تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:38 PM | نويسنده : server0098

 

با چه زنهایی ازدواج كردن حرام است؟

سۆال 1: با چه زنهایی ازدواج كردن حرام است لطفاً توضیح دهید؟

جواب: ازدواج با محارم حرام است مثل مادر و خواهر و مادرزن و مادربزرگ و خاله و عمه و برادرزاده و خواهرزاده و خواهر رضاعی و ... و همچنین ازدواج با زنهایی كه طی سبب خاصی حرام مۆبد می شوند. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج2، م2384 و 2388 و م2400)


سۆال 2: آیا انسان می تواند با خواهر زن خود ازدواج نماید؟

جواب: جمع بین دو خواهر در ازدواج صحیح نیست و حرام است. (استفتائات امام (ره)، ج3، ص124، س120)


سۆال 3: بعد از طلاق و جدایی از زن اول كه در عقد دائم بوده, پس از چه مدتی می توان با خواهر او ازدواج نمود؟

جواب: اگر طلاق بائن است بعد از طلاق, و اگر رجعی است بعد از گذشت ایّام عدّه می توان با او ازدواج كرد. (استفتائات امام (ره)، ج3، ص124، س119)


سۆال 4: آیا دو دختر كه به هم چسبیده هستند و بالغ شده اند, می توانند ازدواج كنند؟

جواب: مجرد اتصال آن دو مانع از ازدواج نیست و با مراعات وظائف و شرایط شرعیه می توانند ازدواج كنند. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص125، س122)


سۆال 5: خانمی كه در عده طلاق بوده با عدم علم به حرمت مۆبّد به عقد دیگری درآمده است لطفاً حكم الهی را در این باره بیان فرمایید؟

جواب: عقد ازدواج در حال عدّه غیر سبب حرمت ابدی است. بلی در صورتی كه زن و مرد جاهل باشند به اینكه زن در عدّه است و یا جاهل باشند به اینكه عقد در حال عدّه جایز نیست و دخول هم محقق نشده باشد حرمت ابدی پیدا نمی شود و فقط عقد باطل است و بعد از گذشت عدّه می توانند با هم ازدواج كنند. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص126، س125)


سۆال 6: آیا ازدواج با فرد شرابخوار حرام است؟

جواب: خیر كراهت شدیده دارد و مذموم است. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص126، س126)


سۆال 7: عقد دائم اهل كتاب (مسلمان و مسیحی) یا غیر اهل كتاب مثل كمونیست در صورتی كه هر دو نفر در دین خود باقی بمانند صحیح است یا خیر؟

جواب: ازدواج دائم مسلمان با غیر مسلمان ولو اینكه كتابی باشد باطل است, بلی ازدواج موقّت مرد مسلمان با زن كتابی جایز می باشد ولی ازدواج با غیر اهل كتاب ولو اینكه موقّت باشد باطل است. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص127)


سۆال 8: خانمی هستم كه با مرد به ظاهر مسلمانی ازدواج كرده ام ولی پس از مدّتی نماز را ترك كرده و به ضروریات دین اهانت نموده و اظهار كرده كه اسلام را قبول ندارد لطفاً بفرمایید كه تكلیف من چیست؟ آیا او مرتد است؟

جواب: اگر خدا یا رسول خدا یا یكی از ضروریات دین را جدّاً انكار می كند مرتدّ است, و شما باید از او جدا شوید و با او نامحرم هستید, و نیازی به طلاق هم نیست. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص129، س135)

منبع: andisheqom.com


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:38 PM | نويسنده : server0098

 

مقدار واجب پوشش برای زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتی موی سر به جز صورت (به مقداری که در وضو شسته می شود) و دست ها تا مچ و پاها تا مچ است. همچنین از ضخامت پوشش باید ساتر باشد یعنی باید به مقداری باشد که بدن و موی انسان در آن پیدا نباشد.

سوال: اگر خانمی در هنگام نماز بدن خودش را در زیر چادر ببیند، اما از بیرون بدنش پیدا نباشد، آیا نمازش اشکال دارد؟

اکثر مراجع تقلید در این‌باره می‌گویند، اگر از بیرون بدنش پوشیده باشد، کافى و نمازش صحیح است؛ اما برخی از فقها (آیة الله سیستانی) علاوه بر این امر پوشاندن بدن حتی از خودش را نیز (بنابر احتیاط واجب)، لازم می‌دانند.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
اگر از بیرون بدنش پوشیده است کافى است.

 حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
در فرض سوال چنانچه چادر بدن نما نباشد اشکالی ندارد.

 حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
زن باید در موقع نماز، تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند، و بنابر احتیاط واجب حتی از خودش نیز پوشانده شود، پس اگر چادر را طوری بپوشد که خودش بدنش را ببیند اشکال دارد. ولی پوشاندن صورت و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نیست. امّا برای آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پائین تر از مچها را هم بپوشاند.

 حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
چنانچه چادر بدنش را بپوشاند نماز صحیح است.


سوال: میزان پوشش لازم برای زنان در نماز از جهت کمیت و کیفیت چه مقدار است؟


شرح پرسش:
من در چادر نماز ایرانی که ممکن است مقدار کمی از موها و دست ها در آن دیده شود، نماز می خوانم. این چادر را به خاطر همین مشکل در بیرون خانه نمی پوشم. حال سۆال من آن است که آیا من مجاز هستم این چادر را برای نماز استفاده کنم و بپوشم یا باید یک چادر ضخیم تر و بزرگتری تهیه کنم علاوه مقدار پوشش در نماز چقدر است؟

قبل از پاسخ لازم است به عنوان مقدمه نکاتی یادآوری گردد:

1. واژه حجاب در لغت به معنای پرده و حاجب و چیزی است که میان دو چیز حایل و فاصله می شود. البته همان گونه که مفسران و محققان گفته اند، واژه حجاب به معنای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اصطلاحی جدید است. آنچه در گذشته ها در این مورد به کار می رفته، به ویژه در اصطلاح فقها، واژه «ستر» است که به معنای پوشش است. 

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسایل مهم اسلامی است. در قرآن کریم برای رشد و تعالی زن و نیز سالم سازی محیط خانه و اجتماع، حجاب برای زنان، واجب شده است. 

2. شـکـى نیست که خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان براى او مفهومى نـدارد. اما از آنجائی که انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا مى بیند و با او سخن مى گوید، در چنین حالى باید مناسب ترین لباس را در حـضـور او بپوشد و روشن است که مناسب ترین لباس براى زن همان لباس کامل است - یعنى لباسى که نشانه عفت و پاکدامنى اوست و بهترین حالات او را منعکس مى سازد - تنها چنین لباسى شایسته حال عبادت مى باشد. حـتـى در مـورد مـردان نیز نـه تنها نماز خواندن با بدن عریان باطل است و با روح خضوع و احترام به ساحت مقدس پروردگار سازگاری ندارد، بلکه بهتر آن است که علاوه بر پوشش مقدار واجب، با لباسى نماز بخوانند که نشانه نهایت احترام باشد.

 علاوه بر این؛ رعایت حجاب در نماز:
1- نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب در همه ی موارد واجب است.

2- نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد، حجاب کامل را می طلبد و این مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و حفظ آرامش روحی نمازگزار را در پی دارد. 

اما در خصوص کیفیت رعایت حجاب و میزان حجابی که لازم است در نماز توسط زنان رعایت شود، باید در دو جهت بحث کنیم:
 
1- مقدار پوشش:
مقدار پوشش واجب برای زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتی موی سر به جز صورت (به مقداری که در وضو شسته می شود) و دست ها تا مچ و پاها تا مچ است. اما برای آنکه یقین کند مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند.

در این باره توجه شما را به چند استفتا از مراجع عظام تقلید جلب می کنیم:


پرسش: اگر خانمی در بین نماز متوجه شود که موهای او از چادر بیرون آمده، تکلیفش چیست؟ اگر بعد از نماز بفهمد، آیا درست است؟

همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت ره  و وحید خراسانی دام ظله): اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است؛ به شرط آنکه پوشاندن زیاد طول نکشد. اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.

آیات عظام بهجت ره و وحید خراسانی دام ظله: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.


پرسش: نماز خواندن با مانتو و روسری چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر مقدار واجب پوشش و شرایط لباس نمازگزار در آن رعایت شود، اشکال ندارد؛ هرچند نماز با چادر برای رعایت پوشش در نماز، آسان تر و بهتر است. (توضیح المسائل مراجع، م 897)


پرسش: آیا پوشاندن کف پا هنگام سجده کردن واجب است؟
همه ی مراجع: خیر، پوشاندن روی پا و کف آن واجب نیست.

آیة الله العظمی خامنه ای در پاسخ به این سۆال که: آیا پوشاندن کامل چانه هنگام حجاب و در نماز واجب است، یا این که فقط قسمت پائین آن باید پوشانده شود، و آیا وجوبِ پوشش چانه مقدمه پوشاندن صورت است که شرعاً واجب است؟، پاسخ داده اند: پوشاندن قسمت پائین چانه واجب است نه خود آن، زیرا چانه جزئى از صورت است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 481، س 439)

 2- ساتر بودن لباس و پوشش:
واجب است لباس زن نمازگزار از نظر نازکی و ضخامت به حدی باشد بدن و موی انسان (زن) در آن پیدا نباشد. حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: "اگر حجاب و ساتر به نحوی باشد که بدن دیده شود، کافی نیست. (استفتائات حضرت امام خمینی(ره)،ج1،صفحه 137 سۆال34)

منابع:
 اسلام کوئیست
توضیح المسائل مراجع


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:38 PM | نويسنده : server0098

 

سۆال 1: در ازدواج چه موقت و چه دائم اگر دختر باكره باشد ولی سنش زیاد باشد آیا اذن پدر لازم است؟ در صورت عكس چطور یعنی اگر دختر باكره نباشد ولی سنش كم باشد؟

جواب: در دختر باكره بسیاری از فقها اذن پدر را شرط می داند و در دختر مدخوله كم سن چنانچه نتوانند صلاح و فساد خود را تشخیص دهد اذن پدر لازم است. (ر.ك توضیح المسائل مراجع، ج2، م2376)


سۆال 2: اگر دختری بدون اذن پدر ازدواج كند آیا عقد آنها صحیح است؟

جواب: بسیاری از فقها اجازه پدر را در ازدواج دختر باكره شرط می دانند و عقد بدون اذن پدر را باطل می دانند در خصوص مسئله می توانید از مرجع تقلید خودتان سۆال فرمایید. (همان مدرك و ر.ك استفتائات جدید امام (ره)، ج3، ص159، س4)


سۆال 3: كسی كه نه پدر دارد و نه جد پدری برای ازدواج باید از چه كسی اجازه بگیرد؟

جواب: اگر خودش بالغه باشد یعنی صلاح و فساد خود را تشخیص دهد اجازه خود او كافی است اگر چه مستحب است از برادر بزرگتر اذن بگیرد. (ر.ك تحریر الوسیله امام خمینی (ره)، ج2، ص256، م9 و استفتائات جدید امام (ره)، ج3، ص170، س29)


سۆال 4: اگر دختری بداند كه پدرش در صورت اطلاع از ازدواج موقت او با پسری به دلیل صلاحیت پسر و شناخته بودن او برای پدرش, مخالفتی نمی كند آیا می تواند بدون اطلاع پدرش صیغه عقد موقت بخواند؟

جواب: اطمینان به رضایت كافی نیست اگر دختر مستقیماً نمی تواند موضوع را با پدر مطرح كند به وسیله یكی از بستگان پدر را در جریان امر قرار دهد و از ارتباط دور از چشم خانواده جداً پرهیز نماید زیرا خدای نكرده ممكن است موجب پی آمدهای غیر قابل جبران گردد. (ر.ك توضیح المسائل 12 مرجع، ج2، ص451)


سۆال 5: آیا در صیغه محرمیت اذن پدر دختر لازم است؟

جواب: صیغه محرمیت چیزی جز عقد موقت نیست و شرایط عقد موقت در آن لازم است. (ر.ك استفتائات امام (ره)، ج3، ص113، س87)

منبع: andisheqom.com


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:38 PM | نويسنده : server0098

 

در شرع مقدس اسلام ازدواج، هم زمان با دو خواهر جایز نیست. لازم به ذکر است اگر ازدواج با دو خواهر یا بیشتر به صورت جمع، یعنی دریک زمان نباشد، اشکال ندارد. به بیانی دیگر هرگاه مردی زنی را برای خود عقد کند، تا وقتی که زن در عقد اوست، نمی‏‌تواند با خواهر وی ازدواج کند، خواه عقد دائم باشد یا موقت. حتی بعد از طلاق تا وقتی که در عدّه است (در صورتی که عدّه رجعی باشد) نمی‏‌تواند خواهر او را بگیرد، اما هنگامی که همسرش را طلاق داد، یا از دنیا رفت و عدّه او تمام شد، می‏‌تواند با خواهر وی ازدواج کند[1].

 شاید حکمت و فلسفه این که اسلام از ازدواج هم زمان با خواهران جلوگیری کرده، این باشد که

 

اوّلاً: حرمت و شخصیت زن را حفظ کند، چنان که در ازدواج با دختر برادر زن و دختر خواهر زن رضایت و اجازه زن را شرط دانسته است.

ثانیاً: دو خواهر به حکم نسبت و پیوند نسبی و عاطفی، نسبت به یکدیگر علاقه شدید دارند ولی هنگامی که رقیب هم شوند، نمی‏‌توانند علاقه گذشته را حفظ کنند، به این ترتیب تضاد عاطفی در آن‏ها پیدا می‏شود که برای زندگی زیان بار است و اساس خانواده را از هم می پاشد؛ زیرا همیشه انگیزه ی محبت و رقابت در وجود آن‏ها در کشمکش است.[2]

ثالثاً: ازدواج با شوهر خواهر با طبع زنان که شوهر خواهر را از خود می‏‌دانند و با آنان احساس خویشاوندی می‌‏کنند، سازگار نیست.

در پایان تذکر این نکته ضروری است که اگر چه در جای خود ثابت شده است که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسد وضع شده اند، ولی کشف مصالح و مفاسد در جزئیات و مصادیق، بسیار مشکل است.

زیرا اولاً: نیازمند داشتن امکانات وسیع، در ابعاد مختلف علمی است.

ثانیاً: بشر هر قدر از نظر علم و صنعت پیشرفت کند، باز معلومات او در برابر مجهولاتش، قطره ای است در برابر دریا "جز اندکی از دانش به شما داده نشده است" .

و شاید علت بیان نکردن فلسفه ی تمام احکام، از سوی اولیای دین، این بوده که بیان تمام اسرار احکام برای انسان هایی که بسیاری از حقایق علمی هنوز برایشان کشف نشده، مانند گفتن معما ست که چه بسا موجب تنفر شنوندگان می گردد. امام علی (ع) می فرمایند: "مردم، دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند[3]" لذا اولیای الاهی در حد فهم انسان ها به بعضی از علت ها و فلسفه ی احکام اشاره نموده اند.

وانگهی هدف از دین و شریعت، آراستگی انسان ها به خوبی های علمی و عملی، و اجتناب از زشتی های فکری و عملی است، و این هدف با عمل به شریعت به دست می آید، و لو این که افراد فلسفه و علت احکام را ندانند، نظیر این که مریض با انجام دادن دستورات پزشک، بهبودی را به دست می آورد ولو فایده و فلسفه ی، دارو و دستورات پزشکی را نداند.

مضافاً این که مؤمنان چون اطمینان و یقین دارند به این که دستورات دینی، از کسانی صادر می شود که علم و آگاهی آنان خطاناپذیر است، پس یقین به اثربخشی و مفید بودن این دستورات دارند.

-------------------------------
[1]توضیح المسائل مراجع، ج 2، مسئله ی، 2390 و 2391.
[2]تفسیر نمونه، ج3، ص 368.
[3]الناس اعداء ماجهلوا گزیده میزان الحکمة، ج 1، ص 214.


منبع:aghigh.ir


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:37 PM | نويسنده : server0098

 

قسم دو نوع است:

الف: قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده.

ب: قسم براى اثبات یا نفى چیزى. نوع اول: اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا قسم بخورد که روزه بگیرد، یا سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد. نوع دوم: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد. ولى اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهى واجب مى‏شود.

سوال: اگر کسی قسم ناحق بخورد عواقب آن چه خواهد بود؟

منظور از عواقب قسم ناحق ممکن است دو معنا باشد:

1- عاقبت به معنای حکم شرعی و فقهی.

2- عاقبت به معنای اثر وضعی و این اثر وضعی ممکن است آثار دنیوی یا اخروی باشد و ظاهرا منظور سۆال کننده همین معنا است.

1- حکم شرعی

قسم دو نوع است:
الف: قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده.
ب: قسم براى اثبات یا نفى چیزى.

نوع اول: اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا قسم بخورد که روزه بگیرد، یا سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد.

نوع دوم: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است ولى کفاره قسم را ندارد. ولى اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهى واجب مى‏شود امّا اگر بتواند توریه کند؛ یعنى: موقع قسم خوردن طورى نیّت کند که دروغ نشود بنا بر احتیاط واجب باید توریه نماید؛ مثلا اگر ظالمى بخواهد کسى را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده‏اى؟ و انسان یک ساعت قبل او را دیده باشد، می تواند بگوید او را ندیده‏ام به این قصد که از پنج دقیقه پیش ندیده‏ام[1].
 
2- آثار و عواقب قسم دروغ
در نکوهش قسم ناحق و دروغ و آثار و پیامدهای آن احادیث فراوانی داریم که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

1. از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: در کتاب علی (علیه السلام) آمده: قسم دروغ و قطع رحم موجب این می شود که خانه ها از اهلش خالی شوند (کنایه از ویرانی خانه ها یا فقر و تنگدستی صاحبان آنها است؛ یعنی خانه ها خالی از رزق و برکت می شوند) و موجب سنگینی رحم می شود؛ یعنی انقطاع نسل.[2]

2. از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده: هر کس سوگند یاد کند در حالی که می داند دروغ است با خدا مبارزه کرده است.[3]

3. در حدیثی قدسی نیز از قول خداوند متعال چنین نقل شده است: کسی که مرا در معرض سوگندهای دروغ قرار می دهد به رحمت من نمی رسد.[4]

4. از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده که او از پدران بزرگوارش و آنان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت کرده اند که در حدیث مناهی یکی از عواقب قسم دروغ را غضبناک بودن خداوند متعال هنگام ملاقات با بنده برشمرده است مگر این که توبه کند.[5]
 
سوال: کسی که مجبور شد دست روی قرآن بگذارد و قسم دروغ بخورد، حکمش چیست؟ و چگونه باید جبران کند؟

همانطور که در پاسخ سوال قبل توضیح دادیم قسم خوردن دو نوع است و قسم دروغ خوردن در صورت دوم  که در پاسخ سوال قبل ذکر کردیم، گاهی در دادگاه نزد حاکم است، گاهی در خارج از دادگاه در مکالمات و تعاملات روزمره خود با دیگران است. اگر کسی در تعاملات روزمره خود با دیگران قسم دروغ بخورد فقط مرتکب حرام شده و گنه‌کار می‌باشد حکم و عذابش بیان شده است. اما اگر در این فرض، در دادگاه نزد حاکم قسم دروغ بخورد علاوه بر حرمت و عذاب اخروی که بیان شده دارای اثرات و تبعات حقوقی و قانونی خاص می‌باشد که اینک با استناد به مواد قانونی مرتبط، تبعات حقوقی آن‌را بیان می‌کنیم.
 
تبعات قسم دروغ از دیدگاه حقوقی
مطابق ماده 649 قانون تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده، هر کس در دعوای حقوقی یا جزایی که قسم متوجه او شده باشد، سوگند دروغ یاد نماید به شش ماه تا دو سال حبس‌ محکوم خواهد شد.

همچنین وفق مفاد ماده 650 همان قانون، هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد (چون شاهد، قبل از ادای شهادت باید قسم بخورد جز حقیقت چیزی نگوید، از این رو وقتی شهادتش دروغ باشد طبیعتاً قسم او نیز دروغ خواهد بود.) به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.

علاوه بر مجازات‌های ذکر شده برای کسی که قسم دروغ خورده، اگر قسم دروغ یا شهادت دروغ او سبب اثبات اتهام و ایجاد آسیب بدنی، جانی یا خسارت مالی به سبب اجرای حکم برای شخصی شود ولی پس از اجرای حکم، دلیل اثبات کننده جرم باطل گردد، مانند آن‌که در دادگاه مشخص شود که مجرم، شخص دیگری بوده یا این‌که جرم رخ نداده است به استناد ماده 163 قانون مجازات اسلامی، کسانی که ایراد آسیب یا خسارت مذکور، مستند به آنان است، اعم از ادا کننده سوگند، شاکی یا شاهد حسب مورد به قصاص یا پرداخت دیه یا تعزیر مقرر در قانون و جبران خسارت مالی محکوم می‌شوند.

گفتنی است؛ سوگندی اعتبار دارد که یکى از اسمای خداوند متعال باشد؛ مثل خدا یا اللّٰه، همچنین اگر به برخى از اوصاف خداى سبحان قسم بخورد که معمولاً از آن صفت خداى سبحان اراده مى‌شود، یا قرینه‌اى به کار ببرد که مراد او را بفهماند، قسم صحیح است. بنابراین قسم به مقدسات دیگر مثل قرآن و پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) احکام قسم را ندارد؛ (رساله توضیح المسائل (فاضل لنکرانی ره)، ص 489) یعنی اگر با این اسم‌های مقدس قسم بخورد چیزی بر عهده او نمی‌افتد و واجب نیست به قسمش وفا کند. همچنین اگر قسم خود را شکست بر او کفاره قسم واجب نمی‌شود.

البته، اگر به این مقدسات در مکالمات روزمره قسم بخورد و قسمش دروغ باشد، همانند قسم دروغ به اسم پروردگار، دارای حرمت و عذاب اخروی خواهد بود. برای نجات از عذاب اخروی و بخشیده شدن گناه قسم دروغ، چه به اسم خداوند باشد چه به مقدسات دیگر، باید توبه و استغفار نمود.
 
پی نوشتها:
[1]  توضیح المسائل مراجع، ج ‏2، ص 623
[2]  وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص 202
[3] وسائل الشیعه ، ج 23، ص 203 .
[4] وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص 268 .
[5] وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص 267 .

 

منابع:
 اسلام کوئیست
وسائل الشیعه ، ج 23
توضیح المسائل مراجع، ج ‏2
رساله توضیح المسائل (فاضل لنکرانی ره)
تبیان


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:37 PM | نويسنده : server0098

 

دادن صدقه

در روایات اسلامى وارد شده كه صدقه دادن مستحب است، اگرچه به كمترین چیزها و اگر كسى قدرت مالى زیاد ندارد، مى تواند با اندك چیزى به این دستور الهى عمل كند. این عمل اختصاص به اغنیا ندارد، بلكه از هر غنى و فقیر شایسته است.

صدقه پنهانی
البته تمام اقسام صدقه خوب است، چه در شب باشد یا در روز; چه پنهان باشد و چه آشكارا، امّا در آیات و روایات به صدقه دادن در پنهانى سفارش شده است، زیرا اولا این عملِ عبادى، مصونِ از ریا است و ثانیاً شخص مستمند دیگر مورد خجلت واقع نمى شود.

آیات قرآن در موارد متعدّدى به این امر اشاره كرده، در سوره بقره مى فرماید: (اَلَّذینَ یُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ بِالَّیْلِ وَالنَّهار سِرّاً وَ عَلانِیةً فَلَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوفٌ عَلَیْهِم وَ لا هَمْ یَحْزَنوُنَ); آنها كه اموال خود را به هنگام شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى كنند، مزدشان نزد پروردگارشان محفوظ است و ترسى بر آنها نیست و غمگین هم نمى شوند. (بقره (2)، آیه 276)

در احادیث بسیارى آمده كه آیه فوق درباره على (علیه السلام) نازل شده است، زیرا آن حضرت دِرهمى در شب، و درهمى در روز، و درهمى آشكارا، و درهمى در نهان انفاق مى كرد. (تفسیر صافى، ج 1، ذیل آیه شریفه، ص 301)

و امام باقر (علیه السلام) نیز فرمودند: نیكى و صدقه پنهانى فقر را از بین مى برد. (الكافى، ج 4، ص 2)

و در ادامه بحث مروری می کنیم بر پرسشهایی در این رابطه که آیة الله مکارم شیرازی (مدظله) به آنها پاسخ داده اند:

سوال: تصرّف در وجوه صدقه، کفّاره، زکات، خمس و مانند آن، به عنوان قرض و سپس برگرداندن آن چه صورت دارد؟ پولهایى که به عنوان امانت در نزد انسان است چطور؟

جواب: در صورتى که صاحب پول، آنها را به عنوان صدقه یا خمس جدا کرده، مى تواند در آنها تصرّف کند; ولى اگر کسى به عنوان امانت به آنها سپرده، حقّ تصرّف ندارند.

سوال: دیدگاه حضرتعالى در ارتباط با نحوه صرف صدقه چیست؟

جواب: صدقه به نیازمندان مى رسد.

سوال: آیا متولّى صندوق صدقات مى تواند پولهای صندوق را عوض کند، مثلا پول خرد را تبدیل به اسکناس نماید؟

جواب: اشکالى ندارد.

سوال: اگر فرد ثروتمندى کلیّه حقوق واجب شرعى خود، نظیر خمس و زکات را ادا کند، ولى در جامعه اسلامى افرادى را مشاهده نماید که به دلیل فقر و گرفتارى دچار بیمارى هایى نظیر سوء تغذیه اند، که به تدریج منجر به مرگ آنها مى شود، یا بیمارانى را سراغ داشته باشد که به دلیل نداشتن هزینه درمان در معرض مرگ هستند، آیا وظیفه دارد بخشى از دارائیش را براى موارد فوق الاشاره اختصاص دهد؟

جواب: در صورتى که جان مسلمانان در خطر باشد، نجات آنها به مقدار تمکّن واجب کفایى است. ولى اگر در رنج و زحمت باشند، نه خطر مرگ، رسیدگى به وضع آنها مستحبّ مۆکّد مى باشد.

سوال: آیا صدقه به غیر مسلمان تعلق می‌گیرد؟

 در صورتیکه نیازمند باشد و عداوتی نسبت به مسلمین نداشته باشد اشکالی ندارد.


منابع:
پایگاه اطلاع رسانی آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله)
کتاب: رمضان ماه خدا ـ زین العابدین و حسنعلی احمدی
سایت شیعه سرچ


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:37 PM | نويسنده : server0098

 

پاسخ به سوالات شرعی در مورد وضو از رساله امام خمینی(ره)

سئوال: اگر انسان در هنگام وضو شك كند كه مسح را صحیح انجام داده یا نه، دوباره مسح كند وضوی او چه حكمی دارد؟

جواب: جای مسحی كه كشیده خشك كند و مجدداً مسح بكشد اشكالی ندارد. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره), ج1, س39, س52)


سئوال: در رساله آمده كه شستن یك بار دست‌ها و صورت در وضو واجب است، بار دوم مستحب و بار سوم حرام است، منظور از این شستن‌ها چیست؟

جواب: یعنی به قصد وضو یك بار كامل صورت یا دست‌ها را وضو بدهد نه اینكه آب تنها بریزد و یا اینكه بدون قصد وضو دست به صورت و دست‌ها بكشد. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س330)


سئوال: در وضو چه قسمت‌هایی از محل وضو باید خشك باشد و تری آن موجب اشكال وضو می‌گردد؟

جواب: جای مسح سر و پاها باید خشك باشد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع ج1, م256)


سئوال: گفته شده هنگام شستن دست‌ها هنگام وضو لابلای انگشتان نیز باید شسته شود، حال اگر كسی به علت ندانستن مسأله دست‌ها را از آرنج تا نوك انگشتان شست ولی لابلای انگشتان را نشست آیا وضوی او اشكال دارد؟ نماز خوانده شده با آن چه حكمی دارد؟

جواب: اگر می‌داند كه آب وضو به لابلای انگشتان هم می‌رسیده است اگرچه دست به آنها نمی‌مالیده، وضو صحیح است، والا وضو باطل و قضای نمازهایی كه با وضوی باطل خوانده شده واجب است. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س25)


سئوال: آیا نیت برای وضو واجب است و اگر نماز با وضوی بدون نیت خوانده شود آیا اشكال دارد؟

جواب: بلی ـ نیت برای وضو لازم و واجب است، ولی مگر می‌توان عملی را بدون نیت انجام داد. همین مقدار كه شما تصمیم می‌گیرید كه وضو بگیرید كه با طهارت باشید، نیت است و ذكر نیت به زبان لازم نیست. .(ر.ک تحریر الوسیله امام خمینی(ره), ج 1, ص28 و29, م180)


سئوال: اگر جوهر خودكار بر روی دست كشیده شود به وضو اشكال وارد می‌شود؟ و اگر قیر و مثل آن باشد كه به راحتی پاك نشود، چه حكمی دارد؟

جواب: اگر جوهر خودكار جرم داشته باشد كه مانع رسیدن آب وضو به پوست شود، برای وضو اشكال ایجاد می‌كند و نیز قیر و امثال آن برای وضو باید برطرف شود ـ بلی، اگر در آخر وقت باشد كه فرصت برای پاك كرن ندارد به همان حال وضو بگیرد و احتیاطاً تیمم هم بنماید. .(ر.ک استفتائات جدید امام خمینی(ره) ج1, س41)

منبع:andisheqom.com


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:36 PM | نويسنده : server0098

 

سۆال 1: نذر چیست لطفاً توضیح دهید؟

جواب: نذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خیری را برای خدا به جا آورد، یا كاری را كه نكردن آن بهتر است برای خدا ترك نماید. (ر.ک: توضیح المسائل امام (ره)، م 2640)

 سۆال 2: آیا انسان می‌تواند كار حرام و مكروه یا مباحی را نذر كند؟

جواب: اگر انسان نذر كند كه كار حرام یا مكروهی را انجام دهد، یا كار واجب یا مستحبی را ترك كند، نذر او صحیح نیست و همچنین اگر نذر كند كه كار مباحی را انجام دهد یا ترك نماید چنانچه به جا آوردن آن و تركش از هر جهت مساوی باشد، نذر او صحیح نیست. (ر.ک: توضیح المسائل حضرت امام (ره)، م 2648 ـ 2649)

 
سۆال 3: اگر پدر یا مادری نذر كند كه دختر خود را به سیدی شوهر دهد آیا بعد از آنكه دختر به سن تكلیف رسید لازم است كه پدر و مادر به نذر خود عمل كنند؟

جواب: احتیاط آن است كه اگر بتوانند او را راضی نمایند كه به سید شوهر كند، لازم است به نذر خود عمل كنند. (ر.ک: توضیح المسائل حضرت امام (ره)، 2666)

 سۆال 4: اینجانب عهد و نذری كرده‌ام كه روزهای دوشنبه و پنج شنبه را روزه بگیریم حال والدینم اجازه نمی‌دهند كه روزه نذریم را ادا كنم تكلیف من در این ارتباط چیست؟

جواب: اگر صیغه عهد و نذر را به عربی و یا فارسی نخوانده باشید روزه گرفتن برشما واجب نیست و هر وقت كه بتوانید روزه بگیرید مانعی ندارد و اگر با خواندن صیغه نذر، نذر محقق شده باشد هرگاه پدرش را از انجام مورد نظر نهی كند، انجام دادن آن لازم نیست و گناهی ندارد. احسان و كار خیر موكول به اجازه از والدین نیست امّا در مواردی كه نهی می‌كنند و یا با انجام آن كار والدین اذیت می‌شوند آن عمل را ترك نمایید. (ر.ک: توضیح المسائل 12 مرجع، ج 2، م 2646)
 
سۆال 5: اگر كسی چند روزی روزه نذری داشته باشد بعد از برآورده شدن حاجت روزه گرفتن او به تأخیر بیفتند می‌تواند هر وقت خواست آن روزه‌ها را ادا كند؟

جواب: اگر صیغه شرعی نذر را خوانده باشد و در نذر گرفتن روزه را مقید کرده که بلافاصله بعد از رسیدن به حاجت و یا زمان مشخص انجام دهد باید در همان زمانی كه قرار گذاشته است روزه‌ها را بگیرد والا كفاره نیز بر عهده او می‌آید ولی اگر صیغه شرعی نذر (لله علیّ.... برای خدا به عهده من باشد كه...) را نخوانده باشد و یا اگر صیغه خواندن گرفتن روزه را مقید به زمان خاص نکرده روزه‌ها را با تأخیر هم بگیرد اشكال ندارد. (ر.ک: توضیح المسائل 12 مرجع، ج 2، م 3-2652)
 
سۆال 6: اگر كسی چیزی نذر كند ولی آن را ادا نكند چه حكمی پیش رو دارد؟

جواب: اگر نذر شرعی كرده باشد و به آن عمل نكند گناه كرده و كفاره بر او واجب می‌شود و كفاره نذر 60 روز روزه گرفتن یا اطعام 60 فقیر می‌باشد.

(ر.ک: توضیح المسائل 12 مرجع، ج 2، م 2669) و (ر.ک: تحریر الوسیله امام (ره)، ج 2، ص 124، م 28)

منبع: سایت اندیشه قم




ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:36 PM | نويسنده : server0098

 

با پایان یافتن سال خمسی، باید خمس تمام وسایلی که از آنها استفاده نشده و مواد غذایی باقی مانده پرداخت شود، حال اگر فعلاً پرداخت خمس به صورت یک‌جا امکان ندارد، مى‌توان به یکی از دفاتر مرجع تقلید خود مراجعه و پس از دست‌گردان نمودن، مبلغ به تدریج پرداخت شود. با این حال برخی از فقها محاسبه خمس هر مالی را به صورت جداگانه  و بدون در نظر گرفتن سال خمسی، جایز می‌دانند.
 
سوال: آیا می شود خمس مواد خوراکی را پس از گذشت یک سال (بدون در نظر گرفتن سال خمسی) حساب کرد؟


شرح پرسش
آیا می‌شود خمس همه مواد خوراکی را سالانه حساب کرد، مثلا اگر در میانه سال خمسی، 30 کیلو برنج خریداری شود، خمس آن‌را بعد از گذشت یکسال حساب کرد؟ با فرض این‌که در صورت پرداخت خمس توان مالی برای جبران آن‌را نداشته باشد؟

با پایان یافتن سال خمسی، باید خمس تمام وسایلی که از آنها استفاده نشده و مواد غذایی باقی مانده پرداخت شود، حال اگر فعلاً پرداخت خمس به صورت یک‌جا امکان ندارد، مى‌توان به یکی از دفاتر مرجع تقلید خود مراجعه و پس از دست‌گردان نمودن، مبلغ به تدریج پرداخت شود. با این حال برخی از فقها (ایة الله هادوی تهرانی) محاسبه خمس هر مالی را به صورت جداگانه  و بدون در نظر گرفتن سال خمسی، جایز می‌دانند.  

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سۆال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):
ملاک سال خمسى مى‌باشد، و اگر پرداخت خمس به صورت یک‌جا فعلاً امکان ندارد، مى‌توانید به یکى از نمایندگان مجاز مقام معظم رهبرى«دام ظله» در وجوهات شرعیه مراجعه و پس از دستگردان نمودن به تدریج بپردازید.

 حضرت آیة الله العظمی سیستانی(مد ظله العالی):
با پایان یافتن سال خمسی، شما باید خمس تمام وسایلی را که از آنها استفاده نکرده اید را بپردازید، بنابر این اگر برنج را در میانه سال خمسی مصرف کنید خمس ندارد.

 حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):
خیر، باید برای همه فوائد یک سال خمسی(واحد) تعیین کنید.
 
حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):
مواد خوراکی اگر از درآمد بین سال خمسی خریده شود به هر مقداری از آن‌که در آخر سال [خمسی] باقی باشد خمس تعلق می‌گیرد.

 حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
هر فردی باید سال خمسی داشته باشد و سر سال خمسی، خمس مازاد بر مۆونه را پرداخت کند.
 
 سئوال: آیا به هدیه و عیدی خمس تعلق می‌گیرد؟
جواب: بلی، به نظر بسیاری از فقها پرداخت خمس هدیه بنابر احتیاط  واجب است. اما به نظر مرحوم امام ـ ره ـ و مقام معظم رهبری پرداخت خمس هدیه لازم نیست. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج2 ، م1753 ـ ترجمه اجوبه الاستفتائات مقام معظم رهبری، چاپ وزیری، س851).

 سئوال: كسانی كه در قرعه كشی مسابقه‌ای برنده می‌شوند آیا به آنها زكات و خمس تعلق می‌گیرد؟

جواب: اگر جایزه باشد زكات ندارد اما اگر حلال باشد جزء درآمد همان سال شخصی می‌شود كه اگر تا یك سال مصرف نكرد بنابر فتوای برخی مراجع باید خمس آن را بپردازد ولی بنابر فتوای امام و رهبری خمس ندارد. ( توضیح المسائل 12 مرجع، م1753 و ترجمه اجوبه، س851).
 
سئوال: اگر برای فرزندمان دفترچه پس انداز در بانك باز كنیم آیا به آن خمس تعلق می‌گیرد؟ در صورتی كه یك سال از پس انداز بگذرد و هر ماه مبلغی بر آن اضافه كنیم؟

جواب: بنابر احتیاط واجب پرداخت خمس چیزی كه به شخص بخشیده می‌شود اگر از مخارج سال زیاد بیاید لازم است و بر ولی بچه لازم است كه خمس مربوط به اموال او را بپردازد. (جامع المسائل آیة الله فاضل لنكرانی، ج1، س662 و 872).

 سئوال: كسی كه پدرش خمس مال را نداده آیا فرزند می‌تواند در خانه او كه واقعاً غیر از آن خانه، جایی را ندارد، نماز بخواند؟

جواب: خانه مسكونی اگر به تدریج از درآمد بین سال ساخته و تهیه شده، مشمول خمس نمی‌شود، مگر بعد از آن كه فروخته شود بلی اگر بدانید چیزی متعلق خمس است و پدر خمس را نپرداخته است نسبت به اجازه تصرف در آن می‌توانید از مرجع تقلید خود اجازه بگیرید. (ر.ک استفتائات امام(ره) ج1، ص56 و 65 و س212).

 منابع:
اسلام کوئیست
 اندیشه قم

تبیان


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 4 اسفند 1393  | 6:36 PM | نويسنده : server0098

 

سوال: آیا کثیر الشکی که نباید به شک خود اعتنا کند، شامل هر نوع شکی است؟ و آیا نظر همه مراجع همین است، یا در این مسئله اختلاف نظر وجود دارد؟

طبق قاعده «لا شکّ لکثیر الشک»، کثیر الشک (کسی که زیاد شک می کند) نباید به شک خود اعتنا کند، امّا آیا این قاعده – علاوه بر عبادات – شامل امور دیگری؛ مانند معاملات، حقّ الناس، اعتقادات و ... نیز می شود یا خیر؟ در این باره چند نظریّه وجود دارد:

اول. دیدگاه بیشتر فقها: طبق نظر اکثر فقها این قاعده مختصّ خود نماز نبوده، بلکه شامل مقدّمات آن؛ مانند: وضو، غسل و تیمّم، و همچنین شامل عبادات مرکّبی؛ مانند: حجّ و معاملات و اعتقادات نیز می شود. اینان برای دیدگاهشان دلایلی بیان می کنند؛ مانند این که قاعده «لا شکّ لکثیر الشک» تعلیلی بوده که عمومیّت دارد. [1] به شرط آن که این شخص شرایط کثیر الشک را داشته و شک او ناشی از وسوسه باشد؛ به طوری که عرفاً به او کثیر الشک بگویند؛ از این رو، گفته اند:

1. شکّی که ناشى از وسوسه باشد، نباید به آن اعتنا شود. [2]

2. انسانى که وقتى به مهمانى مى ‌رود، در حلال بودن غذایى که مى‌ خواهد بخورد زیاد شک مى‌کند، نباید به شک اعتنا کند و باید بنا را بر حلیّت بگذارد. [3]

3. در امور حقّ الناس، شخص وسواسى نباید به شکّ خود اعتنا کند و باید بنا را بر تمام بودن و صحت عمل بگذارد. [4]

4. وظیفه‌ کسى که در همه اعمال عبادى و غیر عبادى خود شک ‌هاى مختلفى مى‌ کند، این است که اگر شرایط کثیر الشّک را دارد، به شک‌ هاى خود اعتنا نکند. [5]

5. کسانى که به خدا و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان دارند، ولى وسوسه‌ هایى براى آنها پیدا مى‌ شود و به مطالعه و تحقیق مى‌پردازند، پاک اند و این وسوسه‌ ها ضررى ندارد؛ [6] یعنی کافر شمرده نشده و نجس نیستند.

دوم: دیدگاه عدّه ای از فقها: اما عده ای از فقها این قاعده را فقط مختصّ نماز دانسته و آن را در موارد دیگر جاری نمی دانند، بلکه می گویند در موارد دیگر باید به حکم مخصوص همان مورد عمل کرد. [7]

 

در این قسمت نکاتی را درباره شک و تردید بیان می کنیم:

یک. وسوسه، شک، تردید و تزلزل از خطرات و القائات شیطانی است؛ چنان که طمأنینه، یقین و ثبات از افاضات رحمانی و ملکوتی است. شیطان برای بیرون راندن بندگان خدا از راه مستقیم و صراط حق، از وسایل و حیله های متفاوتی استفاده می کند و از آن جا که اهل کید و مکر است، روش گمراه نمودن افراد را به حسب آمادگی های ایشان تشخیص داده و از همان راه وارد می شود. بهترین راه مبارزه با این وسوسه ها، بی اعتنایی به وسوسه ها و القائات شیطانی است. وقتی شیطان، انسان را به پندارهای بد و باطل وا می دارد، او باید فکر خود را به مسائل دیگر مشغول سازد.

دو. آدمی، موجودی دارای عقل و فکر است و بدین ‏وسیله بایستی راه حق را بشناسد و به آن ملتزم گردد. مسلّم است که این راه نیاز به تلاش علمی و فکری منظّم و روش‏ مند دارد تا فرد بتواند برای خود جهانی معنادار بسازد و در آن به «حیات طیّبه» دسترسی پیدا کند. در این عرصه هر چه تلاش صورت گیرد، کم است و این تلاش، بهایی است که هر کس بایستی برای کسب معرفت بپردازد. برای این منظور، باید گام به گام به تحکیم مبانی عقیدتی پرداخت و آن را استحکام بخشید تا دستگاه فکری و سازمان آن، از ارتعاشات در امان بماند و دچار آسیب و صدمه نگردد. اولین نقطه این حرکت، تفکر، تعمّق، مطالعه و نتیجه گیری درست درباره «هستی جهان و هستی انسان» است. در این راه، شک و تردید هایی که برای انسان حاصل می ‏شود، طبیعی بوده و صرفاً یک سری خلجانات ذهنی است و چنان نیست که همیشه مضر و گمراه کننده باشد، بلکه گاهی می‏ تواند پُلی به سوی یقین و راه صعود به مراتب بالاتر باشد. البته این در صورتی است که انسان به سرعت از این مرحله بگذرد و در آن توقّف نکند؛ چرا که درنگ در آن زیانبار است. [8]


در پایان پاسخ مراجع تقلید به پرسش مزبور را یاد آور می شویم: [9]
1. آیة الله خامنه ای دام ظله: کسى که زیاد شک مى‌کند کثیرالشک مى‌باشد و در نماز اگر کسى در یک نماز سه مرتبه شک کند یا در سه نماز پشت سر هم (مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر) شک کند، کثیرالشک است و چنانچه زیاد شک کردن او از غضب یا ترس یا پریشانى حواس نباشد، به شک خود اعتنا نکند و کثیرالشک تا وقتى یقین نکند که به حال معمولى مردم برگشته باید به شک خود اعتنا نکند.

2. آیة الله مکارم شیرازی دام ظله: طبق فتوای ما «کثیرالشّک» یعنى کسى که زیاد شک مى کند نباید به شکّ خود اعتنا کند، خواه در عدد رکعات نماز باشد، یا در اجزاى نماز، یا شرایط نماز.

کثیرالشّک کسى است که بگویند زیاد شک مى کند و اگر کسى در یک نماز سه مرتبه شک کند یا در سه نماز پشت سرهم شک کند کثیرالشّک است.

3. آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله: بطور کلی کثیر الشک در افعال نماز چه در اذکار و چه رکعات، چه افعال از قبیل رکوع و سجود باید به شک خود اعتنا نکند.

4. آیة الله سیستانی دام ظله: بله.

 پی نوشتها:
 [1] . نک: موسوی بجنوردی، سید حسن، القواعد الفقهیة، محقق و مصحح: مهریزی، مهدی و درایتی، محمد حسن، ج 2، ص 353 - 356؛ طباطبایی قمّی، سید تقی، الأنوار البهیة فی القواعد الفقهیّة، ص 190 و 191، ؛ تبریزی، جواد، استفتاءات جدید، ج 2، ص 71، س 325
[2] . امام خمینى، سید روح اللّٰه، استفتاءات، ج 1، ص 169، س 158
[3] . همان، ص 110، س 295.
[4] . تبریزی، جواد، استفتاءات جدید، ج 2، ص 71، س 325.
[5] . بهجت، محمد تقى، استفتاءات، ج 2، ص 215، س 2302
[6] . مکارم شیرازى، ناصر، رساله توضیح المسائل، ص 36، م 114
[7] . القواعد الفقهیة، ج 2، ص 355 و 356.
[8] . نمایه «شک و تردید در اعتقادات»، سۆال 4895 (سایت: 5356) در سایت اسلام کوئیست
[9] . استفتاء از دفاتر توسط سایت اسلام کوئست.
منبع: سایت اسلام کوئیست
 


ادامه مطلب
نظرات 0

.: Weblog Themes By Salehon:.

تعداد کل صفحات : :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >