مسأله 1: يكى از خونهايى كه از زن خارج مى شود، خون « استحاضه » است. و زن را در اين هنگام « مُستحاضه » مى گويند.
مسأله2: خون استحاضه در بيشتر اوقات زردرنگ و سرد است، بدون فشار و سوزش بيرون مى آيد و غليظ نيست، ولى ممكن است گاهى سياه يا سرخ، گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.
مسأله 3: استحاضه سه قسم است: قليله، متوسّطه و كثيره.
1 - استحاضه قليله: يعنى خون فقط روى پنبه اى را كه زن داخل فرج مى نمايد، آلوده كند و در آن فرو نرود.
2 - استحاضه متوسطه: خون در پنبه فرو رود، اگرچه در يك گوشه آن باشد، ولى از پنبه به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از ريزش خون مى بندند، نرسد.
3 - استحاضه كثيره: خون، در پنبه فرو رود و به دستمال نيز برسد.
احكام استحاضه
مسأله 4: در « استحاضه قليله » زن بايد براى هر نماز، يك وضو بگيرد، پنبه را عوض كند و ظاهر فرج را اگر خون به آن رسيده باشد، آب بكشد.
مسأله 5: در « استحاضه متوسطه » زن بايد هر روز براى نماز صبح غسل كند و براى نمازهاى ديگر، كارهاى استحاضه قليله را كه در مسأله پيش گفته شد، انجام دهد. و اگر عمداً يا از روى فراموشى، براى نماز صبح غسل نكند، بايد براى نماز ظهر و عصر، غسل كند و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نكند، بايد پيش از نماز مغرب و عشا غسل نمايد، چه آنكه خون بيايد يا قطع شده باشد.
مسأله 6 : در « استحاضه كثيره » علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مسأله پيش گفته شد ( غسل نماز صبح، وضو، تغيير پنبه و آب كشيدن روى فرج ) بايد براى هر نماز دستمالى را كه روى پنبه مى گذارد عوض كند يا آب بكشد و يك غسل، براى نماز ظهر و عصر و يكى براى نماز مغرب و عشا، بجا آورد و بين نماز ظهر و عصر، فاصله نيندازد و اگر فاصله بيفتد بايد براى نماز عصر، دوباره غسل كند و نيز اگر بين نماز مغرب و عشا، فاصله افتاد بايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد.
مسأله 7: اگر خون استحاضه، پيش از وقت نماز بيايد، چنانچه زن براى آن خون، وضو و غسل بجا نياورده باشد، بايد در موقع نماز، وضو و غسل را بجا آورد.
مسأله 8: مستحاضه متوسطه و كثيره كه بايد هم وضو بگيرد و هم غسل كند، هر كدام را اوّل بجا آورد صحيح است.
مسأله 9: اگر استحاضه قليله، بعد از نماز صبح متوسطه شود، احتياط استحبابى است كه براى نماز ظهر و عصر، غسل كند. و همچنين اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود، احوط استحبابى است كه براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مسأله 10: اگر استحاضه قليله يا متوسطه، بعد از نماز صبح كثيره شود، بايد براى نماز ظهر و عصر، يك غسل و براى نماز مغرب و عشا، غسل ديگرى بجا آورد و اگر بعد از نماز ظهر و عصر، كثيره شود بايد براى نماز مغرب و عشا، غسل نمايد.
مسأله 11: مستحاضه كثيره يا متوسطه، اگر پيش از داخل شدن وقت نماز صبح، براى نماز صبح غسل كند، غسل او باطل است ولى اگر نزديك به اذان صبح، براى نماز شب غسل كند و نماز شب را بخواند و همين كه وقت داخل شد، فوراً نماز صبح را بخواند اشكال ندارد.
مسأله 12: زن مستحاضه براى هر نمازى، چه واجب باشد و چه مستحب، بايد وضو بگيرد و نيز اگر بخواهد نمازى را كه خوانده، احتياطاً دوباره بخواند يا بخواهد نمازى را كه تنها خوانده است، دوباره با جماعت بخواند، بايد تمام كارهايى را كه براى استحاضه گفته شد انجام دهد. ولى براى خواندن نماز احتياط، سجده فراموش شده، تشهّد فراموش شده و سجده سهو، اگر آنها را بعد از نماز فوراً بجا آورد، لازم نيست، كارهاى استحاضه را انجام دهد.
مسأله 13: زن مستحاضه بعد از آنكه خونش قطع شد، فقط براى نماز اوّلى كه مى خواند بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست.
مسأله 14: اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است، موقعى كه مى خواهد نماز بخواند، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد و پس از آنكه فهميد، استحاضه او كدام قسم است كارهايى را كه براى آن دستور داده شده انجام دهد، ولى اگر بداند تا وقتى كه مى خواهد نماز بخواند استحاضه او تغيير نمى كند، پيش از داخل شدن وقت نيز مى تواند خود را بررسى نمايد.
مسأله 15: زن مستحاضه، اگر پيش از آنكه خود را بررسى كند، مشغول نماز شود، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده، مثلا استحاضه اش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده، نماز او صحيح است و اگر قصد قربت نداشته، يا عمل او طبق وظيفه اش نبوده، مانند آنكه استحاضه او متوسّطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده، نماز او باطل است.
مسأله 16: زن مستحاضه، اگر نتواند خود را بررسى نمايد، بايد به آنچه يقيناً وظيفه اوست عمل كند، مثلا اگر نمى داند استحاضه او قليله است يا متوسطه، بايد كارهاى استحاضه قليله را انجام دهد و اگر نمى داند متوسطه است يا كثيره، بايد كارهاى استحاضه متوسطه را انجام دهد، ولى اگر بداند سابقاً كدام يك از آن سه قسم بوده، بايد به وظيفه قبل رفتار نمايد.
مسأله 17: اگر خون استحاضه، در باطن باشد و بيرون نيايد، وضو و غسل باطل نمى شود، امّا اگر بيرون بيايد هر چند كم باشد، وضو و غسل را باطل مى كند.
مسأله 18: زن مستحاضه، اگر بعد از نماز خود را بررسى كند و خون نبيند اگرچه بداند دوباره خون مى آيد، با وضويى كه دارد مى تواند فوراً نماز بخواند.
مسأله 19: زن مستحاضه، اگر بداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده، خونى از او بيرون نيامده، مى تواند خواندن نماز را تا هنگامى كه پاك است، تأخير بيندازد.
مسأله 20: اگر مستحاضه بداند پيش از گذشتن وقت نماز، به كلّى پاك مى شود، يا به اندازه خواندن نماز، خون بند مى آيد بنابر احتياط واجب، بايد صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.
مسأله 21: اگر بعد از وضو و غسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند كه اگر نماز را تأخير بيندازد، به مقدارى كه وضو، غسل و نماز را بجا آورد، به كلّى پاك مى شود بنابر احتياط واجب، نماز را تأخير بيندازد و موقعى كه به كُلّى پاك شد، دوباره وضو و غسل را بجا آورد و نماز را بخواند. و اگر وقت نماز تنگ شد، لازم نيست وضو و غسل را دوباره بجا آورد، بلكه با وضو و غسلى كه دارد، مى تواند نماز بخواند.
مسأله 22: مستحاضه كثيره و متوسطه، وقتى به كلّى از خون پاك شد، بايد غسل كند ولى اگر بداند از وقتى كه براى نماز قبل، مشغول غسل شده ديگر خون نيامده لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مسأله 23: مستحاضه قليله، بعد از وضو و مستحاضه كثيره و متوسطه، بعد از غسل و وضو، بايد فوراً مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز، اشكال ندارد و در نماز نيز مى تواند كارهاى مستحب، مانند قنوت و غير آن را بجا آورد.
مسأله 24: زن مستحاضه، اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد دوباره غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود.
مسأله 25: اگر خون استحاضه جريان دارد و قطع نمى شود، چنانچه براى او ضرر ندارد، بنابر احتياط مستحب، پيش از غسل و بعد از آن، با پنبه از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند ولى اگر هميشه جريان ندارد، فقط بايد بعد از وضو و غسل از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد، بنابر احتياط مستحب دوباره غسل كند و اگر نماز خوانده، دوباره بخواند.
مسأله 26: اگر در موقع غسل، خون قطع نشود، غسل صحيح است ولى اگر در بين غسل، استحاضه متوسطه، كثيره شود، بنابر احتياط بايد غسل را از سر بگيرد.
مسأله 27: بنابر احتياط مستحب زن مستحاضه، در تمام روزى كه روزه است به مقدارى كه مى تواند، از بيرون آمدن خون جلوگيرى كند.
مسأله 28: روزه زن مستحاضه اى كه غسل بر او واجب مى باشد، در صورتى صحيح است كه غسلها را انجام دهد، مثلا غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى خواهد فرداى آن، روزه بگيرد، بجا آورد و نيز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است، انجام دهد. و اگر براى نماز مغرب و عشا غسل نكند اما براى خواندن نماز شب، پيش از اذان صبح، غسل نمايد و در روز غسلهايى را كه براى نمازهاى روزش واجب است بجا آورد، روزه او صحيح است.
مسأله 29: زن روزه دار اگر بعد از نماز عصر، مستحاضه شود و تا غروب غسل نكند روزه او صحيح است.
مسأله 30: اگر استحاضه قليله، پيش از نماز، متوسطه يا كثيره شود، بايد كارهاى متوسّطه يا كثيره را كه گفته شد، انجام دهد. و اگر استحاضه متوسّطه كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد و چنانچه براى استحاضه متوسّطه، غسل كرده باشد فايده ندارد و بايد دوباره براى كثيره، غسل كند.
مسأله 31: اگر در بين نماز، استحاضه متوسطه، كثيره شود بنابر احتياط واجب، بايد نماز را قطع كند و براى استحاضه كثيره، غسل كند و وضو بگيرد و كارهاى ديگر آن را انجام دهد و همان نماز را بخواند. و اگر براى هيچ كدام از غسل و وضو وقت ندارد، بايد دو تيمّم كند، يكى بدل از غسل و ديگرى بدل از وضو و اگر براى يكى از آنها ( غسل و وضو ) وقت ندارد، بايد عوض آن تيمّم كند و ديگرى را بجا آورد و اگر براى تيمّم نيز وقت ندارد نمى تواند نماز را قطع كند و بايد نماز را تمام كند و بنابر احتياط مستحب، قضا نمايد و همچنين است اگر در بين نماز، استحاضه قليله او متوسطه يا كثيره شود.
مسأله 32: اگر در بين نماز، خون بند بيايد و مستحاضه نداند كه در باطن قطع شده يا نه، چنانچه بعد از نماز بفهمد قطع شده بوده، بايد وضو، غسل و نماز را دوباره بجا آورد.
مسأله 33: اگر استحاضه كثيره، متوسطه شود بايد براى نماز اوّل، عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد، مثلا اگر پيش از نماز ظهر، استحاضه كثيره، متوسطه شود بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر، مغرب و عشا فقط وضو بگيرد ولى اگر براى نماز ظهر غسل نكرده باشد و فقط به مقدار نماز عصر وقت داشته باشد، بايد براى نماز عصر غسل نمايد و چنانچه وقت باشد پس از غسل، نماز ظهر را اعاده كند و اگر براى نماز عصر غسل نكند، بايد براى نماز مغرب غسل كند و اگر براى آن نيز غسل نكند و فقط به مقدار نماز عشا وقت داشته باشد بايد براى عشا غسل نمايد.
مسأله 34: اگر پيش از هر نماز، خون مستحاضه كثيره، قطع شود و دوباره بيايد، بنابر احتياط واجب بايد براى هر نماز يك غسل بجا آورد.
مسأله 35: اگر استحاضه كثيره، قليله شود، بايد براى نماز اوّل، عمل كثيره و براى نمازهاى بعد، عمل قليله را انجام دهد و نيز اگر استحاضه متوسّطه قليله شود، بايد براى نماز اوّل، عمل متوسّطه و براى نمازهاى بعد، عمل قليله را بجا آورد.
مسأله 36: اگر مستحاضه، يكى از كارهايى كه بر او واجب مى باشد، حتّى عوض كردن پنبه را ترك كند، نمازش باطل است.
مسأله 37: مستحاضه قليله، اگر بخواهد غير از نماز، كار ديگرى انجام دهد كه شرط آن وضو داشتن است، مثلا بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند، در صورتى كه بعد از وقت نماز گذاشتن باشد بايد وضو بگيرد و وضويى كه براى نماز گرفته بنابر احتياط مستحب كافى نيست.
مسأله 38: اگر مستحاضه، غسلهاى واجب خود را بجا آورد، رفتن در مسجد، توقّف در آن، خواندن سوره اى كه سجده واجب دارد و نزديكى شوهر با او حلال مى شود، اگرچه كارهاى ديگرى كه براى نماز واجب است، مانند عوض كردن پنبه و دستمال را انجام نداده باشد.
مسأله 39: اگر زن در استحاضه كثيره يا متوسطه، بخواهد پيش از وقت نماز، سوره اى را كه سجده واجب دارد بخواند يا مسجد برود، بنابر احتياط واجب، بايد غسل نمايد و همچنين است اگر شوهرش بخواهد با او نزديكى كند، امّا اگر بخواهد جايى از بدن خود را به خط قرآن برساند، بايد وضو نيز بگيرد.
مسأله 40: نماز آيات بر زن مستحاضه، واجب است و بايد براى نماز آيات كارهايى را كه براى نماز يوميّه، گفته شد انجام دهد.
مسأله 41: هرگاه در وقت نماز يوميّه، نماز آيات بر مستحاضه واجب شود، اگرچه بخواهد هر دو را پشت سرهم بجا آورد، بنابر احتياط بايد براى نماز آيات نيز تمام كارهايى كه براى نماز يوميّه او واجب است انجام دهد و نمى تواند هر دو را با يك غسل و وضو بخواند.
مسأله 42: اگر زن مستحاضه بخواهد نماز قضا بخواند، بايد براى هر نماز كارهايى را كه براى نماز ادا بر او واجب است بجا آورد.
مسأله 43: اگر زن بداند خونى كه از او خارج مى شود، شرعاً حكم حيض و نفاس را ندارد و خون زخم نيست، بايد به دستور استحاضه عمل كند، بلكه اگر شك داشته باشد خون استحاضه است يا خونهاى ديگر، چنانچه نشانه آنها را نداشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد.
منبع:shirazi.ir
ادامه مطلب
س: گرفتن عكس زن غيرمحجّبه در بين محارمش چه حكمى دارد؟ اگر احتمال داده شود كه مرد نامحرم آن عكسها را هنگام ظاهركردن ببيند، حكم آن چيست؟
ج: اگر عكاسى كه به او نگاه مىكند و عكس وى را مىگيرد، از محارم او باشد، عكس گرفتن از او اشكال ندارد و ظاهر كردن آن هم نزد عكاسى كه او را نمىشناسد اشكال ندارد.
سایت مقام معظم رهبری
ادامه مطلب
چندی پیش با تنی چند از دوستان به یکی از شهرستانهای استان خوزستان سفر کردیم. در آن سامان متوجه مسألهعجیبی شدیم که باورش برایمان دشوار بود. بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد و به برکت آن احکام و مسائل دین با سرعت چشمگیری در کشورمان گسترش یافته است این خبر واقعا ما را شگفت زده کرد.
جریان شگفتی سازی که ما شنیدیم این بود که عده ای از مردم مسلمان و متدین آن منطقه گراز(خوک وحشی) شکار می کردند و بعد از شکار، آن را همچون آهویی، کباب کرده و با لذتی وصف ناپذیر به دندان می کشند!!
ابتدا این خبر را یک شوخی قلمداد کردیم و با خنده و چندش از آن گذشتیم اما با زیاد شدن اخبار مشابه قدری جدی تر شدیم و کار تحقیق و تفحص میدانی را آغاز کردیم. در پایان، هم درستی خبر تایید شد و هم گراز از تنهایی به درآمد و چند جانور دیگر مثل جوجه تیغی و خرگوش هم به منو غذایی اضافه شدند.
بررسی میدانی ما این نتیجه را هم داشت که دریافتیم بسیاری از این عزیزان شناختی از حیوانات حرام گوشت ندارند که اگر آنها را بشناسند قطعا با ایمانی که از ایشان سراغ داریم لب به گوشت، غذا و احیانا کنسروهای آن نخواهند زد.
کدام حیوانها حرام گوشتند؟
برای پاسخ کامل و جامع به این سوال بهتر آن دیدیم که کلیه حیوانات موجود در عالم را به سه دسته تقسیم کرده و حکم هر دسته را جداگانه بیان کنیم که هم یادگیری آن آسان باشد و هم به یادسپاری و نقل آن برای دیگران به راحتی صورت پذیرد.
1. حیوانات خشکی
2. حیوانات آبزی و دوزیست
3. پرندگان
حیوانات خشکی
تمام حیواناتی که محل زندگی آنها خشکی های روی زمین است جزو این دسته قرار می گیرند. در بین حیوانات خشکی که از تنوع فراوانی هم برخوردارند فقط سیزده حیوان حلال گوشت وجود دارد و مابقی هرچه هست همگی حرام گوشتند یعنی دین اسلام خوردن آن را برای انسانها ممنوع کرده است. 1
از آن سیزده حیوان عبارتند از: 1. گاو 2. گوسفند 3. بز 4. شتر 5. اسب 6. الاغ 7. قاطر 8. آهو 9. گوزن 10. قوچ 11. بزکوهی 12. گاو وحشی 13. گورخر
. غیر از این سیزده حیوان هر حیوانی که روی خشکی زندگی می کند حرام گوشت است. بنابر این خوردن گوشت خوک (چه اهلی و چه وحشی که به آن گراز می گویند)، میمون، جوجه تیغی و ... حرام است
چند نکته قابل توجه
کباب گراز
1. در بین این سیزده حیوان که برخی اهلی و برخی وحشی هستند خوردن گوشت اسب، الاغ و قاطر مکروه است ولی حرام نیست یعنی با اینکه حلال است و می شود آن را خورد اما بهتر آن است که خورده نشود.
2. غیر از این سیزده حیوان هر حیوانی که روی خشکی زندگی می کند حرام گوشت است. بنابر این خوردن گوشت خوک (چه اهلی و چه وحشی که به آن گراز می گویند)، میمون، جوجه تیغی و ... حرام است.
3. برخی از حیوانات خشکی هستند که در حفره های زمینی زندگی می کنند اینها نیز همگی حرام گوشت هستند مانند خرگوش، مار و ...
4. در مورد خرگوش شایع شده که سمت چپ آن حرام است و سمت راست آن حلال و یا در مورد مار می گویند اگر یک وجب از سر، یک وجب از دم آن قطع شود خوردن مابقی حلال خواهد بود. ما در اینجا عرض می کنیم که این شایعات هیچ اساسی نداشته و همگی کذب محض اند و همانگونه که گذشت خرگوش و مار تمام بدنشان حرام است.
طبق اطلاعات موجود متاسفانه در بخشی از شمال کشور چند روز مشخص از سال به عنوان ایام شکار خرگوش مشهور گشته که در این ایام عده ای از مردم خصوصا جوانان به شکار خرگوش رفته و با گوشت آن غذاهایی نظیر کباب و آبگوشت تهیه می کنند.
«چرا حرام است؟»
5. رایج ترین سوالی که پس از طرح اینگونه مباحث پرسیده می شود این است که «چرا حرام است؟»
در پاسخ به این سوال باید گفت که این گونه سوالها به دو معنا پرسیده می شوند که هر معنا جواب خاص خود را دارد.
الف. گاهی سوال از چرایی حکمی به معنای انکار آن حکم است. چرا حجاب واجب است؟ یعنی من وجوب آن را قبول ندارم و می خواهم که بی حجاب باشم. چرا گوشت خرگوش حرام است؟ یعنی من حرمت آن را قبول ندارم و می خواهم آن را بخورم.
اگر آن «چرا حرام است؟» به این معنا باشد پاسخ این است که مسلمان تابع احکام اسلام است؛ بر او لازم است حرام را ترک و واجب را عمل کند. پس چنانچه روشن شد که گوشت فلان حیوان حرام است باید از خوردن آن امتناع کرد و الا مرتکب معصیت شده ایم. قبول یا انکار کسی تاثیری در گناه بودن آن کار ندارد اگر رعایت کردیم سود کردیم و الا جز به ضرر خود گام برنداشتیم.(سوره فصلت/ آیه 46)
در مورد خرگوش شایع شده که سمت چپ آن حرام است و سمت راست آن حلال و یا در مورد مار می گویند اگر یک وجب از سر، یک وجب از دم آن قطع شود خوردن مابقی حلال خواهد بود. ما در اینجا عرض می کنیم که این شایعات هیچ اساسی نداشته و همگی کذب محض اند و همانگونه که گذشت خرگوش و مار تمام بدنشان حرام است
کباب خرگوش
ب. گاهی هم سوال از چراییِ حکمی به معنای واقعی سوال است یعنی پرسشگر واقعا می خواهد بداند که چرا فلان چیز حرام است و آن دیگری واجب.
اگر آن «چرا حرام است؟» به این معنا بود پاسخ می دهیم که ما در احکام شرعی تابع دلیل شرعی هستیم یعنی همین که با ادله شرعی ثابت شد (البته این کار بر عهده متخصص مربوطه است) که فلان چیز حرام است بر ماست که با استناد به گفته آن متخصص (مجتهد) آن حکم را تعبداً بپذیریم. زیرا دست ما و آن متخصص از چرایی واقعی اکثر احکام کوتاه است. از این رو همین که ثابت شد این حکم، حکم خداست ما با اعتمادی که به حق بودن سخن خداوند حکیم داریم آن حکم را بدون چون چرا پذیرفته و آن را به کار می بندیم.
پس جواب «چرا حرام است؟» به معنای دوم این خواهد بود که «چون خدا گفته است.»
6. رفتار مردم ولو اینکه مسلمان باشند و نیز نوع قانون و عملکرد حکومت و دولتمردان، ملاک حرمت یا حلیت چیزی نیست. به عنوان مثال اگر ترانه ای شماره مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشت و یا از صدا و سیمای نظام اسلامی پخش شد هیچ یک از این امور دلیل بر حلال بودن آن موسیقی نمی شود.2 و یا اگر مردمی کباب گراز به دندان کشیدند و آبگوشت خرگوش بار گذاشتند این رفتار آنها باعث حلال شدن آن گوشتها نمی شود.
ملاک همان چیزی است که متخصصین امر از منابع دین استنباط کرده و در قالب رساله و یا استفتائات در اختیار ما قرار می دهند. با رجوع به آنها که از باب مراجعه به متخصص، امری عقل پسند و بجائیست اگر روشن شد فلان چیز حرام است برماست تا به طور جدی از آن اجتناب کنیم.
به یاری خداوند متعال در مقالات بعد به آبزیان، دوزیستان و پرندگان خواهیم پرداخت.
..................................................
پی نوشت ها:
1- این مساله از مسائل اختلافی نیست و برای مطالعه بیشتر می توانید به توضیح المسائل مراجع عظام تقلید بخش «احكام سر بریدن و شكار كردن حیوانات» مراجعه کنید. به طور مشخص می توانید به مساله 2703 رساله آیة الله فاظل لنکرانی (ره) نظر کنید
2- ر.ک. به استفتائات مقام معظم رهبری سوال 1129 و 1140
منبع:tebyan.com
ادامه مطلب
آداب غذا خوردن در اسلام به چند بخش، تقسيم مي شود:
بخش اوّل: مواردي که بايد هنگام خوردن غذا رعايت شوند و آنها عبارتند از:
الف. تدبّر در اين که انواع خوراکي هاي مورد نياز انسان، چگونه در نظام آفرينش پديد آمده اند؟ و چه عواملي دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده، آماده گردد که اکنون مي توان با ميل و اشتها از آن استفاده نمود.
ب. آغاز کردن خوردن غذا با نام و ياد آفريدگار مهربان که انواع غذاهاي مفيد را براي تامين نيازهاي انسان، در نظام آفرينش قرار داد. نيز تکرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا و تکرار آن هرگاه که در ميان غذا خوردن، سخن گفته شود و همچنين شکرگزاري فراوان در هنگام خوردن.
ج. آغاز کردن غذا با نمک، البته در صورتي که خوردن نمک براي انسان ضرر نداشته باشد.
د. آغاز کردن از سبک ترين غذاها.
ه. نخوردن غذاي داغ و خوردن غذاي نيم گرم، پيش از آن که سرد شود.
و. خوردن با دست راست.
ز. کوچک گرفتن لقمه.
ح. خوب جويدن غذا.
ط. طولاني کردن نشستن بر سر سفره.
ي. گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا.
ک. استفاده کردن از آنچه از سفره مي ريزد. اين براي وقتي است که غذا در منزل ميل مي شود، آن هم در صورتي که آلوده نشده باشد؛ ولي اگر کسي دربيرون از منزل غذا ميل نمود، بهتر است که آنچه را از سفره مي ريزد، براي حيوانات بگذارد.
ل. دست کشيدن از خوردن غذا، پيش از سير شدنِ کامل و در حالي که مقداري از اشتها باقي است.
بخش دوم: اموري که هنگام غذا خوردن، ترک آنها شايسته است، و آنها عبارتند از:
الف. زياده روي در کيفيت و کميت خوراک.
ب. نکوهش غذايي که نسبت به آن بي ميل است.
ج. دميدن در غذا.
د. خوردن با دست چپ.
ه. خوردن با يک انگشت يا دو انگشت.
و. بلند آروغ زدن.
ز. پاک کردن کامل استخوان هاي موجود در غذا.
ح. آب خوردن در بين غذا.
ط. آب خوردن پس از خوردن گوشت.
ي. خوردن در حال سيري.
بخش سوم: حالاتي که غذا خوردن در آنها نکوهش شده است:
در اسلام، به طور کلي، ميل کردن غذا در حالات غير بهداشتي، يا به شيوه غير اخلاقي، مانند غذا خوردن به شيوه متکبران و يا به گونه اي که عرف جامعه برنمي تابد، نکوهيده است.
بخش چهارم: توصيه به هم غذا شدن با ديگران.
در روايات اسلامي، غذا خوردن به تنهايي، مذموم شناخته شده و توصيه شده که انسان هر قدر مي تواند، ديگران را در غذاي خود سهيم نمايد. نيز غذا خوردن با خانواده، خدمتگزاران و يتيمان، مورد تاکيد قرار گرفته است.
آدابي که رعايت آنها به هنگام غذا خوردن با ديگران ضروري است، عبارتند از:
الف. خوردن از قسمت جلوي خود.
ب. خوردن از اطراف ظرف و نه از وسط آن، در جايي که غذا براي همگان آماده شده است.
ج. نگاه نکردن به لقمه ديگران.
د. رعايت حقوق ديگران در آنچه بر سر سفره است.
ه. آغاز شدن غذا خوردن به وسيله صاحب سفره يا بهترين شخص حاضر بر سر سفره.
و. ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سيرشدن همه کساني که بر سر سفره نشسته اند.
ز. بلند شدن از سر سفره، قبل از برچيدن آن.
آداب پايان غذا و برچيدن سفره
پايان غذا خوردن همانند آغاز آن، آدابي دارد که رعايت آنها براي سلامت جسم و جان، سودمند است. اين آداب رابه آداب عرفاني، اجتماعي و بهداشتي مي توان تقسيم کرد:
الف. آداب عرفاني عبارتند از: سپاسگزاري از ولي نعمت حقيقي که خداوند متعال است و دعا کردن براي برکت يافتن روزي.
ب. آداب اجتماعي عبارتند از: يادآوري گرسنگان و مسئوليتي که افراد سير در برابر آنان دارند و اقدام جهت کاستن فقر و گرسنگي از جامعه در حد توان.
ج. آداب بهداشتي عبارتند از: شستن دست ها، خلال کردن و مسواک زدن دندان ها، جارو کردن آنچه زير سفره ريخته است، مقداري استراحت بر پشت و نخوابيدن بلافاصله پس از خوردن غذا.
منبع: سايت طعام اسرار
ادامه مطلب
س: بعضى از جوانان به تصاوير مستهجن نگاه مىكنند و براى كار خود توجيهات ساختگى ارائه مىدهند، حكم آن چيست؟ و اگر ديدن اين تصاوير مقدارى از شهوت انسان را تسكين دهد و در جلوگيرى از ارتكاب حرام مؤثر باشد، چه حكمى دارد؟
ج: اگر نگاه كردن به آن تصاوير به قصد ريبة باشد و يا انسان بداند كه منجر به تحريك شهوت او مىشود و يا خوف ارتكاب گناه و مفسده باشد، در اينصورت نگاه كردن به آنها حرام است و اين كه بخاطر آن انسان به حرام ديگرى نمىافتد، مجوّز ارتكاب فعلى كه شرعاً حرام است، نمى باشد.
سایت مقام معظم رهبری
ادامه مطلب
یکی از موارد حجاب پوشاندن موهای سر از نامحرم است. نگاهی به بازار لوازم آرایشی زنان و کثرت موهای مصنوعی در رنگ های متنوع برای خانم ها بیانگر استفاده و فراگیری آن است.
متأسفانه گاه مشاهده شده در برخی از فیلم ها و تئاترها نیز بدون توجه به این احکام، زنان بازیگر مبادرت به استفاده از موهای مصنوعی و کلاه گیس کرده اند.
در همین رابطه حکم فقهی این مسأله را خبرگزاری برنا از مراجع عظام تقلید سؤال کرده که می توانید سؤال و جواب را در ادامه بخوانید.
سؤال: قرار دادن کلاه گیس مصنوعی و یا موهای مصنوعی بر سر زن نامحرم و نگاه کردن به آن چه حکمی دارد؟
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی):به هر حال استفاده از کلاهگیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید پوشیده شود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی:استفاده از کلاه گیس جایز است، ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست و نگاه به موی مصنوعی اشکال دارد.
حضرت آیت الله سیستانی: کلاه گیس خود زینت است و باید آن را بپوشاند.
حضرت آیت الله وحید خراسانی: چنانچه کلاه گیس مصنوعی یا موی مصنوعی بر سر زن باشد، واجب است آن را از نامحرم بپوشاند و نگاه کردن به آن هنگامی که بر سر زن است، جایز نیست.
آیت الله علوی گرگانی: اگر موجب نگاه مرد نامحرم به صورت یا گردن زن و امثال آن شود و یا اگر موجب لذت مرد شود، جایز نیست.
منبع:tabnak.ir
ادامه مطلب
مگر خداوند در قرآن نفرموده که زنها در انتخاب نوع حجاب آزاد هستند؟ پس چرا چادر را به دختران جوان تحمیل میکنند؟
در هیچ یک از آیات قرآن نیامده که زنها در نوع و مقدار پوشش بدن (حجاب) آزاد هستند، بلکه آنچه در قرآن آمده، واجب بودن حفظ پوشش (حجاب) برای زنان است، اما این که این پوشش حتماً باید با چادر صورت گیرد، آیهای به صراحت نداریم.
آنچه در احکام دینی بیان شده ، مقدار پوشش زنان و اصل حجاب است، اما این که این پوشش حتما باید با چادر صورت گیرد ، چیزی نیامده است و تنها به بهتر بودن استفاده از چادر برای حجاب اشاره شده است.
خانم ها باید تمامى بدن خود را به غیر از گردى صورت و دست ها تا مچ بپوشانند, (خواه پوشش باچادر باشد یا با مانتو), ولى پوشیدن چادر بهتر است و از لباسهایى که توجه نامحرم را جلب کند (مثلاً برجستگىها را نمودار کند) باید اجتناب شود. (1)
البته یک آیه در قرآن آمده که برخی از مفسران از آن ، معنای پوشش با چادر را برداشت کرده اند. قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود: «به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که: خویشتن را با «جلباب» بپوشند که این کار براى این که به عفت شناخته شوند و از تعرض محفوظ بمانند، براى آنان بهتر است».(2)
بعضى از مفسّران ، جلباب را پوششى فراگیر معنا کردهاند که از بالاى سر تا پایین پا را مىپوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است.(3) البته دیدگاه دیگر ، جلباب را پوشش تا زانو(4) و دیدگاه سوم ، جلباب را مقنعه مىداند.(5)
بر اساس دیدگاه اوّل مىتوان گفت: قرآن از چادر یا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، سخن گفته است .
علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.
حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(6) یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مىگرفته است.
علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم مىکند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مىماند.
به همین خاطر فقها به برتر بودن چادر برای حفظ حجاب حکم کرده اند ، نه این که فقط آن واجب باشد.
پوشش کامل با مانتو و روسرى نیز مىتواند مورد استفاده قرار گیرد، ولى حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو وروسرى پوشش صورت مىگیرد، ولى باز حجم بدن مشخص است و با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد.
آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم باید با حفظ عفت و حجاب، زن نقش اجتماعى خود را ایفا کند.
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آنها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاى مستقیم با تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روانشناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّکهاى چشمىِ شهوتانگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمونها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّکهاى شهوانى قرار مىگیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّکهاى حسى پاسخ مىدهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمونهاى جنسى زن به صورت دورهاى ترشح مىشوند و به طور متفاوت عمل مىکنند، تأثیر محرّکهاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مىتوان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مىآمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مىریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجانها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادىهاى جنسی خود تلقّى مىکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسهاى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مىگیرند. این مقایسهها، آتش هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مىسوزاند.
در محیطى که حجاب است و شرایط دیگر اسلامى رعایت می شود دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است، ولى در بازار آزاد برهنگى و بى حجابى که عملاً زنان به صورت کالاى مشترک (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسی) در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویى مفهومى نمى تواند داشته باشد. بنابراین ، دین مقدس اسلام براى حفظ حرمت زن و حراست از آلودگى اجتماع و جلوگیرى از شعله ورشدن غریزة جنسى ، رعایت حجاب را براى زنان لازم دانسته است.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آنها کاسته مىشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعی زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مىتواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام می خواهد زن کرامت داشته باشد و وقتى درجامعه حضور پیدا می کند به عنوان یک انسان ظاهر شود نه به عنوان جنس مخالف مرد. زن و مرد در درجه اول هر دو انسانند و هر دو باید در محیط اجتماع و در برخورد با یکدیگر به گونه اى ظاهر شوند که مایة الودگى و ناپاکى جامعه نشوند. زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش و داشتن حجاب به نوعى احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وى از نگاه هاى شهوانى و حیوانى است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مىباشد که در صدد کام جویىهاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچىگرى او ناشى مىشود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهاى بدن نما و آرایشهاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مىخواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(7) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علتهاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانىاند نمىباشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مىطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکشتر مىگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مىشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مىآورد.(8) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عدهاى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مىگردد و چه بسا پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.
جهت مطالعه بیشتر به کتاب فلسفه حجاب ، استاد مطهری مراجعه فرمائید.
ادامه مطلب
مصرف مشروب و خمر جایز نیست و حرام می باشد؛ مگر برای درمان و از روی ناچاری، که آن هم باید به مقدار ضرورت کفایت شود.
ضرورت وقتی است که به تشخیص متخصص راه دیگری برای درمان وجود نداشته باشد.
منبع:موسسه ذکر ـ قم.
ادامه مطلب
روح بی حجاب
اگر در جامعه ای حجاب در روابط نامحرم عملی گردد، جرم و جنایت ، فساد و بی دینی، و نارضایتی های همسران از یکدیگر ،و ... کاهش چشمگیری پیدا می کند .
اما برای آنکه دستاوردهای حجاب در جامعه ای رویت شود، لازم است منظور واقعی آن اجرا گردد. زیرا منظور از حجاب، علی رغم تلقی عوامانه، نوع خاصی از پوشش نیست؛ بلکه روح حجاب است که باید در فکر و اندیشه، رفتار و گفتار، و نهایتا در پوشش افراد محجب جاری گردد. حجابی که فقط در پوشش ظاهری لحاظ گردد ولی در رفتار، گفتار و برخورد با نامحرم رعایت نشود ،فریبی بیش نیست .
زنی که بدون چادر است، بسیار محجوبتر از زنی است که با لباس، حجاب خود را رعایت کرده، ولی در سخن گفتن ابایی از شوخی و جلب توجه ندارد. و آنکه ساده و بی آرایش است، اما با زبان و رفتار خود، فکر و قلب نامحرمان را مشغول خود می کند، بدحجابتر از بانوی آرایش کرده ایست که از مردان غافل است و یا توانایی کسب این محبوبیت را ندارد. بنابراین اقداماتی همچون شوخی و مزاح با نامحرم و هرگونه رفتاری که موجب تهییج و تحریک یا حتی علاقه گردد، بدحجابی محسوب می شود.
به همین جهت قرآن تنها به آیاتی که مستقیما دستور به حجاب دارند، بسنده نکرده بلکه در زمینه ها ی مختلف به ابعاد وسیع حجاب اشاره می کند تا امکان هر گونه سوءاستفاده و سوءتفاهم را منتفی نماید. با خطاب به همسران پیامبر به شیوه ی سخن گفتن اشاره کرده و می فرماید: «بگونهاى نرم و لطیف سخن نگویید تا بیماردلان در شما طمع كنند» (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ( احزاب33))
در جایی دیگر به دختران شعیب اشاره می کند و از حیای ایشان در شیوه راه رفتن در حضور نامحرم سخن می گوید. (فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ)
بنابر این حجاب چیزی نیست که با تحمیل پوششی تعریف شده به دست آید. لذا شاید بتوانیم، از طریق اجبار به پوشش، دفع افسد به فاسد نمائیم، اما هرگز نمی توانیم با این روش، روح حجاب را در جامعه جاری کرده و از آثار واقعی آن بهره مند شویم.
منظور از حجاب،علی رغم تلقی عوامانه، صرفا نوع خاصی از پوشش نیست؛ بلکه روح حجاب است که باید در فکر و اندیشه ، رفتار و گفتار، و نهایتا در پوشش افراد محجب جاری گردد.حجابی که فقط در پوشش ظاهری لحاظ گردد ولی در رفتار، گفتار و برخورد با نامحرم رعایت نشود ،فریبی بیش نیست .
نگاه و شوخی با نامحرم از مصادیق بی حجابی است
با مسئله حجاب نیز امروزه مانند بسیاری از مسائل شرعی دیگر برخوردهای سلیقه ای می شود. حتی عاملین و معتقدین نیز با نوعی تسامح و تساهل، حد و مرزهای شرعی حجاب را رعایت می کنند زیرا علت حساسیتهای شرع برای رعایت دقیق حدود حجاب را درک نمی کنند. در روایات آمده است که:
هر كس با نامحرم شوخى كند، براى هر كلمهاى كه در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مىكنند. (ثواب الاعمال وعقاب الاعمال -ترجمه انصارى، 567 بابى كه كیفر بسیارى از گناهان در آن گرد آورى شده است ... )
جهنم
و هر كه چشمان خود را با نگاه به زن نامحرم پر سازد، خداوند عزیز و جلیل در روز رستاخیز چشمان او را با میخهاى آتشناك پر نماید و از آتش دوزخ لبریزشان سازد. (همان)
و نیز خشم خدا بسیار سخت است بر آن زن شوهردارى كه چشم خود را از نگاه كردن به مرد بیگانه یا نامحرم پر كند، كه اگر چنین كند خداوند تمام اعمال او را تباه مىسازد، و اگر به بستر غیر شوهر خود رود بر خدا سزاوار است كه او را به آتش بسوزاند، پس از آنكه او را در قبر عذاب كرده است.(همان ،ص 565)
با نظر به این دسته از روایات لزوم پرهیز از اختلاط و گپ و گفتگوهای تفریحی در مجالس میهمانی اقوام و آشنایان روشن میشود این گفتگوهای تفریحی ریشه بسیاری از مشاجرات خانوادگی و عامل تضعیف ایمان است ، بسیاری از نارضایتی ها و افسردگی های تنش زا بین همسران، شروعشان بسته به همین اختلاطهای دوستانه و قوم وخویشی است که چون حجاب اسلامی در آن با دقت اجرا نمی شود، درد سر ساز گشته اند.
بدتر از آن، تاثیر بدحجابی در کدورت دل و دوری از خداست. چه بسیاری از اوقات که به دلیل، نگاه و شوخی با نامحرم، توفیق خواندن نماز اول وقت و یا دیگر اعمال نیکی که قبلا انجام می شده، از دست برود. بوجود آمدن حالت بی حوصلگی و بی علاقگی به عبادات، می تواند متاثر از همین بی مبالاتی ها باشد. چنانچه از ابتدای روز توجه و مراقبت داشته باشیم، به طور ناخودآگاه از نماز و انجام تکالیف شرعی لذت بیشتری خواهیم برد. به همین جهت در سفارش به ترک از نگاه می فرمایند: النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس فمن تركها خوفا من اللَّه اعطاه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه.(نهج الفصاحه ،ص 790)
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: نگاه كردن (به نامحرم) تیرى است مسموم و زهردار از تیرهاى شیطان، و هر كه آن را از جهت ترس از خدا ترك نماید و چشم از آنچه حرام است بپوشاند در این صورت خداوند ایمانى به وى عنایت فرماید كه حلاوت و لذت او را در قلب خود میچشد.
هر كس با نامحرم شوخى كند، براى هر كلمهاى كه در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مىكنند.
برای فهم بهتر سختگیری های اسلامی در مسئله حجاب و نگاه می توان از قوانین روانشناسی نیز کمک گرفت. قائده " تداعی معانی" یکی از دستمایه های فروید در روانکاوی، از این جمله است.
«كلمه "تداعی" كه یك اصطلاح روان شناسی است به طور معمول با واژه "معانی" به كار می رود. تداعی به معنای دعوت كردن است؛ یعنی در حافظه شخص هر مطلبی مطالب دیگر را به خاطر می آورد. آنگاه هر یك از این مفاهیم ذهنی جدید، اشیاء و مفاهیم مرتبط دیگری را به یاد می آورد و.... مثلاً «باران» «آب» را تداعی می كند. ... (حجاب\اندیشه قم)
بسیاری از اوقات یک صحنه بدحجابی می تواند خیالاتی را در ذهن پرورش دهد، یا یک ماجرای جنسی را در ذهن تداعی کند و بعضا با دخالت شیطان، در حریم عواطف و تخیلات شخص نیز وارد گردد که بقول فروید وقتی شخص آن را از آگاهی خود می راند در رویا با آن درگیر می شود. لذا برخی از سختگیری ها برای جلوگیری از همین تداعی هاست .
بنابر این بهترین راه برای رهایی از این دام خوشرنگ و نشان شیطان، که بسیار هم روی آن حساب کرده، همان دستوری است که قرآن ما را به آن امر کرده است. قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ »؛ به مردان مومن بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی خود را حفظ کنند. (سوره نور، آیه 30) «
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ : به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند و فرج (عورت) های خویش را حفظ کنند و زینت خویش را جز آنچه پیداست آشکار نسازند و نیز دستور بده تا اطراف سرپوش های خود را بر گریبان و سینه های خود انداخته، آن را بپوشانند و هنگام راه رفتن پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینت های پنهانی شان معلوم شود(نور 31)
بدحجابی درنوجوانی
گویا به نظر می رسد سختگیری در رعایت حجاب در دوران نو جوانی ضرورتی ندارد و به قول بعضی موجب دین زدگی می شود.
اما رعایت حجاب فقط برای محکم کردن زندگی خانوادگی و ارتقاء وفاداری همسران نسبت به یکدیگر نیست بلکه بیشتر به جهت رشد و تهذیب و نمو کمالات انسانی است در دوران نوجوانی که دوران فوران عواطف انسانی و گرایش های معنوی است بی حجابی بدترین عاملی خواهد بود که تمام اندیشه و نیروهای نوجوان را صرف مسائل جنسی می کند و او را که مستعد افراط است تا جایی درگیر جلب توجه جنس مخالف و التذاذهای جنسی می کند که دچار عقب ماندگیهای جبران ناپذیری در ابعاد اخلاقی، علمی و کمالات انسانی می گرداند از طرف دیگر نیز وقتی نوجوان وارد در مرحله جوانی می گردد و از افراطهای گذشته خود رویگردان است، نسبت به ازدواج نظر خوبی ندارد و چنانچه زیر بار ازدواج هم برود همسر لوده ای خواهد بود که عدم پایبندی اش به خانواده همواره دردسرساز می گردد.
منبع:تبیان
ادامه مطلب
خيانت زن به مرد، صورتهاي مختلفي ميتواند داشته باشد; مانند: خيانت اقتصادي و مالي; يعني زن در غياب مرد، بياذن او در اموال مرد تصرف کند و در جايي که مرد رضايت ندارد، مصرف نمايد و بعداً به مرد نگويد، و خيانت عرضي و آبرويي; يعني زن اسرار مرد را افشا نمايد و او را نزد ديگران بيآبرود کند. يکي از خيانتهاي زن به مرد اين است که با مرد اجنبي رابطة نامشروع داشته باشد. اگر اين رابطة نامشروع با چهار شاهد عادل و ديگر شرايط آن ثابت شود، حکم زنا بر زن جاري ميشود.
اگر چهار شاهد عادل وجود نداشت، حکم آن در قرآن اين گونه بيان شده است: "
والَّذينَ يَرمونَ اَزوَجَهُم ولَم يَکُن لَهُم شُهَدأُ اِلاّ اَنفُسُهُم فَشَهـَدَةُ اَحَدِهِم اَربَعُ شَهـَدَتٍ بِاللّهِ اِنَّهُ لَمِنَ الصّـَدِقين # والخـَمِسَةُ اَنَّ لَعنَتَ اللّهِ عَلَيهِ اِن کانَ مِنَ الکـَذِبين; (نور، 6 و 7)
کساني که همسران خود را متهم ]به عمل منافي عفت ميکنند[ و گواهاني جز خودشان ندارند، هر يک از آنان بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهند که از راست گويان است; و در پنجمين بار بگويد: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغ گويان با شد." پس از اين پنج شهادت مرد، زن ميتواند اين اتهام را با پنج شهادت ديگر از خود نفي نمايد. اين شهادتها در محکمة عدل و در حضور قاضي انجام ميگيرد، که در اصطلاح فقه به آن "لعان" گفته ميشود. در صورتي که مرد و زن در حضور قاضي اين شهادتها را اجرا کنند، زن و مرد بدون نياز به صيغة طلاق فوراً از هم جدا ميشوند. زن براي هميشه بر مرد حرام ميشود و ازدواج مجدد ميان آن دو امکان ندارد. حد قذف (مجازات اتهام زنا به زن پاک دامن) از مرد و حد زنا از زن برداشته ميشود، و اگر از اين ماجرا فرزندي به وجود آمده باشد از مرد منتفي و به او نسبتي نخواند داشت; ولي نسبتش با زن محفوظ است. البته اگر زن از پنج شهادت خود داري کرد، حد زنا بر او جاري ميشود. موضوع "لعان" احکام و مسائل ديگري دارد که براي آگاهي از آنها بايد به کتابهاي فقهي رجوع نمود.(ر.ک: تحرير الوسيله، امام خميني، ج 2، ص 359 ـ 362، مؤسسة اسماعيليان / تفسير نمونه، آيت اللّه مکارم شيرازي و ديگران، ج 14، ص 377 ـ 385، دارالکتب الاسلامية.)
يکي از عواملي که بنيان هر جامعهاي را متزلزل کرده و حتي ميتواند فروپاشد، همانا "سوء ظن" افراد نسبت به يکديگر است، به خصوص اين که اين عنصر زهرآگين به جامعه کوچک خانوادة مسلمانان راه پيدا کند; قرآن مجيد در رابطه با اجتناب از اين صفت زشت اخلاقي ميفرمايد: "يَـََّأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إثمٌ; (حجرات، 12) اي کساني که ايمان آوردهايد! از بسياري از گمانها بپرهيزيد; چرا که بعضي از گمانها گناه است." (ر.ک: فتح، 12) گمان بد، نه تنها به طرف مقابل و "حيثيت و آبروي" او، لطمه وارد ميکند و روح "بياعتمادي" را در جامعه کوچک خانواده سايه افکن مينمايد، بلکه براي صاحب آن نيز بلاي بزرگي است که همانند خوره او را آزار ميدهد و دنيائي وحشت ناک و آکنده از غربت را براي او فراهم ميسازد. اسلام اجازه نميدهد هر کسي با اين کار با آبروي ديگران بازي ميکند و جهنمي نيز براي خويش به وجود آورد. رسول گرامي اسلامدر حديثي ميفرمايد: "خداوند خون و مال و آبروي مسلمان را بر ديگران حرام کرده و همچنين گمان بد درباره او بردن را"(ر.ک: مهجّة البيضأ، فيض کاشاني;، ج 5، ص 268، دفتر انتشارات اسلامي.)
اما راه مقابله با اين گناه:
اولاً: گمان بد را، انسان از خود دور سازد، به اين ترتيب که به راههاي حمل بر صحت بينديشد و احتمالات صحيحي را که در مورد آن عمل وجود دارد، در ذهن خود مجسم سازد تا به تدريج بر "گمان بد" غلبه کرده "گمان نيک" و خير را جايگزين آن نمايد. قرآن ميفرمايد: "چرا هنگامي که اين (تهمت) را شنيدند، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و کسي که همچون خود آنها است) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغي بزرگ و آشکار است؟! (نور، 12) به همين جهت است که در آموزههاي روايي اهلبيت: چنين دستور دادهاند، که اعمال برادران و خواهران ايمانيت را بر نيکوترين وجه ممکن حمل کن تا وقتي که دليلي بر خلاف آن قائم شود.(ر.ک: تفسير نمونه، آيتالله مکارم شيرازي و ديگران، ج 14، ص 396 و ج 22، ص 181، دارالکتب الاسلامية / اصول کافي، کليني;، ج 2، ص 363، دارالکتب الاسلامية.)
ثانياً: اگر گمان بدي، بدون اختيار در ذهن پيدا شد، در عمل کوچکترين اعتنائي به آن نکنيد و ترتيب اثري به آن ندهيد و طرز رفتار خويش را دگرگون نسازيد. در حديثي از پيامبر اکرمميخوانيم: سه چيز است که وجود آن در مؤمن پسنديده نيست و راه فرار دارد، از جمله سوء ظن است (فمخرجه من سوء الظن ان لا يحققه) که راه فرار از آن اين است، که به آن جامه عمل نپوشاند."(ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسي;، ج 72، ص 201، مؤسسة الوفأ، بيروت / معراج السعاده، ملااحمد نراقي، ص 161، انتشارات جاويدان)
مرا پير داناي مرشد شهاب دو اندرز فرمود بروي آب
يک آنکه بر خويش، خوش بين مباش دگر آنکه بر خلق بدبين مباش
منبع:emammahdi
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Salehon:.
