* لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند يا مثلا بگويد روزه میگيرم بلكه همينقدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب، كارى كه روزه را باطل میكند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل میكند خوددارى نمايد.
* انسان میتواند در هر شب از ماه رمضان برای روزهی فرداى آن نيت كند اما بهتر است كه شب اول ماه نيت روزهی همه ماه را بنمايد.
* از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نيت روزه فردا را بكند اشكال ندارد.
* وقت نيت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيت كردن به مغرب وقت مانده باشد، يعنی اگر تا آن موقع كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد و نيت روزه مستحبى كند، روزه او صحيح است.
* كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بيدار شود، نمیتواند نيت روزه واجب نمايد.
* اگر بخواهد غير روزه رمضان، روزه ديگرى بگيرد بايد آن را معين نمايد، مثلا نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر میگيرم، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان میگيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است، يا فراموش نمايد و روزه ديگرى را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب میشود.
* اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب میشود و نه روزهاى كه قصد كرده است.
* اگر مثلا به نيّت روز اول ماه، روزه بگيرد، بعد بفهمد روز دوم يا سوم بوده، روزه او صحيح است.
* اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بیهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و اگر تمام نكرد،قضاى آن را بجا آورد.
* اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود، روزهاش صحيح است.
* اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر متوجه شود، چنانچه كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است و اگر كارى كه روزه را باطل میكند انجام داده باشد، يا بعدازظهر متوجه شود كه ماه رمضان است، روزه او باطل میباشد ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل میكند انجام ندهد و بعد از ماه رمضان هم روزه آن روز را قضا نمايد.
* اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.
* كسى كه روزه قضا يا روزه واجب ديگرى برعهدهی خويش دارد، نمیتواند روزه مستحبى بگيرد و چنانچه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او به هم میخورد و میتواند نيت خود را به روزه واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر متوجه شود، روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب يادش بيايد روزهاش صحيح است، اگر چه بیاشكال نيست.
* اگر غير از روزه ماه رمضان، روزه معين ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلا نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نيت نكند روزهاش باطل است و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنانچه كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد، روزه او صحيح و گرنه باطل میباشد.
* اگر براى روزه واجب غيرمعينى مثل روزه كفاره عمدا تا نزديك ظهر نيت نكند، اشكال ندارد بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنانچه كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد، و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.
* اگر كافری پيش از ظهر ماه رمضان مسلمان شود و حتی از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد نمیتواند روزه بگيرد و قضا هم ندارد.
* اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل میكند انجام نداده باشد، بايد نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.
* روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد و اگر بخواهد روزه بگيرد میتواند نيت روزه رمضان كند ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعد معلوم شود ماه رمضان بوده، روزهی آن روز جزئی از روزههای ماه رمضان حساب میشود.
* اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، به نيت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است، بايد نيت روزه رمضان كند.
* اگر در روزه واجب معينى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد، روزهاش باطل است ولى چنانچه نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل میكند بجا آورد، در صورتى كه آن را انجام ندهد روزهاش باطل نمیشود.
* در روزه مستحب و روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل میكند انجام دهد، يا مردد شود كه به جا آورد يا نه، چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.
منبع:roshd.ir
ادامه مطلب
سوال: بستن لوله های رحم جهت کنترل جمعیت چه حکمی دارد؟
حضرت آیة الله خامنه ای(دام ظله):
در فرض مزبور وجود غرض عقلایی بستن لوله ها به شرط اذن شوهر بلامانع است.
حضرت آیة الله بهجت(ره):
اگر ضرورت ایجاب کند و موقت باشد اشکال ندارد ولی عقیم کردن جایز نیست.
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):
چنانچه موجب عقیم شدن دائم یا مستلزم حرام مثل نگاه به عورت باشد جایز نیست.
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظله):
جایز نیست.
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله):
جلوگیری از انعقاد نطفه یا هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن (مثل این که مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط شوند) نشود، ذاتا مجاز است ولی اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع می باشد تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.
حضرت آیة الله تبریزی(ره):
اگر بستن دائمی باشد فی نفسه اشکال دارد.
منابع: کتاب "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع"
tebyan.net
ادامه مطلب
آنچه با استحمام حاصل می شود طهارت ظاهری است، اما علاوه بر طهارت ظاهری، یکی دیگر از شرایط نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضو و غسل بدست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد، این طهارت معنوی و باطنی بوسیله تیممی که به جای وضو و یا غسل انجام می گیرد بدست می آید. (البته باید توجه داشت که نکته بیان شده به معنای آن نیست که صد در صد تیمم اثری در پاکیزگی ظاهری ندارد.)
در این مقاله در باب وضو سه پرسش مطرح کردیم که همراه با پاسخ تقدیم شما عزیزان می کنیم:
سوال: وضو گرفتن برای نماز، قبل از وقت نماز چه حکمی دارد؟ میتوان با این وضو نماز خواند؟
فقها در این زمینه میگویند: اگر وقت نماز نزدیک است، میتواند به عنوان آمادگی براى نماز وضو بگیرد، ولی اگر مدت زیادی به وقت نماز مانده است، میتواند به نیت قربت یا طهارت وضو بگیرد و در هر دو صورت میتواند با آن وضو نماز واجب یا مستحب را بخواند.(امام خمینی، توضیح المسائل(محشّی)، ج2، ص 798ـ صافى گلپایگانى، لطفالله، جامع الأحکام، ج1، ص 37)
سوال: فلسفه وضو و تیمم چیست؟
فلسفه وضو چیست؟ کسی که تازه استحمام کرده است و می داند که بدنش پاک است، و می خواهد بلافاصله بعد از آن نماز را بخواند چرا مجدد باید وضو بگیرد؟ می گویید اگر آب نیست تیمم کنید، چطور آب می تواند چرکی و کثیفی و نجاست را از بین ببرد؟
یکی از شرایط صحت نماز، طهارت ظاهری بدن از هر نوع آلودگی و نجاست ظاهری است و آنچه با استحمام حاصل می شود طهارت ظاهری از این آلودگی ها است، اما علاوه بر طهارت ظاهری، یکی دیگر از شرایط نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضوء و غسل بدست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد،این طهارت معنوی و باطنی بوسیله تیممی که خدای متعال آنرا به جای وضوء یا غسل قرار داده است، بدست می آید .
البته باید توجه داشت که نکته بیان شده به معنای آن نیست که تیمم نقشی در پاکیزگی و آثار ظاهری ندارد. امروزه ثابت شده است که خاک اثر پاک کنندگی دارد و از این نکته سرّ این حکم الهی دانسته می شود که چرا در بعضی موارد باید ظرف نجس را سه یا هفت مرتبه خاک مالی کرد.
خداوند متعال پس از آنکه بعضی از اسباب پدید آمدن آلودگی های روحی و باطنی را بیان فرموده است، راه از بین بردن این آلودگی ها را بیان کرده، که اگر از عواملی است که با وضوء مشکل برطرف می گردد مانند آنچه که در رساله ها آمده مثل : خوابیدن، دستشویی کردن و غیره باید وضوء بگیرید و اگر از عواملی است که با غسل برطرف می گردد باید غسل کنید. سپس می فرماید که اگر استفاده از آب برای شما مقدور نبود به وسیله خاک پاک تیممّ کنید. آنگاه به حکمت آن می پردازد که « ولیطهّرکم ..... » تا پاکیزه گردید. (مائده 5 – 6)
با نگاه به ظاهر آیه می توان متوجه شد که مراد خداوند از طهارت، اعم از پاکی ظاهری و معنوی است؛ زیرا پاکیزگی طبی و بهداشتی (پاکی ظاهری) گرچه شستشوی با آب را شامل میشود، اما شاید نتوان اثر پاکیزگی بهداشتی خاک مال کردن دست و صورت را اثبات کرد اما در این که از آثار او طهارت معنوی است، شکی نیست و این طهارت معنوی از آثار تیمم نیست بلکه در حالات دیگر نیز وجود دارد مخصوصا آنجا که بر خاک سجده کند و از این روست که سجده را بهترین حالت نماز شمرده اند، و برترین اذکار را نیز مختص به آن دانسته اند؛ زیرا سجده حالتی است که انسان به خاک میافتد، آدمی هر چه پایین تر رود عظمت خداوند را بهتر ادراک میکند، انسان در حالت رکوع به همان اندازه که خود را میشکند خداوند را ادراک مینماید، و ذکر مناسب با این حالت همان تسبیح و ستایش خداوند به بزرگی و عظمت است که عبارت از ذکر شریف «سبحان ربی العظیم و بحمده» است.
به هر حال باید توجه داشت که برطرف شدن آلودگی های روحی و تحصیل طهارت معنوی امری است که خداوند متعال رسیدن به آن را از راههای خاصی معین کرده است و آگاه ترین کس به این امور خداوند است، در نتیجه او می داند که آیا آلودگی های روحی با آب فراوان برطرف می شود یا با آب کم ، و یا اینکه با آب حاصل می گردد یا با خاک.
از طرفی کسی که می خواهد به خداوند نزدیک شود باید هر عملی را با همان کیفیّتی که مورد پسند اوست به انجام برساند.
سوال: آثار دنیایی وضو چیست؟
آیا وضو دارای اثرهای خوب دنیوی است؟ لطفاً بیان فرمایید.
وضو در کنار آثار متعدد و بزرگ اخروی، آثاری نیز در امور دنیایی انسانها دارد که عبارتاند از:
1. سلامتی جسم؛ در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) خطاب به امام علی (علیه السلام) میفرماید: «وضو گرفتن قبل و بعد از غذا خوردن باعث شفای جسم و رفع بیماریهای آن است»
2. برطرف کننده فقر و افزایش روزی؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وضو گرفتن قبل و بعد از خوردن غذا، فقر را برطرف کرده و رزق و روزی را زیاد میکند». (الکافی، ج 6، ص 290، ح 2 و 5)
3. زیاد شدن خیر خانه؛ این مورد که اعم از مورد قبلی است.
در روایتی از امام صادق امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: «هر کس دوست دارد که خیر خانهاش (که هم شامل مال و اموال و هم فرزند و امور معنوی خانواده) زیاد شود، هنگام آماده شدن غذا وضو بگیرد». (المحاسن، ج 2، ص 424)
4. برطرف شدن ناراحتی؛ یکی دیگر از آثار وضو گرفتن بعد از غذا، برطرف شدن هم و غم است. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در باب وضو نقل شده است: «وضوی بعد از غذا همّ و غم را برطرف میکند». (الکافی، ج 6، ص 290)
گفتنی است؛ آثاری که برای عمل نیک و یا بد در آیات و روایات بیان شده است؛ از یک نگاه اخرویاند و از نگاهی دیگر دنیوی؛ یعنی اینگونه نیست که آثار دنیوی آن بیارتباط با آثار اخروی باشند؛ مانند سلامتی جسم که در وضو به اندازهی خود اثرگذار است؛ چرا که برای عبادت و بندگی خداوند و داشتن آخرتی نیکو سلامت جسم به اندازه خود تأثیر دارد؛ بنابر این، آثار دنیوی به نوعی به آثار اخروی بر میگردند؛ به علاوه، خیلی از آثار به ضمیمهی اعمال نیک دیگر اثر بخشاند.
منابع:
islamquest.net
tebyan.net
الکافی، ج 6
توضیح المسائل امام خمینی (ره)
ادامه مطلب
برداشتن بخشى از بدن انسان زنده براى پیوند زدن در صورتى که قطع آن زیان مهمى داشته باشد مانند چشم و دست و امثال آنها جایز نیست، ولى اگر زیان مهمى نداشته باشد مانند قطعهاى از پوست یا نخاع یا یک کلیه در صورت سالم بودن کلیه دیگر با فرض رضایت صاحبش جایز است (اگر کودک یا دیوانه نباشد) وگرنه به هیچ وجه جایز نیست و هرگاه قطع آن جایز بود گرفتن پولى به ازاى آن نیز جایز است. حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی)
در این مقاله دو سوال شرعی را مطرح کرده و به پاسخ آن می پردازیم:
سوال: فروش کلیه چه حکمی دارد؟
فروش اعضای بدن؛ در صورتی که با رضایت شخص و غرض عقلایی همراه بوده و ضرر قابل توجهی برای بدن، نداشته باشد، اشکالی ندارد.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
برداشتن بخشى از بدن انسان زنده براى پیوند زدن در صورتى که قطع آن زیان مهمى داشته باشد مانند چشم و دست و امثال آنها جایز نیست، ولى اگر زیان مهمى نداشته باشد مانند قطعهاى از پوست یا نخاع یا یک کلیه در صورت سالم بودن کلیه دیگر با فرض رضایت صاحبش جایز است (اگر کودک یا دیوانه نباشد) وگرنه به هیچ وجه جایز نیست و هرگاه قطع آن جایز بود گرفتن پولى به ازاى آن نیز جایز است.
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
فروش اعضایی که بدل دارد مانند یکی از دو کلیه اشکالی ندارد، ولی احتیاط آن است که پول را در مقابل اجازهی برداشتن عضو بگیرد نه خود عضو.
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
دریافت پول در ازای بعضی از اعضا مانند کلیه مانعی ندارد.
حضرت آیة الله هادوی تهرانی(مد ظله العالی):
فروش عضو در صورتی که ضرر قابل توجهی به بدن نزند با یک غرض عقلایی مثل نجات کسی از مرگ اشکالی ندارد، ولی بهتر است در این مورد از آن اجتناب کنید.
سوال: حکم پیوند اعضای افرادی که به مرگ مغزی مبتلا شدهاند چیست؟
مرگ مغزی به معنای از کار افتادن مغز است، در مرگ مغزی، خون رسانی به مغز متوقف شده و اکسیژن رسانی به آن انجام نمی گیرد. مغز تمام کارکرد خود را از دست می دهد و دچار تخریب غیر قابل برگشت می گردد. اگرچه پس از مرگ مغزی اعضای دیگر از جمله قلب، کبد و کلیه ها هنوز دارای عملکرد هستند، بتدریج در طی چند روز آینده، از کار خواهند افتاد. بیمار مرگ مغزی، صحبت نمی کند، نمی بیند، به هیچ یک از تحریکات خارجی پاسخی نمی دهد و بدون استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی قادر به تنفس نخواهد بود.[1] مرگ مغزی در علم پزشکی مرگ مطلق است و این فرد هرگز زنده نمی شود.[2]
سۆال فوق از چند منظر قابل بررسی است:
1.جواز قطع اعضای شخصی که مبتلا به مرگ مغزی شده است و احکام مربوط به آن.
2.جواز پیوند عضو قطع شده و احکام مربوط به آن.
اما اول:
جواز استفاده از اعضاء متوفی در مرگ مغزی و قطع عضو، زمانی است که باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان نشود که در این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.[3] البته پیوند باید در اعضایی که صدق مثله شدن نکند، باشد و یا عرفاً هتک حرمت میّت محسوب نشود؛[4] لذا برخی[5] از مراجع، این امر را در صورتی جایز میدانند که، فردی که عضو او را قطع میکنند، مسلمان نباشد.
دوم:
بعد از قطع عضو، جایز است به بدن شخص نیازمند پیوند زده شود. اگر بدن بیمار این عضو جدید را قبول نماید، آن عضو جدید، تابع شخص شده و مانند دیگر اعضاء او پاک است[6].
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
بطور کلی اگر این افراد دچار ضایعات مغزی غیر قابل درمان و برگشت شوند که بر اثر آن همه فعالیتهای مغزی آنان از بین رفته و به حالت اغمای کامل فرو روند به نحوی که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکتهای ارادی میگردد، چنانچه که استفاده از اعضای بدن چنین بیمارانی برای معالجه بیماران دیگر باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود جایز نیست، در غیر این صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد اشکال ندارد.
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
قطع عضو مسلمان مرده، مانند چشم و دستش براى پیوند زدن به بدن زنده جایز نیست، و اگر کسى چنین کند، بر او دیه لازم مىآید و دفن آن عضو قطع شده واجب است. ولى اگر پیوند زد و عضو زندهاى از بدن شد، قطع آن واجب نیست و کسى که از نظر مغزى مرده است در حالى که قلب و ریهی او هر چند به کمک دستگاه وظیفه خود را انجام مىدهند میت شمرده نمىشود و قطع اعضاى او براى الحاق به زنده به هیچ وجه جایز نیست.
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
اشکالی ندارد.
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
در صورت احراز مرگ، با فرض وصیت میت به اهدای عضو، پیوند مذکور بلا مانع است.
پی نوشتها:
[1]. سایت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران.
[2]. مشایخی، علیرضا، سایت آفتاب.
[3]. توضیح المسائل (المحشی)،ج2،ص951، استفتاء از مقام معظم رهبری.
[4]. همان،ص952.
[5]. آیت الله سیستانی؛ استفاده از سایت معظم له.
[6]. همان،ص951،مساله 1289.
(توجه: استفتا از دفاتر آیات عظام توسط سایت اسلام کوئیست انجام گرفته است.)
منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت آیة الله سیستانی(دام ظله)
تبیان
ادامه مطلب
چگونگی انجام غسل
در غسل ارتماسی باید بدن پاک باشد ولی در غسل ترتیبی پاک بودن تمام بدن لازم نیست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتی را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد کافی است.
غسل، در لغت به معنای شستن است و در اصطلاح به مجموعهای از اراده قلبی و اجرای عملی در خصوص شستن بدن گفته میشود.
انواع غسل: غسلها بر پایهء حکم شرعی به دو دسته تقسیم میشود:
غسلهای واجب
غسلهای مستحب
غسلهای واجب: هفت نوع غسل واجب وجود دارد که خود به دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
1ـ غسل واجب مشترک زنان و مردان
2ـ غسلهای خاص زنان
غسلهای واجب مشترک زنان و مردان:
غسل میت
غسل مس میت
غسل نذر و عهد و قسم
غسل جنابت
غسلهای خاص زنان غسلهای خاص زنان به لحاظ خونی است که از اندام تناسلی آنها خارج میشود و براساس نوع خون نوع وضعیت جسمی آنان و به تبع آن حکم وضعی آنها در فقه شیعه متفاوت است.
سه نوع غسل واجب خاص زنان وجود دارد:
غسل حیض
غسل استحاضه
غسل نفاس
غسلهای مستحب: غسلهای مستحب بسیاری وجود دارند.
از جملهء غسلهای مستحب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
غسل روز جمعه
غسل روز عید
غسل حج عمره
غسل پس از تغسیل میت
غسل پاکیزگی
غسل برای حاجت خواستن از خداوند متعال و برای توبه و نشاط به جهت عبادت.
چگونگی انجام غسل: غسل واجب یا مستحب را (به جز غسل میت) به دو صورت میتوان انجام داد:
اول: ترتیبی
دوم: ارتماسی
در غسل ارتماسی باید بدن پاک باشد ولی در غسل ترتیبی پاک بودن تمام بدن لازم نیست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتی را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد کافی است.
غسل ترتیبی: در غسل ترتیبی باید به نیت غسل، نخست سر و گردن، و سپس نیمهء راست بدن از گردن تا کف پا و دست راست و بعد نیمهء چپ بدن از گردن تا کف پا و دست چپ را بشوید.
غسل ارتماسی: در غسل ارتماسی باید آب در یک لحظه، تمام بدن را بگیرد. پس باید به نیت غسل ارتماسی در آب فراوانی مانند استخر فرو رود.
بعد از این مقدمه یک سوال در مورد غسل و پاسخهای مراجع عظام تقلید در مورد آن را بیان می کنیم:
سوال: شخصی بدون مجوز از سازمان آب، لوله ای از خیابان به منزل خود کشیده است لطفاَ بفرمایید: الف) حکم غسل و وضوی انجام شده با آن آب، چه حکمی دارد؟ ب) در صورتی که انشعاب لوله از منزل همسایه- با اجازه وی- باشد، حکم چگونه است؟
آیة الله بهجت(ره):
الف و ب) اشکال دارد.
(استفتائات، ج1، دفتر معظم له، ص 172، س 597 و598)
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):
الف) در فرض سوال حکم غصب را دارد.
ب) با فرض عدم صدور مجوز از سازمان آب اجازه همسایه مجوّز استفاده از آن نیست.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):
الف) خلاف مقررات جائز نیست ولی غسل و وضویش صحیح است.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):
الف) غسل و وضو با آب مذکور حرام است، ولی محکوم به صحت است.
ب) اگر خلاف مقررات باشد، جائز نیست، ولی محکوم به صحت است.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):
الف) اگر بنا دارد پول آب مصرفی را بدهد وضو و غسل صحیح است. و اگر بنا دارد پول آب مصرفی را ندهد، وضو و غسل اشکال دارد. بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.
ب) کار غیر قانونی کرده و چون اصل آب غصبی نیست لذا وضو و غسل باطل نیست.
(جامع المسائل، ج1، ص 56، با استفاده از س 146 و سوال شفاهی از دفتر معظم له)
آیة الله صافی گلپایگانی(ره):
الف و ب) اگر مسئولین امر اجازه دهند اشکال ندارد.
(جامع الاحکام، ج1، ص 36، با استفاده از س 103)
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):
الف) جایز نیست و غسل و وضوی او اشکال دارد.
ب) هرگاه بر خلاف مقررات اداره آب باشد این کار نیز جایز نیست.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):
الف و ب) هر دو اشکال دارد.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):
الف) در فرض سوال بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.
ب) چنانچه سازمان آب انشعاب داده و شرط کرده که این انشعاب را به دیگری ندهید دادن انشعاب بنابر احتیاط واجب جایز نیست و استفاده از آن هم بنابر احتیاط واجب جایز نمی باشد.
(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
منابع:
ویکی پدیا
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم
ادامه مطلب
کاشت ناخن در کشور رواج پیدا کرده است. کسانی که به این کار مبادرت می ورزند هرکدام دلایلی برای انجام این عمل دارند. نداشتن ناخن و زیباتر شدن آن، از جمله این دلیل است
نظر مراجع درباره کاشت ناخن مصنوعی
برای عده ای از بانوان که در کاشتن ناخن تردید دارند، سوالاتی نظیر صحیح بودن غسل و وضو و هم چنین صحت انجام این عمل از نظر فقهی وجود دارد.
در زیر، نظر 5 تن از مراجع عظام تقلید در این باره را بخوانید.
آیت الله خامنه ای
سوال:
1- کاشت ناخن مصنوعى براى بانوان چه حکمى دارد؟
2-اگر کسى ناخن مصنوعى بکارد، براى وضو و غسلش چه باید بکند؟
پاسخ:
1- کاشت ناخن فى نفسه اشکال ندارد و با فرض صدق زینت، باید از نامحرم پوشانده شود.
2- در صورت کاشت ناخن، براى وضو و غسل باید مانع ـ ولو با صرف هزینه ممکن ـ برطرف گردد و چنانچه میداند امکان برطرفکردن آن نیست و یا رفع آن با مشقّت غیر قابل تحمّل همراه بوده و یا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز باید وضو یا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به این کار کند و وضو و غسلهاى بعدى را باید بهصورت جبیره انجام دهد(یعنى با دست مرطوب مانع را مسح نماید)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روزهای بعد ـ باشد و برطرف نکند، وضو و غسل جبیره باطل خواهد بود.
آیت الله مکارم شیرازی
سوال:
- لطفا بفرمایید کاشت ناخن توسط بانوان چه حکمی دارد و آیا میتوان با این نوع ناخن وضو گرفت و غسل کرد و نماز خواند ؟
پاسخ:
-کاشت ناخن مانع رسیدن آب به عضو می شود و وضو و غسل با آن باطل است.
آیت الله صافی گلپایگانی
سوال:
-کاشتن ناخن برای زنان چه حکمی دارد؟
پاسخ:
- کاشتن ناخن به صورتی که برای وضو و غسل نتوانند آن را بردارند اشکال دارد ولی چنانچه شخصی مرتکب این عمل شده باشد، در صورت امکان، ناخن مصنوعی را بردارد و وضو و غسل به نحو معمول انجام شود و در صورت عدم امکان برداشتن ناخن، با همان حال وضو و غسل به عنوان جبیره انجام شود و احتیاطاً تیمّم هم کند.
آیت الله سیستانی
سوال:
-برخی خانمها ناخنهایشان را به قصد آرایش از حد طبیعی بلندتر می کنند و چون گاهی اوقات آنها می شکنند طبیبان روکشی تجویز می کنند که تا پاسی از روز روی ناخنها می ماند و با علم به این که آن روکش و یا لاک و "مانکور" مانع از رسیدن آب به هنگام غسل و وضو به ناخنهاست آیا استفاده خانمها از چنان روکش، لاک و یا مانکور جایز است و وضو و غسل با آن چطور است؟
پاسخ:
-غسل و وضو با چنان چیزی که مانع از وصول آب می شود صحیح نیست و ناگزیر باید آنها را برای انجام غسل و وضوی صحیح زایل و پاک کرد و قصد آرایش، مجوّز چنان کاری نمی شود.
آیت الله بهجت
سوال:
1- حکم شرعى کاشتن ناخن مصنوعى را بیان فرمایید.
2- در هر حال اگر کسى ناخن مصنوعى بکارد، وظیفه اش در وضو و غسل چیست؟
پاسخ:
1- شخصى که اصلاً ناخن ندارد و مى خواهد ناخن مصنوعى بکارد، آن ناخن جزو بدن او نمى شود، چون رشد و نموّ ندارد و از اوّل این کاشتن جایز نیست، چون اضطرار ندارد.
2- در وضو و غسل اشکال پیدا مى شود و در داخل وقت نماز، ضایع نمودن امر واجب محسوب مى شود و قبل از وقت نماز هم خلاف احتیاط است؛ ولى اگر این کار را کرد و هنگام وضو یا غسل امکان بیرون آوردنِ آن نبود، باید در مسح و غسل عمل به جبیره کند.
منبع:persianv.com
ادامه مطلب
سوال: بوییدن عطریات و ریاحین و ... برای معتکف چه حکمی دارد؟
امام خمینی(ره):
بوییدن بوی خوش و گیاهان برای لذت بردن حرام است و کسی که حس بویایی ندارد خارج از این حکم است.
(تحریرالوسیله، ج1، ص 309، القول فی احکام الاعتکاف)
آیة الله اراکی(ره):
بوییدن بوی خوش و گیاهان برای لذت بردن حرام است. اما با عدم لذت مثل وقتی که فاقد حس بویایی است، اشکال ندارد.
(عروة الوثقی، ج 2، ص 87، الثالث)
آیة الله بهجت(ره) :
بوییدن بوی خوش و گیاهان بودار برای لذت بردن حرام است ولی کسی که فاقد حس بویایی است اشکال ندارد.
(وسیلةالنجاة، ج 1، ص 336 و جامع المسائل، ج2، ص 54، بعض ما یحرم علی المعتکف)
آیة الله تبریزی(ره):
بوییدن بوی خوش و گیاهان، با لذت بردن حرام است و در صورت عدم تلذّذ بنابر احتیاط واجب حرام است و اگر حس شامّه نداشته باشد، اشکالی ندارد.
(منهاج الصالحین، 1426هـ ق، ج1، ص 296، م 1078، فرع سوم)
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):
حرام است.
(استفتائات، موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)
آیة الله خوئی(ره):
بوییدن بوی خوش و گیاهان، با لذت حرام است اما بدون لذت همچنانکه فاقد حس بویائی باشد، اشکال ندارد.
(تعلیقه عروه، ج2، ص 80، الثالث)
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):
بوییدن بوی خوش حرام است مگر اینکه فاقد حس بویایی باشد و بوییدن گیاهان خوشبو اگر با لذت باشد حرام است اما اگر بدون تلذّذ باشد مثل کسی که فاقد حس بویایی است اشکال ندارد.
(العروة الوثقی مع تعلیقه، 1425هـ ق، ج 2، ص 492)
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):
بوییدن بوی خوش و گیاهان با لذت حرام است. بر کسی که فاقد حس بویایی است حرام نیست.
(هدایة العباد، 1416 هـ . ق، ج 1، ص 240، م 1419)
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):
بوییدن بوی خوش و گیاهان با لذت بردن، حرام امّا در صورت عدم تلذّذ، بنا بر احتیاط واجب حرام است. و کسی که فاقد حس بویائی است اشکال ندارد.
(العروة الوثقی، مع تعلیقات، 1380، ج 2، ص 81، الثالث)
آیة الله گلپایگانی(ره):
بوییدن بوی خوش با لذّت بردن بنابر احتیاط واجب حرام است. و بوییدن گیاهان با لذت بنابر فتوی حرام است. اما اگر بدون تلذّذ باشد حرام نیست هم چنین اگر فاقد حس بویایی باشد حرام نیست.
(عروة الوثقی، ج2، ص 87، الثالث )
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):
بوییدن عطریات و بوهای خوش، هر چند به قصد لذت نباشد، برای معتکف حرام است.
(استفتائات جدید، 1386، ج 3، ص 107، س 321)
( استفتات جدید، 1386، ج 2، ص 165، س 499)
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):
بوییدن بوی خوش برای معتکف جایز نیست (چه با قصد لذت چه بدون آن) و بوییدن ریاحین با قصد لذت حرام است و برای کسی که فاقد حس بویایی است بوییدن تحقق نمی یابد.
(التعیقات علی کتاب العروة الوثقی، ص 199 و 200، با استفاده از فصل فی احکام الاعتکاف)
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):
بوییدن بوی خوش و گیاهان با لذت حرام است و کسی که فاقد حس بویائی است برای او اثری نیست. (بوییدن برای وی حرام نیست)
(منهاج الصالحین، ج2، ص 324 و 325، با استفاده از فصل فی احکام الاعتکاف، مورد سوم)
منبع:tebyan.net
ادامه مطلب
شما هم صندوق قرض الحسنه خانوادگی دارید؟
اصل برپایی صندوق قرض الحسنه (با رعایت موازین شرعی) که باعث گره گشایی مشکلاتی از مردم می شود امر پسندیده ای است و با توجه به قرض بودن ماهیت وامهایی که توسط این صندوقها پرداخت می شود، هرگونه شرط زیادی در پرداخت وام، ربا و حرام است. و پرداخت مبالغ دیگر در صورتی اشکال ندارد که کاملا با اختیار قرض گیرنده بوده و شرط پرداخت وام نباشد.
در این مقاله در مورد مسائل مربوط به صندوقهای قرض الحسنه دو سوال را مطرح می کنیم:
سوال: آیا اگر با قسمتی از سرمایه صندوق قرض الحسنه خانوادگی طلا بخریم تا ارزش پول صندوق کم نشود اشکال شرعی دارد؟
البته اگر این کار با رضایت سایر اعضا باشد، اشکالی ندارد.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر با رضایت سایر اعضا باشد، مانعى ندارد.
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اموال مربوط به شرکا است و بدون اجازه آنها تصرف جایز نیست.
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
اگر این کار با رضایت همه شرکت کنندگان باشد و برخلاف قوانین و مقررات نباشد اشکالی ندارد.
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
در صورت رضایت همه افراد مانعی ندارد .
حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):
اشکالی ندارد.
سوال: صندوق قرض الحسنه ی مسجدی وام پرداخت می کند، که 1ظھ از وام پرداختی جهت هزینه مسجد کسر می گردد. حکم آن چیست؟
1.اصل برپایی صندوق قرض الحسنه (با رعایت موازین شرعی) که باعث گره گشایی مشکلاتی از مردم می شود امر پسندیده ای است.
2. با توجه به قرض بودن ماهیت وامهایی که توسط این صندوقها پرداخت می شود، هرگونه شرط زیادی در پرداخت وام، ربا و حرام است. و پرداخت مبالغ دیگر در صورتی اشکال ندارد که کاملا با اختیار قرض گیرنده بوده و شرط پرداخت وام نباشد.
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):
دادن وام با رضایت همه اعضاى صندوق به کسى که قرعه به نام او درآمده است، اشکال ندارد و کسر مبلغى از وام اگر با رضایت اعضا باشد، مانعى ندارد.
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اگر شرط نباشد و کسی که قرعه به نام او بیفتد با اختیار خود آن مقدار را خرج مسجد کند اشکال ندارد.
حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
منظور از کارمزد حقّ الزحمه اى است که به کارمندان بانک یا صندوق قرض الحسنه و مانند آن به عنوان حقوق در مقابل زحماتى که جهت حفظ حساب ها و سایر خدمات انجام مى دهند داده مى شود. و چنانچه مبلغ اضافى به همین نیّت گرفته شود، و به عنوان حقوق صرف کارمندان و سایر هزینه هاى بانک گردد، مانعى ندارد. و اضافه بر آن حرام است.
حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
چنانچه دادن وام مشروط به کسر این یک درصد باشد ربا و حرام است ولی اگر قرض مشروط نباشد بلکه خود قرض گیرنده به میل خود کمک کند بلا مانع است.
(توجه: استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی (مد ظلهم العالی)، توسط سایت اسلام کوئیست انجام گرفته است)
منبع: islamquest.net
ادامه مطلب
نحوه محاسبه خمس !
موقع محاسبه خمس نباید قیمت خرید هر جنس را مد نظر قرار دهد بلكه قیمت زمان محاسبه ملاك است و از این بالاتر این كه اگر كسی جنسی را برای فروش و سود بردن خرید و قیمت آن در بین سال خمسی افزایش یافت و با این حال آن شخص مال مذكور را نفروخت و با اینكه سال خمسی تمام شد آن مال را به امید افزایش قیمت بیشتر، نگهداری كرد و آن وقت، اُفت قیمت پدید آمد، در چنین حالتی نباید قیمت زمان پرداخت را برای محاسبه خمس در نظر بگیرد بلكه باید آن افزایش قیمتی كه در بین سال خمسی حاصل شده بود را نیز در محاسبه دخالت دهد البته در نحوه محاسبه خمس افزایش قیمت مذكور بین مراجع تقلید اختلافی است.
هر گاه شخصی درآمد خود را - اگر تا سر سال خمسی می ماند و متعلق خمس واقع می شود - سرمایه گذاری نمود به اصل آن سرمایه و به سود حاصل از آن در سر سال خمسی خمس تعلق می گیرد به طور مثال اگر با آن سرمایه ملكی خرید تا از این راه سودی عاید او شود یا ماشینی خرید تا با آن كار كند یا دستگاهی خرید مثل انواع و اقسام دستگاه ها و ابزار و آلات صنعتی تا از این طریق درآمد جدیدی كسب كند یا خانه خرید تا آن را اجاره دهد یا خانه ای ساخت برای اجاره دادن و همینطور مغازه ای ساخت برای كسب درآمد در جمیع این مثالها، هم به اصل سرمایه و هم به سود حاصل از آن در سر سال خمسی ، خمس تعلق می گیرد .
البته اگر كسی خانه ای برای سكونت خود تهیه نمود ولی بعدا به هر دلیل نتوانست از آن استفاده نماید و مجبور شد آن را اجاره دهد، در این صورت به اصل آن خانه خمس تعلق نمی گیرد ولی آن مالی را كه به عنوان اجاره دریافت می نماید هر مقدار آن كه تا سر سال خمسی باقی بماند ، پرداخت خمس آن یعنی یك پنجم آن واجب می شود .
و باز باید توجه داشت كه مثلا همین شخص اگر آن خانه را فروخت به پول حاصل از فروش آن خانه كه مورد احتیاج وی برای سكونت بوده خمس تعلق نمی گیرد و این نظر غالب مراجع عظام تقلید می باشد ولی حضرت امام (ره) حتی برای پول حاصل از فروش خانه ای كه مورد احتیاج برای سكونت بوده خمس قائل بوده اند .
نكته مهم
باید توجه داشت كه وقتی می گوییم به اصل سرمایه خمس تعلق می گیرد ، این در صورتی خواهد بود كه آن مال سرمایه گذاری شده از موارد استثنای خمس نباشد. مثلا ارثیه یا مهریه یا دیه نباشد ولی در هر صورت به سود حاصله از سرمایه در صورت باقی ماندن تا سر سال خمسی ، خمس تعلق می گیرد .
یكی دیگر از مثالهای سرمایه كه مشمول خمس خواهد بود این است كه مثلا شخصی با درآمد خود و پولی كه اگر بماند مشمول خمس می شود اجناسی را تهیه نماید برای فروش و تجارت، كه در این صورت به جمیع آن اجناس با توجه به ارتفاع قیمتی كه در سر سال خمسی دارند ، خمس تعلق می گیرد با این توضیح كه :
موقع محاسبه خمس نباید قیمت خرید را مد نظر قرار دهد بلكه قیمت زمان محاسبه ملاك است و از این بالاتر این كه اگر كسی جنسی را برای فروش و سود بردن خرید و قیمت آن در بین سال خمسی افزایش یافت و با این حال آن شخص مال مذكور را نفروخت و با اینكه سال خمسی تمام شد آن مال را به امید افزایش قیمت بیشتر، نگهداری كرد و آن وقت، اُفت قیمت پدید آمد، در چنین حالتی نباید قیمت زمان پرداخت را برای محاسبه خمس در نظر بگیرد بلكه باید آن افزایش قیمتی كه در بین سال خمسی حاصل شده بود را نیز در محاسبه دخالت دهد البته در نحوه محاسبه خمس افزایش قیمت مذكور بین مراجع تقلید اختلافی است كه ذیلا متذكر می شویم :
بعضی از مراجع مثل حضرت امام(ره) و آیة الله اراكی(ره) و آیة اله فاضل لنکرانی(ره) و آیة الله سیستانی(دام ظله) وآیة الله تبریزی(ره) و آیة الله مكارم شیرازی(دام ظله) می فرمایند :
خمس مقداری كه افزایش یافته واجب است به عنوان مثال اگر جنسی را به قیمت 100 هزار تومان خرید و در وسط سال قیمتش به 200 هزار تومان رسید ولی او آن جنس را نفروخت و بعد از سال خمسی آن جنس دوباره به قیمت 100 هزار تومان بازگشت نمود باید 40 هزار تومان به عنوان خمس بپردازد كه خمس مقدار افزایش یافته را نیز شامل می شود .
اما برخی از مراجع دیگر مثل آیة الله خوئی(ره) و آیة الله صافی گلپایگانی و آیة الله گلپایگانی(ره) می فرمایند :
خمس مقداری كه بالا رفته بر او واجب نیست بلكه :
آقای خوئی: « بلكه مقدار خمس چه نسبتی به مجموع اصل و ربح داشته به همان نسبت از موجودی عینا یا قیمتا باید بدهد.»
آقایان صافی و گلپایگانی: «بلكه همان مقدار از عین را كه در حال استقرار خمس به نسبت تمام عین خمس آن شده در حال گرانی عین و ارزانی آن باید بدهد. مثلا اگر از سرمایه خمس داده شده ، جنسی را هزار تومان خرید و در سر سال قیمت آن جنس شش هزار تومان شد شش یك آن جنس خمس آن می شود كه اگر نپرداخت و قیمت آن در سال بعد هم ترقی كرد قیمت تنزل نمود مثلا به همان هزار تومان اول رسید باید شش یك هزار تومان كه قیمت روز اداست بپردازد. »
توضیحات:
منظور از كلمه ربح در كلام آقای خوئی همان سود است و منظور از كلمه عین در فرمایش هر سه بزرگوار ، همان اصل مال است در مقابل قیمت یعنی به قیمت یك كالا همان قیمت می گوید و وقتی اصل آن را در نظر می گیرند تعبیر به عین مال می نمایند .
و منظور از كلمه «شش یك » نیز همان یك ششم است .
و منظور از « قیمت روز ادا » قیمت زمان پرداخت خمس می باشد .
باز در انتهای این نوشتار به خواننده محترم توصیه می شود كه حتما برای محاسبه خمس خود به افراد مورد اطمینانی كه اشراف كامل بر این دست از مسائل دارند مراجعه نمایند چرا كه این مسائل به تخصصهای پیچیده ای نیاز دارد !!
منبع:tebyan.net
ادامه مطلب
احكام اعتكاف:تعریف اعتكاف-اقسام اعتكاف-زمان اعتكاف-شرایط معتكف-شرایط اعتكاف نیت اعتكاف روزه اعتكاف مدت اعتكاف مكان اعتكاف خروج از مسجد محرمات اعتكاف
تعریف اعتكاف
1- اعتكاف،در لغت به معناى توقف در جایى است و در احكام عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرایطى كه خواهد آمد.
2- انسان مىتواند در حال اعتكاف، بنشیند، بایستد، بخوابد یا راه برود.
اقسام اعتكاف
3- اعتكاف بر دو قسم است، مستحب و واجب، كه در اصل یك عمل مستحبى است ولى ممكن است به سببى واجب شود مانند:
نذر، عهد یا قسم مثلا انسان نذر كند یا با خداى خود عهد كند یا قسم بخورد كه اگر در فلان كار موفق شد یا از فلان بیمارى شفا پیدا كرد چند روز در مسجد معتكف شود.
زمان اعتكاف
4- در طول سال در هر زمانى كه انسان بتواند حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگیرد صحیح است ولى بهترین زمان براى اعتكاف ماه مبارك رمضان و دهه آخر آن است.
شرایط اعتكاف كننده:
1- عقل (از دیوانه صحیح نیست)
2- ایمان (از غیر مؤمن صحیح نیست)
3- قصد قربت (هرگونه ریا و خودنمایى، اعتكاف را باطل مىكند)
4- روزه دارى در ایام اعتكاف
5- اجازه گرفتن از كسى كه اجازه او لازم است مثلا فرزند از والدین
شرایط اعتكاف:
1- زمان آن از سه روز كمتر نباشد
2- مكان آن در مسجد باشد
3- ادامه ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن
نیت اعتكاف
1- اعتكاف همانند سایر عبادات باید با نیت و قصد قربت باشد و هرگونه ریا و خودنمایى و قصد غیر الهى آن را باطل مىكند.
2- در نیت اعتكاف قصد وجه شرط نیست یعنى لازم نیست قصد كند كه اعتكاف واجب است یا مستحب.
3- از آغاز تا پایان اعتكاف باید با نیت و قصد قربتباشد بنابر این اگر به همین قصد اعتكاف را شروع كند صحیح است همچنین اگر به قصد اینكه فردا معتكف شود به مسجد برود و از اول وقت (طلوع فجر) در آنجا باشد صحیح است.
روزه اعتكاف
1- انسان در ایام اعتكاف باید روزه بگیرد، بنابر این كسى كه نمىتواند روزه بگیرد مانند: مسافر، مریض و ... و كسى كه عمدا روزه نگیرد، اعتكافش صحیح نیست.
2- لازم نیست كه روزه، مخصوص به اعتكاف باشد بلكه هر روزهاى باشد صحیح است مثلا در ایام اعتكاف روزه قضا یا نذرى بجا آورد.
3- انسان مىتواند نذر كند در سفر روزه بگیرد و به نظر برخى مراجع معظم تقلید حتى هنگام سفر هم مىتواند نذر كند كه روزه بگیرد و در این صورت اعتكافش صحیح است.
مدت اعتكاف
1- مدت اعتكاف حداقل سه روز است و در كمتر از آن صحیح نیست ولى در زیادتر از سه روز حدى ندارد.
2- این سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب روز سوم است بنابر این اگر بعد از طلوع فجر حتی با چند دقیقه تاخیر به مسجد برسد آن روز جزو اعتكاف به حساب نمىآید و چنانچه قبل از مغرب روز سوم اعتكاف را قطع كند، افزون بر آنكه كار حرامى كرده اعتكاف نیز باطل است.
3- سه روز اعتكاف با شبهاى آن است كه حداقل سه روز و دو شب است بنابر این نمىتواند شبها را از مسجد خارج شود یا نذر كند كه سه روز بدون شبها در مسجد معتكف شود.
مكان اعتكاف
1- اعتكاف تنها در مسجد صحیح است بنابر این اگر كسى در خانه خود یا در حسینیه یا در حرم معتكف شود صحیح نیست و از مساجد نیز تنها در این مساجد،اعتكاف صحیح است.
مسجد الحرام
مسجد النبى صلى الله علیه و آله
مسجد جامع كوفه
مسجد بصره
و به قصد رجاء ( یعنى به نیت مطلوب بودن و به امید پاداش و ثواب) مىتوان در مسجد جامع هر شهر معتكف شد.
2- اگر جاى شخص دیگرى را غصب كند یا عمدا بر فرش غصبى بنشیند هر چند گناه كرده است ولى اعتكافش باطل نیست.
تعریف مسجد جامع
تعریف مسجد جامع چیست؟
مسجد جامع مسجدى است كه اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد و یا مسجدى كه براى اجتماع زیادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى یا اهالى محلهاى نداشته باشد.
خروج از مسجد در اعتکاف
1- در موارد ذیل معتكف مىتواند از مسجد خارج شود:
براى گواهى دادن در دادگاه.
براى تشییع جنازه، در صورتى كه میت یك نحو وابستگى به معتكف داشته باشد به طورى كه شركت در تشییع جنازه او از ضرورتهاى عرفى او به حساب آید.
براى انجام سایر كارهاى ضرورى عرفى یا شرعى، خواه واجب باشد یا مستحب، مربوط به امور دنیوى باشد یا اخروى ولى مصلحتى در آن نهفته باشد.
2- در این موارد بر معتكف واجب است از مسجد خارج شود:
براى انجام غسل جنابت.
براى پرداخت طلب دیگران در صورتى كه نتواند در مسجد آن را بپردازد.
براى انجام كار واجب دیگرى كه لازم باشد از مسجد خارج شود.
3- كسى كه خارج شدن از مسجد بر او واجب شده باشد ولى تخلف كند و خارج نشود هر چند گناه كرده است ولى اعتكاف باطل نیست، مگر كسى كه با حال جنابت در مسجد توقف كند.
4- اگر به سبب فراموشى از مسجد خارج شود، اعتكافش باطل نیست.
محرمات اعتكاف
1- آنچه بر معتكف حرام است بدین شرح است:
استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو
خرید و فروش
مجادله در امور دنیوى و دینى در صورتى كه به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضیلت و برترى باشد.
استفاده شهوانى از جنس مخالف
استمناء (یعنى انسان با خود كارى كند كه از او منى بیرون آید.)
2- معتكف باید روزها را روزهدار باشد و از هر كارى كه روزه را باطل مىكند پرهیز كند و هر آنچه روزه را باطل مىكند اعتكاف را نیز باطل مىكند.
3- به جز مبطلات روزه سایر محرمات، اختصاص به روز ندارد و بلكه در شب نیز باید از آنها پرهیز كند.
فلاح زاده، محمد حسین، كتاب احكام اعتكاف
منبع:tebyan.net
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Salehon:.
