در رثای شهید
در رثای شهید
به نام خدای شهیدان که فرمود شهید بی مرگ است و به پاس خون شهیدان که قلب گرمشان در آسمان شهر جنایت به خون نشست بگذار که همت والایشان را بستاییم و غیرت و تقوایشان را ، شاید که روز مرگی مان را از تن به زداییم .
بگذار جاودانگی شهیدان عشق را که در قربانگاهها به شهادت ایستادند، ما نیز شاهد شویم که شهیدان پیام خویش را سرخ سرخ در سینه های ما نگاشتند، تا که مرگ بی ثمر و بی رنگ را به جاودانگی شهادت بدل کنیم. آنان قلبهای لبریز از عشق و صداقتشان را کریمان ارزانی کردند و خشماهنگ با بیداد در افتادند تا که عجز و حقارت را در اندرون تک تک ما فرو شکنند.
اگر ایمانشان را برای ابد به ما هدیه کردند، اگر ایستاده مردن را به ما آموختند، چه ناسپاسی نا مردانه ایست که بی یادشان شب را به سر آریم و بی نامشان روز را بیاغازیم.
چه کسی کربلای سالار ما، حسین ( ع ) را دوباره بپا کرد؟ لحظه هایی که زبان در کام مانده مان قادر به اعتراض نبود ، و شرافت و تقوی، شعور و غیرتمان به غارت می رفت، کدامین تن در ظهر بلوغ عصیان سرخی عاشورا به چشمان بی نور مان تاباند و جز شهید چه کسی باور کرد، که زندگی در غلظت سیاه شب تنها فریب خویش است؟
برای زیستن ( و نور، برای رستن از شرک، برای رهایی از مرگ و رسیدن به جاودانگی تنها شهید راه می نماید و صفیر تیز گلوله هایش مشعل پر شعله راهی می شود که خلق خدا را به صبح روشن نوید می دهد.
و به دل ترنم آیات که صبح گشته قریب و بقه منقار، شاخه زیتون، تا اوج روشن خورشیدها شیهد پیمود یکشبه صد ساله راه را اینکه شهید با انفجار قلب پر از ایمان ــ در عمق باور خاموش روحش بذر خجسته آزادگی نشاند، قلبی به گرمی خورشید در آسمان شهر جنایت نشست در راستای ثابت فواره های خون ـــ صد اغنای قامت پژمرده راست شد.
از شوق و شور شهادت خنجری دگر دمید، من مرگ هیچ شهید را باور نمی کنم من با شهید همیشه باور کردم که وطن خالی از اندیشه آزادی نیست من با شهید دوباره باور کردم که تا انتهای این شب دیجور باقی است فرصت عصیان اینک... مزار شهیدان درسینه های ماست، که دوست دارم همه هستی ام را ارزانی کنم در پای ایمان و تقوای همه برادران شهید شهیدان برادر ــ این گلگون پیکرهای پر فریادی که در برابر اوج عظمت هایشان شرم دارم و شرم از اینکه هنوز ندایشان را جانانه لبیک نگفته ام.
اینک تو ای به هر محرم شاهد ای به هر عاشورا شهید، ای به کربلا قربانی، بر خویشتن به بال که امروز خون سرخ تو در کوچه ها می جوشد. این قلب توست.
ادامه مطلب
زندگینامه شهید عباس کریمی
زندگینامه شهید عباس کریمی
به سال 1336 ه. ش در قهرود کاشان چشم به جهان گشود. دوران ابتدایی را در این روستا به پایان رسانید و وارد هنرستان گردید. بعد از اخذ دیپلم در رشته نساجی، به سربازی رفت. دوران خدمت وظیفه او با مبارزات انقلابی امت اسلامی ایران همزمان بود. با وجود خفقان شدید حاکم بر مراکز نظامی، اعلامیه های حضرت امام ( قدس سره ) را مخفیانه به پادگان عباس آباد تهران منتقل و آنها را پخش می کردم. پس از فرمان حضرت امام خمینی ( قدس سره )، خدمت سربازی خود را رها نمود و با پیوستن به صف مبارزین در راه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی فعالیت کرد و در جریان تشریف فرمایی حضرت امام ( قدس سره ) نیز جزو نیروهای انتظامی کمیته استقبال بود.
ورود به سپاه و گو شه هایی از خدمات شهید
در بهار سال 1358 به هنگام تاسیس سپاه پاسداران کاشان با احساس تکلیف، به عضویت سپاه در آمد و در قسمت اطلاعات مشغول به خدمت شد.
در تابستان سال 1359 داوطلبانه برای مبارزه با ضد انقلاب عازم کردستان گردید و در سپاه پیرانشهر با واحد اطلاعات ـــ عملیات همکاری کرد. پس از مدت کوتاهی، به واسطه بروز رشادت و دقت عمل، به عنوان مسوول اطلاعات ــ عملیات این سپاه معرفی گردید. از جمله فعالیتهای شهید در منطقه خونرنگ کردستان، انجام شناسایی عملیات و آزاد سازی منطقه دزلی و ... بود که توسط نیروهای تحت امر و با هدایت او صورت گرفت.
شهید کریمی بعدها همراه سردار جاوید الاثر برادر متوسلیان و شهید چراغی به جبهه های جنوب عزیمت کرد و به عنوان مسوول اطلاعات ــ عملیات تیپ محمد رسول الله ( ص ) به فعالیت خود ادامه داد.
این سردار دلاور اسلام در عملیات فتح المبین از ناحیه پا به شدت مجروح شد و حدود 2 ماه بستری بود و در این ایام ( به توصیه پدرش ) مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد.
بنا به اظهار همسر شهید، مراسم عقد آنان در 21 مهر سال 1361 انجام شد. فردای آن روز ( یعنی در 22 مهرماه ) با هم به گلزار شهدای دارالسلام کاشان رفتند و با شهدا تجدید عهد و پیمان کردند.
نزدیکیهای عملیات مسلم بن عقیل ( ع) بود که عباس با همان وضعیت مجروح ( عصا به دست ) به صف رزمندگان لشکر پیوست و حضور او با این حال، در تقویت روحیه رزمندگان اثر به سزایی داشت.
در عملیات والفجر مقدماتی به عنوان مسوول اطلاعات سپاه 11 قدر ( که تازه تشکیل شده بود) معرفی گردید و مدتی بعد به مسوولیت فرماندهی تیپ سوم سلمان از لشکر 27 حضرت رسول ( ص ) منصوب گردید و در کنار بسیجیان دریا دل، به نبردی بی امان علیه دشمن بعثی صهیونیستی پرداخت و تا عملیات خیبر در این مسوولیت انجام وظیفه کرد.
با شهادت شهید بزرگوار حاج محمد ابراهیم همت در عملیات خیبر، فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله ( ص ) را به عهده گرفت.
سرانجام این شهید سعید در روز پنج شنبه 23 اسفند سال 1363 در حالی که آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می کرد (و لبخندی متین بر لب داشت) بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سرش مجروح شد و جان را به معشوق تسلیم نمود.
به هنگام انعکاس خبر شهادت عباس، خانواده معظم شهدای لشکر 27 محمد رسول الله(ص) دگربار احساس شهادت فرزندانشان را به خاطر آورده و در رثای آن سردار رشید اسلام اشک تاثر جاری کردند.
ادامه مطلب
زندگینامه شهید احمد کاظمی
زندگینامه شهید احمد کاظمی
در سال 1337 در «نجف آباد» یکی از شهرهای استان« اصفهان» دیده به جهان گشود.
در سن ۱۸سالگی ، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در صف مبارزین در جبهههای جنوب« لبنان» حضور پیدا کرد و مبارزه با استکبار و اشغالگران را آغاز نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی جزو اولین کسانی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوسته و از فرماندهان شجاع ، پر انرژی ، مدیر و خلاق بود . حکم مسوولیتهای زیادی را از دست مبارک مقام معظم رهبری دریافت کرد. با شروع جنگ تحمیلی ، با یک گروه ۵۰نفره در جبهههای آبادان حضور یافت و مبارزه را با دشمن متجاوز آغاز کرد. در پایان جنگ تحمیلی همین گروه ۵۰نفره بافرماندهی شهید« کاظمی» به یکی از لشکرهای قوی و مهم سپاه (لشگر زرهی 8نجف اشرف )تبدیل شد . با بکارگیری سلاحهای به غنیمت گرفته شده از عراقیها که به صدها تانک و نفربر و توپخانه و ماشین آلات جنگی بالغ می شد. با پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمی بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را سرکوب نماید. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه های جنوب در صف مقدم مبارزه با دشمنان کشور در سِـمت هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه« فیاضیه»در« آبادان»، شش سال فرماندهی لشکر 8 نجف وپس از جنگ نیز یکسال فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به عهده داشت. رزمندگان و ایثارگران هشت سال حماسه وافتخار، خاطراتی شیرین و به یادماندنی از رشادت ها و شجاعت های این دلاور زمان بیاد دارند. حضور مستقیم در خط مقدم جبهه و ارتباط صمیمانه با پاسداران و رزمندگان بسیجی تا بدانجا بود که از ناحیه پا، دست، و کمر بارها مجروح گردید و یک بار نیز انگشتش قطع شد .
در طی این سالها به تحصیل نیزپرداخت ومدرک کارشناسی خود را در رشته جغرافیا و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت دفاعی گذراند و موفق شد دانشجوی دکتری در رشته دفاع ملی گردد. کفایت و شجاعت آن بزرگوار تا بدانجا بود که مقام معظم رهبری 3 مدال فتح اعطانمودند. وی در اواسط سال 1384 از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و توفیق خدمت را در سنگر دیگری یافت. این فرمانده قهرمان در آخرین دیدار خود با محبوب خویش فرمانده معظم کل قوا، تقاضای دعا برای شهادت خویش را نمود، زیرا مرغ جانش بیش از این تحمل ماندن بر این کره خاکی را نداشت و سرانجام در 29/10/1384 در پروازی دنیوی به پرواز اخروی شتافت. اوج گرفت و به ملکوت اعلی پیوست.
ادامه مطلب
نگاهی به زندگی سراسر مبارزه شهید محمد منتظری
نگاهی به زندگی سراسر مبارزه شهید محمد منتظری
شهیدمحمد منتظری در سال 1323 شمسی دیده به جهان گشود و بشارتها به تحقق پیوست . شهیدمحمد منتظری پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تحصیل علوم دینی مشغول شد و با استعداد و حافظه قوی و تلاش بی وقفه خود به سرعت دوره های مختلف درسهای طلبگی را طی کرد و به زودی به مدارج عالی علوم اسلامی دست یافت .
در سال 1342 با آغاز فصل جدیدی در مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) شهید محمد با سری پرشور به سرعت به دنبال رهبر و مرادش حرکت کرد و در تمامی صحنه های مبارزه از قیام و نهضت شکوهمند اسلامی دفاع می کرد و با شرکت فعال در تظاهرات اعتراض آمیز و پخش اعلامیه های امام و مراجع در قم و شهرستانها در خط سرخ شهادت حرکت می کرد و به پیش می رفت .
با پشت سر گذاشتن آن همه تلاش و مبارزه بالاخره صبح روز اول فروردین ماه سال 45 در حرم مطهر حضرت معصومه توسط ساواک دستگیر شد .
ساواک انواع شکنجه های روحی و جسمی را به شهید محمد منتظری می دهد به این امید واهی که او را به حرف درآورد چرا که ساواک می دانست که محمد حامل اسرار مهمی است .
کارهای شهید منتظری در زندان ساواک ، علاوه بر مطالعه قرآن و حدیث و آشنایی کامل با مفاهیم اسلامی عبارت بود از مطالعه و فراگیری اقتصاد ، تکمیل زبان انگلیسی ، آشنایی بیشتر با مکتب ها و سازمانهای سیاسی و آموختن بیشتر مسائل اجتماعی . در همین دوره از زندان بود که محمد در اثر برخورد با افراد گوناگون و دیدن نقاط ضعف به این نتیجه رسید که بزرگترین اشکال کار مبارزین مذهبی ، نداشتن یک تشکیلات منسجم است ، لذا بخش دیگری از اوقات خود را صرف یافتن راه حلی برای آن کرد . بعدها که از زندان آزاد شد یک روز در جلسه ای دوستانه گفت ، بعضی شبها در زندان تا صبح در گوشه ای به تنهایی بیدار می ماندم و فکر می کردم که چگونه باید یک تشکیلات قوی و حساب شده اسلامی به وجود آورد تا جوانان مظلوم در دام گرگان شرق و غرب نیفتند .
شهید منتظری سرانجام در سال 47 از زندان آزاد می شود و به ادامه گسترش خط فکری شکل یافته خود به شناسایی و ارزیابی افراد می پردازد .
وی در دوران ستمشاهی با مطرح کردن سلسله درسهای لزوم تأمین حکومت اسلامی در میان طلاب عملاً به مبارزه با رژیم طاغوت پرداخت . در سال 48 پس از سرمایه گذاری کلان صهیونیست ها در ایران محمد منتظری اعلامیه ای بر ضد این حرکت منتشر ساخت . سپس شهید منتظری به علت این که تحت تعقیب ساواک قرار داشت به پاکستان سفر کرد و در آنجا دوره جدیدی از فعالیت های خود را آغاز کرد .
در سال 52 بالاخره به عراق سفر کرد و حضور حضرت امام رسید و در آنجا به ادامه مبارزه پرداخت . پس از آن شهید منتظری به چند کشور اروپایی سفر کرد و در آنجا نیز مبارزات خود را تکمیل نمود .
سرانجام شهید محمد منتظری در دی ماه سال 57 به ایران بازگشت و در سازماندهی مراسم استقبال از رهبر و مرادش فعالانه شرکت کرد .
شهید منتظری به همراه یاران خود اصلی ترین نقش را در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کمیته انقلاب اسلامی داشت .
شهید منتظری همچنین در افشاگری برخی چهره های ضد انقلاب داخلی نظیر بنی صدر و … نقش بسزایی ایفا کرد و سرانجام در هنگام حضور در یکی از جلسات مهم تصمیم گیری درباره امور مملکتی در هفتم تیرماه 1360 به درجه رفیع شهادت نائل گشت .
ادامه مطلب
گوشه هایی از زندگی جواد فکوری
گوشه هایی از زندگی جواد فکوری
جواد فکوری در سال 1317 در شهر تبریز چشم به جهان گشود و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و دوره های تکمیلی خلبانی مقدماتی , مدیریت خلبانی (اف 4 ) , فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.
شهید فکوری پس از پیروزی انقلاب اسلامی سمتهای مختلفی را احراز نمود و یکی از کارهای ارزشمند و منحصر به فرد ایشان اعزام 140 فروند هواپیمای شکاری بمب افکن بر فراز عراق پس از اولین حمله هوایی ناگهانی عراق بود.
این شهید بزرگوار در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته شده بود و به همین علت پس از پیروزی انقلاب مسئولیت و پستهای زیر به عهده اش گذارده شد :
فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری , فرماندهی پایگاه شکاری , فرماندهی پایگاه یکم شکاری , معاون عملیاتی نیروی هوایی .
شهید سرتیپ جواد فکوری دریک نگاه
شهید سرتیپ جواد فکوری در سال 1317 در تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند.
دوره های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف 4)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.
شهید جواد فکوری فردی واقعاً مسلمان و دلسوز به حال انقلاب اسلامی بود. او کار را با حضور در نیروی هوایی شروع کرد و به علت عهده دار بودن دو شغل مهم و حساس به ناچار در هفته سه روز در نیروی هوایی بود و سه روز دیگر در وزارت دفاع.
یکی از کارهای گرانقدر ایشان همان فرستادن 140 هواپیمای جنگنده به سوی خاک عراق پس از اولین حمله هوایی ناگهانی مزدوران بعث بود. شهید فکوری به عنوان فرمانده یک نیرو جهت منسجم و هماهنگ کردن نیروها بسیار تلاش می کرد.
شهید سرهنگ فکوری در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسوولیت ها و پست های زیر را به عهده داشت. فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری- فرماندهی پایگاه دوم شکاری- فرماندهی پایگاه یکم شکاری- معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی.
همچنین شهید فکوری پس از تشکیل کابینه شهید رجایی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد و پس از اینکه سرهنگ معین پور به فرماندهی نیروی هوایی گمارده شد، ایشان ( شهید فکوری) مورد تشویق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشینی رئیس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد و سرانجام موقعی که با سرداران دیگر اسلام از جنوب به تهران بر می گشت بر اثر سانحه هوایی همراه با دیگر عزیزان به خیل شهدا پیوست.
شهید فکوری : دینم را به دنیا نمی فروشم
فکوری جزو بزرگانی بود که پله به پله، نردبام ترقی را طی کرد و وقتی به جایگاه خلبانی و کسوت هدایت جنگنده های ایرانی رسید، کمال واقعی را با تمام وجود حس و لمس کرد.
فکوری از وزرای کابینه شهید رجایی بود، به گونه ای که این شهید بزرگوار او را با حفظ سمت به وزارت دفاع منصوب کرد. علاوه بر خاطرات ماندگار شهید فکوری از دوران آغازین انقلاب، خانواده گرانقدر وی حرفهای جالبی برای گفتن دارند که خواندنش را به شما دوستداران فرهنگ شهادت توصیه می کنیم.
ادامه مطلب
گذری بر زندگی همت
گذری بر زندگی همت
محمد ابراهیم همت درسال 1334در شهر قمشه اصفهای به دنیا آمد.خانواده محمدابراهیم از راه کشاورزی امورات می گذراندو او نیز از همان کودکی به نوبه خود در کارها به پدر و مادر کمک می کرد. بعد از تحصیلات ابتدایی وارد دانشسرای تربیت معلم شد و پس از آن به خدمت سربازی رفت. شغل باارزش معلمی درروستارابعداز سپری شدن سربازی برگزید. این سالها مصادف بود با اوج گیری قیام مردم ایران علیه استبدادو استکبارپادشاهی. همت که خود از خانوادهای رنج کشیده و مستضعف بود همپای دیگر مردم ستمدیده پا در عرصه مبارزه پنهان و آشکار با رژیم ستمشاهی گذاشت و با توجه به نیروی جوانی و هوشیاری و شعور انقلابی که داشت و به واسطه مبارزه آشکارش با رژیم ،حکم اعدام او صادر شده بود اما دست از مبارزه نکشید تا طعم شیرین پیروزی را بامردم تجربه کند.
پس از انقلاب و با شروع جنگ،احساس کرد که باید در جبههها حضورپیداکندو او کردستان را برای مقابله و مبارزه با دشمنان پیدا و پنهان این مرزو بوم برگزید و به دنبال رشادتها و لیاقتهایی که از خود نشان داد به فرماندهی سپاه پاسداران پاوه منصوب شد.همت به خاطرضربات مهلکی که به دشمنان وارد آورده بود به یکی از سرداران بزرگ جنگ تبدیل شد. معاونت تیپ رسول الله (ص)و فرماندهی این تیپ را به تدریج به عهده گرفت.
همت در سن 26سالگی به توفیق زیارت حج مشرف شد از آن پس لقب حاجی برازنده نامش شد. او در سال 1360ازدواج کرد و ثمره این وصلت تولد دو پسر به نام هان مهدی و مصطفی بود هرچند این فرزندان سایه پدر را چند صباحی بیش روی سرخود احساس نکردند. همت در سن28سالگی و درهنگام مقاومت در برابر تهاجم های پی درپی دشمن برای باز پس گیری جزیره مجنون که چندی پیش از آن به دست نیروهای اسلام آزدشده بود،در روز شانزدهم اسفند ماه شصت و دو به آرزوی همیشگیاش نایل شد و با شهادتش به خیل مقربان الهی پیوست.
ادامه مطلب
زندگینامه شهید سرلشکر منصور ستاری
زندگینامه شهید سرلشکر منصور ستاری
سرلشکر شهید ، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم « حاج حسن » شاعری فاضل بود که دیوانی از او به نام « ماتمکده عشاق » به یادگار مانده است .
منصور ستاری دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه « پوینک » باقر آباد به پایان رسانید . وی در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان ممتاز کلاس به شمار میرفت .
شهید بزرگوار پس از اخذ دیپلم متوسطه ، در سال 1346 وارد دانشکدةافسری شد و پس از پایان دورةدانشکده به درجة ستوان دومی نایل آمد . در سال 1350 جهت طی دورةعلمی کنترل رادار به کشور آمریکا اعزام شد و پس از گذراندن دورةیکساله ، در سال 1351 به ایران بازگشت و به عنوان افسر کنترل شکاری نیروی هوایی مشغول به کار شد .
شهید ستاری در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد . تعدادی از واحدهای دانشگاهی را گذرانده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی تحصیل را کنار گذاشت و همدوش دیگر آحاد مردم به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت.
فعالیهای شهید
وی افسری مؤمن ، متعهد ، شجاع ، آگاه ، تیزهوش و کاردان بود . طرحها و ابتکارهای زیادی در تجهیز سیستمهای راداری ، پدافندی به اجرا گذاشت که در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان نمود .
تیمسار ستاری به علت فعالیتهای بیش از حدی که در اجرای طرحهای جنگی از خود نشان داد ، درسال 1362 به سمت معاون عملیات فرماندهی پدافند نیروی هوایی منصوب شد . طرحها و برنامههایی که شهید ستاری ارائه میداد بسیار منطقی ، عملی ، کاربردی و مؤثر بود . از این رو در سال 1364 به عنوان معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی برگزیده شد و به علت لیاقت و کاردانی و شایستگی که از خود نشان داد ، در بهمن ماه سال 1365 با درجة سرهنگی به سمت فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا هنگام شهادت عهده دار این مسئولیت بود .سرانجام سرلشکر خلبان منصور ستاری در یک سانحه هوایی، در پانزدهم دی ماه 1373 به شهادت رسید.
شهید سرلشکر ، منصور ستاری در طی مدتی که زمام امور نیروی هوایی را به عهده داشت با اجرای دهها طرح و برنامههای کوتاه و بلند مدت ، منشأ خدمات ارزشمندی در نیروی هوایی بود . وی هنگام شهادت 46 سال داشت و از ایشان سه دختر و یک پسر به یادگار مانده است .
مهمترین کتابهایی که تاکنون درباره سرگذشت سرلشکر خلبان شهید منصور ستاری منتشر شده، عبارتند از:
ـ پاکباز عرصه عشق (مجموعه خاطرات، مروری بر زندگی شهید سرلشکر منصور ستاری) / ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی، سازمان عقیدتی سیاسی / 1375.
ـ اسطورهها / به کوشش خلیل عبدالحسینی / نشر شاهد / 1380.
ـ اسوههای جاوید / اباصلت رسولی / نشر شاهد / 1385.
ـ مرد ابرپوش (براساس زندگی شهید منصور ستاری) / حمید نوایی لواسانی / دفتر ادبیات و هنر مقاومت و نشر شاهد / 1385.
ـ نرمافزار عرشیان / نشر شاهد / 1386.
ـ مرد / شمسی خسروی / نهاجا
« روحش شاد و یادش گرامی باد ! »
ادامه مطلب
زندگینامه شهید محمد ولی قرنی
زندگینامه شهید محمد ولی قرنی
تیمسار سرتیپ شهید محمد ولی قرنی، فرزند میرزا آقا جان، در روز اول فروردین سال 1292 در تهران دیده به جهان گشود. پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و پس از اخذ دیپلم طبیعی در سال 1310 در دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش پذیرفته شد و به تحصیل اشتغال یافت.
علاقه به مطالعه کتب سیاسی و مذهبی و ایدئولوژی دینی ، همزمان با آغاز مبارزات سیاسی حضرت امام (ره) علیه رژیم شاهنشاهی، او را نیز به جمع شاگردان نهضت اسلامی آیت الله خمینی (ره) وارد نمود.
آغاز فعالیتها
مبارزه سیاسی عمل گرایانه او از سال 1336 آغاز شد و با شکست طرح کودتای وی و جمعی از همکاران علیه رژیم حاکم به مدت سه سال زندانی و از ارتش اخراج شد.
پس از آزادی از زندان مجدداً به فعالیتهای سیاسی پرداخت و بار دیگر در سال 1342 در جریان قیام 15 خرداد و ارتباط او با آیت اله میلانی دستگیر و روانه زندان شد ، این بار نیز بمدت سه سال را در زندان قصر سپری نمود.
او به مطالعه کتب مذهبی و بویژه تفسیر المیزا ن علاقه فراوانی داشت و بصورت هفتگی به مسجد جمکران میرفت.
او تنها راه نجات از سلطه رژیم شاهنشاهی را اطاعت از فرامین امام (ره) میدانست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، مرتباً برای دیدار با امام (ره) به مدرسه علوی میرفت.
با استقرار نظام جمهوری اسلامی وتشکیل ارتش مکتبی ایران، طی حکمی از سوی حضرت امام (ره) درجه سرتیپی به ارتقاء یافت و به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب گردید.
اولین رئیس ستاد مشترک ارتش در دولت نو پای اسلامی پس از استقرار ثبات و نظام اولیه در نیروهای سه گانه ارتش در ماههای اولیه پیروزی انقلاب در سرکوب و ناکامی گروهکهای ضد انقلاب نقش بسزایی ایفا نمود.
کردستان
با آغاز نا آرامی های گسترده در کردستان، خود به آن منطقه رفت و بسرعت کنترل اوضاع را در دست گرفته و مقدمات سرکوبی ضد انقلاب را فراهم ساخت اما کار شکنی های برخی اعضاء غیر مسئول دولت موقت در مما شا ت با ضد انقلاب و بی اثر شدن اقدامات انجام شده توسط ستاد مشترک ارتش باعث شد سرتیپ قرنی استعفا دهد تا بلکه در آینده و در شرایط و محل خدمتی دیگر به اقداماتی اساسی در راستای مبارزه همه جانبه با ضد انقلاب گام بردارد.
شهادت
سرانجام در شامگاه دوم اردیبهشت سال 1358 در حیاط منزل شخصی خود در میدان ولیعصر تهران مورد اصابت گلولههای عناصر فریب خورده گروهک فرقان قرار گرفت و در بیمارستان مهر به شهادت رسید.
شهید سپهبد محمد ولی قرنی اولین رئیس ستاد مشترک ارتش ج .ا .ا و اولین شهید از مسئولین مملکتی بود که سالها مبارزه علیه استبداد او را لایق مقام والای شهادت در راه خدا نمود.
ادامه مطلب
بیو گرافی سرلشکر خلبان مصطفی اردستانی
سرلشکر خلبان شهید ، مصطفی اردستانی در سال 1328 در روستای قاسم آباد از توابع شهرستان ورامین دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان ورامین گذراند . پس از اخذ دیپلم در سال 1348 به خدمت سربازی اعزام شد . خدمت سربازی را به عنوان سپاه دانش در یکی از روستاهای اسفراین انجام داد . شرایط جغرافیایی منطقه در آن زمان برای کشت خشخاش مساعد بود و اهالی روستا به صورت فراگیر مبادرت به کشت آن میکردند . شهید اردستانی تا جایی که می توانست آنها را از این کار باز میداشت .
پس از انجام خدمت سربازی ، در سال 1350 وارد دانشکدة خلبانی نیروی هوایی شد . پس از گذراندن مقدمات آموزش پرواز در ایران ، به منظور تکمیل دورة خلبانی به کشور آمریکا اعزام شد و پس از اخذ دانشنامة خلبانی به ایران بازگشت و با درجة ستواندومی در پایگاه چهارم شکاری دزفول به عنوان خلبان هواپیمای « اف 5 » مشغول به خدمت شد .
با اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی و حتی قبل از آن جزء نخستین خلبانان حزب اللهی بود که در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و آگاه کردن سایر قشرهای پرسنل نیروی هوایی نقش بسزایی داشت .
شهید اردستانی پس از انقلاب با جمعی از همکارانی اقدام به انتشار یک نشریة درون گروهی به نام « مخلصین » کرده بود که حاوی مطالب اعتقادی و فرهنگی بود و علی رغم تیراژ محدود ، بسیار جالب توجه و در آگاه سازی پرسنل مؤثر بود .
شهید اردستانی در سال 1359 به عنوان افسر خلبان شکاری در پایگاه شکاری تبریز مشغول به خدمت بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز شد ، علی رغم اینکه در روز حملةهوایی دشمن به خاک میهن اسلامی در مرخصی به سر میبرد ، ولی بلافاصله خود را به پایگاه مربوطه رساند و از روز بعد پروازهای جنگی خود را شروع کرد .
وی در سال 1360 به عنوان فرمانده پایگاه پنجم شکاری ( امیدیه ) انتخاب و در این پایگاه مشغول خدمت شد . علاوه بر مسئولیت سخت فرماندهی ، خود نیز شخصاً در پروازهای جنگی شرکت میجست و نسبت به خدمات جانبی از جمله رسیدگی به امکانات زیستی و فضای سبز و … پایگاه پنجم همت میگمارد .
در سال 1363 به سمت معاون عملیاتی پایگاه دوم شکاری منصوب شد . پس از 3 سال انجام وظیفه در این مسئولیت ، در سال 1366 به عنوان مدیریت آموزش عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد .
پس از شهادت سرلشکر خلبان عباس بابایی که معاونت عملیات نیروی هوایی را عهده دار بود ، شهید اردستانی به این سمت ( معاونت عملیات نیروی هوایی ) برگزیده شد و تا زمان شهادت (15/10/1373 ) عهده دار این مسئولیت مهم بود .
سرلشکر خلبان ، شهید اردستانی ، در طول جنگ تحمیلی ، همواره داوطلب مأموریتهای مشکل بود و بارها اتفاق میافتاد که در یک روز ، هفت بار به خاک دشمن حمله میبرد و بدون شک او با انجام دادن 400 پرواز برون مرزی بر فراز خاک دشمن و 1724 ساعت پروازهای مختلف در خاک میهن اسلامی ، یکی از قهرمانان جنگ به حساب میآید که چندین بار تا مرز شهادت پیش رفت تا سرانجام در مورخة 15/10/73 بر اثر سانحةهوایی ، به همراه فرمانده فقید نیروی هوایی ، سرلشکر شهید منصور ستاری و چند تن دیگر از همرزمانش ، به آروزی دیرینهاش رسید و به لقاء معبود پیوست .
شهید اردستانی به هنگام شهادت 46 سال سن داشت و از وی دو فرزند پسر و دو فرزند دختر به یادگار مانده است .
روحش شاد و یادش گرامی باد
ادامه مطلب
