نامه اى از ميرزا جوادآقا ملكى به مرحوم كمپانى
حاج ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى، در نامه اى كه به عنوان پاسخ نامه علامه محمد حسين كمپانى اصفهانى فيلسوف و اصولى مشهور نگاشته، دستوراتى به نقل از استاد خود، مرحوم ملاحسينقلى
همدانى ذكر كرده كه قسمتى از آن را انتخاب كرده در اينجا مى آوريم.
«مرحوم مغفور مى فرمودند: بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول تقليل غذا و استراحت بكند تا جنبه حيوانيت كمتر و روحانيت قوت بگيرد و ميزان آن را هم چنين مى فرمودند، كه انسان اولاً: روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد حتى تنقل مابين الغذائين نكند.
ثانياً: هر وقت غذا مى خورد بايد مثلا يك ساعت بعد از گرسنگى بخورد آنقدر بخورد كه تمام سير نشود اين در كمّ غذا،
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
گريه هاى شبانه
يكى از اساتيد حوزه علميه قم امام خمينى؛ گويد: شبى مهمان حاج آقا مصطفى بودم، نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله اى شنيدم، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقى افتاده است!
حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: ببين در خانه شما چه خبر است؟
ايشان نشست و گوش فرا داد و گفت: صداى آقا (امام خمينى) است كه مشغول تهجد و عبادت است.(1)
1) جلوه اى از خورشيد: ص95
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
بيدار نشدن مرحوم آخوند كاشى
حجة الاسلام و المسلمين سيد محمد حسين مدرس در اصفهان فرمودند: يك روز طلبه ها جشنى گرفته بودند از آخوند كاشى هم دعوت مى كنند كه در آن جشن شركت كنند، ايشان هم تشريف مى آورند و تا دير وقت مشغول بودند و براى نماز شب بيدار نشده بلكه براى نماز صبح از خواب بيدار مى شوند.
دوباره هفده ربيع طلبه ها جشن مى گيرند و آخوند را دعوت مى كنند كه تشريف بياورند و اين بار هم ايشان خوابشان مى برد.
شب در خواب رسول خداصلى الله عليه وآله را مى بيند و حضرت مى فرمايند: ما دفعه قبل نهم ربيع را به خاطر شادى قلب دخترم زهرا عليها السلام تو را بخشيديم كه نماز شبت ترك شد ولى هفدهم ربيع چرا خوابت برده بلند شو نماز شب را بخوان!!
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
ذكر موجودات در سحرگاهان
آيت اللَّه امينى مى فرمودند: سيد باقر سدهى (كه استاد ما بود و ايشان هم شاگرد مرحوم آيت اللَّه آقاميرزا رحيم ارباب بود) مى فرمود:
ما سر درس مرحوم ارباب بوديم و ايشان لمعه درس مى دادند يك روز در درس لمعه فرمود: يك شب من از اتاقم به قصد وضو به سوى صحن مدرسه آمدم كه نماز شبم را بخوانم وقتى از اتاق بيرون آمدم
ديدم صداى همهمه اى مىآيد و هر چه نگاه كردم ديدم همه جا خاموش است، صدا از درخت و همه جا مى آيد مثل يك ذكرى بود.
رفتم وضوخانه ديدم آنجا هم صدا مى آيد، تعجب كردم اين صداى ذكر از كجاست، آمدم داخل ايوان نماز بخوانم، امّا همين طور در فكر بودم كه اين صدا از كجا مىآيد؟ قدرى كه رفتم، ديدم مرحوم آخوند كاشى مشغول نماز شب هستند و در قنوت وترشان همينطور ذكر مى خواند و گريه مى كند و در و ديوار هم ذكر مى گويند.
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
شب زنده دارى مرحوم شيخ جعفر كبير
مرحوم شهيد ثالث مى فرمود كه: مرحوم شيخ جعفر كبير وارد قزوين شد و در منزل حاج ملا محمد صالح منزل كرد، شب هر يك در گوشه اى خوابيدند و من هر در گوشهاى از آن باغ خوابيدم. چون مقدارى از شب گذشت، ديدم كه شيخ جعفر مرا صدا كرد كه برخيز و نماز شب بخوان.
عرض كردم: بلى بر مىخيزم؛ شيخ از كنار من عبور كرد و من ديگر بار خوابيدم. ناگاه بر اثر شنيدن صداهايى متأثر كننده از خواب برخاستم از پى آن ناله روانه شدم چون نزديك آن صدا شدم، ديدم كه جناب شيخ با نهايت تضرع و بى قرارى به مناجات و گريه مشغول است.
ادامه مطلب
