به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

عاشق و رندیم و شاهد در نظر

دائما مستیم و از خود بی خبر

چشم ما بینا به نور روی اوست

روشن است در دیدهٔ اهل نظر

با خودی خود کجا یابی خدا

گر خدا خواهی تو از خود درگذر

جز یکی دیگر نباشد در شمار

آن یکی را در هزاران می شمر

گر نمی خواهی که بینی حسن او

آینه بردار و خود را می نگر

بسته ام زنار زلفش در میان

لاجرم در خدمتش بسته کمر

ز آفتاب سید هر دو سرا

می نماید نعمت الله چون قمر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

نعمت الله است عالم سر به سر

نعمت الله در همه عالم نگر

آفتابی رو نموده مه لقا

گشته پیدا فتنهٔ دور قمر

چون یکی اندر یکی باشد یکی

آن یکی در هر یکی خوش می شمر

ذوق سرمستان اگر داری بیا

از سر دنیی و عقبی در گذر

جان کدام است تا بیان جان کنم

سر چه باشد در سخن گویم ز سر

هرچه او از جود او دارد وجود

معتبر باشد نباشد مختصر

گر خبر پرسی ز سرمستان ما

نعمت الله جو که او دارد خبر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر

هیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی دگر

ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایم

لحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا می نگر

آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوست

می توان دید این زمان در دیدهٔ صاحب نظر

غرقهٔ آبی و تشنه سو به سو گردی مدام

همدم جام مئی وز همدم خود بی خبر

در سرابستان جان جانانهٔ خود را طلب

او مقیم خانه ، تو سرگشته گردی در به در

گرچه از نور ولایت خرقه ای پوشیده ای

خرقه بازی کن به عشق او و ازخود در گذر

نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف

روح محضست او ولی در صورت اهل بشر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

در ره او راهرو پای چه باشد به سر

چشم گشا و ببین سر پدر با پسر

آیهٔ شمس و قمر گر تو بخوانی تمام

با تو بگویم توئی فتنهٔ دور قمر

جام حبابی بگیر آب حیاتی بنوش

صورت ما را بدان معنی ما را نگر

هر چه تو داری از آن چشم گشا و ببین

زان که به نزدیک ما آنی و چیزی دگر

ذوق حریفان ما عقل نداند که چیست

عشق بگوید به تو عقل ندارد خبر

ذات یکی و صفات بی عد و بی شمار

عین یکی در هزار می نگر و می شمر

تخت ولایت تمام یافتم از جد خود

داد به من سیدم خلعت تاج و کمر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

بیا با یوسف کنعان به سر بر

چو ما با او در این زندان به سر بر

به دلبر دل سپار و جان به جانان

خوشی در خدمت جانان به سر بر

چه گردی گرد اغیاران شب و روز

به جز یاران و با یاران به سر بر

برابر دار تا سردار گردی

به سرداری به سرداران به سر بر

به سوی ما بیا و آب و جو

درین دریای بی پایان به سر بر

دمی با زاهد مخمور بنشین

بیا با میر سرمستان به سر بر

خرابات است و ساقی نعمت الله

توهم با سید رندان به سر بر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

بیا با یوسف کنعان به سر بر

چو ما با او در این زندان به سر بر

به دلبر دل سپار و جان به جانان

خوشی در خدمت جانان به سر بر

چه گردی گرد اغیاران شب و روز

به جز یاران و با یاران به سر بر

برابر دار تا سردار گردی

به سرداری به سرداران به سر بر

به سوی ما بیا و آب و جو

درین دریای بی پایان به سر بر

دمی با زاهد مخمور بنشین

بیا با میر سرمستان به سر بر

خرابات است و ساقی نعمت الله

توهم با سید رندان به سر بر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

نام آن لعل شکر بار مبر

وز لبش قند به خروار مبر

با جمالش سخن از ماه مگو

زینت ماه به یک بار مبر

سرمه در نرگس مخمور مکش

دردسر بر سر بیمار مبر

سنبلت بر ورق گل مفشان

رونق کلبهٔ عطار مبر

نزد ما جز خبر باده میار

نام ما جز بر خمار مبر

آتشی در من دلسوز مزن

سر یاران بر اغیار مبر

قیمت گوهر سید مشکن

سخنش بر سر بازار مبر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

نیست شو تا هست گردی ای پسر

ور نگردی پست گردی ای پسر

غیرت ار داری ز غیرش درگذر

حیف اگر پابست گردی ای پسر

دست دستان زیر دست خود کنی

گرچه نو زان دست گردی ای پسر

خوش در آ در بحر بی پایان ما

تا به ما پیوست گردی ای پسر

عاشقی بگذاشتی دیوانه ای

گرد عقل پست گردی ای پسر

زاهد مخمور باری هیچ نیست

می بخور تا مست گردی ای پسر

در طریق سید سرمست ما

نیست شو تا هست گردی ای پسر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

عشق او ما را به کام است ای پسر

دل که باشد جان کدام است ای پسر

عاشقی در عشق اگر جان را نداد

نزد کامل ناتمام است ای پسر

مجلس عشق است و ما مست و خراب

عمر ما بی او حرام است ای پسر

خوش حبابی پر کن از آب حیات

کو شراب ما و جام است ای پسر

همدم جامیم و با ساقی حریف

عقل را اینجا چه نام است ای پسر

قرض بگذار و خوشی آسوده شو

هر چه داری جمله وامست ای پسر

بندهٔ جانی عبدالله ما

حضرت عبدالسلام است ای پسر

سید ما بندهٔ جانی اوست

پیش او سلطان غلام است ای پسر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

 

مال قلبش کن لام است ای پسر

قلب آدم نیز دام است ای پسر

دام را بگذار تا فارغ شوی

هر چه ما داریم دام است ای پسر

سر فدا کن در طریق عاشقی

جان که باشد دل کدام است ای پسر

جام ما باشد حبابی پر ز آب

بادهٔ ما عین جام است ای پسر

عاقلی گر عالم عالم بود

نزد عاشق ناتمام است ای پسر

هر یکی را یک دو روزی دور اوست

دور ما اما مدام است ای پسر

نعمت الله در خرابات مغان

رهنمای خاص و عام است ای پسر

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 6:36 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5119638
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث