به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

اگر بخندد در دست من قدح نه عجب

که بس گریست فراوان به دست من شمشیر

همه به آهو ماند ز تو جز انگشتان

که لعل گشتست از عکس من چو پنجه شیر

چو دست حنا بسته ست دست ار زنگین

از آن نداری در دست خویش ساغر زیر

اگر چه هستم تشنه بی می من از کف تو

نمی ستانم کز روی تو نگردم سیر

از آنکه دست تو بر جای جرعه گیرد جام

به حرص در کشم آن جرعه ای که ماند زیر

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ای نظم تو چو رای بگذشته از اثیر

در نظم هست لفظ تو چون لؤلؤ نثیر

ماننده ستاره ست اندر شب سیاه

معنی روشن تو در آن خط همچو قیر

در بزم و رزم چون تو که باشد شجاع و راد

در نظم و نثر کیست چو تو شاعر و دبیر

گویا شود ز خواندن شعرت زبان گنگ

روشن شود ز دیدن آن دیده ضریر

هنگام فضل طبع تو بحری بود دمان

هنگام جود دست تو ابری بود مطیر

تا در جهان جوانی و پیری بود مدام

جفت و قرینت بخت جوان باد و رای پیر

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

سرفرازا ز خدمت تا شدم دور

بباشد دیدگانم هر زمان تر

چنان گریم که بی معشوق عاشق

چنان نالم که بی فرزند مادر

وگر آتش زنی اندر دل من

همان گیری که مغز از دود مجمر

وگر پر زهر گردانی دهانم

زبانم گویدت شکری چو شکر

مرا در هیچ بزم و هیچ مجلس

مرا در هیچ درج و هیچ دفتر

نخواهد جز به نامت رفت خامه

نخواهد جز به یادت گشت ساغر

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ای بسا شب که تا به روز سپید

متعجب ز من بماند اختر

به چپ و راست سیلها راندم

به قدح ز آن گداخته گوهر

با رخ و زلف ساقیان ما را

یاد نامد ز لاله و عبهر

به هم آمیخته شد اندر گوش

نوش ساقی و لحن خنیاگر

ساغر می شده به رنگ و به بوی

چشم را شمع و مغز را مجمر

یک زمان شد به یکدگر گفتیم

چو بدیدیم روی یکدیگر

تن ز مستی همی نپاید پای

دل ز شادی همی برآرد پر

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

بوالفرج ای خواجه آزاد مرد

هجر وصال تو مرا خیره کرد

دید ز سختی تن و جان آنچه دید

خورد ز تلخی دل و جان آنچه خورد

ای به بلندی سخن شاعران

هرگز مانند تو نادیده مرد

روی توام از همه چیز آرزوست

خسته همی جوید درمان درد

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

خواجه بوسعد عمدة الملکی

همچنین سالها بمانی دیر

عقل را دانش تو گیرد دست

آز را بخشش تو دارد سیر

عدل را ظلم خواست کرد تباه

در جهان خواست کشت فتنه دلیر

حشمت تو دو رویه کرد مصاف

هیبت تو دو دسته زد شمشیر

باز بأس تو یافت کوهه پیل

چشم زخم تو یافت پنجه شیر

این به پستی بایستاد ز کار

وآن ز بالا در اوفتاد به زیر

آفت یأس رفت بر من دست

انده خواست گشت بر من چیر

خورد بشکستیم کنون شاید

که کنی این شکسته را کفشیر

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:45 PM

 

ای مظفر فراق یافت ظفر

بر تن من نکرده هیچ نبرد

خنجری ناکشیده در حمله

باره ای نافکنده در ناورد

فرقت خیره روی روبا روی

از منت در ربود مردا مرد

فلک هجر خوی سفله مرا

فرد کرد از من ای بدانش فرد

وصل تابنده را فرو شد روز

هجر تاریک را بر آمد گرد

دل بر توست و با تو خواهد بود

من بی دل چگونه خواهم کرد

بود خواهم ولیک سخت به رنج

زیست خواهم و لیک نیک به درد

بر تن سست کوفته غم سخت

وز دل گرم خاسته دم سرد

چشم من آب روی خواهد برد

روی من آب چشم خواهد خورد

نقش کار فراق پیدا شد

اینک از اشک لعل و چهره زرد

دهر بی شرم چون بخواست نوشت

فرش شادی ما چرا گسترد

چرخ بی رحم چون بخواست برید

شاخ امید من چرا پرورد

ای هنر سنج مهتری که فلک

در فنون فلک چو تو ناورد

دل سپردم تو را به غزنین بر

بر آن دوستان به راه آورد

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:34 PM

 

شعر سید محمد ناصر

دل من شاد کرد و خرم کرد

شدم از گرمی طبیعی پوست

همچو تشنه که آب باید سرد

بر دل من نشاط رامش یافت

زو تن من روان و جان پرورد

هیچ فاضل به گرد آن نرسد

گشته هر فاضلی به یادش گرد

در هنر فرد و یک جهانست او

یک جهان را چگونه خوانم فرد

این قصیده اگر چه دارد جمع

همه وصف نبرد و نعت نبرد

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:34 PM

 

کدام رنج که آن مرمر انگشت نصیب

کدام غم که بدان مر مرا نبود نوید

اگر غم دل من جمله عمری می بودی

به گیتی اندر بی شک بماندمی جاوید

همی به پیچم از رنج چوشوشه زر

همی بلرزم بر خویشتن چو شاخک بید

امید نیست مرا گر کسی امید بود

امید منقطع و منقطع امید امید

نگر چگونه بود حال من که در شب و روز

چرا غم از مهتابست و آتش از خورشید

سپید گشت به من روی روزگار و کنون

همی سیاه کند روزگارم اینت سپید

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:34 PM

 

ای خواجه دل تو شادمان باد

جان تو همیشه در امان باد

این راه و سفر که پیش داری

بر تو به خوشی چو بوستان باد

اقبال و جمال و دولت و عز

بر جان و تن تو پاسبان باد

هر جا که روی و تا بیابی

جبار تو را نگاهبان باد

زین شغل و عمل که اندرویی

چونان که تو خواهی آنچنان باد

اعدای تو باد باد و دایم

فرمان تو بر همه روان باد

اقبال نصیب دوستانت

ادبار نصیب دشمنان باد

شغل تو چو رای تو قوی شد

بخت تو چو عمر تو جوان باد

هر چند ز دین تازیانی

عمر تو چو عمر عادیان باد

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:34 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5072740
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث