به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

زاهد از آلوده دنیاست دنیا خواه تر

رهرو این راه از رهزن بود گمراه تر

دستگاه غم به قدر دستگاه بینش است

می خورد خون بیشتر هر کس بودآگاه تر

فکر آن موی کمر نگذاشت درمن زندگی

درد پنهانی بود از دردها جانکاه تر

می تواند کرد داغ عشق، اگر خواهد دلش

سینه تار مرا از آسمان خوش ماه تر

شورش مجنون یکی صدگشت از زخم زبان

می کند مهمیز اسب تند رابد راه تر

لطف گردون بیشتر از قهر می سوزدمرا

تلختر هرچند می در کام، بی اکراه تر

هر قدر سر رشته آمال می گردد دراز

دست ما از دامن دنیا شودکوتاه تر

مستی رطل گران بالاتر از پیمانه است

بیخبرتر ازجهان هرکس که صاحب جاه تر

گر چه بیرون رفتن ازراه است تقصیر عظیم

برنمی گردد هر که بعد از آگهی، بیراه تر

خوش بود دلخواه بستن با پریرویان جناغ

گر فراموشی ازان جانب بود، دلخواه تر!

هر کجا صائب شود بی پرده آن شیرین سخن

لیلی از داه عرب بسیار باشد داه تر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

 

خامشی سازد من بیتاب را دیوانه تر

می کند بند گران سیلاب را دیوانه تر

بیش شد از بستن لب بیقراریهای دل

بخیه سازدزخم پرخوناب رادیوانه تر

در فلاخن می شود بال وپر پرواز،سنگ

صبر می سازد دل بیتاب را دیوانه تر

اشک را در سینه روشندلان آرام نیست

می کند آیینه این سیماب را دیوانه تر

قلقل مینا به دور انداخت جام باده را

شور دریا می کند گرداب را دیوانه تر

جلوه هم چشم، سیلاب بنای طاقت است

طاق ابرو می کند محراب را دیوانه تر

شد فزون از پند ناصح بیقراریهای من

می کند افسانه اینجا خواب را دیوانه تر

می کند از روشنی آیینه دلهای پاک

پرتو خورشید عالمتاب را دیوانه تر

بالب خشک صدف تردستی نیسان کند

تشنگان گوهر سیراب رادیوانه تر

نوبهار خط مشکین هر قدر گردد کهن

می کند صائب من بیتاب را دیوانه تر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

 

هرطرف صد راه پیما هست سر گردان خضر

تاکه راافتد درین وادی به کف دامان خضر

بی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیست

می دهد یادازخجالت جلوه پنهان خضر

قسمت آیینه از آب روان جز زنگ نیست

رزق اسکندر نگردد چشمه حیوان خضر

سعی در تعمیر دیوار یتیمان کن که شد

ایمن ازسیل فنا زین رهگذربنیان خضر

دستگیری فیضها دارددرین ظلمت سرا

تا به دامان قیامت می کشد دوران خضر

تا نگرددسبز در جوی توآب زندگی

خشک بگذر زینهار از چشمه حیوان خضر

تا چه باشد هستی ده روزه ماخاکیان

چون بنابر آب دارد عمر جاویدان خضر

می کنم داغ عزیزان زندگی راناگوار

آه افسوسی است مد عمر بی پایان خضر

آه کز بیمایگی در دفتر ایجاد نیست

مد احسانی بغیر ازعمر جاویدان خضر

سبز گردد کشت امیدش زآب زندگی

هرکه شد صائب درین مهمانسرا مهمان خضر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

 

یاسمینش لاله گون از تاب نظر

از تماشایش بود خون رزق ارباب نظر

تا نپوشد جوشن داودی از خط روی او

از لطافت نیست ممکن آورد تاب نظر

هست در هر نقطه پنهان معنی پیچیده ای

ورنه زلف و خط نگردد دام ارباب نظر

می توان کردن به چشمش نسبت چشم غزال

شوخی مژگان اگر دارد رگ خواب نظر

بر سراپایش مبین گستاخ کان موی میان

می شود چون موی آتش دیده ازتاب نظر

گرد بر می آرد رنگین لباسان چشم شور

داد شبنم دفتر گل را به سیلاب نظر

گر زابرو تیغ بارد همچو مژگان بر سرش

بر ندارد چشم، صاحبدل ز محراب نظر

صبح رخساری کز اوشد دیده ام انجم فشان

آفتابی می شود رنگش ز مهتاب نظر

نسبت بیداری و خواب گران من بود

چون شرار و سنگ درمیزان ارباب نظر

آن که بست از هر دو عالم چشم حیران مرا

کاش می آورد روی نازکش تاب نظر

می شود صائب ز چشمش جویهای خون روان

این غزل را هر که می گوید ز اصحاب نظر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

عشق راباشد به عاشق دلنوازی بیشتر

می کند بیچارگان را چاره سازی بیشتر

می کشد قامت به قدر ریشه هر نخلی که هست

هر قدرپستی فزونتر، سرفرازی بیشتر

عشق عالمسوز کی فارغ گذارد حسن را؟

شمع از پروانه دارد جانگدازی بیشتر

می شود هرچند محو از روی گرم آفتاب

می کند شبنم همان آیینه سازی بیشتر

د رخرابات مغان از پرتو دلهای پاک

هر قدر آلوده تر دامن نمازی بیشتر

می کشد قامت نی بی مغز بیش از نیشکر

درسبک مغزان بود گردن فرازی بیشتر

پیش راه شکوه خونین نگیرد خامشی

رشته اشک از گره گیرد درازی بیشتر

ظالمان را نرم می گردد دل از فرمان عزل

حسن نو خط می کند عاشق نوازی بیشتر

تا نگردیده است صائب آدمی بالغ نظر

می زند ناخن به دل عشق مجازی بیشتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

گرچه از جان نیست چیزی بابدن نزدیکتر

باشد آن جان جهان ازجان به تن نزدیکتر

می کشم دوری ز حیرت ،ورنه با یوسف بود

چشم چون دستار من از پیرهن نزدیکتر

خال باآن قرب ازان لبهادهن شیرین نکرد

تلختر هر کس به آن شیرین دهن نزدیکتر

پرده شرم است مانع ،ورنه چشم پاک من

باشد از شبنم به آن گل پیرهن نزدیکتر

نعل لیلی رادر آتش وحشت مجنون گذاشت

از رمیدن شد بر جانان راه من نزدیکتر

چون عزیز مصر باغربت مدارا کن که هست

پله غربت به دولت از وطن نزدیکتر

گر چه با فانوس باشد درته یک پیرهن

هست با پروانه شمع انجمن نزدیکتر

از سخن دست سلیمان تکیه گاه مور شد

قرب را راهی نباشد از سخن نزدیکتر

می شود بی دست وپایی شهپر پرواز رزق

آب این چاه است بی دلو ورسن نزدیکتر

از جوانان گرچه نبود دور مرگ ،اما بود

موی چون کافور پیران باکفن نزدیکتر

صائب از پاس ادب گردید ازان زلف دراز

دست کوتاهم به آن سیب ذقن نزدیکتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

دل بود مایل به خط عنبرافشان بیشتر

هست در ابر سیاه امید باران بیشتر

خط برون می آورد شیرین لبان را ازحجاب

می شود در پرده شب غنچه خندان بیشتر

خار خار دلبری از خط فزون شد حسن را

حرص گل در جمع زر گردد زدامان بیشتر

ناز خوبان می شود در روزگار خط زیاد

خواب می گردد گران ازبوی ریحان بیشتر

می برد دل بیش ازان لبهای شیرین خط سبز

رتبه این ظلمت است ازآب حیوان بیشتر

گرچه امید ظفر با لشکر برگشته نیست

می کند صید دل آن برگشته مژگان بیشتر

روزی بی دست وپایان می رسداز خوان غیب

قسمت دیوانه گردد سنگ طفلان بیشتر

پرده پوشی می کند بی پرده راز عشق را

می کشد این شمع قد در زیر دامان بیشتر

در بساط بی سرو پایان مجو صبر وقرار

تشنه سیرست گوهرهای غلطان بیشتر

سیل بی زنهار در معموره طوفان می کند

شور مجنون است درشهر ازبیابان بیشتر

گر چه گردد کم صدا چون کاسه چینی شکست

درشکستن می کند دل صائب افغان بیشتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

جانب اغیار داردآن جفا جو بیشتر

باگرانجانان بود میل ترازو بیشتر

دزد رادر پرده شب می شود جرأت زیاد

می برد دردور خط دل خال هندو بیشتر

می دواند ریشه دردل جوهر تیغ عتاب

عشق راباشد نظر بر چین ابرو بیشتر

بیشتر سنگین دلان بال وپریکدیگرند

می کند درقاف پرواز آن پریرو بیشتر

چشمه ها سیلاب گردد چون به هم پیوسته شد

وحشت مجنون ما گردید از آهو بیشتر

زنگ غفلت فرش باشددردل آسودگان

سبز گردد آبهای مرده درجو بیشتر

با سخن صاحب سخن را التیام دیگرست

دل ز صائب می برد چشم سخنگو بیشتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

می شود مغلوب، خصم از بردباری بیشتر

تیغ لنگر دار دارد زخم کاری بیشتر

هرکه راچون شانه دردل زخم کاری بیشتر

می کند زلف سخن راشانه کاری بیشتر

بر کم وبیش محبت بیقراری شاهدست

هر قدر افزون محبت، بیقراری بیشتر

هر قدر پیغام نومیدی ز معشوقان رسد

عاشقان رامی شود امیدواری بیشتر

دورتر شد راه ما از سعی بی هنجار ما

کودکان رامانده سازد نی سواری بیشتر

هرکه امیدش به عصیان کمتر از طاعت بود

می برد روز قیامت شرمساری بیشتر

گر چه می گردد ز آتش پخته هر خامی که هست

خامتر هرکس که دارد جزو ناری بیشتر

دانه بهتر درزمین نرم بالامی کشد

سرفرازی بیشتر چون خاکساری بیشتر

د ربلندی گرمی خورشید می گردد زیاد

حسن، عالمسوز گردد در سواری بیشتر

زلف از سر در هوایی هر نفس در عالمی است

می نماید حسن راخط پرده داری بیشتر

فیض ریزش دارد ارباب کرم راتر دماغ

خنده برق است درابر بهاری بیشتر

می شود چون ماه کنعان عاقبت مالک رقاب

از عزیزان می کشد هر کس که خواری بیشتر

می کند خواب فراغت در شبستان لحد

هر که اینجا می کند شب زنده داری بیشتر

از دلیل پوچ دایم فلسفی د رزحمت است

کودکان رامانده سازد نی سواری بیشتر

می شود صائب دعا در دامن شب مستجاب

وقت خط هست ازبتان امیدواری بیشتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

می کشداز بی هنر کلفت هنرور بیشتر

می خورد دل درتمامی ماه انور بیشتر

گنج بیش از اژدها صاحبدلان را می گزد

هست از دریا خطر درآب گوهر بیشتر

بهره مست از پشیمانی زیاد از زاهدست

اشک وآه از خشک دارد هیزم تر بیشتر

در نیستان برق عالمسوز طوفان می کند

می کند تأثیر صهبا در سبکسر بیشتر

می کند سنگ ملامت شور عاشق رازیاد

می شود شوریده این دریازلنگربیشتر

طفل بدخو هر قدر خون دردل مادر کند

می شود از مهربانی شیر مادر بیشتر

منت دست حمایت شمع مغرور مرا

می کندبی دست وپا از باد صرصربیشتر

نیست صائب چشم ظاهر محرم سوز نهان

ورنه از پروانه می سوزد سمندر بیشتر

ادامه مطلب
چهارشنبه 2 تیر 1395  - 4:52 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5038102
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث