به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

پادشاهی گدای او دارد

سلطنت بی نوای او دارد

هر کجا خسرویست در عالم

جان شیرین برای او دارد

نور دیده ز چشمش اندازم

دیگری گر به جای او دارد

مدتی شد که این دل مستم

عاشقانه هوای او دارد

جان فدای بلای بالایش

که دل من بلای او دارد

عشق مست است و جام می بر دست

عقل مسکین چه پای او دارد

نعمت الله با چنین نعمت

چشم جان بر عطای او دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

هر کس که هوای ما ندارد

گویا خبر از خدا ندارد

آنکس که نخورد دُردی درد

بی درد بُود دوا ندارد

هر چند که شاه ذوق دارد

ذوقی چو من گدا ندارد

در بحر محیط عشق غرقیم

جز ما خبری ز ما ندارد

مائیم و نوای بینوائی

بلبل به از این نوا ندارد

نابینا خود خدا نبیند

چون جام جهان نما ندارد

عشقست که عاشقست و معشوق

باشد همه جا و جا ندارد

جان است از آن بما نیاید

عمر است از آن وفا ندارد

سید مست است و جام بر دست

دست از می و جام واندارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

عالم از نام او نشان دارد

این مثالی است کاین و آن دارد

صورت و معنئی که می بینم

می و جام است و جسم و جان دارد

چشم دریا دلی بود ما را

در نظر بحر بیکران دارد

دو مگو او یکیست تا دانی

ور بگوئی تو را زیان دارد

ذوق علم بدیع ما می جو

که معانی ما بیان دارد

خوش میانی گرفته ام به کنار

خوش کناری که آن میان دارد

نعمت الله را به جان جوید

هر که میلی به عارفان دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

هر که او عاشق است جان دارد

جان فدایش کنم که آن دارد

عاشقان نور چشم خوانندش

عاشق ار عشق عاشقان دارد

ما نشانی ز بی نشان داریم

خوش نشانی که آن نشان دارد

می و جام است جسم و جان با هم

هر چه بینی همین همان دارد

هر که با ما نشست در دریا

خبر از بحر بیکران دارد

خواجه علم بدیع می خواند

آن معانی ازین بیان دارد

می مست خوشی اگر جوئی

نعمت الله بجو که آن دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

هر کجا ساغری است می دارد

جام بی باده رند کی دارد

هر کجا صورت خوشی بینی

معنئی از جمال وی دارد

دل مستم مدام می نوشد

گوش جان بر نوای نی دارد

گر نه آب حیات می نوشم

نفسم دل چگونه حی دارد

نعمت الله را به جان جوید

هرکه میلی به جام می دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

هر که از اهل کمال است جلالی دارد

خوش کمالی که جمالی به کمالی دارد

نفس اهل کمال است که جان می بخشد

آفرین بر نفسش باد که حالی دارد

بسته ام نقش خیالی که نیاید به خیال

خوش خیالی که چنین خوب خیالی دارد

جام جان پر می خمخانهٔ جانانهٔ ماست

ساغر ما چو حباب آب زلالی دارد

هر کجا آینه ای در نظر می آید

او به تمثالی از آن وجه مثالی دارد

به سراپردهٔ جنت نکشد خاطر رند

زانکه در گوشهٔ میخانه جمالی دارد

هرکه او مستعد نعمت الله بود

دایم از سید این بنده سؤالی دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد

خستهٔ رنج غم تو درجاتی دارد

هر که شد مردهٔ درد تو نمیرد هرگز

کشتهٔ عشق تو جاوید حیاتی دارد

طاق ابروی تو محراب دل ماست از آن

روز و شب خاطر ما میل صلاتی دارد

کفر زلف تو که ایمان رخت می پوشد

سیئاتی است خیال حسناتی دارد

گر قدم رنجه کنی بر سر آبی باری

در نظر دیدهٔ ما آب فراتی دارد

به جفا از سر کوی تو دل از جا نرود

آفرین بر قدم او که ثباتی دارد

نعمت الله که سلطان جهان عشقست

چون گدایان ز تو امید زکاتی دارد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:56 AM

 

از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد

ذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام صد

حسن یکی و در نظر آینه بی شمار هست

روح یکی و تن هزار باده یکی و جام صد

گر به صد آینه یکی رو بنمود صد نشد

نقش خیال او صد و صد نشد آن کدام صد

همدم جام پر میم ساقی مجلس ویم

پیش یکی گرفته ام ساغر می مدام صد

نام یکی اگر یکی صد نهد ای عزیز من

صد نشود حقیقتش یک بود او به نام صد

در دو جهان خدا یکی نیست در آن یکی شکی

ملک بسی ملک یکی شاه بسی غلام صد

عاشق و مست و واله هم همدم نعمة اللهم

نوش کنم به عشق او ساغر می به کام صد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:55 AM

 

توحید و موحد و موحد

این جمله طلب کنش را حمد

یک فاعل و فعل او یکی هم

گه نیک نماید و گهی بد

خمخانه و جام و ساقی ما

می جوی ولی ز مجلس خود

هر چند که عقل ذوفنون است

اما بر عاشقان چه سنجد

در هر دو جهان یکیست موجود

هر لحظه به صورتی مجدد

یک حرف و معانی فراوان

یک نقطه و اعتبار بی حد

دریاب به ذوق قول سید

ای سائل کامل سرآمد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:54 AM

 

در دل به جز از خدا نگنجد

چون او گنجد هوا نگنجد

دل خلوت خاص حضرت اوست

بیگانه و آشنا نگنجد

مائیم و نگار خوش کناری

مویی به میان ما نگنجد

سلطان عشقست و عقل درویش

در مجلس شه گدا نگنجد

دردی دارم دوا ندارد

با درد چنین دوا نگنجد

چون نیست به جز یکی که گوید

درد خود گنجد و یا نگنجد

خوش خم میست نعمت الله

در جام جهان نما نگنجد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:54 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122239
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث