به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

گر جلال و جمال می جوئی

از دو کامل کمال می جوئی

می ما را به ذوق می نوشی

عین آب زلال می جوئی

آفتابی مه تمام بجو

تا کی آخر هلال می جوئی

کام دل را کجا به دست آری

چون تو نقش خیال می جوئی

نظری کن به چشم سرمستی

از چه رو زلف و خال می جوئی

می ما را بنوش رندانه

گر شراب حلال می جوئی

گر تو جویای نعمت الهی

نعمت ذوالجلال می جوئی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

برو ای خواجهٔ عاقل از این دنیا چه می جوئی

چو بی دردی دوای دل ز بودردا چه می جوئی

دکان را کرده ویران و دادی مایه را بر باد

زیان کردی و سودی نه ازین سودا چه می جوئی

اگر تو آبرو جوئی در آ در بحر ما با ما

چو آبروی ما یابی دگر از ما چه می جوئی

چنان شهر خوشی داری چو در غربت گرفتاری

روان شو تا به شهر خود بگو اینجا چه می جوئی

در این خلوتسرای دل نگنجد غیر او دیگر

چو غیری نیست درخلوت تو غیری را چه می جوئی

به چشم مست ما بنگر که نور سید عینی

نظر کن دیدهٔ بینا ز نابینا چه می جوئی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

دلم بگرفت از این زهد ریائی

بیا ای ساقی رندان کجائی

بهه دور چشم مست می فروشان

ندارم میل زهد و پارسائی

خراباتست و ما مست و خرابیم

چنین مخمور آخر تو چرائی

شراب صاف ما دُردی درد است

به ذوقش نوش اگر همدرد مائی

گدای حضرت سلطان ما شو

که یابی پادشاهی زین گدائی

در آئینه جمال خویش بینم

زهی خود بینی و هم خود نمائی

به شادی نعمت الله نوش کردم

می جام عطا یابی خدائی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

دل به دریا ده که دریادل شوی

وز وجود این و آن حاصل شوی

تو توئی بگذار و از ما در گذر

چون گذشتی از منی واصل شوی

می محبت ، عشق ساقی ، ما حریف

ذوق اگر داری بیا قابل شوی

ما ز دیائیم و دریا عین ما

تو چه موجی در میان حایل شوی

جان به جانان دل به دلبر گر دهی

جان جانان دلبر و هم دل شوی

خلق و حق با یکدگر نیکو بدار

چون بداری این و آن عادل شوی

نعمت الله را بگو ای جان من

گنج اسما جمله را حامل شوی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

ای عشق بیا که خوش بلائی

ای درد مرو مرا دوائی

زاهد تو برو به کار خود باش

ساقی تو بیا که جان مائی

ای عقل تو زاهدی و ما رند

با هم نکنیم آشنائی

مستیم و خراب و لاابالی

ای شاهد سرخوشان کجائی

در آینهٔ وجود سید

دیدیم تجلی خدائی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

هر زمانی بر آهکی گروی

گوئیا پیش نفس در گروی

با تو مطلوب تو است همخانه

چون گدایان به هر دری چه روی

تخم نیکی بکار و بد برادر

نیک و بد هر چه کاری آن دروی

مرد باید که مرد راه بود

خواه مصری شمار و خواه هروی

در طریقت رفیق سید باش

گر بدین رسول می گروی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

دل به دریا ده که تا دریا شوی

نزد ما بنشین که همچون ما شوی

ساغر دُردی درد دل بنوش

تا دمی همدرد بودردا شوی

از بلا چون کار ما بالا گرفت

رو به بالاکش که تا بالا شوی

غیر نور او نبیند چشم تو

گر به نور روی او بینا شوی

آن یکی در هر یکی بینی عیان

در دو عالم گر دمی یکتا شوی

عشق را جائی معین هست نیست

جای او یابی اگر بی جا شوی

نعمت الله جو که از ارشاد او

عارف یکتای بی همتا شوی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

دل به دلبر گر دهی دلبر شوی

سر به پایش گر نهی سرور شوی

گر درین دریا درآئی سوی ما

گر چه خوش باشی ولی خوشتر شوی

رو فنا شو تا بقا یابی تمام

خاک شو در راه او تا زر شوی

می بنوش و جام می را بوسه ده

گر زمانی همدم ساغر شوی

تا ابد گر کار تو عالی شود

سعی می فرما کز آن برتر شوی

عقل را بگذار و رو دیوانه شو

تا چو مجنون عاشقی دیگر شوی

بر مراد نعمت الله بر خوری

گر مرید آل پیغمبر شوی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی

جان فدای عشق جانان کن که تا جانان شوی

در خرابات مغان مستانه خود را در فکن

پند رندان بشنو و می نوش می تا آن شوی

گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من

لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان شوی

آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت

غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان شوی

گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار

حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی

زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین

تا حریف مجلس رندان و سرمستان شوی

جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو

ور روی راه دگر می دان که سرگردان شوی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

 

تن فداکن تا همه تن جان شوی

جان رها کن تا همه جانان شوی

گرد این و آن چه می گردی مدام

این و آن را مان که این و آن شوی

ترک کرمان کن به مصر جان خرام

تا به کی سرگشتهٔ کرمان شوی

ماه ماهانی ببین ای نور چشم

آن او باشی چو با ماهان شوی

گنج او در کنج این ویران نهاد

گنج او یابی اگر ویران شوی

عید قربان است جان را کن فدا

عید خوش یابی اگر قربان شوی

جامع قرآن بخوانی حرف حرف

گر چو سید جامع قرآن شوی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:45 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119598
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث