به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند

چو نور روی او باشد همه چیزی نکو بیند

کسی کو را به خود بیند کجا من عارفش خوانم

من آن کس عارفش خوانم که نور او به او بیند

بود این رشتهٔ یک تو ولی احول دو تو یابد

چو گم کردست سر رشته از آن یک تو دو تو بیند

کسی کو مست شد از می چه داند جام و پیمانه

مگر رندی بود سرخوش که می نوشد سبو بیند

اگر آئینهٔ روشن محبی در نظر آرد

خود و محبوب در یک جا نشسته روبرو بیند

نبیند چشم دریا بین به غیر از عین ما دیگر

اگر سرچمه ای یابد و گر در آب جو بیند

خیالی گر پزد شخصی که سید غیر او دیده

بگو چون نیست غیر او نگوئی غیر چو بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

چشم ما عین ما به ما بیند

هم به نور خدا ، خدا بیند

دیدهٔ ما ندیده غیری را

غیر چون نیست او که را بیند

هر که خودبین بود نبیند او

زانکه خودبین همه خطا بیند

هر که با ما نشست در دریا

عین ما آشنای ما بیند

عارفی کو جمال او را دید

دیده باشد به او چو وا بیند

دردمندی که درد می نوشد

هم از آن درد دل دوا بیند

به خرابات رندی ار آید

سید مست دو سرا بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بیند

اگر بیند کسی غیرش بگو نیکو نمی بیند

اگر چه دیدهٔ احول یکی را دو نماید رو

بحمدالله که چشم من یکی را دو نمی بیند

به چشم او توان دیدن جمال بی مثال او

به غیر روی ننماید کسی را رو نمی بیند

مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوست

و گر نه دیده ای نبود که روی او نمی بیند

به چشم ما نگاهی کن که نور چشم ما بینی

که چشم ما به غیر او کهن یا نو نمی بیند

نبیند چشم نابینا جمال ماه تابان را

اگر صد سال می گویم نداند چو نمی بیند

مگر سررشته گم کردی که این رشته دو تو دیدی

ببین در دیدهٔ سید که جز یک تو نمی بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند

نیست ممکن که دمی بی هوسی بنشیند

ننشیند دل من یک نفسی از سر پا

تا که در صحبت تو خوش نفسی بنشیند

خلوت نقش خیال تو بود خانهٔ چشم

نتوان دید که غیر از تو کسی بنشیند

بر سر راه تو گرچه عسسان بسیارند

نیست عاشق که ز خوف عسسی بنشیند

مدتی شد که سر کوی تو می جست دلم

از درت دور مکن گرچه بسی بنشیند

کس به فریاد من عاشق شیدا نرسد

مگر آن روز که فریادرسی بنشیند

نعمت الله به خلوت ننشیند بی تو

شاهبازی است کجا در قفسی بنشیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

ما مریدیم و پیر ما مرشد

ره روانیم و رهنما مرشد

رو نوائی ز یار مرشد جو

که دهد بی ریا نوا مرشد

نبری ره به خانهٔ اصلی

گر نیابی در این سرا مرشد

روز و شب از خدای خود می جو

کاملی تا بود تو را مرشد

بحر ما را کرانه پیدا نیست

غرق آبیم و عین ما مرشد

دُرد دردش بنوش و خوش می باش

که کند درد تو دوا مرشد

هر که ارشاد نعمت الله یافت

دائما خواهد از خدا مرشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

دلبر سرمست ما عزمی به دریا می کند

منع نتوان کردنش چون میل مأوا می کند

چشم ما پر آب کرده خوش نشسته در نظر

این عنایت بین که او با دیدهٔ ما می کند

آفتاب حسن او هر جا که بنماید جمال

هر چه آن پنهان بود چون نور پیدا می کند

چشم مردم دیدهٔ ما روشن است از نور او

این نظر صاحبنظر با چشم بینا می کند

در خرابات مغان مست خراب افتاده ایم

هر که دارد دولتی رغبت به آنجا می کند

کار دل از عشق بالائی چنین بالا گرفت

لاجرم جان عزیزان قصد بالا می کند

پادشاه است او و سید بندهٔ فرمان او

دلخوشست ارچه جفای جان شیدا می کند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:35 AM

 

هر که او را به نور او بیند

هر چه بیند همه نکو بیند

آنکه با ما نشست در دریا

عین ما دید و سو به سو بیند

روی غیری ندیده دیدهٔ ما

غیر چون نیست دیده چو بیند

هر که در آینه کند نظری

جان و جانانه روبرو بیند

چشم باریک بین سید ما

رشته یک توست کی دو تو بیند

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:34 AM

 

مدام همدم جام شراب خوش باشد

همیشه عاشق مست خراب خوش باشد

بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان

که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش باشد

بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست

بیا که دیدن او بی نقاب خوش باشد

رسید ساقی سرمست و جام می بر دست

حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد

خیال عارض او نقش می کشم بر چشم

نگر که نقش خیالش در آب خوش باشد

هزار شاه گدای جناب ما باشد

اگر به جانب ما آن جناب خوش باشد

خوش است گفتهٔ سید که از سر ذوق است

به ذوق هر که بگوید جواب خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

عاشق و یار خویش خوش باشد

دل و دلدار خویش خوش باشد

زاهد و زهد و رند و میخواری

هر کس و کار خویش خوش باشد

بلبل مست و عاشق شیدا

خود و گلزار خویش خوش باشد

بار عشقش نهاده ام بر دل

می کشم بار خویش خوش باشد

عاشقانه به دُردی دردش

کرده تیمار خویش خوش باشد

عشقبازی است کار دل دائم

دل به کردار خویش خوش باشد

نعمت الله خوش بود با من

یار با یار خویش خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

 

ناز با یار غار خوش باشد

آن میان در کنار خوش باشد

نقش رویش خیال می بندم

در نظر آن نگار خوش باشد

عشق او آفتاب تابان است

مهر او بی غبار خوش باشد

نور او را به نور او بنگر

آن نهان آشکار خوش باشد

لیس فی الدار غیره دیار

در چنین دار یار خوش باشد

در همه چون جمال او پیداست

گر یکی ور هزار خوش باشد

بلبل مست و صحبت سید

بابت گلعذار خوش باشد

ادامه مطلب
دوشنبه 2 مرداد 1396  - 10:33 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5120638
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث