به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

از جرعهٔ جام لایزالی

مستیم و خراب و لاابالی

افتاده خراب در خرابات

فارغ ز وساوس خیالی

بگذار حدیث دی و فردا

معشوق چو حاصل است حالی

در میکده رو شراب در کش

ز آن جام مروق زلالی

می سوز چو شمع در غم عشق

می نال که خوش به عشق نالی

بنگر که ز عشق نی بنالید

با این همه بی زبان دلالی

ماه نظرت چو کامل آید

خواهی قمر است و خواه لالی

من ذره ام و نگار خورشید

خورشید ز ذره نیست خالی

سید مست است و جام بر دست

در مجلس عشق لایزالی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی

وی همچو جان نهفته پیدا خوش آمدی

الا و مرحبا مگر از غیب می رسی

ای شاهد شهادت رعنا خوش آمدی

خالی است خلوت دل ما از برای تو

ور نه قدم به خلوت و فرما خوش آمدی

دیشب خیال روی تو در خواب دیده ایم

ای نور چشم در نظر ما خوش آمدی

دلال عاشقان به سر چهارسوی عشق

گلبانگ می زند که به سودا خوش آمدی

سرمست می رسی ز خرابات عاشقان

دل برده ای به غارت جانها خوش آمدی

ای پادشاه صورت و معنی گدای تو

وی سید مجرد یکتا خوش آمدی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

تا به کی گرد این جهان گردی

گرد این خانهٔ جهان گردی

مدتی این چنین به سر بردی

وقت آن است کان چنان گردی

گنج و گنجینهٔ خوشی یابی

گرچو ما گرد این و آن گردی

در خرابات گرد می گردیم

خوش بود گر تو هم روان گردی

گر نصیبی ز ذوق ما یابی

مونس جان عاشقان گردی

نظری گر کنی به دیدهٔ ما

واقف از بحر بیکران گردی

نعمت الله را اگر یابی

فارغ از نعمت جهان گردی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

گاهی به غم و گهی به شادی

دکان خوشی درش گشادی

هر رخت که بود در خزینه

بر درگه خویشتن نهادی

از خود بخری به خود فروشی

در بیع و شری چه اوستادی

سرمایهٔ ما به باد دادی

با ما تو کجا در اوفتادی

معشوق خودی و عاشق خود

هم عشق و داد خویش دادی

فرزند تو اَند جمله عالم

اسرار تو است هر چه زادی

تو سید عالمی به تحقیق

زآنروی که پادشه نژادی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

گر آینه عین او نبودی

آن روی به ما که می نمودی

بگشاد در سرا به عالم

گر در بستی که می گشودی

او می بخشد وجود ور نه

بودی ز من و ز تو نبودی

بی خندهٔ گل نوای بلبل

در گلشن او که می شنودی

گر نقش خیال او ندیدی

این دیدهٔ ما کجا غنودی

این گفته اگر نه گفتهٔ اوست

از آینه زنگ کی زدودی

دیدم سید که درخرابات

مستانه سرود می سرودی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

درد عشقش اگر به جان بردی

گوی دولت ز همگنان بردی

گر خریدی غمش به هر دو جهان

سود و سرمایهٔ جهان بردی

جرعهٔ دُرد درد اگر خوردی

راحت عمر جاودان بردی

کشتهٔ عشق اگر شدی ای دل

مژدگانی بده که جان بردی

سخنم گر بری به میخانه

تحفه ای پیش عاشقان بردی

آمدی نزد من شدی عاشق

نقد گنجینهٔ رایگان بردی

گر کناری گرفتی از عالم

نعمت الله از میان بردی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی

و گر نه عشق او بودی طبیب ما که می بودی

خیالش نقش می بندم به هر حالیکه پیش آید

نیابم خالی از جودش وجود هیچ موجودی

بیا و نوش کن جامی ز دُرد درد عشق او

که غیر از دُرد درد او ندیدم هیچ بهبودی

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

مده تو پند مستان را ندارد پند تو سودی

اگر نه جام می بودی که از ساقی خبر دادی

و گر نه آینه بودی به ما او را که بنمودی

بنه بر آتش عشقم که تا بوی خوشی یابی

بسوزانم کزین خوشتر نیایی در جهان عودی

طلسم گنج سلطانی معمائیست پر معنی

اگر نه سیدم بودی معما را که بگشودی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

متناهی شود به تو همه شی

تو شوی منتهی به حضرت وی

غایت ذوق ما کجا یابد

به جز از ما و همچو ما هی هی

زاهد و زهد و آرزوی نماز

ما و ساقی و ساغر پر می

کشتهٔ عشق و زندهٔ ابد است

کی بمیرد کسی که زو شد حی

آفتابست و عالمی سایه

هر کجا او رود رود در پی

نو او را به نور او دیدیم

نه به یک چیز بلکه در همه شی

سر سید ز نعمت الله جو

دم نائی طلب کنش از نی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

توئی جانا که عین هر وجودی

به خوبی دل ز خود هم خود ربودی

نبود این بود و بودی عین وحدت

نمودی کثرت از وحدت که بودی

جان صورت و معنی عیان شد

چو بند برقع پنهان گشودی

به چشم خود بدیدی حسن خود را

جمال خود در آئینه نمودی

چو تو با شمع خود رازی بگفتی

چه گویم آنچه خود گفتی شنودی

ز جود او وجود جمله موجود

عجب تو خود وجود عین جودی

وجود هر دو عالم نزد سید

نباشد جز وجود فی وجودی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

 

مجلس عشق است و ما سرمست می

یار با ساقی و ما مهمان وی

باز با میر خراباتم حریف

خلوتی خالی و جز ما هیچ شی

کشتهٔ عشقم از آنم زنده دل

مردهٔ دردم از آنم گشته حی

گر بیابی عاشقی گو الصلا

ور ببینی عاقلی گو دو رهی

عشق ما را رو به میخانه نمود

جان فدای این دلیل نیک پی

عالمی سرمست و خماری کریم

تو چنین مخمور باشی تا به کی

سید ما را نگر کز عشق او

نامهٔ هستی به مستی کرده طی

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 1:41 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119984
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث