آن کریمی که از کرم هر روز
به محبان خود عطا بخشد
دارم امید آن کز الطافش
یک کمال دگر به ما بخشد
آن کریمی که از کرم هر روز
به محبان خود عطا بخشد
دارم امید آن کز الطافش
یک کمال دگر به ما بخشد
در جملهٔ مرتبه بر آید
در مرتبه ها همه نماید
وین طرفه که این همه مراتب
در وحدت او نمی فزاید
به هر صورت که ما را رو نماید
ببین تا نور چشمت را فزاید
توان دیدن اگر لطفش به رحمت
حجاب از دیدهٔ ما بر گشاید
در هزاران یکی چو بنماید
در هزاران یکی پدید آمد
در همه آینه یکی بینی
پرده از چشم تو چو بگشاید
در عین تو او چو خود نماید
حالی به صفات تو بر آید
گر نیک و بد است از تو بر تست
آن نور ترا به تو نماید
نور دین این سخن چنین فرمود
نعمتاللّه را به ما بنمود
ما خراباتیان سر مستیم
می و میخانه را به ما پیمود
حق تعالی دری به ما بگشود
نقد آن گنج را به ما بنمود
نقد گنج خزانهٔ جودش
به کرم او نثار ما فرمود
هر چه بوده است و هر چه خواهد بود
به همه کس خدا عطا فرمود
قابلیت چنانکه او بخشید
هر یکی یافتند آن مقصود
هر چه در غیب و در شهادت بود
همه ایثار بندگان فرمود
حسن اسما و هم جمال و صفات
در چنین آینه به ما بنمود
همه عامل یکی بود موجود
در همه می نماید آن مقصود
گفتهٔ سیّدم به جان بشنو
دولتت باد و عاقبت محمود