سوره هایى كه با «حم» آغاز مى شوند، گیاهان خوشبوى قرآنند....
در ابتدای 29 سوره از سوره های قرآن، یک یا چند حرف از حروف الفبا وجود دارد، که مجموعاً 78 حرف است که با حذف مکررات 14 حرف می شود؛ یعنی نصف حروف هجاء که 28 حرف است. این حروف را «حروف مقطعه»، یا «حروف نورانی» گویند.
درباره حروف مقطعه آراء و نظریات گوناگونی ارائه شده است که به بعضی از آنها در مطالب گذشته پرداخته شده است.
از ترتیب حروف مقطعه در کنار هم، کلمات و عبارت های متعددی به دست می آید که اشخاص اهل فکر و نظر با توجه به اعتقادات و ذوق و سلیقه خود با استفاده از این حروف تفأل به مطالب مورد علاقه خود زده اند .
رمزی برای مطالب سوره
حروف مقطعه رمز مطالب سوره مربوطه است . مثلاً در سوره هایی كه «حم» در ابتدای آن ها آمده است بحث «حیات و موت» در میان است یا « طسم» رمز « طیر و طیور» و «سلیمان و سبا» و «موسی» است و یا «الم» به معنای «الله» و «جبرئیل» و« محمّد» است.
«حم»
كلمه حم در اول هفت سوره از سور قرآن كریم واقع است و آن ها عبارتند از«غافر- فصلت شوری – زخرف – دخان – جاثیه – احقاف» و در اول سوره شوری كلمه «عسق» بر آن اضافه شده است.
وجه اشتراك این سوره ها شباهتی است كه به یكدیگر دارند و این شباهت مخصوص این چند سوره است و در دیگر سوره ها دیده نمی شود كه هر یك از این سوره ها با توصیف قرآن شروع شده و نیز از نظر طول به همدیگر نزدیك می باشند و نیز كلمات این سوره ها از نظر تنظیم بسیار شبیه یكدیگر می باشند .
مطالب سوره های «حم» به استثنای سوره شوری ، همه درباره ی «حیات و موت» است و حرف «ح» در همه آنها مختصر «حیات» و«میم» مختصر «موت یا ممات» است.
از كشف الغُمّه اربلی نقل می شود كه امیرالمۆمنین علی(علیه السّلام) در صفین برای جنگجویان خود شعاری اختیار كرد و فرمود كه هر كه یك نفر را بكشد یا فریاد بلند كند بگوید «حم» و شریح ابن اوفی از یاران آن حضرت چون نیزه خود را به سینه محمد بن طلحه فرو برد و فریاد كشید «حم» این شعار بدان معنی بود كه اینك حد فاصل میان حیات و ممات. (414-419 دیوان دین)
بنابر قول ایشان «ع س ق» در سوره ی شوری باید اشاره به عیسی، سلیمان و قیامت باشد ولی در سوره شوری خبری از سلیمان نیست و شاید «س» اشاره به سماوات است كه مكرر در آن سوره یاد شده است .
در المیزان، اول سوره شوری بعد از نقل احتمالات می گوید: ممكن است حدس زد كه میان حروف مقطعه و مضامین سوره هایی كه با آن ها شروع می شوند ارتباط خاصی باشد و شاید این سخن معنی آن روایت است كه اهل سنّت از حضرت علی(علیه السّلام) بنابر قول مجمع نقل كرده اند فرمود: برای هر كتاب صفوه و خالصی است و صفوه این كتاب حروف تهجّی است. برخی گفته اند كه «حم» آغاز نام های خداوند است كه عبارت است از «حلیم، حمید، حكیم، حی، حنان، ملك مجید، مُبدِی و مُعِید» و این گفتار عطاء خراسانی می باشد و گفته شده كه «حم» یعنی «قضاء» و انجام شد آنچه بود و این سخن از كلبی نقل شده است. گفته اند خداوند با این لفظ به حلم و ملك قسم خورد: هركه به خدا پناه برد و با اخلاص از قلب «لااله الا الله» بگوید خداوند او را عذاب نمی كند و این سخن « قرظی» است.
بعضی گفته اند علت فضیلت سوره شوری از میان سوره های دیگری كه «حم» دارد آن است كه در این سوره «عسق» است؛ زیرا دیگر سوره ها در اول آن از قرآن صریحاً یاد شده است ولی در این سوره «عسق» آمده است كه هر چند صریحاً دلالت بر قرآن ندارد ولی به دلالت تضمّنی بر آن دلالت دارد و همین است معنی قول قتاده كه می گوید: «عسق» اسمی است از اسماء قرآن .
عطاء می گوید حروف «حم و عسق» حروفی است جدا جدا كه هر كدام اشاره دارد به یكی از حوادث آینده مثلاً «حاء» اشاره به حربه و «میم» اشاره به «تحویل ملك» و «عین» اشاره به «عدوی» است كه شكست خواهد خورد، «سین» اشاره به گرفتاری مردم به «سال های قحطی» است مانند سالهایی كه حضرت یوسف علیه السّلام پیش بینی كرد، «قاف» اشاره به «قدرت الهی» است.
این دو حرف مقطعه یعنی «حم» به موجب آمارى كه رشاد خلیفه تهیه كرده است، در آغاز هفت سوره متوالى (سورههاى 40 تا 46) مجموعاً در تمام این هفت سوره 2147 بار تكرار شده كه مضربى است از عدد 19 (تعداد حروف بسم اللَّه ...).
در معانی الاخبار از سفیان ثوری نقل شده است كه من به جعفربن محمد حضرت امام صادق (علیه السّلام) عرضه داشتم: یابن رسول الله معنی كلمات از كتاب خدا چیست؟ « الم– المص– الر– المر– كهیعص– طه– طس– طسم– یس– ص– حم– حمعسق – ق – ن»
حضرت صادق(علیه السّلام) فرمودند: «و اما «الم» كه در اول سوره بقره است یعنی منم خدای سلطان «انا الله سلطان» و اما «الم» كه در اول سوره آل عمران است معنایش «انا الله المجید»(منم خدای مجید ) است و اما معنای «المص» یعنی «انا الله المقتدر الصادق» (منم خدای مقتدر صادق) .
معنای «الر» این است كه «انا الله رئوف» (منم خدای مهربان ) و اما معنای «المر» این است كه «انا الله محیی و رزاق» (منم خدای زنده كننده و روزی دهنده) . و اما معنای «كهیعص» یعنی «انا الله هادی و ولی و صادق الوعد».
و اما معنای «طه» خود ، یكی از اسماء پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است و معنای آن «یا طالب الحق و هادی الیه» (ای طالب حق و هدایت كننده به سوی آن ) می باشد . و اما «طس» یعنی «انا طالب السمیع» (منم طالب شنوا) و اما «طسم» كه معنی آن این است: «انا الطالب السمیع المعید» (منم خدای طالب و شنونده و معید)
و اما «یس» یكی از اسم های رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است و معنای آن این است: یا «سامع الوحی و القرآن الحكیم انك لمن المرسلین علی صراط مستقیم» (ای شنوای وحی قرآن كریم بدرستی كه تو قطعاً از فرستادگان خدایی كه بر راه راست و مهین آنی) .
و اما «ص» نام چشمه ای است كه از زیر عرش می جوشد و همین «صاد» بود كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) در شب معراج از آن وضو گرفت.
و اما «حم» معنایش «حمید و مجید» است. و اما «حم عسق» معنایش حلم مثیب و ثواب دهنده و علم و سمیع و قادر است و اما «ق» نام كوهی است كه محیط بر زمین است و سبزی آسمان هم از آن است. و اما «ن» نام نهری است در بهشت.
بطور كلی می توان گفت: اقوال مفسّرین از عامّه و خاصّه مختلف است، كه بعضى از آن ها تفسیر به رأى و استنباط و اجتهاد و تخمین است و برخى مستندش اخبارى است كه سندش ضعیف و یا اعتبارش ثابت نیست و پاره از آنها مستندش اخبارى است كه با قواعد مسلّمه كه در دست است سازش ندارد، و بالجمله قدر مسلّم این است كه این حروف از معناى حرفى خارج است ولى مراد حق تبارك و تعالى معلوم نیست و جز خدا و راسخین در علم كسى از آن آگاه نمی باشد.« سرّ من اسرار اللَّه استاثره اللَّه بعلمه»
و چنین است که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
سوره هایى كه با «حم» آغاز مى شوند (این سوره ها عبارتند از: غافر، فصلت، شورى، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف)، گیاهان خوشبوى قرآنند.(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ترجمه بندرریگى، ص246)
بنابراین، هنگامى كه آن را تلاوت نمودید، خداى را به خاطر تلاوت آن حمد و ثنا و سپاس گویید.
زیرا همانا وقتى كه بنده اى این سوره ها را تلاوت كند، از دهان او بویى خوش تر از مشك اعلى و عنبر خارج مى شود؛ و همانا خداى عز و جل محقّقاً به خواننده و قارى آن ترحم نموده و نیز همسایگان، دوستان، آشنایان و همه نزدیكان او را مورد رحمت خود قرار مى دهد؛ و همانا عرش، كرسى و فرشتگان مقرّب خدا در روز قیامت براى او استغفار مى نمایند.
==============================
منابع:
افکارنیوز
اسلام کوئیست
اسک دین
تفسیر المیزان، علامه محمد حسین طباطبایی(رحمت الله علیه)
تفسیر تسنیم، علامه عبدالله جوادی آملی (زید عزّه)
تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مكارم شیرازی (زید عزّه)
تفسیر نوین، محمد تقى شریعتى
ادامه مطلب
سوره هل اتی زیباترین تابلوی معرفی موحد است و به زیبایی شخصیت حقیقی و حقوقی انسان کامل را در پرده زیبای هستی نشان می دهد و محور انسان کامل را در چهره جمال فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در قاب خلقت تصویر گری می کند.
این سوره فقط داستان زهرا و علی (علیهماالسلام) و بیماری حسنین (علیهماالسلام) نیست. این ظاهر قضیه است. باطن این سوره پیمانه ازلی اسم اعظم خداوند است و همه کمالات هستی را در یک شخصیت جمع می کند و آن شخص را انسان کامل می نامد.
زیبایی سوره دو چندان می شود وقتی آیه با سوال شروع می شود که آیا بر انسان روزگارانی نگذشت که لایق هیچ نبود و به معنایی منت را بر انسان تمام می کند زمانی که او را اشرف مخلوقات می نامد و اسماء الحسنی را در وجود او به صورت بالقوه قرار می دهد؟
هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا
یا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود (انسان /1)
شان نزول سوره دهر
این سوره به استناد شیعه و سنی در شأن اهل بیت پیامبر (صلی الله و علیه وآله) نازل شده است. امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) بیمار شدند، پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) با جمعی از بزرگان اهل عرب به عیادت ایشان آمدند و به حضرت علی (علیه السلام) پیشنهاد کردند که برای سلامتی دو کودک عزیز خود نذر کنند. پس نذر کردند که اگر خدای سبحان آنها را شفا بخشید، سه روز روزه بگیرند و فاطمه (سلام الله علیها) و فضه و خادمه آنها نیز همین نذر را کردند.
پس از آن که حسنین شفا یافتند، آنها به نذر خود عمل کردند و سه روز، روزه گرفتند. اما برای افطار غذایی در خانه نداشتند. حضرت علی از شمعون یهودی سه صاع جو قرض کرد و نانی تهیه شد. به هنگام مغرب، پس از ادای فریضه مغرب، خواستند افطار نمایند که شب اول فردی مسکین، شب دوم فردی یتیم، شب سوم فردی اسیر درب منزل علی (علیه السلام) را به صدا در آوردند و درخواست غذا کردند و اهل بیت برای رضای خدا در عین نیاز، غذای خود را به آنان دادند.
روز چهارم علی (علیه السلام) به همراه حسنین نزد رسول اکرم (صلی الله و علیه وآله) آمدند در حالی که آثار ضعف و ناتوانی در چهره آنان نمایان بود پیامبر علت را جویا شد و پس از شنیدن ماجرا، گریست. در همین هنگام جبرئیل نازل شد و سوره ی انسان را آورد.
نقش انسان کامل در جهان خلقت
هر یک از پدیده های جهان که از آغاز پیدایش برای بقاء و تکمیل نواقص خود شروع به فعالیت کرده، نواقص و نیازمندی های خود را یکی پس از دیگری مرتفع ساخته و در حد امکان خود را به مطلوبش می رساند. تنظیم کننده این مسیر منظم اشیاء در مسیر رشد و کمال، خداوند متعال است که همه هستی را به سوی کمال هدایت می کند.
انسان نیز که یکی از همین موجودات نظام آفرینش است گذشته از هدایت عمومی، نیازمند هدایت های ویژه ای است و سزاوار حکمت خدا نیست که بندگان خویش را بدون قافله سالار زندگی رها کند.
علاوه بر آموزش معارف دینی، انسان کامل رابطه و واسطه میان زمین و آسمان، حق و خلق است، زیرا فیض و برکات حق که سبب بقای نظام هستی است بر آن نازل می شود. اگر انسان کامل نباشد هرگز عالم هستی فیض الهی را دریافت نمی کند زیرا برای گرفتن فیض الهی رابطه و تناسب شرط است. انسان کامل چون در مرحله ایمان و عمل به طهارت کامل رسیده، مظهر واقعی آیه تطهیر گردیده است.
عالم و آدم در پناه انسان کامل حفظ می شود و هدف از خلقت نظام آفرینش ظهور و اظهار اتم انسان کامل است. او واسطه فیض الهی در حفظ عالم هستی است یعنی انوار لطف و رحمت و تجلیات حق از آیینه دل او به عالم و آدم فائض شده و نظام هستی با رسیدن به آن فیض، حفظ می شود و تا زمانی که انسان کامل در عالم باشد از حق سبحانه تجلیات ذاتی و رحمت رحمانی در خواست می کند و عالم با این استمداد و فیضان تجلیات حق محفوظ می ماند. پس انسان کامل، نگین انگشتر عالم آفرینش است.
زمین و آسمان و کوه و دریا و درخت و دریا و گل و گیاه تجلی حضرت حق است اما تجلی کامل خدا انسان کامل است که به تمام وجه و صورت خدا را نشان می دهد.
فاطمه انسان کامل است
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تمام ابعاد وجودی، آخرین منازل کمال انسانی را پیموده است. محور ولایت و امامت است. وجود یازده امام معصوم از ذات پاک او منشعب شده است. سوره هل اتی، کوثر و قدر در شأن و مقام او نازل شده است زیرا وجود امام معصوم باید از منشاء پاک و طاهر صادر شود و فاطمه زهرا سیده زنان عالم است. قلب همه ائمه معصومین می باشد. او خلیفه خدا و محل تجلی اسماء و صفات الهی و مظهر اسم اعظم بلکه خود اسم اعظم است.
مانند قطبی می ماند که فلک دایره وجود از اول تا آخر بر گرد او می چرخد. زمانی که در دفاع از ولایت، حامی علی بن ابیطالب می گردد و در پشتیبانی نبوت گرد و غبار از چهره پاک می کند، تجلی رحمت و رحمانیت الهی است.
جایی که بین در و دیوار قرار می گیرد تا حقیقت باطنی قرآن ناطق لگد مال نشود و آن روزی که برای فدک دادخواهی می کند، همه و همه تجلی ید الله است. در ایمان و عمل صالح کاملترین است، پیوسته به یاد خداست و هرگز از او غفلت نمی کند.
فاطمه زهرا، قلب حیات معنوی است
همچنانکه برای کارآیی و حیات کل بدن قلب صنوبری لازم است، برای کارایی و حیات معنوی نیز قلب لازم است و حیات این قلب به وجود انسان کامل نیازمند است.
وظیفه ما چیست؟
یک فرد مسلمان اگر بخواهد مسلمان و مۆمنی کامل باشد، باید انسان کامل را بشناسد تا در روش و منش به او تأسّی کرده و بر اساس سیره او حرکت کند و در امر تربیت خویش او را سر مشق قرار دهد.
اثر عملی شناخت و تأسّی به انسان کامل اساس تربیت اخلاقی انسان هاست. فاطمه زهرا منبع فیض و رحمت لایزال الهی است. حقیقت حضرت زهرا (سلام الله علیها) با شهادت او و فقدان وجود فیزیکی او از بین نمی رود و همچنان از خداوند، رحمت و فیض را دریافت می کند و به بندگان خدا اعطاء می کند، هدایت معنوی او دستگیری، گره گشایی او تا قیام قیامت ادامه دارد. او واسطه فیض الهی در عالم هستی است چون انسان کامل، معلم است استادی می کند و مربی مردان و زنانی است که دست نیاز به سوی او دراز می کنند.
منابع:
تفسیر المیزان –علامه محمد حسین طباطبایی
تفسیر نمونه – آیة الله مکارم شیرازی
انسان کامل از نگاه امام خمینی و عارفان مسلمان – محمد امین صادقی
تبیان
ادامه مطلب
یکی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوک، ذکر است.
آیت ا... جوادی آملی بیان کرد: قرآن کریم دستورات فراوانی دارد، برخی از این دستورها مقطعی است، مثل اینکه می فرماید در ماه مبارک رمضان روزه بگیرید و مانند آن ، اما گاهی هم برخی دستورها دائمی است، مانند توصیه به یاد خدا: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً .سرّ این که باید همیشه به یاد خدا بود بر اساس دو نکته است، یکی از آنها به خاطر جذب خیر است، چون خدای متعال «دائم الفیض علی البریة» و «دَائِمَ الفَضلِ عَلَی البریَّة» است و این طور نیست که افاضه الهی تعطیل بردار باشد.
خداوند «باسط الیدین بالعطیّة» است. وقتی دائماً خدای متعال به ما فیض می رساند، ما هم باید ذکر کثیر داشته باشیم، یعنی یاد او در دل و نام او بر لب، می شود ذکر کثیر. اگر خداوند «دائم الفیض» است، باید دائماً به یاد فیّاض باشیم تا دائماً از فیض الهی بهره مند بشویم.دشمن دائماً وسوسه می کند. مگر ابلیس شب و روز دارد و انسان را آرام می گذارد؟! در خواب هم مزاحم آدمی است. پس اصرار قرآن کریم بر یاد خدا برای مقابله با وسوسه های شیطانی است.
مقام ذات در دسترس احدی نیست و حقیقتی بسیط و نامتناهی است، اکتناه صفات ذات هم چون نامتناهی و بسیط است در دسترس احدی نیست. هیچ عقلی به کُنه ذات اقدس الهی راه ندارد، اما آن مقداری که شناخت خدا ممکن است آن راه باز است. چرا که ما با فعل خدا، فیض خدا، وجه خدا و نور خدا کار داریم.یاد خدا طنابی است که اگر انسان آن را بگیرد، از هر سقوطی نجات می یابد. البته یاد و نامی که انسان را به مقامی می رساند و جزو مخلَصین می کند، تنها یاد مبدأ و توحید نیست، چون توحید به تنهایی مشکل ما را حل نمی کند، آنچه مشکل ما را حل می کند این است که خدا از ما مسئولیت می خواهد. ما نیامده ایم که در گودال گناه فرو رویم.
آثار ذکر بر روح و روان
یکی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوک، ذکر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیر باران یاد حق.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا می خواهید شما را به بهترین و پاکیزه ترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهنده ترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبه رو شدن با دشمنان و مقابله با آنهاست، راهنمایی کنم؟ همگی گفتند: آری ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، ایشان فرمودند: آن ذکر کثیر خداوند متعال است(سفینه البحارج ۳/ص۲۰۰).ذکر خدا، از یاد بردن هستی محدود خویش در رهگذر یاد اسمای الهی است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روی دل می زداید؛ زیرا غفلت و فراموشی حق تعالی، ساحت دل را مکدّر می کند. ذکر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشکوهی دارد که هر یک از آنها در سازندگی روحی و اخلاقی انسان تأثیر بسزایی دارد. این آثار عبارتند از:
۱- یاد خدا نسبت به بنده: اولین اثر یاد خدا این است که خدای متعال نیز انسان را یاد می کند. «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم».
۲ -روشنی دل: خداوند؛ ذکر خویش را موجب نورانی شدن و بیداری دل ها می داند. مردن دل و افسردگی از هولناک ترین سیه روزی هاست.یکی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذکر خداست؛ ذکر حق نور است و مداومت در آن، قلب را از تاریکی و نا امیدی و قساوت نجات می دهد.
۳- آرامش قلب: به تعبیر قرآن طمأنینه و سکون قلب از جمله آثار مستقیم یاد خداست. «کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خداست، بدانید تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد.»
۴- خشیت و ترس از خدا: از جمله آثار یاد خدا برای مومنان، خداترسی و خشیت می باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: «تنها مومنان هستند که هرگاه یاد خدا به میان آید، دل هایشان ترسان شود».
۵ -بصیرت یافتن و شناخت شیطان: یکی از عوامل اصلی سقوط انسان و سیه روزی او، افتادن به دام های ناپیدای شیطان است و ذکر حق به انسان بصیرتی می دهد که وسوسه های پنهان و دام های ناپیدای شیطان را به سهولت بشناسد و در دام او نیفتد.
۶ -بخشش گناهان: از آثار و ثمرات اخروی یاد خداوند، مغفرت الهی می باشد که شامل حال یاد کنندگان خدا می گردد و اضافه بر آن، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نیز به ایشان داده است.
۷- حکمت و علم: یکی دیگر از ثمرات ذکر، پختگی عقل و کمال و حکمت است. ذکر باعث فروزان شدن قوه ادراک انسان و جوشش فکر و اندیشه می شود. جان فرد شایستگی این را پیدا می کند که منعکس کننده حقایق غیبی در خود گردد و خداوند به اندیشه و عقل این افراد مدد رساند.
منبع:armandaily
ادامه مطلب
دعا در فرهنگ اسلامي از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و از آن به عنوان سلاح مؤمن و يكي از بهترين راههاي كمال و رسيدن به اهداف متعالي و ارتباط با خداوند متعال ياد شده است. در روايات معصومين و دستورات بزرگان، همواره توصيه به دعا كردن شده كه دعا در هر شرايط زماني و مكاني و روحي افراد امكان پذير و مؤثر است، امّا برخي از مكانها و زمانها با توجه به اهميت آنها، جهت استجاب دعا تأثير خاصي دارند و خداوند برخي از زمانها و مكانها را نسبت به ديگر مكانها و زمانها فضيلت و برتري داده است؛ مانند برتري شهر مكه نسبت به ديگر سرزمينها و فضيلت شب قدر نسبت به هزار ماه. خداوند اين فضيلتها را براي آن قرار داده تا انسان بتواند با استفاده از آنها هرچه بهتر و بيشتر به خداوند تقرب جويد.
در اين نوشتار، اول به مكانهاي مقدسي كه دعا در آن اوقات سفارش شده است، اشاره ميكنيم سپس به بيان زمانهاي خاص دعا ميپردازيم:
مكانهاي دعا
1. مسجد: درباره فضيلت مسجد نسبت به ساير مكانها، امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از جبرئيل پرسيد چه مكاني نزد خدا محبوبتر است. جبرئيل فرمود مساجد، و محبوبترين مردم اهل مسجد كسي است كه اول از همه داخل مسجد شود و آخر از همه خارج شود.[1]« دعا در مكان محبوب خدا به اجابت نزديكتر است چنانكه »امام باقر وقتي حاجتي داشت به مسجد ميرفت و دعا ميكرد.[2]«
2. مسجد كوفه: اين مسجد مكاني است كه سالكان و عارفان بسياري با عبادت در آنجا، خود را به درجات بلند عرفاني رساندند. مسجدي است كه به فرموده امام صادق ـ عليه السّلام ـ »هزار نبي و هزار وصي در آن نمازگزاردهاند.[3]« و علماي بزرگ شيعه عملا فضيلت اين مسجد و تاثير دعا و مناجات در آن را ثابت كردهاند.
3. مكه: مكه از ابتداي خلقت سرزمين برگزيده خداوند بوده است. براي همين خانه خدا در آن مكان مقدس بنا شده است و خداوند به درخواست حضرت ابراهيم، مكه را شهري امن براي ساكنان آن قرار داده است. ( بقره/126) و به خاطر فضيلتي كه دارد داراي احكام ويژهاي است و اين فضيلت باعث استجابت دعا ميشود چنانكه »امام رضا ـ عليه السّلام ـ در حاليكه اشاره به مكه و كوههاي اطراف ميكرد، فرمود: كسي در آن كوهها توقف نميكند مگر اينكه دعايش مستجاب ميشود لاكن دعاي مومن در آخرتش اجابت ميشود و دعاي كافر در دنيايش.[4]
4. مسجد النبي: همانگونه كه مساجد نسبت به ساير اماكن برتري دارند، در ميان مساجد نيز برخي از آنها نسبت به برخي ديگر برترند. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه: » رسول اكرم فرمود نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در مساجد ديگر غير از مسجد الحرام.[5]«
5. حرم امام حسين ـ عليه السّلام ـ: امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » خداوند در روي زمين مكانهايي دارد كه دعا در آنها مستجاب ميشود و حرم امام حسين ـ عليه السّلام ـ يكي از اين اماكن است.[6]«
6. سرزمين عرفات: اميرمومنان ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: »رسول خدا در حجة الوداع فرمود روز عرفه هنگام عصر خداوند به سبب اهل موقف عرفات، مباهات ميكند و به ملائكه ميفرمايد به بندگانم نگاه كنيد كه از اطراف عالم با تحمل سختي به اينجا آمدهاند. آيا ميدانيد از من چه ميخواهند؟ ملائكه گويند درخواست بخشش و مغفرت ميكنند خداوند ميفرمايد گواه باشيد كه آنها را بخشيدم[7]«
زمانهاي دعا
زمانهاي دعا به دو نوع تقسيم ميشوند: نوع اول زمانهاي نامتعين و نسبي كه در هر ساعت از شبانهروز مي تواند پيش بيايد و بستگي به اعمال خود شخص يا حوادث پيرامون دارد.
دوم زمانهاي متعين و خاص كه از طرف شارع معين شده است.
اول ـ زمانهاي نامتعين:
1. بعد از نماز: بهترين وسيله تقرب به خدا، نماز است كه پيامبر آن را محراج مومن ناميده است و اين از بهترين اوقات دعاست. امام باقر ميفرمايند:» دعا بعد از نماز از نماز مستحبي بهتر است.[8]« به ويژه نمازظهر كه قرآن كريم در سوره بقره به صورت جداگانه آن را مورد تاكيد قرار داده است.(بقره/238) پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايند: » هنگام ظهر همه چيز پروردگار را تسبيح ميكنند، پس خداوند در آن ساعت امر به نماز كرد و آن ساعتي است كه درهاي آسمان گشوده است و بسته نخواهد شد تا بعداز نمازظهر و در آن ساعت دعا مستجاب ميشود.[9]«
و از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه: »وقتي پدرم ميخواست حاجتي طلب كند هنگام ظهر آن را طلب ميكرد.[10]«
2. هنگام قرائت قرآن: تلاوت قرآن، گوش دادن به سخنان خداوند متعال است و خداوند كريمتر از آن است كه در مقابل به سخن بنده خود توجه نكند. اميرمومنان ـ عليه السّلام ـ توصيه به دعا در چهار وقت ميفرمايند كه يكي از آنها هنگام تلاوت قرآن است.[11]
3. دعا قبل از بلا: انسان بايد هميشه پروردگار خود را به ياد داشته باشد و با توكل بر او همه كارهاي خود را انجام دهد. اما معمولا انسان در وقت راحتي خدا را فراموش ميكند و در حال سختي و ناچاري به ياد او ميافتد مثل اينكه خدا فقط خداي سختيها و مشكلات است در حاليكه در راحتيها به ياد خدا بودن، باعث جلب توجه خداوند در سختيها ميشود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » كسي كه قبل از نزول بلا دعا كند، هنگام بلا دعايش مستجاب ميشود و به آسمان ميرود و ملائكه گويند اين صدا آشناست. و كسي كه قبل از گرفتاري و بلا دعا نكند، دعايش هنگام بلا مستجاب نميشود و ملائكه گويند اين صدا را نمي شناسيم.[12]«
دوم- زمانهاي متعين:
1. چهار وقت روز: امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: دعا در چهار وقت به اجابت ميرسد: قبل از اذان صبح، بعد از طلوع فجر، بعدازظهر و بعد از مغرب[13]« دعا در هر يك از اين چهار وقت در امر خاصي تاثير بيشتري دارد. چنانكه امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشيد مخصوص تقسيم رزق و روزي است.[14]«
2. روز جمعه: حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند:» روز جمعه بر درگاه خدا تضرع و بسيار دعا كنيد و از خداوند طلب بخشش و رحمت كنيد. خداوند در اين روز دعاي هر مومني را اجابت ميكند.[15]« و امام صادق(و يا امام باقر ـ عليه السّلام ـ) ميفرمايند: » گاهي بنده مومن از خداوند حاجتي طلب ميكند و خداوند برآوردن حاجت او را تا روز جمعه به تاخيري مياندازد.[16]«
3. شب عيد قربان و اول رجب: امير مومنان ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » من تعجب ميكنم از كسي كه در چهار شب از سال، فارغ از عبادت باشد: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و شب اول رجب[17]«
4. روز عرفه: امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: » عصر روزعرفه خداوند ملائك را به آسمان دنيا نازل ميكند و به آنان ميفرمايد: به بندگانم نگاه كنيد كه با سختي و زحمت به سوي من آمده اند و به آنان پيام فرستاده ام كه مرا بخوانيد و از من درخواست كنيد من شما ملائك را شاهد ميگيرم كه همين امروز دعاي آنان را اجابت كنم.[18]«
5. نيمه شعبان: شب نيمه شعبان از شبهاي بافضيلت سال است كه با ولادت امام زمان(عج) بر فضل و بركت آن افزوده شد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: » پدرم فرمود اين شب، بعد از شب قدر برترين شب سال است. در اين شب خداوند از روي فضل و كرم به مردم نظر ميكند و بندگان خود را ميبخشد پس دراين شب براي رسيدن به خدا بسيار تلاش كنيد. شبي است كه خداوند بر خود فرض كرده كه دعاكنندهاي را نااميد برنگرداند مادامي كه معصيت و گناه طلب نكند.[19]« و امام رضا در فضيلت اين شب فرمودند: » شبي است كه خداوند بندگان خود را از آتش ميرهاند و گناهان بزرگ را ميبخشد. پدرم ميفرمود دعا در اين شب مستجاب است.[20]« و سيره معصومين شب زندهداري و مناجات در اين شب بوده است چنانكه امام سجاد اين شب را سه قسم ميكرد: قسمتي را نماز ميخواند، قسمتي را دعا ميكرد و اهل خانه آمين ميگفتند سپس استغفار ميكرد و از خدا بهشت طلب ميكرد و اين كار تا طلوع فجر ادامه داشت.[21]«
6. شب عيد فطر: يك ماه مهماني خدا و دوري انسان از بسياري از گناهان و تابيدن نور الهي بر دل بندگان در شبهاي قدر انسان را به خالق خود نزديك ميكند و اين از بهترين اوقات دعاست.
در اين شب پاداش عمل يك ماه بندگان داده ميشود. پيامبراسلام ميفرمايند:»وقتي شب عيدفطر فرا ميرسد- كه به آن شب پاداش گويند - خداوند اجر عاملين را ميدهد ولي بدون حساب.[22]« در اين حال دعا ميتواند باعث جلب رضايت الهي و دريافت پاداش بيشتر شود. از امام رضا ـ عليه السّلام ـ روايت است» در سه شب روزيها و مرگها و مقدرات يك سال تقسيم ميشود. شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان، نيمه شعبان و شب عيد فطر.[23]«
7. ماه مبارك رمضان: ماه مبارك رمضان، ماه رحمت خداست كه درهاي بهشت باز و درهاي جهنم بسته است. ماهي است كه خداوند بركات خود را بر بندگان نازل ميكند و همه آنان را مهمان سفره فضل و كرم خويش مينمايد و ميزبان هرچه در توان دارد مهمان خود را شاد و راضي نگه ميدارد. و برآوردن تقاضاي مهمان را بر خود وظيفه ميداند.
[1]. همان، ج 3، ص 489.
[2]. همان، ج 2، ص 477.
[3]. همان، ج 3، ص 492.
[4]. ميرزا جواد ملكي تبريزي، المراقبات، ص 208.
[5]. شيخ كليني، كافي، ج 4. ص 556.
[6]. ابن فهد حلي، عده الداعي، ص 57.
[7]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 96، ص 49.
[8]. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 6، ص 437.
[9]. قطب الدين راوندي، فقه القرآن ج 1، ص 114.
[10]. شيخ كليني، كافي، ج 2، ص 477.
[11]. شيخ كليني، كافي، ج 2، ص 477.
[12]. شيخ كليني، كافي، ج 2، ص 472.
[13]. همان، ص 477.
[14]. همان، ص 478.
[15]. قطب راوندي، الدعوات، ص 36.
[16]. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 7، ص 381.
[17]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 88، ص 122.
[18]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 96، ص 254.
[19]. همان، ج 94، ص 85.
[20]. همان، ج 94، ص 84.
[21]. همان، ج 80، ص 115.
[22]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 93، ص 337.
[23]. همان، ج 88، ص 123.
منبع:andisheqom.com
ادامه مطلب
آیا به زندگی با همسری که قبل از ازدواج مرتکب گناه شده ادامه دهم یا نه؟
من از گذشته همسر خود که رابطه تلفنی با تعدادی داشته است و حتی در یک مورد که اقدام به سلام کردن او با دست کرده است با خبرم و این موضوع باعث شده تا الان که مدتی از ازدواج مان گذشته باعث رنجش خاطرم و حتی طلاق شده با اینکه همسرم از کار قبلی خود بسیار پشیمان شده است.
پاسخ اجمالی
به جز حضرات معصومین (ع) سایر انسان ها ممکن است در طول زندگی خود مرتکب گناهان و اشتباهات زیادی شوند. اما اگر فرد گناه کار از کارهای قبلی خود واقعآً پشیمان شده باشد و توبه کرده باشد است قطعا مورد عنایت خداوند متعال قرار خواهد گرفت و توبه او را خواهد پذیرفت. اگر همسرتان از کارهای قبلی خود واقعآً پشیمان است و از گناه خود توبه کرده است به زندگی خود با او ادامه دهید قطعا بدانید که اجر و پاداش شما در پیشگاه خداوند محفوظ است.
پاسخ تفصیلی
به جز حضرات معصومین (ع) که دامن شان از هر گونه گناه و آلودگی پاک است و سایر انسان ها ممکن است در طول زندگی خود مرتکب گناهان و اشتباهات زیادی شوند. امام صادق (ع) فرمود:" گناهان انسان مؤمن با توبه بخشیده می شود و مؤمن باید به فکر انجام اعمال نیک بعد از توبه باشد ..."[1]
بنا براین به جز معصومین (ع) کمتر انسانی را می توان یافت که در طول زندگی خود مرتکب گناهی نشده باشد. آنچه غیر قابل قبول است ادامه گناه و تکرار آن است . اگر کسی به گناهان خود ادامه دهد و به فکر توبه و بازگشت نباشد باید از او دوری کرد. اما اگر فرد گناه کار از کارهای قبلی خود واقعآً پشیمان شده باشد و توبه کرده باشد است ، قطعا مورد عنایت خداوند متعال قرار خواهد گرفت و توبه او را خواهد پذیرفت و زمینه اصلاح و رشد او را فراهم خواهد کرد.
ما نیز که بندگان گنه کار خداهستیم باید همانند خداوند عذر افراد گناه کار پشیمان را بپذیریم و عیوب و گناهان آنان را در جایی بازگو نکنیم و فرصت اصلاح و رشد و تعالی را از آنها نگیریم.بر این اساس اگر همسرتان از کارهای قبلی خود واقعآً پشیمان است و توبه کرده است، با خوش رفتاری تمام به زندگی خود با او ادامه دهید، عیوب اورا به رخ او نکشید و آنها رادر هیچ جا بازگو نکنید !و همانگونه که خداوند نعمت های خود را از او دریغ نمی کند شما نیز به او نیکی کنید. قطعا بدانید که اجر و پاداش شما در پیشگاه خداوند محفوظ است و این عفو گذشت ثمرات و برکات زیادی برای شما خواهد داشت.
منبع:askdin.com
ادامه مطلب
قمر در عقرب چیست؟ در پاکستان مردم در چنین روزهایی هیچ کار جدیدی انجام نمی دهند، آیا چنین عقیده ای درست است؟
در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: « هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، مسافرت یا ازدواج نماید، خیری نمی بیند». موضوع قمر در عقرب امری است که بر طبق آن فتوا داده شده است، ولی باید در نظر داشت که فتوا ویژه مواردی است که در روایت ذکر شده است (سفر، ازدواج)، و علاوه بر این، حکمی که در فتوا به آن اشاره شده است، کراهت است نه حرمت، از این رو برخی از فقهاء گفته اند: اگر امر اهم مانند اطاعت والدین ( مثلاً والدین به فرزند خود در روزی که قمر در عقرب است دستور سفر دهند) یا حج واجب، با این موضوع تنافی پیدا کند، آن امر اهم مقدّم می شود. در مورد معنای قمر در عقرب هم می توان گفت، احتمال آن که منظور از روایت امام (ع)، بودن ماه در صورت فلکی عقرب (نه برج عقرب) باشد، وجود دارد، اگر چه احتیاط به رعایت هردو (صورت فلکی و برج عقرب) هم خالی از وجه نیست.
مردم از قدیم به برخی از تأثیرات نجوم و اجرام آسمانی بر زندگی شان پی برده بودند و احیاناً در برخی از اقوام آن قدر اهتمام به این امور زیاد بود که به سمت و سوی خرافات کشیده شدند.
اگر چه چنین تأثیراتی را به طور کلی نمی توان انکار کرد، ولی آن چه از آموزه های اسلامی استفاده می شود آن است که نباید به این امور بیش از حدّ مجاز اعتنا کرده و آن ها را در زندگی خود وارد کرد، به عنوان نمونه در چندین روایت، ائمه (ع) به این موضوع اشاره کرده اند.
شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: « من به گونه ای در نجوم غرق شده ام که هر گاه بخواهم کاری انجام دهم، آن را با اطلاعات نجومی خود می سنجم، اگر برای آن طالع شر و نحسی دیدم آن را انجام نمی دهم و هر گاه طالع خیر و خوبی برای آن دیدم، شروع به اقدام می کنم. امام فرمود: آیا به آن چه به دست آورده ای اعتقاد داشته و بر طبق آن عمل می کنی؟ عرض کرد: بله، امام فرمود: همه کتاب هایت (کتاب های نجومی) را نابود کن و به این علم عمل نکن.» [1]
در روایت دیگری امام علی (ع) در پاسخ به مردی که از حضرت خواسته بود، به علت نحوست برخی ایام، در آن روز به جنگ خوارج نرود، فرمود:« گمان مىکنى تو از آن ساعتى آگاهى که اگر کسى حرکت کند زیان نخواهید دید؟ و مىترسانى از ساعتى که اگر کسى حرکت کند ضررى دامن گیر او خواهد شد ؟
کسى که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یارى طلبیدن خدا در رسیدن به هدفهاى دوست داشتنى، و محفوظ ماندن از ناگواری ها، بىنیاز شده است. گویا مىخواهى به جاى خداوند، تو را ستایش کنند. چون به گمان خود مردم را به ساعتى آشنا کردى که منافع شان را به دست مىآورند، و از ضرر و زیان در امان مىمانند. اى مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسى براى پیش گویىهاى دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردى و صحرا نوردى به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره شناسى( و پیش بینی هایی در رابطه با آینده افراد) شما را به غیب گویى و غیب گویى به جادوگرى مىکشاند، و (چنین)ستاره شناسی چون غیب گو، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنم است. با نام خدا ( و با توکل بر خدا) حرکت کنید.» [2]
البته این مطلب را هم نباید نادیده گرفت که به اعتراف خود منجمین، این گونه برداشت ها ی غیر مادی و حکم های غیبی از حالات نجوم و ستارگان، دقیق و قطعی نیست و فقط مجرد ظن و احتمال است. [3]
اما بعد از آن که اسلام، مسلمانان را از افتادن در خرافات باز داشت، در برخی از موارد به اموری اشاره کرده است که نوعی اعتراف به دخالت اجرام آسمانی در برخی از امور زندگی انسان ها است، البته روشن است که در این گونه امور فقط باید به مقداری که شرع بیان کرده است، اکتفا شود.
در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند:« هر کس در هنگامی که قمر در عقرب باشد، مسافرت یا ازدواج نماید، خیری نمی بیند.» [4]
مىدانیم که این گونه روایات در مقام بیان علّت تامّه نیست، بلکه در مقام بیان اقتضاى امکان و احتمال است، لذا فقهاء، سفر و اجرای صیغه ازدواج را در هنگامی که قمر (ماه) در برج عقرب باشد،حمل بر کراهت کردهاند. [5]
بنابراین؛ با توجه به مطالبی که ذکر شد می توان چنین نتیجه گرفت که موضوع قمر در عقرب امری است که بر طبق آن فتوا داده شده است ولی باید در نظر داشت که فتوا ویژه مواردی است که در روایت ذکر شده است (سفر، ازدواج)، و علاوه بر این، حکمی که به آن فتوا داده شده کراهت است نه حرمت، لذا برخی از فقهاء گفته اند: اگر امر اهم مانند اطاعت والدین( مثلاً والدین به فرزند خود در روزی که قمر در عقرب است، دستور سفر دهند) یا حج واجب، با این موضوع تنافی پیدا کند، آن امر اهم مقدم می شود. [6]
معنای قمر در عقرب:
یکی از مباحث مهمی که در این جا مطرح است معنای قمر در عقرب است. برای روشن تر شدن بحث نخست برخی از واژگان را معنا می کنیم.
صورت های فلکی: صور فلکى به مجموعهاى از ستارگان گفته مىشود که شکل خاصى در نظر ما دارند. [7] این صورت ها شبیه عقرب (صورت فلکی عقرب)، خرچنگ(صورت فلکی سرطان)، شیر(صورت فلکی اسد) و ... است.
دایرة البروج: خورشید در طول یک سال شمسی مسیر مشخصی را در میان ستارگان می پیماید . مسیر حرکت خورشید در کره سماوی را دایره البروج می نامند . [8]
برج های نجومی: پیشینیان، ستارگان موجود در مسیر حرکت خورشید طی یک سال را، به دوازده برج نجومی تقسیم نموده اند که خورشید به ترتیب در هرکدام, حدود یک ماه توقف می کند . (همان طور که واضح است، این مبنای پیشینیان در سال های بعد مورد نقض واقع شد، و اثبات شد که خورشید ثابت و زمین به دور آن در حال چرخش است) ،این برج ها از برج حمل (فروردین) شروع شده و به برج حوت (اسفند) ختم می شود. قابل توجه است که نام گذاری این برج ها بر اساس صورت های فلکی است؛ یعنی به همان نام های صورت های فلکی، نام گذاری شده اند.
اما سؤال مهم این است که آیا امروز بین صور فلکی و برج های نجومی تطابق کامل وجود دارد؟ یعنی همان طور که در زمان نامگذاری، برج عقرب محاذی صورت فلکی عقرب بوده است، اکنون نیز چنین است؟
حرکت تقدیمی
چنان چه می دانید در هر ماه، خورشید را در یکی از صور فلکی دایره البروجی می بینیم.
در 2000 سال پیش هنگامی که اسامی این صور ابداع شد، نقطه آغاز اعتدال بهاری به اول صورت فلکی حمل (فروردین) منطبق بود. ولی در طول این مدت، انسان دریافت که زمین در حالی که در مدار خود مانند یک فرفره در حال گردش به دور خورشید است، تحت جاذبه ماه و خورشید با تغییرات جزیی در حرکت مداری خود روبرو است.
این تغییرات اثر بسیار کندی در برخی مفاهیم به ظاهر ثابت ایفا می کنند. از جمله نقطه اعتدال بهاری از ابتدای برج حمل به طرف برج حوت (اسفند) متمایل می شود. توضیح آن که هر ساله نقطه اعتدال بهاری در مقایسه با موقعیت ستارگان به مقدار اندکی زودتر اتفاق می افتد. به این حرکت زمین حرکت تقدیمی گفته می شود .
یک دوره کامل حرکت تقدیمی 25800 سال طول می کشد؛ یعنی اگر فرض کنیم 2000 سال پیش اسامی صور فلکی دایرة البروجی وضع شده باشد، 23800 سال بعد، دوباره زمین در وضعیت مشابه اولیه خود قرار می گیرد. در طول این مدت هر سال زمین حدود 50 ثانیه قوسی زودتر به اعتدال بهاری می رسد.
بنابراین در حال حاضر صور فلکی به طور کلی با برج های دوازده گانه نجومی که مبین یک سال شمسی کامل هستند، تطبیق نمی کند؛ مثلاً به جای این که خورشید در اول فروردین وارد صورت فلکی حمل شود، در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود. در حقیقت می گوییم که خورشید در اول فروردین وارد برج حمل شده، ولی در 21 فروردین وارد صورت فلکی حمل می شود [9] .
به عبارت دیگر بعد از گذشت سالیان طولانی، تطابقی که بین صور فلکی و برج های نجومی بود، از بین رفته است. در شکل زیر به خوبی می توانید، این عدم تطابق بین صورت فلکی عقرب با برج نجومی عقرب را ببینید.
چیستی قمر در عقرب:
قمر در عقرب به این معنا است که (برای کسی که روی زمین قرار دارد) کره ماه برابر صورت فلکى" عقرب" واقع شده است. [10]
ماه (قمر، moon ) در طول یک ماه قمری، که حدود 29.5 روز است، یک بار به طور کامل دور زمین می چرخد! این یک دور کامل، به دوازده قسمت مساوی تقسیم شده (12 تا 30 درجه) و برج هایی نیز برای هر یک از این دوازده صورت فلکی انتخاب شده؛ حمل، ثور، جوزاء، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، حوت، دلو، جدی . هر یک از این نام های دوازدهگانه، متناسب با صورت فلکی ستاره های دوردستی است که ماه در مقابل آنها است.
قمر (ماه) در هر یک از این صورت های دوازدهگانه، یک دوازدهم طول ماه قمری صبر می کند. (که حدود 2 روز و 10 ساعت و 48 دقیقه است) به عنوان مثال، در هر ماه قمری، قمر (ماه) حدود دو روز و نیم در برج و صورت فلکی عقرب می باشد. پس از گذشت صدها سال، صورت فلکی، از برج نجومی (که در واقع موقعیت و پوزیشن های 30 درجه ای از پیش تعیین شده بود) کمی فاصله گرفت.
در حال حاضر، حدود 28 درجه (27.96 درجه) بین «برج» و «صورت فلکی» اختلاف وجود دارد. با توجه به حرکت تقدیمی زمین این سؤال مهم پیش می آید که منظور از کراهت سفر و ازدواج در زمانی که قمر در عقرب است به چه معنا است؟
آیا به این معنا است که قمر در صورت فلکی عقرب است یا این که قمر در برج عقرب است؟
دیدگاه های فقهاء:
فاضل هندی می گوید:« ظاهر روایت امام صادق (ع)، حمل بر عرف منجمین می شود که منظور آنان نیز از قمر در عقرب، برج عقرب است.» [11]
صاحب جواهر نظری خلاف این مطلب دارد، وی در ادامه کلام فاضل هندی می گوید: « بلکه ظاهر این است که خبر امام صادق (ع) برای عامه مردم بیان شده است، و آنان نیز محاسبات و دقت های نجومی را متوجه نمی شوند.» [12]
البته ایشان در آخر تأکید کرده است که بهتر است احتیاط رعایت شود. [13] روش احتیاط هم این است که چون قمر هر دو روز و نیم- برابر 60 ساعت- از مقابل هر برج و از جمله برج عقرب عبور مىکند، وقتى از برج عقرب گذشت لازم است 24 ساعت دیگر بر آن افزود و جمعاً سه روز و نیم صبر نمود و سپس در امر ازدواج مثلا صیغه عقد را اجرا کرد. [14]
نتیجه:
ممکن است نظریه ای که قائل است: مقصود از قمر در عقرب ،در روایت امام صادق (ع)، صورت فلکی عقرب است، به دو وجه زیر تقویت شود :
1- در هنگام صدور روایت (قرن نهم میلادی)، برج و صورت فلکی تطابق کامل نداشتند و احاله فهم قمر در عقرب به عرف،به صورت فلکی که مورد فهم اغلب مردم بوده است منصرف بوده است .
2- در برخی از استفتاءات از مراجع عظام تقلید به این سؤال اشاره شده است و نظر نهایی همان قرار گرفتن ماه در صورت فلکی عقرب، تعیین شده است. [15]
====================================
[1] فیض کاشانى، محمد محسن، الوافی،ج 12، ص355، کتابخانه امیر المؤمنین، اصفهان، 1406 ق.
[2] برگرفته از شماره 10937 (سایت: 10795)، نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 79،ص 127،انتشارات مشهور، قم، 1379 ش.
[3] حسن زاده آملی، حسن، دروس فی معرفة الوقت و القبلة، ص 79، دفتر انتشارات اسلامى،قم، 1416ق.
[4] کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج8، ص 275، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407 ق.
[5] امام خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیلة، ج2، ص 238، مؤسسه مطبوعات دار العلم،، قم، بی تا.
[6] نجفى کاشف الغطاء، جعفر بن خضر ، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج4، ص 485، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى ، قم ، 1422 ق.
[7] مکارم شیرازی،ناصر، تفسیر نمونه، ج15، ص 143، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش.
[8] این تعریف بنا بر نجوم قدیم است که خورشید را متحرک و زمین را ثابت می دانستند. البته بنا بر این که زمین را ثابت یا متحرک بدانیم و خورشید را ثابت فرض کنیم، اشکالی در این تقسیمات پیش نمی آید زیرا بنا بر هر دو فرض، در اثر چرخش یکی از آن دو،برج های نجومی حاصل می شود.
[9] سایت بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت با اضافات.
[10] تفسیر نمونه، ج15، ص 143.
[11] فاضل هندی، محمد بن حسن،کشف اللثام، ج 7، ص 13، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1416ق.
[12] نجفی، محمد حسن،جواهر الکلام،ج 29، ص 49، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت،بی تا.
[13] همان.
[14] مختارى، رضا و صادقى، محسن، رؤیت هلال، ج2، ص 1231، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى ، قم ، 1426 ق .
[15] استفتاءات از آیت الله مکارم شیرازی.
ادامه مطلب
حضرت مهدی (علیه السلام) «باب اللَّه» است. در روایات از امامان (علیهم السلام) درباره فرموده خدای تعالی: «وَللَّهِ الأَسْمآءُ الحُسْنی فَادْعُوهُ بِها؛ و برای خداوند نیکترین نامها است، او را با آنها بخوانید.» آمده است که: به خدا قسم ماییم آن اسماء حسنی (نیکترین نامها) که خداوند بندگانش را امر فرموده به وسیله آنها او را بخوانند [و دعا کنند].
از دیدگاه شیعه برخی از وظایف و فوائد امام مترتب بر حضور و ظهور او در جامعه است. از آن جمله می توان به برقراری عدالت اجتماعی، بیان احکام و تفسیر و تبیین قرآن و اجرای حدود الهی اشاره کرد. ولی بخش های دیگری از وظایف و فوائد امام حتی با وجود غیبت ایشان از عالمیان دریغ نمی شود. به همین دلیل است که از امام غایب در روایات تعبیر به خورشید پشت ابر شده است و انسان ها هر کدام بر مبنای لیاقت و ظرفیت خویش از برکات وجود امام خویش بهره خواهند برد.
سریع ترین و مطمئن ترین راه
یکی از مهمترین راه های استفاده از فیض وجود امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) توسل به ایشان است. این توسل ابعاد مختلفی دارد و می تواند شامل طلب حوائج دنیوی و اخروی و همچنین یاری گرفتن از ایشان در طی مدارج رشد و کمال باشد. علمای ما حتی درباره بهتر شدن نمازهای یومیه سفارش کرده اند که پیش از شروع نماز به امام زمان (علیه السلام) توسل شود.
با وجود شبهاتی که امروز در بحث توسل مطرح می شود. این عمل در قرآن و روایات اسلامی سفارش شده است. در ذیل به بخشی از این سفارشات اشاره می شود.
توسل در آینه وحی
یَأَ ایُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون. (سوره مائده، آیه 35) ؛"اى كسانى كه ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله اى براى تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد كنید، باشد كه رستگار شوید!"
" وسیله" در اصل به معنى تقرب جستن و یا چیزى كه باعث تقرب به دیگرى از روى علاقه و رغبت مىشود مىباشد.
بنابراین "وسیله" در آیه فوق معنى بسیار وسیعى دارد و هر كار و هر چیزى را كه باعث نزدیك شدن به پیشگاه مقدس پروردگار مىشود شامل مىگردد كه مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و جهاد و عبادات همچون نماز و زكات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاق هاى پنهانى و آشكار و همچنین هر كار نیك و خیر مىباشد.
همچنین شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار مىگردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است، و نیز پیروى از پیامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها، زیرا همه اینها موجب نزدیكى به ساحت قدس پروردگار مىباشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مكتب آنان مىباشد جزء این مفهوم وسیع است.
آیه فوق را نمی توان به بعضى از این مفاهیم اختصاص داد، در حقیقت هیچ گونه دلیلى بر این تخصیص وجود ندارد، زیرا همانطور كه گفتیم" وسیله" در مفهوم لغویش به معنى هر چیزى است كه باعث تقرب الهی و کمال شود.
البته منظور این نیست که چیزى از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا شود، بلكه منظور این است با اعمال صالح یا پیروى از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها (كه خود یك نوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یك نوع عبادت است) از خداوند چیزى را بخواهیم.
درباره این آیه در تفسیر علی بن ابراهیم قمی نیز آمده است که: تقربوا الیه بالإمام
همچنین در آیه 64 سوره نساء درباره توسل به حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) برای طلب مغفرت آمده است:
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاۆُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً
" اگر آنها هنگامى كه به خویشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مىآمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مىكردند و تو نیز براى آنها طلب عفو مىكردى، خدا را توبهپذیر و رحیم مىیافتند".
و نیز در آیه 97 سوره یوسف مىخوانیم كه: برادران یوسف از پدر تقاضا كردند كه در پیشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت.
در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده است كه تاثیر دعاى پیامبران را درباره دیگران تایید مىكند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع مطرح است.(تفسیر نمونه، ج4، ص: 364)
بهترین وسیله تا خدا
در منابع اهل سنت از عثمان بن حنیف آمده نقل شده است که مرد نابینایى تقاضاى دعا از پیامبر (صلی الله علیه و آله) براى شفاى بیماریش كرد، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به او دستور داد كه چنین دعا كند:
اللهم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمة یا محمد انى توجهت بك الى ربى فى حاجتى لتقضى لى اللهم شفعه فى.
" خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا مىكنم و به تو روى مىآورم اى محمد! به وسیله تو به سوى پروردگارم براى انجام حاجتم متوجه مىشوم خداوندا او را شفیع من ساز".
در عیون الاخبار الرضا (علیه السلام) همچنین نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
ائمه از فرزندان (امام) حسین هستند و هر کس آن ها را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است و هر کس از آن ها نافرمانی کند خدا را نافرمانی کرده است. چرا که اینان عروة الوثقی و وسیله به سوی خدا می باشند.
حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمود:
خدای عز و جل میفرماید: ای بندگان من آیا چنین نیست که هر کس حاجتهای بزرگی از شما بخواهد آنها را برای او برآورده نمیسازید مگر اینکه به وسیله محبوبترین افراد نزد شما واسطه بیاورد که آن حاجت را به گرامیداشت شفاعت کننده برای ایشان بر میآورید، توجه کنید و بدانید که گرامیترین و برترین مخلوق نزد من محمد و برادر او علی است و بعد از او امامانی که وسائل به سوی خداوند هستند، هر کس حاجتی برایش اهمیت دارد که نفع آن را خواستار است یا حادثه بزرگی بر آن پدیدار شود که میخواهد ضرر آن از او دفع گردد، باید که مرا به [وسیله] محمد و خاندان معصوم او دعا کند، به بهترین گونهای که کسی عزیزترین کسانش را نزد او شفیع میبرید آن را بر میآورد آن حاجت را برای او خواهم برآورد.
راه های توسل به واسطه غیب زمانه
در این عصر ولایت تام الهی با حضرت مهدی (علیه السلام) است. و آن بزرگوار چشم عالم امکان و واسطه غیب است. نقل شده است که به حضرت امام هادی (علیه السلام) نوشتند: شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همانگونه که دوست دارد با پروردگارش بازگوید، پس آن حضرت در جواب نوشت:
اگر حاجتی داشتی، پس لبهایت را [به شکل گفتن آن] حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید.
بنابراین إستغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و وقت مخصوصی مقیّد نیست، بلکه آنچه مهم است؛ اصلاح دل و توجه کامل و توبه از گناهان و یقین ثابت و اعتقاد راسخ میباشد.
با این وجود برای توسل به حضرت دعاهای زیادی سفارش شده است که به این موارد می توان اشاره کرد:
1. دعای عهد
2. زیارت آل یس
3. زیارتنامههای مربوط به امام عصر(عج)
4. دعاها مانند دعای افتتاح، عدیله و ندبه
5. رفتن به مکان های منسوب به آن حضرت
6.نماز ها مانند نماز امام زمان(عج)
7. صلوات بر آن حضرت
8. صدقات، احسان و انفاق
9.نذر و عهد
10.صدقات جاریه و اقدامات ماندگار
11.عریضه نویسی
در ذکر توسّل به مولایمان صاحب الزمان علیه السلام آمده است:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَحُجَّتِکَ صاحِبِ الزَّمانِ إِلّا أَعَنْتَنِی بِهِ عَلی جَمِیعِ أُمُورِی وَکَفَیْتَنِی بِهِ مَۆُونَةَ کُلِّ مُوذٍ وَطاغٍ وَباغٍ وَأَعَنْتَنِی بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجْهُودِی وَکَفَیْتَنِی کُلَّ عَدُوٍّ وَهَمٍّ وَغَمٍّ وَدَینٍ وَوُلْدِی وَجَمِیعَ أَهْلِی وَإِخْوانِی وَمَنْ یَعْنِینِی أَمْرُهُ وَخآصَّتِی آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ»؛ بار خدایا! من از تو میخواهم به حقّ ولیّ و حجّتت صاحب الزمان علیه السلام که مرا بر تمام امور یاریام کنی و به خاطر او شرّ هرگونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی و به آن حضرت مرا یاری دهی که تلاشم به آخر رسیده و هرگونه دشمن و همّ و غمّ و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط میشود، و بستگان نزدیکم، کفایت کنی اجابت فرمای ای پروردگار عالمیان.
منابع:
تفسیر نورالثقلین.
مکیال المکارم صص 383 تا 387.
تفسیر المیزان ذیل آیه 35 سوره مائده.
امام زمان در کلام آیت الله بهجت، محمد تقی امیدیان، ص34 و 35.
ماهنامه موعود شماره 94، دعا و توسل، قربانعلی دری نجف آبادی.
تبیان
ادامه مطلب
آداب و سنتهای عید غدیر خم
روز عید سعید غدیر یكی از ایام سرورآل محمد(ص) است كه بعنوان «عیدالاكبر» نامیده شده است. این روز، روز کامل شدن دین و اتمام نعمت های پروردگار، به خاطر واقعه غدیر و انتصاب شایسته و بحق حضرت علی(ع) به امر الهی- به جانشینی رسول معظم(ص) می باشد. از اینرو شایسته خواهد بود كه به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی(ع)، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع با شكوه فراوان برگزار نماییم و از بركات معنوی این روز عزیز بهره مند باشیم.
آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است كه بزرگان به منظور گرامیداشت روز عید غدیر تعلیم فرموده اند.
1- روزه:
روزه عید غدیر از مستحباتی است كه مكرر بر آن سفارش شده است. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ای كه در روز عیدغدیر ایراد كردند، فرمودند: روزه عید غدیر از مستحباتی است كه خداوند بدان فراخوانده است.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند:«یجب علیكم صیامه شكرالله و حمدالله»
برشما لازم است كه در روز عید غدیر، برای سپاسگزاری از خداوند و ستودن او، روز بگیرید.
شخصی از امام صادق(ع) پرسید چه كاری شایسته روز غدیر است و چه عاملی در آن، استحباب دارد؟ .... حضرت پاسخ دادند: روزه و...
پاداش روزه عید غدیر:
امام صادق(ع) فرموده اند:«روزه داشتن در روز عیدغدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد» ، یا فرموده اند«روزه داشتن روز عید غدیرخم، كفاره گناه شصت سال است».
2-افطاری دادن:
از اعمالی كه به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است، افطاری دادن به روزه داران است.
حضرت علی(ع) فرمودند:«كسی كه در شامگاه عید غدیر، به یك مؤمن افطاری دهد گویا یك میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال، چگونه است پاداش كسی كه گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد و من ضامنم نزد خدا كه از كفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او»
3-اطعام:
از سنت های مؤكد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است.
امام صادق(ع) یكی از وظایف عید غدیر را چنین فرمودند:«و اطعم اخوانك» و برادرانت را طعام ده.
4- آراستن:
از دیرباز، عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است. شیعیان باید این روشها را برای عیدغدیر نیز رعایت نمایند؛ چرا كه حضرت امام رضا(ع) می فرمایند: «روز غدیر، روز آراستن و زینت است پس هركس برای روز غدیر، زینت كند، خداوند هر خطای كوچك و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیكی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست كند، خوشبخت زیسته است»
پس چه زیبا خواهد بود كه سر در منازل و اماكن عمومی- تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.
5-لباس نو پوشیدن:
ما ایرانیان در عید نوروز كه عید تحویل سال است نه تحول انسان، لباس نو می پوشیم، پس چرا در عید بزرگ ولایت، تن پوش نو نپوشیم؟ بجا خواهد بود كه در این روز بزرگ لباس نو بپوشیم و بپوشانیم.
حضرت امام صادق(ع) می فرماید: «و ان یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها»
یكی از وظایف روز غدیر این است كه مؤمن، تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد.
6- بوی خوش:
اسلام درباره بكارگیری بوی خوش و زدن عطر سفارش زیاد دارد. بخصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب می كند. امام صادق(ع) در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند«و یتطیب امكانه و انبساط یده»
و مؤمن، به اندازه توان و دست باز بودنش، بوی خوش استعمال كند.
7-دیدار با مؤمنان:
زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم در اسلام است، لیكن در روز عید غدیر، دید و بازدید جزو یكی از شعائر مذهبی و ولایی می گردد و بیشتر و بهتر مورد سفارش قرار می گیرد و پاداش افزونتری می یابد.
«هرس در روز غدیر به دیدار مؤمنی رود، خداوند، هفتاد نور در قبرش داخل كند و قبرش را بگستراند و هر روز، هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد»
8- مصافحه (دست دادن):
دست دادن باعث افزایش محبت دو برادر دینی و سبب ریزش گناه و آمرزش می گردد و دست دادن در روز عید غدیر كه عید ولایت است جلوه دیگری دارد، به همین جهت در این روز مصافحه(دست دادن) مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود «و اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم» در روز غدیر، هنگامی كه باهم ملاقات می كنید همراه با سلام كردن به یكدیگر دست بدهید.
9- تبریك گفتن:
رسم دیرین بشر این است كه وقتی نعمتی به انسان می رسد یا پیروزی نصیبش می شود تبریك گفتن لازمه آن است، و تبریك گفتن در روز عید غدیر از شعائر شیعه می باشد و می شود گفت گرم ترین و واقعی ترین تبریك ها برای عید غدیر است.
حضرت رضا(ع) می فرماید: «و هو یوم التهنیه یهنی بعضكم بعضاً فاذا لقی المؤمن اخاء یقول: الحمدلله الذی جعل من المتمسكین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه سلام الله علیهما»
روز عید غدیر روز تهنیت گویی است، بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد كرد، بگوید، ستایش مخصوص خداوندی است كه ما را از پیوستگان به ولایت امیرالمؤمنین(ع)و امامان(ع)قرار داد.
10 - دلجویی و مهرورزی متقابل:
حضرت رضا(ع) روز غدیر را «یوم التودد» خواندند یعنی روز مهر ورزیدن.
در چنین روزی باید معتقدان به ولایت غم را از دل دوستان حضرت به هر نحوی كه مقدور باشد برطرف نمایند.
11- ایجاد زمینه های شادمانی:
عید غدیر یادآور بزرگترین و گرانقدرترین خاطره اسلام است یعنی خاطره استمرار رسالت پیامبر(ص) به امامت علی(ع) ، در چنین روزی نه تنها خود باید دلشاد باشیم بلكه باید زمینه شادمانی دیگر برادران ایمانی را هم فراهم بیاوریم.
حضرت رضا(ع) می فرمایند: «سر فیه كل مؤمن و مومنه»
(در روز غدیر)هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید.
12- پیوند با بستگان و خویشان:
از سفارشات موكد اسلام صله رحم است. در این روز زمینه این عمل الهی كاملا فراهم است. حضرت صادق(ع) صله رحم را یكی از اعمال روز غدیر برشمردند:«شایسته است(در روز غدیر) با نیكی كردن، روزه گرفتن، نماز خواندن و صله رحم به سوی خداوند متعال، تقرب جویید.»
13- فراهم كردن آسایش بیشتر خانواده:
یكی از دستورات اسلام ایجاد زمینه های لازم در جهت راحتی و آسایش خانواده است و به مناسبت عید غدیر تاكید بیشتری شده است.
حضرت امام صادق(ع)می فرمایند«و یوسع الرجل فیه علی عیاله»
در روز غدیر، مرد، باید آسایش زندگی را افزایش دهد.
14- كارگشایی و رفع نیاز مردم:
برآورده ساختن نیازهای مردم و رفع گرفتاری آنان از سنت های پسندیده در اسلام است و به انجام اینگونه كارها تاكید فراوان شده است.
صاحب ولایت، علی(ع) می فرمایند: «والبر فیه یثمرالمال و یزید فی العمر»
نیكی كردن (در روز غدیر) ما را ثمربخش می سازد و بر عمر می افزاید.
15-هدیه دادن:
هدیه دادن و گرفتن با رعایت ضوابط شرعی كار پسندیده ای است و اثرات روانی خاصی مخصوصا در كودكان و نوجوانان دارد و بهترین زمان هدیه دادن، عید غدیر است.
و حضرت رضا(ع) عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد «یوم الحباء و العطیه »
(عید غدیر) روز بخشش و هدیه دادن است.
16- ابراز برائت:
اعلام بیزاری از دشمنان خداوند از پایه های اساسی اسلام است، و روز غدیر، روز بیزاری از كسانی است كه با نپذیرفتن امامت حضرت علی(ع) آشكارا با خدا و با پیامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترین جنایت و خیانت را به تاریخ بشریت كردند و در حقیقت این عدم پذیرش سرآغاز تمام بدبختی ها و بیچارگی ها بود.
بنابراین، روز غدیر، روز برائت از این همه ستمكاری و ستمكاران است. در یكی از دعاهای روز غدیر آمده است: «ما بیزاری می جوییم از آن كس كه از علی(ع) بیزاری جوید و دشمن داریم آن كس كه علی(ع) را دشمن دارد»
17- كثرت در فرستادن صلوات:
حضرت رضا(ع) در وصف عید غدیر فرمود: «یوم اكثار الصلوه علی محمد و آل محمد»
روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.
18-غسل:
امام صادق (ع) فرمودند:«هنگامی كه روز غدیر فرا برسد باید در فراز آن (هنگام ظهر) غسل كرد.
19-نماز و نیایش:
روز عید غدیر بهترین فرصت و موقعیت برای نیایش است. چرا كه روز غدیر، روز سپاس و ستایش به پیشگاه حضرت احدیت است.
حضرت رضا (ع) می فرماید: روز غدیر روزی است كه خداوند بر توان كسی كه او را نیایش كند، می افزاید.
و فرمود«روز غدیر روزی است كه دعا در آن مستجاب می گردد»
نماز عید غدیر دو ركعت است كه باید در هر ركعت پس از حمد ده مرتبه سوره توحید، ده بار آیه الكرسی و ده مرتبه سور قدر را بخواند وقت نماز نیم ساعت پیش از ظهر است. پاداش این نماز برابر است با صد هزار حج، صد هزار عمره، و هرچه از خداوند بخواهد برآورده می شود.
20- زیارت:
زیارت یكی از سنن سازنده اسلامی است. چه از نزدیك چه از دور، زیارت یك پیوند معنوی بسیار قوی بین شیعه و مقدساتش است و از جمله آنها زیارت حضرت علی (ع) از دور و نزدیك است.
امام رضا (ع) به پسر ابی نصر فرمودند«هرجا كه باشی، در روز عیدغدیر در بارگاه امیرالمومنین(ع) حاضر باش. بی تردید، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مومن را می آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد می سازد»
21- خواندن دعای ندبه:
طبق مدارك معتبر خواندن دعای ندبه در چهار عید مستحب است: جمعه، فطر، قربان و غدیر.
توجه به فرازهای آن بخصوص آن قسمت كه در رابطه با غدیر و خلافت حضرت علی (ع) می باشد ضروری است.
22- پیمان برادری(عقد اخوت):
سنت عقد اخوت (برادری) در اسلام به زمان پیامبر اكرم (ص) می رسد. در آن موقع پیامبر (ص) بین مهاجرین و انصار پیمان برادری را منعقد نمودند و بجا خواهد بود كه این پیمان برادری در روز عید غدیر میان مومنان برقرار گردد. برای نحوه بستن عقد می توان به مفاتیح الجنان مراجعه كرد.
منبع : tebyan-ardabil.ir
ادامه مطلب
آنچه در پیش رو دارید قسمتی از روایات اهل بیت علیهم السلام است که در ارتباط با آیات شریف قرآن کریم بیان شده است. این روایات گذشته از پیام مستقلی که خود دارند، ما را به فهم و درک بهتر معنای آیه رهنمون می سازند.
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً (74/ بقره)
سپس دلهای شما بعد از آن (معجزه و عدم تسلیم در برابر آن) سخت شد همچون سنگ یا سخت تر.
عوامل قساوت قلب (سنگدلی)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ قَسْوَةُ الْقَلْبِ، إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِی
در غیر یاد خدا پُرگویی نکنید؛ زیرا پُرگویی در غیر یاد خدا، سنگدلی میآورد و دورترینِ مردم از خدا هم شخص سنگدل است. [1]
توضیح:
منظور از ذکر و یاد خدا فقط اذکاری مانند سبحان الله و الحمدلله نیست، بلکه هر سخنی که سبب نزدیک شدن بنده به خدا شود ذکر خداست؛ مانند گفتگو درباره احکام و معارف دین.
سه مورد دیگر
امام صادق علیه السلام فرمود: از اموری که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام سفارش کرد این بود:
ثَلَاثَةٌ یُقَسِّینَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّیْدِ وَ إِتْیَانُ بَابِ السُّلْطَان
سه چیز، دل را سخت میگردانَد: شنیدن سخنان بیهوده، شکار کردن و آمد و شد به دربار سلطان [2]
توضیح:
کسی که شغل خود را کشتن حیوانات قرار دهد و پیوسته مشغول این کار باشد، به مرور ترحم از دلش رفته و سنگدلی جای آن را می گیرد و نیز کسی که مدام به مرکز قدرتی رفت و آمد داشته باشد که در آن حق کشی شده و با چشم خود ببیند که چگونه به مردم ظلم می شود، به مرور این حالت برای او عادی شده و دیگر از این امور متأثّر نمی شود.
ترک یاد خدا
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد که ای موسی!
لا تَفرَح بِکَثرَةِ المالِ و لا تَدَع ذِکری عَلی کُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّ کَثرَةَ المالِ تُنسِی الذُّنوبَ و إنَّ تَرکَ ذِکری یُقسِی القُلوب
به دارایی بسیار، شادمان نشو و در هر حالی که هستی دست از یاد من بر ندار؛ زیرا دارایی بسیار، [زشتی] گناهان را از یاد میبرَد، و ترک یاد من، دلها را سخت میگردانَد. [3]
توجه: کسانی که غرق در ثروتند و اعمال ناشایست هستند، خود را به هیچ عنوان بَد نمی دانند و نیز کسانی مانند صهیونیست های آدم کش که در واکنش به کشتار زنان و کودکان بی گناه لبخند می زنند معنای این روایت را به خوبی برای ما روشن می کنند.
رابطه اشک و قلب و گناه
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوب
اشک ها نخشکید، مگر به سبب سختی دل ها و دل ها سخت نشد، مگر به سبب کثرت گناه. [4]
پس گناه زیاد انسان را سنگدل می کند؛ درون سنگ هم که آبی نیست تا از چشمه چشم بجوشد و بر گونه فرو غلطد.
سرگرم شدن به آرزوهای دست نایافتنی
علی بن عیسی از امام معصوم علیه السلام نقل می کند: از نجواهای خداوند متعال با موسی علیه السلام این بود:
یا موسی! لَا تُطَوِّلْ فِی الدُّنْیَا أَمَلَکَ فَیَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ الْقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ
ای موسی! در دنیا، آرزویِ دراز در سر مپروران که دلت سخت میشود و سختدل، از من دور است. [5]
توضیح:
داشتن برنامه در زندگی و ترسیم اهداف ممکن و قابل دسترسی، نه تنها نکوهیده نیست بلکه بسیار پسندیده هم هست.
آنچه در این گونه روایات مذمت شده، آرزوهای دست نایافتنی است. این نوع آرزوها که در واقع نوعی خیال پردازی است، انسان را به خود سرگرم کرده و او را از مسیر اصلی و واقعی زندگی جدا می کند و در نهایت سبب می شود که فرد از هدف اصلی زندگی که رسیدن به قرب الهی است باز بماند.
به نظر می رسد یکی از دلایلی که خدا چنین کسی را به دور از خود خوانده است همین باشد.
الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُۆْمِنُونَ بِه (121/ بقره)
کسانی که کتاب [آسمانی] به آنان دادهایم، آن را به طوری که شایسته آن است میخوانند آنانند که به آن ایمان میآورند.
تلاوت کتاب یعنی پی در پی قرار دادن (خواندن) حروف و کلمات آن. [6]
حق تلاوت
کسانی که پیوسته قرآن می خوانند سه دسته اند:
1. گروهی تمام اصرارشان بر ادای الفاظ و حروف از مخارج آن است. آنها دائماً در فکر وقف و وصل و حروف یرملون و مقدار کشش مدّند و کمترین اهمیتی به محتوا و معنی نمی دهند، تا چه رسد به عمل کردن آن.
قرآن کریم این دسته را باربران کتاب می خواند. [7]
2. گروهی دیگر، از الفاظ فراتر رفته و در معانی دقت میکنند و در ریزهکاری ها و نکات قرآن میاندیشند و از علوم آن آگاهند؛ اما از عمل خبری نیست!
3. ولی گروه سومی هستند که قرآن را به عنوان یک کتاب عمل و یک برنامه کامل زندگی پذیرفتهاند.
ایشان خواندن الفاظ و اندیشه در معانی و درک مفاهیم این کتاب بزرگ را مقدمهای برای عمل میدانند؛ از این رو هرگاه که قرآن میخوانند، روح تازهای برای عمل در کالبدشان دمیده میشود.
قرآن این دسته را مومنین راستین معرفی کرده و قرآن خواندنشان را حق تلاوت می داند. [8]
امام صادق علیه السلام درباره این حق تلاوت فرمود:
إِنَّمَا تَدَبُّرُ آیَاتِهِ وَ الْعَمَلُ بِأَحْکَامِه
منظور از حق تلاوت، تدبر در آیات قرآن و عمل به احکام آن است. [9]
حضرت در همین روایت سوگند یاد می کند که منظور از حق تلاوت، حفظ الفاظ قرآن و تلاوت سوره های آن با بی توجهی به معارف و احکام آن نیست.
==================================
پی نوشت ها:
1. امالی طوسی (ره)، 3
2. خصال 1/126
3. کافی 2/497
4. علل الشرایع 1/81
5. کافی 2/329
6. تلا الشیء: تبعه تلواً (العین 8/134) و فقط برای خواندن کتابهای آسمانی به کار برده می شود؛ نه خوانده هر نوشته ای (المفردات 1/167)
7. 5/ سوره جمعه
8. برگرفته از تفسیر نمونه 1/431
9. إرشاد القلوب إلی الصواب 1/78
ادامه مطلب
بهترین سرزمین نزد خداوند مکه است که خانه کعبه در آن قرار دارد، و در موثق کالصحیح منقول است که حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه علیه فرمودند که محبوبترین جاهاى زمین نزد حق سبحانه و تعالى مکه معظمه است هیچ خاکى نزد حق سبحانه و تعالى محبوبتر از خاک آن نیست و هیچ سنگى نزد حق سبحانه و تعالى محبوبتر از سنگ آن نیست و هیچ کوهى محبوبتر از کوه آن نیست به نزد من و هیچ آبى محبوبتر از آب آن نیست به نزد من( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه / ج7 / 219)
از این رو یکی از با فضیلت ترین اعمال را می توان زیارت این خانه مکرّمه دانست. اما امکان زیارت این خانه برای همگان وجود ندارد و افراد نمی توانند هر سال در روز عید قربان لحظات خویش را صرف اعمال حج کنند. باید گفت اعمال این روز فقط به زیارت خانه خدا خلاصه نمی شود و اعمال دیگری را نیز شامل می شود.
پنج خصلت طلایی
ابان بن محمد از امام جواد (علیه السلام) نقل مىکند که فرمود: در روز عید قربان چیزى با فضیلت تر از پنج چیز نیست: قربانى کردن، یا راه رفتن در جهت نیکى به پدر و مادر یا خویشاوندى که قطع رحم کرده تا به او چیزى ببخشد و آغاز سلام کند، یا مردى که از بهترین جاى قربانیش به دیگران اطعام کند و بقیه آن را به همسایگان از یتیمان و بیچارگان و بردگان بدهد و از اسیران دلجویى کند.( الخصال / ترجمه جعفرى /ج1 /433) در ادامه به روایاتی در باب قربانی کردن ، نیکی به والدین و صله رحم اشاره خواهیم کرد.
قربانی
یکی از اعمال این عید بزرگ قربانی کردن است و قربانی مختص حاجیان نبوده بلکه مسلمانان تمامی جهان بسته به استطاعت مالی خویش در این روز قربانی می کنند.
امام على علیه السّلام فرموده: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روز عید قربان براى مردم خطبه مى خواند و مى فرمود: اى مردم! امروز، روز «ثجّ» و «عجّ» است، روز «ثجّ» است بدین خاطر که خون قربانى ها را مى ریزید، هر کس نیّت خالصانه و صادقانه داشته باشد، اولین قطره خونى که روى زمین ریخته مى شود، کفّاره گناه او خواهد بود، و روز «عجّ» یعنى روز دعاست، پس به درگاه خدا ناله بزنید و انابه داشته باشید، زیرا به خدایى که جان محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به دست اوست، از این سرزمین کسى محروم و ناآمرزیده بر نمى گردد، مگر اینکه مرتکب «گناه کبیره» اى شده باشد، که بر آن اصرار و ابرام داشته، و تصمیم نداشته باشد، وجود خویش را از چنگال آن گناه آزاد گرداند! (النوادر( للراوندی ) / ترجمه صادقى اردستانى/267 )
و منقول است از حضرت موسى بن جعفر صلوات اللَّه علیهما که حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که نفیس کنید قربانیهاى خود را، یعنى شتر و گاو و گوسفند نفیس فربه بى عیب را بکشید به درستى که فرداى قیامت بار بردار شما خواهند بود بر صراط که بر آن سوار خواهید شد و از صراط خواهید گذشت پس هر چند نفیس تر است شما را زودتر از صراط خواهد گذرانیده و هر چند لاغرتر است در آن روز نیز لاغر خواهد بود و از صراط و برتر خواهد گذشت.
و کالصحیح منقول است از حضرت امام موسى کاظم صلوات اللَّه علیه که ام سلمه که بهترین زنان حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله بود بعد از خدیجه که حق سبحانه و تعالى از او خوشنود باد به خدمت حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله آمد و گفت یا رسول اللَّه گاه هست که عید قربان حاضر مى شود و بهاى قربانى ندارم آیا قرض بکنم و قربانى کنم حضرت فرمودند که قرض کن که این قرض را حق سبحانه و تعالى ادا مىکند چون از جهت رضاى اوست چنانکه در حج نیز خواهد آمدو منقول است در قوى از حضرت امیر المۆمنین صلوات اللَّه علیه که فرمودند که اگر مردمان بدانند که چه ثوابست در قربانى هر آینه قرض کنند به درستى که قطره اول خون قربانى که بیرون مى آید جمیع گناهان صاحبش را مى آمرزند ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه /ج7 /108)
نیکی به پدر و مادر
مردى خدمت حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله آمد و گفت: مرا وصیت کن فرمود:به خداوند شرک نیاور اگر چه تو را به آتش بسوزانند و عذاب کنند باز هم دل خود را از ایمان خالى مکن و مطمئن باش. دیگر اینکه به پدر و مادرت نیکى کن و آنها را مورد محبت و احسان خود قرار بده و براى آنها وسائل راحتى فراهم کن چه زنده باشند و چه مرده اگر امر کنند که مال و ثروت خود را در فلان طریق مصرف کن باید اطاعت کنى. ( مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى/149 ) و امام صادق (علیه السلام) فرمودند افضل اعمال نماز در وقت است و نیکویی با والدین و جهاد در راه خدا. ( معراج السعادة)
صله رحم
برخى از اصحاب ما گوید: که به حضرت صادق عرض کردم: برادران و عموزادگانم خانهام را بر من تنگ کرده و از همه آن خانه مرا به یک اطاق آن پناهنده کرده اند، و من چنانچه در این باره اقدام کنم آنچه در دست آنها است می گیرم؟ گوید: آن حضرت فرمود: صبر کن زیرا خداوند برایت گشایشى فراهم کند، گوید: من منصرف شدم، و وبائى در سال صد و سى و یک بیامد و به خدا سوگند همگى آنها مردند و یک نفر از آنها باقى نماند، گوید: من بیرون آمدم (و به نزد آن حضرت رفتم) همین که بر او وارد شدم فرمود: حال اهل خانه ات چطور است؟ عرض کردم: به خدا سوگند همه آنها مردند، و یک نفر از آنها زنده نماند، فرمود: این براى آن کارى بود که به تو کردند، و براى آن آزارى که به تو رساندند و قطع رحمى که کردند نابود شدند، آیا میخواستى که زنده باشند و بر تو تنگ بگیرند؟ عرض کردم: آرى بخدا سوگند.( أصول الکافی / ترجمه مصطفوى /ج4 / 47)
و با همین اعمال ساده مثلا نگاه محبت آمیز به پدر و مادر و یا صله رحم به جا آوردن می توان از برکات و ثمرات این روز بزرگ استفاده کرد و بدان وسیله به خداوند متعال تقرب جست.
منابع:
1) اصول کافی/ کلینی
2)معراج السعادة / نراقی
3)مشکاة الأنوار / طبرسی
4)لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه/ مجلسی
5) النوادر / راوندی کاشانی
6)الخصال / ابن بابویه
تبیان
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Salehon:.