حالات علامه بحرالعلوم
مرحوم ملا زين العابدين سلماسى كه از ملازمين و خواص علامه بحرالعلوم است، اظهار مى دارد كه: علامه بحرالعلوم هر شب در كوچه هاى نجف، گردش مى كرد و براى بينوايان غذا مى برد! اتفاقاً چند روزى درس را تعطيل كرد، طلاب مرا واسطه كردند كه علت اين امر را سؤال كنم، وقتى از ايشان خواستم درس را شروع بفرمايند و درباره سبب ترك تدريس از ايشان سؤال كردم، پاسخ دادند: «درس نمى گويم!»
پس از چند روز دوباره ماجرا تكرار شد و من انگيزه ترك تدريس را سوال كردم. علامه فرمودند: «نيمه هاى شب هرگز نشنيدم كه اين طلاب با خداوند متعال مناجات كنند و به تضرع و زارى مشغول باشند، با اينكه من شبها در كوچه هاى نجف گردش مى كنم. اين گونه طلبه ها سزاوار نيستند كه به آنان درس بگويم!»
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
شيخ جعفر كاشف الغطاء؛ مرد دعا و نيايش
شهيد بزرگوار، ملا محمد تقى برغانى قزوينى مىگويد:
«هنگامى كه مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء وارد قزوين شد در منزل يكى از بزرگان ساكن گرديد، در آن باغى وجود داشت، هنگام خواب فرا رسيد و همه خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم، چون
پاسى از شب گذشت، شنيدم شيخ مرا صدا مى زند و مى فرمايد:
«برخيز و نماز شب بخوان»، عرض كردم: بلى، بر مى خيزم، شيخ عبور كرد و من دوباره خوابيدم ناگهان صدايى شنيدم و به دنبال صدا روانه شدم وقتى جلو رفتم، جناب شيخ به تضرع و مناجات مشغول
است و صداى ايشان چنان در من اثر گذاشت كه از آن شب تا كنون كه 25 سال مى گذرد و هر شب بر مى خيزم و به مناجات مشغول مى شوم.(1)
1) نماز، نياز عاشقان: ص113.
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز شب در همه وقت
شيخ جعفر كاشف الغطاء، اين عالم جليل القدر روزى پس از تدريس فرمودند: «من يك دخترى دارم كه موقع ازدواج اوست، اگر يك آقاى متدين با اخلاقى باشد دخترم را به او مى دهم»، يكى از فضلاى
جلسه بلند شد و نشست، همين برخاستن يعنى خواستگارى؛ شيخ فرمود: «به منز ل ما بيا» و خود نيز به خانه رفت، اين طلبه هم آمد، مرحوم شيخ او را مى شناختند كه طلبه فاضل و متدين است ولى از نظر مالى هيچ مكنتى ندارد.
مرحوم شيخ به دخترش فرمود: «دخترم شوهرى برايت پيدا كردم، چيزى ندارد اما علم دارد، اخلاق دارد، تقوى و ورع دارد حاضرى با او ازدواج كنى؟»
دختر در جواب گفت: «اختيار من در دست شماست». همان وقت خطبه عقد را خواندند، يكى از اطاق هاى منزل خودشان را حجله كردند و دختر را همان شب براى شوهردارى مهيا كردند و دختر و پسر به اتاق زفاف رفتند.
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
در حالات ميرزا سليمان تنكابنى
صاحب كتاب قصص العماء درباره پدرش مرحوم ميرزا سليمان تنكابنى كه از شاگردان حكيم بزرگ، آخوند ملاعلى نورى (ره) است، مى نويسد:
«پدرم، مواظب نماز اول وقت و نوافل وارده بود و هر روز يك جزء از قرآن را تلاوت مىكرد و هر روز صبح سوره يس و صد مرتبه ذكر «لا اله الا اللَّه الملك الحق المبين» و برخى اذكار ديگر را قرائت مى كرد و سوره واقعه را در قنوت نماز (نافله عشاء) مى خواند و نماز شبش هيچ وقت ترك نشد.
شبى، هنگام سحر از خواب بيدار شدم، ديدم پدرم نشسته است و به شدت گريه مى كند. بعد از پايان گريه اش، سؤال كردم كه علت گريه چيست؟
ادامه مطلب
پنج شنبه 25 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نمازهاى ملاهادى سبزوارى
حاج ملاهادى سبزوارى در تمام عمر، يك سوم آخر شب را بيدار و به راز و نياز و خواندن دعاى جوشن كبير و نماز شب سرگرم بود و با ناله و گريه و مناجات هاى نيمه شب خانواده وى كه در حجره هاى ديگر خانه در خواب بودند، از خواب بيدار مى گشتند و صداى حكيم را مى شنيدند و در تمام مدت تدريس ممكن نشد كه بانگ مؤذن بلند شود و ايشان درسى را قطع ننموده و به بيانات خود پايان ندهند، و صدايشان به اذان بلند نشود.(1)
1) داستانهاى نماز: ص79.
ادامه مطلب
