قرآن کتاب هدایت بشر و منشأ بسیاری از علوم است. مطالب علمی آن انسان را به تفکر وا میدارد. اشارهی برخی آیات به پیدایش آتش از درخت سبز، مجاورت آبهای شیرین و شور بدون اختلاط، شکل پذیری آهن در دست حضرت داوود، پیوستگی زمین و آسمان و جدا شدن آنها از یکدیگر، توجه دادن به رقیق شدن هوا و کمبود اکسیژن در لایههای بالای جو، بر شمردن منفعت و ضرر برخی مواد و چگونگی استفاده از آنها و بیان احکام حلیت و حرمت که میتواند انسان را به سوی تحقیق علمی راهنما باشد، این حقیقت را آشکار میسازد که اگرچه قرآن؛ کتاب فیزیک و شیمی و ... نیست، بلکه به منظور هدایت و تربیت بشر نازل شده است، اما در عصری که جاهلیت بر جهان سایه افکنده بود و دانشمندان به جرم دانستن و بیان عقاید خود در دادگاههای تفتیش عقاید محاکمه و سوزانده میشدند، قرآن کریم با روشنگریهای علمی خود به تکریم جایگاه علم و تفکر پرداخت و بشر را در عرصهی مبارزه با جهل و ظلمت رهبری نمود.
1) خداوند در آیات مختلف از میان عناصر گوناگون، فواید فلز آهن را بر میشمرد؛ زیرا هیچ یک به اندازه آن در حیات بشر اهمیت ندارد. تجمع آهن در مرکز ستارگان باعث انفجار آنها میشود، نتیجه این رخداد پراکندگی اتمهای بسیار مهم در سطح کیهان است. نیروی جاذبه نیز باعث تجمع اتمهای آهن به سمت مرکز زمین و سبب گرمایش مرکز آن و ایجاد فعل انفعال و ترکیبهای شیمیایی در آن میگردد.آیه 25 سوره حدید دربارهی آهن سخن میگوید. این آیه دارای دو کد ریاضی جالب است. الحدید شماره سوره 57 قرآن کریم، و نیز جمع حروف ابجد کلمه الحدید 57 است. جمع حروف ابجد حدید به تنهایی 26 و عدد اتمی آهن نیز 26 است.
2) آیه 30 سورهی انبیا از پیوستگی آسمانها و زمین و گشایش آنها از یکدیگر و از آب به عنوان مایه حیات بحث نموده است. پیرامون پیوستگی و جدایی زمین و آسمانها دو تفسیر وجود دارد:
الف. به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت دارد. براساس نظر دانشمندان، مجموعهی این جهان به صورت تودهی واحد عظیمی از بخار سوزان بوده که به تدریج در اثر انفجارهای درونی و حرکت، تجزیه گشته و کوکبها و ستارهها؛ از جمله منظومهی شمسی و کرهی زمین را به وجود آورده است و پس از آن نیز جهان در حال گسترش است
ب. منظور از پیوستگى، یکنواخت بودن مواد جهان است؛ به گونهای که ابتدا همه در هم فرو رفته بود و به صورت مادهی واحد خودنمایی میکرد، اما با گذشت زمان، مواد از یکدیگر جدا شد، و ترکیبات جدیدی به وجود آمد.
3) در ادامه آیه 30 سوره انبیا خداوند میفرماید: آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم] ایمان نمیآورند؟
دانشمندان، امروز معتقدند که نخستین جوانهی حیات در اعماق دریا پیدا شده است. فراتر از اینها میتوان آب را مظهر طهارت معنوی دانست که جان را جلا میبخشد و روح را برای صعود و حضور در پیشگاه پروردگار متعال آماده میسازد.
4) آیه 219 سوره بقره از منفعت و زیان شراب بحث میکند و بر ضررهای آن تأکید مینماید. درآمد حاصل از فروش شراب و برخی منفعتهای زودگذر خیالى؛ همچون غفلت از همّ و غم دنیا، در برابر زیانهای بسیار، ناچیز است.
شراب نوعی نوشابه الکلی است که از تخمیر آب انگور، یا خرما حاصل میشود. میزان الکلهای سنگین در یک لیتر شراب 400 میلیگرم، متانول 38 تا 113 میلیگرم، سرب 04/0 میلی گرم، استالدیید 30 تا 160 میلیگرم، مس 5 میلی گرم، ارسینیک 01/0 میلی گرم، سیانور، یا سیانید به حالت آزاد 5/4 و به حالت فرو 5/8 و به حالت آلی 1/1 میلی گرم است.
مواد الکلی با سرعت، جذب بدن شده و وارد خون میگردد، و نه تنها عقل و سلسله اعصاب را به ویرانی میکشد، بلکه بر تمام دستگاههای بدن انسان؛ به ویژه قلب و عروق، معده و کلیه و کبد، اثر مخرب و انکار نشدنی دارد. بدیهی است، که هیچ انسان عاقلی به خاطر منفعت کم، تن به زیانهای فراوان و جبران نشدنی نمیدهد.
ریز نوشت:
اگرچه بیان مطالب علمی در قرآن گویای اعجاز این کتاب آسمانی است، اما هدف اصلی و عمده قرآن نیست.
گاه آیات علمی در قرآن، نشان از اهمیت آن مطلب دارد. دانشمندان تاکنون توانستهاند پرده از برخی اسرار خلقت برداشته و انسان را در اعجاب عمیق فرو برند؛ آنچنان که ترنّم ستایش عظمت و قدرت پروردگار، بی اختیار بر زبان جاری گردد، اما پی بردن و فهم کامل قدرت لایزال الهى، از بشر ساخته نیست.
منبع:afaghsaeedehomidigha.parsiblog.com
ادامه مطلب
در قرآن مجید آیاتی وجود دارد که گواهی میدهد رستاخیز تمام اقوام در یک روز به نام «یوم القیامة» خواهد بود .
خداوند وقایع رستاخیز را چگونه بیان کرده است!؟
قرآن کریم در آیات 102و 112 سوره «طه»، به یک سلسله از حوادث که در آستانه رستاخیز و بعد از آن تحقق مییابد اشاره میکند:
1- مردگان به حیات بازمی گردند (یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ).
2- گنهکاران جمع و محشور میشوند (وَ نَحْشُرُ الُْمجْرِمِینَ).
3- کوه های زمین متلاشی و سپس همه جا پراکنده میشوند و صفحه زمین صاف و کاملاً مستوی میگردد (یَنْسِفُها رَبِّی نَسْفاً).
4- همگان به فرمان دعوت کننده الهی گوش فرا میدهند و همه صداها خاموش و آهسته میگردد (یَوْمَئِذ یَتَّبِعُونَ الدّاعِیَ...).
5- در آن روز شفاعت بی اذن خدا مؤثر نیست (یَوْمَئِذ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ...).
6- خداوند با علم بی پایانش همه را برای حساب آماده میکند (یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ...).
7- همگی در برابر حکم او سر تسلیم فرود میآورند (وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ).
8- ظالمان مأیوس میگردند (وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً).
9- و مؤمنان به لطف پروردگار امیدوار (وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ...).(تفسیر نمونه، جلد 13، صفحه 337)
در قرآن مجید آیاتی وجود دارد که گواهی میدهد رستاخیز تمام اقوام در یک روز به نام «یوم القیامة» خواهد بود.
آیا رستاخیز همه اقوام یک روز است؟
میدانیم که قرون زیادی بر انسان گذشته است و اقوام و ملل متمدنی بودهاند و منقرض شدهاند.
آیا شاهدی هست که رستاخیز آنها گذشته باشد، یا رستاخیز همه در یک روز است، خلاصه آیا قیامت و رستاخیز برای عموم اقوام و ملل یک روز است یا هر یک رستاخیز جداگانه ای دارند؟
در قرآن مجید آیاتی وجود دارد که گواهی میدهد رستاخیز تمام اقوام در یک روز به نام «یوم القیامة» خواهد بود .
برای نمونه آیات زیرا را ملاحظه فرمایید:
«اِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ الاّ آتِی الرَّحْمَنِ عَبْداً* لَقَدْ اَحْصَاهُمْ وَ عَدَّهُم عَدّاً* وَ کُلُّهُمْ آتیهِ یَوْمَ الْقِیَمَةِ فَرْداً؛ تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند.» خداوند همه آنها را احصا کرده و به دقّت شمرده است و همگی روز رستاخیز، تک و تنها نزد او حاضر میشوند. (سوره مریم، آیات 93 تا 95)
در جای دیگر میفرماید:
«یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ اِلَی الرَّحْمَنِ وَ فْداً* وَ نَسُوقُ الُْمجْرِمینَ اِلَی جَهَنَّمَ وِرْداً؛»
در آن روز که پرهیزگاران را دسته جمعی به سوی خداوند رحمان (و پاداشهای او) محشور میکنیم... و مجرمان را (همچون شتران تشنه کامی که به سوی آبگاه میروند) به جهنّممیرانیم...(سوره مریم، آیه 85 و 86) و همچنین آیات بسیار دیگر.
ادامه مطلب
حرمت پدر ، حرمت خداست
●اسلام و احترام پدر
اسلام برای پدرانی که وظیفه ی خود را به درستی انجام می دهند، ارزش و احترم قائل است. این ارزش و احترام به حدی است که در آیات قران پس از انجام وظیفه ، احترام به خدا و اطاعت از فرمانش از احترام به والدین یاد شده است.در اینجا چند نمونه از موارد ارزش و احترام پدر را ذکر می کنیم :
ـ اصل بر رعایت حکم پدر است و بدون اجازه ی او، جز در واجبات نمی توان گام برداشت. فرزند وظیفه دارد بال رحمت و عنایت خود را در زیر پای پدر و مادر بگستراند.فرزند حق اهانت به پدر را ندارد، حتی گفتن اف. حرمت پدر چون حرمت خداست و نمی توان آبروی پدر را زیر سؤال برد و شخصیت ا و را خدشه دار کرد. حال این همه احترام برای پدری است که تمرین عظمت و لیاقت کرده باشد، عواملی که سبب بغض و نارسایی در رشد و حیات خود و کودک است از خود دور کند و برای صلاح و فساد فرزندش و جامعه بیندیشد.
● اهمیت نقش پدر
پدر در جنین از دو لحاظ سهم دارد :
۱) وراثت
۲) محیط.
از نظر وراثت نیمی از کروموزوم های جنین از پدر و نیمی از مادر است. ممکن است پدر بیماری داشته باشد و از طریق کروموزوم ها به کودک نیز منتقل می شود. رفتار پدر الگو و غرور او کارساز است. شیوه محبت یا خشونت ، اتکای به نفس ، قاطعیت پدر و… همه برای کودک در س و آموزنده می باشد. رابطه ی پدر با فرزند باید بر اساس انس و تفاهم باشد، براساس اندیشه و تدبر، تحسین و تشویق، بکارگیری شیوه الگویی مناسب و همت گذاشتن برای سازندگی و رشد و شخصیت او باشد. پدر از لحاظ محیط نیز نقش دارد. اگر پدر فردی پاک، شریف، مؤمن و متعبد باشد کودک از او تأثیر می پذیرد و اگر پدر آلوده باشد ناخواسته کودک نیز آلوده خواهد شد. طرز فکرها، فلسفه ها، ادبیات و هنر، اخلاق و رفتار و جرائم و انحرافات، مواضع سیاسی و اقتصادی همه در کودک مؤثر است و شخصیت کودک را تحت تأثیر قرار می دهد.
● تصور کودک از پدر
طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگی شدیداً وابسته به مادر است و مادر را مرکز آرزوها و آمال خود می داند. به تدریج که کودک وارد دو ماهگی می شود، پدر وارد زندگی و ذهن و تصور او می شود. کودک این را در می یابد که پدر برای او پناهگاه است، معلم است، رهبر و قانونگذار است. تصور اینکه پدر از مادر کم اهمیت تر است از جهاتی درست است اما در مواردی نیز نقش پدر مهم تر از مادر می باشد. تجسم عالم شعور، مظهر عقل و دانش در خانواده در قبضه ی پدران است و طفل پدر را به این گونه می شناسد.کودک به تدریج که بزگتر می شود تصوراتی از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پروبال می دهد. از جمله تصوراتی که کودک از پدر خود دارد عبارتند از :
الف ) چهره برجسته خانواده
ب ) همانندی با پدر
ج ) ضامن رفع نیازها
د ) عامل تأمین امنیت
ه )مرکز دانایی و اندیشه.
الف ) چهره برجسته خانواده :
کودک در سن ۳-۲ سالگی پدر را بزرگترین شخصیت و عاقل ترین افراد می داند. اگر کسی علیه پدر چیزی بگوید، ا و از پدر خود دفاع می کند. کودک در خانه با پدر رفتاری رسمی دارد و بیشتر اوقات از کانال مادر با پدر ارتباط برقرار می کند.
ب ) همانندی با پدر :
از نظر روان شناسان، کودک ۶-۳ ساله مخصوصاً پسر بچه ها پدر را الگوی خود قرار می دهند. پدر از نظر کودک سمبل قدرت است. ضامن خانواده است و همه ی آرزوی کودک این است که مثل پدرش باشد.
ج ) ضامن رفع نیازها:
پدر از نظر کودک ضامن رفع نیازهاست. هر چیزی را که اعضای خانواده احتیاج دارند ، پدر تهیه می کند، کودک در سایه پدر، نیکو پرورش می یابد. هر چقدر سن کودک بیشتر شود، دید او نسبت به ضمانت پدر بیشتر می شود بطوریکه در سنین نوجوانی مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمین زندگی و انضباط می داند.
د ) عامل تأمین امنیت :
اگر خطری برای کودک پیش آید به پدرش پناه می برد.
ه ) مرکز دانایی و اندیشه:
پدر نماینده ی دنیای خارج کودک است، مرکز دانایی و آگاهی است. کودک گمان دارد که پدرش در همه ی اصول و قواعد داناست. حتی کودکانی که نسبت به پدر دید منفی دارند باز هم درباره ی پدر تعصب دارند و عقل و فکر او را تحسین می کنند.
منبع:motaharfamily.com
ادامه مطلب
ای دوست قبولم كن و جانم بستان
ای دوست قبولم كن و جانم بستان
مستم كن و وز هر دو جهانم بستان
با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان
ای زندگی تن و توانم همه تو
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
خود ممكن آن نیست كه بردارم دل
آن به كه به سودای تو بسپارم دل
گر من به غم عشق تو نسپارم دل
دل را چه كنم بهر چه میدارم دل
در عشق تو هر حیله كه كردم هیچ است
هر خون جگر كه بی تو خوردم هیچ است
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان كه كند مرا كه دردم هیچ است
من بودم و دوش آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه كنم حدیث ما بود دراز
دل تنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مباد بر هیچ تنی
آن كز قلم چراغ تو بر جان من است
ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی
من بی لب لعل تو چنانم كه مپرس
تو بی رخ زرد من ندانم چونی
افغان كردم بر آن فغانم می سوخت
خامش كردم چو خامشانم می سوخت
از جمله كرانها برون كرد مرا
رفتم به میان و در میانم می سوخت
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نكنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
كان درد به صد هزار درمان ندهم
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آنرا كه وفا نیست از عالم كم باد
دیدی كه مرا هیچ كسی یاد نكرد
جز غم كه هزار آفرین بر غم باد
در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زه رآب چشیدهام مرا قند چه سود
گویند مرا كه بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بی بال و پر اندر پی تو میپرم
من كَه شدهام چو كهربایی تو مرا
غم را بر او گزیده می باید كرد
وز چاه طمع بریده می باید كرد
خون دل من ریخته میخواهد یار
این كار مرا به دیده میباید كرد
آبی كه از این دیده چو خون میریزد
خون است بیا ببین كه چون میریزد
پیداست كه خون من چه برداشت كند
دل میخورد و دیده برون میریزد
عاشق همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا
با هوشیاری غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هر چه بادا بادا
از بس كه برآورد غمت آه از من
ترسم كه شود به كام بدخواه از من
دردا كه ز هجران تو ای جان جهان
خون شد دلم و دلت نه آگاه از من
ما كار و دكان و پیشه را سوختهایم
شعر و غزل و دو بیتی آموختهایم
در عشق كه او جان و دل و دیدهی ماست
جان و دل و دیده هر سه را سوختهایم
شعر از مولوی
ادامه مطلب
حج اکبر،حج واجب یا حج تمتع یکی از مهمترین فروع دین اسلام است. مسلمانان با داشتن شرایطی مکلفاند در دهه اول ماه ذیالحجه به مسجد الحرام در شهر مکه در عربستان رفته و مجموعهای از اعمال نیایشی را بهجاآورند.
محتویات
شرایط وجوب حج
مناسک حج تمتع
مناسک عمره تمتع
اعمال حج تمتع
شروط حج تمتع
تفاوت میان حج تمتع و حج افراد
شرایط وجوب حج
حج تمتع بر کسی واجب میشود که استطاعت داشته باشد یعنی از لحاظ مالی، تمکن ثبت نام ورفتن وانجام مناسک حج را داشته باشد ودر برگشت هم در تهیه مخارج عیال خود به زحمت نیفتد و از نظر جسمی بتواند اعمال حج را به جا آورد.اگر کسی این شرایط را داشت حج بر او واجب میشودو باید حتما حج تمتع به جا آورد.
مناسک حج تمتع
حج واجب مركب از دو عمل است: يكى عمره تمتع و ديگرى حج آن.
عمره تمتع مقدم بر حج است و هر يك از آن دو داراى اعمال مخصوصى است كه به آن اشاره مى شود.
مناسک عمره تمتع
احرام از يكى از مواقيت
طواف كعبه
نماز طواف
سعى بين صفا و مروه
تقصیر (كوتاه نمودن مقدارى از مو يا ناخن)
اعمال حج تمتع
احرام بستن در مكه مكرمه
وقوف در عرفات از ظهر روز نهم ذى الحجّه تا غروب
وقوف در مشعرالحرام در شب دهم ذى الحجّه تا طلوع خورشيد
انداختن سنگريزه به جمره عقبه در روز عيد قربان (روز دهم ذى الحجّه)
قربانی کردن
تراشيدن سر يا تقصير
بيتوته در منا در شب يازدهم
انداختن سنگريزه(رمی) به جمرات سه گانه در روز يازدهم
بيتوته در منا در شب دوازدهم
انداختن سنگريزه به جمرات سه گانه در روز دوازدهم
طواف حج
نماز طواف
سعى بين صفا و مروه
طواف نساء
نماز طواف نساء
شروط حج تمتع
در حج تمتع چند امر شرط است:
شرط اول: نیت. یعنی از زمانی که می خواهد به احرام عمره تمتع محرم شود، قصد انجام حج تمتع را داشته باشد. در غیر این صورت حج او صحیح نیست.
شرط دوم: مجموع عمره و حج، در ماه های حج واقع شود.
شرط سوم: حج و عمره، هر دو در یک سال واقع شوند.
شرط چهارم: مجموع عمره و حج برای یک شخص و توسط یک شخص باشد. بنابراین اگر فردی دو نفر را اجیر کند که یکی از آن دو از طرف میّت حج تمتع بجا آورد و دیگری عمره تمتع، مجزی نیست.
تفاوت میان حج تمتع و حج افراد
کيفيت حج افراد مانند حج تمتع است با اين تفاوت که قربانی در حج تمتع واجب است در حالی که در حج افراد مستحب است.
منابع
وب سایت سازمان حج و زیارت
کتابخانه الکترونیکی حج
ادامه مطلب
مبعث
روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای اسلامی، روزی است که محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بتپرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی میکرد.
باور شیعیان
بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن میگیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شدهاست. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است.
باور اهل سنت
در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر مشخص نیز ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمیشود.
روز مبعث چه روزیست؟
روز مَبْعَث، روزی است که حضرت محمد، پیامبر گرانقدر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است.
حضرت محمد مصطفی در روز (۲۷ رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بتپرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.
روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست.
روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود.
منبع:talahost.com
مشارق انوار الیقین، ص 51
مناقب الخارزمی، ص 257
اثبات الهداة، ج 2
ادامه مطلب
شاید بسیاری از مومنین، این دغدغه را داشته باشند که چگونه میتوان با قرآن انس پیدا کرد؟ با اینکه میدانیم و معتقدیم قرآن کتاب الهی است و کاملترین کتابهاست، نمیدانیم چگونه با آن ارتباط برقرار کرده و از خواندنش لذت ببریم.
برای رفع این مشکل بحث را با این مقدمه کوتاه آغاز میکنیم:
ارتباط، نیاز به دو طرف دارد، که در تعامل و تأثیر و تأثر نسبت به یکدیگرقرار گرفته اند. بنابراین اگر یک طرف، حذف شود تعامل و درنتیجه ارتباط و انس ایجاد نخواهد شد. درباره انس با قرآن هم باید این نکته را مورد توجه قرار داد. خیلیها وقتی قرآن میخوانند، تصورشان اینگونه است که خداوند با پیغمبرش سخن میگوید، اگرچه این تصور غلط نیست اما نباید در همین حد متوقف شد، بلکه باید به این نکته نیز توجه داشت که قرآن با من سخن میگوید.
این نکته نسبت به آیاتی که خطاب به مومنان است [یا ایها الذین آمنوا]، راحتتر درک میشود، ولی منحصر به این آیات نیست و تمام قرآن با تکتک انسانها حرف میزند، و اگر اینطور نبود، چرا در قرآن ذکر شده است، وضعیت ما چه ربطی با بنیاسرائیل دارد؟ پس از اینجا که خداوند متعال این آیات را نازل فرموده است، معلوم میشود به ما ارتباط دارد.
به هرحال، سخن ما این است که در زمان قرائت قرآن به این نکته توجه کنیم که دارد با من حرف میزند و در ادامه، مسئله اصلی این است که حالا که دارد با من حرف میزند، وضعیت من در مقایسه با این آیات چگونه است؟ برای روشن شدن مطلب، آیات سوره مبارکه حمد را با این نگاه مرور میکنیم:
انس با قرآن با سوره مبارکه حمد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
وقتی این آیه را میخوانی این سوالات را از خودت بپرس:
آیا من در تمام کارهایم، از خدا کمک گرفته و حقیقتا[نه فقط در زبان] با نام و یاد او شروع میکنم؟
آیا من خدا را بخشنده و مهربان میدانم؟ اگر این طور است، پس چرا اینهمه ناامید هستم؟
انس با قرآن » الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ
آیا من تمام نعمتها را از خدا میدانم و تمام سپاسها را مخصوص او میدانم؟ اگر این طور است پس چرا اینقدر گمان میکنم که کارها با دست این و آن انجام میشود و تشکر جانانه خود را نثار آنان میکنم؟
آیا من خداوند را پروردگار همه عالم میدانم؟ پس چرا این همه از مشکلات مینالم و آنها را در مسیر رشد خود نمیبینم؟
انس با قرآن » الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
آیا من خدا را مهربان میدانم؟ پس چرا خود مهربان نیستم؟
انس با قرآن » مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ
آیا مالکیت خدا فقط در روز قیامت است؟ قطعا خدا همه جا مالک است، اما در روز قیامت مالکیتش روشن تر است زیرا در دنیا انسانها احساس مالکیت برای خود میکنند وبه وسایط توجه استقلالی دارند. چرا من در همین دنیا مالکیت خداوند وبندگی خود را درک نکنم؟ اگر من خدا را مالک خود میدانم چرا اینقدر چیزها را به خود نسبت میدهم و از همه چیز و همه کس انتظار دارم؟
انس با قرآن » إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعینُ
خدایا با این دروغ بزرگ چکار کنم؟ آیا من فقط تو را میپرستم، یا دلم با نگاه این و آن پر میکشد؟ اگر این آیه را نخوانم نمازم باطل میشود واگر بخوانم دارم دروغ میگویم؟ فقط راهحل این است که میگویم، خدایا چون تو گفتی بگو میگویم، تو خواستی همیشه این را در نمازهایم بگویم، تا بلکه یک روزی شرمنده شوم و فقط تو را بندگی کنم.
آیا من فقط از تو یاری میجویم؟ پس چرا با ثروتمندان و صاحبان منصب، اینقدر چاپلوسانه و طمعکارانه برخورد کرده و فقیران را با تندی از خود میرانم؟ و هزاران چرای دیگر.
انس با قرآن » اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ
اگر من این همه از تو میخواهم مرا به راه راست هدایت کنی، چرا خود قدمی برنمیدارم؟ کسی که کشت نکرده به امید محصول نشسته، امیدوار نیست بلکه بیخیال است. و چه خوش گفت: هر آن غافل زید، غافل خورد تیر.
انس با قرآن » صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ
آیا من با این اعمالم دنبال راه انبیا و ائمه علیهم السلام هستم؟ آیا من نسبت به کسانی که مورد غضب خداوند هستند، غضبناکم، یا به کمک آنها امیدوار؟ آیا من نسبت به آمریکا ویهود خوشبین هستم یا بدبین؟ آیا من در راه گمراهان قدم نمیزنم؟ حرفهای مغزهای الکلی را بالاتر از احادیث امامانم نمیدانم؟ حرفهای مفت عرفانهای کاذب و پوشالی را از مباحث اعتقادی و عملی متخصصین دینی بالاتر نمیانگارم؟ از داشتههای خود چقدر بهره بردهام؟ از نهج البلاغه خود یا صحیفه سجادیه چقدر استفاده کردم؟ یا اینکه روزنامهها و مجلات و اینترنت نگذاشت به آنها سری بزنم؟
خدایا فقط این را میتوانم بگویم؛ بدیها از ما وخوبیها از توست. نظر لطفت را از ما بیچاره گان دریغ مفرما...
منبع: سایت رهروان ولایت
تبیان
ادامه مطلب
آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .
بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.
مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .
رسول خدا (ص) در روز 27رجب (روز مبعث) در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد .
حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به اسلام گرویدند .
رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد .
حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه در اثر فشار و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد به مدینه هجرت کند ؛ هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه ؛ فصل تازه ای در زندگی پیغمبر اکرم (ص)و اسلام گشود ؛ همچون کسی که از محیط آلوده و خفقان آور به هوای آزاد و سالم پناه برد .هجرت پیامبر (ص)و مسلمانان از مکه به مدینه برای پی ریزی زندگی اجتماعی اسلام ؛ نخستین گام بلند در پیروزی و گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود .مبعث نبی اکرم اسلام در سراسر ایران اسلامی با شکوه خاصی گرامی داشته می شود .
شهروندان تهرانی نیز همه ساله به همین مناسبت (روز مبعث) مراسم و جشن هایی را در اماکن مذهبی مساجد و حسینیه ها برگزار می کنند و سالروز بعثت پیامبر بزرگوار اسلام را گرامی می دارند .مردم با آذین بندی و چراغانی خیابانها ؛ معابر؛ مساجد و شرکت در مراسم جشن ارادت خالصانه خود را به خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله (ص)نشان می دهند .
منبع:2.irna.ir
ادامه مطلب

قبر دو زن در کنار دو امام شیعه (ع) + عکس
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از حج، تصویری از درون ضریح مقدس حضرت امام هادی وامام حسن عسکری علیهما السلام قبل از بازسازی اخیر است.
در این تصویر قبری که به صورت تکی قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از چپ به راست یا پایین به بالا متعلق به امام علی النقی (علیه السلام)، امام حسن عسکری (علیه السلام) و نرجس خاتون، مادر امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) است؛
در حقیقت جهت قبله از راست به چپ بوده و مرقد مطهر امام بزرگتر رو به قبله و در ابتدا قرار گرفته، پشت سر ایشان امام بعدی؛ امام حسن عسکری (علیه السلام)، در پایین پای ایشان حکیمه خاتون، دختر امام جواد (علیه السلام)، خواهر امام هادی (علیه السلام) و عمه امام حسن عسکری (علیه السلام) و بعد از قبر امام دهم، مزار همسر گرامی ایشان نرجس خاتون قرار دارد.
منبع:funpatogh.com
ادامه مطلب
به یقین برای شما عزیزان هم به کرات اتفاق افتاده است که چیزی را از ته دل میخواهید و چیزی نمیگذرد که خواسته شما تحقق می یابد و شما شگفت زده می شوید.
مثلا از جلوی نانوائی عبور کردهاید که بوی نان باعث شود که آرزوی یک تکه نان را بکنید و بعد با کمال تعجب وقتی به خانه برسید مشاهده کنید همسایه نان داغ و تازه خواسته شده را به شما تعارف کند و شما بگوئید کاش از خدا چیز دیگری میخواستم و یا در کنار خیابان در جائی که در زیر باران منتظر تاکسی هستید بگوئید چه خوب بود که یک دوست از راه برسد و ما را به مقصد برساند و باز هم با کمال تعجب یکی از دوستان قدیمی برای شما بوق بزند و شما را هم به مقصد برساند.
در این حالات متوجه این دو نکته باشید:
1- نکته ای که میتواند قابل توجه باشد این است که در بیشتر مواقعی که این خواست ها کوچک و بزرگ به وقوع می پیوندد این است که ما از ته دل بدون پرداختن به جوانب و نتایج و احتمالات و غیره چیزی را طلب میکنیم دقت کنید و این شیوه را بیاموزید که میتوان در همه زمینه از چنین تمرکزی استفاده کنیم که امروزه نویسندگان و دانشمندان زیادی در صدد هستند این حس را به گونه ای تشریح کنند و در قالب کلمات به دیگران القا کنند اما هیچ چیز مثل یک تجربه شخصی نمیتواند اعتقادی را به وجود آورد. ما در آموزه های دینیمان هم داریم که: هنگامی که خواسته ای داری آنرا طوری بخواه که انگار اجابت شده است و الان در شرایطی هستی که دعایت اجابت شده به عبارت دیگر با باور قلبی چیزی را بخواه بدون شک و شبهه که آیا میشود یا نه ؟ و اگر بشود چه میشود ؟
خلاصه در این باب بارها نوشته اند و ما تحت عناوین زیادی با آن ها بر خورد داشته ایم .
2- نکته ای که بسیار جای دقت دارد این است که بسیاری از ما هر گاه به این قبیل آروزهای سریع الاجابة میرسیم جمله ای ناشایست را به زبان می آوریم که "کاش از خدا چیز دیگری میخواستم" به جای اینکه با دنیایی از سپاس سر ذوق آییم که چقدر خدا بزرگ است و به این زودی پاسخمان را داد با حرص و طمع و حتی گاه یأس که انگار دیگر فرصت آرزو کردن تمام شده میگوییم کاش چیز دیگری میخواستم . در این مواقع باید خداوند متعال را از عمق جان شاکر بود سپاسی شایسته به جا آورد و دوباره چیزی در خواست کرد خداوند کریم و غنی است از بخشیدن هیچ ابایی ندارد این را داد هزار و یک چیز دیگر هم که شما بخواهید میدهد. پس اینبار قبل از اینکه غمباد بگیری که "چیز دیگری نخواسته ای" آن را بگیر تشکر کن و چیز دیگری هم بخواه هر چقدر بزرگ باشد و یقین بدار که خواهد داد .
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِیدَنَّكُمْ ؛
پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید ، بر نعمت شما می افزایم .
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Salehon:.