جمله آئینه یک حدید بود
خواه عتیق است و خواه جدید است
آینه روشن است نزدیک آی
کور ازین رمز ما بعید بود
جمله آئینه یک حدید بود
خواه عتیق است و خواه جدید است
آینه روشن است نزدیک آی
کور ازین رمز ما بعید بود
نفس ناقص بخیل خواهد بود
در سخاوت دخیل خواهد بود
گر توکل کند دوا یابد
ورنه دائم علیل خواهد بود
یک هویت اول و آخر بود
آن حقیقت باطن و ظاهر بود
ظاهر و باطن یکی گوید مدام
در هویت هر که او ناظر بود
ناظر و منظور آنجا کی بود
بود و هم نابود آنجا کی بود
هفت دریا غرقه اند در بحر او
بلکه اسم و رسم و دریا کی بود
مشهد آل مشهد روضهٔ رضوان بود
این چنین خوش مشهدی در خطهٔ ماهان بود
نعمتاللّه را زیارت کن که تا یابی مراد
زان که قبرش قبلهٔ حاجات انس و جان بود
کون جامع جامع اسما بود
عین اول عین جد ما بود
گوهر درّ یتیم از ما بجو
زان که عین ما ازین دریا بود
سرّ علم قدر عظیم بود
خوش بزرگی که او علیم بود
حکم حاکم به قدر استعداد
بود ار حاکم حکیم بود
هر بلا کز حضرتش ما را بود
آن بلا نبود که آن آلا بود
هر بلا کاید از او نبود بلا
خوش بلائی از چنان بالا بود
بسط او از بسط آن سلطان بود
در میان اهل دل چون جان بود
از نسیم لطف او گلزار ما
همچو غنچه دایماً خندان بود
نتواند که گوشه بگزیند
یا به کنج خراب بنشیند
چه کند خلوتی چو در همه شبی
نور محبوب خویش میبیند