هميشه مورد اعتماد همه است
يك مهندس روسى تعدادى كارگر ايرانى را براى كار استخدام كرده بود. كارگران ، بنا به وظيفه شرعى ، وقت اذان ظهر كه مى شد، براى خواندن نماز دست از كار مى كشيدند.
يك روز مهندس به آنها اخطار مى دهد كه اگر هنگام كار، نماز بخوانند، آخر ماه از حقوقشان كسر مى شود. كسانى كه ايمان ضعيف و سست داشتند، از ترس كم شدن حقوقشان ، نماز را به آخر وقت مى گذاردند، اما عده اى بدون ترس از كم شدن حقوق ، همچنان در اول وقت ، نماز ظهر و عصرشان را مى خواندند.
آخر ماه ، مهندس به آنها كه همچنان نمازشان را ظهر خوانده بودند، بيشتر از حقوق عادى ماهيانه پرداخت مى كند. كسانى كه نماز خود را به بعد از كار گذاشته بودند، به مهندس اعتراض مى كنند كه چرا حقوق آنها را زياد داده است .
مهندس مى گويد:
اهميت دادن آنها به نماز و صرف نظر كردن از كسر حقوق ، نشانگر آن است كه ايمان آنها بيشتر از شماست و اين قبيل آدمها هرگز در كار خيانت نمى كنند، همچنانكه به نماز خود خيانت نكردند.
ادامه مطلب
